رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱۶۹ مطلب در فروردين ۱۴۰۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

درب مغفرت
هر که استغفار از یزدان نمود
موجبات رحمت و غفران نمود
حق پذیرد توبه‌ی افراد را
او ببخشد خاطی و احسان نمود


شرح و تفسیر:


موضوع اصلی ابیات را معرفی می‌کند: مغفرت (بخشش و آمرزش الهی). اشاره دارد به بخشش خداوند که در آموزه‌های دینی به‌عنوان یکی از صفات برجسته‌ی او شناخته شده است.

مصرع اول: "هر که استغفار از یزدان نمود"
در اینجا به عمل استغفار (طلب بخشش) اشاره شده است. هر انسانی که از خداوند (یزدان) به‌خاطر گناهان خود طلب آمرزش کند، خود را در مسیر رحمت و مغفرت الهی قرار می‌دهد. این مضمون در آیات مختلف قرآن، از جمله:

وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ
(از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به‌سوی او بازگردید – هود، ۳)

مصرع دوم "موجبات رحمت و غفران نمود"
این مصرع نتیجه‌ی استغفار را بیان می‌کند. وقتی انسان از گناهان خود توبه می‌کند، رحمت و مغفرت الهی شامل حالش می‌شود. خداوند نه‌تنها گناه را می‌آمرزد بلکه با رحمت خاص خود، آثار سوء آن را نیز محو می‌کند.

مصرع سوم: "حق پذیرد توبه‌ی افراد را"
در اینجا تأکید بر پذیرش توبه از سوی خداوند است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ
(خداوند توبه‌کنندگان را دوست دارد – بقره، ۲۲۲)

این مصرع امید می‌دهد که بازگشت حقیقی به سوی خداوند، همواره پذیرفته می‌شود.

مصرع چهارم: "او ببخشد خاطی و احسان نمود"
این مصرع بر دو ویژگی خداوند تأکید دارد: بخشش و احسان. خداوند نه‌تنها از خطای بندگان می‌گذرد، بلکه با فضل و کرم خویش نعمت‌هایی نیز به آن‌ها عطا می‌کند. حدیثی از پیامبر (ص) بیان می‌کند:

التائبُ حَبیبُ اللهِ
(توبه‌کننده محبوب خداوند است).

این بیت به‌طور کلی نشان می‌دهد که درهای رحمت الهی برای همه‌ی بندگان باز است و هیچ خطایی مانع بخشش خداوند نخواهد بود.

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

درب شهود
اهل دل آگاه بر غیب و شهود
ما چه می‌دانیم از بود و نبود
انبیا و اولیا خواهان حق
چون‌که دل لبریز از باران جود


شرح و تفسیر:

این ابیات به مقام شهود و درک حقیقت فراتر از حواس ظاهری اشاره دارد. شهود در عرفان به معنای مشاهده‌ی حقایق باطنی و درک بی‌واسطه‌ی حضور الهی است. در این ابیات، تفاوت میان اهل معرفت و انسان‌های عادی، و جایگاه انبیا و اولیا در وصول به حق، به زیبایی ترسیم شده است.


مصرع اول: "اهل دل آگاه بر غیب و شهود"

این مصرع به گروهی از انسان‌ها اشاره دارد که به دلیل صفای باطن و تزکیه‌ی نفس، قادر به مشاهده‌ی حقایق پنهان (غیب) و امور مشهود (شهود) هستند.

اهل دل در عرفان به افرادی گفته می‌شود که با مجاهدت‌های روحی و معنوی، چشم دل خود را باز کرده و از پرده‌ی ظواهر عبور کرده‌اند. در قرآن نیز به این مقام اشاره شده:

وَکَذَٰلِکَ نُرِیٓ إِبْرَٰهِیمَ مَلَکُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ
(و این‌گونه ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم - انعام، ۷۵)


مصرع دوم: "ما چه می‌دانیم از بود و نبود"

در این مصرع به محدودیت فهم انسان‌های عادی در برابر حقایق هستی اشاره شده است. درک بود (وجود حقیقی) و نبود (عدم یا حقایق غیبی) فراتر از عقل جزئی است و تنها کسانی که به مقام شهود رسیده‌اند، به این اسرار آگاهی دارند.

مولانا نیز در این زمینه می‌گوید:

هر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند


مصرع سوم: "انبیا و اولیا خواهان حق"

اینجا به انبیا (پیامبران) و اولیا (دوستان و مقربان خدا) اشاره دارد که هدف اصلی آنان رسیدن به حق مطلق (خداوند) است. آنان به دلیل خلوص و عبودیت، همواره در طلب معرفت الهی‌اند.

آنان نه‌تنها حق را می‌جویند بلکه راهنمای انسان‌ها در مسیر سلوک و شهود هستند. چنان‌که در قرآن آمده است:

یَهْدِی بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَـٰمِ
(خداوند به‌وسیله‌ی پیامبران، کسانی را که طالب رضایت او هستند، به راه‌های سلامت هدایت می‌کند - مائده، ۱۶)


مصرع چهارم: "چون‌که دل لبریز از باران جود"

این مصرع به جود (بخشش و فیض الهی) اشاره دارد که دل انبیا و اولیا را لبریز کرده است. این لطف و عنایت الهی باعث می‌شود که آنان به معرفتی عمیق و شهود حقیقت دست یابند.

باران جود تمثیلی از فیوضات معنوی است که خداوند بر دل‌های آماده و پاک می‌باراند. مولانا در توصیف این حالت می‌گوید:

قطره‌ای کز جویباری می‌رود
از پی دیدارِ دریا می‌رود


جمع‌بندی تفسیر:

این ابیات تفاوت میان اهل معرفت و انسان‌های عادی را بیان می‌کند. اهل دل که به شهود الهی دست یافته‌اند، درک عمیقی از حقایق هستی دارند. در مقابل، دیگران از اسرار وجود و عدم بی‌خبرند. انبیا و اولیا، که قلب‌شان سرشار از فیض الهی است، پیوسته در جست‌وجوی حق بوده و راهنمای انسان‌ها به سوی حقیقت‌اند.

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

درب قرب

در قربِ بهشت عاشقان، ذاتِ حقیقت
نه در دنیا، نه در خوابِ قیامت
نه باغ و سبزه و آب و گل و می
که پیدا می‌شود در یک نگاهت


شرح و تفسیر:

این رباعی به یکی از عمیق‌ترین مفاهیم عرفانی اشاره دارد: قرب و وصال حقیقی. شاعر در این رباعی بیان می‌کند که حقیقت نهایی و مقام قرب الهی، در هیچ‌یک از ظواهر مادی یا حتی تصورات ذهنی از جهان پس از مرگ (قیامت) یافت نمی‌شود. بلکه این حقیقت فراتر از زمان و مکان، تنها در نگاه و شهود عاشقانه تجلی می‌یابد.


بیت اول:

«در قربِ بهشت عاشقان، ذاتِ حقیقت»
این مصرع به حقیقت مطلق اشاره دارد که تنها در قرب و نزدیکی عاشقانه آشکار می‌شود. این قرب نه بهشت موعود ظاهری است و نه لذت‌های جسمانی، بلکه نوعی حضور قلبی و شهود روحانی است که عاشقان در آن، حقیقت وجود را درمی‌یابند.


بیت دوم:

«نه در دنیا، نه در خوابِ قیامت»
شاعر با نفی دنیا (جهان مادی) و قیامت (جهان اخروی) نشان می‌دهد که حقیقت وجود در هیچ‌یک از این دو عالم به شکل کامل درک نمی‌شود. اینجا به آموزه‌ی عرفانی «فنا فی الله» اشاره دارد؛ جایی که حقیقت فراتر از حدود زمانی و مکانی است.


بیت سوم:

«نه باغ و سبزه و آب و گل و می»
شاعر با استفاده از عناصر ملموس و زیبایی‌های طبیعی، به‌صورت نمادین از لذات جسمانی و ظاهری یاد می‌کند. این بیت تأکید دارد که حقیقت والاتر از همه‌ی این جلوه‌های فریبنده و زودگذر است.


بیت چهارم:

«که پیدا می‌شود در یک نگاهت»
این مصرع اوج رباعی و حقیقت نهایی را بیان می‌کند: حقیقتی که در یک نگاه عاشقانه و آگاهانه متجلی می‌شود. این نگاه می‌تواند اشاره به نظر حق تعالی داشته باشد یا نگاه سالک و عارف که با صفای دل و چشم حقیقت را مشاهده می‌کند. در عرفان، نظر محبوب نمادی از فیض الهی و کشف حقیقت است. این نگاه، حجابی از میان برمی‌دارد که نه دنیا و نه قیامت قادر به گشودن آن نیستند.


نتیجه‌گیری:

شاعر در این رباعی نشان می‌دهد که حقیقت ناب و قرب حقیقی به ساحت الهی در محدوده‌ی زمان و مکان نمی‌گنجد و با تجربه‌ی مستقیم و بی‌واسطه‌ی عشق و شهود در یک لحظه‌ی ناب مکاشفه نمایان می‌شود. این نگاه، نه از جنس ادراک عقلانی بلکه نظری معنوی و قلبی است که تنها برای اهل عشق و معرفت حاصل می‌شود.

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

قصیده بهار عشق(۳)

باسمه تعالی

بهار عشق(۳)

 

دل عاشقان شاد و خندان زِ عشق

که ره یابی از دلنوازان زِ عشق

 

 

 

اگر ذره‌ای مهر در دل نبود
نیابی رهی در گلستان زِ عشق

 

به مستی توان در حریمش رسید
که سرها شود بر نیستان زِ عشق

 

زِ عشق است سرمستِ دار و وصال
که جان می‌شود پاک، قربان زِ عشق

 

به هر درد، درمانِ جان عشق اوست
که پیدا شود سِرّ پنهان زِ عشق

 

همه عالم از نورِ او زنده‌اند
بُوَد جانِ هستی، به فرمان زِ عشق

 

زِ عشق است کافر مسلمان شود
که بت‌ها شود جمله ویران زِ عشق

 

اگر نیست عشقی، نباشد قرار
که هستی بُوَد مست و حیران زِ عشق

 

اگر عاشقی، راه معشوق باز
که باشد نجاتت، زِ احسان زِ عشق

 

به جز عشق، راهِ سعادت مجو
که جان می‌شود پاک و تابان زِ عشق

 

 

به وادیِ عرفان ، رهی نیست جز
که دلها رود شوره زاران زِ عشق

 

 

زِ عشق است گر دل رسد بی‌نشان
شود محوِ او در گلستان زِ عشق

 

 

ز عشق است، گر جان بگیری بقاست
رود بنده تا عرش و کیهان زِ عشق

 

 

زِ عشقی که ما را به حق می‌برد
کند سالکان را چه خندان زِ عشق

 

 

دمِ عارفان پر زِ راز خداست
که مست‌اند از یار، مستان زِ عشق

 

 

به وادیِ حیرت، کسی ره برد
که دارد دلی بی‌غزل‌خوان زِ عشق

 

نماند غباری به دل از جهان
چو جان شد زِ اخلاص، قربان زِ عشق

 

 

اگر ذره‌ای مهر در دل فتد
شود درد عالم، چه آسان زِ عشق

 

 

همه کائنات اند مجذوب حق
که هستی بُوَد چون گلستان زِ عشق

 

 

 

کسی کو زِ سرّ بقا دم زند
شود محو و بی تاب جانان زِ عشق

 

 

نداند حقیقت، مگر بی‌خبر
که مستور ماند زِ میدان زِ عشق

 

 

زِ عشقی که دل را به معراج برد
رساند پیمبر به یزدان ز عشق

 

 

به هر جا روی، نور حق منجلی
دل عاشقان شاد و خندان زِ عشق

 

 

 

کسی را که در دل صفایی نبود
نبیند رهی در شبستان زِ عشق

 

 

چو نوری زِ جانان بتابد به جان
شود دل زِ شادی چو رضوان ز عشق

 

 

اگر نور حق بر دلت خانه کرد
رهد بنده از مکر شیطان زِ عشق

 

 

زِ هر نغمه‌ای نورِ حق شد پدید
دل از سوزِ عشقش شتابان ز عشق

 

دل عاشق از غیرِ یزدان تهی
که دارد صفایی ز جانان ز عشق

 

 

زِ عشق است گر غم زِ دل کم شود

شود جان ز شادی گلستان زِ عشق

 

 

اگر عاشقی، بی‌نشان شو زِ خویش

رها شو زِ نفس و ز  شیطان، زِ عشق

 

 

 

 

 

به هر ذرّه‌ای، نورِ حق جلوه‌گر
که باشد همه جا، چراغان زِ عشق

 

 

دمی بی‌محبت مرو زین جهان
که تاریک ماند شبستان زِ عشق

 

به هر جا روی، نور حق منجلی
" رجالی" بود وقف یزدان زِ عشق

 

 



سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

قصیده بهار (۳)

در این بخش، به شرح و تفسیر ابیات قصیده  بهار عشق (۳) پرداخته می‌شود. این ابیات با محوریت عشق الهی و سیر و سلوک عرفانی سروده شده و به مفاهیم بنیادینی چون فناء فی‌الله، بقاء بالله، حقیقت عشق، و نور الهی اشاره دارد.

۱. دل عاشقان شاد و خندان زِ عشق

که ره یابی از دلنوازان زِ عشق

شرح:
دل عاشقان حقیقی از عشق الهی همواره شاد و سرشار از سرور است؛ زیرا این عشق آنان را به محبوب حقیقی و دلنوازان الهی (اولیای الهی) متصل می‌کند. تنها کسانی که در وادی عشق گام می‌نهند، می‌توانند به حقیقت دوستی الهی دست یابند.

۲. اگر ذره‌ای مهر در دل نبود

نیابی رهی در گلستان زِ عشق

شرح:
بدون محبت حقیقی راهی به گلستان عشق (مراتب قرب الهی و وصال) وجود ندارد. عشق خالص شرط لازم برای ورود به عالم معناست. اگر دل از مهر خالی باشد، راه به حقیقت عشق نمی‌برد.

۳. به مستی توان در حریمش رسید

که سرها شود بر نیستان زِ عشق

شرح:
برای رسیدن به حریم الهی باید از خودبی‌خود شد (مستی معنوی). این بیت به رنج‌های سالکان راه عشق اشاره دارد؛ همان‌گونه که سرهای عاشقان در نیستان عشق (مانند شهدای راه حقیقت) قرار می‌گیرد.

۴. زِ عشق است سرمستِ دار و وصال

که جان می‌شود پاک، قربان زِ عشق

شرح:
عشق حقیقی موجب می‌شود که سالک حتی دار (چوبه‌ی دار یا مرگ) را با شوق بپذیرد. این عشق، جان را پاک کرده و قربانی شدن در راه محبوب را شیرین می‌کند. اشاره‌ای است به مقام شهادت در راه حقیقت.

۵. به هر درد، درمانِ جان عشق اوست

که پیدا شود سِرّ پنهان زِ عشق

شرح:
عشق الهی مرهم تمام دردهاست. در پرتو عشق، رازهای پنهان عالم برای عاشق آشکار می‌شود. این اشاره‌ای است به اینکه عشق حقیقت نهان عالم را مکشوف می‌کند.

۶. همه عالم از نورِ او زنده‌اند

بُوَد جانِ هستی، به فرمان زِ عشق

شرح:
تمام هستی و موجودات، زنده به نور خداوند هستند. عشق الهی عامل حرکت و زندگی در سراسر عالم است. این بیت به آیه‌ی قرآنی "اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ" اشاره دارد.

۷. زِ عشق است کافر مسلمان شود

که بت‌ها شود جمله ویران زِ عشق

شرح:
قدرت عشق الهی چنان است که می‌تواند قلب کافران را متحول کرده و آنان را به ایمان و تسلیم بکشاند. عشق موجب می‌شود که بت‌های ظاهری و باطنی شکسته و حقیقت توحید متجلی گردد.

۸. اگر نیست عشقی، نباشد قرار

که هستی بُوَد مست و حیران زِ عشق

شرح:
عشق الهی محور هستی است. بدون عشق، هیچ آرامشی در عالم نیست. همه‌ی موجودات به نوعی تحت تأثیر این مستی الهی هستند و در برابر آن، حیران و شیدا می‌شوند.

۹. اگر عاشقی، راه معشوق باز

که باشد نجاتت، زِ احسان زِ عشق

شرح:
عاشق حقیقی همیشه راه به سوی معشوق دارد. این راه به لطف و احسان عشق الهی گشوده می‌شود. عشق، انسان را از ظلمات نفس و دنیا به نور و نجات می‌رساند.

۱۰. به جز عشق، راهِ سعادت مجو

که جان می‌شود پاک و تابان زِ عشق

شرح:
تنها راه حقیقی به سعادت ابدی، عشق الهی است. این عشق، جان را از کدورت‌ها و آلودگی‌ها پاک کرده و آن را به نور الهی روشن و تابان می‌سازد.

۱۱. به وادیِ عرفان، رهی نیست جز

که دلها رود شوره‌زاران زِ عشق

شرح:
راه رسیدن به وادی عرفان و شناخت حقیقت، تنها از طریق عشق ممکن است. عشق الهی، دل را از خشکی و بی‌حاصلی به سرزمین حیات معنوی می‌برد.

۱۲. زِ عشقی که ما را به حق می‌برد

کند سالکان را چه خندان زِ عشق

شرح:
عشقی که انسان را به حق و حقیقت می‌رساند، در دل سالکان شادی و خنده‌ی معنوی ایجاد می‌کند. وصال حق چنان نشاطی دارد که هر درد و رنجی در برابر آن ناچیز می‌شود.

۱۳. دمی بی‌محبت مرو زین جهان

که تاریک ماند شبستان زِ عشق

شرح:
نباید حتی لحظه‌ای بدون محبت و عشق حقیقی زیست. محبت الهی روشنی‌بخش دل است و بدون آن، تاریکی و گمراهی بر قلب و روح سایه می‌افکند..

۱۴. چو نوری زِ جانان بتابد به جان

شود دل زِ شادی چو رضوان زِ عشق

شرح:
وقتی نور الهی بر قلب انسان بتابد، دل سرشار از شادی و آرامشی همانند بهشت (رضوان) می‌شود. این نور، حقیقتی است که عاشق را از رنج و اندوه رها کرده و او را به سرور ابدی می‌رساند.

۱۵. اگر نور حق بر دلت خانه کرد

رهد بنده از مکر شیطان زِ عشق

شرح:
وقتی نور عشق الهی در دل جای گیرد، مکر و وسوسه‌های شیطانی از انسان دور می‌شود. این بیت به تطهیر قلب و ایمنی از گمراهی با نور حق اشاره دارد که تنها از طریق عشق حاصل می‌شود.

۱۶. زِ هر نغمه‌ای نورِ حق شد پدید

دل از سوزِ عشقش شتابان زِ عشق

شرح:
در هر نغمه و آوای عاشقانه، جلوه‌ای از نور حق نمایان است. سوز عشق موجب می‌شود که دل به سوی وصال محبوب با شتاب حرکت کند. این بیت به عشق الهی به‌عنوان عامل حرکت معنوی اشاره دارد.

۱۷.دل عاشق از غیرِ یزدان تهی

که دارد صفایی زِ جانان زِ عشق

شرح:
دل عاشق حقیقی از هر چیزی جز خداوند خالی است. چنین دلی صفا و روشنی خود را از نور عشق الهی می‌گیرد. این بیت به مقام توحید خالص و فنا فی‌الله اشاره دارد.

۱۸.زِ عشق است گر غم زِ دل کم شود

شود جان ز شادی گلستان زِ عشق

شرح:
تنها عشق است که غم و اندوه را از دل می‌زداید و جان را به گلستان شادی تبدیل می‌کند. این بیت به تأثیر شفابخش عشق الهی در رفع غم‌های دنیوی اشاره دارد.

۱۹. اگر عاشقی، بی‌نشان شو زِ خویش

رها شو زِ نفس و ز شیطان، زِ عشق

شرح:
عاشق حقیقی باید از خودخواهی و خودبینی رها شود و از نفس و وسوسه‌های شیطان فاصله بگیرد. این بیت دعوت به فنا و رهایی از خود در مسیر عشق الهی است.

۲۰. به هر ذرّه‌ای، نورِ حق جلوه‌گر

که باشد همه جا، چراغان زِ عشق

شرح:
نور الهی در تمام ذرات عالم متجلی است. همه‌ی هستی از عشق الهی نور گرفته و این نور، جهان را روشن و چراغان کرده است. اشاره‌ای به وحدت وجود و حضور فراگیر حق در عالم دارد.

۲۱. دمی بی‌محبت مرو زین جهان

که تاریک ماند شبستان زِ عشق

شرح:
نباید لحظه‌ای بدون محبت و عشق الهی زیست. بدون عشق، زندگی همچون شبستانی تاریک و بی‌نور خواهد بود. این بیت بر ضرورت عشق برای معنابخشی به حیات تأکید دارد.

۲۲. کسی را که در دل صفایی نبود

نبیند رهی در شبستان زِ عشق

شرح:
کسی که صفای دل ندارد، راهی به حریم عشق الهی نمی‌یابد. پاکی و صفای درون شرط ورود به وادی عشق و درک حقیقت آن است.

۲۳. زِ عشقی که دل را به معراج برد

رساند پیمبر به یزدان زِ عشق

شرح:
عشقی که دل را به معراج می‌برد، همان عشقی است که پیامبر اکرم (ص) را در شب معراج به قرب الهی رساند. این بیت به عشق به‌عنوان نیروی تعالی‌بخش و وسیله‌ی عروج معنوی اشاره دارد.

۲۴.به هر جا روی، نور حق منجلی

دل عاشقان شاد و خندان زِ عشق

شرح:
نور الهی در همه‌ی هستی آشکار است. این نور، دل عاشقان را همواره شاد و خندان نگاه می‌دارد. عشق الهی، مبدأ و منتهای سرور حقیقی است.

۲۵. کسی کو زِ سرّ بقا دم زند

شود محو و بی‌تاب جانان زِ عشق

شرح:
کسی که از راز بقا بالله سخن می‌گوید، در عشق به محبوب ازلی محو و بی‌قرار می‌شود. این بیت به مقام بقاء بعد الفناء و وصل عاشق به معشوق اشاره دارد.

۲۶.. نماند غباری به دل از جهان

چو جان شد زِ اخلاص، قربان زِ عشق

شرح:
وقتی جان عاشق با اخلاص در راه عشق الهی قربانی می‌شود، هیچ تعلقی به دنیا در دل او باقی نمی‌ماند. این بیت به مقام اخلاص و قربانی نفس در راه محبوب اشاره دارد.

۲۷. اگر ذره‌ای مهر در دل فتد

شود درد عالم، چه آسان زِ عشق

شرح:
اگر عشق الهی حتی به‌اندازه‌ی ذره‌ای در دل جای گیرد، تمام دردها و سختی‌های دنیا آسان و شیرین خواهد شد. این بیت بر قدرت تسکین‌بخش عشق تأکید دارد.

۲۸.همه کائنات‌اند مجذوب حق

که هستی بُوَد چون گلستان زِ عشق

شرح:
تمام هستی و موجودات مجذوب خداوند هستند. این جذب عشق الهی موجب می‌شود که عالم به گلستانی سرسبز و پرطراوت تبدیل گردد. اشاره‌ای است به حدیث "لولا الحبّ لما خلق الله العالم".

۲۹. به هر جا روی، نور حق منجلی

"رجالی" بود وقف یزدان زِ عشق

شرح:
در هر گوشه‌ی عالم، نور حق نمایان است. شاعر (رجالی) خود را وقف خدمت به معبود کرده و تمام زندگی خود را در مسیر عشق و رضایت الهی قرار داده است.

این ابیات، تجلی عشق الهی و سلوک عرفانی را با بیانی شیوا و پرشور تصویر می‌کنند. شاعر با تأکید بر مقام عشق، صفای دل، و فنا فی‌الله، سالک را به حرکت در مسیر وصال محبوب دعوت می‌کند.

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

شرحی بر واژه عرفانی الله

الله
در عرصه‌ی هستی، تو خدایی، الله
بر عرش جلال خود، سمایی، الله
هر ذره به نور توست روشن، ای جان
در پرده‌ی وحدت تو نمایی، الله


شرح و تفسیر هر مصرع:

١. الله
این تک‌واژه، بیانگر اسم اعظم الهی و جامع‌ترین نام خداوند است. در عرفان اسلامی، "الله" اسمی است که همه‌ی صفات کمالی و جلالی حق تعالی را در خود دارد و بر ذات بی‌نهایت او دلالت می‌کند.


٢. در عرصه‌ی هستی، تو خدایی، الله
در این مصرع، سراینده تأکید می‌کند که در گستره‌ی آفرینش، تنها خداوند به عنوان خالق و مدبر، هستی‌بخش و حاکم مطلق است. این بیان اشاره به آیه‌ی شریفه:
«اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ» (سوره‌ی زمر، آیه‌ی ۶۲) دارد که خداوند را آفریننده‌ی همه چیز معرفی می‌کند.

واژه‌ی "عرصه‌ی هستی" نمادی از عالم امکان و مخلوقات است که جلوه‌ای از وجود حق تعالی دارند. "تو خدایی" تأکید بر یگانگی و ربوبیت مطلق خداوند است.


٣. بر عرش جلال خود، سمایی، الله
این مصرع به جایگاه والای الهی اشاره دارد. "عرش جلال" کنایه از مرتبه‌ی بی‌نهایت و غیرقابل دسترسی خداوند است که مظهر کبریا و عظمت اوست. در قرآن آمده است:
«الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ» (سوره‌ی طه، آیه‌ی ۵)
که استوای خداوند بر عرش به معنای تسلط کامل و فرمانروایی مطلق اوست.

واژه‌ی "سما" (به معنای بلندای آسمانی) نشان از علو مقام حق دارد و اشاره‌ای به فراگیری و احاطه‌ی مطلق خداوند بر همه چیز است.


٤. هر ذره به نور توست روشن، ای جان
در این مصرع، اشاره به تجلی نور الهی در تمام مخلوقات شده است. بر اساس آیه‌ی نور:
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» (سوره‌ی نور، آیه‌ی ۳۵)
خداوند، نور هستی است و هر موجودی به واسطه‌ی این نور قوام می‌یابد.

"هر ذره" نماد کوچک‌ترین اجزای هستی است که در پرتو فیض دائم الهی ظهور یافته و روشنایی یافته‌اند. "ای جان" خطاب به روح انسانی است که در مسیر شناخت نور حق قرار دارد.


٥. در پرده‌ی وحدت تو نمایی، الله
این مصرع اشاره به اصل وحدت وجود دارد؛ یعنی همه‌ی هستی، پرتوی از وجود یگانه‌ی حق تعالی است و او در پس همه‌ی کثرت‌ها حضور دارد.

"پرده‌ی وحدت" نماد حقیقت یکتای الهی است که کثرت ظاهری را در خود نهان کرده است. "نمایی" به معنای ظهور و تجلی حق در مظاهر گوناگون عالم است.

این مصرع با اندیشه‌ی عرفانی وحدت شخصیه‌ی وجود همخوانی دارد، که بر اساس آن، وجود حقیقی تنها از آنِ خداوند است و سایر موجودات، سایه و جلوه‌ی اویند.

 

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

رحمان
ای چشمه‌ی لطف بی‌کران، ای رحمان
بر ما ز کرم گشوده‌ای، در احسان
در سایه‌ی مهر جاودانی، ای دوست
ما زنده به عشق و مهر تو، بی پایان

 

این شعر چهار مصرع دارد که هر یک اشاره به یکی از صفات و جلوه‌های رحمت الهی دارد. در ادامه، هر مصرع را به‌صورت دقیق شرح و تفسیر می‌کنیم:

مصرع اول: "ای چشمه‌ی لطف بی‌کران، ای رحمان"

شرح:
در این مصرع، خداوند با صفت "رحمان" مورد خطاب قرار گرفته است. صفت "رحمان" به معنای بخشنده و مهربانی عام است که رحمتش همه‌ی موجودات را شامل می‌شود. تشبیه خداوند به "چشمه‌ی لطف بی‌کران" اشاره دارد به اینکه رحمت الهی مانند چشمه‌ای جوشان و پایان‌ناپذیر است و پیوسته جریان دارد.
تفسیر عرفانی:
در نگاه عرفانی، رحمت رحمانی خداوند اصل هستی‌بخش جهان است و تمامی مخلوقات از فیض دائمی این رحمت برخوردارند. این مصرع تأکید دارد که وجود ما و همه چیز در عالم، وابسته به رحمت بی‌نهایت خداوند است.

مصرع دوم: "بر ما ز کرم گشوده‌ای، در احسان"

شرح:
در اینجا به لطف و احسان خاص خداوند اشاره می‌شود. "کرم" به معنای بزرگواری و سخاوت الهی است و "گشودن در احسان" کنایه از این است که خداوند به‌طور مداوم درهای نعمت و بخشایش را بر بندگان خود باز نگه داشته است.
تفسیر عرفانی:
احسان الهی نه‌تنها به نعمت‌های ظاهری محدود نمی‌شود، بلکه شامل هدایت معنوی و الطاف باطنی نیز هست. عرفا معتقدند که هر نفسی که انسان می‌کشد، ناشی از احسان خداوند است و این نعمت‌ها، جلوه‌ی عشق خداوند به بندگانش می‌باشد.

مصرع سوم: "در سایه‌ی مهر جاودانی، ای دوست"

شرح:
در این مصرع، رحمت الهی به "سایه‌ی مهر جاودانی" تشبیه شده است. سایه استعاره‌ای از پناه و آرامش است. این تشبیه نشان می‌دهد که رحمت خداوند همیشه حاضر و پایدار است و بندگان در هر حالی می‌توانند از این مهر بهره‌مند شوند.
تفسیر عرفانی:
عرفا خداوند را "دوست حقیقی" می‌دانند که مهر او هرگز زوال‌پذیر نیست. این مصرع به نوعی بیانگر مقام قرب الهی و انس با ذات حق است که در آن بنده همواره تحت عنایت و لطف خداوند قرار دارد.

مصرع چهارم: "ما زنده به عشق و مهر تو، بی‌پایان"

شرح:
در این مصرع، حیات حقیقی انسان به عشق و محبت خداوند وابسته دانسته شده است. "بی‌پایان" به استمرار و ابدیت این عشق اشاره دارد.
تفسیر عرفانی:
از منظر عرفانی، عشق الهی منشأ هستی است و بدون این عشق، وجود بی‌معناست. عاشق حقیقی کسی است که تمام هستی خود را فدای عشق به معشوق (خداوند) می‌کند. در این نگاه، زندگی واقعی آن است که در مسیر شناخت و عشق به خداوند سپری شود.

این شعر، جلوه‌های مختلف رحمت الهی را از لطف عام (رحمان) تا احسان خاص و عشق جاودان تشریح کرده و تأکید دارد که هستی ما به مهر و رحمت بی‌پایان او وابسته است.

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

 

رحیم
ما غرق کرم، در این جهان فانی
بی مهر تو نیست هیچ دل، نورانی
ای چشمه‌ی رحمتت، روان بر عالم
هر لحظه جهان ز لطف تو، تابان

 

این شعر، با تمرکز بر صفت "رحیم" خداوند، به جلوه‌های رحمت خاص الهی و تأثیر آن بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد. هر مصرع اشاره به جنبه‌ای از این رحمت و لطف دارد. در ادامه، شرح و تفسیر هر مصرع ارائه شده است:


مصرع اول: "ما غرق کرم، در این جهان فانی"

شرح:
در این مصرع، شاعر به رحمت و بخشش بی‌پایان خداوند اشاره دارد که انسان‌ها را در جهان فانی احاطه کرده است. "غرق کرم" نشان‌دهنده‌ی فراوانی و بی‌حد و مرز بودن نعمت‌های خداوند است.

تفسیر عرفانی:
از دیدگاه عرفانی، جهان مادی سایه‌ای از حقیقت مطلق است و فانی بودن آن به معنای ناپایداری و گذرا بودن دنیا است. با این حال، رحمت خاص الهی همواره جاری است و سالک، حتی در این جهان ناپایدار، از کرم و لطف خداوند بهره‌مند می‌شود.


مصرع دوم: "بی مهر تو نیست هیچ دل، نورانی"

شرح:
در این مصرع بیان می‌شود که روشنی دل‌ها تنها از طریق مهر و محبت خداوند حاصل می‌شود. دل بدون ارتباط با خداوند، تاریک و بی‌نور خواهد بود.

تفسیر عرفانی:
نورانی شدن دل، در عرفان به معنای تجلی انوار الهی در قلب انسان است. سالک حقیقی کسی است که با محبت و معرفت الهی دل خود را از تاریکی هواهای نفسانی پاک کرده و به نور حق روشن می‌کند. مهر الهی نه‌تنها دل را نورانی می‌کند، بلکه انسان را به سوی حقیقت و کمال رهنمون می‌سازد.


مصرع سوم: "ای چشمه‌ی رحمتت، روان بر عالم"

شرح:
در این مصرع، رحمت خداوند به چشمه‌ای جاری تشبیه شده است که پیوسته بر سراسر عالم سرازیر است. این تشبیه بر پیوستگی، فراگیری و تازگی رحمت الهی تأکید دارد.

تفسیر عرفانی:
از دیدگاه عرفا، رحمت رحیمی خداوند جنبه‌ی ویژه‌ای دارد که شامل هدایت و عنایت خاص برای بندگان مخلص است. این رحمت همان حقیقت وجودی است که همواره و بدون توقف بر عالم هستی جاری است و سبب ظهور و بقای همه چیز می‌شود.


مصرع چهارم: "هر لحظه جهان ز لطف تو، تابانی"

شرح:
این مصرع بیان می‌کند که روشنایی و حیات جهان در هر لحظه وابسته به لطف دائمی خداوند است. اگر لطف او نباشد، جهان در تاریکی و نیستی فرو می‌رود.

تفسیر عرفانی:
در نگاه عرفانی، جهان تجلی اسماء و صفات الهی است و بدون تجلی لطف و رحمت خداوند هیچ موجودی باقی نمی‌ماند. این مصرع به بقابالله اشاره دارد که عالم به سبب فیض مستمر او پابرجا و درخشان است. لحظه‌لحظه‌ی جهان به انوار لطف او زنده و روشن است.


جمع‌بندی کلی شعر:

این شعر به بیان رحمت خاص الهی (رحیم) می‌پردازد و تأکید دارد که:

  1. همه‌ی ما در دریای کرم و بخشش خداوند غوطه‌وریم.
  2. نورانیت و صفای دل تنها با محبت و مهر الهی حاصل می‌شود.
  3. رحمت خداوند مانند چشمه‌ای جوشان، پیوسته در عالم جاری است.
  4. دوام و روشنی عالم وابسته به لطف بی‌پایان خداوند است.

این شعر با زبانی ساده اما عمیق، به یکی از اسرار هستی یعنی وابستگی مطلق عالم به رحمت الهی اشاره دارد و انسان را متوجه این حقیقت می‌کند که همه‌ی هستی از لطف و محبت او نشأت گرفته است.

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

قدوس

ذات تو مقدس است، بی‌چون و چرا
پاک از همه عیب، فارغ از شک و خطا
هر ذره ز نور تو درخشد در عرش
پاکی تو جلوه‌گر بود در دنیا


شرح و تفسیر مصرع‌ها

۱. ذات تو مقدس است، بی‌چون و چرا
در این مصرع، به پاکی مطلق و بی‌همتایی ذات الهی اشاره شده است. واژه‌ی قدوس از ریشه‌ی «ق-د-س» به معنای پاکی و منزه بودن است. در اینجا، شاعر تأکید می‌کند که ذات خداوند نه تنها پاک و مقدس است، بلکه این تقدس هیچ قید و شرطی ندارد و بی‌چون و چرا یعنی فراتر از هر توصیف و تصور بشری است. این اشاره‌ای به آیه‌ی «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ، رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَالرُّوحِ» (صحیح مسلم) دارد که خداوند را به عنوان ذات مقدس معرفی می‌کند.

۲. پاک از همه عیب، فارغ از شک و خطا
اینجا تنزیه الهی مورد توجه است. خداوند از هر نقص، اشتباه و عیب، منزه و مبرا است. این بیان برگرفته از آموزه‌های اسلامی است که خدا را کامل مطلق معرفی می‌کند. اشاره دارد به این حقیقت که عقل بشری ممکن است دچار خطا شود، اما ذات خداوند فراتر از هرگونه نقصان است؛ چنان که قرآن کریم می‌فرماید:
"لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ" (سوره شوری، آیه ۱۱) یعنی هیچ چیزی مانند او نیست.

۳. هر ذره ز نور تو درخشد در عرش
این مصرع بیانگر تجلّی الهی در تمام هستی است. حتی کوچک‌ترین ذره‌ها نیز جلوه‌ای از نور الهی هستند. واژه‌ی عرش در اینجا نمادی از مرتبه‌ی اعلی و مقام ربوبی است. این مضمون به آیه‌ی اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (سوره نور، آیه ۳۵) اشاره دارد که خداوند را نور آسمان‌ها و زمین معرفی می‌کند.

۴. پاکی تو جلوه‌گر بود در دنیا
در این مصرع، ظهور پاکی خداوند در عالم ماده و معنا مطرح شده است. تجلّیات رحمت و قدرت الهی در مخلوقات و نظم جهان نمایان است. هرچند ذات خداوند فراتر از ادراک بشر است، اما نشانه‌های پاکی و تقدس او در سراسر هستی مشاهده می‌شود. این مضمون اشاره‌ای به آیه‌ی وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (سوره بقره، آیه ۲۱۰) دارد که همه چیز به سوی او بازمی‌گردد.

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

حکیم

ای حکمت تو دلیل هر بود و نبود
در دست خداست، عالمی را موجود
هر حکم تو، آیتی ز عدل است و فلاح
نامت سبب رهایی از خوف و جحود


شرح و تفسیر مصرع‌ها

۱. ای حکمت تو دلیل هر بود و نبود
در این مصرع، به حکمت مطلق الهی اشاره شده است. بود و نبود کنایه از آفرینش و عدم است. هر آنچه در عالم هستی موجود است یا از عدم به وجود آمده، همه بر اساس حکمت خداوند است. این بیان برگرفته از آیه‌ی:
"وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْعَلِیمُ" (سوره زخرف، آیه ۸۴) است که خداوند را حکیم و دانای مطلق معرفی می‌کند. این مصرع بیانگر این حقیقت است که هیچ حادثه و موجودی بی‌دلیل و بی‌هدف نیست و حکمت خداوند ورای درک بشر قرار دارد.

۲. در دست خداست، عالمی را موجود
این مصرع بر سلطه و تدبیر الهی تأکید دارد. خلق و بقای عالم وابسته به اراده و حکمت خداوند است. تعبیر در دست خداست کنایه از قدرت مطلق و مالکیت تامّ خداوند بر جهان است. این مضمون با آیه‌ی:
"بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ" (سوره یس، آیه ۸۳) که فرمانروایی همه چیز در دست اوست، تطابق دارد.

۳. هر حکم تو، آیتی ز عدل است و فلاح
در این مصرع، عدالت و رستگاری به عنوان ثمره‌ی احکام الهی مطرح می‌شود. هر فرمان و حکم خداوند نشانه‌ای از عدالت او است و اجرای این احکام موجب فلاح (رستگاری و سعادت) انسان می‌شود. این نکته برگرفته از آیه‌ی:
"إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ" (سوره نحل، آیه ۹۰) است که خداوند به عدالت و نیکی فرمان می‌دهد.

۴. نامت سبب رهایی از خوف و جحود
اینجا به آثار حکمت الهی در امنیت و ایمان اشاره شده است. خوف به معنای ترس از گمراهی و عذاب و جحود به معنای انکار حقیقت است. شناخت حکمت الهی موجب می‌شود که انسان از ترس‌های بی‌اساس و انکار حقیقت رهایی یابد. این مصرع با آیه‌ی:
"فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلَامِ" (سوره انعام، آیه ۱۲۵) همخوانی دارد که بیانگر این است که هدایت الهی موجب آرامش قلب و رهایی از انکار می‌شود.

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی