باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۵۰۵ تا ۱۵۱۰
نقش خدا در زندگی
بار دیگر ما به قصه آمدیم
ما از آن قصه برون خود کی شدیم
گر به جهل آییم آن زندان اوست
ور به علم آییم آن ایوان اوست
ور به خواب آییم مستان وییم
ور به بیداری به دستان وییم
ور بگرییم ابر پر زرق وییم
ور بخندیم آن زمان برق وییم
ور بخشم و جنگ عکس قهر اوست
چور بصلح و عذر عکس مهر اوست
ما کییم اندر جهان پیچ پیچ
چون الف او خود چه دارد هیچهیچ
مولانا در اینجا ادامه قصه را بیان می کند. اگر چه به ظاهر از قصه بیرون رفته است .خداوند در قرآن می فرماید شما همواره در قلمرو و حیطه من قرار دارید من با شما هستم.مولانا می گوید انسان یا در وادی علم است و یا در وادی جهل.اگر در وادی جهل باشددر زندان خدا قرار دارد.اما اگر در وادی و حیطه علم قرار داشته باشد،او در ایوان خدا می باشد.در حقیقت انسانی که از علم و حکمت دور است از نور الهی دور است و لذا از روشنایی بهره ای نمی برد.کسی که در ظلمت و تاریکی قرار دارد امکان دیدن حقایق را ندارد.لذا دچار گمراهی و جهل می گردد.در این حالت با اعمال خود، خود را در زندان غفلت و جهل قرار داده است.همانند کسی که در پرتوی نور خورشید قرار نداشته باشد.لذا در تاریکی محبوس است و نمی تواند چیزی راببیند.
انسانها یا خوابیده اند و یا بیدارند.اگر خواب باشند.خداوند او را مست خواب کرده است.لذا در سیطره او قرار دارد.چنانچه بیدار باشیم،باز توسط دستان پر مهر خداوند بیدار هستیم.لذا می توان گفت که همواره تحت سیطره و اراده خداوند هستیم.
انسانها گاهی خندان و گاهی گریان هستند.گاهی چون ابر می گریند و گاهی چون رعد و برق می خندند.در هر حالت خداوند است که ما را می گریاند و یا می خنداند.در حقیقت اگر ما در چهارچوب مقررات الهی حرکت کنیم موجبات شادی ما فراهم می شود.چنانچه در چهار چوب هوای نفس حرکت کنیم و از دستورات الهی خارج شویم،دچارناراحتی می شویم.
اگر مشکلاتی که برای انسان پیش می آید را ریشه یابی کنیم.به جایی می رسیم که دچار غفلت شده بودیم و بجای اینکه پیرو فرامین الهی باشیم،پیرو هوای نفس خود شده بودیم.اگر به دین به دقت نگاه کنیم،مجموعه ای از دستور العمل هاست که انسان را به فلاح و رستگاری در دو دنیا می رساند.در حقیقت کاتالوگ انسانها ، عنوان دین نام دارد.هر قدر آگاهی خود را به دین بیشتر کنیم، خود را در مقابل حوادث و بیماری ها بیمه می کنیم.
اگر شادی روح و روان خود را ریشه یابی کنیم، به نقطه ای می رسیم که به دستورات الهی گردن نهادیم.خداوند نیز ما را یاری نموده و اسباب رسیدن به هدف خود را هموارنموده است.لذا با رسیدن به مقصود،پس از تلاش و کوشش، مو جبات شادی فراهم شده است.گاهی می بینیم با یک اقدام و حرکت ساده دل کسی را شاد و یا لبخند به روی لبان کسی نشانده ایم.خداوند نیز متقابلا دل ما را شاد و یا ما را خندان می کند.
همینطور گاهی در جنگ و گاهی در صلح هستیم.اگر در حال جنگیدنیم، خشم و قهر الهی را داریم نشان می دهیم.اما اگر در حالت صلح هستیم، داریم مهر و عطوفت خدا را نشان می دهیم.اگر رابطه انسان با یک نفر دچار خدشه و موجبات ناراحتی شده است، باید به خود برگردیم که ما عملی کرده ایم که موجبات قهر خداوند شده است.متقابلا اگر کسی به شما مهربانی می کند،ریشه در عطوفت خداوند دارد.با پی گیری و خلوت کردن با خود به این نتیجه می رسیم که این امور عکس العمل عمل ما در حق یک فردی است.البته این قاعده در خصوص جنگ و یا صلح اولیای الهی متمایز است.زیرا آنها با توجه به شرایط و شناختی که دارند اقدام می کنند.لذا صلح و یا جنگ آنها باعث اعتلای جوامع است.
نتیجه می گیریم، اگر می خواهیم آدم شویم،نباید از اتفاقاتی که دور ورمان می گذرد ساده بگذریم.باید زمانی در شبانه روز را با خود خلوت کنیم و اتفاقات روزانه را ریشه یابی کنیم.اگر دچار خطا و اشتباهی شده ایم، در صدد اصلاح آن برآییم.
لذا این سوال به ذهن ما ها خطور می کند که همه چیز که در اختیار خداوند است.ما در این عالم چه کاره هستیم.ما همچون الف و نی تو خالی می مانیم.اگر صدایی از ما بلند می شود او دمیده است.ما یک وسیله ای بیش در دست خدای متعال نیستیم.هر جور او بخواهد، همان اتفاق می افتد.لذا وجود ما و حیات ما به خاطر اراده و خواست خداوند است.
منشا هر چیز از ذات خداست
قدرت حق در ید و بازوی ماست
ما درون کشتی و بر روی آب
ناخدای ما ، خدای کبریاست
دکتر علی رجالی
@alirejali
واژه «عالم» به معنای «عالم» ماده نیست؛ بلکه مراد از «عالِم الغیب» خداوند تبارک و تعالی است. خداوند در این آیه میفرماید: «ثم تردون الی عالم الغیب و الشهادة»؛ پس از مرگ به محضر کسی میروید که آگاه به جهان غیب و شهود است و او از اعمال شما به شما خبر میدهد.ازاینرو انسان پس از مرگ به عالم ماده برنمیگردد، گرچه ممکن است روح مرده، پس از مرگ و قبل از قیامت گاهی به دنیا برگردد؛ چراکه جایگاه ارواح مردگان پس از مرگ، عالم برزخ است.قرآن کریم میفرماید: «... و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون؛... و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند». غیب در اصل به معنای چیزی است که پوشیده و پنهان است و چون عالم ماورای محسوسات از حس ما پوشیده است، به آن غیب گفته میشود.غیب و شهود دو نقطه مقابل یکدیگرند، شهود عالم محسوسات است و جهان غیب ماورای حس است.خداوند متعال در سوره جمعه، آیه ۸ میفرماید: «...ثم تردون الی عالم الغیب و الشهادة فینبئکم بما کنتم تعملون؛ ... سپس بهسوی کسی که دانای پنهان و آشکار است، باز گردانده میشوید؛ آنگاه شما را از آنچه انجام میدادید، خبر میدهد.البته باید به این نکته نیز توجه کرد که غیب و شهادت جزو معانی نسبی هستند؛ یعنی یک چیز ممکن است نسبت به چیزی غیب و نسبت به چیز دیگر شهادت باشد. بنابراین غیب و شهادت نسبت به افراد عالم و جاهل متفاوت میباشد. هرقدر دانستههای یک فرد بیشتر باشد، چیزهایی که از او پنهان هستند، کم خواهند بود؛ ازاینرو برای خدایی که علم او نامحدود است و هیچچیز نیست که از حیطه و دایره علمی او خارج باشد، همه چیز شهادت و آشکار و روشن است و برای او هیچ غیب و نمایی وجود ندارد.بنابراین معنای علم خدا به غیب و شهادت این است که در حقیقت همه چیز برای او شهادت است. غیب و شهود موجودات نسبت به هم، همه برای خدا شهادت است.به تعبیر دیگر معنای آیه «عالم الغیب و الشهادة» این است که اموری که ممکن است علم صاحبان علم به ان احاطه یابد و اموری که خارج از حد وجودشان نیست و نیز اموری که ممکن نیست علم صاحبان علم به آن تعلق گیرد، به خاطر خارج بودن از حد وجودشان، هر دو قسم برای خداوند متعال معلوم و روشن است؛ چون او به تمام چیزها احاطه کامل دارد؛ «...الا انه بکل شیء محیط؛ آگاه باشید که خداوند به همه چیز احاطه دارد. در سوره جمعه، یهودیان را تهدید کرده و خطاب به آنها فرموده: چه بخواهند و چه نخواهند مرگ آنها را فرا میگیرد؛ سپس با ستمکاری و گناه به سمت خدا برمیگردند و خداوند به حقیقت اعمال ظاهری و پنهانی آنها آگاه است؛ چون خداوند عالم به غیب و شهادت است و هیچ عملی از آنان بر خدا پوشیده نیست.عالم شهادت، شامل عالم مادی و غیر مادی نیز میشود و منظور از شهادت، آگاهی خداوند به اعمال ظاهری آنان است.
جهت مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
کتاب معاد، نوشته محسن قرائتی - تفسیر نمونه، ج۱، ص ۷۰ ـ ۷۳؛ ج ۱۰، ص ۱۳۹، ج ۱۸، ص ۲۷۸؛ ج ۲۴، ص ۱۱۸.
منبع : پایگاه عرفان