اشعار مذهبی
بخش اول
مصرع های کوتاه
۱۳۲۰.ستایش
جمعی به تفکر و عبادت
مشغول نیایش و ریاضت
جمعی به ریا و خدعه و زور
در فکر خلافت و خیانت
۱۳۱۹.غارت
جمعی به نزاع و جنگ و غارت
دنبال مقام و پست و شهرت
جمعی به تلاش و کار و کوشش
در کسب حلال مال و ثروت
۱۳۱۷.معرفت
از هزاران اندکی بی معرفت
مابقی دور از گناه و معصیت
خوش به حال سالکان و اهل دل
صاحبان حکمت و هم منزلت
۱۳۲۱. خود پسندی
جمعی که اسیر نفس خویش است
کی درصدد علاج بیش است
هر کس که بود اسیر شیطان
مشغول گناه و نفی کیش است
عقبی
جمعی که حریص مال دنیاست
کی در صدد حصول عقباست
مشغول ریا و مال بیش است
اندر دو جهان اسیر و تنهاست
۱۳۲۲.مصیبت
جمعی به توسل و عبادت
مشغول دعا و ذکر حاجت
جمعی به عذاب و رنج و سختی
در دام فلاکت و مصیبت
۱۳۲۳.ملاک
جمعی که حذر از آن صواب است
همچون قدحی ز منجلاب است
جمعی که برای ما ملاک است
مردان خدا و حرف ناب است
۱۳۲۴.سر فرازی
جمعی که همیشه سر فرازند
در محضر حق به ذکر و رازند
دائم به نیایش و عبادت
مشغول ریاضت و نمازند
۱۳۲۵.حیا
جمعی که شقی و بی حیا شد
در محضر حق ادب فنا شد
هر کس که ادب مرام گردید
محبوب خلایق و خدا شد
۱۳۲۶.گناه
گنه در اهل دل راهی ندارد
دلیلی غیر خود خواهی ندارد
گنه را چون نجاست می توان دید
بجز دوری ز آن جاهی ندارد
۱۳۱۷.معرفت
از هزاران اندکی با معرفت
مابقی اندر گناه و معصیت
خوش به حال سالکان و اهل دل
صاحب عز و مقام و منزلت
۱۳۱۰.قناعت
گر قناعت پیشه گردد در امور دنیوی
کی شوی محتاج و گردی بی پناه و منزوی
ای خدا ما را مکن محتاج خلق و این و آن
گر چه ما غافل ز حقیم و امور معنوی
۱۳۱۱.دوستی
دوستی گردد عیان ، اندر مصیبت یا که فقر
جز خدا حامی نباشد ، در سرا شیبی قبر
تا به کی غافل ز خود در این سرای بی وفا
دشمن ما در درون جان بود تا روز حشر
۱۳۱۲.الگو
زهرا و علی ، که بهترین زوج جهان از ازل اند
الگو ى کمال و معرفت در نظر و در عمل اند
از پرتوی آنها ، فلک و عالم هستی برپاست
افراد شقی و دون صفت ، بی ادب و هم خجل اند
۱۳۱۳.خود بینی
خود آرایی وخود بینی ، خطا و خود بلایی است
طلب غیر از خدا ، واهی و بی جا و گدایی است
تلاش آدمی ، حق جویی و کشف حقیقت
خدا خواهی ، خدا جویی ، درون هر ندایی است
۱۳۱۴.حدود دوستی
دوستی با مردمان ، باید فزود
دشمنی با دشمنان ، باید زدود
ممکن است روزی عوض گردد نظر
دوستی یا دشمنی ۱ دارد حدود
۱۳۱۵.دوستی
دوستی یا دشمنی دارد حدود
می شود روزی عیان ، اسرار زود
سعی کن بر خویشتن غالب شوی
تا که گویند آفرین و صد درود
۱۳۱۶.محبت
اهل احسان و شفقت ، گهری یکدانه
قدر دانان محبت ، چو صدف دردانه
جان فشانی و گذشت شهدا الگو کن
مشی ایثار و شهادت ، هدفی جانانه
۱۳۱۸.غفلت
جمعی به فساد و رنج و شهوت
گمراه و اسیر نفس و غفلت
جمعی به دعا و ذکر یزدان
خواهان کمال و علم و عزت
....
۱۲۸۵.عبادت
عبادت چون غذاى روح و جان است
ادایش روز و شب قوت روان است
بریدن از خود و طى کمال است
نجات هر کسی مرهون آن است
۱۲۸۶.گذشت
خوشا آنان که در راه ولایت
رها کردند جان و مال وثروت
برای حفظ دین و راه یزدان
گذشتند از زن و فرزند و مکنت
۱۲۷۵.اجل
چون گنه آید زداید جان تو
گر اجل آید بگیرد جان تو
هر گنه ضایع کند روح تو را
با نیایش کی بمیرد جان تو
۱۲۹۰.آرامش
آرامش آدمی ، ز دین است
اخلاق نکو ، ورا برین است
عقل و ادب و حیا ى انسان
ناجی بشر ، ز مکر و کین است
....
۱۲۳۷.جدال
هر که خواهد روی پاک ذوالجلال
ابتدا عاشق شود ، تا وانگهی یابد کمال
هفت شهر عشق را طى کردن است
نفس دون را کشتن است ، جنگ و جدال
۱۲۳۸.خوشبختی
عامل خوشبختی و رفع نیاز
در ستایش با خدای چاره ساز
باعث کسب کمال آدمی
در نماز است ، در نماز است ، در نماز
۱۲۳۹.جهاد اکبر
بدترین دشمن ، تو را خود خواهی است
دور گشتن از ولی ، گمراهی است
گر به ظاهر دشمن دون اصغر است
بدترین یاغی تو را دل خواهی است
۱۲۴۰.فساد
عامل بی بند و باری ، هم به ظاهر هم خفا
در گناه است و فساد است و هوا
علت افزونی رزق حلال است ، مغفرت
عامل شور و شعف ، گردد توکل بر خدا
۱۲۳۲.زاهد
زاهدان مدهوش عقبا
غافلان مجذوب دنیا
هر دو مسرو رند اما
این کجا و آن کجا
۱۲۳۳.اغوا
عده ای با زهد و تقوا
عده ای در حال اغوا
هر دو مشغو لند ، اما
این کجا و آن کجا
۱۲۳۰.نماز شب
نماز شب چو خوانی در دل شب
دل و چهره شود پر نور از رب
خداوندا بده توفیق آن را
بخوانم دلبر خود با دل و لب
۱۲۱۶.آداب
ﺍﺯ ﻧﺒﯽ ﺁﻣﻮﺯ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺳﻨﻦ
ﭘﯿﺮﻭﯼ ﮐﻦ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺨﻦ
امر حق را می کند حضرت بیان
ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺟﻮ از ﭘﯿﺎﻡ ﺫوالمنن
....
۱۱۹۱.دوری
ترک دنیا ، شرط دینداری که نیست
دوری و ترک بشر کاری که نیست
ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﺣﻖ ﻭ ﺑﺎ ﻃﻞ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﺎ
ﺗﺮﮎ مردم ، رشد و بیداری که نیست
۱۱۹۲.رشد
رشد تو در سختی کار است و فکر
نی که در آسایش و دائم به ذکر
با تدبر با توکل کار خود آغاز کن
گرچه طولانی بود یا سخت و بکر
۱۱۹۳.هدایت
بشنو از یزدان حکایت مى کند
مشنو از دل چون خیانت مى کند
بشنو از روزی رسان روز و شب
از طریق انبیا ما را هدایت می کند
۱۱۹۴.مسیر حق
از مسیر حق جدا گشتن خطاست
سرنوشت سرکشان ، تار و جزاست
رهزن ایمان تو ، اعمال تو ست
همره روز جزا ، افعال ماست
۱۱۹۵.حرف حق
بشنو از قرآن و عترت رمز و راز
مشنو از مستان ، نوای دلنواز
حرف حق باشد کلام انبیا
حق بود منجی ما و چاره ساز
۱۱۹۸.اهل یقین
بشنو از اهل یقین و معرفت
نی ز هر بیگانه وشیطان صفت
بشنو از حق، از طریق صالحان
صاحب علم و مقام و منزلت
۱۱۷۹.روزه
روزه تنها آب ناخوردن که نیست
ره بسو ی سفره نا بردن که نیست
روزه تمرین جهاد اکبر است
روزه در خوابیدن و خوردن که نیست
۱۱۶۰.انسان کامل
آدمی را دین و ایمان و یقین
می کند کامل ، وفادار و امین
فهم و ادراک و شعور آدمی
می برد تا کهکشان ها از زمین
۱۱۴۲. دامن زن
از دامن زن مرد به معراج رود
از دامن زن ، شیر خدا میر بود
کعبه بشکافت ، تا علی پا بنمود
او همسر زهراست که یزدان بدهد
۱۱۴۳.غیرت
ارزش زن ، به حیا و عصمت است
ارزش زن ، به وفا و عفت است
در حجاب و پاکی و دوری ز نفس
زندگی با همسری با غیرت است
۱۱۳۷.نماز صبح
بر خیز ز خواب ، وقت دیدار شده
برخیز و بخوان ، که حق خریدار شده
صبح است و کنون وقت نماز است تو را
برخیز و ببین ، جهان پدیدار شده
۱۱۳۸.راه نجات
توحید و نبوت سبب حفظ حیات است
قرآن و معاد موجب رشد صفات است
حق است و حقیقت علل حفظ ولایت
اسلام و شریعت همه جا راه نجات است
۱۱۳۹.سحر
وقت سحر است ، خیز از بهر نماز
با یار و شفیق خود ، دمی راز و نیاز
در خلوت و تنهایی خود ، یار طلب کن
وقت سفر است ، خیز از بهر جواز
۱۱۲۷.عید فطر
سی روز گذشت و عید فطرت آمد
پاکی روان و ترک ظلمت آمد
شیطان هوس اسیر ما بود ، به بند
شادی و سرور بی نهایت آمد
۱۱۳۰.حج
حج تجلی گاه روز محشر است
وحدت و همبستگی دیگر است
حج امید و شور و شوق و بندگیست
جلوه ای از طوف حق را در بر است
۱۱۱۹.آبرو
بزرگان آبرو یابند ، از اولاد و حکمت
حقیران آبرو دانند ، مال و کسب ثروت
بود اموال از بهر رفاه و زندگانی
شهیدان آبرو دارند در روز قیامت
۱۱۲۰.تسبیح
گر درک کنی شمس و قمر پر نورند
در روز و شبان منشا خیر و دورند
عالم همه تسبیح خدا می گویند
گر درک کنی جن و بشر مسرورند
۱۱۱۲.متقیان
با متقیان چو صابرین باش
در بین کسان ز ذاکرین باش
از حق طلب صفای جان کن
در قول و عمل چو شاکرین باش
۱۱۱۵.زیارت نامه خدا
زیارت نامه ی یزدان نماز است
وصال ایزدی ما را جواز است
نمازی خوان چو مولا گر توانی
عبادت با خدا راز و نیاز است
۱۱۱۸کعبه
خانه ی حق قبله گاه مسلمین
مامن امن و سرای مومنین
اولین خشکی دنیا مکه است
بهترین معبد ، برای اهل دین
معرفت
کسب علم و معرفت را پیشه کن
از گناه و معصیت خود بیمه کن
ارزشت گردد دو چندان بی درنگ
در امور اخروی اندیشه کن
۱۰۸۸.تعبد
با تعبد، با تقید ، بی امان
جان و دل گردد رها از هر فغان
آدمی دائم اسیر نفس خویش
با ریاضت می رهد در هر زمان
۱۰۸۹.اندیشه
در مصاف جاهلان خود بیمه کن
گر توانی زهد و تقوا پیشه کن
کسب بنما معرفت در زندگی
تا توانی در جهان اندیشه کن
۱۰۹۰تلاش
کسب علم و کسب ایمان مر تو را
روح و جان را می دهد شور و صفا
آدمی با صبر و ایمان هم تلاش
در سعادت باشد و نور خدا
۱۰۹۱.برگشت
آب و آتش همره خاک و هوا
باعث ایجاد انسان در بنا
آدمی برگشت دارد سوی خاک
نیست انسان بی عقاب و او رها
۱۰۹۵.خون
شیعه با خون ولایت بیمه شد
تا قیامت دین حق پاینده شد
دین حق با خون شیعه زنده است
شیعه از ظلم و جفا رنجیده شد
۱۰۹۶فطرت
شهادت بهترین مرگ بشر هست
عبادت بهترین بار سفر هست
دهد فطرت به ما هشدار لازم
ره شیطان خطا و پر خطر هست
۱۰۹۹.امر خدا
الا ای ساکن کوی الهی
تویی آیینه زیبای شاهی
گرت مایل شوی وصل خدا را
ادا کن روز و شب امر خدایی
۱۱۰۰.دیدار
اگر مایل به وصل ذوالجلالی
اگر خواهان یزدان و جمالی
نمازی خوان که مولا خواند آنرا
اگر راغب به رشدی و کمالی
۱۰۷۸.عید قربان
عید قربان شد عزا بر مسلمین
حاجیان قربانی قرآن و دین
عده ای را با جفای خود هلاک
ناتوانی شد عیان از کفر و کین
۱۰۶۸.ترک عبادت
با ترک عبادت ، ز خدا دور شوی
از نور خدا خارج و مغرور شوی
شیطان بنگر ، که رانده ی حق گردید
در محضر حق ذلیل و مهجور شوی
۱۰۲۱.اثر گناه
با ترک گنه ، روح و روان شاد شود
با ذکر و دعا ، امید ما یاد شود
اعمال بد و خوب همه ، گردد ثبت
با هر گنهی حسن تو بر باد شود
۱۰۳۰.نور ایمان
به خون شهیدان و اشک یتیم
به آه اسیران در بند و بیم
عطا کن مرا ، نور ایمان و صبر
خداوند جان آفرین حکیم
۱۰۳۱.دل ستان
امید گدایان و بیچارگان در جهان
عطا کن به ما راه خوبان عیان
فقیران و در ماندگان منتظر
نباشد امیدی به جز دل ستان
۱۰۵۳.سرخوردگی
درآن وقت دشمن ز ما دیده شست
که ایمان راسخ ز مردم بجست
بجز حی مطلق ، خدای علیم
مرو نزد نامحرمان از نخست
۱۰۵۴.سیطره
زمانی که دشمن کند سیطره
ندارد ترحم به کس ، یکسره
ببین کودک شیر خوار حسین
زند تیر خود بر گلو ، حرمله
۱۰۵۵.اصل
زمانی هوس حاکم و اصل شد
که ایمان و باور ز ما فصل شد
غرور و تعصب به بیگانگان
شعار مقدس بر این نسل شد
۱۰۵۶.چیرگی
از آن روز دشمن به ما چیره شد
که دین و دیانت ز بن کنده شد
چو ارزش به ضد خودش اصل شد
ز فرهنگ چیز دگر عرضه شد
۱۰۴۸.مهدیا
بگفتا مهدیا دائم ، چه حاصل
منم حاضر ، تویی غایب ز محفل
حساب نفس خود انجام دادی
جدا کن خط خود از خط باطل
۱۰۴۹.سوال
کجایی دلبر و جان و امیدم
سوال ساده ی دارم ، مریدم
من آیا زنده ام ، رویت ببینم
رخ زیبای چون ماه و سعیدم
۱۰۳۶.حیا
آرامش آدمی ، ز دین است
اخلاق نکو ، ورا چنین است
عقل و ادب و حیای انسان
منجی بشر ، ز مکر و کین است
۱۰۳۷.بهشت برزخی
بهشت دنیوی در این جهان است
بهشت برزخی ما را نهان است
بهشت عاشقان اند ر دو عالم
جمال جان فزای دل ستان است
۱۰۳۸.مرگ
دانی که چه چیز تا قیامت با توست
اعمال نکو تا نهایت با توست
با مرگ نهی هر آنچه داری با خویش
تا قبر رفیق با محبت با توست
۱۰۳۴.اذان
اذان در گوش فرزندت چه نیکوست
که آن رسم مسلمانان حق جوست
اذان , اذن دخول در گه حق
بخوان ما قبل دیدارت تو ای دوست
۱۰۲۶.اعمال
دانی که چه چیز تا قیامت با ماست
اعمال مفید تا نهایت با ماست
علمی که شود چراغ و شمع دگران
با دادن سود بینها یت با ماست
۱۰۲۲.معرفت
معرفت همراه ایمان و شعور
همره انسان بود تا قعر گور
آدمی با عقل تنها ناقص است
عاملی باشد برای فهم نور
۱۰۰۴.ولایت
ما شیفتگان حرم و کوی ولایت
باشیم به فرمان ولی رهبر امت
در جبهه بیرونی و در عرصه ی داخل
آماده جان بازی و ایثار و شهادت
۱۰۰۵.بی همتا
دانی که سلاح مومن و عابد چیست
جز بندگی خدای بی همتا نیست
با انس به محبوب و امید دلها
در قلب بشر بجز خدا لایق کیست
۱۰۰۷.اهل یقین
صاحبان فضل وعلم و معرفت
کی خطا کار و دچار معصیت
مردم اهل یقین در هر زمان
مظهر پاکی و اهل مغفرت
۱۰۰۸.شب قدر
امشب همه در راز و نیاز ند
در مسجد و محراب و نمازند
بر دلبر خود عشق بورزند
هم ناله و در سوز و گدازند
۹۸۱.اندیشه
تا توانی بندگی را پیشه کن
در جوانی تا توانی توشه کن
تا بری در سن پیری بهره اش
در امور آخرت اندیشه کن
۹۸۲.هجرت
در جوانی زهد و تقوا پیشه کن
تا توانی روح و جان را بیمه کن
تا که در پیری شود سرمایه ات
وقت هجرت می رسد ، اندیشه کن
۹۸۴.روز موعود
خبر آمد خبری در راه است
روز موعود ولی چون ماه است
حجت حق ز پس ابر برون می آید
دوریش سخت و بسی جانکاه است
۹۸۵.حدیث
اگر خواهی حدیث از آل عصمت
اگر خواهی سخن از علم و حکمت
بخوان قرآن و دستورات دین را
شود روح و روان با دین در الفت
۹۹۱.مذهب
در مکتب و مذهب الهی
جوینده شوی ، هر آنچه خواهی
عشق است و امید و دلریایی
ایثار و شهادت است و شاهی
۹۸۷.شوق جنت
مستی ما مستی انگور نیست
لحظه ای در خود شدن منظور نیست
مستی ما بی خود از خود گشتن است
جذب دنیا گشتن و مسرور نیست
۹۶۱.حج
حج مطار مومن خوش سیرت است
آن خلوص است و صفا و قدرت است
حاجیان را خانه ی حق قصر نیست
بل نمودی از حضور امت است
۹۵۸.عمر
گوهر عمر شما سرمایه است
طاعت حق بهرتان پیرایه است
در جوانی با عبادت خو نما
لذتی ما را دو چندان داده است
۹۵۹.گناه
چون گنه قلب تو را تسخیر کرد
ذکر حق کی بر دلت تاثیر کرد
هر که نفس خویش را درمان نکرد
کی مرام و مشی خود تغییر کرد
۹۳۶.مصاف
بهترین نعمت ترا عقل است و هوش
در مصاف جاهلان باید خموش
بهترین اخلاق دوری از جدل
جاهلان غافل ز درک و فهم و جوش
۹۳۷.اعیاد
بهترین آیین و جشن بی نظیر
عید قربان باشد و فطر و غدیر
عید دیگر مبعث پیغمبر است
عید پاکی ها و عید دلپذیر
۹۴۰.بهار زندگی
در زمستان مومنین را چون بهار
فرصتی باشد به نزد کردگار
تا کنند راز و نیایش با خدا
صحبتی با خالق لیل و نهار
۹۱۱.حق نماز
آنکه ضایع می کند حق صلات
کی بنوشد از لبش آب حیات
حق آن بر بندگان سنگین بود
یاد یزدان موجب قرب و ثبات
۹۱۲.عبادت
عبادت بهترین راه وصال است
بریدن از خود و طی کمال است
هدایت می کند دل را سوی رب
امید ما خدای بی مثال است
۹۱۳.رنج
پانزده رنج و بلای جانگداز
آیدت گر سست انگاری نماز
اندر این دنیا و اندر آخرت
گر نباشد با خدا راز و نیاز
نبوت(۱)
نیاز ما به وحی است و امامت
محمد آخرین پیک رسالت
توسل بر نبی و آل احمد
هدایت می کند ما را ز غفلت
نبوت(۲)
خدا گوید سخن بر کل امت
تعقل را نمی باشد کفایت
نیاز آدمی ما فوق عقل است
نبی روشن کند شمع هدایت
.نبوت(۳)
اطاعت از نبی امر ی خدایی است
رهایی از خود و کفر و جدایی است
دو بال عقل و ایمان می برد عرش
رهایی از قفس دل را شفایی است
.نبوت(۴)
شده نازل کتاب حق به تدریج
بود بعثت زمان نشر و ترویج
نزول دفعی قرآن شب قدر
کلام حق سراسر نور و تهییج
.نبوت(۵)
علت بعثت بود نشر پیام
از طریق مصطفی بهر نظام
یاد نعمت های حق بر مردمان
با تذکر با نمایش با قیام
نبوت(۶)
معجز ختم رسل ، در آیه هاست
در کلام حق مبین و ره گشاست
بی مثال است و نیاید مثل آن
تهفه ی پروردگار جان فزاست
نبوت(۷)
معجزه باشد کتاب مصطفی
جاودانه باشد و پر محتوا
می کند تبیین حقوق مردمان
هست قرآن منجی و نور خدا
نبوت(۸)
بر امام و بر نبی شمس الهدی
می شود ابلاغ از سوی خدا
در خصوص دین اسلام و جهان
زنده گردان کل عالم هر کجا
نبوت(۹)
مصطفی دارد صفاتی این چنین
اهل تقوا باشد و پاک و متین
هادی است و مهربان و بی ریا
حامی قشر ضعیف است و امین
نبوت(۱۰)
با قیام مهدی صاحب زمان
آخرین دین خدا اندر جهان
می شود احیا و می گردد قبول
می شود دین خلایق بی گمان
معاد
روز رستاخیز می باشد معاد
آن قیامت باشد و گردد مراد
مردگان دارای جسم اند و حیات
حق تعالی می کند آن را به یاد
روز محشر باشد و وقت حساب
هرکسی بیند عذاب خود عقاب
خوش به حال مردم نیکو سرشت
سیرت پاک است دور از هر عذاب
بعد توحید است تاکید خدا
بر معاد و روز پاداش و جزا
هر چه کاری می کنی آن را درو
نیست فرصت بر خلایق در ادا
ربع آیات است در بحث معاد
تا نباشد شک و تردید و عناد
در خصوص روز عقبی روز خیز
هر کسی بیند سزای خود جهاد
چه خوش گفت مولا علی این پیام
که رحمت شود شامل هر کدام
چو دانی کجایی ،کجا می روی
کجا بوده ای در جهان و نظام
خدا گفت بر مردمان این چنین
همه زنده گردند در واپسین
شما مرده بودید قبل حیات
نمودیم زنده ز خاک و زمین
حیات بشر از ازل بود نی ز ناف
سپس مرده گشتیم نبود گزاف
ندانم چگونه ، ندارم به یاد
نگوید خدا حرف ناحق خلاف
حیات و ممات است بعد از وفات
همه مرده گردند بعد از حیات
ولیکن شهیدان حق زنده اند
نبینیم آنان به چشمان چو ذات
نبی گفت در مرگ جعفر چنین
بدیدم ورا با دو بالی وزین
ملائک بود همره آن جناب
نباشد ورا سوی جنت حزین
چه خوش گفت باقر ولی خدا
که موت است خواب و بگیری فرا
ولی طول آن تا قیامت بود
بود روز خیز و ببینی جزا
عدل
خدا آگاه و دانا بر حقایق
نکرده ظلم و جوری بر خلایق
خدا عادل بود در قسط و دادش
بود آگاه بر میل و سلایق
مسلمان را اصول دین نیاز است
به تحقیق و عمل ما را جواز است
فروع دین بود اعمال مذهب
نماز و صوم و حج ما را فراز است
عدالت نیست معنایش مساوات
عدالت ضد ظلم است و خسارات
اگر دیدی که هر کس جای خود بود
شده عدل و عدالت هم مراعات
اگر جاری شود عدل و عدالت
نباشد ظلم و جور و هم جنایت
نمی بینی فقیری یا گرسنه
شده تاکید در قرآن ، روایت
اگر لازم شود حکم قضاوت
تامل کن تو در حفظ عدالت
خدا خشنود گردد زین عمل بیش
نما در حکم و گفتارت رعایت
مکن اندر امانت نقض پیمان
مگو حرفی برون از امر یزدان
عدالت پیشه کن در هر اموری
نشان معرفت باشد ز انسان
شهادت ده به عدل و هم عدالت
به آنچه دیده ای گو ، کن حمایت
عدالت پیشه گان مرضی حق اند
مکن ظلم و تعدی در قضاوت
ستایش کرده حق عدل و عدالت
نکوهش کرده ظالم را ز غایت
بپا دارید عدل و قسط خالق
ملالت کرده او ظلم و جنایت
مصادیق عدالت بی شمار است
رهایی از گناهان و فشار است
گهی شخصی بود گه اجتماعی
رواج و رونق کسب است کار است
رعایت کن عدالت بر یتیمان
تهی دستان بود تاکید قرآن
عدالت گر شود جاری نباشد
فقیری در جهان حتی بیابان
اگر خواهی دو عالم نور و عزت
اگر مایل به کسب علم و حکمت
بود در حب یزدان و ولایت
بجو در هستی و قرآن و عترت
اگر حب علی داری به دل دوست
بدان ارزنده و باشد چه نیکوست
که حب مرتضی حب هدائی است
یگانه مجری میزان حق اوست
به جرم حب حیدر بس خطا شد
زدند زهرای اطهر بس جفا شد
ندارد ارزشی دنیای فانی
علی نامش دو عالم بس بقا شد
اگر حب علی در دل نداری
بدان اندر دو عالم پست و خواری
بود حب علی حب خداوند
بدون عطرت و قرآن چه داری
همه عالم فدای نام مولاست
امیرالمومنین مقصود و والاست
ولایت بی علی معنی ندارد
علی شیر خدا هم کفو زهراست
بدان نور خدا و نور خاتم
بود نور علی نور دو عالم
کند نور ولایت راه روشن
زداید غصه و افسردگی غم
اگر حب علی داری تو در دل
همان نور جلی داری تو در دل
به مقصد می رسد هر کس در این راه
بدان راه ولی داری تو در دل
هرکس که محبت و تبرا دارد
در حق طلبی سلاح مولا دارد
همواره کند ز دین حمایت مولا
هر چند شود ظلم ، خدا را دارد
خورشید سعادت است حضرت
چون نور حقیقت است حضرت
سر چشمه ی حکمت است مولا
دان گنج محبت است حضرت
دوستی با مردمان بهر خداست
دشمنی با ناکسان بهر خداست
حب و بغض ما بود از بهر او
همنشینی با کسان بهر خداست
نهی از منکر(۱)
تذکر می دهی بر مردمان بیش
ملالت می کنی بر ناکسان بیش
مشو غافل ز احوال خود و نفس
زنی خنجر به روح و هم روان بیش
نهی از منکر(۲)
گهی باعث شود تا دل شود ریش
نداری دانش برخورد هم کیش
گهی گردد تذکر خارج از عرف
شود بدتر ز اول چون بود بیش
نهی از منکر(۳)
مکن با نام دین و نام قرآن
گروهی خارج از دین و پریشان
محبت چاره ساز و دل پذیر است
کلید بی بدیل و عشق جانان
نهی از منکر(۴)
تجسس بی دلیل و کشف آنها
بود کاری خطا ، خارج ز تفوا
بپرهیز از تجسس ، کار شخصی
گناه است و شود خاری به دل ها
نهی از منکر(۵)
مکن عیب خلایق را دو چندان
گهی ظاهر بود گاهی چه پنهان
خلایق را نباشند پاک و معصوم
گهی ناخود شود کاری ز انسان
نهی از منکر(۶)
امر بر معروف و نهی منکر ات
از مصادیق جهاد است در لغات
چون دفاع از ارزش است و از مرام
واجب است همچون جهاد و هم صلات
نهی از منکر(۷)
نهی قلبی در دل و بی زاری است
نهی دیگر در نگار و خواری است
نهی سوم با زبان و گفتگوست
نهی آخر در تصادم کاری است
نهی از منکر(۸)
اگر اسلام باشد در خطر بیش
شهادت حافظ آئین و هم کیش
بود نهی نظام سلطه و وقت
نباشد گفتگو کافی ز تشویش
نهی از منکر(۹)
نگاه دین و یزدان در جماعت
نباشد منفعت بر خویش و عزلت
همه اعضای یک پیکر ز جودند
اگر امری شود بهر سلامت
نهی از منکر(۱۰)
نگاه دیگری باشد فقط خویش
ندارد غصه ی انسان و هم کیش
پسندیده نباشد در مذاهب
نمی خواهد خدا مسکین و درویش
تبری(۱)
تبری جستن از ابلیس و شیطان
یهودیان ناقض عهد و پیمان
شده تاکید در قرآن و آیات
شود لعنت ز سوی هر مسلمان
تبری(۲)
خدا لعنت نموده قوم طاغوت
گهی دارد بیان و گاه مسکوت
طرفداران طاغوت اند ملعون
نگردی در قضاوت تار و مبهوت
تبری(۳)
هر آنکس می کند ظلم و خیانت
هر آن کس می زند تهمت سعایت
خدا لعنت نموده این گروهان
بود کاری خطا و آن جنایت
تبری(۴)
گروهی دیگری را حق تعالی
نموده حق بیان با شرح والا
هر آن کس می دهد آزار امت
خدا لعنت نموده جملگی را
تبری(۵)
هر آن کس می کند کتمان خدا را
به آیات الهی و رسول و انبیا را
چو کفار یهودی ، بت پرستان
خدا لعنت نموده آن جفا را
تبری(۶)
خدا لعنت نموه قوم ایلات
نگنجد در کلام و چند ابیات
نمودند صید ماهی روز شنبه
تخطی شد ز فرمان و اشارات
تبری(۷)
گروه جبت ، چون شیطان پر ستان
کنند جادو و سحر و نقض پیمان
ندارند ارزشی نزد خداوند
نگوهش گشته در آیات قرآن
تبری(۸)
هر آن کس می زند تهمت به انسان
دهد آزار افراد مسلمان
خصوصا بر زنان پاک دامن
خدا لعنت نموده کفر و عصیان
تبری(۹)
عذابی سخت دار د عاد و اقوام
ز نافرمانی یزدان به هر نام
اگر چه صاحب شوکت به ظاهر
ولی معدوم می گردد ، سر انجام
تبری(۱۰)
مصادیق تبری دان زیاد است
تبری جو ز کافر ، ارتداد است
ثوابش چون تولا کم نباشد
نگردد از غلط آن از عناد است
خمس(۱)
خمس واجب می شود بر گنج و مال
آن بود مازاد از خرجت به سال
خمس دارد منفعت ، در کسب و کار
تا که گردد مابقی پاک و حلال
خمس(۲)
خمس دارد هر غنیمت در جدال
کن ادا در زندگی ، گردد حلال
کشف معدن یا جواهر عمق آب
می شود مشمول خمس لایزال
خمس(۳)
مال آغشته به شبهه یا حلال
خمس دارد تا شود پاک و زلال
این بود فتوای عالم مجتهد
مستمندان را بود بهره ز مال
خمس(۴)
خمس گردد بر دو قسمت در ادا
بر ضعیفان و فقیران هر کجا
سهم سادات است بخشی از دیون
مرجع تقلید می گوید تو را
خمس(۵)
در فروش ملک بر صاحب کتاب
خمس آن باید ادا گردد حساب
کافر ذمی شود صاحب بر آن
این بود رسم تملک در صحاب
خمس مال(۶)
مالک اصلی خدا باشد نگر
پس چرا دلواپسی در این گذر
کسر یک پنجم ز مالش اندک است
او دهد مال و بگیرد ای بشر
خمس(۷)
آزمایش می شود انسان به مال
گه مقام و شهرت و گاهی جلال
خمس باشد امتحانی بر بشر
در خصوص ثروت و مال و منال
خمس(۸)
خمس باشد لازم و امر خداست
پشتوانه مالی دین و رواست
در قیامت می شود اندوخته
آن کلید روزی و کاری ولاست
خمس(۹)
خمس باشد واجب و مشکل گشاست
بر یتیمان و فقیران آن رواست
سوره ی انفال دارد آیه ای
می کند تاکید آن را ، از خداست
خمس(۱۰)
زکات و خمس از ارکان دینند
نماز و روزه چون سلطان دینند
رهایی از دل و حق یتیم است
فرامین خدا فرمان دینند
امر به معروف(۱)
امر بر معروف و نهی کار زشت
دانه ای ماند برای کار و کشت
زنده می سازد اصول و فرع دین
می کند تاثیر در جان و سرشت
امر به معروف(۲)
امر بر نیکی و احسان بس سزاست
موجب خشنوندی فرد و خداست
امر بالمعروف و نهی منکرات
خدمتی بر مردم و آن هم رواست
امر به معروف(۳)
چو امر و نهی را پاینده کردی
تو گویی امتی را زنده کردی
نمودی راه خوبان راه یزدان
ز گستاخی رها و بنده کردی
امر به معروف(۴)
تذکر باعث رشد و کمال است
چه کس را موجب رنج و ملال است
تعالی بشر در امر و نهی است
بدون آن خیال و آن محال است
امر به معروف(۵)
کمال و عزت ما در شهادت
نمی گردد نصیب هر جماعت
چو غافل گردی از امر به معروف
جوامع می شود خالی ز غیرت
امر به معروف(۶)
اگر دیدی خلاف شرع و عفت
اگر داری تو ایمان و شجاعت
نباشی بی طرف یا بی تفاوت
تذکر ده به خاطی با لطافت
امر به معروف(۷)
مسیر عشق بی رنج و جفا نیست
کلید رستگاری بی ولا نیست
قیام نینوا امر به معروف
طی این ره طریقی بی بلا نیست
امر به معروف(۸)
پی امر به معروف است قرآن
دهد ما را بشارت امر یزدان
جوامع پیکری یکسان و واحد
تذکر باعث دوری ز خسران
امر به معروف(۹)
اگر چه امر و نهی منکران سخت
ولی اجرش زیاد و از خدا هست
اثر دارد اگر جمعی کنند آن
مگو آن بی اثر باشد چو بن بست
امر به معر وف(۱۰)
اگر دیدی نهایت رنج و چاه است
لجاجت باعث سختی راه است
پذیرا شو بیان رهنما را
مده بر خود خسارت، چون گناه است
زکات(۱)
زکات مال از بهر عموم است
ادا ناکردنش خبط و حرام است
فقیران بهره مند گردند بی شک
ادایش لازم و رسم و رسوم است
زکات(۲)
زکات علم در نشر علوم است
که نشرش افتخار مرز و بوم است
مفید است کسب علم و نور ایمان
که نقشش موجب رشد عموم است
زکات(۳)
زکات چهره در پاکی نهان است
عفاف بانوان دری گران است
جلال و منزلت یابد ز پوشش
ز چشم ناکسان زن در امان است
زکات(۴)
زکات هر که را در رزم باشد
گذشتن از خطای خصم باشد
نباشد لذتی بهتر ز بخشش
که بخشش در بزرگان رسم باشد
زکات(۵)
عبادت گرچه در خمس و زکات است
ولیکن راز هستی در صلات است
نماز است ارتباط حق و انسان
نجات هر کسی در ارتباط است
زکات(۶)
زکات مال از بهر فقیر است
کمک بر بینوایان و اسیر است
اسیر از پرتوش آزاد گردد
ثوابش بی حد و اجرش کثیر است
زکات(۷)
زکات چهره در پاکی نهفته است
عفاف بانوان دری نسفته است
جلال مرتبت یابد زنان را
حیای بانوان کاری خجسته است
زکات(۸)
چو راز هستی و ما در صلات است
هم آبادی مسجد در زکات است
ز بهرش نیست فقر و نیست ذلت
همان مسجد که خود باب نجات است
زکات(۹)
زکات بی نیازی، شکر نعمت
بود در صرفه جویی و قناعت
اگر خواهی نگردی خوار و مفلس
قناعت کن ، رعایت کن ، کفایت
زکات(۱۰)
زکات پدر بر پسر در علوم
مجاز است و نیکوست بهر عموم
که دانش تو را زنده سازد ز جهل
به مقصد برد علم دین و نجوم
امامت(۱)
محمد با علی از صادقینند
نبوت با امامت اصل دینند
ولایت گوهر و نور هدائی است
ستونی بهر دین رکنی رکینند
امامت(۲)
خداوند احد وعده نموده است
حکومت با ولایت را ستوده است
حکومت غصب گشته در امامت
خلافت حق مولا را ربوده است
امامت(۳)
ولایت همچو چادر بهر دین است
که قرآن را نگهبانی امین است
ولایت زنده با اشک بتول است
امامت همچو در روی نگین است
امامت(۴)
نبوت بی ولی ماوای ندارد
ولایت بی علی معنی ندارد
محبت بر علی حب خدائی است
تشیع بی علی مبنا ندارد
امامت(۵)
ولایت ریشه و اصل عمود است
چو سدی پیش افکار جمود است
شده ظلم و خیانت بر امامت
علی خیبر گشا و در گشود است
امامت(۶)
امامت رهنمای شیعیان است
که وصل ایزدی ما را در آن است
ولایت با نبوت نور واحد
مسلمان در پناهش در امان است
امامت(۷)
ولایت حافظ راه نبوت
تجلی گشته در قرآن و عترت
امامت حامی دین است و قرآن
دهد ما را کمال و رشد و عزت
امامت(۸)
چو قرآن با نبی نور جنان است
ولایت نور چشم شیعیان است
اطاعت از ولی کار خدائی است
امامت ناجی پیر و جوان است
امامت(۹)
ولایت محور دین و رسالت
علی و فاطمه قلب امامت
ولایت حافظ ناموس و جان است
دعا کن بر فرج ، روح ولایت
امامت(۱۰)
چو وصف اصل و فرع دین نمودی
تو آئینی ز احمد را سرودی
اگر چه حق مطلب بیش از این است
چه رازی را به دل از او شنودی
نبوت(۱)
السلام ای مشعل نور یقین
باعث هستی و ختم المرسلین
هادی مردم ز بیراه تویی
نور چشم انبیا و مسلمین
نبوت(۲)
تا پیمبر در جهان مشهور گشت
دین حق در لامکان چون نور گشت
دعوت اسلام بر شاهان شود
شد فراگیر و جهان مسرور گشت
نبوت(۳)
تا قیامت دین تو بر پا بود
مکتبت تا حشر پا بر جا بود
دین تو کامل ترین ادیان بود
ماندگار و در جهان والا بود
نبوت (۴)
با قیامت بت ز کعبه رانده شد
قبله گاه مسلمین پاینده شد
گشت حیدر جانشین احمدی
خلق را انعام دیگر داده شد
نبوت(۵)
ای محمد نور چشم انبیا
مظهر احسان و ایمان و عطا
منجی مردم تویی در معرفت
صاحب مهر و محبت بی ریا
نبوت(۶)
ای محمد مظهر خلق کبیر
صاحب حمد و مقامی بی نظیر
خلق را منجی ز گمراهی تویی
مظهر آئینه شاهی امیر
نبوت(۷)
ای محمد نور چشم مسلمین
معدن جان را تویی در ثمین
ای وجودت معدن اسرار حق
آن تجلی گشته در اصحاب و دین
نبوت(۸)
ای محمد ای شه اسلام و دین
وی که داری نور حق را در جبین
شیعه با قرآن و عترت زنده است
نور یزدان منجلی بر مومنین
نبوت(۹)
ای محمد ای مرا آرام جان
گنج رحمت طایر خلد آشیان
کعبه ی اهل کمال و معرفت
قبله ی جان ها تویی نور جنان
نبوت(۱۰)
مشعل تو در زمین و آسمان
می درخشد همچو خورشیدی عیان
نام پاکت روح را مرحم بود
افتخار آدم و جن و جهان
معاد(۱)
گفت پیغمبر که نور سر مد است
نام پاکش مصطفی و احمد است
در قیامت حضرت رب عزیز
می کند پرسش ز عمر و امجد است
معاد(۲)
ابتدا از گوهر عمر گران
می کند پرسش ز هر پیر و جوان
مرمر جسمت چه سان فرسوده ای
چون نمودی طی دوران در جهان
معاد(۳)
ثروتت را چون بدست آورده ای
در کدامین راه مصرف کرده ای
مهر ورزیدی تو بر آل رسول
یا که در نفی ولی دل برده ای
معاد(۴)
بین سلیمان با ملک دارد سخن
در خصوص قبض جان از جسم و تن
چهره ات بنما تو اندر این جهان
تا که عبرت آن شود بر مرد و زن
معاد(۵)
گر فرو آیم ز بهر قبض جان
آن نباشد بر همه یکسان ز آن
بستگی دارد به ایمان و شعور
چهره ام گه مخفی است و گه عیان
معاد(۶)
چهره ام بر مردم صاحب کمال
باعث حیران شده اندر جمال
لیک چون بر اهل جور آیم فرود
قابل رویت نباشد ، عرض حال
معاد(۷)
چون گنه قلب تو را تسخیر کرد
ذکر حق کی بر دلت تاثیر کرد
هر که نفس خویش را درمان نکرد
کی درون و جان خود تدبیر کرد
معاد(۸)
اژدهای نفس گر گردد رها
موسیی باید که گیرد اژدها
تا عصایی سازد و آید بدست
پس مکن آن را رها با ادعا
معاد(۹)
گفت مولایم حسین بر اهل جور
قبل هر فسقی ز رزق حق مخور
گر توانی شو ز ملک حق برون
نیک دانم می بری آن را به گور
معاد(۱۰)
رو به جایی تانبیند حق تو را
گر توانی جان مده در این سرا
وانگهی باشد تو را سوی گناه
خوب می دانم نداری این قوا
جهاد(۱)
گفت پیغمبر به همراهان خویش
جنگ سختی هر کسی دارد به پیش
جنگ با نفس پلید و دون خود
سخت تر باشد ز پیکار و چه بیش
جهاد(۲)
نفس باشد منشا جرم و خطا
می کند مکر و بلای جان ما
نفس را کشتن جهاد اکبر است
با ریاضت ممکن و دارد صفا
جهاد(۳)
نور عالم ، خاتم دین مبین
در نبردی با عدو گفتا چنین
جنگ با دشمن جهاد اصغر است
دشمن اصلی درون و در کمین
جهاد(۴)
نفس انسان سرکش و طغیان گر است
ذکر حق آن را علاجی برتر است
کار نیکو نفس را طاهر کند
معرفت در خلق و خو را مظهر است
جهاد(۵)
سیرت پاک است چون لوحی زلال
سیرت نیکو کجا دارد ملال
هست تقوا فضل انسان را ملاک
تا توانی کسب بنما ، چون کمال
جهاد(۶)
کار زشت اما به سان لکه ای
قلب را تاریک سازد لحظه ای
کار نیکو مثبت و باقی بود
باعث شادی شود هر خنده ای
جهاد(۷)
در قیامت نامه ی اعمالتان
می شود حاضر ، همه احوالتان
انچه مخفی بود ظاهر می شود
بررسی گردد همه افعالتان
جهاد(۸)
گر به دست راست گیری نامه را
خود نشانی بر عمل دارد ترا
دست چپ گیرند افراد پلید
نامه ی احوال خود ، اندر سرا
جهاد(۹)
نامه ی اعمال اصحاب یمین
نور گردد پیش روی و در جبین
چون منافق می کند آن را طلب
پاسخی گیرد که آن جو در زمین
جهاد(۱۰)
نردبان کار نیک و کار خیر
زهد و تقوا و عمل باشد نه غیر
کشتن نفس از امور اعظم است
با ریاضت ، با عنایت ، نی ز دیر
حج(۱)
گفت مولایم رضا اسرار حج
می شود تاکید بر اشعار حج
هست اعلام برائت از ستم
نیست تاخیری روا در کار حج
حج(۲)
حج فقط سعی و طواف و قصر نیست
حاجیان را خانه ی حق قصر نیست
حج نشان دین ابراهیمی است
منحصر بر دوره و یک عصر نیست
حج(۳)
حج طواف سنگ بر دیوار نیست
جز رضای ایزدی در کار نیست
یادی از آئین ابراهیمی است
طوف حق می باشد و انکار نیست
حج(۴)
کعبه از مهر و محبت پا گرفت
از ولایت و ز نبوت پا گرفت
کعبه قربانگاه اسماعیل دل
باشهادت ها ، عنایت پا گرفت
حج(۵)
حج طواف خالق یکتا بود
شکر معبودی که بی همتا بود
حج رها کردن بود امیال را
دل سپردن بر خدا والا بود
حج(۶)
طوف و قربانی ز حج اصغر است
طوف حق اما ز حج اکبر است
حج خلوص است و صفا و عزت است
دل بریدن از خود و هم پیکر است
حج(۷)
حج بی اخلاص باشد بی جواب
گوئیا تشنه لبی سوی سراب
حاجیان را رمی شیطان ها به سنگ
دور گشتن از خطایا از حجاب
حج(۸)
حج تجلی گاه رو محشر است
خود مثالی از سرای دیگر است
حج نمودی از حضور امت است
چون قیامت در نظر هم باور است
حج(۹)
حج نمودی از حضور امت است
حج مطار مومن خوش سیرت است
جامه ی احرام خود باشد کفن
آخرین تن پوش ما در خلقت است
حج(۱۰)
هفت را باشد نشان بر مسلمین
چون نماز و حسن خلق و اصل دین
کعبه از مهر و محبت پا گرفت
نیست فرقی در فرق یا مومنین
روزه(۱)
روزه ذکر است و دعا و رمز و راز
صوت قرآن با صدایی دلنواز
روزه تمرین جهاد اکبر است
ناله کردن همره سوز و گداز
روزه(۲)
دعوت خاص خدا ماه خداست
در ضیافت جملگی نور و صفاست
چشم و گوش و دل شود دور از خطا
روزه یکسان ساز فقر است و غناست
روزه(۳)
روزه حکمت را دو چندان می کند
جسم و جان را پاک و درمان می کند
معرفت را روزه افزایش دهد
باغ دل را نور افشان می کند
روزه(۴)
روزه مخصوص مسلمانان که نیست
در مرام و دین ما خسران که نیست
روزه شیطان را به زندان می برد
در ضیافت غفلت و حرمان که نیست
روزه(۵)
روزه تمرینی برای آدم است
روح را آرام بخش و مرهم است
جسم چون بار ریاضت می کشد
عشق یزدان مرهمی بر هر غم است
روزه(۶)
روزه داری در طریق سالکان
باعث رشد و کمال بندگان
روح را ،صیقل دهد راز و نوا
نفس دون تسلیم می گردد ز آن
روزه(۷)
روزه ما را جای والا می برد
همچو مرغی سوی بالا می برد
تا که گیری مزد و پاداشی مزید
آدمی را عرش اعلا می برد
روزه (۸)
روزه تنها آب ناخوردن که نیست
ره به سوی سفره نا بردن که نیست
خواندن و فهمیدن قرآن نکوست
طی دوران کردن و مردن که نیست
روزه(۹)
روزه در آئین عیسی آمده
در کتاب اهل ترسا آمده
بیمه می گردد حواس آدمی
روزه در آئین موسی آمده
روزه(۱۰)
روزه انسان را به یاد حق برد
قلب را تسکین و آرامش دهد
عزت انسان فزون گردد همی
موجب رشد و سعادت آن بود
نماز (۱)
گفت پیغمبر به زهرا این سخن
در خصوص امر حق بر مرد و زن
در خصوص جان و قرآن و نماز
تا که امت بشنود از جان و تن
نمار(۲)
پانزده رنج و بلای جانگداز
آیدت گر سست انگاری نماز
کس نگوید جز محمد این سخن
کن عبادت با خدای بی نیاز
نماز(۳)
سه به قبر و سه به حشر آید تو را
قبر تو در ظلمت و ضیق و چه ها
شش به عالم سه به وقت مردنت
جملگی رنج است و خسران و بلا
نماز(۴)
بی نماز آخر ز کف ایمان دهد
تشنه و خوار و گرسنه جان دهد
کسر عمر و رزق و خشم کردگار
می شود او را دچار و آن دهد
نماز(۵)
نبی گفتا ستون دین نماز است
که معراج مسلمانی نیاز است
چو خوانی روح تو آید به پرواز
نیاز آدمی در ذکر و راز است
نماز(۶)
مجو جز ذکر حق چیزی تو بهتر
اگرچه باشد آن همسنگ گوهر
سراسر راز هستی در نماز است
مجو جز ذکر حق چیزی تو برتر
نماز(۷)
نمازی خوان چو مولا گر توانی
که تیر از پا کنند و خود ندانی
نمازی خوان چو مولا گر توانی
که تیر از پا کنند و خود ندانی
نماز(۸)
نماز است ارتباط حق و انسان
که واجب گشته آن بر هر مسلمان
خدا نازل نموده بهر هر کس
متاعی چون گوهر دری چو فرقان
نماز(۹)
نماز با ولایت روشنایی است
وصول کردگار و دلربایی است
نماز بی امامت لهو بازی است
توسل بر ائمه خود رهایی است
نماز(۱۰)
اگر مایل به وصل ذوالجلالی
وگر راغب به رشدی و کمالی
به موقع خوان نمازت را تو ای دوست
مقدم در امور است و وصالی
۸۸۳.مغفرت
بشنو از اهل یقین و معرفت
نی زهر بیگانه و شیطان صفت
بشنو از قرآن و عترت رمز و راز
راه و رسم زندگی و مغفرت
۸۸۴.معرفت
از نبی آموز آداب و سنن
پیروی کن در مرام و در سخن
چونکه او باشد نبی و مقتدا
معرفت جو از کلام ذوالمنن
تسلی
تسلی ده درون و باطن خویش
عبادت می شود موجب تو را بیش
دهد آرامش و تسکین و عزت
شده تاکید در آئین و هم کیش
۸۲۹.ضیافت
دعوت خاص خدا ، ماه خداست
در ضیافت ، جملگی نور و صفاست
نفس را مدفون کند ذکر و دعا
روح تو مهمان خاص کبریاست
۸۳۰.روزه
روزه ذکر است و دعا و رمز و راز
یاد معبودی که باشد بی نیاز
خواندن و فهمیدن قرآن نکوست
با صدای دلنشین و دلنواز
۸۱۹.خود گذشتگی
خوشا آنان که ایمان در قیامت
رهاشان کرده از فهوای غفلت
برای کسب فیض نور سرمد
گذشتند از خود و دنیا و ثروت
۸۲۰.راهنما
خوشا آنکس که قرآن رهنما بود
چراغ دین و دانش رهگشا بود
ندارد رهنمایی ، جز امامان
که قرآن و ولایت کی جدا بود
۷۹۱.نماز
نماز است ارتباط حق و انسان
که واجب گشته آن بر هر مسلمان
دهد آرامش و تسکین بشر را
ادایش موجب لطف است و احسان
۷۹۲.شستشو
ذکر حق عالی ترین ذکر شماست
شستشوی روح و جان از هر خطاست
مانع عصیان و گستاخی شود
باعث آرامش و درمان ماست
۷۹۳.اول وقت
آنکه ضایع می کند حق صلات
کی بنوشد از کفش آب حیات
حق آن بر بندگان سنگین بود
اول وقت است ما را باقیات
۷۹۴.صداقت
فضیلت با عمل تعیین گردد
چو زنبور از عسل تحسین گردد
رسالتهای عارف این چنین است
صداقت در عمل تبیین گردد
۷۹۵.تذکر
تذکر باعث رشد و فلاح است
چو امر و نهی منکر هم مباح است
خوشا آنان که دارند وسعت دل
تذکر عامل رشد و صلاح است
۷۸۵.دین و سیاست
شب قدر است و ایام عبادت
نصیب نور حق گردد شهادت
شکستند حرمت محراب و مسجد
به خون آغشته شد دین و سیاست
۷۸۶.بیداری
شب اجر است و محتاج ثوابیم
شب بیداری و ذکر است و خوابیم
تویی دریای رحمت ، نور مطلق
شب عفو است و مشتاق جوابیم
۷۸۷.عصیان
خداوندا در این شب های قرآن
ببخشا لغزش ما را ز طغیان
نمی باشد گنه از عمد و از علم
بود غفلت ز خویش و جرم و عصیان
۷۸۸.کتاب معرفت
بود قرآن کلام وحی یزدان
شده نازل به احمد این گلستان
کتاب معرفت ، سرچشمه ی نور
کند روشن چراغ فضل و ایمان
۷۸۹.قربت
عبادت بهترین راه وصال است
بریدن از خود و طی کمال است
هدایت می کند دل را سوی رب
بدون یاد حق قربت محال است
۷۹۰.فرقان
خدا نازل نموده بهر انسان
متاعی چون گوهر ، دری چون فرقان
بود شانش رفیع و بس تعالی
هدایت می کند ما را چه آسان
۷۷۳.بهشت برین
این بهشت و این سرا افسانه نیست
جای نا اهلان در این میخانه نیست
بهترین منزل سرای جنت است
جای هر نا لایق و بیگانه نیست
۷۷۴.مشتاق
ای اهل گناه و معصیت برگردید
بر درگه حق روید و خود دریابید
مردم همه مشتاق رخ محبوبند
ای اهل ثنا و معرفت بر تابید
۷۷۵.بندگی
در پی دنیا مرو در زندگی
پیشه کن تقوا و زهد و بندگی
راه علم و معرفت را پیشه کن
گر بخواهی عزت و آزادگی
۷۷۶.گنجینه
سینه را گنجینه ی اسرار کن
خالی از هر کینه ی اغیار کن
کن تواضع در مصاف دیگران
ذکر حق را دائما تکرار کن
۷۷۷.آثار
آنچه بالا می رود اذکار توست
آنچه با خود می بری افکار توست
در جهان ماند فقط نام و نشان
هر چه داری در جهان ، آثار توست
۷۷۸.قنوت
دست بالا می بری بهر قنوت
لیک در فکر زری یا زور و قوت
این رکوع و سجده و راز و نیاز
باعث رشد و صعود است و ثبوت
۷۶۳.فراخوان
در قیامت می شود محشر به پا
مردگان را زنده می سازد خدا
می شود غوغا به پا با امر حق
دان خدا قادر به احضار شما
۷۶۴.بخشش
غم و غصه کند عمر بشر کم
تکبر می دهد جان تو را سم
کند افزون معاش و رزق و روزی
اگر بخشی ز مال و پول خود هم
۷۶۵.صفات مومنان
مو منان دارند صفاتی اینچنین
صبر و ایمان همره علم و یقین
اهل تدبیر و عبادت جملگی
با حیا هستند ، افرادی امین
۷۶۶.روی خوش
قلب پاک و روی باز و شرح جان
ازصفات صادقان و مو منان
می کنند انفاق از کسب حلال
روی خوش دارند ، سیمایی چنان
۷۶۷.خسران
نماز است عامل دوری ز خسران
انیس قبر و نور دل بود آن
چراغ رهنما و زینت ماست
بهای جنت است و عز انسان
۷۶۸.عید فطر
الهی فطر ما را کن تو فاطر
نما ایمان ما را سخت و فاخر
سرای حق بود دلهای مو من
دلم گردد سرای نور طاهر
۷۶۹.مظلوم
آه مظلومان اگر گیرد تو را
نیست جای شکوه از مهر خدا
می کند نابود هر کاشانه را
چون که باشد بی پناه و بینوا
۷۷۰.ماه رمضان
عجب ماهی است این ماه عبادت
مه ارض و سما و قدر و رحمت
بود ماه خدا و عشق و تقدیر
دهد آرامش و صبر و طهارت
۷۵۲.انزوا
عبادت ذکر تنها با خدا نیست
پیمبر گفت ، در دین انروا نیست
عبادت را بود اعمال ظاهر
نماز و صوم و حج هم در خفا نیست
۷۵۹.پیروی
دنباله روی راه ولا می باشیم
چون شیفته ی آل عبا می با شیم
خون شهدا ناجی ما در دو جهان
ما شیعه ی آل مرتضی می باشیم
۷۶۰.سحر
وقت سحر است ، خیز از بهر نماز
با یار قدیم خود ، دمی راز و نیاز
در خلوت و تنهایی ، با یار سخن گو
هنگام سفر ، به نام او کن آغاز
۷۳۱.عزت
هر عزت و شوکت و توانی
از پرتوی نور حق بدانی
از حافظ خود ، خدا بخواهید
گر نه که ضعیف و ناتوانی
۷۳۲.خشم
گناهان می شود با توبه معدوم
رذالت می کند ، الطاف مختوم
کند حسن عمل را ضایع غیبت
شود عقلت بدست خشم مسموم
۷۳۶.جهاد اکبر
بد ترین دشمن به ظاهر اصغر است
ترک آن ما را جهادی اکبر است
بدترین دشمن تو را خود خواهی است
دل به یزدان گر سپاری بهتر است
۷۳۷.تجلی حق
از نبی تا حضرت صاحب زمان
جملگی باشند چون نور جنان
شد تجلی نور یزدان در امام
نور قرآن و ولایت در جهان
۷۳۸.حضور حق
دل خسته و جان خفته و ما سرگردان
حق شاهد و ما غافل و سست و نالان
عمری به هدر رفت و ندیدیم خدا را
او حاضر و ما غایب و مست و حیران
۷۳۹.مقام
این مقام دنیوی دارد زکات
گشته واجب بر شما همچون صلات
چند روزی این امانت دست توست
هست خدمت بر ضعیفان در حیات
۷۲۴.اعمال
رهزن ایمان تو اعمال توست
همره روز جزا افعال توست
آنچه کشتی ، می کنی آنرا درو
گر نباشد توشه ای، اشکال توست
۷۲۲.نماز
نماز است عامل دوری ز خسران
انیس قبر و نور دل بود آن
چراغ رهنما و زینت ما
بهای جنت است و عز انسان
۷۱۸.روزه
روزه تنها آب نا خوردن که نیست
ره بسو ی سفره نا بردن که نیست
روزه تمرین جهاد اکبر است
روزه در خوابیدن و گفتن که نیست
۷۱۹.شب قدر
ره آورد شب قدر است قرآن
کتابی رهنما از بهر انسان
کتاب معرفت سر چشمه ی فیض
که نورانی شوی از پرتوی آن
۷۱۸.روزه
روزه تنها آب نا خوردن که نیست
ره بسو ی سفره نا بردن که نیست
روزه تمرین جهاد اکبر است
روزه در خوابیدن و گفتن که نیست
۷۱۹.شب قدر
ره آورد شب قدر است قرآن
کتابی رهنما از بهر انسان
کتاب معرفت سر چشمه ی فیض
که نورانی شوی از پرتوی آن
۷۱۱.ارزش
ارزش انسان به انسان بودن است
در خفای این و آن بخشیدن است
ارزش انسان به زور و حیله نیست
بر کمال و معرفت افزودن است
۷۱۲.منزلت
بشنو از اهل یقین و معرفت
نی زهر بیگانه و شیطان صفت
بشنو از قرآن و عترت رمز و راز
راه و رسم زندگی و منزلت
۷۱۴.دستگیری
توصیه بر اهل مسجد اهل دیر
دعوت مردم به تقوا کار خیر
تا توانی دست محرومان بگیر
ابتدا اقوام و آنگه دست غیر
۷۱۵.تهمت
با ترک گناه ، دل شود شاد
با ذکر و دعا ، حق کنی یاد
اعمال نکو ، می شود ثبت
با تهمت و افترا ، دهی باد
۷۱۷.دیار فانی
در طول حیات و زندگانی
هر روز جدال و امتحانی
جای شهدا رفیع و عالی
در عالم و در دیار فانی
.
۶۹۵.سازندگی
بهترین اعمال ما ، دانی که چیست
جز عبادت نزد حق ، چیزی که نیست
این عبادت ها همه سازندگی است
چون برای خالق عقل است و زیست
۶۹۵.راه تقوا
الهی به خون شهیدان قسم
تو لطفی عطا کن ، بر این نفس هم
نما راه تقوا و دین بر بشر
نگردند گمره در این پیچ و خم
۶۹۶.مجنون
معرفت را تزکیه افزون کند
عاشق جانانه را مجنون کند
تزکیه با علم گر توام شود
کی بشر را نادم و محزون کند
۶۹۷.مومن
تو با مردم مومن و راستگو
که دارند ایمان به یزدان بگو
ببخشا به مردم تو انفال را
بجز حرف حق ، چیز دیگر مگو
۶۹۸.علم
دانی که چه چیز تا قیامت با توست
اعمال مفید تا نهایت با توست
علمی که شود چراغ و شمع دگران
با دادن سود بی نهایت با توست
۶۹۹.نماز
آنکه ضایع می کند حق صلات
کی بنوشد از لبش آب حیات
حق آن بر بندگان سنگین بود
یاد یزدان موجب قرب و ثبات
۷۰۰.صبر
صبر باشد شاه کلید مشکلات
بی ادب در منجلاب و معضلات
رشد ما در صبر و در آداب ما
بی ادب محروم از رب خداست
۶۸۲.منافق
منافق بود خائن و زور گو
چو فاسق گنه کار باشد دو رو
بپر هیز از جاهل و بی خرد
سفارش کنم مردم راستگو
۶۸۴.توبه
ای اهل گناه و معصیت توبه کنید
ای اهل ثنا و معرفت ناله کنید
مردم به دعا و مغفرت محتاجند
ای اهل سلوک و منزلت لاوه کنید
۶۸۶.ذکر حق
چون گنه قلب تو را تسخیر کرد
ذکر حق کی بر دلت تاثیر کرد
اژدهای نفس گر باشد رها
آدمی را در غل و زنجیر کرد
۶۸۷.ترحم
ترحم بر بدان باشد ستم چند
به نیکان کن ترحم ، جان و دلبند
شفاعت بر عدو و خصم جانها
بود ظلمی فرای آنچه در بند
۶۸۸.اجتماع
جمعی به دعا و ذکر و حکمت
خواهان کمال و علم و عزت
جمعی به ریا و خدعه و زور
دنبال مقام و پست و شهرت
۶۷۱.سلوک
گر اهل سلوکی و نیایش با هو
بسیار مخور ، فاش مکن، اندک گو
با اهل خرد ، اهل قلم ، همره شو
تا فکر و عمل جهت بگیرد یک سو
۶۷۲.لوح محفوظ
کتاب دین و دانش ، باب رحمت
هدایتگر بود ما را ز غفلت
کتاب حق بود آن لوح محفوظ
بود هر آیه اش اسرار خلقت
۶۱۰.زکات
این مقام دنیوی دارد زکات
گشته واجب بر شما همچون صلات
چند روزی این امانت دست توست
تا توانی خدمتی کن در حیات
۶۱۱.پاداش
بهترین پاداش و نیکی در خفاست
چونکه بی منت بود ، کاری رواست
دور بودن از ریا ، دان احسن است
اجر و پاداش و مواهب از خداست
۶۰۶.نیایش
چون گنه آید بمیرد جان تو
گر اجل آید بگیرد جان تو
هر گنه ضایع کند روح تو را
با نیایش دل نمیرد ، جان تو
۶۰۷.تحمل
الهی بده ، بنده را علم ودین
تحمل کنم ، بی وفایی کین
کنم بندگی و اطاعت ز رب
شناسم خداوند جان آفرین
۶۰۸.جنت
بهترین توشه در این کون و مکان
رزق و روزی حلال است در جهان
گر بخواهی رشد و جنات برین
کسب آن کن ، تا شود روحت خزان
۵۷۴. دین
دین حق را زنده می سازد حسین
نور چشم مصطفی ، نور دو عین
می شود احیا مجدد ، دین حق
بین به پا شد جنگ کفار و حنین
۱۳۶۰.اصحاب یمین
خوش به حال سالکان و اهل دین
همچو سلمان ، همچو اصحاب یمین
نامه ی اعمالشان در دست راست
می درخشد همچو خورشید و نگین
۵۰۰.باطن
اگرعشقی بود ، آن عشق مولاست
اگر نوری بود ، آن نور والاست
صفای باطن و عشق ولایت
شفای جان بود ، بیداری ماست
۵۰۱شیعه
شیعه یعنی استقامت در نبرد
در نبرد حق و باطل تا ابد
این بود آیین و رسم شیعیان
حق مظلومان ستادن همچو مرد
۵۰۲عبادت
عبادت ذکر تنها با خدا نیست
پیمبر گفت ، در دین انروا نیست
عبادت را بود اعمال ظاهر
نماز و صوم و حج هم در خفا نیست
۱۳۴۶.روز رستاخیز
به نام خدا وند علم و کتاب
خداوند روز عقاب و حساب
رسد وقت موعود و وقت معاد
بود پرسش و پاسخ و گه عذاب
۴۳۸.جشن
بهترین آئین و جشن بی نظیر
عید قربان باشد و فطر و غدیر
در کنار شادی و شور و سرور
بین چه اهدافی رفیع و بس کبیر
۴۲۹.اعمال حج
حج فقط سعی و صفا و قصر نیست
حاجیان را خانه ای حق قصر نیست
حج طواف خالق یکتا بود
طوف حق در یک زمان یا عصر نیست
۴۳۰.نماز
نماز با ولایت روشنائیست
وصول کردگار و دلربائیست
چو خوانی روح تو آید به پرواز
مقدم در امور زندگانیست
۳۸۲.صبر
صبر و ایمان و کمک بر ماندگان
از صفات صادقان است در جهان
موجب رشد و کمال آدمی است
گر شود پیشه بشر را ، هر زمان
۳۶۸.عفاف
زکات چهره در پاکی نهان است
عفاف بانوان دری گران است
زنان را افتخار مرز و بوم است
که پاکی زنان، اجرش جنان است
۳۱۴.آیه
از برای فهم و درک آیه ها
در مثال آید بیان هر ندا
آیه ها تفسیر گردد تواما
تا بفهمی حرف والای خدا
۳۱۵.قرآن
همه عالم کتاب هو می باشد
این کتاب جستجو می باشد
لیک قرآن کتاب مکتوب است
برگ برگش پیام او می باشد
۳۱۶.شرع
از بهر نجات و دفع شیطان
تقوا و عمل به شرع و قرآن
منجی بشر ز جهل و غفلت
ایمان و عمل به حرف یزدان
۳۱۷.گناه
عامل بدبختی و رنج و بلا
ریشه دارد در گناه ما و لا
در زمان جاهلیت خود گواه
منجی مردم فقط دین خدا
۳۱۸.ستایش
با ستایش، دور گردی از خطا
از گناه و معصیت گردی جدا
چون خدا پاک است و پاکت می کند
هر چه غیر او بود گردد فنا
۳۱۹.دین
آدمی را دین به بالا می برد
در جوار حق تعالی می برد
دین زرد ما را به سوی کوی دوست
از زمین تا عرش اعلا می برد
۳۰۰.گناه
گر بکاری در دلت بذر گناه
گر کنی غفلت ز احکام اله
نیست محصولی بجز رنج و عذاب
گر توانی توبه کن در بین راه
۲۹۷.ردا
حکومت چون ردای پادشاه است
نمادی از جلال و عز و جاه است
سزاوار حکومت هست مولا
به اهلش گر رسد زیبا و ماه است
۲۹۸.ولایت
نماز با ولایت، روشنایی است
وصول کردگار و دلربا یی است
ولایت ریشه و اصل و عمود است
نماز بی ولایت، لهو و بازی است
۲۹۹.مزرعه
این جهان مزرعه ای اعمال ماست
تخم آن در فکر و در افعال ماست
خار و گل محصول کشت ما بود
رشد خار از دوری و اغفال ماست
۳۰۰.گناه
گر بکاری در دلت بذر گناه
گر کنی غفلت ز احکام اله
نیست محصولی بجز رنج و عذاب
گر توانی توبه کن در بین راه
۱۶۶.قبر
ای تراب تیره ، ای کوی و سرا
جایگاه جسم بی جان ، منتهی
می شود آزاد روح آدمی
جان شود آسوده از بند و رها
۱۶۷.توشه
چون که پیمانه به سر شد، رفتی
بهر حق ذکر ورا می گفتی؟
توشه ای بهر سفر را داری؟
دست خالی چه کنی ، در رفتی؟
۸.ادای دین
تو که اهل حقی ودانی عذاب
ادا کن دقیق و به ریز و حساب
نماند حقوقی به گردن ز موت
نباشد دیونی به وقت عقاب
بخش دوم
مصرع های بلند
۴۴.زیارت جامعه
جامعه آئینه ی آل علی ، نور خداست
آن کلام انبیا باشد، بیان اولیاست
جامعه از بهر شیعه، یک دعا در ظاهر است
می کند تبیین اصول دین و آن ارکان ماست
۱۹.قیامت
در مصاف دگران صادق و با تقوا باش
حرف بیهوده نگو ، مظهر پاکی ها باش
چون قیامت برسد ، وقت حساب است ترا
مجری عدل علی باش، همی کوشا باش
۱۴.عبادت
این جهان خلق شود، بهر بشر در اعصار
تا نمایی تو عبادت ، عمل و هم اذکار
دان خدا آگه و بینا بود و هم بیدار
کن صبوری و مگو راز خودت با اغیار
۲۸.عدالت
پرچم عدل به پا گردد و با تقوا باش
بهر آن روز مهیا و همی کوشا باش
پرچم عدل به پا گردد و مهدی آید
بهر آن روز مهیا و همی کوشا باش
۳۴.غصب
خدعه و مکر نمودند پس از مرگ نبی
تا حکومت برسد بر دگران جز به علی
گاه گویند جوان است و گهی حیله کنند
لیک غافل که خدا حامی حق است و ولی
۳۷.هدایت
فرصت طلبان ذلیل و خوارند و حقیر
قدرت طلبان حریص و مستند و اسیر
دوری ز هوای نفس و دوری ز گناه
منجر به هدایت است و یاری و نصیر
۴۷.فرهنگ ودین
عدو با توسل به زور و فریب و دل پر عنود
تزلزل به پا کرد در باور و دین مردم ربود
تفکر به آیات نورانی ذوالجلال
شود موجب رشد و معراج انسان چه زود
۴۸.سقیفیه
خدعه و مکر نمودند پس از فوت نبی
تا حکومت برسد بر دگران جز به علی
این سوال است چرا، عهد شکستند آنها
در سقیفه همه بودند، بجز نور جلی
۵۰.بر پایی نماز
امان از دست بی دینی ، برد تا قعر گمراهی
نگو ترک نمازت را ، نکن دیگر تو کوتاهی
نماز شب کمی بگزار، خدایت دوست می دارد
کلید گنج خوشبختیست، همین ورد سحرگاهی
۷۳.نقش دین در زندگی
می رسد حرف خدا بر مردمان،نور مبین
از طریق انبیا و اولیا ، از سوی دین
ظاهر دین حاوی فرمان و احکام خداست
باطنش اخلاق نیکو همره علم و یقین
۷۴.نهی از منکر
نهی از منکر نما، نالان ز تعبیرش نباش
امر حق را گو مداوم، بهر تاثیرش نباش
جان فدا کن در ره یزدان و تو آزاده باش
نفس راسرکوب و بر خود تیغ شمشیرش نباش
.عدل و انصاف
مردم بیچاره را یاری کن و کاهل نباش
بهر فردایت بکن کاری، خودت سافل نباش
با مصاف دیگران پرهیز از اجحاف کن
در عدالت عامل و از بندگی غافل نباش
۹۲.امن یجیب
اجابت می کند یزدان دعا را
عبادت کن خدا ی کبریا را
بخوانم من دعا امن یجیبا
شفا ده ای خدا هر بینوا را
۹۴.دعا
دل بشکسته می خواند خدا را
خدا پاسخ دهد هر دم دعا را
منم بیچاره و مضطر پریشان
پذیرد ناله و سوز گدا را
۹۵.نذر
نذر باشد ترک کار زشت با قصد رضا
یا بدست آری رضای حق تعالی با ادا
گفت یزدان گو به مردم نذر کردم با سکوت
چونکه مریم صاحب عیسی است با امر خدا
۱۰۱.تقوای الهی
مى رود ایمان و تقوا، در پی هر هرزگی
کبر و انواع حسد، آتش زند بر زندگی
هست تقوا چون لباسی، بر روان آدمی
بهترین عامل بود تقوا برای بندگی
۱۰۲.پایداری
مردم کوفه نمودند دعوت از خون خدا
لیک در وقت عمل ، تنها بماند مقتدا
سخت باشد در ره یزدان بمانی پایدار
بین قیام و دعوت یاران ، زمین کربلا
۱۰۷.ریا
ای که داری خود نمایی و ریا با دیگران
در دو دنیا می شوی از این ریا غرق زیان
سلب گرداند ریا از ما همه، توفیق حق
پس چرا خواهی به این و آن دهی خود را نشان ؟
۱۰۸.شیطان
معنی شیطان چه باشد از نگاه اولیا
چیست مفهوم وجودش از لسان انبیا
می فریبد مردمان ساده لوح و خرده بین
بس که زینت می دهد اعمال دشمن را جلا
۱۰۹.شهدا
کل ما مفقود گردیم و نمی ماند اثر
می توان گفتا که ما هستیم مفقود الاثر
دان شهیدان ماندگارند و همه سوی خدا
جملگی نزد خدایند و خدا دارد نظر
۱۱۰.بهشت
قلب پاک و روی خندان و زبان اندر دهان
می برد ما را به سوی خالق پاک و جنان
تا توانی کن کمک بر مردم و آزاده باش
مرضی حق باشد و پاداش دارد بی گمان
۱۱۳.شناخت
کن عبادت با خلوص وحق طلب با بندگی
کم بداند ، نقش یزدان در حیات و زندگی
قدر زر زرگر شناسد ،قدر گو هر گوهری
کس نداند قدر عالم ، چون محقق ، جوهری
۱۷۳.شهدا
از شهید آموز راه خوب و تحصیل سرور
بنگری تشییع او، پر از غم و پر ز شور
از کنار جنگ تحمیلی تجارب کسب شد
از ذلالت دور باش ونشنوی تو حرف زور
۱۸۹.عقیقه
عقیقه عامل رفع بلایاست
برای دوری شر و جفاهاست
عقیقه باعث احسان به مردم
برای شور چشمی و محاباست
۱۹۰.بیمه
عقیقه کار نیکو در سجایاست
که اسرارش نهان و از خفایاست
کند بیمه تو را اندر حوادث
که اسرارش نهان و از خفایاست
۱۹۱.کمک
بجا آور عقیقه، چونکه اولاست
کمک بر بینوایان و رعایاست
نباشد مصلحت، جایش دهی پول
بکش یک گوسفند و دان رضاهاست
۱۹۲.بخشش
عقیقه موجب دفع بلا یاست
نباشد سهم تو از آن، خطاهاست
بده آنرا به ده ها فرد محتاج
رضای حق تعالی در عطا هاست
۱۹۴.شیطان
معنی شیطان چه باشد از نگاه اولیا
چیست مفهوم وجودش از لسان انبیا
می فریبد مردمان ساده لوح و خرده بین
بس که زینت می دهد اعمال دشمن را جلا
۲۱۰.توبه
هر که می خواهد کند توبه ز افعال شنیع
او بپردازد حقوق دیگران را خود سریع
وانگهی با قلب و با اذکار گوید توبه اش
دور گردد از گناه و معصیت ، آنها جمیع
۲۸۶.عبادت
عبادت آب و عاشق همچو ماهیست
عبادت باعث نور الهیست
عبادت بی عمل، حرف است تنها
نجات آدمی عشق خدائیست
۲۷۸.کربلا
کربلا احیا گر دین خدا در عالم است
هادی مردم به آئین رسول خاتم است
جنگ ما، جنگ قبایل یا فرق یا کیش نیست
جنگ ما جنگ جهانی با عدوی ظالم است
۲۷۹.سفر
بار الها سفر کرب و بلا می خواهم
بار الها دل پر نور و صفا می خواهم
بار الها تو مرا شیفته ی خود گردان
بار الها سفر عشق و تو را می خواهم
۲۸۰.یمن
نیمی از یاور و یاران حسین از یمن اند
مالک و منتقم جان حسین از یمن اند
هانی و حجر و سلیمان واویس قرنی
جملگی گوش به فرمان حسین از یمن اند
۲۹۱.ادیان
آخرین دین خدا کامل شود
سایر ادیان حق شامل شود
هست احمد خاتم ادیان هو
امر حق را جملگی عامل شود
۲۹۲.بهشت
من ندانم که چه خوب است و چه زشت
من ندانم که ملک وصف مرا نیک نوشت
نشناسم خود و خود خواهم و جویای خدا
کس نداند که جهنم چه بود یا که بهشت
۳۰۵.سپر
حافظ دین خدا در پیچ و خم
با امام است وولایت بیش و کم
حافظ ما دین بود همچون سپر
تیر های نفس دون شر است و غم
۳۰۶.پناهگاه
اولیای حق ، برای حفظ دین ، جان می دهند
دین احمد را بیان و جهد و دستان می دهند
اهل بیت آگاه و دانا بر علوم هستی اند
با هدایت با روایت نور یزدان می دهند
۳۲۶.شمع
در راه ولا چه اشک و خون ریخته شد
از بهر خدا سکوت و لب دوخته شد
تا دین نبی به پا و آن حفظ شود
شمع دل شیعیان ، چه افروخته شد
۳۲۷.ریسمان الهی
از برای دوری از آلودگی
چنگ زن بر حبل حق در زندگی
حبل حق در دین و در قرآن بود
نیست جز تقوا و زهد و بندگی
۵۷۳.دوستی
دوستی با مردم اهل دل و با معرفت
باعث تسکین ما در عالم و در آخرت
دوستی بامردم بی دین و بی ایمان بسی
می برد هر دم تو را در نکبت و در معصیت
۶۷۷.دین خدا
عده ای با کار خود ، نابود هر آئین کنند
عده ای با لفظ خود ، دین خدا ، بدبین کنند
دین فنا گشت و چه ها شد ، چون که باز
عده ای دین خدا را ، با غرض ، تبیین کنند
۶۷۸.شیطان
شیطان هوس هر آن ، غلاده کند ما را
هر لحظه کشد سویی ، سجاده برد ما را
گر پیشه شود تقوا ، در محضر حق باشی
علم لدنی در جان ، افزوده شود ما را
۶۸۹.حکومت
خدعه و مکر بس است ، وقت ظهور است امام
مسلمین خواب بس است ، وقت حضور است قیام
جنگ و آوارگی و ظلم و ستم بی حد گشت
وقت تشکیل حکومت بود و عدل و نظام
۶۹۴.بهشت موعود
آن بهشت است ، که مردم همه مشتاق ورود
آن بهشت است ، سرای همه ی قرب و شهود
شربت پاک بود در قدح و حوض برین
حوری و جوی ز شهد و عسل و عنبر و عود
اذان
صوت جان بخش موذن ، با اذانی دلنواز
رهنمون سازد تو را ، بهر نیایش چون نماز
تا به پا داری قیامی و سجودی و رکوع
می برد ما را برای گفتگو ، راز و نیاز
عدالت(۱)
گفت پیغمبر که مهدی وارث ما در جهان
بهره ها دارد ز اجداد خود و پیغمبران
صاحب علم و مقام است و کمالات و ادب
می کند بر پا عدالت ، مهدی صاحب زمان
عدالت(۲)
خلق عالم را بود هادی و منجی توامان
منتقم باشد امام و صاحب کون و مکان
می دهد تشکیل حضرت دولتی وقت قیام
تا شود برچیده هر ظلم و خیانت بی امان
عدالت(۳)
یا ابا صالح نما رویت به مردم در جهان
آمده در کل ادیان الهی نامتان
او امام و رهبر کل جهان است و بشر
زین سبب گویند او را صاحب امر و زمان
عدالت(۴)
مهدی است افشاگر و هادی برای بندگان
می شود اتمام حجت بر همه پیر و جوان
حجت حق گر نماید عدل خود را او به پا
نیست مسکین و فقیری با قیامش در جهان
عدالت(۵)
شیعیان در انتظار منجی خلق جهان
کی شود مقدور روی بی مثال و هم نهان
یکصد و هشتاد و دو القاب دارد آن امام
این ز آیات است و تعبیر و بیان خبرگان
عدالت(۶)
تویی جانشین خدا در تمام جهان
نباشد جهان بی امام و ولی هر زمان
تویی حجت و قائم و مظهر اهل بیت
گشایش روا کن به مردم ، امید نهان
عدالت(۷)
گر حجت حق آید ، دنیا شود گلستان
باشد اجازت آن، در دست حی سبحان
از جان و دل دعا کن ، شاید امام آید
با انقلاب مهدی، سر را رسان با سامان
عدالت(۸)
از مکه او بیاید، با اذن و حکم یزدان
تو بهتربن نویدی، بر دیدگان انسان
حجت برای مردم، حجت تمام کرده
از حق طلب نمائید ، اذن قیام جانان
عدالت(۹)
ای غایب از نظر ها، بنمای فهم قرآن
من عاشق نگاهت، ای پادشاه خوبان
شرح دعای ندبه، خود باز گو برایم
ذکر دعای حضرت، فیضی دهد فراوان
عدالت(۱۰)
ای وارث محمد، زیبای خوب رویان
تو آیت غدیری، محبوب هر مسلمان
نامت عجین به عدل است، بر پا نما حکومت
قدری تفقدی کن، آرامش دل و جان
۱۰۵۷.خواب
دشمنان فتنه بس است ، وقت ظهور است هر آن
خدعه و مکر بس است ، حکم خدایی است نهان
جنگ و آوارگی و ظلم و ستم بی حد شد
مسلمین خواب بس است ، دیدن منجی است عیان
۱۰۵۸.غیرت
دشمن دین خدا رخنه دو چندان کر ده
حمله بر غیرت و ایمان جوانان کرده
عزت و شوکت ما در گرو بیداریست
دشمن روح بشر ، مکر چو شیطان کرده
۱۰۷۷.اعمال حج
عید قربان را عزا کردند ، در اعمال حج
عده ای از حاجیان مردند ، در اعمال حج
مهدی زهرا بگیرد ، انتقام غاصبان
کشته ها پیش خدا خرسند ، در اعمال حج
- ۰۲/۱۱/۱۳