آثار چاپلوسی:
مهمترین اثر این است که ملکه اخلاص را از کف داده و چشم نیاز به عنایت و بخشش مخلوقی همچون خود میدوزد که حکایت از شرک پوشیده و خفی وی میکند. چرا که وی در توحید افعالی دچار مشکل شده است و دیگران را مؤثر در امور جاری در عالم می بیند.
گاهى خود را برده پستى مىنمایاند تا از متاع او چیزى نصیبش گردد. در تملّق بىسروپائى هزار دروغ می گوید، تا قلب او را به دست آورد که نتیجه ای جز خواری و ذلت خود و احساس شخصیتی کاذب و توخالی در نوع تعریف شدگان به بار نخواهد گذاشت که نتیجه آن، برهم خوردن تعادل جامعه و رفتن آن بسوی حالتی دروغین و مسموم خواهد بود.
انواع چاپلوسی:
گفته شد که منشأ تعریف و تمجیدهای نادرست از مردم، دوری از حق و غوطه ور شدن در منجلاب دنیا و مادیات است اما باید متذکر شویم که نوعی تملق هم هست که نه تنها ناپسند نبوده بلکه ممدوح و گوارا است و در دعاها و روایات ما به آن اشاره و ترغیب شده است و آن چاپلوسی و تملق کردن به هنگام راز و نیاز با خدا است. البته چنین عرض حاجتی به بارگاه دوست، لطیف نمودن معانى تضرع، توسل و تسلیم می باشد.[6]خداوند به حضرت عیسى علیه السّلام وحى نمود: «عیسى مانند غریق غمزدهاى که یاورى ندارد، به درگاه من دعا و دلت را برایم خوار کن و در خلوت بسیار بیاد من باش و بدان من با چاپلوسى کردن تو خوشحال مىشوم. با زنده دلى و نشاط این عمل را انجام بده و صداى غمناک خود را به من برسان».[7]
باید با یاد حق تعالى دل را از ظواهر فریبنده دنیا منصرف کند و تمام جهان و جهانیان را از نظرش بیاندازد و دلبستگى به احدى غیر از حق پیدا نکند و خود را به واسطه آنها بزرگ و بزرگوار نشمارد و هر چه غیر از حق و آثار جمال و جلال او است در نظرش کوچک باشد و این خود، منشأ تواضع براى حق و به تبع آن براى خلق می گردد
درمان چاپلوسی :
برای درمان این رذیله اخلاقی دو زمینه هست اول اینکه شخص چاپلوس در آثار و مفاسد این صفت خوب بیاندیشد و با خود بنگرد که آیا می ارزد در عوض مال یا جاه و مقامی که بر فرض اثرگذاری چاپلوسی اش نصیب او می شود بین خدا و خلق خدا، خود را ذلیل و خوار کند و در وادی شرک داخل شود که عقاب و رسوایی هر دو جهان را در پی خواهد داشت.
باید با یاد حق تعالى دل را از ظواهر فریبنده دنیا منصرف کند و تمام جهان و جهانیان را از نظرش بیاندازد و دلبستگى به احدى غیر از حق پیدا نکند و خود را به واسطه آنها بزرگ و بزرگوار نشمارد و هر چه غیر از حق و آثار جمال و جلال او است در نظرش کوچک باشد و این خود، منشأ تواضع براى حق و به تبع آن براى خلق می گردد. زیرا که خلق را نیز از حق می بیند و این خود، منشأ عزّت نفس و بزرگوارى او می شود؛ دیگر مقابل کسی سر خفت و خواری کج نمی کند و تملق هر بی سروپایی را به جان نمی خرد. از طرفی باید روح قناعت را در خود پرورش داده و شکوفا سازد چون «هر که بناى قناعت بگذارد، براى گذران زندگی به زحمت نمىافتد(هر چند عیالمند باشد) در نتیجه از احتیاج به مردم خلاص مىشود و از چاپلوسى و تملّق ناکسان، فراغت مىیابد و در نزد خالق و خلق، عزیز مىگردد»[8] و همانطور که امیرالمؤمنین علی السلام فرمودند « فقر و ناداری را بر تملق دیگران برگزیند.» [9]
اگر چاپلوسی او برگرفته از عادات و رسوم نادرست رایج بین مردم که آن را مردم داری می پندارند باید کمر همت ببندد و حق را هدف خود قرار دهد و این رسم نادرست را به هیچ انگارد و در این کار از هیچ نیروئى بیم و هراس نداشته باشد و از مذمّت و سرزنش مردم نهراسد.[10]
این صفت خبیثه -که به زبان آوردن مطالبی است در مورد دیگران، درحالی که به آن اعتقادی ندارد- نهری است جاری از دریای وسیع محبت دنیا و خصلتی است به ودیعه گرفته شده از خصلتهای سگان، چرا که آداب سگان است که در انتظار لقمهاى دُم خود را مىجنبانند و تملق و چاپلوسى مىکنند.[11]
نتیجه:
چاپلوسی و تملق ناشی از حقارت نفس است و نوعی شرک انسان ها جز در مقابل خداوند نباید خود را حقیر شمارند و تعظیم و اکرام دیگری به امید رسیدن به خواسته ها یعنی شریک قرار دادن برای خدا و آن شریک را تواناتر از خدا پنداشتن پی باید مواظب رفتار خود باشیم و دست از چنین حرکات ناشایستی برداریم.
- ۹۵/۰۳/۱۶