باسمه تعالی
قصیده یاد وطن(۵)
وقتی میگویی وطن، من یاد میدان میکنم
رد پای عاشقان در دشت و بستان میکنم
وه که جانم را دهم در راه دین و این وطن
تا قیامت در دل خاکش گلستان میکنم
لالهها از خون عشاق وطن گل کردهاند
من به یاد آن شهیدان، دیده گریان میکنم
هر وجب از خاک پاکش قبلهگاه عاشقان
کعبهام خاک شهیدان است و ایمان میکنم
تا که میگویی وطن، جان میدهم در راه آن
قصهی عشقش به هر محفل نمایان میکنم
چون عروج عشق را مردان حق پیمودهاند
من به یاد آن شهیدان بزم جانان میکنم
لالهزار عشق از خون شهیدان سرخروست
خاک ایران را به اشک و خون چراغان میکنم
نغمهی آزادی و عشق وطن سر میدهم
تا زمین و آسمان را پر ز طوفان میکنم
دشتها لبریز غیرت، کوهها در التهاب
با غزلهای حماسی، عشق باران میکنم
خطهی خوزی، دیار عشق و هم آزادگی است
خون دل را نذر این خاک شهیدان میکنم
شعلهی عشق از خراسان بر فلک افروختم
نام ایران را چو خورشیدی فروزان میکنم
ای وطن! ای خاک پاک عشق و ایمان و جنون
جان خود در راه تو، با عشق قربان میکنم
چون که میگویی وطن، جان میدهم در راه آن
قصهی عشقش به هر محفل نمایان میکنم
مرزهای این وطن، از خاک تبریز و مشهد
عشق ایران را به هر دیوار، عنوان میکنم
ساحل دریای مواج از خزر تا در خلیج
عشق ایران را به دریاها نمایان میکنم
پرچم سبز ولایت تا ابد بر دوش ماست
جان فدای مکتبِ اسلام و قرآن میکنم
من نه از تیر و نه از آتش هراسی در دلم
خون خود بر دشت غیرت همچو باران میکنم
یاد یاران شهید از یادمان هرگز نرفت
من به هر کس، یاد ایثار شهیدان میکنم
گیل و دیلم در وفا جان را به دریا دادهاند
من به یاد ساحل خون، دل پریشان میکنم
در خراسان عشق را چون آفتاب افروختم
نام ایران را چو خورشیدی فروزان میکنم
ای که کردستان به غیرت شهره در افلاک شد
من به یاد آن غیوران، دیده گریان میکنم
ای دلیرانی که از طوفان غم نشکستهاید
یاد غیرتهای دیرینت به میدان میکنم
لالهزار عشق ایران را به خون آراسته
تا قیامت خاک پاکش را نگهبان میکنم
ای وطن! هر سنگ تو چون مهر مادر در برم
خاک پاکت را به جان و دل نگهبان میکنم
هر خراسانی بود خورشید غیرت در جهان
من به یاد آفتابش سینه سوزان میکنم
سیستان با بادهای عشق بازی کرده است
من هوای عاشقی با عشق انسان میکنم
در بلندیهای البرز، از حماسه یاد کن
من به یاد آن دلیران، نور افشان میکنم
بیستون، در جوهر عشق وطن شد پایدار
خاک کرمانشاه را ، با مهر مهمان میکنم
زندهام با یاد عشقت تا نفس باقی بود
عشق ایران را به جان و دل فروزان می کنم
از بر خاک وطن گوید "رجالی" نغمهای
با سرود خویش، ایران را نمایان می کنم
سراینده
دکتر علی رجالی
- ۰۴/۰۱/۱۴