رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
  • ۰
  • ۰

 

وقتی می‌گویی وطن، من یاد میدان می‌کنم
رد پای عاشقان در دشت و بستان می‌کنم

یاد آن دلاوران که در خاک آرمیدند
روحشان به پرچم، در هر قدم جان می‌کنم

هر کجا که گام می‌زنم، عطر خونشان هست
در دل تاریخ، یادشان را جاودان می‌کنم

چون نسیم‌های گرم، در سرزمین آتش
نامشان به نغمه، در هر زبان می‌کنم

وطن برای من نه فقط خاک و خانه است
که به یاد آن مردان، دل را ایمان می‌کنم

آسمانش، پر از ستارگان روشن است
در دل شب، به هر پرچم نشان می‌کنم

وقتی می‌گویی وطن، یاد میدان می‌کنم
رد پای عاشقان در دشت و بستان می‌کنم

 

 

تا که می‌گویی وطن، جان می‌دهم در راه او
قصه‌ی عشقش به هر محفل نمایان می‌کنم

در دل این خاک پاک و در سرود کوه‌ها
عشق ایران را به گوش عالمیان خوان می‌کنم

لاله‌ها از خون عشاق وطن گل کرده‌اند
من به یاد آن شهیدان، دیده گریان می‌کنم

آسمان از غیرت فرزند ایران سرخ‌روست
خاک ایران را به اشک و خون چراغان می‌کنم

هر وجب از خاک پاکش قبله‌گاه عاشقان
کعبه‌ام خاک شهیدان است و ایمان می‌کنم

نغمه‌ی آزادی و عشق وطن سر می‌دهم
تا زمین و آسمان را پر ز طوفان می‌کنم

دشت‌ها لبریز غیرت، کوه‌ها در التهاب
با غزل‌های حماسی، عشق باران می‌کنم

چون علم بر دوش جانبازان عشق افراشته
من به یاد آن شهیدان بزم جانان می‌کنم

خاک پاک آذربایجان تا دل سیستان
عشق ایران را به هر دیوار، عنوان می‌کنم

خطه‌ی خوزی به یاد عاشقان در التهاب
کوه زاگرس را به خون سرخ گل‌فشان می‌کنم

گیل و مازندران با جان به دریا داده‌اند
من به یاد ساحل خون، دل پریشان می‌کنم

در خراسان عشق را چون آفتاب افروختم
نام ایران را چو خورشیدی فروزان می‌کنم

ای دلیران که دل از تیر و بلا نشکسته‌اید
یاد غیرت‌های دیروزت به میدان می‌کنم

لاله‌زار عشق ایران را به خون آراسته
تا قیامت خاک پاکش را نگهبان می‌کنم

در بلندی‌های البرز از حماسه یاد کن
من به یاد آن دماوند دلیران می‌کنم

کوه بیستون که از عشق وطن سرمست شد
خاک کرمانشاه را با مهر مهمان می‌کنم

ای که کردستان به غیرت شهره در افلاک شد
من به یاد آن غیوران، دیده گریان می‌کنم

سیستان با بادهای عشق بازی کرده است
من هوای عاشقی با عشق انسان می‌کنم

هر خراسانی چو خورشیدی ز غیرت درخشد
من به یاد آفتابش سینه سوزان می‌کنم

ساحل دریای خزر تا دل خلیج نیلگون
عشق ایران را به دریاها نمایان می‌کنم

یاد یاران شهید از یادمان هرگز نرفت
من به هر سنگر دل، قصه‌ی ایمان می‌کنم

کاش جانم را به پای این وطن تقدیم کنم
تا قیامت در دل خاکش گلستان می‌کنم

من نه از تیر و نه از آتش هراسی در دلم
خون خود بر دشت غیرت چون که باران می‌کنم

پرچم سبز ولایت تا ابد بر دوش ماست
جان فدای عاشقان حیدر کرّار می‌کنم

ای وطن! ای خاک پاک عشق و ایمان و جنون
جان خود در راه تو با عشق قربان می‌کنم

چون که می‌گویی وطن، جان می‌دهم در راه او
قصه‌ی عشقش به هر محفل نمایان می‌کنم

 

در دل این خاک پاک از عشق یاران رسته است
غنچه‌های غیرت از خون شهیدان خسته است

خون سرداران کهن جوشیده در تاریخ ما
از شجاعت قصه‌ها در سینه‌ی ما بسته است

کوه الوند و سهند و کوه‌های کارونم
هم‌صدای من ز عشق این وطن سرمسته است

آذر و اروند و کارون، از حماسه قصه‌گو
خاک ایران در شرف، بر قله‌ها بنشسته است

تا که می‌گویی وطن، بغض گلویم بشکند
قصه‌ی عشقش به هر دل چون غزل پیوسته است

از خلیج نیلگون تا قله‌های پربرفش
نام ایران در دل تاریخ زرین جسته است

اشک غیرت می‌چکد از دیده‌های خسته‌ام
در وفاداری به ایران، جان به کف آغشته است

لاله‌های آسمان بر خاک ایران ریخته
خون دل بر دامن گل‌های صحرا بسته است

خاک کرمان، خرم‌آباد و خراسان جاودان
قصه‌ی مردانگی‌ها در زمین آغشته است

ای وطن! با هر نفس آید سرودی از دلم
عشق تو بر پرده‌ی جان، جاودانه نقش بسته است

سر به پای خاک تو، جان بر کفم در راه عشق
خاک تو از خون عشاق به گل آراسته است

خاک ایران، قبله‌گاه عاشقان با جان پاک
عاشقی با عشق ایران در دل ما کاشته است

جان‌فشانان وطن، از عشق و غیرت بی‌قرار
رزمشان در کوه و صحرا، عاشقی آموخته است

در کویر و در دل کوه و کنار ساحلش
همت و مردانگی در راه حق آموخته است

نام ایران چون نگینی بر دل تاریخ ما
هر شهیدش قصه‌ای از عشق و ایمان گفته است

ای وطن! ای قبله‌ی جان‌های پاک و عاشقان
قصه‌ی عشقت در این دل چون چراغ افروخته است

من ز عشق پاک ایران، جان خود قربان کنم
عاشقی در سینه‌ام با شور ایمان سوخته است

از بلندی‌های البرز تا کرانه‌های دور
نام ایران را ز جان بر لوح دل افروخته است

در دل این سرزمین از نور عشق افروختم
پرچم سبز ولایت در دل ما دوخته است

کاش جانم در ره ایران فدا گردد به عشق
عاشقی را با حماسه در دل ما آموخته است

ای وطن! هر سنگ تو چون مهر مادر در بغل
خاک پاکت چون بهشتی در دل ما روسته است

زنده‌ام با یاد عشقت تا نفس باقی بود
عشق ایران در دل من جاودان پیوسته است

قصه‌ی مردان بی‌نام و نشان در هر دیار
در دل تاریخ ما هم‌چون چراغی جسته است

تا که می‌گویی وطن، یاد دلیران می‌کنم
جان خود بر کف نهم، با غیرت ایمان کنم

ای وطن! ای سرزمین عشق و ایمان و شرف
خاک پاکت را به چشم دل، گرامی می‌کنم

در دل تاریخ این مرز و بوم از جان و دل
عشق تو بر سینه‌ی هر عاشقی بنشان کنم

 

 

یاد آن مردان عاشق، که در دل تنها خدا
جان خود را فدای عشق، بی‌هیچ پروا می‌کنم

 

یاد آن مردان صادق، که در دل‌ها ایمان بود
نفس خود را فدای راه، با دست خود می‌کنم

 

یاد آن مردان فداکار، در ره ایمان و عشق
جانم را به قربان راهشان، با دل و جان می‌کنم

 

یاد آن مردان که عشق را فدای عمل کردند
جان خود را به مهر آنان، تقدیم جان می‌کنم

 

یاد آن مردان غیور، که بی‌سخن و بی‌ادعا
نفس خود را فدای هدف، به جان فشان می‌کنم

 

یاد ایران است و این عشق فراوان بر دیار
تا که باشد این دیار، دل را گلستان می‌کنم

 

 

یاد ایران است و این عشق بی‌پایان بر خاک
تا که باشد این خاک، جان را قربان می‌کنم

 

 

یاد ایران است و این عشق به جانم نفوذ
تا که باشد این مرز، دل را سرودستان می‌کنم

 

 

یاد ایران است و این عشق همیشه در دل
تا که باشد این دل، در شوق ایران می‌کنم

 

 

یاد دزفول است با تاریخ پر از رزم و خون
رود کارون را به نام عشق، جوشان می‌کنم

 

یاد دزفول است با مردان شجاع، بی‌قرار
رود کارون را به نام عشق، سیلاب می‌کنم

 

یاد دزفول است با خاک پاک و مردان سخت
رود کارون را به نام عشق، طوفان می‌کنم

 

یاد دزفول است با دلیری که در هر سنگر
رود کارون را به نام عشق، جاری می‌کنم

 

 

 

 

 

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی

 

 

  • ۰۴/۰۱/۱۴
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی