رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
  • ۰
  • ۰

قصیده وطن(۲)

باسمه تعالی

قصیده وطن(۲)

وقتی می‌گویی وطن، من یاد میدان می‌کنم
یاد جانبازی مردان و شهیدان می‌کنم

 


یاد مردان بلوچ و ترک و اقوام عرب
قوم‌هایش را فدای دین و قرآن می کنم

 

 

یاد خرمشهر، شهر عشق و مردان دلیر
فتح آن را با دعای صبح، آسان می‌کنم

 

 

یاد هر گوشه ز خاک میهنم را زنده کن
تا که با خون دلم این عشق، عنوان می‌کنم

 

 

یاد بوشهر است و امواج خروشان بی امان
دل به آغوش نسیم ساحل آن می‌کنم

 

 

 

شهرکرد است و تپش‌هایش ز چشمه تا به رود
موج‌ها را از دل البرز، مهمان می‌کنم

 

 

با صدای آبشار و آسیاب و شهر شوش
روح تاریخش به قلبم زنده و جان می‌کنم

 

 


یاد ساری با شقایق‌های سرخ و خون عشق
خاک پاکش را معطر از گلستان می‌کنم

 

 

چشمه‌ها چون خون جوشان در لرستان، کوه و دشت
کوه غیرت را به سوز عشق لرزان می‌کنم

 

 

یاد بیرجند و قنات و باغ و ایثار و گذشت
عشق پاک مردمانش را نمایان می‌کنم

 

 

ابن سینای حکیم و صاحب اسرار عشق
باصدای بوعلی، حکمت فروزان می‌کنم

 

 

یاد اکراد سنندج، مهربان و سخت کوش
چشم نرگس را به چشمانش پریشان می‌کنم

 

 

کوه های استوار و با شکوه هر دیار
قلّه‌هایش را نماد صبر ایران می‌کنم

 

 

یاد کرمانشاه و آواز کمانچه در غروب
دل به زخمش می‌سپارم، درد درمان می‌کنم

 

 

 

دان کرج شهری که در کوه و بیابان سر کشید
پُل به پُل از عشق آن، راهی به کیهان می‌کنم

 

 

 

یاد قوچان است و چشمان غزالان رها
دشت‌های پر ز لاله، لاله‌افشان می‌کنم

 

 

یاد ایلام است و مردانی دلیر و مهربان
چشمه‌سارانش به یاد عشق، جوشان می‌کنم

 

 

 

یاد کاشان، با گلاب ناب و عطر کوچه‌ها
سرمه از خاکش به چشم دل، فروزان می‌کنم

 

 

یاد قمصر با گلاب و نرگس و باغ بهار
عطر آن را نذر صبح روز باران می‌کنم

 

 

یاد قزوین است و باغستان پر  سیب و گلاب
شهر دانش، شهر عشق، آن را گل افشان می‌کنم

 

 

چشمه های اردبیل است با حرارت های پاک
مرز ایران را به غیرت، باز مهمان می‌کنم

 

 

دان ارومیه بود دریای جوشان از وقار
موج‌ها را جاودان در دل خروشان می‌کنم

 

 

یاد نیشابور و خاک حکمت و عرفان ناب
عشق خیّام و غم هجرش گلستان می‌کنم

 

 

یاد خوی، با مردمان گرم و گندم‌زار سبز
خاک پاکش را ز اشک شوق، باران می‌کنم

 

 

یاد گیلان است و آن سبزینه‌های مست باد
کوه و دریا را به جان، چون صبح تابان می‌کنم

 

 

یاد رفسنجان و باغ پسته‌های سرخ‌رنگ
مردمانش را چو گنج صبر پنهان می‌کنم

 

 

ساحل گرم جنوب و بندر عباس غیور
موج دریا را به جان خویش طوفان می‌کنم

 

 

یاد زنجان است و سوزِ نغمه‌ی آهنگران
دست مردانش هنر را نقش ایوان می‌کنم

 

 

 

بارگاه حضرت عبدالعظیم است، شهر ری
شهر تاریخی که دل را نغمه‌خوانان می‌کنم

 

 

تا که ایران همچو گوهر در جهان تابنده است
این قصیده از " رجالی"، باز عنوان می‌کنم

 

 

 

 

سراینده

دکتر علی رجالی

  • ۰۴/۰۱/۱۳
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی