رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
  • ۰
  • ۰

یاد خدا

همه ما در رانندگی ممکن است یک حرکتی خطر ناک انجام دهیم که در موقع انجام از خطرات ان اگاه نیستیم وقتی مدتی از ان حدکت گذشت با کمی تفکر در عملی که انجام دادیم ، ترس وجودمان را فرا میگیرد و میگوییم اگر اینجور میشد مثلا تصادف شدید میشد و اگر اینجور میشد و... 

انگار در موقع انجام کار من هیچ اطلاعی از عواقب و خطرات احتمالی ندارم تازه بعد از رد کردن هوشیار میشویم. 

زندگی ما هم اینگونه است بعد از سفر به عالم باقی تازه خطرات پشت سر را درک میکنیم انگار درکی قویتر و فهمی ولاتر یافته ایم. پس اگر بتوانیم در این دنیا با تفکر و تعمق بیشتری حرکت کنیم و قبل از انجام هر حرکتی از خداوند کمک بگیریم یک راحتی در عالم معنا برای خود ایجاد مینماییم

هر انسانی در زندگی فردی و اجتماعی خود مطلوب و هدفی دارد که برای تحقق بخشیدن به آن تلاش و کوشش می کند. زمانی انسان در راه رسیدن به هدف و مطلوب تلاش می کند که از سویی از نیروی تحرّک بخش و انگیزاننده به سوی آن چه که مطلوب اوست برخوردار باشد و از سویی از نیروی بازدارنده و نگاه دارنده از آن چه که مانع رسیدن او به مطلوب یا موجب کندی پیشرفت او می گردد بهره مند باشد، و به عبارت دیگر: انسان در تلاش های فردی و اجتماعی خود به انگیزه احتیاج دارد تا در او تحرّک ایجاد کند و او را وادار سازد به سوی مطلوب و هدف حرکت کند و به نیروی بازدارنده ای نیازمند است تا موانع رسیدن به مطلوب را کنار زند. از این رو انسان هایی که در زندگی هدف آن ها تأمین نیازهای مادی است انگیزاننده او جلب منفعت و بازدارنده او دفع ضرر است یعنی هرچه که سبب جلب منفعت بیشتر او گردد و سود بیشتری را متوجه او کند از آن استقبال می کند و هرچه که موجب ضرر شود از آن گریزان است.


انسان با ایمانی که در جهت لقاء الهی و رستگاری و نجات خود در تلاش است نیازمند به دو نیروی توان بخش و حرکت آفرین و نگاهدارنده است. آن چه که در انسان تحرّک ایجاد می کند یاد خدا و صفات جلال و جمال او و نعمت های بی پایانش است و آن چه که بازدارنده از موانعی چون خود بینی ها و تجاوزها است همانا یاد خداست.


از این رو قرآن کریم فرموده است: «یا ایها الّذین آمنوا اذکروا اللّه ذکراً کثیراً و سبّحوه بکرة و اصیلاً؛(1) ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را بسیار یاد کنید و صبح و شام او را تسبیح گویید و او را به پاکی یاد کنید.»


انسانی که به یاد خدا باشد هم وظائف خود را برای رسیدن به لقاء اللّه به درستی انجام می دهد و هم از معصیت و نافرمانی اجتناب می کند. زیرا یاد خدا یعنی توجه به سرچشمه قدرت روحی و معنوی و عامل سعادت و کمال.


از آن جایی که عوامل غفلت در زندگی های مادی بسیار فراوان و تیرهای وسوسه شیطان از هر سو حیات واقعی انسان را نشانه می گیرد، برای مبارزه با آن جز یاد خدا و با تمام وجود به یاد خدا بودن مؤثر نخواهد بود.


شایان توجه است که قرآن فرمود:زیاد و پیوسته به یاد خدا باشید و این به این معناست که یاد خدا باید بر همه اعمال انسان پرتو افکن بوده و بر آن نور و روشنایی بیفکند و در همه صحنه های زندگی انگیزه مناسب الهی با یاد خدا برای عبادت و اطاعت بوجود خواهد آمد.


و به عبارت دیگر: هنگامی که یاد خدا برده می شود یک دنیا عظمت، قدرت، علم و حکمت در قلب انسان متجلی می گردد. زیرا خدای سبحان دارای اسماء حسنی و صفات علیا و صاحب تمام کمالات و منزّه از هرگونه عیب و نقص است، توجه مداوم به چنین حقیقتی که دارای چنان اوصافی است روح انسان را به نیکی ها و پاکی ها سوق می دهد و از بدی ها و زشتی ها پیراسته می دارد و در واقع اوصاف جمال الهی در آدمی تجلّی می کند و آدمی که اوصاف جمال الهی در او تجلّی کرد از گناه و فساد و آلودگی اجتناب می نماید.


در حقیقت یاد او، یاد مراقبت او، یاد حساب و جزای او، یاددادگاه عدل او و بهشت و جهنم و دوزخ او است و این یاد است که جان را صفا و دل را نور و حیات می بخشد.


راز کثرت یاد خدا


این که قرآن در آیه مورد بحث از مؤمنان خواسته تا زیاد به یاد خدا بوده و در همه حالات و شؤون او را یاد کنند برای آن است که:


اولاً: شیطان در حال غفلت به انسان حمله می کند و اگر کسی به یاد خدا متذکر باشد به دام شیطان نمی افتد.


ثانیاً: یاد خدا سنت حسنه ای برای تقویت روح فرشتگی در انسان ذاکر است. زیرا ملائکه دائماً به یاد خدا هستند و هرگز خسته و افسرده نمی شوند: «یسبّحون اللیل و النهار لایفترون؛(2) تمام شبانه روز تسبیح خدا میگویند و سست نمی شوند.» پس انسانی که می خواهد فرشته خو شود پیوسته به یاد خداست.


در کثرت یاد شده کمیت و کیفیت هر دو باید لحاظ شود زیرا خدای سبحان از ذکر بدون اخلاص و حضور قلب به عنوان ذکر قلیل و اندک یاد می کند: «ولایذکرون اللّه الّا قلیلا؛(3) منافقان کم به یاد خدا هستند.» زیرا ذکر آن ها بدون روح و زبانی است و در واقع ذکر کثیر یعنی ذکر با روح و با خلوص است که حافظ انسان است.


حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «انّ اللّه سبحانه وتعالی جعل الذکر جلاءً للقلوب، تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقادبه بعد المعانده؛(4) خدای سبحان یاد خود را مایه جلای قلب ها قرار داده که بر اثر آن گوش، پس از سنگینی (بر اثر غفلت) شنوا شود و چشم پس از کم سویی بینا گردد و از لجاجت و عناد به اطاعت و انقیاد باز گردد و رام شود.


هنگامی که انسان نام خدا را به عظمت می برد و اوصاف جمال و جلالش رااز علم و قدرت و سمع و بصر و مقام رحمانیّت و رحیمیت و مراقبت او را نسبت به بندگان بر می شمارد و پرده های غفلت از مقابل چشم او کنار می رود و حق را به خوبی می بیند. غوغای هوا و هوس ها فرو می نشیند و ندای داعیان حق را شنیده و در برابر فرمان خدای متعال به انقیاد کامل دست می یابد.


معنا و حقیقت ذکر


ذکر در لغت به معنای مطلق یاد کردن و توجه داشتن است خواه به زبان باشد و خواه به قلب و دل و خواه به فعل و عمل، اما حقیقت ذکر: توجه قلبی و باطنی انسان به ساحت قدس پروردگار است در حقیقت ذکر خدا، عبارت است از یک حالت خدا بینی روحانی و توجه باطنی به خدای جهان به گونه ای که آدمی خدا را حاضر و ناظر خویش در محضر پروردگار جهان بداند، کسی که این چنین به یاد خدا باشد به دستورات خدا عمل می کند، واجبات را انجام می دهد و محرّمات را ترک می کند.


حضرت علی(ع) فرمود: «لاتذکر اللّه سبحانه ساهیاً و لاتنسه لاهیا واذکره ذکراً کاملاً یوافق فیه قلبک لسانک و یطابق اضمارک و اعلانک ولن تذکره حقیقة الذکر حتی تنسی نفسک فی ذکرک و تنفقدها فی امرک؛(5) خدای سبحان را از روی سهو و غفلت ذکر نگو و او را فراموش مکن، خدای را ذکر کامل بگو به طوری که قلب و زبانت همراه و باطن و ظاهرت هماهنگ باشند، خدا را به حقیقت ذکر یاد نمی کنی جز در صورتی که در حال ذکر، نفس خودت را فراموش کنی و در انجام کار، خودت را نیابی.»


عارفی گوید: ذکر روح عبادت عملی و نهایت ثمره آن است و آن را اولی است که موجب دوستی و حب خداست و آخری است که موجب السن به خداوند است زیرا مرید او آغاز کار با تکلف و زحمت ذکر خدا می کند تا بتواند دل و زبان خود را از وسواس منصرف کند، پس اگر موفق به مداومت بر ذکر گردد اُنس به خداوند پیدا می کند و حبّ مذکور یعنی خدا در دلش کاشته می شود.


جهت تنبیه و بیداری از مثالی استفاده می شود و آن این که، هرگاه در حضور یکی از ما از کسی ستایشی به عمل آید و او را به داشتن صفات پسندیده یاد کنند، آن شخص به سبب شنیدن وصف او و کثرت ذکر خیر او، وی را دوست داشته و به او عشق ورزد. سپس به جهت یادآوری فراوان از او ناچار به یک یادآوری بیشتری از او دچار می گردد به حدی که تاب ندیدن او را ندارد، چرا که هر کس چیزی را دوست بدارد فراوان از او یاد می کند و هر که فراوان از چیزی یاد کند، هرچند با تکلّف و زحمت هم باشد آن را دوست خواهد داشت.


همچنین ذکر خدا در آغاز کار با تکلّف صورت گیرد تا این که میوه انس و دوستی او را به بار آورد و در آخر کار تاب آوردن بر عدم دیدار او ممکن نمی شود.(6)


بنابراین انسان گرچه به ذکر لفظی می پردازد اما آن چه مهم است که ذکر لفظی وسیله ای برای ذکر قلبی گردد به گونه ای که آدمی پیوسته خود را در محضر او دیده و او را حاضر و ناظر برخود بداند.


مراتب ذکر


ذکر مقامی بسیار وسیع و دارای مراتب و درجاتی است که اولین مرتبه اش ذکر لفظی و زبانی و نهایت آن انقطاع کامل است.


الف: ذکر زبانی


کسی که به ذکر و یاد خدا است همینکه به خدا توجه کرد به قصد قربت اذکار مخصوص را بر زبان جاری سازد بدون آن که به معانی آن ها توجه داشته باشد.


ب: ذکر معنوی


انسانی که به قصد قربت ذکر می گوید، در همان حال معنای آن را بر ذهن خود خطور دهد و به دل سرایت دهد تا دل از آن متأثر گردد.


ج: ذکر قلبی


در این مرتبه زبان از قلب پیروی می کند و ذکر می گوید و در باطن ذات به مفاهیم ذکرها ایمان دارد که زبان با پیروی از قلب به گفتن ذکر مشغول می شود. این ذکر است که عمیق ترین اثرات روحی و معنوی را برای انسان داراست.


د: ذکر در تمام حالات


انسانی که دائم الحضور است و پیوسته خود را در حضور خدا می بیند و با او انس دارد و اگر لحظه ای غفلت کند احساس گناه کرده و به درگاه خدا توبه می کند.


البته این مرحله ویژه بندگان خاص خدا است که همیشه با یاد خدا پیوند برقرار کرده و هیچ نوع علاقه و تمایلی که معارض با حبّ الهی و رضا و خوشنودی او باشد در او راه نمی یابد.


مواقف ذکر


در آیات و روایات از مؤمنان خواسته است که پیوسته به یاد خدا باشند و ذکر و یاد خدا را عمل همیشگی خودشان بدانند و درباره اولواالالباب فرموده است: «الذین یذکرون اللّه قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم؛(7) آنان که در حال ایستاده و نشسته و آن گاه که به پهلو خوابیده اند به یاد خدا هستند.» یعنی خردمندان همیشه و در همه حالات به یاد خدا هستند.


در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که آن حضرت فرمود: «هر چیزی حد و اندازه ای دارد جز ذکر و یاد خدا که هیچ حد و مرزی برای او نیست.»


«فرض اللّه عزّ و جلّ الفرائض فمن ادّا هنّ فهو حدّ هنّ و شهر رمضان فمن صامه فهو حدّه و الحج فمن حجّ فهو حدّه الّا الذکر فانّ اللّه عزّ و جلّ لم یرض منه بالقلیل و لم یجعل له حدّاً ینتهی الیه ثم تلاهذه الآیه «یا ایها الذین آمنوا اذکروا اللّه ذکراً کثیراً و سبّحوه بکرة و اصیلا» و فقال لم یجعل اللّه عزّو جلّ له حداً ینتهی الیه؛(8) خدای سبحان فریضه ها را واجب کرده است هر کس آن را ادا کند حدّ آن را تأمین کرده است، هر کس در ماه رمضان روزه بگیرد، حدش انجام گردیده است و حج را هر کس بجا آورد همان حد آن است جز یاد خدا که خدای سبحان به کم آن راضی نشده و برای کثیر آن حدّی قائل نگردیده


دانشحو حیدر نیا ارشد:

است سپس آیه را خواند که ای مؤمنان زیاد به یاد خدا باشید و صبح و شام او را تسبیح کنید یعنی خدا حدّ و مرزی برای ذکر قرار نداده است.» سپس امام صادق فرمود: پدر من امام باقر(ع) کثیرالذکر بود و بسیار ذکر می گفت. هر وقت با او راه می رفتم ذکر خدا می گفت به هنگام غذا خوردن نیز به یاد خدا بود. حتی هنگامی که با مردم سخن می گفت از ذکر خدا غافل نمی شد. و می فرمودند: که در هر مجلسی به یاد خدا باشید و اگر در مجلسی نیکان و بدان در آن حضور دارند، اگر بدون یاد خدا آن مجلس را ترک کنند در روز قیامت برای آن ها حسرت و افسوس خواهد بود.(9)


با همه تأکیدهایی که در کثرت ذکر شده است اما در برخی مواقع تأکید بر ذکر و یاد به عمل آمده است زیرا آن مواقع اگر انسان دچار غفلت شود احتمال لغزش او فراوان است و آن موارد عبارتند از:


الف: هنگام ملاقات با دشمن


آدمی وقتی در میدان کارزار در برابر دشمن قرار گرفت به روحیه قوی نیازمند است تا دچار تزلزل نشود این جاست که او با یاد خدا روحیه سرباز مجاهد را تقویت می کند و در میدان جنگ احساس می کند که تنها نیست، تکیه گاه نیرومندی دارد که هیچ قدرتی در برابر او مقاومت نمی کند.


افزون بر آن یاد خدا، یاد دنیا و تعلقات دنیا را از دل او بیرون می کند و با آرامش و قوت و قدرت به فلاح و رستگاری و پیروزی نائل می شود: «یا ایّها الذین آمنوا اذا لقیتم فئة فاثبتوا و اذکروا اللّه کثیراً لعلّکم تفلحون؛(10) ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که گروهی از دشمنان را در برابر خود در میدان نبرد ببینید ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید تا رستگار و پیروز شوید.»


ب: هنگام خلوت و تنهایی


یکی از مواقعی که انسان باید بیاد خدا باشد زمانی است که تنهاست زیرا در حال تنهایی شیطان به انسان نزدیک و او را وسوسه می کند و با وسوسه کردن اوهام و افکار او را مشغول و زمینه های گناه را برای او فراهم می کند از این رو امام صادق(ع) فرمود: «شیعتنا اذا خلوا ذکروا اللّه کثیراً؛(11) شیعیان ما وقتی تنها شدند زیاد خدا را یاد می کنند.» و در روایت دیگری امام باقر(ع) فرمود: «فی التورات مکتوب فیما ناجی اللّه به موسی بن عمران به یا موسی خفنی فی سرّ امرک احفظک من وراء عوراتک و اذکرنی فی خلواتک و عند سرور لذّاتک اذکرک عند غفلاتک؛(12) در تورات نوشته شده است که هنگام مناجات موسی با خدا، خدا به او فرمود: ای موسی در پنهان از من بترس تا تو را حفظ کنم و در خلوت ها و هنگام خوشی هایی که در اثر لذت حاصل می شود مرا یاد کن تا در غفلت ها به یاد تو باشم.»


ج: هنگام ورود به بازار


یکی از چیزهایی که انسان را از خدا غافل و در نتیجه زمینه خطا و گناه را فراهم می کند توجه به دنیا و مظاهر دنیاست، انسانی که وارد بازار می شود اگر بازاری نباشد کالاهای دنیا در برابر او جلوه نمایی می کند و او را به خود مشغول می نماید اگر امکان فراهم کردن آن را نداشته باشد دچار حسرت و افسوس می شود و اگر امکان فراهم کردن آن را داشته باشد به خود آن مشغول می گردد و اگر بازاری باشد همیشه در معرض انواع آفت هاست آفت هایی چون گران فروشی، کم فروشی، غشّ و تقلّب و خیانت در معاملات و امثال آن ها، اینجاست که انسان اگر بخواهد از این آفت ها خود را مصون بدارد نیازمند به نیروی باز دارنده بسیار قوی است که از درون او را کنترل کند و این نیروی بازدارنده قوی همانا یاد خداست. حضرت علی(ع) فرمود: «اکثروا ذکر اللّه اذا دخلتم الاسواق و عند اشتغال الناس فانه کفّارة للذنوب و زیادة فی الحسنات و لاتکتبوا فی الغافلین؛(13) هنگامی که وارد بازار می شوید و هنگام اشتغال مردم، بسیار خدا را یاد کنید که یاد خدا کفّاره گناهان و افزایش حسنات است و انسانی که به یاد خدا باشد در ردیف اهل غفلت نوشته نمی شود.»


د: هنگام خشم و غضب


یکی از مواردی که انسان دچار لغزش می شود هنگامی است که دچار حالت خشم و غضب شود. زیرا انسانی که دچار حالت خشم شود زبانش در اختیارش نیست، و گاهی اعضا و جوارح او در اختیارش نیست از این رو زبان به بدگویی می گشاید و به دیگران فحش می دهد و یا ممکن است فردی را مورد ضرب و شتم قرار دهد و به طور کلی به حرکات و رفتار ناهنجار دست یازد و اگر آدمی در این حال بخواهد بر خود مسلّط شده و برخود و اعضاء و جوارح خود مسلط باشد به عمل بازدارنده ای بسیار قوی نیازمند است و آن عامل قوی همان یاد خدا است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یقول اللّه عزّ و جلّ یا ابن آدم اذکرنی حین تغضب اذکرک حین اغضب فلا امحقک فیمن امحق؛(14) خدای سبحان می فرماید: ای فرزند آدم هنگام خشم و غضبت به یاد من باش تا من هنگام غضب به یاد تو باشم و در موردی که کسی را هلاک و نابود می کنم تو را نابود نسازم.»


هـ: هنگام تصمیم گیری و...


آدمی هنگامی که برای کارها تصمیم گیری می کند باید به یاد خدا باشد از این رو پیامبر خدا(ص) فرمود: «اذکروا اللّه عند همّک و عند لسانک اذا حکمت و عند یدک اذا اقسمت؛(15) د

دانشحو حیدر نیا ارشد:

ر سه زمان به یاد خدا باشید: 1ـ هنگامی که بر انجام کاری تصمیم گرفتی 2ـ هنگام داوری و قضاوت در پیشگاه زبان 3ـ در موقع تقسیم وقتی دستت را می گشایی».


در این روایت از مؤمنان خواسته است هنگام تصمیم گیری و همت بر انجام کارها و در حالت قضاوت و داوری که آدمی همیشه در معرض خطاست و در موقع تقسیم کردن که به طور طبیعی امکان لغزش وجود دارد، به یاد خدا باشند تا در این شرائط از لغزش مصون بمانند.


در حقیقت ذکر و یاد خدا برای آن است که انسان در برابر لغزش ها مصونیت پیدا کند از این رو در شرائطی که امکان لغزش بیشتر است یاد خدا نمودن تأکید شده است.


در روایتی پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من اطاع اللّه فقد ذکر اللّه و ان قلّت صلاته و صیامه و تلاوته و من عصی الله فقد نسی اللّه و ان کثرت صلاته و صیامه و تلاوته؛(16) هر کس خدا را اطاعت کند، در حقیقت خدا را یاد کرده است، گرچه نماز و روزه و تلاوت قرآنش کم باشد و کسی که خدا را معصیت کند، در حقیقت خدا را فراموش کرده است گرچه قرآن خواندن و نماز و روزه اش زیاد باشد. در واقع اثر مهم یاد خدا به طاعت خدا و ترک معصیت اوست.


آثار ذکر


با توجه به این، ذکر و یاد خدا یک مقام باطنی و استکمال حقیقی معنوی و روحانی است و انسانی که به یاد خدا می پردازد ودر قلب خود به یاد خداست آثار و علائمی دارد که با آن آثار از انسان غافل از خدا امتیاز داده می شود و وجود آن کمال و حقیقت باطنی با آن آثار شناخته می شود که برخی از آن آثار عبارتند از:


1ـ پای بندی به اطاعت خدا


انسانی که پیوسته به یاد خداست در باطن ذات خود جمال الهی مشاهده می کند و خود را در محضر او می بیند و انسانی که همواره خود را در محضر خدا ببیند از دستوراتش پیروی می کند، فرمان های الهی را اجرا و از نواهی او اجتناب می کند و اگر انسانی خواست بداند به یاد اوست مقدار تعهد خود را نسبت به اوامر و نواهی الهی مشاهده کند در صورت پای بندی به آن در مقام ذکر خواهد بود.


امام صادق(ع) فرمود: «من کان ذاکر اللّه علی الحقیقه فهو مطیع و من کان غافلاً فهو عاص؛(17) هر کس واقعاً، به یاد خدا باشد مطیع او خواهد بود و هر که غافل باشد گناهکار است.»


2ـ بصیرت و بینش درونی


یکی از آثار ذکر خدا دست یافتن به روشن بینی و بصیرت درون است انسانی که به این حالت روشن بینی رسید شیطان را دیده و او را دفع می کند قرآن کریم در سوره اعراف آیه 203 فرمود: «انّ الذین اتقوا اذا مسّهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون؛ آنان که از تقوا برخوردارند هنگامی که دسته هایی از شیطان او را مسّ کنند، متذکر شده و به یاد خدا می افتند و در این حال آن ها دیده می شوند.» یعنی افراد با تقوا هنگامی که با وسوسه های شیطانی مواجه شوند با یاد خدا و نعمت های بی پایانش و با یاد عواقب شوم گناه و مجازات دردناک آن، ابرهای تیره و تار وسوسه های اطراف قلب آن ها کنار می رود و راه حق را به روشنی می بیند. برای توضیح مطلب توجه به دو نکته لازم است:


الف: شیطان به هر موجود متمرّد و سرکشی اطلاق می شود که در صدد آزار رساندن به انسان است و این شیطان به صورت های گوناگون در برابر انسان ظاهر می شود تا او را اغوا کرده و به انحراف و گناه بکشاند.


ب: از منظر قرآن، شیطان دشمن سرسخت انسان است و همواره با وسوه کردن او، موجبات ضلالت و گمراهی او را فراهم می کند و باعث بدبختی او می گردد بنابراین انسانی که در معرض وسوسه و اغواء دشمن سر سختی قرار دارد که قسم خورده تا او را منحرف سازد به ابزاری نیازمند است که با آن بتواند شیطان را طرد و با او مقابله کند و ذکر و یاد خدا تنها وسیله سلامت از وسوسه های شیطان و طرد اوست. امام علی(ع) فرمود: «ذکر اللّه رأس مال کلّ مؤمن و ربحه السلامة من الشیطان؛(18) یاد خدا سرمایه مؤمن است که سودن سلامتی از وسوسه های شیطان است.»


و همان حضرت فرمود: «ذکر اللّه مطردة الشیطان؛(19) یاد خدا وسیله طرد و دفع شیطان است.»


در آیه مورد بحث نیز گروه شیطان را به مانند دشمنی معرفی کرده است که در اطراف قلب انسان طواف می کند تا راه نفوذی به قلب پیدا کند.


این جاست که آدمی نیاز به دیدبانی است آگاه و هوشیار که مراقبت و نگهبانی داده تا این دشمن به حریم قلب او راه نیابد و یاد خدا آن وسیله ای است که پرده های غفلت را کنار زده و اطراف قلب او را روشن و نورانی می کند در این صورت شیطان دیده شده و با دیده شدن دشمن به طور طبیعی آدمی آنرا دفع و طرد می کند و به بیان دیگر: راه ورود شیطان در انسان دو چیز است:


الف: نارسایی و ناتوانی فکری و عقلی که موجب ایجاد انحراف فکری و لغزیدن به سوی باطل می شود. راه مقابله با نفوذ شیطان در این رابطه تقویت نیروی عقل از طریق تعقّل و تفکر و تحصیل علوم و حقایق یا رسیدن به مرحله یقین می باشد و انسانی که به مقام یقین رسید که شیطان دشمن سرسخت اوست و می خواهد نورانیت و روشنایی را از انسان بگیرد و او را دچار ظلمت ها و تاریکی ها سازد به طور



دانشحو حیدر نیا ارشد:

باز داشته شده و گناه و فحشاء به سراغ او نمی آید. در واقع این لطف ممتاز خدا نسبت به انسان متذکر است زشتی و گناه را از نزدیک شدن به انسان سالک صالح و شاهد حق باز می دارد.


5 ـ خودیابی


گاهی کار انسان غافل به آن جا می رسد که سر گرمی های مختلف، چنان او را به خود مشغول می دارد که او حتی خود را فراموش می کند و از یاد می برد که او یک انسان است، آزاد آفریده شده است، حق زندگی دارد.


حق انتخاب راه دارد، حق دارد این انتخاب را به خوبی انجام دهد، و فراموش می کند که او می تواند جهان را بشناسد و در آن با اراده انسانی خود، سازندگی داشته باشد، قرآن می گوید: انسانی که خدا را فراموش کند خود را نیز فراموش می کند: «ولاتکونوا کالذین نسوا اللّه فانسیهم انفسهم، اولئک هم الفاسقون؛(25) مانند آنها که خدا را از یاد برده اند نباشید که این بی خبری آنان موجب شد که خدا آنان را از خودشان بی خبر گردانید این ها آن فاسقانند.» در این آیه نتیجه و پی آمد فراموش کرد خدا را خود فراموشی می داند روشن است که در مقابل آن اگر انسانی خدا را یاد کند خود را به یاد می آورد یعنی یاد خدا موجب خودیابی می شود.


موانع ذکر


پس از آشنایی با حقیقت ذکر و یاد خدا و مراتب و آثار آن حال به موانع ذکر اشاره می شود با توجه به این که خدا به انسان نزدیک است و از رگ گردن انسان به او نزدیک تر است چرا آدمی از یاد او غافل است از این رو، در این قسمت به موانع ذکر اشاره می شود و سپس راه زدودن آن تبیین می گردد و اما موانع ذکر


1ـ تعلقات و وابستگی های مادی و معنوی


انسانی که وابسته به دنیا و داشته های خود باشد به گونه ای که آن چه برای او ارزش دارد امور دنیوی باشد و همین امور او را به خود مشغول سازد به طوری که با اشتغال به آن ها آدمی از یاد خدا غافل می شود و او را فراموش می کند.


2ـ حجاب اعمال


علاوه بر تعلقات و وابستگی ها انسان گاهی در حجاب اعمال خود قرار گرفته و از یاد خدا غافل می شود به این صورت که آدمی با ملاحظه اعمال خوب خود، دچار غرور و عجب و خود فریبی شده و در نتیجه خدا را فراموش می کند.


3ـ همنشینی با غافلان


گاهی انسان در اثر همنشینی با غافلان و بی خبران از خدا غافل می شود همنشینانی که خود اهل ذکر و یاد خدا نیستند و انسان را نیز از یاد خدا غافل می کنند.


راه زدودن موانع حجاب


برای از بین بردن این موانع و زدودن آنها آدمی باید به تلاش و کوشش مداوم بپردازد و برای این کار باید اولاً به معرفت و شناخت کامل خدا رسیده و با معرفت او به سیر و سلوک و به تلاش و کوشش خالصانه اقدام کند و صفحه دلش را از آن موانع پاک سازد و ثانیاً به تخلیه و تحلیه و تجلیه بپردازد، یعنی نفس خود را از کلیه رذایل و آلودگی ها و قیود مادی پاکسازد و صفحه دل را به انجام واجبات و اطاعت پروردگار و آراستن به فضائل زینت بخشد و علاوه بر آن، آن را به ترک مکروهات و انجام مستحبات صیقلی دهد در این صورت است که انسان می تواند این موانع را از سر راه خود بردارد. و پیوسته به یاد خدا یعنی کمال و جمال مطلق باشد.


نتیجه گیری


آن چه در این مقال به عنوان یکی از برنامه های مؤمنان بررسی شد پرداختن به ذکر و یاد خدا است که اولاً یاد خدا هم انگیزاننده انسان به سوی کمال و هم مانع از سقوط انسان و هلاکت اوست و ثانیاً مراد از این ذکر اعم از ذکر زبانی و قلبی است و ثالثاً با این که خوب است انسان در همه حالات به یاد خدا باشد اما در برخی مواقع تأکید خاص شده تا به یاد او باشیم و رابعاً به آثار مهم ذکر یعنی پای بندی به اطاعت خدا و بصیرت و بینش درونی و آرامش قلبی و روحی و خدای سبحان به یاد انسان بودن و خودیابی وپرداخته شده و در نهایت به موانع ذکر و راه های زدودن آن اشاره گردید. امید است که مؤمنان راستین با توجه نمودن به برنامه الهی به انجام آن پرداخته و از آثار آن بهره مند شوند.


پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ


1. سوره احزاب، آیه 42 ـ 41.


2. سوره انبیاء، آیه 20.


3. سوره نساء، آیه 142.


4. نهج البلاغه، خطبه 222.


5. تصنیف غررالحکم، ص 189.


6. بحرالمعارف، ج 1، ص 184 ـ 183.


7. سوره آل عمران، آیه 191.


8. اصول کافی، ج 2، ص 499.


9. همان، ص 496.


10. سوره انفال، آیه 45.


11. اصول کافی، ج 2، ص 499.


12. بحارالانوار، ج 13، ص 328.


13. همان، ج 73، ص 173.


14. همان، ج 90، ص 152.


15. همان، ج 74، ص 1.


16. همان، ج 90، ص 156.


17. همان، ج 93، ص 158.


18. غررالحکم، ص 404.


19. همان.


20. سوره رعد، آیه 28.


21. مفاتیح الجنان، دعای عرفه.


22. سوره طه، آیه 124.


23. سوره بقره، آیه 152.


24. سوره یوسف، آیه 24.


25. سوره حشر، آیه 19.



هاشمی۴:

8- غذای روح


حضرت علی (ع) می‌فرماید: «مداومت بر ذکر الهی غذای روح و کلید رستگاری است.» با توجه به اهمیت «ذکر الهی» و نقش سازنده آن در پیشرفت معنوی انسانهای مؤمن، خداوند مؤمنان را از توجه به اموری که انسان را از یاد خدا باز می‌دارد بر حذر می‌دارد:


«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (7)


ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال و اولادتان شما را از یاد خدا باز ندارد و هر کس چنین کند از زیانکاران است.


بدیهی است توجه به مال و زندگی دنیوی در صورتی نهی شده است که انسان را از یاد خدا باز دارد و به عبارت دیگر؛ هدف انسان در زندگی توجه به آنها باشد ولی در صورتی که انسان مراقب نفس خویش باشد و از اینها به عنوان وسیله برای رسیدن به سعادت ابدی استفاده کند، نه تنها مذموم نیست بلکه سفارش هم شده است. پس اموال و اولاد تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به حیات طیبه کمک گرفته شود، از مواهب الهی هستند و مطلوب می‌باشد اما اگر علاقه افراطی به آنها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کند، بزرگترین بلا محسوب می‌شود و خسرانی بزرگ است که در آیه شریفه به همین معنا اشاره شده است. (8)


تعبیر به «خاسرون» به خاطر این است که حب دنیا چنان انسان را سرگرم می‌کند که سرمایه‌های وجودی خویش را در راه لذت ناپایدار و اوهام و پندارها صرف می‌کند و با دست خالی از دنیا می‌رود در حالی که با داشتن سرمایه‌های بزرگ برای زندگی جاودانه‌اش کاری نکرده است.


در حالات عالم بزرگ «شیخ عبدالله شوشتری» از معاصرین مرحوم علامه مجلسی نوشته‌اند: او فرزندی داشت که بسیار مورد علاقه او بود، این فرزند سخت بیمار شد، پدرش مرحوم شیخ عبدالله، هنگامی که برای ادای نماز جمعه به مسجد آمد پریشان بود، هنگامی که طبق دستور اسلامی، سوره «منافقین» را در رکعت دوم تلاوت کرد و به این آیه رسید، چندین بار آیه را تکرار کرد! پس از فراغت از نماز، بعضی یاران علت این تکرار را سؤال کردند، فرمود: «هنگامی که به این آیه رسیدم به یاد فرزندم افتادم، و با تکرار آن به مبارزه با نفس خود برخاستم، آن چنان مبارزه کردم که فرض کردم فرزندم مرده، و جنازه‌اش در برابر من است و من از خدا غافل نیستم، آنگاه بود که دیگر تکرار نکردم.» (9) و (10)


هاشمی۴:

8- غذای روح


حضرت علی (ع) می‌فرماید: «مداومت بر ذکر الهی غذای روح و کلید رستگاری است.» با توجه به اهمیت «ذکر الهی» و نقش سازنده آن در پیشرفت معنوی انسانهای مؤمن، خداوند مؤمنان را از توجه به اموری که انسان را از یاد خدا باز می‌دارد بر حذر می‌دارد:


«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (7)


ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال و اولادتان شما را از یاد خدا باز ندارد و هر کس چنین کند از زیانکاران است.


بدیهی است توجه به مال و زندگی دنیوی در صورتی نهی شده است که انسان را از یاد خدا باز دارد و به عبارت دیگر؛ هدف انسان در زندگی توجه به آنها باشد ولی در صورتی که انسان مراقب نفس خویش باشد و از اینها به عنوان وسیله برای رسیدن به سعادت ابدی استفاده کند، نه تنها مذموم نیست بلکه سفارش هم شده است. پس اموال و اولاد تا آنجا که از آنها در راه خدا و برای نیل به حیات طیبه کمک گرفته شود، از مواهب الهی هستند و مطلوب می‌باشد اما اگر علاقه افراطی به آنها سدی در میان انسان و خدا ایجاد کند، بزرگترین بلا محسوب می‌شود و خسرانی بزرگ است که در آیه شریفه به همین معنا اشاره شده است. (8)


تعبیر به «خاسرون» به خاطر این است که حب دنیا چنان انسان را سرگرم می‌کند که سرمایه‌های وجودی خویش را در راه لذت ناپایدار و اوهام و پندارها صرف می‌کند و با دست خالی از دنیا می‌رود در حالی که با داشتن سرمایه‌های بزرگ برای زندگی جاودانه‌اش کاری نکرده است.

در حالات عالم بزرگ «شیخ عبدالله شوشتری» از معاصرین مرحوم علامه مجلسی نوشته‌اند: او فرزندی داشت که بسیار مورد علاقه او بود، این فرزند سخت بیمار شد، پدرش مرحوم شیخ عبدالله، هنگامی که برای ادای نماز جمعه به مسجد آمد پریشان بود، هنگامی که طبق دستور اسلامی، سوره «منافقین» را در رکعت دوم تلاوت کرد و به این آیه رسید، چندین بار آیه را تکرار کرد! پس از فراغت از نماز، بعضی یاران علت این تکرار را سؤال کردند، فرمود: «هنگامی که به این آیه رسیدم به یاد فرزندم افتادم، و با تکرار آن به مبارزه با نفس خود برخاستم، آن چنان مبارزه کردم که فرض کردم فرزندم مرده، و جنازه‌اش در برابر من است و من از خدا غافل نیستم، آنگاه بود که دیگر تکرار نکردم.» (9) و (10)


  • ۹۷/۰۸/۱۱
  • علی رجالی

یاد خدا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی