رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

مقصود تویی

منظور من از عشق ،خدای یکتاست

منظور من از چشم ،نگاه دلهاست

منظور تویی،گفتن الفاظ مهم نیست

منظور من از روی،لقای جانهاست

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰


مباحثی در معرفت نفس


 


انسان در عالم برزخ


تمایز انسانها بر اساس تقوا و معرفت آنهاست. مگر نه از نظر جسمی مشابه می باشند. سوالی که مطرح است اینکه چگونه انسانها در عالم طبیعت با اعمال خود بدن مثالی را شکل می دهند. اگر به شکل گیری نوزاد در عالم رحم توجه کنیم، به راحتی می توان جوابی برای سوال مذکور یافت.چنانچه زن و مرد در زمان عقدنطفه ، شرایط لازم که توسط شرع مقدس گفته شده است رعایت نمایید و مادر در دوران حاملگی مراقبت های ویژه را انجام دهد و مرد از کسب حلال تامین ارزاق و زندگی بنماید ، آنگاه طفل قبل از تولد قسمتی از تکامل به سوی الی الله را طی نموده و زمانی که به عالم طبیعت می آید ، با توجه به صفات اکتسابی در دوران حاملگی ، در این عالم آنها متجلی می شود و به انسانی با تقوا شهرت می یا بد.


     به نظر می رسد که بسیاری از نا هنجاری های جامعه مربوط به عدم مراقبت های ویژه قبل از ازدواج و عدم رعایت نکات لازم در دوران حاملگی باشد . همانند یک ساختمان، که اگر تمام نکات لازم در طراحی ساختمان پیش بینی شود.دیگر لازم نیست که برای بهره برداری از آن دچار زحمت شویم  و باز سازی لازم باشد.


    با تهذیب نفس در عالم طبیعت، نتیجه آن در عالم برزخ در بدن مثالی تجلی پیدا می کند.با عنایت به اینکه صفات انسانها در حیوانات گوناگون تجلی می کند. به نظرمی رسد که بدن مثالی با توجه به صفات اکتسابی در عالم رحم  و عالم طبیعت به صورت های گوناگون برای افراد تجلی می کند و در هنگام خواب دیدن می تواند تصوری از آن را داشته باشد.کسانی که به علم خواب آشنا هستند، تصاویری که دیده می شود با واقعیات عالم طبیعت متمایز است مثلا دشمن بصورت مار و مال به صورت نجاسات دیده می شود.نقل است، که عالم ربانی در سفر مکه، با توجه به چشم برزخی که داشت .بجز افراد اندکی را به صورت انسان نمی دید و اکثرا به صورت انواع حیوانات  مشاهده و تجلی شده بود.  


  نفس انسان همانند رحم برای انسان است.چنانچه تهذیب نفس انجام پذیرد ، محصول آن برای عالم برزخ چهره انسانی است. اگر نفس راه ظلالت را پیشه کند ، آنگاه محصولی که برای برزخ ایجاد می کند ، یک چهره حیوانی است. به نظر می رسد همان طوریکه طفل پس از قطع رحم وارد دنیای طبیعت می گردد و بدن طبیعی او کامل می گردد، بدن مثالی نیز همزمان با توجه به صفات اکتسابی شکل می گیرد. همانگونه که در خواب بدن مثالی انسان مشغول سیر و سفر می گردد.با قطع رحم طبیعت ، نفس و روح انسان تعلق به بدن مثالی در عالم برزخ می گردد. بدن مثالی  که در دوران  طبیعت  آنرا ایجاد کرده است. همانند طفلی است که در دوران حاملگی ایجاد شده است. لذا زندگی واقعی در عالم برزخ و پس از مرگ شروع می شود.برای مثال می توان دنیای طبیعی را با دنیای حقیقی و دنیای ماورا الطبیعه را با با دنیای مجازی تشبیه نمود.میزان دسترسی به هر چیز در دنیای مجازی سریع وآسان است.در صورتیکه در دنیای واقعی نیاز به ابزار و وسایل خود است.


ملاقات با امام زمان (عج)


ملاقات با امام زمان دارای اشکال گوناگون ، با توجه به ملاقات های انجام شده ، ارایه شده است.


1- بطور کلی امام در بین مردم ظاهر می گردد ولی مردم شناختی از ایشان ندارند.


2 - مردم خاص که امام را ملاقات می کنند، پس از ترک ملاقات، به حضور ایشان پی می برند.


3 - افرادی که از مراتب بالاتری از تقوا الهی بر خوردار  هستند، یا نمایندگان ایشان، مانند نواب خاص امکان ملاقات و شناخت امام را دارند. 


    اینکه افراد هر لحظه بخواهند امام را ملاقات کنند، نهی شده و اگر کسی چنین ادعایی کند کذاب است .


ولی امام زمان با توجه به جانشین حق تعالی و اشراف به جهان هستی ، در صورت ضرورت و تمایل امکان ملاقات از طرف حضرت به مردم وجود دارد. 


   نقل است که یکی از مراجع دینی ، حکمی صادر می کند، در رابطه مادری که فوت کرده و لی فرزندش زنده بوده است ، که اجازه دفن توام می دهد.که توسط حضرت اصلاح می گردد.لذا مدتی از فتوا دادن خود داری می کند.امام زمان به او تذکر می دهند ، که شما حکم خود را با توجه به مستندات صادر کن و اگر دچار خطایی  شدی ،ما آنرا اصلاح می کنیم. 


    اینکه گفته می شود که امکان ملاقات امام با افراد  امکان ندارد ،به کلی درست نمی باشد. خلاف عقل وخلاف اشرافیت و حکومت بر تمام هستی می باشد. ملاقات مردم با امام مقدور نیست ولی ملاقات امام با  مردم مقدور است . برای ملاقات ایشان ، باید شرایطی فراهم کنیم که ایشان امکان حضور پیدا کنند.در حقیقت ما غایب و ایشان حاضر هستند.ما در پرده حجاب های گوناگون هستیم .چگونه است برای ملاقات با یک شخصیت مطرح، قبلا باید مقدمات آنرا برای گرفتن وقت قبلی انجام داد، حال که نوبت به ملاقات با حضرت است انتظار داریم کاملا در دسترس باشد.


درس هایی از طبیعت


 درخت دارای صفاتی است ، که به انسان درس اخلاق می دهد.درختی که ثمر می دهد ، همینکه آنرا با چوب می زنی به تو میوه می دهد.لذا پاداش بدی را به خوبی می دهد. هنر آن است که بدی را به خوبی پاسخ دهیم.پاسخ بدی با بدی کار مهمی نیست .ادب از که آموختی، از بی ادبان.این تمرینی برای مبارزه با نفس است.نقل است که در اعمال احرام در مکه، اگر انسان درختی را که ثمر می دهد قطع کند کفاره ندارد، ولی اگر درختی که ثمر نمی دهد قطع شود کفاره دارد. این حکایت از این واقعیت است که درختی که ثمر می دهد ، همه حامی آن هستند و از قطع آن ممانعت می کنند، ولی درختی که میوه نمی دهد تنها خدا از او حمایت می کند. خدا حامی مستضعفان است ، انشاالله با ظهور آقا امام زمان حکومت مستضعفان در جهان بر پا می شود. 


   درخت بر خلاف انسان که مرکز فرماندهی او در سر است و به طرف بالاست، ولی ریشه درخت در زمین است و رو به پایین رشد می کند. رشد او در زمین پنهان و رشد آدمی آشکار است.لذا فرماندهی در خت در زمین است.اگر چنین نبود ، نسل درختها از بین می رفت و آدمی در زحمت می افتاد.بعلاوه با قطع ریشه، درخت از بین می رود، در صورتی که با حرص کردن آن رشد می کند. این دلالت بر این دارد ، که انسان اگر از آلودگی ها پاک گردد، باعث رشد و تعالی خود می شود.


   وقتی به درختان نگاه می کنی ، هر کدام میوه های می دهند که سرشار از ویتامین های گوناگون است که نیاز انسان را تامین می کند. پزشکان می گویند ، که اگر روزی یک سیب بخوری ، بدن تو از دچار شدن به بسیاری از بیماری ها جلو گیری می کند. نقل است که از بهشت برای حضرت محمد سیبی آورده شد، که قبل از هم بستر شدن با حضرت خدیجه خورده شود.که منجر به حضرت فاطمه گردید. و متعاقب آن به تولد امامان منجر گردید. 


    وقتی به حیوانات نگاه می کنیم، هر کدام علاوه بر اینکه معرف و تجلی صفاتی از انسان هستند ، بسیاری از نیاز های انسان و جامعه را برای تداوم حیات مقدورمی سازد .خداوند حیوانات را برای انسان رام قرار داده، تا بشر بتواند از آن استفاده کند .مثلا سگ، نگهبانی میکند، گاو نر شخم می زند ، گوسفند گوشت را تامین می کند و مرغ تخم مرغ می دهد.وهزاران فایده دیگر، انسان از حیوانات و گیاهان و جامدات می برد. 


   وقتی به اجسام نگاه می کنیم، با تحقیق و شکافتن آنها حقایقی کشف می شود که آنها نیز نیاز آدمی را در جهت بهبود زندگی تامین می کند. گویا جهان خلق شده ، که تسبیح گوی خدا و در اختیار انسان برای طی کمال باشد.


معاد


وقتی انسان دچار مرگ می شود، تعلق روح از بدن نیز تمام می شود.بدن کشش آنرا ندارد و در روز قیامت این روح در شبه بدن مطابق با نیاز عالم آخرت ظهور پیدا می کند و معاد جسمانی حاصل می گردد. همانند معاد برزخی که روح در بدن مثالی قرار می گیرد. 


    اگر به خوشه های گندم نگاه کنیم ، می یا بیم که هر دانه گندم خواص گندم اولیه که منجر به بوته گندم شده است دارد . به نظر می رسد که در معاد جسمانی ، در عالم قیامت، اگر چه روح مشترک در تمام عوالم از، عالم رحم، عالم طبیعت، عالم برزخ و عالم قیامت  است. ولی بدن های متمایز با توجه به شرایط آن عالم دارد. لذا روح در هر عالم دارای عذاب و ثواب می باشد.ولی بدن در عالم های  گوناگون متمایز است.اینکه گفته می شود ، روح در بدن ، حتی در قبر به بدن بر میگردد، صحیح نمی باشد.


     انسان در خواب صحنه های را مشاهده می کند ، که حتی پیش گویی یا غیب گویی می کند.روح انسان در خواب ، در بدن مثالی حرکت می کند. اگر چه بدن در حالت سکون می باشد.به نظر می رسد ، بدن قیامتی و بدن دنیوی همانند دانه گندم تولید شده  و دانه کاشته شده است. اگر چه هر دو گندم  و در رابطه و تشابهاتی با یکدیگر دارند .اما متمایز و به هر دو گندم گفته می شود.ثابت شده است که در عالم تمام اشیاء در حال تغییر و نهایتا نابودی است. اگر به آزمایشگاه خون در دو زمان متفاوت مراجعه کنیم ، نتیجه متمایز حاصل می شود و بدن انسان در طول عمر تغییر شکل می دهد . 


    اینکه گفته می شود فلانی 50 سال عمر کرده است ، در حقیقت 50 سال عمر خود را تمام کرده است.نقل است که  فردی از یک  قبرستان  عبور کرد ، دید عمرافراد بسیار کم نوشته شده بود. در پا سخ شنید ، این اعداد عمر مفید فرد است. انسان از لحظه ای که بدنیا می آید ، شروع به گذراندن عمر می کند .همانند قطعه یخی که در آفتاب قرار می گیرد  و به تدریج آب می شود.


افراد متقی


 نفس اماره انسان را به کارهای خوب و بد وسوسه می کند. حقیقت آدمی   نفس است و همانند نا خدای کشتی است.بدن انسان همانند کشتی است . همان طوریکه توسط کشتی می توان جهان را سیر کرد ، بوسیله نفس  نیز می توان عالم ماورا الطبیعه را سیر نمود. 


   بوسیله روزه می توان نفس اماره را تحت کنترل در آورد.باید از بدن مراقبت نمود و در حد نیاز تغذیه نمود که بتواند به وظیفه خود که حامل نفس است عمل نماید. کسانی که با ریاضت های گونا گون به بدن خود لطمه می زنند ، مورد تایید نمی با شند.پیامبران با روزه گرفتن تسلط بر نفس پیدا می کردند. 


    نفس بوسیله بدن می تواند به مراتب عالی کمال برسد.همانطوریکه بدون تهذیب نفس می تواند انسان را به گمراهی و ظلالت بکشاند. در انسان غرایض گوناگونی وجود دارد که لازمه تداوم حیات و زندگی است.نکته ای که باید دقت شود مراقبت از نفس است که از سیر الی الله خارج نشود و پیامبران آمده اند که چگونه رسیدن را به بشر یاد دهند.


   بدن مرکب نفس و نماز مرکب معراج می باشد.آیات قرآن دلالت دارد بر اینکه فرد متقی دارای شرایط زیر می باشند.


1 - اهل اقامه نماز است ونماز به پا می دارد.


2 - یقین به معاد داردو به روز قیامت ایمان دارد.


3 - اعتقاد به وحی دارد و رسالت پیامبر گرامی را قبول دارد.


4 - اهل انفاق و همزیستی اجتماعی است.


5 - ایمان به غیب دارد و خدای متعال را بدون دیدن می پذیرد.


   با کمی دقت در می یا بیم که اصول دین و فروع دین ، که نماز ستون آن است، باید توسط فرد مسلمان پذیرفته و قبول گردد و به آنها عمل و ایمان داشته باشد.


اعجاز پیامبران


پیامبر ان الهی معجزات خود را با توجه به شرایط جامعه انتخاب می  کردند.تا حقانیت خود را در اثبات حجت خدا بودن نشان دهند. برای مثال در زمان حضرت موسی ، ساحران با اعمال خود حقایق را در چشم های مردم آنطور که می خواستند جلوه می دادند. مثلا تکه ای نخ را بصورت مار جلوه گر می کردند.لذا حضرت موسی با عصا ی خود توانست اژدهایی خلق و سپس آنرا به عصایی تبدیل کند، که این مافوق سحر است. در زمان حضرت عیسی علم طبابت حرف اول را می زد ، و افرادی چون جالینوس از اساتید طب بودند.حضرت مسیح با زنده کردن مردگان توانست حقانیت خود را به اثبات برساند، که امکان این کار توسط اطباء وجود ندارد. در زمان حضرت محمد، علم کلام و بلاغت حرف نخست را می زد.با ارایه قرآن کریم ، تمام دانشمندان اهل ادب عاجز از آوردن حتی یک آیه از قرآن بودند.


     اینکه گفته می شود ، یک صد وبیست و چهار هزار پیامبر آمده است، دلیل بر کثرت است .منظور اینکه تعداد  زیادی از پیامبران الهی برای هدایت مردم و انجام  رسالت الهی آمده اند.که پیامبران اولو لعزم سر آمد آنها می باشند.همانند ، آدم، نوح ، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد. 


      در مذهب شیعه امامان در تداوم رسالت حضرت محمد ، نقش اساسی داشته اند .حضرت امام حسین باعث احیای دین شد.با بر گزاری مراسم عزاداری احیای اسلام و آشنا شدن مردم با احکام دین و چگونه زندگی کردن را آموخت و حضرت مهدی امید و پشتوانه به آینده و ایجاد حکومت صالحان را نوید می دهد.


نقش زن در جهان هستی


اینکه گفته می شود ، امام حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.منظور این است که اگر انسان جهت خود را به طرف چراغ  هدایت تنظیم کند ، آنگاه به کشتی نجات می رسد و از غرق شدن در دریا نجات می یابد. کشتی نجات همانند کشتی نوح می ماند.زمانی که حضرت نوح کشتی را ساخت ، تعداد محدودی بر آن سوار شدند. در قیام کربلا نیز تعداد محدودی از یاران تا لحظات آخر تا رسیدن به شهادت وفا دار ماندند.


  خداوند بوسیله زن انسانها را خلق می کند و حق تعالی جسم نیست و پس از بوجود آمدن آدم ، تدا وم حیات بوسیله زن به طور طبیعی مقدور شد.زن می تواند با تربیت   فر زند ان خود انسانها را به سوی کمال هدایت نماید   و بر عالم سیطره پیدا کند. حضرت فاطمه ریشه درخت طیبه نظام  هستی هستند .لذا می توان گفت که همه از حضرت فاطمه است.در حدیث کسا آمده است ، که جهان هستی بخاطر فاطمه و پدرش ، بعلاوه فاطمه و شوهرش ، بالاخره فاطمه و فرزندان او خلق نمودم. نقل است که در کشتی نوح نام پنج تن آل عبا آمده است


     بنابراین نقش زن در جهان هستی بسیار بالاست.همانطوریکه حق تعالی مورد محبت است، زن نیز محبوب مردان است. بعلاوه خداوند لطیف است و زن نیز مورد لطف قرار دارد. به نظر می رسد حق تعالی اولین بار ، بطور کامل در حضرت فاطمه تجلی پیدا کرده است.حضرت محمد فاطمه را ام ابیها می نامند.شاید بتوان گفت که اولین نور صادر شده از نور حضرت فاطمه، نور حضرت محمد است.عقل کل پدر و نفس کل مادر است.کلیه موجودات از این زوج خلق شده اند.حضرت زهرا مادر پدری است  که خاتمیت با  اوست.لذا گفته می شود که پیامبر صادر اول است.در این دنیا حضرت محمد پدر حضرت فاطمه است.


 


نصایح امام صادق (ع)


حضرت امام صادق ( ع )می فرمایند علم به آموختن نیست ، علم نوری است که قرار می گیرد در دل کسی که خداوند تبارک  و تعالی اراده هدایت او را کرده است. لازم به ذکر است که ما با تحصیل علم به خصوصیات علم آشنا می شویم و امکان تحصیل ماهیت علم بر ما مقدور نیست.پس اگر خواهان علم هستی ، ابتدا درجانت حقیقت عبودیت را طلب کن و علم را با عمل کردن به دانشت بخواه و از خدای بزرگ طلب فهم کن تا ترا فهمیدن آموزد.نقل است ابن سینا وقتی به مشکلی برخورد می کرد که عاجز از پاسخ بود ، ابتدا نماز می خواند و از خداوند متعال استمداد و یاری می خواست.


     حقیقت عبودیت در سه چیز است .


1- فرد، خدا را را برای خودش در آنچه خدا به وی سپرده ، ملکیتی  نبیند،چرا که بردگان مالی ندارند. همه اموال را از خدا بداند و در جایی که خدا امرشان کرده مصرف کنند.


2- بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند.


3 - تمام اشتغال او به کاری منحصر گردد که خداوند او را به آن کار امر و یا از آن نهی فرموده است.


    امام صادق مردم را به 9 چیز سفارش می کند.


الف )تربیت نفس:


1 )مبادا چیزی بخوری که بدان اشتها نداری، که این حماقت نادانی را به همراه دارد.


2 )نخور ، مگر آنکه گرسنه شوی.


3 )چون خواستی بخوری، به نام خدا و از مال حلال بخور .یاد آور سخن پیامبر را که فرمود هیچ  وقت آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است.


    ب )صبوری:


1 )اگر کسی گفت، اگر سخنی گویی آنگاه ده برابر می شنوی.به او بگو که که اگر ده سخن بگویی، یک سخن هم نشوی.به زبان ساده جواب ابلهان خاموشی است.


2 )اگر کسی ترا دشنام دهد، به او بگو اگر درگفت ات راستگو یی، از خداوند خواهانم که از من در گذرد.


3 )اگر کسی ترا تهدید به ناسزایی کرد، تو او را به خیر خواهی و مراعات مژده ده.


  ج )علم:


1 )آنچه را نمی دانی از دانایان بپرس و مبادا سوالی برای امتحان کردن و به زحمت انداختن از آنان بپرسی.


2 )مبادا بر اساس خود رایی و خود خواهی  دست به کاری زنی .در تمام کارهایی که زمینه احتیاط وجود دارد، احتیاط  را رها مکن.


3 )از فتوا دادن بگریز، همان طور که از شیر درنده می گریزی.مراقب باش گردن خود را پل دیگران قرار ندهی.


 


 


رازهای اعتماد به نفس


 روان شناسان  برای اعتماد به نفس موارد زیر را توصیه می کنند.برای هر روزاز ماه ، گفتاری کوتاه پیشنهاد شده است. روز رادر ساعت مناسبی آغاز کنید. گفتار  را چند بار تکرار کنید.دفعه اول با صدای بلند، بعد آرامتر ، بعد به صورت یک زمزمه  و سپس در فکرتان تکرار کنید. با هر بار تکرار، بگذارید کلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر نا خود آگاه تان کنید.در هر فرصتی آنرا مرور کنید، حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگیتان تطبیق دهید. شب قبل از خواب ، چند بار دیگر آنرا تکرار کنید.هنگامی به خواب می روید کلمات را به ضمیر نا خود آگاهتان منتقل کنید و اثرات آنرا مشاهده کنید.


1- راز اعتماد  به نفس  در این است  که بدانی تو در تمام دنیا منحصر به فرد هستی ، هیچکس  گفتار تو را نخواهد خواند و این  گفتار همواره فقط مال خودت خواهد بود.وظیفه اصلی تو آن است که یاد بگیری آن  گفتار را کامل و بدون نقص بخوانی.


2- راز اعتماد به نفس در این است که دیگران را همان طور که هستند بپذیری ، تا بتوانی خودت را همان طور که هستی بپذیری.


3- راز اعتماد به نفس در این است که خشمگین نشوی و  از کسی  متنفر نباشی ، با خشم و نفرت تنها خودت را خوار خواهی کرد.


4- راز اعتماد به نفس در این است که نسبت به همه  با احترام رفتار کنی، زیرا هر طور به دیگران نگاه کنی ، دیگران هم با همان دید به تو نگاه می کنند.


5. - راز اعتماد به نفس در این است که در معاشرت با کسانی است که خود را اصلاح و دیگران راحکایت می کنند . از معاشرت با افراد عیب جو و متزلزل دوری کن.


6- راز اعتماد به نفس در این است که بدون توقع  متقابل ، دیگران را دوست بداری.


7 - راز اعتماد به نفس در غبطه نخوردن به استعداد ها و موفقیت های دیگران است. اگر در انجام سهم خودت شکست بخوری ، بهتر است تا اینکه بکوشی  سهم دیگران را با موفقیت انجام دهی.اگر بتوانی خودت باشی ، به شکو همند ترین موفقیت یک انسان دست یافته ای.


  حدیثی داریم که می فرماید عزت در قناعت و ذلت در طمع و حرص است.


 


چهارده گنجینه


 کسانی که چشم دلشان باز است ، می توانند با چشم دل  ماور ا لطبیعه را ببینند و با چشم سر طبیعت را.آنها حق ندارند که با چشم دل افراد را ببینند و به خصوصیات و حریم شخصی  وارد شوند.در غیر اینصورت چشم دل بسته می شود و زندگی روزمره دچار مشگل می شود.همانند یک مدیر که حق امضا و قدرت دارد ولی نمی تواند از آن سوء استفاده کند.


        چهارده گوهر از چهارده گنجینه  که همان چهارده معصوم هستند ، می توانند الگوی انسان ها قرار گیرند.


1-  ازحضرت محمد ( ص ) می توان  رحمت و گذشت  و بخشیدن را الگو گرفت.


2- از حضرت علی ( ع ) می توان بزرگی و گذشت و سخاوت را آموخت.


3 - ازحضرت فاطمه ( س ) می توان عشق  و وفا  و عفت  را پیشه کرد.


4- از حضرت امام حسن( ع )خوش رویی و خوش خلقی ، چون جدش را درس گرفت.


5- از امام حسین ( ع ) می توان شجاعت و رشادت و دلیری  را آموخت.


6- از حضرت سجاد ( ع ) عبادت و بندگی و شب زنده داری را .


7- از حضرت محمد باقر ( ع ) می توان علم و دانش را فرا گرفت .


8- از امام صادق ( ع ) می توان صداقت و درستی و خوبی را  الگو قرار داد.


9- از امام موسی کاظم ( ع ) بر غیظ و غضب خود غلبه نمود.


10- از امام رضا ( ع ) شفاعت  و ضمانت را خواست.


11- از امام محمد تقی ( ع ) چشم پوشی از اشتباهات ساده و کوچک افراد را.


12- از امام علی نقی ( ع ) می توان هدایت گری را آموخت.


3 - از امام حسن عسگری( ع ) تحمل سختی ها را  را برای رضای خدا آموخت.


14- از حضرت مهدی ( ع )غایب بودن از مردم ، بخاطر خود مردم را درس گرفت.


     اگر چه همه معصومین نور واحد هستند و تجلی کامل حق تعالی می باشند ولی با توجه به شرایط زمان ، بعضی از خصلت ها خود را بیشتر نشان می داد.


      


 


بعثت پیامبر اکرم (ص)


منظور از بعثت پیامبر، شکوفایی پیامبر است و از اصل به فرع تجلی کردن است.زیرا متن وجودی رسول گرامی قبل از مقام بعثت تشکیل یافته بود و ذات ایشان تمام حقایق را دارا بود.منتهی در سن چهل سالگی برای ایشان این حقایق به تدریج شروع به شکو فایی کرد. 


        همانند معلمی که دارای شاگردی است که به تمام حقایق  و اسرار معلم آگاهی داردبه طوری که معلم می گوید دیگر لازم نیست من تدریس کنم .زیرا اینشاگرد آنچه را من می خواهم به شما می گوید. لذا بر انگیختن او را بر انگیخته شدن خود می داند.حق تعالی نیز به همین انگیزه شخصی به نام محمد  را مبعوث می کند.


         لذا منظور از بعثت ، یعنی همان حق است که بر انگیخته شده ، منتهی در قالب حضرت محمد.پس در حقیقت مقام بعثت ، به این معنا ، تجلی حق تعالی در صورت حضرت خاتم.هر لحظه به لحظه در نظام هستی حق بر خاسته است و آن به آن عالم در تجلی خاص است.بنابر این از نظر عرفا هر روز مبعث است.با این تمایز که در روز خاصی رسما اعلام گردید.


        اگر به شعرا دقت کنیم، متوجه می شویم که در سن خاصی طبع شعر  گل می کنند  و آنچه در بطن وجودی آنها بوده به زبان جاری می گردد. لذا می توان گفت بعثت شاعر ، شکوفایی شاعر است که در اشعار او تجلی پیدا کرده است. برای پیامبر گرامی نیز تجلی حق تعالی در آیات قرآن تجلی کرده است که به تدریج شکوفا شده است. شاعر نیز اشعارش به تدریج با توجه به وضعیت روحی اش  و شرایط خاص شان نزول کرده و به زبان جاری می گردد.


شناخت خدا


اگر بخواهیم خدا را به اجمال معرفی کنیم ، می توان گفت که خدا حقیقتی است واحد که در مراتب گو ناگو ن در اجزای هستی شامل جامدات ، گیاهان ، حیوانات و انسانها  و جهان هستی تجلی کرده است. چنانچه هر کدام از اجزای هستی از بین برود ، حقیقت آنها آزاد می گردد  و در جسم مثالی قرار می گیرد.بنابر این می توان گفت حقیقت جهان هستی خداوند متعال است که در اشکال گو نا گو ن متجلی شده است. همان طوریکه یک سلول وقتی در رحم مادر قرار می گیرد ، می تواند رشد کرده و به یک انسان به عالم طبیعت آید ، آدمی نیز اگر سیر و سلوک و تزکیه نفس کند ، می تواند از نظر معنوی رشد کرده و خدا گونه شود بطوریکه امکان سیطره به جهان هستی را پیدا کند. همانند انسانهای کامل و امام زمان که جانشین کامل حق تعالی روی زمین میباشد.


      حق تعالی برای شناساندن  خود ، در جهان هستی تجلی کرد.تا این حق حقیقت شناسایی و معرفی گردد..انسان تا سن تکلیف تکامل جسمی دارد.بعد از آن تکامل معنوی کند. خدا خواهی و تسبیح انسانها و ذرات هستی بخاطر این است که حقیقت آنها تمایل به بازگشت به حقیقت کل ، یعنی خداوند دارد. لذا می توان گفت که منظور از انا لله و انا الیه راجعون ، بازگشت حقیقی که از خدا صادر شده به خدای متعال است .اینکه در قرآن آمده است، که خداوند روح خود را در انسانها دمیده است، منظور این است که حقیقت انسانها ، حق تعالی می باشد.


      علامه حسن زاده آملی می فرمایند ، توحید صمد ی حق در تمام ذرات عالم است و خدا همان حق و وجود است. خدا گرداننده نظام ، بلکه خود نظام است. تمام انسانها خدا پرست می باشند.چیزی که هست خدا را در بت ، یا حیوان ،.....، می جویند. ایشان می فرمایند:


آن خدایی که پرستی نه خدای حسن است          به خداوند که حسن را خدای دگر است


مسلمانان اگر چه بت نمی پرستند ، ولی لازم است که خدایی را که تسبیح و حمد می کنند کاملا بشناسند.تا عبادت ها ی آنها موثر واقع شود و ارتباط انسان با خدای واقعی بر قرار شود.


      وجود است که مشهود ماست .همه کلمات وجودی عالم در وجود بودن مشترک هستند.بطوریکه هر جا پای وجود به میان آمد، اسما الله بوده است.آثار وجودی کلمات عالم بنا به مراتب وجودی آنان متفاوت است. جماد در نازلترین مرتبه وجودی است که حس و حرکت ندارد.نبات بالاتر از جماد از مراتب وجود ی بر خوردار است که حس و حرکت دارد.حیوان از همه اینها بالاتر است که هم حس و حرکت و اراده دارد.از همه اینها بالاتر انسان است که هم حس، حرکت، اراده واختیارو قوه عقل و ادراک هم دارد. باز هم بین انسانها ، انسان عالم از انسان جاهل دارای مراتب وجودی بالاتری است. ملا صدرا می گوید در خود وجود مراتب نیست، بلکه در مظاهر وجود مراتب راه دارد.


      


      


 


راه دل و راه عقل


برای رسیدن به هدف دو راه وجود دارد. یکی راه دل و دیگری راه عقل می باشد. عقل همواره دستور به انجام کارهای صحیح می دهد ولی دل با توجه به تمایلات انسان گاهی کارهای صحیح و گاهی کار های غلط انجام می دهد. 


عقل کار های غلط را سعی می کند توجیه صحیح پیدا کند و سپس آنرا انجام دهد در صورتیکه نفس نیاز به توجیه ندارد. برای رسیدن به هدف والا ، می توان از طریق عقل یا دل رسید.البته راه دل با انجام گناه باعث می شود که دل حرم خدا نگردد.لذارسیدن از این راه به هدف مقدور نیست.راه عقل با حرکت عقلای به سمت عقل کل باعث نزدیکی به امام زمان می گردد.


راه عقل انسان را به کمال می برد و حالت برگشت ندارد ، در صورتیکه راه نفس می تواند انسان را به کمال یا ضلال ببرد.لذا راه عقل توصیه شده است.  به نظر می رسد که حقیقت انسانها نفس آنهاست.چنانچه نفس انسان تمایل به چیزی پیدا کند ، تا رسیدن به آن تلاش می کند تا آنرا بدست آورد.که نیاز به زمان دارد ولی در انسانها کامل اینگونه نیست و همینکه نفس آنها به چیزی تمایل کند ، آن عملی می شود. همانند طی الارض، که برای عرفا مقدور است ولی برای افراد معمولی باید با وسیله به مقصد بروند.لذا با توجه به نوع وسیله ، زمان کوتاه یا طولانی می گردد. هر قدر انسانها مراحل تزکیه را طی کنند، امکان تسلط به عالم هستی بیشتر می شود.


   اینکه گفته می شود  که حق تعالی هر چه اراده کند عملی می شود ، به نظر می رسد که منظور این است که انسان های کامل ، بالاخص امام  زمان  ، همینکه  اراده کند ، آن عملی می شود.نقل است پس از حکومت امام زمان قیامت فرا می رسد و جهان بدون امام زمان نابود می گردد. 


راه نجات


سوال اساسی این است که انسان چگونه می تواند خود را شرک زدایی کند و با شکستن بت نفس، ریشه شرک پنهان و آشکار را در وجود خود بخشکاند و به زلال توحید دست یابد. مرحوم شیخ رجبی خیاط که یکی از عرفا است، می گوید به نظر حقیر اگر کسی طالب راه نجات باشد و بخواهد به کمال واقعی برسد و از  معانی توحید بهره ببرد، باید به چهار چیز تمسک کند. 


1- حضور دائم : همواره خود را در مقام حضور حق تعالی بداند.


2- توسل به اهل بیت : زیرا  اهل بیت انسانهای  کامل  و تجلی کامل حق می باشند.


3- گدایی شبها : منظور نماز شب  و شب زنده داری است .


4- احسان به خلق : ایشان می فرمایند با خدمت به خلق ، می توان به خدا نزدیک شد.


       وجود شیخ را خدا مسخر کرده بود او غیر خدا نمی توانست ببیند و هر چه می دید خدا را می دید ، وهر چه می گفت از خدا می گفت .اول و آخر کلامش خدا بود ، چون عاشق بود و ذوب در خدا شده بود.او عاشق خدا و اهل بیت بود و هر چه می گفت از آنها می گفت.شیخ چنان عاشق بود که در محضرش غیر از مکالمات ضروری ، حاضر نبود سخنی غیر از محبوبش به میان آید. گاه به داستان لیلی ومجنون مثل می زد که مجنون حاضر نبود چیزی جز درباره لیلی بشنود.گویند از مجنون عامری پرسید که حق با علی است یا غیر ، جواب داد حق با لیلی است.اگر این داستان واقعیت هم نداشته باشد ، برای  نزدیک کردن حقیقت به ذهن مناسب است. زندگی نامه شیخ در کتاب کیمیایی محبت آمده است، که می تواند بالاخص برای اهل دل مفید باشد.در این کتاب نقطه نظرات شیخ از قول افرادی که با ایشان ملاقات داشته اند جمع آوری شده است.


      وقتی عشق مجازی ، ذهن  انسان را اینقدر می تواند به خود  مشغول کند و همواره تصویر معشوق در ذهنش تجلی می کند .خوشا به حال کسانی که عشق حقیقی را در دل و ذهن خود به تصویر می کشند و هر چه می بینند ، تجلی حق است.


 


عوامل رشد و تکامل انسان


برای رشد و تکامل انسان نیاز به ارتقای روحی  و جسمی دارد .در زیر به پاره ای از آنها می پردازیم.


1 - تربیت : یعنی به فعلیت در آوردن استعداد های درونی و ذاتی،که نیاز به تلاش و کوشش  و برنامه دارد.


2 -امنیت: یعنی از ناحیه  دشمن های درونی و بیرونی ، در امان باشد.بعضی اوقات مجهز بودن و آماده بودن باعث می شود دشمن از طمع کردن و دست درازی کردن منصرف شود.


3 -آزادی : یعنی مانعی در راه و رشد و پیشرفت فرد ایجاد نشود.آزادی دارای انواع گو نا گو ن است.


الف)آزادی اجتماعی: انسان باید در جامعه از ناحیه سایر افراد جامعه  آزادی داشته باشد و دیگران مانعی در راه رشد و تکامل او نباشند.


ب ) آزادی شغل : یعنی در انتخاب شغل و آینده کاری مختار باشد  و محصول کار و فکرش مال خودش باشد و دیگران او را استثمار نکنند.


ج )آزادی معنوی : یعنی آزادی انسان از قید و اسارت خویش.یعنی نگذارند شرافت انسان  اسیر شهو ا تشان شود.این کار با تزکیه نفس مقدور می باشد. 


د )آزادی فکری : یعنی بتواند در مسائل گوناگون بیند یشد. پیشرفت  و تکامل انسان در گرو همین آزادی است. 


ه )آزادی عقیده :


یعنی در  داشتن  و ابراز  عقیده  آزاد باشد. منشاء بسیاری از عقاید یک سلسله عادتها و تقلید ها  و تعصبات است .چنانچه عقیده بر مبنای صحیح و عقلای نباشد ، برای جامعه و فرد مفید نمی باشد.


 


 


 


مراقبت های قبل و بعد از ازدواج


دختر و پسر قبل و بعد از ازدواج در زندگی باید مراقبت های خاص برای حفظ و تداوم زندگی انجام دهند.همانند کشاورزی که برای کسب یک محصول، از زمان کاشتن دانه تا مرحله بهره برداری باید مراقبت کند.در زیر نکاتی را یاد آور می شویم.


1 - آشنا شدن با یکدیگر قبل از ازدواج از طریق معرفی دختر به پسر یا با العکس  با هماهنگی خا نواده ها یشان و مذاکره و به  تفاهم کلی رسیدن می باشد. این مرحله بسیار حساس می باشد و همانند انتخاب زمین مناسب برای کشت است. لذا والدین  و اطرافیان باید کاملا مراقب باشند که دختر و پسر و خانواده ها با هم کفویت داشته باشند. چنا نچه روی اصول کلی توافق حاصل است ، مقدمات ازدواج فراهم شود.نباید انتظار داشت که عروس داماد صفات یکسان داشته باشند، بلکه باید مکمل یکدیگر باشند.


2 -دوران قبل از عروسی ، زمان مناسبی برای زوجین برای آشنایی با خلق و خوی یکدیگر می باشد.در این مرحله والدین طرفین باید شرایطی فراهم کنند که عروس و داماد در حال تکامل و شناخت یکدیگر هدایت شوند.همانند نوزادی که در رحم مادر رشد می کند تا از عالم رحم به عالم طبیعت قدم بگذارد.بدیهی است در هر مرحله تا رسیدن به بلوغ لازم نیاز به راهنمایی و مراقبت مستقیم و غیر مستقیم دارد.در این دوران باید مراقب بود مسائل جزئی ، منجر به مسائلی نگردد که موجب جدایی آنها شود.لذا شناخت اطرافیان که این زوج در چه مرحله از زندگی قرار دارند، بسیار  مهم می باشد و در ایجاد قوام در زندگی موثر می باشد.


3 -دوران بعد از عروسی است که باید در زیر یک سقف زندگی نمایند.این سقف دارای ستون های است.که بعضی اصلی و تعدادی فرعی می باشد.ستون های اصلی بر اساس عشق و محبت و دوستی است .ستون های فرعی رعایت حرمت  و جایگاه های والدین  و وابستگان است .حدود 80 درصد ستون های اصلی  20 درصد ستون های فرعی نقش دارند، به شرط آنکه زوجین به بلوغ لازم برای اداره یک زندگی را داشته باشند.بعضا نوزاد قبل از زمان و موعد به دنیا می آید، در این مرحله در دستگاه می گذارند و مراقبت ویژه همانند عالم رحم ایجاد می کنند که پس آما د گی در دامن مادر رشد کند.


4 -در اازدواج علاوه بر رعایت ضوابط شرعی و قانونی ، رعایت عقلانیت و گذشت  و تفاهم می تواند در محکم کردن زندگی مشترک موثر باشد. در ریاضی اگر یک با یک جمع شود ، عدد دو بدست می آید.در زندگی یک بعلاوه یک باید یک شود و من ها به ما تبدیل شود . لذا نمی توان ملاک را تنها عقلانیت محض قرار داد، بلکه اخلاق، مدارا و انسانیت و گذشت  نقش مهمی در استحکام زندگی دارد.زندگی باید بر اساس عشق پایه ریزی شودو زن و شوهر با هم یک زندگی مشترک با هم را بنا کنند.


5 -در طول زندگی و تشکیل خانواده و پیدا نمودن فرزند، شاهد مشکلات  و مسائلی  می شوند که با تدبیر و با مشورت با افراد صاحب نظر نسبت به حل آنها اقدام کنند.بدیهی است که همانند ساخت یک ساختمان عظیم و چند طبقه ، هر چند قبلا طراحی کلی شده باشد، نیاز به اصلاحات دارد و امکان ایجاد مشکلاتی هست.همانطوریکه در چهار فصل، شاهد سردی و گرمی هستیم و متناسب فصل نسبت به گرمایش یا سرمایش اقدام می کنیم.در طول زندگی مواجه افراد گوناگون می شویم ، لذا با توجه به شعور آنها باید انتظار  از آنها داشت.


 


بهترین انتخاب همسر


 


 انتخاب همسر تاثیر سرنوشت سازی ، در دنیا و آخرت ما داردو تصمیم غلط در این عرصه گاهی با خساراتی بس بزرگ همراه است وبه راحتی قابل جبران نیست.درذیل نکاتی را یاد آوری می کنیم.


1 -بهترین انتخاب ، انتخابی است به موقع با وجود شرایط  و رفع موانع ، با معیارهای حساب شده و شیوه  شناسایی صحیح ، با آگاهی کامل ، با همراهی  عقل و دل با تایید خانواده ، با تحقیق و با توکل به خداوند و استعانت از او.


2 -بهترین انتخاب ، انتخابی است که صرفا بر اساس احساسات و علاقه زود گذر نباشد.همه جانبه باشد، همراهی و پشتیبانی خانواده را با خود داشته باشد. در حال اضطراب و توام با عجله نباشد.هیچ جبر بیرونی و درونی در آن نباشد.بی اختیار نباشد، سطحی نباشد، با نگاه به آینده باشد.با طیب خاطر باشد، با مشورت همراه باشد ، مبنا داشته باشد .به وسواس نیفتاد و بی گدار به آب نزند، درآن عقل حرف اول را بزند.آرامش بخش انسان باشد.


3 - بهترین انتخاب، وقتی است که انسان هم خوب انتخاب کند ، هم خوب انتخاب شود.لذا صادقانه بگوید و نشان دهد و عا قلا نه بشنود و ببیند.هم خود را در نظر بگیرد و هم خانواده  و فرهنگ او را و به دیدگاه خود اکتفا نکرده و از دیگران کمک بگیرد ولی نهایتا خود تصمیم بگیرد.


4 - بهترین انتخاب ، وقتی است که عوامل تحریک زای  عاطفه میدان دار نباشد .عاقلانه انتخاب کند و عاشقانه زندگی کند.


5 -بهترین انتخاب ، در سنی است که انسان شور و شوق ازدواجش قوی و در عین حال به پختگی اولیه عقلانی یعنی رشد اجتماعی لازم رسیده باشد. به زبان ساده تر به بلوغ جسمی و فکری رسیده باشد.


6 -بهترین انتخاب ، در شرایطی است که انسان اطلاعات لازم را در مورد ازدواج داشته  و با مطالعه کتابهای خوب ، شنیدن سی دی های و نوار های مربوطه و مشورت با افراد مطلع ، با شناخت صحیحی از تفاوت های زن و مرد ، وظایف  و تکالیفشان نسبت به هم و آداب  و رسوم ازدواج پا به این عرصه بگذارد.


7 -بهترین انتخاب ، با انتخاب بهترین فرق دارد.بهترین انتخاب متناسب ترین انتخاب است. انتخاب کسی است که به انسان بخورد و هم جهت  و در عین حال مکمل باشد.به عبارت ساده هم کفو باشند.


8 -بهترین انتخاب، وقتی است که توافق والدین تحصیل شود.این هم ضریب خطر را کم می کند و هم نا سا ز گا ریهای بعد را کاهش می دهد.همچنین پشتوانه خانواده ها را در همه مراحل به دنبال دارد.خانواده می تواند باعث دلگرمی و آمادگی  و آرامش فرد باشد.با حمایت ، مشورت  و همکاری  و هم دلی آنها فرد  با گام های استوار وارد می شود .هر چند والدین نباید نظرات را به فرزند تحمیل کنند، بلکه چراغی باشند که با روشنی دادن به فرد او را در تشخیص صحیح کمک کنند.


9 - بهترین انتخاب، قتل است که انسان به بلوغ عقلی ، اجتماعی و عاطفی لازم رسیده باشد.که نه نشانه آن احساس مسئولیت، کنترل عواطف ، قدرت محبت ورزیدن ، توجه  به عرف اجتماعی در بر خورد ها و بطور کلی عا قلانه و پخته رفتار کردن است.بر خورد های عجولانه ، احساساتی  و اصرار بر موارد خاص داشتن نشانه ضعف  در این مقوله می باشد.


10 - بهترین انتخاب، در شرایطی است که دایره انتخاب نیز بالا باشد.آنچه دایره انتخاب را محدود می کند ، بالا بودن سطح توقعات ، حاضر نشدن در اجتماع ، توجه به وقار  و آراستگی ظاهری ، وجود رفتارها  و اخلاقیات نا مناسب ، پایین بودن سطح مهارتها و امتیازات  و عدم مسئولیت پذیری اطرافیان است.


11 -بهترین انتخاب، انتخابی است به دور از هر گونه نگرانی ، اضطراب ، خود کم بینی و توهم ، ترس  و توهماتی از قبیل ترس از دست دادند های دوره مجردی ، ترس ازمشکلات و سختی ها.


12 - بهت ین انتخاب، در رعایت تناسب سنی است.البته در مردان سن عقلی ملاک است.در زنان سن فیزیولوژ یکی ، نه سن شناسنامه ای. یعنی این مرد چقدر از لحاظ پختگی به این زن می خورد و قابل اتکا است.حتی اگر سن شناسنامه ای او کمتر یا بیشتر از دختر باشد.


13 -بهترین انتخاب، انتخابی است منطبق با طبیعت  و فطرت باشد.مردطبیعتا  طالب است و زن مطلوب.زن اهل ناز است و مرد اهل نیاز. پس مطرح کننده باید مرد باشد و پاسخ دهنده زن.والا خلاف مسیر طبیعت حرکتی صورت گرفته است.حرکت های غیر طبیعی موقتی خواهد بود.


14 -بهترین انتخاب، انتخابی است از طریق منابع مطمئن، معرف های امین، مشاوران دلسوز، به دور از روشهایی که علاقه کاذب ایجاد کند و احساسی عمل شود ،.علاقه آدم را کر و کور می کند ونیز گذارد شناخت درستی ایجاد شود .ارتبا طا ت نا مشروع ، وابستگی ها را افزایش  و اعتماد خانواده ها را کمتر  و ضریب خطا را بیشتر  وی میزان شکست  خوردگی  و فریب را افزایش می دهد.


15 -بهترین انتخاب، انتخابی است در خانه ها و  حضور ی با دیدن اعضای خانواده و محیط زندگی تا شنا سایی همه جانبه باشد و عزت دختر  و اعتماد پسر محفوظبماند. 


16 -بهترین انتخاب، انتخابی است همراه با مشورت در همه موارد .چه شیوه سوال کردن ، چه در وزنده به ملاک ها  و اولویت دادن به آنها ، چه در تحقیق و یاخته نظر  با والدین یا نا توانی در تصمیم گیری قطعی با کسانی که عاقل هستند و آگاه  با تجربه اند و دلسوز ، از بین بزرگان فامیل یا معلمان  و اساتید  و روحانیون و مراکز مشاوره ، اما با این نگاه که نهایتا تصمیم گیرنده خود فرد باشد.


17- بهترین انتخاب، پس از طی مراحل فوق  انتخابی است که با اعتماد به خداوند و توکل به او  و سپردن ازدواج  به اوست.


 


عوامل تحکیم خانواده


در زیر به عواملی که موجب تحکیم خانواده می گردد می پردازیم .


1 -یکی از عوامل  مهم در تحکیم خانواده  ایجاد محبت می باشد ، که در سنین مختلف متفاوت است. در کودکی فرزند نیاز به اعمالی دارد که گویا او بهترین نزد والدین است .زیرا کودک والدین را الگوی خود  قرار داده است. بعلاوه والدین خود را بسیار دوست دارد.لذا انتظار متقابل دارد. در سن بلوغ نیاز به دادن شخصیت و مشارکت او در کارها  و نظر او را خواستن است.در سن جوانی نیز نیاز به راهنمایی  و نه دخالت والدین  در همه امور را دارد.


2 - یکی دیگر از عوامل تحکیم خانواده ، وفاداری است.چانچه به فرهنگ غرب نگاه کنیم ، می بینیم بخاطر اینکه اولاد از خانواده جدا شده است .پدر و مادر ی که سالهای طولانی زحمات زیادی برای فرزند تحمل کرده اند ، انتظار وفاداری دارند. حتی مشا هده شده است، که وقتی والدین به فرزند خود تماس می گیرد ، بعضا گفته شده است که در صورت تکرار  به پلیس به عنوان مزاحم تلفنی  تماس می گیرم.نقل است که فرزند ی مادر ی پیر داشت که او را در سبد می  گذاشت و مراقبت می کرد.و به او محبت زیاد و نگهداری می کرد.از رسول خدا سوال می کند که آیا توانسته ام جبران زحمات مادر را بجا آورم.که در جواب می شنود که هر گز نمی توانی جبران کنی. تو با پرستاری از مادر منتظر فرا رسیدن مرگ او و ادای وظیفه هستی.در صورتی که مادرت با بیداری در شب و شیر دادن انتظار رشد و نگهداری تو را داشت. 


3 - یکی دیگر از عوامل تحکیم خانواده صله رحم است. ضرورت دارد که با دور هم جمع شدن و از احوال یکدیگر با خبر شدن ، بسیاری از مشکلات خانواده گی از بین برود.متاسفانه با آمدن سیستم های ارتباط جمعی و الکترونیکی وگرفتاریهای والدین فرصتی برای بحث و تبادل نظر در خانواده ها به تدریج رو به کاهش است .وشاهد رشد طلاق  در خانواده ها می باشیم .


4 - یکی دیگر از عوامل تحکیم خانواده ها ایجاد شادی صحیح می باشد.شادی یک ظاهر دارد که همان اعمال و کارهای  که انسان را را به وجد آورده و موجب خنده و خوشحالی می شود.اسللم شادی حقیقی  را برای رفع مشکلات روحی  و مالی خانواده ها  می داند . با ایجاد آن صفا و نشاط  در خانه ها متجلی می  گردد.با داشتن اخلاق نیکو می توان به تحکیم خانواده کمک کرد.با لبخند زدن و با تبسم با افراد خانواده بر خورد کند .


 


انعکاس رفتار والدین با کودک


 


رفتار کودکان انعکاس رفتار والدین می باشد.در زیر به پاره ای از آنها می پردازیم .


1-اگر سلوک و رفتار با کودک همراه بردباری و تحمل باشد، آنگاه کودک صبر و استقامت  را می آموزد.


2 - اگر سلوک و رفتار با کودک همراه عدالت و مساوات باشد ، آنگاه کودک عدالت خواهی را می آموزد. 


3 - اگر سلوک و رفتار با کودک همراه با دشمنی و خصومت باشد، آنگاه کودک عناد ورزی و کینه توی را می آموزد.


4 - اگر سلوک و رفتار با کودک همراه نام خدا و یاد خدا باشد، آنگاه کودک خدا شناسی را می آموزد.


5 -اگر سلوک و رفتار با کودک همراه درستی و صداقت باشد، آنگاه کودک درستکاری و راستگو یی را می آموزد.


6 - اگر سلوک و رفتار با کودک همراه استهزا و ریشخند باشد، آنگاه فردی خجالتی و متزلزل بار می آید.


7 - اگر سلوک و رفتار با کودک همراه تشویق و تحسین باشد، آنگاه فردی متکی به نفس و با اعتماد به نفس تربیت می شود.


8 - اگر سلوک و رفتار با کودک راز داری و اعتماد باشد، آنگاه فردی امین و راز نگهدار بار می آید.


9 - اگر سلوک و رفتار با کودک زور و پرخاشگر ی باشد، آنگاه فردی  مضطرب و پر خاشگر می شود.


10 - اگر سلوک و رفتار با کودک توجه و تایید بیش از حد باشد، آنگاه فردی  خود راضی و خود بزرگ بین بار می آموزد.


11 - اگر سلوک و رفتار با کودک سر زنش و تحقیر کردن باشد ، آنگاه فردی گوشه گیر و خود کوچک بین می شود.


12 - اگر کودک در دوران رشد احساس امنیت و ایمنی کند، آنگاه فردی استوار قدم و ثابت قدم تربیت می شود.


 


13 - اگر کودک به قدر کافی در بازیهای گروهی شرکت کند ، آنگاه فردی اجتماعی بار می آید.


14 - اگر به رفتار های درست کودک توجه شود، یا پاداش داده شود ، آنگاه فردی قدر شناس  تربیت می شود.


15 -اگر رفتارهای کودک مورد سوال و جواب قرار گیرد، آنگاه فردی مسیول بار می آید.


16 - اگر به سوالهای کودک با دقت و ساده پاسخ داده شود، آنگاه فردی کنجکاو تربیت می شود.


17 - اگر زندگی کودک مبتنی بر برنامه و اصول  و ضوابطی باشد، آنگاه کودک نظم و تربیت را می آموزد.


18 -اگر در تماس با کودک به قول های داده شده عمل شود ، آنگاه کودک وفای به عهد  را می آموزد.


19 - اگر رفتار های درست کودک مورد تایید و تصدیق قرار گیرد، آنگاه موجب اعتماد به نفس او می شود.


20 - اگر کودک در دوران رشد به قدر کافی دوست داشته باشد، آنگاه یاد می گیرد خود و دیگران را دوست داشته باشد.


 


نقش والدین در انتخاب همسر


نقش والدین در انتخاب همسر برای فرزندان مهم می باشد، که به برخی از آنها می پردازیم.


1-دو خانواده باید هم سطح باشند.زن وشوهر باید هم کفو یکدیگر باشند،، تا زندگی آرام وبدون تنش داشته باشند.به زبان ساده ، دو نفر که یکدیگر را در شرایط گوناگون درک و همراهی کنند را هم کفو گو یند. اینکه تنها زن و شوهر کوفیت داشته  باشند کفایت ندارد.اینها سالیان متمادی در آن خانواده بزرگ شده اند.بدیهی است که خلق وخو ی خانواده ها در رفتار و شخصیت آنها تاثیر گذار است.با توجه به اینکه عروس و داماد در دو خانواده باید رفت و شد و تبادل افکار نمایند ، لازم از نظر علمی ، دینی ، اخلاقی و فکری بهم نزدیک باشند.این باعث می شود که یکی نسبت به دیگری اظهار حقارت نکند.


2 - خانواده های پسر یا دختر پیشنهاد دهنده و فرزند ان انتخاب کننده باشند.این باعث می شود که در تصمیم گیری جهت تشکیل یک زندگی بر مبنای عقلانیت باشد ، نه احساسات. ازدواج های که عشق و علاقه به یکدیگر شروع کننده باشد، معمولاً موفق نبوده  است. همانطوری  که فردی در اتوبان حرکت کند و از یک طرف خیابان به طرف دیگر برود ، به احتمال زیاد ممکن است تصادف کند، اگر چه ممکن است خیابان خلوت باشد و در آن لحظه ماشین عبور نکند .ولی همواره احتمال خطر وجود دارد.


3-خانواده ها حامی و هادی فرزندان باشند. فرزندان احترام به والدین را همواره رعایت نمایند.زیرا خانواده ها خوشبختی فرزندان خود را می خواهند.همانند چتری آنها را در آغوش می گیرند.با عنایت اینکه عمری را برای فرزندان جهت رشد  و ارتقای آنها بکار برده اند.لذا جدا شدن و تقسیم محبت بین فرزندان  و والدین با همسر آینده باید با کمال زیرکی و عدالت انجام پذیرد.


4 - خانواده ها باعث قوام زندگی فرزندان می شود و فرزندان باعث افتخار  والدین می باشد.همانند یک گلستان و باغی  که کشاورز سالها زحمت می کشد  تا محصولی را ارایه دهد.درختان که تازه کاشته می شوند ، اگر توسط باغبان محافظت نگردد ، امکان دارد با یک باد از جا کنده شود یا دچار آفت های گوناگون گردد.کشاورز با قرار  دادن یک چوب در کنار بدنه درخت ، مدتی آنرا از رشد در جهت گوناگون و یا شکسته شدن محافظت می کند.از قدیم می گویند که عروس یا داماد را به خانواده می دهند و همراه داماد خانواده نیز برای خواستگاری می رود.


5-اصالت خانواده و فرزند مهذب ، باعث رضای خدا و مخلوق است .لذا در انتخاب همسر لازم است  که ا ز اقوام نزدیک عروس یا داماد  تحقیق شود که از نظر اخلاقی  و فکری و دینی لغزش و انحراف نداشته باشد.


 


حضرت مریم (س)


 آنچه انسان در خواب می بیند، مثلا در جهان هستی سیر می کند، می تواند برای انسانهای سالک الی الله در بیداری نیز اتفاق افتد. طی الارض یک نمونه آن می باشد.یا اینکه انسان در خواب هم بستر با انسان دیگری شود ، که امری مباح است.برای حضرت مریم در عالم بیداری این اتفاق افتاد و جبرییل به صورت یک جوان ظاهر گردید و پس از آنکه از حق تعالی خواست که او را در برابر این جوان نجات دهد  و آن جوان گفت که من از طرف حق تعالی هستم ، لذا حضرت مریم آرامش گرفت و اجازه به هم بستری با جوان خیالی داد.پس از به آغوش گرفتن حضرت مریم ، ایشان احساس کردند که عمل لقاح انجام شده است. همانطوری که بعد از بیداری از خواب ، امکان دارد که فرد محتلم شود ، بدون اینکه فرد مقابل که در بدن مثالی است محتلم گردد. لذا برای حضرت مریم نیز همین حالت اتفاق افتاد ، که توسط آن جوان احساس حاملگی کرد .اگر چه جبرییل محتلم  نگردید.


     همانطوری که انسانهای معمولی می توانند توسط دستگاه زیراکس، کپی متنی را به هر تعداد که می خواهند اخذ کنند .انسانهای سالک الی الله بالاخص چهارده معصوم می توانند در آن واحد چندین کپی داشته باشند ، که آنرا ابدان گویند. به نظر می رسد که وقتی به ظاهر ابدان  نگاه می کنیم، آنها شکل انسان را دارند که خصوصیات انسان را دارند ولی جسم نمی باشند.هما نند انسان در صفحه تلویزیون، که  فرداحساس می کند گوینده فرد مورد نظر است. 


   به نظر می رسد که جبرییل بر حضرت مریم وارد شد ، یک کپی از جوانی است که شکل انسان دارد  ولی انسان نمی باشد. لازم به ذکر است که همان طوریکه حوا از پهلوی حضرت آدم به دنیا آمد، بدون اینکه عمل لقاح انجام شود .حضرت مسیح نیز از حضرت مریم متولد شد.لذا  زن می تواند مردی را بدنیا بیاورد و بالعکس ، اگر چه عمل لقاح معمولی انجام نگیرد.در هر حال همانطوری که خداوند  انسان را از خاک ایجاد کرد ، امکان خلق به هر نوع را قادر می باشد.


     


 


  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

چهار ده گنجینه

 کسانی که چشم دلشان باز است ، می توانند با چشم دل  ماور ا لطبیعه را ببینند و با چشم سر طبیعت را.آنها حق ندارند که با چشم دل افراد را ببینند و به خصوصیات و حریم شخصی  وارد شوند.در غیر اینصورت چشم دل بسته می شود و زندگی روزمره دچار مشگل می شود.همانند یک مدیر که حق امضا و قدرت دارد ولی نمی تواند از آن سوء استفاده کند.

        چهارده گوهر از چهارده گنجینه  که همان چهارده معصوم هستند ، می توانند الگوی انسان ها قرار گیرند.

1-  ازحضرت محمد ( ص ) می توان  رحمت و گذشت  و بخشیدن را الگو گرفت.

2- از حضرت علی ( ع ) می توان بزرگی و گذشت و سخاوت را آموخت.

3 - ازحضرت فاطمه ( س ) می توان عشق  و وفا  و عفت  را پیشه کرد.

4- از حضرت امام حسن( ع )خوش رویی و خوش خلقی ، چون جدش را درس گرفت.

5- از امام حسین ( ع ) می توان شجاعت و رشادت و دلیری  را آموخت.

6- از حضرت سجاد ( ع ) عبادت و بندگی و شب زنده داری را .

7- از حضرت محمد باقر ( ع ) می توان علم و دانش را فرا گرفت .

8- از امام صادق ( ع ) می توان صداقت و درستی و خوبی را  الگو قرار داد.

9- از امام موسی کاظم ( ع ) بر غیظ و غضب خود غلبه نمود.

10- از امام رضا ( ع ) شفاعت  و ضمانت را خواست.

11- از امام محمد تقی ( ع ) چشم پوشی از اشتباهات ساده و کوچک افراد را.

12- از امام علی نقی ( ع ) می توان هدایت گری را آموخت.

3 - از امام حسن عسگری( ع ) تحمل سختی ها را  را برای رضای خدا آموخت.

14- از حضرت مهدی ( ع )غایب بودن از مردم ، بخاطر خود مردم را درس گرفت.

     اگر چه همه معصومین نور واحد هستند و تجلی کامل حق تعالی می باشند ولی با توجه به شرایط زمان ، بعضی از خصلت ها خود را بیشتر نشان می داد.

      

  • علی رجالی