رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی

۶۰ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

انسان کیست

باسمه تعالی

برداشتهایی از زیارت جامعه

انسان کیست

خداوند سوره ای در قرآن در خصوص انسان دارد.ملاک انسان بودن ما در رابطه ما با دیگر انسان هاست.
  انسان از نظر قرآن به کسی گفته می شود که در غم دیگران ناراحت و خود را در غم آنها شریک بداند.بعلاوه شادی خود را با دیگران تقسیم کند.
 
   عده ای هستند که خود را در غم دیگران شربک می دانند ولی حاضر نیستند شادی خود را به دیگران بدهند.اینان از حیوان بهترند.
  عده ای هستند که خود را در غم دیگران شریک نمی دانند،بلکه شادی هم می کنند.اینان از حیوان نیز پست ترند.
عده ای در غم دیگران شریک نیستند و شادی خود را با دیگران تقسیم نمی کنند.اینان همانند  حیوان بی تفاوت هستند.
   انسان واقعی، چون امیر مومنان حضرت علی است که غذای افطار خود را در سه شب متوالی به فقیر و مسکین و یتیم می دهد.راحتی مردم را به راحتی خود ترجیح می دهد.

از نبی آموز آداب و سنن
پیروی کن در مرام و در سخن
چونکه او باشد نبی و مقتدا
معرفت جو از کلام ذوالمنن

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

تلاوت و ولایت

باسمه تعالی

برداشتهایی از زیارت جامعه

تلاوت و ولایت

تلاوت تعبیر به در کنار چیزی قرار گرفتن است.اما ولایت به  مخلوط شدن با چیزی تعبیر می شود.برای مثال، وقتی قند در کنار استکان چای قرا می گیرد تلاوت گویند ولی اگر داخل استکان شود و با چای مخلوط گردد،آنرا  ولایت گویند.بطور دقیقتر، مخلوط شدن دو چیز را بطوریکه قابل تفکیک نباشند و کاملا مخلوط شوند را ولایت گویند.
  انسان چون آب می ماند.اگر بخواهد گلاب شود باید با گل مخلوط شود.چهارده معصوم نقش گل را برای انسان دارند.لذا آنها را ولی مسلمین گویند و با زیارت آنها،یعنی روی آوردن به آنها ، از نظر معرفتی و مقبره می توان از چشمه معرفت که زیارت جامعه است بهره برد.
   اهل بیت ما را به ولایت دعوت می کنند. ما کی همدل و همراه می شویم.وقتی که آنها را زیارت کنیم. ولایت میوه زیارت است. همچنین زیارت میوه ای معرفت است.ما وقتی به اهل بیت رو آورده  و زیارت می کنیم که از آنها شناخت و معرفت داشته باشیم.این معرفت دارای سر چشمه ای است و آن زیارت جامعه کبیره است.
  زیارت جامعه، به ما شناخت از چهارده معصوم می دهد و متعاقب آن معرفت و شناخت ما را به  روی آوردن به اهل بیت تشویق  می کند و نهایتا زیارت و روی آورن به ائمه ما را به ولایت می رساند و دلهای ما رابا آنها همراه می کند.
    با ولایت است که آب وجود ما با گل چهارده معصوم معطر ومخلوط می گردد و آب وجود ما به گلاب تبدیل و ماندگار می گردد.

نماز با ولایت، روشنایی است
وصول کردگار و دلربا یی است
ولایت ریشه و اصل و عمود است
نماز بی ولایت، لهو و بازی است

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

رزق و روزی

باسمه تعالی

برداشتهایی از اشعار مولانا

 رزق و روزی

خداوند رزق و روزی هر فرد را از قبل تعیین نموده است و سقف و محدودیت دارد.نحوه کسب آن بستگی به میزان فعالیت و تلاش فرد در شناسایی استعداد های خود است.با بکارگیری آنها رزق و روزی و معاش وی برآورده می شود.
   خداوند آنچه را که بشربا تلاش و بکار بردن عقل خود می تواند کسب کند به انسان ها واگذار نموده و مواردی که توسط افراد مقدور نیست ،خود آماده می کند.
      پیامبر گرامی بیشتر به امور معنوی انسانها توجه و همت داشت و در امور مادی مردم که خودشان می توانستند مایحتاج مادی خود را تامین کنند کمتر دخالت می کرد.
  برای مثال، در موقع دوش گیری در حمام،انسان به میزان چرخش شیر می تواند آب بر سر خود بریزد.و حداکثر با چرخاندن تا انتها، می تواند از حداکثر آب دوش بهره مند شود.رزق انسان هم مشابه است. دارای محدودیت است و با توجه به مقدار تلاش فرد ، میزان رزق و روزی هر فرد مشخص می شود.


چه خو ش گفت مولا علی این پیام
خدا می دهد رزقتان روز و شام
مخور غصه وغم در این بازه عمر
کفیل است خدا وند و دانای تام

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

حفظ نماز چیست

باسمه تعالی

برداشتهایی از آیات قرآن

حفظ نماز چیست

خداوند می فرماید شما نماز را حفظ کنید تا شما را حفظ کنم.علت اینکه نماز های ما ،در زندگی ما تاثیر چندانی ندارد ،به خاطر حفظ نکردن نماز است.
     قلب ما همانند کامپیوتری می ماند که ورودی آن گوش و چشم و اعضای بدن است.اگر بخواهیم کامپیوتر را حفظ کنیم ، باید مراقب ورودی های آن باشیم تا ویروسی نگردند.هر فلاش یا سی دی و یا سایت مخربی را باز نکنیم.
  حفظ نماز در اقامه نماز است.اگر نمازی با قلب پاک بخوانیم ،آنگاه نماز را حفظ کرده ایم.لذا باید تزکیه نفس را انجام داده تا قلب انسان از آلودگی ها پاک و خانه خدا گردد.
  همانطوریکه آب مایه ای حیات دنیوی انسان ها است.نماز هم آب حیات معنوی انسان ها است.فرد بی نماز ، قلب واقعی او مرده است.اگر چه قلب ظاهری او زنده است. لذا تاکید شده است که ارتباط با خدا، که در برپایی نماز است ، باید در همه حال و شرایط انجام گردد.اگر چه ممکن است در شرایط گوناگون نحوه اجرای آن یکسان نباشد.لذا گفته می شود که اگر به هر دلیلی انجام نشد ،باید در اولین فرصت قضای آن انجام شود.

نماز است عامل دوری ز خسران
انیس قبر و نور  دل بود آن
چراغ رهنما و زینت ما
بهای جنت است و عز انسان

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

برداشتهایی از آیات الهی

ارتباط با خدا

زندگی در این دنیا همانند بافتن یک قالی می ماند.برای ایجاد یک فرش ، ابتدا چهار چوبی ایجاد و سپس تار های آن که نخ های عمودی است محکم می بندند و سپس شروع می کنند به تدریج پود ها که ازپشم ایجاد شده با نظم و با نقشه خاصی کنار هم گره می زنند.با تداوم و گذشت زمان یک فرش بافته می شود.
   در جهان هستی، تار ها همان ریسمان الهی هستند که باید محکم آنرا گرفت و شامل معارف الهی است.پود های آن جامعه و مردم هستند.چنانچه با چهار چوب ایدیولوژی اسلامی و با اجرای احکام اسلام به زندگی ادامه دهیم.در پایان زندگی ، عاقبت به خیر شده و از جدایی ها و تفرقه و از هم پاشیدگی های خانواده ها جلو گیری می شود.
    خداوند می فرماید ، نماز را اقامه کنید ، تا در دو دنیا رستگار باشید.همانطوریکه اگر تار های یک فرش محکم بسته نشود و یا حذف گردد امکان قرار گرفتن پود با بهترین نقشه وجود ندارد و اگر چیده شود ،در اثر یک تنش از هم می پاشد.زندگی انسان ها هم اگر حول محور الهی شکل نگیرد ، با هوای نفس شکل می گیرد و هر لحظه امکان فرو پاشی آن وجود دارد.

تو به دنبال خدایی وز خود بی خبری
گم شدی در خود و از دست بدادی گهری
تو گمی ، خالق تو حاضر و حی و پیداست
تو به بیراه مرو ، تا که بیابی اثری

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

شخصیت امام خمینی

برای نسل امروز در مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی شخصیت‌های مشهور و برجسته, آن‌چه اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌یابد، بررسی روابط شخص در خانواده خود و ارتباطات شخصی است. لذا چگونگی رفتار این افراد در زندگی خصوصی می‌تواند تاثیربسزایی بر الگوپذیری مخاطب از شخصیت داشته باشد.

در این میان شخصیت‌هایی که توانسته‌اند تفکرات جدید و یا تغییر و تحول شگرف در جامعه‌ی جهانی ایجاد کنند، بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. روح‌الله موسوی خمینی بنیان‌گذار انقلاب اسلامی ایران یکی از این شخصیت‌هاست. در مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی امام راحل ما به یکی از این موارد در رفتار درون خانوادگی ایشان برخورد می‌کنیم که جذابیت جالبی برای مخاطب می تواند داشته باشد

.امام خمینی در برخورد با عروس خود شیوه‌ی جالبی را در پیش می‌گیرد و موفق می‌شود رابطه‌ی خود را از  عروس و پدر شوهر به پدر و فرزندی و سپس استاد و شاگردی ارتقا دهد

خاطرات دکتر فاطمه‌ی طباطبایی, همسر احمد خمینی و هم‌چنین همسر امام؛ خدیجه‌ی ثقفی در کتابی با عنوان امام و خانواده به چاپ رسیده است. قسمتی از خاطرات این کتاب به نحوه‌ی برخورد امام در برابر تحصیل و  دوران دانشجویی عروس خود می‌پردازد.

عروس حضرت امام در خاطرات خود اشاره می‌کند که در دوران تحصیل خود، وقتی در متون فلسفی با عبارات دشوار و مبهم برخورد می‌کرده است، این مشکلات را با امام در میان می‌گذاشته و این پرسش و پاسخ به جلسات بیست دقیقه‌ای مبدل می‌شده است تا اینکه روزی برای شروع درس خدمت ایشان می‌آید و امام با خواندن یک رباعی طنزآلود در مورد تحصیل فلسفه به ایشان هشدار می‌دهد.

 فاطی که فنون فلسفه می‌خواند            از فلسفه «فاء» و «لام» و «سین» میداند

اُمّید من آنست که با نور خـــــــدا            خود را ز حجـــــــــــــاب فلسفـــــــه برهانـد

 پس از دریافت این رباعی، اصرار مجدّانه فاطمه  آغاز می‌شود و از امام درخواست می‌کند تا اشعار بیشتری را بگوید و امام چند روز بعد در اجابت درخواست عروس خود این ابیات را می‌سراید.

 فاطی! بسوی دوست سفر باید کرد           از خویشتنِ خویش گــــــــذر باید کرد

هر معرفتــی که بوی هستیّ تو داد           دیوی است به ره، از آن حذر باید کرد

 تقاضای مدام من کم کم موثر می‌نمود، چرا که چندی بعد چنین سرودند:

 فاطی! تو و حقّ معرفت یعنـــــــــــی چه؟            دریافت ذات بی صفت یعنـی چه؟

ناخوانده «الف»، به «یا» نخواهی ره یافت            ناکرده سلوک، موهبت یعنی چه؟

فاطمه در خاطرات خود آورده است که:

 پندآموزی و روشنگری امام را که در قالب رباعی و در نهایت ایجاز آمده بود به جان نوشیدم و آویزه‌ی گوش کردم و سرمست از حلاوت آن شدم، ناگاه دریافتم که نظیر چنین پیامهایی در باب معرفت، دریغ است ناگفته ماند و نهفته گردد. لذا با سماجت بسیار از ایشان خواستم که سررشته‌ی کلام و سرودن پیام را رها نکنند. اعتراف می‌کنم که لطف بی‌کران آن عزیز چنان بود که جرأت اصرارم می‌داد و هر دَم بر خواهشهای من می‌افزود. تا آنجا که درخواست سرودن غزل کردم و ایشان عتاب کردند که: « مگر من شاعرم؟!». ولی من همچنان به مُراد خود اصرار می‌ورزیدم و پس از چند روز چنین شنیدم:

 تا دوست بُـــــــوَد، تو را گزندی نبُــــــــود           تا اوست، غبار چون و چندی نبُود

بگـــــــــذار هر آنچه هست و او را بگزین            نیکوتر از این دو حرف پندی نبُــود

عاشق نشدی اگر که نامـــــــــــی داری           دیوانه نه ای اگر پیامـــــــی داری

مستی نچشیده ای اگر هوش تو راست           ما را بنـــــــــواز تا که جامی داری

 روزها می‌گذشت و امام بهای خواهشهای مُلتمسانه‌ام را هر از چندگاه با غزلی یا نوشته‌ای می‌پرداختند و چنین بود که آن کریم، درخواست مرا اجابت کرد و از خوان معرفت و کرامت خویش توشه‌ای نصیبم فرمود و مرا مکتوبی بخشید که به غزلی ختم می‌شد و جواب مُثبتی به درخواست مصرانه من بود.»

در آذر ماه سال ۱۳۶۵ حضرت امام خمینی در پاسخ به درخواست خانم دکتر فاطمه طباطبایی عروسشان نامه‌ای اخلاقی نگاشتند. در این نامه حضرت امام خمینی علاوه بر توصیه‌های اخلاقی, اشعاری زیبا سروده‌اند من‌جمله شعری در مورد حاج احمد آقا و فاطمه خانم و فرزندانشان.

نامه اخلاقى به خانم فاطمه طباطبایى (پرهیز از استغراق در اصطلاحات)

زمان: آذر ۱۳۶۵/ ربیع الاول ۱۴۰۷  مکان: تهران، جماران‏

موضوع: لزوم توجه به حقایق و پرهیز از استغراق در اصطلاحات و اعتبارات‏

مخاطب:  فاطمه طباطبایى

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

فاطى عزیزم‏

بالأخره بر من نوشتن چند سطر را تحمیل کردى و عُذر پیرى و رنجورى و گرفتارى‏ها را نپذیرفتى.

اکنون از آفات پیرى و جوانى سخن را آغاز مى‏کنم که من هر دو مرحله را درک کرده یا بگو به پایان رسانده‏ام، و اکنون در سراشیبى برزخ یا دوزخ با عُمّال حضرت مَلَک الموت دست به گریبان هستم، و فردا نامه سیاهم بر من عرضه مى‏شود و مُحاسبه عمر تباه شده‏ام را از خودم مى‏خواهند و جوابى ندارم جُز امید به رحمت آن که وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَیْ‏ءٍ  و لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحمَهِ اللَّهِ انَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً  را بر رَحْمَهً لِلْعالَمِین نازل فرموده است.

گیرم مشمول این نحو آیات کریمه شوم لکن عروج به حریم کبریا و صعود به جوار دوست و ورود به ضیافت اللَّه که باید با قدم خود به آن رسید چه مى‏شود. در جوانى که نشاط و توان بود با مکاید شیطان و عامل آن که نفس امّاره است سرگرم به مفاهیم و اصطلاحات پُر زرق و برقى شدم که نه از آنها جمعیّت حاصل شد نه حال، و هیچ گاه درصدد به دست آوردن روح آنها و برگرداندن ظاهر آنها به باطن و ملک آنها به‏ ملکوت برنیامدم و گفتم:

 از قیل و قال مدرسه‏ ام حاصلى نشد             جُز حرف دلخراش پس از آن همه خروش‏

چنان به عمق اصطلاحات و اعتبارات فرو رفتم و به جاى رفع حُجب به جمع کُتب پرداختم که گویى در کون و مکان خبرى نیست جُز یک مُشت ورق پاره که به اسم علوم انسانى و معارف الهى و حقایق فلسفى طالب را که به فطرت اللَّه مفطور است از مقصد بازداشته و در حجاب اکبر فرو برده.

اسفار اربعه  با طول و عرضش از سفر به سوى دوست بازم داشت نه از فتوحات  فتحى حاصل و نه از فُصوص الحِکَم حکمتى دست داد، چه رسد به غیر آنها که خود داستان غم‏انگیز دارد.

و چون به پیرى رسیدم در هر قدم آن مُبتلا به استدراج شدم تا به کهولت و ما فوق آن که الآن با آن دست به گریبانم وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً  و چون دخترم از این مرحله فرسنگ‏ها دورى و طعم آن را نچشیدى که خدایت به آن برساند با حذف عوارض آن، از من توقع نوشتار و گفتار آن هم نظم و نثر به هم آمیخته می کنى و ندانى که من نه نویسنده ‏ام و نه شاعر و نه سخن سرا.

و تو اى دختر عزیزم که غوره نشده حلوا شدى بدان که یک روزى خواهى بر جوانى که به همین سرگرمی ‏ها یا بالاتر از آن از دستت رفت همچون من عقب مانده از قافله عُشاق دوست، خُداى نخواسته بار سنگین تأسّف را به دوش می کشى. پس از این پیربینوا بشنو که این بار را به دوش دارد و زیر آن خم شده است، به این اصطلاحات که دام بزرگ ابلیس است بسنده مکن و در جستجوى او- جلّ و علا- باش، جوانی ها و عیش و نوش‏هاى آن بسیار زودگذر است که من خود همه مراحلش را طى کردم و اکنون با عذاب جهنّمى آن دست به گریبانم و شیطان درونى دست از جانم بر نمی دارد تا- پناه به خداى تعالى- آخر ضربه را بزند. ولى یأس از رحمت واسعه خداوند خود از کبائر عظیم است، و خدا نکند که معصیت کارى، مُبتلاى به آن شود.

گویند حجّاج بن یُوسف- آن جنایتکار تاریخ- در آخر عمرش گفته است که خدایا مرا بیامرز، گرچه می دانم همه می گویند نمی ‏آمرزى، و شافعى  که این را شنید گفت: اگر چنین گفته شاید، و من ندانم که آن شقى توفیق چنین امرى را پیدا کرده یا نه. و می ‏دانم که از هر چه بدتر یأس است و تو اى دخترم مغرور به رحمت مباش که غفلت از دوست کنى و مأیوس مباش که خَسِر الدنیا و الآخره شوى.

خداوندا! به حق اصحاب پنج‏گانه کسا، احمد و فاطى و حسن و رضا (یاسر) و على را که از دودمان رسول گرامى و وصىّ اویند و به این افتخار می کنم و می کنند، از شرور شیطانى و هواهاى نفسانى مصون‏دار، در اینجا کلام من ختم شد و حُجّت حق بر من تمام، و السلام.

اینک چون تو با اصرار خاص به خودت از من شعر خواستى باید به حق بگویم که نه در جوانى که فصل شعر و شعور است و اکنون سپرى شده، و نه در فصل پیرى که آن را هم پشت سر گذاشته‏ ام، و نه در حال ارذل العُمُر  که اکنون با آن دست به گریبانم قدرت شعرگویى نداشتم، گویند کسى گفت که من قوّه‏ ا

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

ازدواج و طلاق

باسمه تعالی

برداشتهایی از آیات قرآن

ازدواج و طلاق

همانطوریکه ازدواج در اسلام مورد تکریم و تاکید و تو صیه شده است ، در مقابل طلاق مذمت شده است.
برای جلوگیری از طلاق، ضرورت دارد که دقت کافی در انتخاب همسر برای یک عمر زندگی منظور گردد.اخلاق و تدین و خانواده همسر و کفو یت در تداوم و پایداری زندگی نقش مهمی دارند.
  خداوند می فرماید، چنانچه زن و شوهر  از یکدیگر جدا شدند و بعد طرفین آمادگی خود را برای تشکیل زندگی داشتند ، اطرافیان مانع آن نگردند.
   بسیاری از انحرافات و اضطراب ها در جامعه به خاطر به تعویق افتادن امر ازدواج است.این نیاز فطری و طبیعی باید در وقت خود تامین گردد.
  فرزند طلاق، از نظر عاطفی ضربات سنگینی را متحمل می شود.او نیاز به محبت و مراقبت و تربیت هم پدر و هم مادر دارد.لذا باید حتی الامکان از طلاق دوری کرد

زندگی کن با خضوع و مهربانی و صفا
زندگی کن با امید وبا توکل بر خدا
زندگی شیرین شودبا انتخاب همسری
زندگی کن با محبت هم به ظاهر هم خفا

دکتر علی رجالی
 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

برداشتهایی از اشعار مولانا

علم دنیوی و علم اخروی

فرق اساسی علوم دنیایی با علوم دینی در این است که علوم دنیایی را ابتدا یاد می گیری و سپس آنرا بکار می بری.در صورتی که علوم دینی را ابتدا بکار می بری تا چشمه های معرفت در تو فوران کند.
   اگر انسان فرمانبر و حامل دستورات الهی باشد، آنگاه روزی فرا می رسد که اسرار هستی از او فرمانبرداری می کنند.به محض اراده کاری، آن انجام می گیرد و در مقا کن قرار می گیرد.
   شکر خدا، یعنی دانستن و بکار بردن نعمت های الهی، موجب افزایش قدرت و توانایی و شکوفایی انسان می گردد.خداوند می فرماید ، در خوشی ها شاکر باشید ،تا نعمت ها و اسرار الهی برای شما آشکار گردد.
  برای مثال، اگر فرد آبرومندی گره ای از کار درمانده ای باز کرد.قطعا آبروی او زیادتر می شود.در حقیقت قدرت آبروی خود را بکار برد و لذا قدرت آبروی او زیاد شد.
  خداوند می فرماید، اگر از نعمت های که در اختیار تو قرار دادم را در جهت رضای من بکار بری ، آنگاه تو را بزرگ می کنم.یعنی ظرف وجودی تو را بزرگ می کنم.دیگر با کوچکترین ناراحتی، عکس العمل نشان نمی دهی و سعه صدر پیدا می کنی.

الهی سینه ای ده پر ز حکمت
ببینم سر و رازی را ز خلقت
ندارم جز خدا، ورد زبانم
زبانی ده که گویم شکر نعمت

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

تقدیر و تدبیر

باسمه تعالی

برداشتهایی از اشعار مولانا

تقدیر و تدبیر

عده ای معتقدند که خدا همه کاره است.اینها اعتقاد به تقدیر و جبر دارند.عده ای انسان را همه کاره می دانند.اینان به تدییر اعتقاد دارند.
     خداوند همه کاره است ،ولی انسان برای رشد و ترقی نیاز به نردبان کار و کوشش و تلاش دارد تا از زمین به بام برود و دید و افق خود را زیاد کند.
   خداوند به انسان تمام امکانات را داده تا از آنها انسان استفاده کند و زمینه رشد و تعالی خود را فراهم کند.اگر قرار بود خدا همه کار ها را انجام دهد ، این همه امکانات ضروری برای بشر نبود.همانند کارگری که ارباب به او بیل می دهد.به طور غیر مستقیم می گوید برو کار کن.
   پیامبر گرامی می فرمایند ، انسان ها وقتی می توانند بگویند که تقدیر این بود که قبلا همه تلاش خود را در بدست آوردن آن انجام داده باشند.
   انسان با توجه به امکانات خدادادی از نظر جسمی  و روحی و استعداد های نهفته در خود  و بکار گیری عقل ، موجب شکوفایی خود را فراهم می کند و در این حالت در می یابد که خدا همه کاره است.

 دانی که جهان در اختیار است ترا
دانی که خدا امید و  نور  است  مرا
در کون  و مکان مجو بجز جبر و خیار
دانی که بشر اسیر نفس است چرا

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

خانواده خدا


باسمه تعالی

برداشتهایی از اشعار مولانا

خانواده خدا

پیامبر گرامی می فرمایند، که همه مخلوقات هستی
همانند عیال و فرزندان و خانواده خدا می مانند.لذا خدمت به مخلوقات خدا ، خدمت به خانواده خداست.
   انسان برای تامین مخارج خانواده ، حداکثر تلاش را می کند که با کسب درآمد حلال، خانواده از نظر مادی در زحمت نباشند.اگر بدقت نگاه کنم ، خدای متعال قبل از آمدن ما ، آنچه از نظر جسمی یا روحی لازم بود تامین کرده است.
  بهترین مخلوقات هستی، انسان ها می باشند،که بهترین انسان ها پاک ترین و با تقوا تربن آنها می باشند.همانطوریکه پدر خانواده ، هزینه اولاد را تامین می کند تا رشد نماید،بدون اینکه فرزند نگران تامین غذا باشد.خداوند هم در تامین رزق و روزی عیال خود که مخلوقات هستند،می گوید آنرا تامین می کنم ،تا آنها دچار نگرانی نباشند.

محبت بود رحمت حق به ما
بود لطف او بر من وبر شما
نباشد  خدا را نیازی به کس
ضمیر تو خواند خدا را خدا

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی