رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی

۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۸ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

 

 

باسمه تعالی
چلچراغ
توکل
قصیده ۱۱

هست موسی را توکل در وکالت بر خدا 
می کند تقوای حق را پیشه با ذکر و دعا

کن توکل بر خدا اندر همه احوال خود
همچو موسی باش در باور ، مکن کاری خطا

حق تعالی حافظ ما باشد و روزی رسان
با توکل ، با رضا، آسان شود اعمال ما

حضرت یوسف ز قعر چاه می خواند خدا
نیست او را شکوه و ناراحتی در ماجرا

 

حق رهاند یوسف یعغوب را، از قعر چاه
می کند فرماندهی، فرمانده ی کل قوا

چون که حق ناظر بود بر خدعه و مکر و فریب
می دهد جا و کرامت، بر نبی نور الهدی

تا توانی با خد ا باش و بجز حق را مگو
با توکل سختی آسان می شود،گردی رها

نیست اندوه و غمی از آتش نمرودیان
می کند یزدان گلستان ، آتش انبوه را

سنگ باران می شود فیلان به امر کردگار
تا بماند حفظ کعبه، از تعرض یا جفا

قدرت حق می شود معلوم بر اصحاب شرک
قدرت پوشالی دشمن عیان و بر ملا

باعث آرامش و آسایش انسان شود
هر که با ذکر خدا مانوس باشد در خفا

هر کجا کاری شود با امر و با فرمان اوست
می کند دریا گهی خشک و دهد جمعی جزا

لشکر موسی رود سالم ز دریا در مسیر
در مقابل لشکر فرعونیان غرق و رها

لشکر فرعونیان در آب می گردد هلاک
چونکه موسی می کند امر خدا را او ادا

رسم باشد تا شوی مانع ز تعقیب عدو
لشکر موسی نمی گوید، خدایا کن چه ها

نیست شک و شبهه ای در رفتن همراهیان
چونکه لشکر مطمئن بودند از لطف خدا

انبیا در نشر دین و در ادای امر حق
رنج و سختی ها تحمل می کنند بهر رضا

خاتم پیغمبران مبعوث می گردد شبی
جبرئیل آورد لوح حق برای مصطفی

آیه هایی را بخواند مصطفی با امر حق
می شود مبعوث بر پیغمبری چون انبیا

گر چه احمد ناتوان از خواندن الواح بود
می کند قادر خدا ، تا لب گشاید در ادا
می شود اسلام عالم گیر و قرآن هادی است
چون پیام حق بود عام و فراگیر و رسا
عنکبوتی می تند تار خودش بر روی غار
تا که احمد در سلامت باشد از تیغ و بلا  

می رود یونس به دریا، بعدترک قوم خو د
حق دهد فرمان به ماهی، کن پیمبر را رها

کمترین لغزش نمی باشد روا بر مخلصین
موجب اندوه می گردد، به خود آید چرا؟

نوح و یاران نبی را از خطر محفوظ داشت
خاطیان نابود گردند ،امر حق باشد به جا

حضرت عیسی به اذن رب به دنیا پا نهاد
منجی مردم شود، در عالمی پر از خطا

حق دهد فرمان به دریا، تا برد موسی به کاخ
ناخدای کشتی موسی بود در هر کجا

می کند رشد و نمو موسی عمران نزد شاه
چون که فرعون مانع و کرده به مردم او جفا

با توکل میثمی، اعمال آسان می شود
خوش به حال آنکه دارد اینچنین روحی ولا

بر خدایت کن توکل ، ای رجالی در امور
چون خدا آگاه می باشد، به اعمال شما

سروده شده توسط
علی رجالی و مهدی میثمی

 

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

 

 

باسمه تعالی
گفتگو
وصف استاد

جمکران خانه ی زیبای همه منتظران
میثمی کرد دعا بهر خود و هم دگران

یاد استاد نمودست و کند شکر خدا
چون رجالی بود استاد همه استادان

او نه تنها به ریاضی است که ماهر باشد
مرد تقواست و اخلاق، بود از خوبان

هر چه را داشت رجالی، بنماید عرضه
آسمانی است سخی و بود او پر باران

گر چه بسیار توان صرف کند در تعلیم
مهربان است به حال همه ی همکاران

افتخاریست که شاگردی او را بکنیم
چون پناهی است برای همه ی ره پویان

شعرهایش چو مقالات پر است از معنا
در همه کار نکو گشته وی از ناموران

اعتباریست که او هست در این دانشگاه
شهرتش هست جهانی و شد از معتبران

هنرش در قلمش هست هویدا، بنگر
با «نوای دل» خود گشت هم از پرهنران

فکر او نقطه پرگار ریاضی گردید
راهبر هست همیشه به ره همفکران

میثمی هر چه بگویی ، ز صفاتش بس نیست
چشم بد دور ز او باشد و از حق خواهان

سروده شده توسط
مهدی میثمی

باسمه تعالی
گفتگو
پاسخ استاد

میثمی گفت نکاتی، که دهم پاسخ آن
ظاهرم هست چنین، لیک چه دانی ز نهان

قطره ای بیش نیم، در دل دریای عظیم
من که باشم، چه؟ در این عالم بی حد و کران


میثمی نیست مرا وصف، چنین که گویی
آنچه را من بکنم، هست وظیفه تو بدان

گر بود لطف خدا، شعر بود هستی بخش
می دهد شعر مرا راحتی روح و روان

شعرهایم همگی مدحت اهل البیت است
من ندارم ز خودم، حرف بجز ذکر و بیان

من که شاگرد توام در غزل و مدح و سرود
می نمایی همه اصلاح و شود شعر روان

تو چه دانی ز درون من و اعمال بدم
نفس دون حاکم و آگاه نه ای از دل و جان

عاشقان جمع بگردند، به ذکرند و دعا
جمکران مرکز میعاد همه مشتاقان

به چه توفیق عظیمی شده حاصل بر تو
خانه ی حق بروی، بهر دعا و طیران

یک شبی گشت مرا ، تا که روم من آنجا
نیمه ی شب که رسیدم، هوا شد طوفان

 

مردم و منتظران جمع شوند تا دم صبح
می نمایند رجالی همگی ذکر و فغان


سروده شده توسط
علی رجالی

 

 

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

 

 

باسمه تعالی
چلچراغ
امام زمان
قصیده ۱۰

ای که هستی جانشین و مالک لیل و نهار
صاحب عز و جلال و مظهر پرودگار

از نظر ها غایب و در جان مردم جان توست
کی شود ظاهر رخ گلگون و یابم من قرار 

با قیامت می شود عالم پر از نور و صفا
عدل تو جاری شود، هر گوشه و کوی و دیار

عاشق روی و جمال تو سراپا گشته ایم
لحظه ای بر ما نظر کن، در حجابیم و غبار

ای عزیز فاطمه، منجی و هادی در جهان
می کنی محروم ما را از ولایت در نظار

می شود تبیین کلام وحی و اسرار درون
چون امام است و بود عالم ترین آموزگار

می شود روزی بگویی قبر مادر در کجاست؟
نیست جای دفن او معلوم، در کوی و مزار

شیعیان در انتظار رجعت فرزند او
تا بگیرد انتقام خون جدش، از غیار

از علائم می توان گفتا ظهورت عن قریب

عمر من باشد،ببینم روی ماهت در شمار؟

ای خدا مردم گرفتارند، کی آید ولی
تا کند بر پا حکومت، بر کند ظلم شرار

صبح جمعه می شود، مردم بخوانندش مدام
با دعای ندبه می خواهند مهر و روی یار

عصر جمعه چون شود، غصه فراوان می شود
کی شود مهدی بیاید، جان کنند او را نثار

 چشم ها در انتظار دیدنت در جمعه ها
ای چراغ زندگی بر ما نظر کن ، در گذار

 صبح جمعه می شود، تا نام تو آید به لب
تا به کی ما از فراقت، در تب و آه و غبار

با دعای ندبه ات، دلها هوای یار کرد
تا به کی خوانیم جمعه، مهدیا با افتخار

 شیعیان در انتظار حضرت صاحب زمان
در فرج تعجیل کن ، با امر حی و کردگار

 قلب ما باشد کویر و چشم ما دریای توست
عصر جمعه می شود، مایوس از روی و عذار

 عصر ما، گشته پر از کبر و غرور و ظلم و جور
نیست کس فریاد رس در این زمان و این دیار

 چون تویی تنها امید ما،انیس جان و دل
تا به کی غایب شوی،ای غایت نور و تبار

 تا به کی در پشت ابری، ای امام آخرین
ظلم و جور و جنگ باشد، با فرامین کبار

جبهه ها آماده ای جنگ و نبرد دشمن است
لشکر اسلام تجهیز و بود صدها هزار

دشمن دون می کند برپا جدال و فتنه ها
در یمن هر روز بمب است و جنایت بیشمار

مردم آنجا فقیر و مردمی آزاده اند
در قیام کربلا همراه و آنان جان نثار

حجت حق گر نماید عدل خود را او به پا
نیست مسکین و فقیری، با قیام شهریار

مالک اشتر بود سردار و همراه علی
زاده شد اندر یمن، این مرد جنگ و کارزار

ا ابد هم میثمی مشتاق روی ماه توست
چون که در راه ولایت عاشقست و بی قرار

مهدی موعود می آید، به امر ذوالجلال
بر رجالی رو نما، ای شیعیان را افتخار

سروده شده توسط
علی رجالی و حسن میرزایی و مهدی میثمی

 

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

 

 

باسمه تعالی
چلچراغ
قضاوت
قصیده ۹

گفته ها و دیده های این و آن گشته ملاک
با قضاوتهای بی جا، مردمان در اصطکاک

آنچه می بینی، نمی باشد ملاکی در قضا
مستند باید سخن راند و مکن مرده خوراک

سخت باشد، تا که یابی واقعیت را نخست
نیت است تنها ملاک یک دلی و اشتراک

می شود تحریف بعضا در احادیث رجال
زین سبب باشد قضاوت، بی سبب آن درد ناک

کسب علم و معرفت افزون کند ادراک ما
دور گشتن از حقیقت، می کند ما را هلاک

شخصیت ها را قضاوت کن نه بر مبنای حرف
جستجو کن، مشورت کن، مستند کن هر حراک

عاشقی در گفتن و ابراز عشق و عشوه نیست

عاشق دلداه مجنون است و می گردد تپاک

بین ربا و بیع را، داد و ستد باشد عمل
ظاهر یکسان، کجا دارند معنی اشتراک

گر کسی ساکت بود، هر گز مگو نالایق است
می نمایاند خودش را دانه ای ، ماند به خاک

نیست پر حرفی مرام اولیا و سالکان
لب فرو بندند، سخن گویند سنجیده و پاک

شیک پوشی کی بود خود عامل مال و منال
ساده پوشی باعث همبستگی و اشتباک

هر کسی گریه کند، از غصه و از غم که نیست
گاه شادی باشدو گه چشمه ای اندر کلاک

گریه های حضرت زهرا بود دشمن شکن
تا به عالم او بگوید علتش بی انسلاک

نقد دلسوزانه و توهین کجا یکسان بود؟
می کند تهمت بشر را خرد و می سازد هلاک

دان مفید است و موثر نقد سازنده و نهی
تا کنی اصلاح راه خود، ز خبط و احتکاک

عده ای با بخشش اموال خود ، دستان تهی
او نباشد همچو مسکین و فقیران آن ملاک

هر که می خندد به ظاهر، می توان گفتا خوش است؟

با طنش مخفی بود، شاید که باشد سینه چاک

قاضی اصلی خدا و ما همه گم گشته ایم
گاه در خود رفته و گاهی قضاوت بی ملاک

دان عمل باشد ملاک حق تعالی در بهشت
حاصل اعمال ما سازد جهنم، نی که خاک

حق بود ناظر به اعمال و قضاوت می کند
امتحان ما در این عالم بود، چون در پلاک 

ظن بد بردن به مردم، کی کند محکومشان
افترا و تهمت بی جا، کند دل را سه چاک

با قضاوت های بی جا، می شود اعمال پخش
می دهی نسبت گناهی، آن نباشد چسبناک

درد ها بر سینه دارد، آن که باشد متقی
می کند مخفی بلایا، بین که باشد چون سلاک

این جهان از بهر ما خلق و بیامد آن پدید
عده ای ناکام رفتند،چون جوان باشد هلاک

آنچه را گفتیم باشد اندکی از بیشمار
هست در ظاهر عمل یکسان ولی باشد به لاک

پس مراقب باش و لب را تا توانی آن ببند
چون قضاوت سخت باشد، گر شود ظاهر ملاک 

دان سخن های سخیف و زشت و بیهوده تو را
می برد اندر سیه چال جهنم یا مغاک

هر که گیرد میثمی دست تو را در زندگی
می توان گفتا هدایت می کند یا انتحاک؟

می کند تبیین قضا را،گر چه باشد دلخراش
میرزایی واژه ها بعضا ثقیل و در هباک

هر که می گوید سخن از عیب و از اعمال ما
می کند جانا رجالی انتقاد و تو چه باک

 

سروده شده حسن میرزایی و مهدی میثمی

 

 

 

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

 

باسمه تعالی
چلچراغ
محرم
قصیده ۸

کاروان عشق آمد ، سوی آنان می رویم
در محرم عشق خود ابراز و گریان می رویم

این محرم چیست، مشتاقان سرا سیمه روند
تا عزاداری کنند ، بی امر و فرمان می رویم

هر که دارد عشق مولا، منتظر باشد رسد
تا کند یاد ورا ، با پای لرزان می رویم

چون محرم می رسد، عالم سیه پوش و غمین
بهر همدری و سوگ آن عزیزان می رویم

کشور ایران سیه پوش و عزادار و حزین
می کنند غوغا به پا، از بهر سبحان می رویم
عشق بر مولاحسین بن علی اندر جهان
شور و غوغایی به پا کرده، شتابان می رویم

شیعیان دارند حسین ابن علی الگوی خویش
بهر بیداری امت، ما فراوان می رویم

صحنه های کربلا دارد پیام و درس عشق
هر که گردد آشنا،با پای عریان می رویم

ظلم و جور ناکثین در کربلا بی حد بود
بهر ابراز محبت با غریبان می رویم

می کنند ظلم و ستم، بر اهل بیت مصطفی
ما به یاد آن عزیزان، خود پریشان می رویم

می شود زینب عزادار و ندارد جز خدا
کوفیان بی وفا، با یاد آنان می رویم

اربعین چون می رسد، مردم ز اقصی نقاط
بهر بیعت با ولایت، روی خندان می رویم 

گر رسد فرمان ز اصحاب ولایت هر زمان
ما سراسیمه، شتابان، سوی میدان می رویم

ما همه آماده ی ماه محرم گشته ایم
تا عزاداری به پا و بهر خوبان می رویم

دسته های مردمی ده شب هزاران سینه زن
عشق خود را برحسین ابراز، اشک ریزان می رویم

چونکه در ماه محرم، جنگ حق و باطل است
ما برای یاد ایثار شهیدان می رویم

می دهد درس شهادت ، جملگی یاران او
ما به سوی مکتب اسلام و احسان می رویم

ما وفا دار حسین و جان نثار راه او
از برای بیعت و تکریم و پیمان می رویم

دشمن دون تا قیامت مورد لعن و عذاب
بهر اهداف ولایت با سر و جان می رویم

شیعیان هر سال یاد و شرح عاشورا کنند
بهر اهداف بلند نور یزدان می رویم

خون تازه می رود، بر پیکر اسلام و دین
می شود افشا حقایق، بهر جبران می رویم

سینه زن ها با علم، اینجا و آنجا می روند
عشق خود را بر حسین ابراز و هر آن می رویم

روضه ها و دسته ها بر پا شود گوشه کنار
تا عزاداری کنند، با چشم گریان می رویم

سفره ها بر پا شود از عشق و یاد اهل بیت
نذر می گردد بسی، ما سوی احسان می رویم

 

هر زمان یاد تو می آید، محزون می شوم
با دلی بشکسته و مجروح ، نالان می رویم

انفس پاک شهیدان، مرقد شاه نجف
گر توانی کن زیارت، سوی درمان می رویم

میثمی افکار ما همواره حق خواه است و بس
ما بسوی عترت و ادراک قرآن می رویم

میرزایی کند وصف محرم ، بیش و کم
چون زبان قاصر بود، با ذکر حسران می رویم

عشق بر مولا، رجالی تا ابد در جان ماست
ما ز بهر عشق ایشان ،کوی یزدان می رویم

سروده شده توسط
علی رجالی، حسن میرزایی و مهدی میثمی

 


  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

 

 

باسمه تعالی
چلچراغ
مباهله
قصیده ۷


می کند دعوت محمد ، حاکم نجرانیان
تا شود اسلام ، آئین و مرام مردمان

دین اسلام است برتر ، بین ادیان خدا
آخرین دین الهی در هدایت ، بی گمان

اسقف نجران و مردم دعوت اسلام را
می کنند سر پیچی و اکراه می ورزند آن

می کنند اسرار بر آئین عیسای مسیح
بعد حق عیسی بود فرزند او در آسمان

پیروان حضرت عیسی دروغی گفته اند
حق پدید آورده او را همچو انسان ناگهان

گاه می گردیم خلق بی مادر و هم بی پدر
در غلط باشند مردم در خصوص گفتمان

گاه باشد خلق ما تنها ز مادر بی پدر
حضرت عیسی بود از دختری بین زنان

نسل انسانها تداوم یابد و گردد کمال
گر شود تزویج بین مرد و زن در هر زمان

این نشان از قدرت حق دارد و اهداف او
تا نمایاند بشر را، به تفکر در جهان

بودن عیسی چو فرزند خدا گردیده نهی
چونکه قرآن حرف دیگر دارد و شرح و بیان

حضرت آدم بود مخلوق حق همچون مسیح
او ندارد مادر و هم باب اندر کهکشان

گر بود حرف شما صادق، بود آدم چنین
لیک عیسی نیست فرزند خدا، ای راهبان

بعد شور و مشورت، تصمیم می گیرند چنین
هیئتی عازم شود سوی مدینه آن زمان

می کنند بحث و تبادل در خصوص این امور
لیک امکان توافق نیست با هم توامان

شد تباهل عاقبت تنها گزینه بعد شور
جمعی از انفاس نفرین می کنند همچنان

ما اگر ناحق بگوئیم، حق کند نابود ما
حق بود قاضی در این موضوع در میان

گفته شد جمعی ز ما و از شما نفرین کنیم
تا که حق گردد عیان، در بحث فی ما بینمان

لعنت حق را نثار هر که می گوید دروغ
تا که رسوا آن بگردد، می دهد نسبت چه سان

می شود ضایع هر آن کس ظالم و طغیانگر است
چون که حق آگاه می باشد به ظاهر هم نهان

احمد است با فاطمه همراه مولا مرتضی
با حسین و هم حسن بودند ، جمعا در مکان

در عرب رسمی غلط حاکم بود از نقش زن
نقش دختر چون پسر در آیه می گردد عیان

اهل بیت مصطفی دعوت به دین حق کنند
چون ولایت نیست در عرض نبوت بی گمان

شان و جای اهل بیت دارد حکایت این چنین
تا که باقی ماند و هر گز هم نمی گردد خزان

چونکه اسقف دید احمد آمده با اهل بیت
گفت اینان بر حق و تسلیم گردد بی امان

می کنند تصدیق ، گفتار نبی را آن گروه
لیک اسرار جماعت در بقا باشد چنان

جزیه دادند تا بمانند بر مرام و کیش خویش
جایگاه اهل بیت معلوم شد بر دیگران

استقامت رمز پیروزی انسان در نبرد
می شوی پیروز قطعا،در جدال و امتحان

راه حق را گر کسی پیشه کند در زندگی
نیست او را غصه و اندوه و آسیب و فغان

میثمی اسلام باشد برترین دین خدا
راه حق را رو که پیشی گیری از افلاکیان

میرزایی دهد شرحی به ایات و کلام اولیا
سوره ای عمران کند مشروح آنها را بیان

آخرین دین خدا تثبیت می گردد سپس
شد رجالی دین برتز، هم بیان و هم عیان

سروده شده توسط
علی رجالی و حسن میرزایی

 

 

 

 

 

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی
شیطان
معنی شیطان چه باشد از نگاه اولیا
چیست مفهوم وجودش از لسان انبیا
می فریبد مردمان ساده لوح و خرده بین
بس که زینت می دهد اعمال دشمن را جلا
سروده شده توسط
علی رجالی و حسن میرزایی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

 


باسمه تعالی
چلچراغ
فساد
قصیده ۶

عامل واماندگی دانی بود ظلم و عناد
می شود جبران، عقب افتادگی ها با جهاد

اینهمه فقر و خسارت از کجا آمد پدید؟
پیش گیری از وقوعش می شود با انسداد

رخنه های خدعه و شر و فریب و حیله ها
بسته گردد ، تا نباشد عامل مکر و عناد

گر بود عدل و عدالت، همدلی از روی مهر
نیست دیگر ظلم و جوری بر بشر، با اتحاد

می رسد روزی که عالم پر ز نور است و صفا
نیست دیگر فقر و افسادی، بکن آن اعتماد

کی شود مهدی بیاید، حکم او جاری شود
حجت روی زمین است، حاکم شهر و بلاد

می کند عدلش به پا و می شود دنیا قشنگ
شیعیان در انتظار رخصت اند و ارتصاد

می رسد پایان عمر و وقت موعود خدا
نیست شیطان تا برد مردم به سوی انقیاد

گر بود اخلاص و صدق در عمل اندر امور
می شوند مردم بسیج و جملگی در احتشاد

قاطعیت لازم است، برخورد با انواع فسق
حکم حق جاری شود بر فاسق و اهل فساد

گر تداوم یابد و هر روز بینند مردمان
صبر آنها طاق گردد، راه و درمانی نماند

می شود آشوب و طغیان می کنند مردم ز جور
بلکه احسان گردد و پایان پذیرد هر فساد

می شود تضعیف ایمانها، نمی ماند قرار
چون که فقر آید، رود ایمان مردم همچو باد

عده ای از دین گریزان ،عده ای با دین ستیز
در نهایت موجب دوری ز دین و ارتداد

تا توانی ریشه ای افساد را افشا نما
وانگهی بر کن زبن آنرا، نگردد ازدیاد

بین فساد میوه را، از کم نماید گسترش
این به ما گوید از آن آموز، می گردد زیاد

گر شود افساد جاری، در درون جامعه
می کند بنیان خراب و می رسد دشمن مراد

گر نباشد زحمتی در کسب مال و کسب علم
جامعه گردد دچار فقر و درد و اعتیاد

شخص فاسدچون نجاسات است اندر جامعه
می نمایاند بشر را او نجس در امتداد

اینهمه کاخ و خرابه در مقابل از کجاست؟
می رسد روزی که آید وقت اظهار و معاد

گر شود افزون فساد و حاصلش تبعیض ها
جامعه گردد دچار اضطراب و ارتعاد

گر شود بنیان خراب و گر شود اجحاف و ظلم
می شود نابود هر گونه تلاش و اقتصاد

مال و ثروت را بدست آور با کسب حلال
پس شود پاینده و فرزند می گردد جواد

کن تلاش خود دو چندان، کن توکل بر خدا
چون خدا وعده نموده مر تو را، کن استناد

این همه احکام دین، در وصف امر و نهی چیست؟
تابسازی خود، نیفتی در فساد و ارتداد

عامل دین می تواند، مانعی باشد ز جرم
پیشگیری می کند افساد را در هر بلاد

دین نمی خواهد ببندد دست و پای آدمی
می نماید راه حق را، راه کج را انسداد

منجی انسان در این دنیای فان ای میثمی
پیروی از اهل بیت و بر ولایت اعتقاد

میرزایی چون کند تبیین فساد و نقش آن
اجر خود گیرد ز حق، امید دارد از جهاد

تا توانی کن رجالی دوری از هر مفسدی
دوری از الله می گردد ، شروع هر فساد

سروده شده توسط
علی رجالی و حسن میرزایی و مهدی میثمی






اسمه تعالی
چلچراغ
فساد
قصیده ۶

عامل آشفتگی دانی بود فقر و فساد
می شود جبران، عقب افتادگی ها با جهاد

اینهمه فقر و خسارت از کجا آمد پدید؟
پیش گیری از وقوعش می شود با انسداد

رخنه های خدعه و شر و فریب و حیله ها
بسته گردد ، تا نباشد عامل مکر و عناد

گر بود عدل و عدالت، همدلی از روی مهر
نیست دیگر ظلم و جوری بر بشر، با اتحاد

 

می رسد روزی که عالم پر ز نور است و صفا
نیست دیگر فقر و افسادی، بکن آن اعتداد


کی شود مهدی بیاید، حکم او جاری شود
حجت روی زمین است، حاکم شهر و بلاد

 

می کند عدلش به پا و می شود دنیا قشنگ
شیعیان در انتظار رخصت اند و ارتصاد

می رسد پایان عمر و وقت موعود خدا
نیست شیطان تا برد مردم به سوی انقیاد

قاطعیت لازم است، برخورد با انواع فسق
حکم حق جاری شود بر فاسق و اهل فساد

گر تداوم یابد و هر روز بینند مردمان
صبر آنها طاق گردد، راه و درمانی نماند

 

گر بود اخلاص و صدق در عمل اندر امور
می شوند مردم بسیج و جملگی در احتشاد 

می شود آشوب و می گردد ستم بر این و آن
بلکه احسان گردد و آید علاجی از ستاد

می شود تضعیف ایمانها، نمی ماند قرار
چون که فقر آید، رود ایمان مردم همچو باد

عده ای از دین گریزان ،عده ای با دین ستیز
در نهایت موجب دوری ز دین و ارتداد

تا توانی ریشه ای افساد را افشا نما
وانگهی بر کن زبن آنرا، نگردد ازدیاد

بین فساد میوه را، از کم نماید گسترش
این به ما گوید از آن آموز، می گردد زیاد

گر شود افساد جاری، در درون جامعه
می کند بنیان خراب و می رسد دشمن مراد

گر نباشد زحمتی در کسب مال و کسب علم
جامعه گردد دچار فقر و درد و اعتیاد

شخص فاسدچون نجاسات است اندر جامعه
می نمایاند بشر را او نجس در امتداد

اینهمه کاخ و خرابه در مقابل از کجاست؟
می رسد روزی که آید وقت اظهار و معاد


گر شود افزون فساد و گر شود تبعیض ها
می شود آشفتگی بینوا و ارتعاد

 

گر شود بنیان خراب و گر شود اجحاف و ظلم
می شود نابود هر گونه تلاش و اقتصاد

مال و ثروت را بدست آور با کسب حلال
چون شود پاینده و فرزند می گردد جواد


کن تلاش خود دو چندان، کن توکل بر خدا
چون خدا وعده نموده مر تو را، کن استناد

 

این همه احکام دین، در وصف امر و نهی چیست؟
تابسازی خود، نیفتی در فساد و ارتداد

 


منجی انسان در این دنیای فان و آن جهان
پیروی از اهل بیت و بر ولایت اعتقاد


عامل دین می تواند، مانعی باشد ز جرم
پیشگیری می کند افساد و چون دژ اشتداد

دین نمی خواهد ببندد دست و پای آدمی
می نماید راه حق را، راه کج را انسداد

میرزایی چون کند تبیین فساد و نقش آن
اجر خود گیرد ز حق، امید دارد از سداد

تا توانی کن رجالی دوری از هر مفسدی
دوری از الله می گردد ، شروع هر فساد

سروده شده توسط
علی رجالی و حسن میرزایی


  • علی رجالی