رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
  • ۰
  • ۰

صورت و معنا

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۴۷۴ تا ۱۴۸۱
صورت و معنا

گر گشاید دل سر انبان راز
جان به سوی عرش سازد ترک‌تاز
کرد حق و کرد ما هر دو ببین
کرد ما را هست دان پیداست این
گر نباشد فعل خلق اندر میان
پس مگو کس را چرا کردی چنان
خلق حق افعال ما را موجدست
فعل ما آثار خلق ایزدست
ناطقی یا حرف بیند یا غرض
کی شود یک دم محیط دو عرض
گر به معنی رفت شد غافل ز حرف
پیش و پس یک دم نبیند هیچ طرف
آن زمان که پیش‌بینی آن زمان
تو پس خود کی ببینی این بدان
چون محیط حرف و معنی نیست جان
چون بود جان خالق این هر دوان

مولانا می گوید دل من مخزن و انبان اسرار است.اگر سر این دل را باز کنم واسرار آنرا فاش کنم ، دیگر جانی در بدن شما باقی نمی ماند.شما قالب تهی می کنید و جانتان به سرعت از بدنتان خارج می شود.
خداوند و انسان هر دو کارهایی انجام می دهند.بیا و هر دوی آنها را ببین.کارهایی که ما می کنیم آشکار است.لذا کارهای خود را به خدا نسبت ندهیم.
اینکه می گوئید خدا همه کارها را انجام می دهد و ما کاری انجام نمی دهیم.شما مجاز نیستید که بگوئید چرا دیگران چنین و چنان می کنند.برای مثال اگر کسی به تو اهانت کرد، شما حق اعتراض نداری.
هر کاری دو جنبه دارد.یکی جنبه خالقی و دیگری جنبه افعالی .فاعل هر کار انسان ها هستند و خالق هر کار خداوند است.همینکه ما کاری را بخواهیم، خداوند فرمان می دهد و ما انجام می دهیم.لذا خدا پدید آورنده کارهایی است که ما تمایل به انجام آنها داریم.
برای مثال میوه درخت از درخت است.اما درخت بدون باغبان که آنرا بکارد محصولی ندارد.
مولانا می گوید یک گوینده در آن واحد یا باید مراقب الفاظ و عبارات سخن گفتن خود باشد و یا دقت در مفاهیم و معنا و مضامین سخنان خود کند.یک انسان نمی تواند در یک لحظه دو کار متمایز انجام دهد.یک راننده ماشین نمی تواند هم رانندگی کند و همزمان ببیند که وسایل ماشین چگونه عمل می کنند.لذا اگر گوینده به معنای سخن توجه کند از گفتن باز می ماند.برای مثال چشم نمی تواند در یک لحظه نگاهش به جلو و عقب سر خود باشد.
مولانا می گوید همانطوریکه جان تو نمی تواند همزمان به صورت و معنا توجه کند.لذا تو هم بپذیر که جان تو نمی تواند خالق دو چیز در یک لحظه باشد.لذا برای انجام هر کاری علاوه بر انسان، خالقی چون خداوند نیاز است تا کاری انجام گردد.
در حقیقت انجام کارها همانند یک سکه دو رو می ماند که یک طرف آن انسان بعنوان مجری و طرف دیگر آن خدا بعنوان هادی می باشد.آنهایی که فقط خدا را می بینند و نقش انسان را نمی بینند.اینان اعتقاد به جبر دارند.آنان که فقط انسان را می بینند و از نقش خدا غافل هستند اعتقاد به اختیار دارند و انسان را همه کاره در امور می دانند.
بنابراین نتیجه می گیریم که جبرو اختیار لازم و ملزوم یکدیگر ند و برای انجام هر کاری هر دو نقش آفرین هستند.

جان جانان می شکافد ماه را
جان و عقل ما نبیند جاه را
جان ما ناچیز با شد در قیاس
جان جانان می نماید راه را

دکتر علی رجالی
@alirejali

  • ۹۷/۰۵/۲۵
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی