مبدا عشق بود، ذات خداوند مجید
اثر عشق بود ، شادی و اخلاق و امید
مظهر عشق علی باشد و زهرا معشوق
راوی عشق بود مظهر پاکی و شهید
مبدا عشق بود، ذات خداوند مجید
اثر عشق بود ، شادی و اخلاق و امید
مظهر عشق علی باشد و زهرا معشوق
راوی عشق بود مظهر پاکی و شهید
یاد خدا نگردد، از ذهن ها فراموش
نیکی به دیگران هم، باشد ترا فراموش
یاد قیامت و مرگ ، هر گز مکن فراموش
گر کرد آدمی ظلم،، بهر خدا فراموش
روز و شب در انتظار مهدی صاحب زمان
مردمان دیده ام بنشسته بر در خون فشان
تا ندای حق رسد از آسمان در هر طرف
با قیامی تحت امر صاحب روح و روان
منتظر یعنی امید ، یعنی عدالت در جهان
با قیامی تحت امر مهدی صاحب زمان
منتظر یعنی نوا، یعنی رجا، یعنی دعا
منتظر یعنی دمادم نام او را بر زبان
روزگاری نظر اهل خرد گردش داشت
سخن و حرف بزرگان اثر و ارزش داشت
دوستی معنی زیبای صداقت را داشت
کار ها یکسره با عشق و صفا چرخش داشت
شده با علم و یقین خانه حق در بزنی
شده باو ر کنی و سوی خدا پر بزنی
این دل خسته عزیزم ،دل حق می خواهد
شده از بهر خدا ، بر فقرا سر بزنی
مست یارم، مست و خاطر خواه دوست
مست معشوقی که عالم آن اوست
مست چشمی را که می خوابد نیم
مست معشوقی که جان دادن نکوست
الهی گشته ام، دیوانه و مست
شوم عاشق ، روم در گوشه ای پست
دمادم مى کنم، من آه و ناله
بجویم دلبر دیرین ، کجا هست
الهی به لطفت جهان آفرین
هدایت نما، خلق را در حزین
مرا در دو عالم طریقت نما
خداوند عالم، خدای زمین
بد گمانی در رفاقت با بدان، حاصل شود
عقل و دین با صالحان ، کامل شود
آدمی همرنگ افکار رفیق و بند نفس
هر کسی با کسب علم ، عامل شود