باسمه تعالی
غیبت(۱)
تهمت مزن، ای دوست، گرفتار شوی
مردار خوری و بیسبب خوار شوی
غیبت، به روان و دل، اثرها دارد
دوری بنما، تباه و بیمار شوی
باسمه تعالی
غیبت(۲)
غیبت مکن ای دوست، ز تقوا گو چند
بر نفس بزن تیغ و ز عقبا گو چند
هر کس که زبان خویش محفوظ نمود
در محضر حق باشد و از معنا گو چند
باسمه تعالی
غیبت (۳)
غیبت مکن ای دوست، که بد فرجام است
در روز جزا، محکمه عدل و قیام است
هر کس نکند غیبت و زخم زبانی
مسرور بُوَد در دو جهان، صاحبِ نام است
غیبت(۴)
غیبت چو نمک به روح انسان باشد
مانع ز عروج جان و احسان باشد
زایل بنماید ز دلت عشق و صفا را
تهمت به خطا، خلافِ قرآن باشد
باسمه تعالی
غیبت(۵)
غیبت ببرد عزت هر انسان را
غیبت چو بلاست، می برد ایمان را
از بخت نکو، رحمت یزدان ببرد
غیبت چو نمک باشد و دل ویران را
باسمه تعالی
غیبت(۶)
غیبت چو شرارِ آتشی بر جان است
سوزنده ی روح و عشق هر انسان است
آن قلب و روان آدمی سوزاند
هر غیبت تو چو آتش و طوفان است
باسمه تعالی
غیبت(۷)
از زخم زبان و تهمت و هر طغیان
دوری بنما چو غیبت و هم عصیان
هر عیب که با رمز و سخن بر شمری
روزی به همان دچار گردی ز زبان
باسمه تعالی(۸)
هر کس که زبان خود ز شر دور کند
جان و دل خویش غرق در نور کند
در خط رضای حق تعالی باشد
روح و دل خود زلال و مسرور کند
باسمه تعالی
غیبت(۹)
پژمرده شود دل از زبان و غیبت
تاریک شود جان و روان با تهمت
از نور خدا اگر صفا می طلبی
دور از ره حق مجو رهی در ظلمت
باسمه تعالی
غیبت(۱۰)
هر لحظه که عیب دگران می جویی
یا از ره کینه سخنی میگویی
از عزت خویش دور و می گردی خوار
با یاد خدا عزیز و هم محبوبی
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
- ۰۳/۰۹/۱۰