باسمه تعالی
مجموعه رباعبات عشق
عشق(۱)
عشق است چراغ و نور هر انسانی
سرچشمهٔ روشنی و هر درمانی
هر جان که ز نور عشق روشن گردد
بگذشت ز مرز خاکی و نادانی
عشق(۲)
عشق آمد و از دل , غم دوران بزدود
از چشمهٔ جان، زنگ خسران بزدود
در هر نفسی که شور او جاری شد
دل را ز غم و غصه و حیران بزدود
عشق(۳)
عشق آمد و بند غصه از ما بگرفت
هر لحظه ز شوق، زنگ دلها بگرفت
چون شمع به قلب شب فروزان گردید
آتش ز دلم، تمام شب را بگرفت
عشق(۴)
عشق آمد و خانهٔ دلم شد پرنور
هر ذره ز نور خویشتن کرده ظهور
در وسعت بیکرانهٔ اندیشه
رنگی ز بهار جاودان یافت حضور
عشق(۶)
معدن اسرار حق دانی کجاست
در دل آل علی و مصطفی است
هر که دریا دل بود با عشق هو
سینه اش مملو ز عشق کبریاست
عشق(۵)
عشق صیقل می دهد روح شما
درد و غم را می دهد یک جا شفا
می زداید زنگ دل را ، غصه ها
عشق از حق باشد و کرده عطا
عشق(۷)
عشق آمد و دل شاد شد از نور
غم رفت و دلم گشت پر از شور
هر تیرگی جان ز دلم رفت
شاداب شد و گشت چه مسرور
عشق(۸)
دل را به نسیم عشق تسلیم نما
هر لحظه ورا به عشق تقدیم نما
این باغ شکوفا ز هوای عشق است
دل را به خدا سپار و تعظیم نما
عشق(۹)
عشق، دل را می برد دریای نور
تا منیت ها بشوید، گرچه دور
می شود غرق وجود و معرفت
ناجی دل می شود عشق و سرور
عشق(۱۰)
حق بود مشرف به عالم با حضور
زین سبب گوید خدا باشم چو نور
چشم ما بینا شود با نور حق
خود نمایی می کند یزدان چه جور
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
- ۰۳/۰۹/۰۹