رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی نامه و تجارب دکتر علی رجالی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


مد تی بود که فرصت نشده بود به باغ رضوان  رفته و بر سر قبر مادر حمد و سوره و قرآن بخوانم.روی سنگ قبر ایشان شعر زیر نوشته شده است.


ای تراب تیره این یکدانه  گوهر مادر  است


نیک میدارش که از دلدادگان حیدر است


بود بیرق دوز شاه  تشنه  کام  کربلا


زین سبب جمله امیدش آن شهید بی سر است


     لذا تصمیم گرفتم خاطراتی را از ایشان بیاور. 


1 - ایشان تنها دختر از خانواده ای بود که والدین خود را زود از دست داد.بعد از ازدواج با پدر صاحب نه فرزند شد.پنج پسر و چهار دختر.از بین آنها من تحصیلات عالی تر داشتم.


2 - احساس می کنم که مادر علاقه خاصی به من داشت .سعی می کرد که بهترین مدرسه و دبیرستان درس بخوانم.از نطر غذا نیز بطور ویژه به من توجه می کرد.


3 - پدرم چند سالی بود که دچار بیماری اعصاب شده  بود و در تابستان ها تشدید می شد.مادرم با چندین بچه جهت بستری و معالجه پدر به بیمارستانی در تهران می رفت.بسیار وفادار به پدر بود.فرزندان را در دوران بیماری پدر سر پرستی می کرد.


4 - مادرم بسیار شیر زن و شجاع بود.علاوه بر خانه داری پرچم دوز اهل بیت نیز بود.بسیاری از پرچم های مرحوم غزالی که در عزاداری ها موجود است را مادر ،پس از خطاطی،می دوخت و آماده می کرد.


5 - در زمان حیات پدر ،معمولا هر سال به مشهد می رفتیم.مادر می گفت پدر مقدار زیادی از پول همراه خود را برای ساختمان حسینیه اصفهانی ها می داد.بعصا ما دچار زحمت می شدیم.


6 - بعد از فوت پدر ،معمولا ایشان را بنده باتفاق خانواده به مسافرت بالاخص مشهد می بردم.علا قه خاصی به زیارت چهارده معصوم داشت.


7 - مادر را با ویلچر جهت زیارت به عراق و برای حج تمتع به مکه بردم.او عاشق زیارت امام حسین و امام رصا بود.


8 - اگر چه سواد خواندن و نوشتن نداشت.ولی تلاش کرد در کلاس های خود آموزی شرکت کند.بسیار علاقه مند بود که بچه هایش کسب علم کنند.


9 - در تابستان ما را تشویق میکرد که کار کنیم.بنده در هر تابستان ،تا قبل از دانشگاه در کارهای گوناگون شاگردی می کردم.بعضی اوقات هم در مغازه پدر کمک می کردم.


10 - در تربیت کودکان بسیار کوشا بود.الحمد الله فرزندانی صالح و  کوشا تحویل جامعه داد.روحش شاد.


11 - علاوه بر خانه داری،در کارهای پدر نیز مشارکت داشت.با توجه به شغل پدر ،رب گوجه و ترشی و سرکه  و آبلیمو  گیری را در منزل انجام می داد.


12ـدر کارهای ادا ری توانا بود و نفوذ کلام بالایی داشت.در زمان بیماری پدر,اقدام به ساخت منزل جدید نمود.


13 - نقش مادر در زندگی اینجانب ،بسیار تاثیر گدار بود.اگر تلاش های شبانه روزی و تدبیر و همت او نبود ،معلوم نبود که بتوانم درجات عالی را بگذرانم.بدینوسیله از زحمات او سپاسگزارم و هر گز او را فراموش نخواهم کرد.


14 - با طرح زحمات ایشان خواستم الگوی یک زن فداکار و وفادار و ایثار گر را بعنوان سرمشق دیگران معرفی نمایم.اگر چه سواد و درس مهم است ولی فهم و شعور و دانایی چیز دیگری است.




در ذیل به خلاصه ای از فعالیت های خود در شبکه های مجازی می پردازم.


1 -در ذیل به خلاصه ای از فعالیت های خود در شبکه های مجازی می پردازم.


1 - شبکه های مجازی ،دارای کاربردهای گوناگون می باشد.چنانچه استفاده بهینه شود .بسیار مفید و مطالب مورد نیاز سریعا قابل دسترس می باشد.


2 - بعضا شاهد هستیم،که در این دنیای مجازی ،استفاده های غیر اخلاقی می گردد.با قرار دادن مطالب محرک و بی ارزش ذهن و روح افراد صدمه می بیند.


3 - با توجه به جذابیت و اینکه مردم بخاطر گرفتاری های روزمره ،نیازهای خود را از شبکه های مجازی تامین می کنند.لذا شناخت شبکه های مجزا لازم است.


4 - چنانچه اهل قلم و هنر و خطابه،مطالب خود و اهل بیت و مفید را در قالب هنر به تحریر یا نمایش به نحو احسن کنند.کمتر کاربران وقت خود را به شبکه های غیر اخلاقی می گذرانند.


5 - بنده با اینکه در گیر  کارهای علمی هستم.ولی احساس تکلیف کردم  و در حد توان به فعالیت فرهنگی در شبکه های اجتماعی پرداختم.


6 - ابتدا با فیس  بو ک آشنا شدم.در این شبکه اجتماعی افراد گوناگون با سلایق گوناگون فعالیت دارند. لذا با ایجاد یک صفحه اجتماعی و یک گروه اجتماعی ،علاوه بر صفحه شخصی، به فعالیت های فرهنگی و اجتماعی پرداختم.آدرس آنها در سایت شخصی می باشد.


7 - با عنایت به اینکه دست رسی به فیس بو ک برای عموم سخت بود.لذا تصمیم گرفتم در شبکه های مجازی داخلی فعالیت نمایم.


8 - ابتدا یک وبلاگ ایجاد و کلیه اشعار و مطالب خود و مفید دیگران را در آن قرار دادم.دسترسی به مطالب آسان و آدرس آن در سایت اینجانب می باشد.


9 - کلیه مطالب علمی خود را در سایت ریسر چ گیت قرار دادم.کلیه کتاب ها و مقالات ریاضی  بنده در آنجا ارایه شده است.


10 - به منظور جمع آوری کلیه فعالیت های علمی و دسترسی آسان ،اقدام به ایجاد یک سایت جامع  علمی و فرهنگی نمودم.که آدرس آن alirejali.ir می باشد.


11-یک کتابخانه مجازی در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد شامل کلیه مقالات و کتاب های مفید  در سایت  ایجاد نمودم.میزان مراجعین جهت بهره برداری از سایت حدود 500 نفر می باشد.


12 - در اینستاگرام،هم مدتی فعال بودم.حدود300 تصویر و مناظر طبیعی  زیبا در این مجموعه جمع آوری شده است.


13 -در چندین کانال و گروه عضو می باشم.بعضا از مطالب ا زشتند آنها برای کانال خود استفاده میکنم.


14 - یک گروه بنام دانشجویان و فارغ التحصیلان ریاضی دایر نموده ام. تا امکان بهره مندی از نظرات استادان و دانشجویان ریاضی  از سراسر کشور مقدور گردد.در این گروه مباحث علمی و فرهنگی مورد بحث و تباد ل نظر قرار می گیرد.


15- معمولا بین ساعت 11 الی 1 شب در شبکه های مجازی فعالیت دارم.در طول روز اگر فرصت پیدا کنم سر میزنم.


16- با خواندن اشعار و مطالب سایت ها، خوراک لازم برای سرودن اشعار فراهم شده است.حدود 300 رباعی در طول دو سال سروده ام.


17 - یک کانال در تلگرام دایر نمودم.در این کانال کلیه رباعیات اینجانب که به تدریج سروده ام ،به صورت زیبا در قاب آمده است.در این کانال مطالب مفید و گوناگون در زمینه های اجتماعی و فرهنگی آورده شده است.


آنکه نبست بار خود،توشه ره چه می کند

توشه ره چه می بری ،مرگ خبر نمی کند

بار سفر تو بسته ای ،تا که شود نجات تو

هر که بود اسیر خود،بار سفر چه می برد

به پیشنهاد دوستان مبنی بر نوشتن تجارب  اجرایی خود،در ذیل نکاتی را  که حضور ذهن دارم تقدیم می نمایم.امید است برداشت های غلط از طرح آنها نگردد.اگر کاری کردم انجام وظیفه بوده و انشالله مورد رضای حق تعالی قرار گرفته باشد.تمایلی هم به انجام کار های اجرایی ندارم.مایلم تجارب کسب شده را در زمینه های گو ناگو ن تدوین و در اختیار نسل های آتی قرار دهم. امید است قابل استفاده قرار گیرد.

1 _ پس از اخذ مدرک دکتری در گروه ریاضی مشغول شدم.چند ماهی نگذشته بود که معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان پیشنهاد گردید.با توجه به عدم آشنایی با کارهای اجرایی کمیته برنامه ریزی از پیش کسوتان و صاحب نظران دانشگاه تشکیل و در خصوص آینده دانشگاه  و مسایل جاری تبادل نظر می کردم.

2 - یکی از کارهایی که پی گیری کردم راه اندازی مقاطع تحصیلات تکمیلی بود.در آن موقع گروه های آموزشی آمادگی لازم برای دایر کردن دوره های دکتری نداشتند.با بورسیه نمود ن حدود صد نفر از فارغ التحصیل های  کارشناس ارشد ممتاز ،به تدریج

حدود 15 دوره دکتری را اخذ مجوز  نمودم.تعدادی را در دوران مسیولیت و تعدادی بعد از آمدن بورسیه ها دایر گردید..

3 - اولین گروه هایی که همت به پذیرش دانشجو نمود،گروه ریاضی بود.آقای دکتر اعظم کارشناسی ارشد خود را با نمره 20،که تا کنون به کسی بیست نداده ام،با پایان نامه ای با بیش از 200 صفحه دفاع نمود.و آقای امینی اولین دانشجوی دکتری دانشگاه،تحت راهنما یی اینجانب شروع به تحصیل نمود.تا کنون چندین مقاله چاپ نموده است،ولی هنوز به خاطر گرفتاری های جنبی پایان نامه خود را تدوین نکرده است.

4 - به تدریج خود باوری و توانایی های علمی اعضای هیات علمی شکوفا و به بار نشست.مدیریت تحصیلات تکمیلی و متعاقب آن معاونت تحصیلات تکمیلی تشکیل گردید.ساختار اداری و آموزشی به تدریج سازماندهی جدید پیدا کرد.

5 - اکثر روزها تا دوازده شب به کارهای اداری مشغول بودم.مراقب بودم کارهای اجرایی ،لطمه ای به کار های علمی  ام نزند.لذا تصمیم گرفتم برای فرصت مطالعاتی عازم کانادا دا شوم.متاسفانه مدیریت وقت از تامین مالی خود دار ی کرد.لذا با هزینه شخصی رفتم.پس از مدتی با پرداخت شش ماه موافقت شد.

6 - در دوران مدیریت سعی کردم همانند پدری مهربان با  زیر مجموعه خود رفتار کنم.همواره از حقوق آنها دفاع و پی گیری میکردم.هیچ گاه پست و مقام برایم ارزش نبود.تنها به ادای وظیفه به نحو احسن فکر می کردم.در ابتدا همه چیز را اید آل  می خواستم و ناراحت از بعضی از عملکرد ها می شدم.در مدیریت های بعدی متوجه شدم مردم را همین طور که هستند بپذیرم و با توجه درک و فهم و فرهنگ  و توانایی  از آنها انتظار داشته باشم.

7-سعی می کردم در برخورد با همکاران کمال ادب و احترام را بکار برم.نکند خدای نکرده موقعیت اجرایی ،مرا فریب دهد.همواره تواضع را پیش گر فته ام. مسایل را با فکر و تدبیر و حوصله و برنامه ریزی با حداقل تنش و اصطکاک انجام می دادم.

8 - هیچ گاه دنبال کسب مدیریت نبودم و همواره عزیزان پیشنهاد می کردند.هر زمان احساس می کردم،امکان ادامه کار ندارم،استعفا میدا دم.تا آخرین لحظات در مسیولیت به نحو احسن انجام وظیفه می کردم.

9 - نوع منصب برای  من مهم نبود.روزی مدیریت گروه ریاضی ،روزی ریاست  پیام نور اصفهان،روزی معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان ،روزی رفتن به شهر کرد در سمت معاونت آموزشی و پژوهشی  و امروز در مسیولیت در جذب هیات علمی و نماینده جذب در کمیسیون ماده 1.آنچه مهم بود ادای تکلیف و اینکه چه کاری به زمین هست و امکان انجام آن هست.

10 - در هر مسیولیت سعی کردم کار های اساسی و زیربنایی انجام دهم.برای مثال،در سمت معاونت آموزشی هدف را راه اندازی مقاطع تحصیلات تکمیلی گذاشتم.در سمت معاونت پژوهشی،آنجا را در مدت یکسا لی که بودم سازماندهی نمودم و کتب قدیمی را اسکن و ثبت وشروع به انتشار کردم.بطوریکه انتشارات دانشگاه رتبه نخست در کشور را کسب نمود.

11 - در این یاد داشت قصد معرفی فعالیت های خود را  ندارم.آنچه می دانم  اینکه در انجام وظیفه کو تا هی نکردم.تلاش کردم جوان ها را  در مدیریت های گوناگون آشنا به کارهای اجرایی کنم.امروز شاهد هستیم، که در سمت های مختلف مشغول بکار هستند.

12 - در محل کار حضور مرتب و فعال  و به مو قع داشتم.کارها را بین افراد تقسیم و نظارت می کردم.کارها کلیدی را بیشتر خو د  به عهده می گرفتم. تاکید در حل سریع مشکلات ارباب رجوع و راهنمای و گره گشایی در کارها داشتم.

13 - در دوران مدیریت گروه ریاضی بیشترین جذب هیات علمی در گروه و راه اندازی ریاضیات کاربردی و انتقال به ساختمان جدید را پی گیری نمودم.

14 - در دوران مدیریت پیام نور ،سه واحد پیام نور شاهین شهر و کوهپایه و دولت آباد را ایجاد و با نداشتن بودجه مصوب و با صرفه جویی یک ساختمان جدید برپا نمودم.و تحولات اساسی و ساختاری در آنجا انجام دادم.

15 - در شهر کرد،آنجا تازه به دانشگاه تبدیل شده بود.لذا با مستقر شدن در آنجا و با همکاری عزیزان در جذب هیات علمی و بورسیه نمودن آنها و ایجاد ساختاری دانشگاهی اقدام نمودم.

16 - در مسیولیت صلاحیت عمومی اعضای هیات علمی،گونه ای عمل می شود که هر گز انتظار ندارند.ابتدا با دلهره و در پایان با روی خندان.به هیچ عنوان نگرش های شخصی و سلیقه ای را در بررسی صلاحیت عمومی افراد اعمال نکردیم.همواره خدا را شاهد بر امور قرار داده و از او خواهان هدایت جهت تصمیم گیری در سرنوشت یک عمر تلاش علمی افراد شدیم.

17 - بخاطر پی گیری حقوق زیر مجموعه،بعضا دچار تنش و دل خوری دیگر مسیولین می شدم.اینقدر که به زیر مجموعه و ارباب رجوع احترام می گذاشتم،کمتر از مقامات بالاتر در بر آورد کردن نظرات تحمیلی و غیر متعارف اعتنا می کردم.

18 - در همه دولتها با سلایق گوناگون،دارای مسیولیت اجرایی بودم.بعضا برای ریاست دانشگاه برای سایر شهرها،پیشنهاد شد.اما به خاطر داشتن دانشجویان دکتری و لطمه به کارهای علمی نپذیرفتم.

      فکر کنم در این حد کافی باشد.وقت عزیزان را بیش از این نگیرم.التماس دعا  از شما عاقبت بخیر ی را از خدای متعال خواهانم.


درزیر  نکاتی را درتدریس و پژوهش به  اطلاع علاقه مندان می رسانم.امید است مفید و راهنمای عزیزان در فعالیت های علمی قرار گیرد.

1 - در ابتدای استخدام در دانشگاه،میزان محتوای که در کلاس درس ارایه می کردم بسیار زیاد بود.لذا فرصت کمتری برای توضیح و بحث مطالب و در گیر کردن دانشجویان برای یادگیری نمی ماند.لذا در ترم های بعد از حجم مطالب کاستم .

2 - به خاطر داشتن لهجه اصفهانی،دانشجویان دیگر شهرستان ها به سختی صحبت های مرا تعقیب می کردند.لذا تصمیم گرفتم در کلاس بیشتر ادبی و شمرده و آرام صحبت کنم.

3 -  اکثر دروس مربوط به رشته خود را تدریس نموده ام.فکر کنم بیش از سی درس متنوع تدریس کرده باشم.پس از آنکه درسی جدید نبود،کتابهای جدید و به روز را تدریس میکردم.

4 - در طول ترم قبل به فکر دروس ترم بعد بودم.معمولا مطالب برای درس را به صورت طرح درس  به تدریج در طول ترم تهیه می کردم.بطوریکه در زمان ارایه با  دلهره و عجله سر کلاس نروم.

5 - برای آماده شدن برای تدریس،زودتر از منزل حرکت میکردم،بطوریکه حدود یک ساعت قبل از کلاس در گروه آموزشی حضور داشتم.همواره راس ساعت شروع به تدریس می کردم و تا پایان وقت در کلاس می ماندم.بعضا کلاس های تمرین مسایل را خود بعهده می گرفتم و توضیحات اضافی را آنجا ارایه می کردم.

6 - به تجربه آموختم،در جلسات ابتدایی لازم است یک شمای کلی از درس ارایه گردد.بعلاوه لازم است از سوابق تحصیلی افراد آشنا و  پیش نیاز لازم برای شروع درس ارایه نمود تا امکان همراه کردن دانشجویان با خود در ارایه درس مقدور گردد.

7 دانشجویان عادت کرده اند دروس را بعضا حفظ  و تلاش برای یادگیری کم شده است.لذا در مقاطع تحصیلات تکمیلی افت تحصیلی کاملا مشهود است.سعی میکنم ،در بین تدریس روشهای مناسب برای حل مسایل و اینکه چگونه مطالعه و تحقیق کنند را بیاموزانم .

8 - بعضا عدم تامین نیاز های مالی و روحی  و مشکلات شخصی باعث  افت تحصیلی می گردد.لذا دانشجو با دغدغه های گوناگون تحصیل می کند.لذا سعی میکنم بطور غیر مستقیم مشاورت و راهنمایی های لازم را به آنها بنمایم.

 9-کمک هزینه تحصیلی کافی در دوران تحصیل و اصلاح روش های آموزش می تواند موثر باشد.بعضا در کلاس انسان حتی ی دانشجو مستعد و علاقه مند و کوشا نمی یابد.استاد را خسته و بی انگیزه میکند.

10- دانشجو با چنین سوابقی در مقاطع تحصیلات تکمیلی شروع به کار میکند.پایه آموزشی ضعیف،گرفتاری های گوناگون،دغدغه مدرک و. ...موجب افت علمی کشور می شود.به نظر می رسد ابتدا باید علاقه ها و توانمندی ها شناسایی و با توجه به نیاز جامعه  تامین مالی و برنامه ریزی کرد.

11- در مدتی که در مقطع دکتری فعالیت دارم.دانشجویان با توانایی های گوناگون داشته و دیدم.یک دغدغه اصلی نبود فرصت کافی برای تحقیق است.در رشته ریاضی  با عنایت به چاپ دو مقاله  در مجلات معتبر و داشتن یک پایان نامه خوب،حدود شش سال لازم است.دانشجویان که در ابتدا فارغ التحصیل نمودم،همانند دکتر نصر،نزدیک ده مقاله داشت ،یا دکتر ابطحی چه در دوره دکتری و پس از آن درخشید،حدود سی مقاله در مجلات معتبر به چاپ رسانده است.

12-- عوامل مختلفی باعث تربیت یک دانشجوی دکتری قوی میگردد.

الف) داشتن یک موضوع تحقیقاتی ارزشمند که امکان کار خوب و امکان  فراغت از تحصیل در طول سنوات تحصیلی باشد.

ب )داشتن استاد راهنما آشنا به موضوع تحقیقاتی و در صورت لزوم مشاوران و متخصصان نزدیک به موضوع پایان نامه.

ج )نداشتن عجله در چاپ مقاله و تلاش در ارایه یک پایان نامه پر محتوا ،بطوریکه پس از به نتیجه رسیدن پروژه،گل چینی از کارهای خود را در قالب مقاله چاپ کند.

د )کارهای گروهی با مدیریت استاد راهنما و حضور مشاوران و صاحب نظران در موضوع  و فعالیت دانشجویان دکتری بعنوان کارگزار و تقسیم کار و تشکیل جلسات هفتگی منظم در پیشبرد و حل مسایل تحقیقاتی بسیار مفید و موثر است.

زندگی گاه چه شیرین به لب و کام من است

زندگی گاه پر از زیور و آن دام من است

زندگی  در گرو همت ماست ،می گذرد 

زندگی اندک و تنها اثر و نام من است


در ذیل پا ره ای  از تجربیات خود را در زمینه تحقیق و تدریس که در دوران عمر خود کسب نموده ام ،آمده است. امید است برای عزیزانی که تازه می خواهند این راه را طی کنند مفید باشد.


1 - در دوران دبیرستان به ریاضی علاقه مند شدم.در کلاس معمولا بهترین نمر ه ریاضی را اخذ می کردم.بعد از تعطیلی مدرسه به کتابخانه های عمومی می رفتم و به خواندن روزنامه و کتاب های ریاضی جنبی و مطالب  غیر درسی می پرداختم.


2 - در دوره کارشناسی نیز مطالب غیر از کتب درسی می پرداختم که این امر موجب اشراف بنده به مطالب درسی می شد .در این دوره شاگرد اول دوره شدم .در کلاس مسایل ریاضی راحل تمرین میکردم. 


3 - کارشناسی ارشد را در دانشگاه صنعتی شریف  شروع کردم.پس از یک ترم تحصیل مصادف با  انقلاب فرهنگی دانشگا هها شد.لذا  با استفاده از بورس وزارت عازم انگلستان به دانشگاه شفیلد رفتم . این دوره را آنجا به اتمام رساندم.


4 - دوره دکتری را در دانشگاه شفیلد زیر نظر دکتر بیکر  در آنالیز هارمونیک مجرد به پایان بردم.و موفق به اخذ جایزه فلت شدم،که معمولا به بهترین فعالیت پژوهشی سال اختصاص می یابد.


5 - در سال 1357  کارشناسی را در دانشگاه اصفهان اخذ و پس از فراغت به عنوان کمک مربی استخدام و پس از اخذ دکتری در سال 1367 در گروه ریاضی به عنوان استاد یار مشغول به کار شدم.


6 - به عنوان ریاضی دان جوان از طرف انجمن ریاضی جهان انتخاب و مقاله خود را در ژاپن ارایه نمودم.نزدیک به 10کشور جهت فرصت های علمی و ارایه سخنرانی در کنفرانس ها شرکت نمودم.


7 - در هر ترم تحصیلی بطور متوسط یک درس جدید یا یک کتاب جدید را تدریس می کردم.انواع روش ها را در نحوه آموزش و پژوهش در ریاضی بکار بردم.به نظر اینجانب آنچه دانشجو با راهنمایی استاد بطور مشترک و گروهی انجام می گردد،موفقیت آمیز بوده است.


8 - یکی از رسالت های اساتید شاگرد پروری است.خداوند توفیق داد که 10 دانشجو ی دکتری در زمینه آنالیز هار مو نیک در شاخه های مختلف راهنمایی کنم  که بعضا به مرتبه استادی رسیده اند چندین نفر دیگر انشالله  در سال های آتی فارغ التحصیل می شوند.


9 - نقش استاد در بعضی از مراحل بسیار حساس و تعیین کننده است. یکی در ابتدا که دانشجو سر در گم و نیازمند موضوع تحقیق مناسب بطوریکه بتواند در پایان دوره دفاع کند.دیگری پایان دوره است که دانشجو خسته و منتظر دیدن نتیجه کار خود است.

 


10 - زمان و صرف وقت و هدایت پایان نامه دانشجو،بسیار مهم است. زیرا دانشجو از طرفی می خواهد مقاله بنویسد و از طرفی یک کار ارزشمند انجام دهد.لذا همواره نگران است که جریمه برای طول سنوات نگردد.از طرفی بعضا متاهل هستند و مسیولیت خانواده دارند. آینده شغلی را در ابهام میبینند.


11 - با توجه به تجربیات خود در آموزش و پژوهش مشغول تهیه یک  دایره المعارف در زمینه آنالیز هار مو نیک هستم.این کار را با  تدوین چندین کتاب و ترجمه شروع نمودم.یک کتابخانه تخصصی مجازی با حدود 4000 مقاله و کتاب ،که خود نوعی دایره المعارف مجازی است ،جهت بهره برداری عموم در سایت شخصی قرار دادم.بطوریکه بطور متوسط حدود 500 بازدید کننده دارد.

 


11-یک مجله تخصصی بین المللی  در زمینه آنالیز هار مو نیک مجرد مشغول راه اندازی هستم.امید است با همکاری ریاضی دانان جهان شاهد مجله ای پر بار باشیم.این باعث اعتبار و اعتلای کشور می گردد.


12 - در تربیت دانشجویان تحت راهنما یی سعی شده در شاخه های گوناگون افرادی تربیت شوند که در مجموع یک هسته علمی قوی در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد تشکیل گردد.و حرفی برای گفتن داشته باشند.



فعالیت های فرهنگی و اجتماعی
در ذیل به پاره ای از آنها می پردازم.
1 - در دوران دبستان در کلاسهای قرآن شرکت می کردم.پدرم یک روحانی را بطور هفتگی در منزل دعوت می نمود.همه اعضای خانواده حدود دو ساعت به صحبت های او گوش می کردیم و سوالات خود را می پرسیدیم.
2 - در دوران  دبیرستان علاقه  به مشاعره داشتم.با هم کلاسی های خود مشاعره می کردم.شعر های خوب زیادی حفظ بودم.
3 - با دوستان دوره دبیرستان در فعالیت های فرهنگی شرکت داشتم.علاقه به خواندن روزنامه داشتم.
4 - دوستان صمیمی از انگشتان دست  تجاوز نمی کرد.عصرها در کوچه با بچه ها فوتبال بازی میکردم.
5 - تنها درسی که نمره تک در دبیرستان گرفتم.نمره ورزش بود.معلم ورزش اصرار داشت که باید لباس ورزش ببپوشم و با شورت ورزش کنم .من هم خود داری می کردم.تا اینکه در شهریور ماه با تک ماده کردن آنرا گذراندم.
6 - در دوره لیسانس،در نماز جماعت در مسجد شرکت داشتم.با دانشجویان مذهبی در کنار فعالیت های علمی دوست بودم.تا اینکه اعتراضات دانشجویی شروع شد.بنده هم در اعتصاب و امتناع از شرکت در کلاس شرکت داشتم.این امر باعث شد یک ترم دیرتر فارغ التحصیل شوم.
7 - در تظاهرات خیابانی و راهپیمایی ها شرکت داشتم.قبل از پیروزی انقلاب،در گشت های شبانه شرکت می کردم.در منزل دوستان برای هماهنگی کارها فعالیت ها داشتم.
8 - پس از پیروزی انقلاب،با عنایت به رتبه اول کارشناسی قرار بود به آمریکا در دانشگاه UCLA ادامه تحصیل دهم.اخذ ویزا،
مصادف با اشغال لانه جاسوسی شد.لذا تصمیم گرفتم در ایران ادامه تحصیل دهم.
9 - در آزمون های ارشد در شیراز و اهواز و صنعتی شریف شرکت کردم.در همه آنها قبول شدم.لذا کارشناسی ارشد را در صنعتی شریف شروع کردم.پس از یک ترم انقلاب فرهنگی پیش آمد و دانشگاه تعطیل شد.لذا تصمیم گرفتم با استفاده از بورس وزارت علوم ،جهت ادامه تحصیل به خارج روم.
10 - به عنوان کمک مربی ،در دانشگاه اصفهان در گروه ریاضی ،مشغول به کار شدم.در طول انقلاب فرهنگی به ترجمه کتاب و تدریس در دبیرستان دانشگاه مشغول بودم.
11 - فرصت مناسب بود ،که ازدواج کنم.وزارت هم شرط اعزام را داشتن همسر و داشتن شرایط عمومی قرار داده بود.پس از حدود یک سال بعد و قبولی در مصاحبه که توسط وزارت انجام می گردید.امکان اخذ بورس مقدور گشت.
12 - با اخذ ویزا در کشور ترکیه و رفتن به انگلستان به دانشگاه شفیلید ،دوره کارشناسی ارشد را پس از یک سال به پایان رساندم.
13 - در کنار فعالیت های علمی،فعالیت های اجتماعی و فرهنگی داشتم.دانشجویان بورسیه شب های جمعه دور هم جمع می شدند.به دعا و تفسیر قرآن و تجزیه و تحلیل اخبار می پرداختیم.
14 - در سخنرانی های که در منچستر و لندن برگزار می شد ،بالاتفاق خانواده شرکت می کردیم. در مراسم راهپیمایی به مناسبت های گوناگون در لندن حضور داشتم.
15 - پس از اتمام دوره دکتری،بعد از دو هفته به ایران مراجعت و در گروه ریاضی مشغول به کار شدم.با توجه به مرخصی بدون حقوق از دانشگاه،حدود یک سال طول کشید تا حکم استاد یاری صادر گردید.
16 - با توجه به مشکلات و نیاز کشور به داشتن تحصیلات تکمیلی،تصمیم گرفتم در این قسمت فعالیت نمایم.پس از حدود یک سال به سمت معاونت آموزشی دانشگاه منصوب شدم.لذا اولین دانشجوی دکتری را سر پرستی کردم.
17 - در راه اندازی بسیج اساتید در دانشگاه اصفهان نقش داشتم و در هسته مرکزی حضور داشتم.در تهیه و تدوین اساسنامه شرکت داشتم.بعد از مدتی بسیج اساتید کشور تشکیل گردید.اینجانب بعنوان استاد نمونه بسیجی از طرف سازمان بسیج اساتید کشور و استان معرفی شدم.
18 - حضوری فعال در جلسات هفتگی و اردوها ی فرهنگی داشتم.با توجه به مشغله های گوناگون اخیرا،فعالیت کمتری دارم.
19 - در مدت که ریاست مرکز  پیام نور اصفهان را داشتم.به عنوان دبیر برگزاری مسابقات دانشجویی قرآن فعالیت داشتم.
20- در طول یک سالی که معاونت پژوهشی دانشگاه را بعهده داشتم.به عنوان دبیر علمی ،کنفرانس های علمی تحت عنوان اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام داشتم.
21-چند سالی هم عضو هیات امنایی مسجد امام جعفر صادق فعالیت داشتم.در آن مدت به تکمیل ساختمان مسجد همت گماردیم .حدود 2000 متر مکعب  ساختمان سازی داشتیم.


در ذیل سفرهای خود به کشور های گوناگون و خاطرات خود را بطور خلاصه بیان می کنم.
  سفر به انگلستان 
1 - برای ادامه تحصیل برای اخذ مدرک دکتری عازم انگلستان در سال 1362 شدم.زمانی که وارد شدم مصادف با شروع تحصیلی دانشگاه شفیلد بود.لذا فرصتی برای رفتن به کلاس زبان نداشتم.بنابرین پس از ثبت نام دوره کارشناسی ارشد را شروع کردم.پس از یک سال موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد شدم.
2 دوره دکتری حدود چهار سال  بطول انجامید.ابتدا از بین اساتید موجود دکتر بیکر را بخاطر اخلاق خوب و توانایی و تواضع به عنوان استاد راهنما بر گزیدم.در هر هفته کارهای تحقیقاتی خود را به استاد ارایه و حدود دو ساعت بحث های علمی داشتیم.
3 - ایشان چند موضوع تحقیقاتی برای دوره دکتری  پیشنهاد نمودند.پس از دو هفته بررسی و مطالعه موضوع منظم پذیری جبر های اندازه وزن دار را به عنوان موضوع تحقیق بر گزیدم.
4-هر روز حتی روزهای تعطیل از صبح ساعت 8 الی 2 بعد از ظهر در گروه بودم.پس از دو ساعت استراحت و ادای نماز و خوردن غذا تا ساعت 10 شب   در دانشگاه مطالعه و تحقیق می کردم.
5 - کنار درس خواندن فعالیت های فرهنگی نیز داشتم.شب جمعه در جلسات خانگی که بطور مرتب تشکیل می شد،در دعای کمیل و تفسیر قرآن شرکت می کردم.
6 - دانشجویان بورسیه با هم یک انجمن اسلامی تشکیل دادند.بعدا با انجمن های اسلامی دانشجویان  در اروپا همکاری می کردند.
بنده مسئولیت دفاعی تشکل را داشتم و خانواده ها را برای شرکت در جلسات مذهبی در داخل شهر و خارج شهر هماهنگ می کردم
7 - در راهپیمایی  که در لندن به مناسبت های گوناگون بر پا می شد شرکت و خانواده ها را جهت شرکت  در آن بسیج و با کرایه نمودن اتوبوس بطور دسته جمعی عازم می شدیم.
8 - همسران دانشجویان بورسیه رفت و آمد خانگی داشتند.خرید های جزیی را با هم انجام می دادند.در هفته یک بار خرید های عمده خانه را انجام می دادم.
9 - دانشجویان بورسیه در ابتدای ورود معمولا در  منزل
ما اسکان پیدا می کردند.بنده به اتفاق سایر دوستان در مستقر شدن آنها و کمک و راهنما یی های لازم دریغ نمی کردیم.
10 - برای ملاقات با خانواده دو بار به ایران ،حدود یک ماه،آمدیم.خانواده ها از دوری فرزندان دلتنگ می شدند.اما به خاطر آینده فرزندان صبر و تحمل می کردند.
11 - سال آخر استاد راهنما خواست نتایج تحقیقات را توسط اینترنت،چک کنم.تازه بطور محدود اینترنت در کتابخانه مرکزی  فعال شده بود.پس از مدتی نتایج بررسی به من منعکس شد.آن موقع استاد راهنما اجازه تدوین پایان نامه را داد.
12 - تاریخ دفاع،پس از ارایه پایان نامه حدود 9 ماه طول کشید.اما جلسه دفاع حدود یک ربع شد.از من خواستند قضیه کلیدی پایان نامه را با جزییات ارایه کنم.پایان نامه اینجا در آن سال برتر گزیده شد و جایزه فلت را دریافت کردم.
13 - اولین مقاله خو د را  در فاصله بین ارایه پایان نامه و دفاع  به طور مشترک با استاد راهنما  تنظیم و در مجله لندن چاپ شد .جمعا از پایان نامه هشت مقاله به چاپ و استخراج گردید.
14 - برای اخذ ویزا عازم کشور ترکیه شدیم.حدود ده روز در ترکیه اقامت کردیم.انگلستان به خاطر بورسیه بودن زود ویزا داد.
15 - در پایان دوره تحصیل بورس ما تمام شده بود.کارهای علمی در خصوص پایان نامه به اتمام نرسیده بود.از خدا کمک خواستم.اوهم مرا یاری کرد.هر روز دعای توسل و زیارت عاشورا را می خواندم.پس از سی روز پایان نامه قابل ارایه شد و بعد از 9 ماه دفاع کردم.
16 - یاد آمد از طفلی که تا گریه نکند،مادر معمولا شیر نمی دهد.من در مقاطع مختلف رتبه اول بودم.لذا خدا خواست مرا به خود برگرداند.از آن به بعد سعی کردم من هم وقف او باشم.دکتری خود را از او دارم.
      سفر به کانادا
1 - پس از حدود 5 سال از فراغت از تحصیل ،جهت دوره فرصت مطالعاتی عازم کشور کانادا شهر آلبرتا ، باتفاق خانواده ،شدیم.حدود هفت ماه در دانشگاه آلبرتا به فعالیت های علمی می پرداختم.
2 - پرو فسور لا یو  ،از اساتید صاحب نظر ،در آنجا  در زمینه آنالیز هار مو نیک مجرد  فعال بود.هفتگی سمینار های علمی توسط ایشان و مدعوین و دانشجویان دکتری بطور مرتب تشکیل می شد.
3 - روزها از صبح تا عصر  در گروه ریاضی مطالعه و تحقیق می کردم.سعی می کردم روزی حداقل  یک قضیه  یا یک مطلب جدید بدست آورم.در طول این دوره موفق شدم سه مقاله آماده چاپ کنم.که بتدریج در مجلات معتبر چاپ گردید.
4 - پس از برگشت از فرصت مطالعاتی،موفق شدم که تقاضای دانشیاری کنم.الحمد الله مورد پذیرش قرار گرفت.فرصت های مطالعاتی،فرصت خوبی برای آشنایی با مطالب جدید و تجدید قوای علمی برای هر بهتر بر گزار کردن دوره های تحصیلات تکمیلی است.
5 - در دوره دکتری متمرکز روی جبر های باناخ با زمینه نیم گروهی بودم.در فرصت مطالعاتی روی فضاهای  توابع روی گروه ها متمرکز شدم
6 - در بدو ورود در خانه یکی از دانشجویان دکتری که برای ملاقات خانواده  به ایران رفته بود ،مستقر شدیم.پس از مدت کوتاهی یک منزل اجاره کر دیم.
7 - هوا در آنجا بسیار سرد می شد.بعضا سی درجه زیر صفر.سیستم گرماییشزاز طریق پنجره های که در کف زمین تعبیه شده بود ،تامین می شد.پنجره ها چند جداره بود.بطوزیکه دمای داخل منزل بالای صفر می شد.
8 - داخل اتوبوس و ساختمان ها نیز دارای دمای بالای صفر داشت.اتو بوس ها یک جدول حرکت داشتند،لذا افراد حرکت خود از منزل به ایستگاه  اتوبوس طوری تنظیم می کردند که دچار سرما زدگی نشوند.
9- با توجه به مسافت بین منزل و محل خرید ،معمولا همسران دانشجویان خرید های جزیی را با اتوبوس یا ماشین های شخصی بطور مشترک انجام می دادند.خرید های عمده نیز با تاکسی و بعضا با دوستان انجام می دادیم.
10 - اخذ ویزا ی کانادا ،زمان بر است. مجوز پزشک معتمد کانادا لازم است.حدود 4 ماه طول کشید . تا امکان  اخذ ویزا مقدور شد.
11 - مسیر هوایی طولانی ،دو روز ،از فرودگاه اصفهان به تهران.سپس از تهران به لندن.بعد از توقف چند ساعته به تو ر نتو رفتیم. از تور نتو پس از چند ساعت به آلبرتا رفتم.
12 - با توجه به میزان تغیر ساعت بین ایران و کانادا.وقتی آنجا رسیدیم، روز بود و مصادف باشب ایران بود.زمانی که پروفسور لا یو به منزل ما جهت دیدار اولیه آمد،ما در حالت خواب بودی
سفر به استرالیا
1 - به درخواست اینجانب،جهت فرصت مطالعاتی، برای بار دوم و موافقت پروفسور ویلیس  باتفاق خانوا ه به شهر نیوکاسل استرالیا به مدت 9 ماه رفتیم.
2 - در ابتدای ورود در منزل یکی از دوستان،یکی از همکاران دانشگاهی،مستقر شدیم.مدتی دنبال اجاره منزل بو یم.ولی بعلت داشتن چهار فرزند و ضوابط استرالیا امکان تهیه مسکن مقدور نبود.تا اینکه پروفسور ویلیس یک منزل  برای ما اجاره کرد.
3 - پس از استقرار در منزل جدید و خرید وسایل لازم،جهت انجام کارهای تحقیقاتی به گروه ریاضی دانشگاه نیو کاسل رفتم.روزها از صبح تا عصر در دفتر کار خود مشغول کارهای علمی و تحقیق بودم.
4 - مو ضوع پیکر بندی گروه ها را مورد تحقیق قرار دادم.کار های مشترک با پروفسور ویلیس شروع نمودم.در پایان دوره منجر به یک مقاله گردید.
5 - به موازات کارهای تحقیقاتی خود،دو مقاله تدوین و پس از باز گشت در مجلات معتبر  چاپ گردید.
6 - سه دانشجوی دکتری موضوع پیکر بندی  را  موضوع تحقیق دوره دکتری قرار دادند.بیش از 6 مقاله چاپ و سه مقاله در حال بررسی برای چاپ قرار دارد.
7 - دوره های فرصت مطالعاتی  ،می تواند بسیار مفید برای اساتید باشد.علاوه بر تجربیات خود با آخرین دستاورد های روز آشنامی گردد.بعلاوه کمک می کند با اساتید در خارج از کشور مکاتبات علمی داشت و در تربیت دانشجویان دکتری موثر باشد.
8 - پرو فسور ویلیس و همسرش نسبت به مسایل دینی مقید بودند.با خانواده ایشان رفت و آمد داشتیم.از نظر علمی توانا و با استعداد و بسیار متواضع بود.
9 - یک بار باتفاق دکتر قهرمانی و دو نفر مدعو دیگر برای تفریح و جنگل پیمایی باتفاق خانوا ه به سفر رفتیم.صبح از ابتدای یک جنگل آقایان پیاده روی را شروع کردند و عصر به محل اسکان خانواده رسیدیم.
10 - برای ارایه یک مقاله باتفاق پروفسور ویلیس ،به پایتخت استرالیا رفتیم.در آنجا با پروفسور رندی و پروفسور دیلز  و پروفسور لوی از نزدیک آشنا شدم.
11 - در مجموع سفر بسیار خوبی بود.بنده در هر فرصت مطالعاتی با یک مو ضوع جدید آشنا شدم.می توان گفت که مشابه یک دانشجوی  دکتری مشغول کارهای علمی بودم و  از فرصت بدست آمده حد اکثر استفاده را می  کردم.
12 - در فرصت مطالعاتی ،مقالات مورد نیاز برای ادامه کار های تحقیقاتی را جمع آوری نمودم.
13 - پسر بزرگترم پس از گذراندن دوره زبان وارد دانشگاه نیوکاسل شد.او دو سال با هزینه شخصی ادامه تحصیل در دوره کارشناسی برق بود.سپس به ایران مراجعت و در دانشگاه اصفهان کارشناسی خود را به پایان رساند
14 - پسر دومم ،پس از چند ماه اقامت، به ایران برگشت.او دوره دبیرستان را در ایران ادامه داد.چند ماه در دبیرستان استرالیا رفت ولی علاقه ای به ادامه تحصیل در آنجا نداشت.
15 - تنها دخترم با رعایت  حجاب درد بستان مشغول به تحصیل شد.  
16 - همسرم با همسران سایر دانشجویان آشنا شده بود و خرید های جزیی را دسته جمعی انجام می دادند.معمولا ماهی یک مرتبه دوستان دور هم باتفاق خانواده ها جمع می شدیم.
17 - آب و هوای آنجا بعضا شرجی و بسیار گرم می شد.با دوش گرفتن مقداری آرامش حاصل می شد.
18 - پس از بازگشت  از سفر فرصت مطالعاتی تقاضای مرتبه استادی نمودم.الحمدالله مورد موافقت قرار گرفت.ارتقای علمی اینجانب مرهون زحمات خود  در دوره دکتری و دوره های فرصت مطالعاتی است.
سفر به ژاپن
1 - پس از اخذ مدرک دکتری ،انجمن ریاضی دانان جهان مرا بعنوان ریاضی دان جوان برگزیدند.در آن موقع یک مقاله در مجله لندن به چاپ رسانده بودم . دو مقاله دیگر هم از پایان نامه استخراج شده بود.
2 - قرار شد یک سخنرانی در کنفرانسی که از طرف انجمن  ریا ضی دانان در ژاپن بر گزار می شد ارایه کنم.لذا با تعدادی از همکاران عازم ژاپن شدیم.
3- در مسیر بر گشت چند روزی در چین اقامت کردیم.در این سفر آقایان دکتر زعفرانی و دکتر محمدی حضور داشتند. 
4 - به نظر می رسد که فرهنگ غرب در مردم ژاپن اثر خود را گذاشته است.
5-فرود گاه چین که وارد شدیم قدیمی بود.به نظر می رسید مردم از رفاه مناسبی در آن زمان برخوردار نبودند.
6- کنفرانس  ریاضی در ژاپن  ،شرکت کنندگان زیادی از کشور های گوناگون آمده بود ند و بسیار منظم و خوب بر گزار شد.محل برگزاری مخصوص برگزاری مراسم و کنفرانس ها بود.
7-یک شب که همه را به مهمانی دعوت کرده بودند.غذاهای گوناگون با فرهنگ های متفاوت را آماده کرده بودند
سفر به عربستان
1 - سه بار برای حج عمره و یک بار برای حج تمتع عازم کشور عربستان شدم.
2 - برای یک سفره عمره ثبت نام کرده بودم.در زمان اعزام همسرم سکته کرد و پس از مدتی فوت کرد.لدا سال بعد عازم شدم.
سال بسیار سختی را طی نمودم.نمی دانم این چه امتحانی بود.در هر صورت راضی هستم به رضای خدای متعال.
3 - سفر حج را بسیار دوست دارم.بسیار ارزشمند است.اگر دنبال کار فرهنگی هستیم،افراد برای یک بار هم شده است به حج روند.دو سفر من در ایام ماه مبارک رمضان بود.روزی از خدا خواستم،فرصتی پیش آید که بتوانم در ماه مبارک رمضان با او خلوت کنم.چند روزی نگذشت که یک بار از طریق سهمیه اساتید از دانشگاه شهرکرد و سال بعد از طریق دانشگاه اصفها عازم شدم.
4 - در سفر حج  تمتع مادر خود را با ویلچر جهت زیارت خانه خدا بردم.پدرم در اواخر عمر بیمار شد.مادرم 9 فرزند را با زحمات زیاد بزرگ کرد.مرا در بهترین دبیرستان ثبت نام کرد و بهترین تغذیه را برای من فراهم می کرد تا درس بخوانم.خدا او را بیامرزد. 
5 - به خاطر دارم بزرگترین گوسفند خریداری شده برای من قربانی شد.بعد از آن سر خود را تراشیدم. به خاطر بیماری مادر زود تر از دیگران اعمال حج را انجام دادم.
6 - در آخرین سفر حج ،همسر دوم حامله بود.خداوند فرزندی دختر به ما داد.مادرش می گفت وقتی اولین بار به زیارت خانه خدا رفتم.فرزند تکان بزرگی  در شکم خورد.نام او را نیایش قرار دادم.بسیار با هوش است.علاقه زیادی به صدای اذان دارد و همراه والدین می خواهد نماز بخواند و حرکات نماز را انجام می دهد.
7 - خاطرات خود را در سفر حج  در قالب یک مثنوی سروده ام. در مجموعه اشعار نوای دل آمده است.
گفت مولایم  رضا اسرار حج            نیست تاخیری روا در کار حج
آنکه از حج تمتع وا شود            در قیامت کور و نابینا شود
حج فقط سعی و طواف و قصر نیست                  حاجیان را خانه حق قصر نیست
حج طواف سنگ بر دیوار نیست                 جز رضای ایزدی درکار نیست
حج نشان دین ابراهیمی است              یادی از آیین ابراهیمی است
حج طواف خالق یکتا بود                   شکر معبودی که بی همتا بود
طوف و قربانی ز حج اصغر است                   طوف حق اما ز حج اکبر است
در مطاف حق هر آنکس پا نهاد              جملگی امیال خود را وانهاد
حاجیان مشغول ذکر و چرخشند                  قدسیان جانانه اندر گردشند
حج بود لبیک بر امر خدا                 همچو هفتادو دو تن در کربلا
حج بی اخلاص باشد بی جواب              گوییا تشنه لبی سوی سراب
حج رها کردن بود امیال را                  وا نهادن جملهء آمال را
حج صفای روح را طى کردن است        نفس دون را کشتن و پی کردن است
حج تجلی گاه روز محشر است            خود مثالی از سرای دیگر است
در حقیقت حج ظهور وحدت است                    حج خلوص است و صفا و قدرت است
هست اعلام برایت از ستم              نیست فرقی مر عرب را با عجم
حاجیان را رمی شیطان  ها به سنگ                      پاک گشتن باشد از هر ریب و رنگ
حج نمودی از حضور امت است                حج مطار مومن خوش سیرت است
جامه احرام خود باشد کفن                    آخرین تن پوش از بهر بدن
هفت را باشد نشان بر مسلمین                   هم نماز و حسن خلق و اصل دین
کعبه بنیانش ز سنگ کعبه نیست                   حاجیان را کعبه همچون دکه نیست
کعبه از مهر و محبت پا گرفت                 از ولایت و ز نبوت پا گرفت
کعبه قربانگاه اسماعیل دل                قبله گاه و مقتل هابیل دل
کی شود یارب که حج ما رسد              وقت لبیک همه اعضا رسد
گر رجالی وصف حج را گفت چند               لیک  کی گنجد سخن در چند بند
سفر به عراق
1 - خداوند به ما توفیق داد که دو مرتبه به عراق جهت زیارت امامان معصوم برویم.
2 - در سفر هوایی با مادرم،عازم شدم.در آن سال از فرصت مطالعاتی از خارج از کشور ،کانادا،بر می گشتم.به خاطر دارم در آن سال توفیق حاصل شد چهارده معصوم را زیارت و بعدا سفر حج توفیق شد.
3 - معمولا سالی دو بار  به زیارت امام رضا مشرف می شوم.پس از سفر به مشهد به عراق و در سفر برگشت در سوریه مدتی اقامت داشتیم.سپس به عربستان برای حج عازم شدیم.
4 - خداوند توفیق داد تا اشعاری در و صف چهارده معصوم بسرایم.که در مجموعه نوای دل در  سایت ووبلاگ شخصی آمده است.طبع شعر را احساس می کنم که از مراقبت از پدر و مادر بالاخص در پایان عمر دارم.
مرغ دلﭘﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ  هر دم بسوی کربلا          تا ببیند مرقد پاک شهید سرجدا
کربلا یعنی کتاب عشق و ایمان و امید          هاله ای آغشته در خون عزیزان شهید
کربلا یعنی که هفتاد و دو تن مرد غیور           پاره تن خونین بدن افتاده در دریای نور
کربلا یعنی طواف اهل بیت مصطفی             در زمین نینوا بر گرد راس مقتدا
کربلا یعنی هجوم روبهان در نینوا                بر حسین و زینب وآل علی مرتضی
کربلا یعنی ابوالفضل رشید با وفا                خط شکن در جبهه کفر و عناد و اشقیا
کربلا یعنی پریشان زینب خونین جگر           میکند رسوا یزید کینه جوی فنته گر
کربلا یعنی گلوی طفل و تیر ذوشعب           جسم خونین کام عطشان کینه و جهل عرب
کربلا یعنی عطش یعنی شراره اشک وآه      کربلا یعنی غل و زنجیر و شام و سنگ و کاه
کربلا یعنی به وصل ایزدی محرم شدن          با حبیب ومونس دلدار خود محرم شدن
کربلا یعنی لب خشکیده خون خدا                  راس پر خون قلب محزون گریه های بی صدا
کربلا یعنی سر سر خدا اندر تنور           گوییا موسیی عمران بر فراز کوه طور
کربلا یعنی که بیعت باعلی وآل او           پیروی از مرتضی هم در عمل هم قال او
کربلا یعنی نیاش با خدای لایزال        دل سپردن در حریم پاک حی ذوالجلال
کربلا یعنی جلال وعزت و آل رسول          شد تجلی در وجود زاده پاک بتول
کربلا ى یعنی هدایت در صراط مستقیم          با شهادت راه بردن سوی جنات النعیم
کربلا یعنی حسین خون خداوند مجید          خون او اطهر کند خاک وشود بر ما سعید
کربلا یعنی صلاه و درس دین آموختن         شعله های عشق اندر سینه ها افروختن
کربلا یعنی شهادت در ره قران ودین         جلوه حق و حقیقت تا ابد بر مومنین
کربلا یعنی که تفسیر کلام حا و قاف         یا که پروازی چو عنقا از زمین تا کوه قا
کربلا یعنی رجالی راه رهبر داشتن        در رضای حق تعالی یک قدم برداشتن 

رازهای موفقیت

اگر افراد راز های موفقیت و شکست خود و تجارب ارزشمند را به تحریر درآ ورند می تواند راهنمایی برای دیگران باشد

در زیر خلاصه ای  از رمزهای موفقیت خود در زندگی را اشاره می کنم

۱داشتن هدف در زندگی و تلاش وکوشش در رسیدن به آن با پی گیری و برنامه ریزی.

۲داشتن اعتقاد به خدای متعال و توکل در امور و یاری از او خواستن.

۳تلف نکردن اوقات روازانه و استفاده بهینه از لحظه  لحظه وقت خود.

۴داشتن برنامه روزانه, هفتگی ,ماهانه و سالانه و چند سالانه.

۵تحرک و عدم توقف در کارها و داشتن ایده های متعالی و سعی د رسیدن به انها.

۶داشتن همسری دلسوز و راهنما و  در طول زندگی و کمک در پیشرف من در کارها.

۷داشتن سلامت روح و روان و خانواده ای دلسوز و راهنما در طول زندگی.

۸پر کردن اوقات فراغت با تفریحات سالم و نوشتن و خواندن مطالب مفید.

9هیچ گاه فارغ التحصیل خود را ندانستم سعی می کردم بیشتر شنونده باشم تا گوینده.

10ـبا افراد  ناباب رفت وشد نمی کردم در طول عمر حتی یک سیگار نکشیدم.

11ـ دعای پدر و مادر و رضایت انها از بنده و ادای وظیفه در صورت نیاز.

12ـ به ر انجام رساندن کاری که در دست دارم با زمان بندی و اقدام به موقع .

13ـ از فرصت های گوناگون استفاده بهینه کرده و متناسب با آن  شرایط  اقدام لازم می کردم.

۱۴ـدر کارها با صبر  و فکر اقدام می کردم با عجله و بی دقتی کاری نمی کردم.

15ـاگر کاری را صحیح میدانستم اقدام می کردم در کارهای که مطمین نبودم مشورت و پس از به نتیجه رسیدن قاطعانه و بدون تردید عمل می کردم.

16ـدر طول زندگی راستگو بودم و یاد ندارم د روغی گفته باشم اگر چه بعضا سکوت می کردم.

سوالی که بعضا از بنده می شود اینکه چرا درخواست بازنشستگی از دانشگاه را نمودی.عده ای بر این باورند که هنوز امکان خدمت در عرصه علمی و اجرایی وجود داشت.اینجانب حدود سی وهشت سال در دانشگاه اصفهان  سابقه خدمت دارم.اگر چه بازنشستگی برای اهل علم معنا ندارد و بابازنشستگی اداری خواستم وقت خود را تنها برای امور علمی و زندگی و مراقبت از سلامتی برای تداوم خدمت استفاده کنم.امید است فرصتی پیش آید که به خود سازی بیشتر بپردازم و قدری از وقت خود را برای تربیت و تعالی فرزندان صرف کنم.اگر به شرح زندگی نامه من مراجعه شود در طول عمر سپری شده همواره  در حال خدمت بودم و با خدا عهد بستم که تا پایان عمر در وقف خدا باشم.امید است مورد پذیرش قرار گیرد.مدتی است خود را آماده مهمانی او کرده ام .ابتدا سعی کردم توشه های علمی و فرهنگی خود را با استفاده از شبکه های مجازی در قالب سایت شخصی و شبکه های مجازی از جمله تلگرام در اختیار عموم قرار دهم.چند دانشجوی دکتری تحت راهنمایی دارم.تلاش خود را دو برابر کرده ام تا امکان فراغت از تحصیل آنها به نحو احسن مقدور گردد و بازنشستگی اینجانب مشکلاتی برای آنها ایجاد نشود.امید است بتوانم جمعا بیست دانشجوی دکتری در زمینه ریاضی در شاخه  آنالیز هارمونیک مجرد تحویل جامعه داده و آنها تداوم بخش گسترش علم و فرهنگ اسلامی  باشنداگر چه دل کندن از محیطی که مدتها انسان به آن انس وعلاقه پیدا کرده سخت می باشد و بعضا شاهد افسردگی و بیماری فرد می گردد.اما انسان می تواند در هر شرایط توانایی های خود را شناسایی و با بکار بردن آنها رشد و تعالی خود را فراهم کند.کشور ها با حمایت از نخبگان در عرصه های گوناگون زمینه رشد و قدرت خویش را فراهم می کنند.ضروری است مدیران حوزه و دانشگاه قدر فرهیخته گان خود که سر مایه های با ارزش و گرانبهای جامعه هستند بدانند وبا حفظ حرمت و جایگاه آنها حداکثر بهره مندی را فراهم کنند و گونه ای عمل نشود که موجب دلسردی و ناراحتی آنها ایجاد شود.



دوران بازنشستگی

1.اگر چه قانونا یک استاد تمام دانشگاه امکان ادامه کار در دانشگاه را دارد.اما این اواخر احساس کردم
که امکان حضور تمام وقت ،هر روز، صبح و عصر
در دفتر کار مشکل شده است.لذا تصمیم گرفتم درخواست بازنشستگی کنم و بطور نیمه وقت بعد از ظهر ها به راهنمایی و آموزش دانشجویان تحصیلات
تکمیلی بپردازم.
2.قسمتی از وقت خود را به تکمیل رباعیات خود و اصلاح آنها اختصاص دادم. الحمد لله عمده آنها اصلاحات آنها انجام شد.بیش از پانصد رباعی در زمینه های اجتماعی،فرهنگی،مذهبی،عرفانی و اهل بیت سرودم.علاقه مندان می توانند مجموعه رباعیات اینجانب را از تلگرام یا وبلاگ یا سایت اینجانب دانلود کنند.امید است توشه ای برای خود بهمراه ببرم.با توجه به وقت کم مردم و تنوع شبکه های مجازی مردم مایلند مطالب مفید را با کوتاهترین جملات بخوانند.رباعیات با توجه به ادغام هنر و فرهنگ واختصار می تواند مفید واقع شود.
مدتها بود که می خواستم اشعار رباعی بسرایم ولی توفیق حاصل نمی شد.تا اینکه حدود دو سال است
که اقدام به سرودن رباعی کرده ام.اگر چه بعضی از آنها دو بیتی هستند.ولی بخاطر گنجاندن یک مفهوم چاره ای نداشتم که از حالت رباعی به دو بیتی تن دهم.خدا توفیق داده که در دوران بازنشستگی روزنه بطور متوسط سه رباعی بسرایم. بعضا تا ده رباعی
سروده ام.سعی دارم که مفاهیم تکراری نباشد.بعلاوه از کنایه و تشبیهات وهنر بیشتر استفاده کنم.تا خواننده علاقه مند به ادامه مطالعه شود.سعی شده مفاهیم دینی و اجتماعی مستند در قالب رباعی سروده شود.این کار باعث می شود که بعضا نتوانم
احساسا ت خود را بیان کنم.اخیرا از واژه نامه برای پیدا کردن لغات هم وزن استفاده می کنم.بعلاوه با استفاده از جستجوگر اشعاری را که لغت مورد نظر در اشعار بکار رفته را می خوانم .این کمک میکند که با اشعار گوناگون آشنا گردم.
3.دوستان پیشنهاد می کنند که رباعیات را چاپ کنم.فکر می کنم زود است. ضرورت دارد اهل قلم  و عزیزان که فرصت و علاقه به شعر دارند.در صورت امکان نظرات خود را به اینجانب انعکاس دهند،قطعا مورد توجه قرا می گیرد.جا دارد از آقای میثمی و پدر بزرگوارشان که مدتی است رباعیات اینجانب را اصلاح می کنند تشکر کنم.همچنین از آقای رنجبری که رباعیات مرا در اختیار چند شاعر در قم گذاشتند و با اصلاح و راهنمایی های کلی مرا با تکنیک های شعر بیشتر آشنا کردند،قدر دانی کنم.احساس می کنم اخیرا رباعیات با یاری خدای متعال و همکاری عزیزان زیباتر شده است.ضمنا از برادر خود محمد رجالی که رباعیات بنده را بالاخص در زمینه مفاهیم
یاری می کنند تشکر کنم.
4.در ابتدا سرودن شعر را با اشعار مثنوی شروع نمودم که تحت عنوان نوای دل به چاپ رسید،جا دارد از آقای خوش نظر شاعر توانا که با نقطه نظرات خود طی چند سال امکان چاپ آن مجموعه مقدور گشت.با مطالعه مجدد آنها ابیاتی که قابل سرودن و تکمیل به صورت رباعی را استخراج می کنم.حدود دویست رباعی تا کنون مقدور گشته که با ایده گرفتن از مضامین آنها بسرایم. بعضا چند روز طول می کشد که بتوانم یک رباعی را کامل کنم.بقیه رباعیات با توجه به مطالبی که می خوانم ،سروده شده است.تجربه نشان داده شده است همین که احساس کنم امکان سرودن یک رباعی در زمینه های که خوشم می آید ، مقدور است،با تلاش و پی گیری امکان سرودن هست.همانند جرقه ای می ماند که با شعله ور کردنش فضا را روشن می کند.در تحقیقات علمی هم دریافتم که مطالبی که به ذهن خطور می کند،با پی گیری امکان بدست آمدن مطالب نو هست.
5.قسمتی از وقت خود را به خانواده اختصاص می دهم. بنا دارم با سفر مانده عمر  خود را به تفریحات سالم اختصاص دهم .بچه ها نیاز دارند که بیشتر با آنها باشم. زمانی که از آنها دور می شوم ،دلتنگی می کنند.امید است با یاری خدا بتوانم با تربیت صحیح فرزندانی به جامعه تحویل دهم ،که مفید باشند


مراحل زندگی

در زیر گذر زندگی خود را از بدو کودکی تا حال بررسی و تحلیل می کنم.

1.وقتی در رحم مادر هستیم،نه ماو نه مادر،امکان دسترسی ندارد و قادر نیستیم که در تکامل اولیه و رشد
نقش موثری داشته باشیم.تنها خدا بود که غذای ما را از طریق خون مادر بطور طبیعی تامین می کرد.
2. وقتی پا به دنیا نهادیم،.از پلیدی ها پاک  و ناتوان در تامین غذای خود بودیم.باز خدا از طریق شیر مادر غذای ما را تامین کرد .حدود دو سال طول کشید که خدا دندان به ما داد تا از وابستگی تامین غذا رهایی یابم.
3.حدود یک سال طول کشید که راه رفتن را به ما آموخت.به طور غریضی ابتدا با دست و پا و سپس تنها با پا حرکت کردم.این مرحله دیگری از تکامل ما بود.تا بتوانیم بدون تکیه به دیگران کارهای اولیه خود را انجام دهیم.
4.حدود سه سال طول کشید تا از طریق زبان با دیگران ارتباط پیدا کنیم و بتوانیم نیاز و نظر خود رابه دیگران منتقل کنیم.
5.پس از حدود شش سال آماده رفتن به مدرسه شدیم.تا با محیط دیگری آشنا شویم و امکان تکامل و رشد خود را با تعامل دیگران فراهم شود واز وابستگی تنها به خانواده رهایی یابیم.
7.دردوران دبیرستان به بلوغ جسمی رسیدیم.ولی هنوز بلوغ فکری کامل بدست نیامده است .گویند حدود چهل سالگی مقدور می شود.
8.اکنون که مراحل بلوغ جسمانی و فکری کامل شد و خداوند بطور آرام و تدریجی ما را به این مرحله با آن همه زحمات رساند.این سوال مطرح می شود که هدف خداوند از خلقت انسانها  چیست.در قیاس با حیوانات پس از مدت کوتاهی استقلال کامل پیدا می کنند و به حیات خود ادامه می دهند.
9.وقتی به کارنامه خود نگاه می کنیم .آنچه مانده است مقداری کتاب،محفوضات،آشنایی محدود با مردم،کسب مفاهیمی از ریاضیات و تجربه می باشد.
10.وقتی به گذشته می نگریم.مدتی را به کار های اجرایی،مدت مدیدی را به کسب علم و آموزش و تحقیق پرداختم. فرصتی حاصل نشد که فکر کنیم.چرا خداوند این همه امکانات را برای بشر آماده کرد که بر روی زمین زندگی کند و بعضا فتنه کند.
11.حدود چهل سال طول کشید تا بلوغ جسمی و فکری پیدا نمودیم.در صورتی که در قیاس با حیوانات پس از مدتی از خانواده جدا و مستقل زندگی می کند. این همه هزینه برای چیست.
12.اکنون که بازنشسته شده ام و فرصت بیشتری دارم،سعی داریم توشه ای برای خود برای سفر آماده کنیم.گویند آثار ماندگار می تواند توشه راه شود.ابتدا کارهای علمی را تدوین کردم و هم اکنون در قالب رباعیات مفاهیم ارزشمند را تدوین می کنم.به نظر می رسد که مخاطبین بیشتری داشته باشد.
13. متاسفانه انسان در پیری در گیر آرزو ها ی بلندو از طرفی ضعف بدنی می شود.انسان احساس می کند که خلوص دوران جوانی و میان سالی را ندارد.اینکه می گویند از خدا بخواهید عاقبت به خیر شوید شاید حکایت از این حقیقت است که اگر در جوانی توشه پیری که همان تقواست فراهم نگردد.انسان هر لحظه ممکن است دچار خطا ها یی شود که فرصت جبران نیست.
14.به نظر می رسد در کهولت سالی،انحراف انسان و شهوات گوناگون بیشتر است.لذا مراقبت های بیشتری لازم است.وقتی به دنیا پرستان و سیاست مداران نگاه می کنیم، می بینیم که چگونه برای رسیدن به هدف از هر وسیله و هدف استفاده می کنند.حتی از آرمان ها و شعار های خود برای حفظ قدرت عبور می کنند.

15.وقتی به جهان هستی می نگریم،انسان احساس می کند که جهان در خدمت انسان است.خدا آنها را رام کرده که بشر استفاده کند. جامدات،گیاهان،نباتات ،حیوانات و چرخ و فلک همگی در خدمت انسان هستند.

16.برای هر انسان حدود چهل سال زحمت و هزینه داشته تا از نظر جسمی و عقلی کامل گردد.حال کل مردم جهان را اگر ملا حظه کنیم در طول سالیان دراز از بدو خلقت تا کنون چقد هزینه شده است.آیا فکر می کنید خدا این هزینه ها را بیهوده و برای خود نمایی خلق نموده است. قطعا حکمتی متعالی دارد. به نظر می رسد همه اینها برای آدم شدن ما می باشد .تا خدا از بین آنها گلچین کند.خدا دنبال انسانهای کامل و عاشق خود می باشد.انسان را به یاد نجاری می اندازذ که برای ساخت یک در ،خاکه اره ها ایجاد می گردد. بدیهی است هدف ایجاد در است ولی به تبع آن ضایعاتی دارد.


برداشتهایی از آیات قرآن

آثار ظلم و گناه

1.مدتها بود که می خواستم در خصوص آیات قرآن تدبر و فکر کنم. تا اینکه این فرصت در باز نشستگی برای من حاصل گردید و توفیق پیدا کردم در زمینه خداشناسی و آیات قرآن چند ساعتی وقت بگذارم.شبها بهترین فرصت برای من است.معمولااز ساعت دوازده تا حدود سه شب، وقت خود رابه این دو مورد اختصاص داده ام و برداشت های خود را به تحریر در می آورم. امید است برای خوانندگان مفید باشد.
2.سخنرانی حجه الاسلام آقای رنجبر در زمینه تفسیر قرآن و اشعار مولانا مطلع شدم. ایشان به زبان بسیار ساده و قابل فهم و دقیق به شرح آیات قرآن و دیوان مولوی می پردازد .بنده در قالب دو گروه در تلگرام بتدریج در حال جمع آوری هستم.هر شب با توفیق الهی بدقت دو نوار ویدیویی سخنرانی را در دو زمینه فوق گوش می کنم و یاداشت برداری می کنم.
3.در طول زندگی در یافتم ، دو چیز در سرنوشت انسان بسیار تاثیر گذار است.یکی گناه و دیگری ظلم.گاهی انسان به خود ظلم می کند.با گناه کردن روح و روان و جسم خود و خانواده را به خطر می اندازد.گاهی قومی ظلم و گناه می کنند، به حدی که قرآن برای عبرت ما و سرنوشت و مجازات آنها ،قوم های هود ،لوط،نوح و بنی اسراییل را ذکر می کند.

4.تنها راه نجات و خوشبختی ما در تبعیت از دستورات الهی است.خداوند مرتب با خوشی ها و نا خوشی ها ما را امتحان می کند.در خوشی ها باید شکر گذار و در نا خوشی ها باید صبور باشیم.گاهی امتحان فردی است ، چون قربانی کردن اسماعیل توسط حضرت ابراهیم.گاهی امتحان کردن قومی است ، چون فرستادن مائده آسمانی و نا شکری قوم بنی اسراییل که موجب قطع آن شد.
5.برای آشنایی با معارف الهی، لازم است انسان در خدا شناسی تدبر و تحقیق و فکر کند.لذا باید آنرا از طریق معصومین و اولیای الهی که واسطه حق و انسان هستند و معارف الهی از طریق آینه سینه آنها  به آنها منعکس شده است اخذ نماییم.بهترین کلام الهی در قرآن آمده است . لذا باید در فهم و تدبر و خواندن و بکار بردن آن کوشا باشیم و با یک برنامه منظم و طولانی مدت به تزکیه نفس توام با آشنایی و معارف الهی بپردازیم

دیر فهمیدم که دانش نیست در حمل کتاب
دیر فهمیدم زمان طى شد ومن در منجلاب
تا به کی غافل بمانم اندر این دنیای پست
دیر فهمیدم  که دنیا نیست چیزی جز سراب



یک تجربه

موفقیت ها و پیشرفت های خود را در دوران زندگی به خلاصه اشاره می کنم.شاید برای خوانندگان مفید و راهگشای آیندگان شود.
۱.هرگز اوقات خود را بیهوده تلف نکردم.کوچکترین فرصتی که پیدا می کردم مشغول فکر کردن،نوشتن ،مطالعه و کمک به خانواده و هر کار مفید دیگر می نمودم.بیشترین چیزی که مرا اذیت می کند آنست که احساس کنم وقتم تلف می شود و یا کسی وقت مرا بی جهت بگیرد.لذا سعی می کنم که ابتدا خودم عامل باشم و وقت گرانبهای دیگران را بدون دلیل نگیرم.
۲.کارهای علمی را بصورت گروهی در جلسات هفتگی بطور منظم و با همفکری دانشجویان دکتری و اساتید مشاور که معمولا بین چهار تا پنج نفر هستند انجام می دهم و مباحث آن هفته توسط دانشجو تایپ و مدون ودر جلسه بعد ارایه می گردد که اگر نیاز به تکمیل دارد،بحث شود
۳. با دانشجویان تحت راهنمایی براحتی با استفاده از شبکه های مجازی در ارتباط هستم
و برای هر کدام یک گروه مجازی تشکیل و مطالب جلسه تصویز برداری و در گروه قرار می گیرد.چنانچه اعضای گروه علمی تا فرا رسیدن جلسه نکته ای به ذهنشان خطور کند در گروه قرارمی دهند .بنده یا سایر اعضا پاسخ آنرا در جلسه مطرح یا در گروه می گذارند.
۴.هر شکست و ناراحتی را پله ای برای ترقی خود قرار می دادم.سعی می کردم علل آنرا بیابم و پس از شناسایی آنرا ریشه کن کنم بطوریکه دیگر ذهن مرا مشغول نکند.تا بتوانم به کارهای اساسی خود با آرامش بپردازم.
ه.در برخورد با دیگران سعی می کنم کمتر سخن بگویم مگر احساس کنم ضرورت دارد و می تواند در حل مشکل مفید باشد.سعی می کنم جرقه های که دیگران می زنند و مفید تشخیص می دهم پرورش و شعله ور سازم.
۶.تجربه نشان داده زمانی که چیزی به ذهنم جالب می آید و آنرا پی گیری و کامل می کنم بسیار ارزشمند و مفید است.این را در اشعار و مطالب علمی زیاد تجربه کرده ام. لذا همواره این نکات را در دفترچه الکترونیک ثبت تا در وقت مناسب به آن بپردازم.
۷.اگر انسان در طول زندگی اهداف خود را بطور کلان و در صورت امکان بطور جزیی بصورت مکتوب یا عملی ترسیم و مشخص کند.دستیابی به آنها با توکل و یاری خواستن از خدای متعال مقدور می گردد.باید انسان در انجام آن ،ساز و کارهای آنرا به تدریج و با انگیزه با توجه به امکانات شروع کند.نگرانی بزرگی کار نباشد.در اجرا راهکارهای جدید بدست می آید که کمک به رسیدن به اهد اف می کند.
۸.در انجام امور جاری عجله نمی کنم.همواره با تدبیر و رسیدگی و مشورت پیرامون موضوع تصمییم گیری می کنم.چنانچه به نتیجه ای رسیدم با توکل به خدا، برنامه ریزی برای اجرا ی آن می کنم و دیگر به نتیجه آن فکر نمی کنم که باعث سستی در انجام کار گردد.معمولا تا انجام نهایی آن ،آنرا ابراز و افشا نمی کنم .چون امکان دارد در تصمییم من تاثیر گذار باشد و یا مانع اجرای آن گردد.
۹.دین دارای ظاهر و باطنی است که ظاهر آن اعمال ظاهر، همچون نماز، و باطن آن معنویات، چون اخلاق ، است.دین گریزی وقتی ایجاد می شود که مردم ببینند که مبلغیین و تظاهر کنندگان به دینداری،ظاهر و باطن دین را با هم عامل نیستند.لذا سعی کردم در حد توان ابتدا آگاهی خود را به علوم دینی بالاخص در زمان بازنشستگی بالا ببرم تا بتوانم ضمن نشر معارف اسلامی ، یک تغذیه روحی نیز برای خودم ایجاد گردد.
۱۰.دنیای مادی محدود و دنیای مجازی نامحدود و آسان است.لذا سعی کردم حداکثر استفاده را در جهت نشر مطالب ادبی و علمی خود با استفاده از شبکه های مجازی بکار برم.جهت بهره گیری علاقه مندان کلیه کار های علمی اینجانب در صفحه ریسرچگیت و سایت شخصی،alirejali.ir, قرا داده شده است.حتی کلیه کتابهای چاپ نشده و مقالات علمی چاپ نشده قابل دسترس هستند.ان شا الله صالحات باقیات باشد.
۱۱.یکی دیگر از کارهایی که از کوچکی انجام می دادم، این بود که پس از خواندن یا دیدن و یا شنیدن مطالب مفید آنها را یاداشت و نوت برداری و خلاصه برداری کرده و نظر خود و سوالاتی که به ذهنم می امد می نوشتم.تا در فرصت مناسب کامل و نشر دهم.
۱۲.کلیه اشعارِ اعم ا.ز مثنویات،رباعیات و غزلیات همراه با برداشت های دینی از علامه حسن زاده عاملی و استاد رنجبر و حاشیه ای بر مطالب استاد صمدی عاملی در وبلاگ من به آدرسalirejali.blog.ir،آمده است.

۱۳.یکی از نکاتی که لازم است انسان شناخت نسبی پیدا کند، خدا شناسی است.متاسفانه برداشت های گوناگونی از وجود خدا هست.لذا عملا ما خدای واقعی را ستایش نمی کنیم.اما انتظارات زیادی از خدا داریم.
۱۴.در نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و اشعار مولانا فرازهایی از خداشناسی آمده است.اینجانب در قالب برداشتها، در تلگرام بطور روزانه برداشتهای خود را نشر می دهم.کلیه مطالب فرهنگی و ادبی اینجانب در وبلاک قابل دسترسی است.فایل کامل آنها در ریسرچ گیت آمده است.
۱۵.در زندگی همواره سعی دارم کارهایی را که قبول می کنم به دقت و به نحو احسن انجام دهم.زمانی که مسئو لیت اجرایی داشتم،هر گز از امور علمی خود فاصله نگرفتم.حتی زمانی که قرار بود فرصت مطالعاتی بروم، از سمت معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان استعفا دادم و با اینکه در آن موقع هزینه فرصت مطالعاتی تامین مالی نشد.با قرض گرفتن عازم کانادا شدم.البته بعد از گذشت چند ماه تامین اعتبار شد.در مدت ف صت مطالعاتی توانستم چهار مقاله علمی تدوین نمایم.
۱۶.روزانه بطور متوسط ده ساعت را به امور علمی،اجرایی،فرهنگی حسب زمان خود اختصاص می دادم.زمانی که دوره دکتری را در انگلستان مشغول بودم،بطور متوسط ۱۵ ساعت به امور پژوهشی می پرداختم.الان در دوره باز نشستگی،حدود پنج ساعت به امور پژوهشی و پنج ساعت به امور فرهنگی می پردازم.زمانی که معاونت آموزشی دانشگاه را بعهده داشتم تا دیروقت کارهای اجرایی را انجام می دا م،بطور متوسط روزانه ده ساعت به کارهای اجرایی مشغول بودم.
۱۷.در کارهای اجرایی همواره مدافع حقوق زیر مجموعه و ارباب رجوع بودم.اعتقاد دارم مردم با پی گیری دنبال حقوق خود هستند.چه بهتر در اولین فرصت کار ارباب رجوع انجام گردد تا هم او راَضی باشد و دعای او بدرقه کارمند گردد.
۱۸.در زمان مسیولیت های اجرای کارتابل اجرایی را سعی می کردم در همان روز ببینم و دستورات لازم را بدهم.چنانچه مقدور نبود به منزل می آوردم و پس از استراحت بررسی می کردم.بطوریکه کارها معطل نگردد و انباشته نگردد.
۱۹.در تشکیل بسیج اساتید همکاری می کردم و در تنظیم و راه اندازی آن نقش داشتم.عضو شورای مرکزی بسیج اساتید بودم و باتفاق سایر برادران در جلسات گوناگون شرکت می کردم.
۲۰.هر کاری که قبول می کردم سعی می کردم به نحو احسن انجوم دهم و اگر احساس می کردم که حضور من ضرورتی ندارد و یا امکان فعالیت نیست استعفا می دادم.
۲۱.فعالیت های فرهنگی خارج از دانشگاه نیز داشتم.چند سالی در هیات امنای مسجد محل فعالیت می کردم.امور عمرانی مسجد را پی گیری کرده و با عنایتی که اهالی داشتند قادر شدیم ساختمان مسجد را کامل کنیم.

۲۲.معمولا ایام ماه مبارک رمضان، به مشهد مقدس می روم.در صورت امکان یک ماه آنجا هستم.همچنین برای سال تحویل نیز معمولا به مشهد رفته ودرسخنرانی سالانه رهبر معظم انقلاب شرکت می کردم.
۲۳.علاقه خاصی به شرکت در جلسات مذهبی داشتم،بالاخص در ایام محرم ،در جلسات عزاداری آقا امام حسین هر شب شرکت می کردم.به خاطر داشتم در زمانی که معاونت آموزشی در دانشگاه شهر کرد را داشتم، عصرها به اصفهان می آمدم وشبها به شهر کرد بر می گشتم تا امکان شرکت در جلسات عزاراداری ها باشد.
۲۴.د ر جلسات آیت الله ناصری در مسجد کمر زری شرکت می کردم و از سخنرانی های ایشان یاداشت برداری می کردم.ضمنا در دروس اخلاق آیت الله مظاهری در مسجد حکیم شرکت می کردم.در فرصت مناسب،بعضی از آنها را به شعر تبدیل می نمودم.
۲۵.اولین شعری که سرودم و حدود دو ماه طول کشید ،فرازهایی از زیارت آل یاسین بود که آن رابه شعربا وزن ساده زیر گفتم .این شعر با بیت زیر به پایان می رسد.
گفتم رجالیا پس،بر بندگی است امکان
گفتا که سر این راز، در پرده ای ایست پنهان
متن کامل این شعر در وبلاگ اینجانب و یا در کتاب شعر اینجانب تحت عنوان نوای دل،با عنوان گفتگو، با آقا امام زمان ،آمده است.
۲۶.جلسات هفتگی قرائت و آموزش قرآن در صبحهای جمعه در منزل خود بر گزار می کردم.ضمنا دعای ندبه هم خوانده می شد.در پایان تفسیر قرآن توسط یکی از اساتید قرآن گفته می شد. بعلاوه برای تشویق نوجوانان محل جوایزی می دادم.

۲۷.در اینستا گرام صفحه ای دارم که حاوی تصاویر زیبا و دیدنی است.البته در سایت شخصی اینجانب نیز تصاویر بیشتری جمع آوری شده است.
ali.rejali00. آدرس اینستاگرام
alirejali.ir آدرس سایت
همچنین برگزیده ای از رباعیات اینجاب در اینستاگرام آورده شده است.
۲۸.مدتی در فیس بوک فعالیت های فرهنگی داشتم.در آنجا مطالب گوناگون اعم از انواع اشعار، متن های ادبی وجود دارد.بعد از اینکه استقبال مردم به تلگرام پدید آمد.فعالیت خود را متمرکز به این پیام رسان کردم.چندین کانال فرهنگی ، اجتماعی،تحلیلی، دانشجویی، وفامیلی دایر نمودم.مدتی هم که این پیام رسان در ایران فعالیت رسمی نداشت .از پیام رسان سروش استفاده می کردم.
۲۹.دو کانال تخصصی دارم که یکی از آنها اختصاص به کتابخانه آنالیز هارمونیک مجرد که کلیه مقالات و کتابهای خارجی و داخلی را شامل می شود که در طول خدمت جمع آوری کرده ام.کانال دیگری با همکاری یکی از دانشجویان دکتری ایجاد شده که حدود هزار عضو دارد.در اینجا اخبار ،معرفی ریاضی دانان،کتابهای ریاضی،و مقالات علمی نویسندگان جمع آوری شده است.
آدرس :
@harmoniclib
۳۰.یک گروه دانشجویان و فارغ التحصیلان دایر نمودم.در این گروه دانشجویان تحصیلات تکمیلی و اساتید ریاضی عضویت دارند.هدف از تشکیل این گروه ارتقای سطح علمی و فرهنگی دانشجویان ریاضی و اساتید محترم است.بعلاوه بدینوسیله ارتباط خود با همکاران و دوستان قطع نمی گردد و بعضا به سوالات آنها پاسخ می دهم.

۳۱.کشور های گوناگونی را رفته ام که خاطرات آنها را به تدریج بیان می کنم.به عراق و عربستان برای زیارت و سفر حج مسافرت کرده ام.توفیق پیدا کردم سه مرتبه در هر یک سفر کنم.دو سفر عمره در ماه مبارک و یک حج تمتع داشتم.به یاد دارم، با خود زمزمه می کردم کاشکی فرصتی پیدا می شد که قدری به خود در ماه مبارک برسم.وقتی به دانشگاه شهرکرد رفتم،معاون مالی وقت گفت یک فرصت برای حج باقی مانده است و امروز آخرین روز اعلام آن می باشد .لذا اعلام آمادگی کردم وبه مکه رفتم.سال بعد هم در همین ایام، توفیق سفر حج فراهم شد.
۳۲.چیزی که در زندگی به آن رسیده ام اینکه اینقدر در گیر دنیا شده ایم،که نقش خدا را در زندگی فراموش کرده ایم.اگر چیزی را از خدا با خلوص و جدی بخواهیم با بهترین حالت به انسان می دهد.آنقدر که یک مسئول اداره را کار گشا می دانیم،خدا را قادر نمی دانیم.
۳۳.وقتی ما رابه مهمانی دعوت می کنند و یا خودمان می خواهیم، قبلا با میزبان هما هنگ می کنیم.اما برای رفتن منزل والدین حداکثر خبر می دهیم.اما برای زیارت چهاده معصوم کافی است نیت کنیم و بخواهیم ، معمولا زمینه آن براحتی تامین و ایجاد می شود .
۳۳.ما بعضی اوقات از خدا گله می کنیم که چرا اینقدر ما را دچار مشکلات و سختی های گو ناگون قرار می دهد.خداوند می فرمایند ما شما را به شکل های گوناگون مورد امتحان قرار می دهیم.خوشا به حال کسانی که در این امتحانات قبول شوند که هم ساخته می شوند ومی فهمند که خدا همه کاره است.۳۴.صحبت با خدا خیلی راحت است کافی است نیت به یک کار نیک و پسندیده کنید.او خودش آنرا به نحو عالی عملی می کند. دنیا دار امتحان است.لذا نباید در برابر مشکلات نگران شویم بلکه سعی کنیم با صبر و تحمل آنها را حل کنیم.

۳۷.دوران کارشناسی و کارشناسی ارشد رتبه اول بودم. موضوع تحقیق دوره دکتری زمان بر و مدت بورس ما تمام شده بود.استاد راهنما هم اجازه دفاع نمی داد.شرایط سختی داشتم.برادرمان آقای دکتر اسفندیاری فرمودند ،گاهی خدا شرایطی برای انسان ایجاد می کند که می خواهد ما به سوی او برویم و دچار غرور و تکبر نگردیم.ایشان می گفتند وقتی من دچار مشکلی می شوم و راهی ندارم زیارت عاشورا و دعای توسل را نذر می کنم که مدتی بخوانم.بنده هم یک ماهی این کار را انجام دادم.خدا شاهد است که مسایل و مشکلات یکی پس از دیگری حل شد و پایان نامه قابل دفاع شد بطوریکه جلسه دفاعیه حدود ده دقیقه بیشتر طول نکشید و داوران با نمره عالی آنرا قبول کردند و جایزه فلت ریاضی انگلستان را کسب نمودم و اولین مقاله من در مجله لندن چاپ شد و بعنوان ریاضی دان جوان جهان در آن سال از طرف انجمن ریاضی دانان جهان معرفی شده و مقاله خود را در ژاپن ارایه کردم.تا کنون هشت مقاله از پایان نامه دکتری خود چاپ نموده ام.لذا دست خدا را کاملا در این کار حس کردم.لذا تصمیم گرفتم که در مانده عمر اگر لیاقت دارم خود را وقف خدا کنم و در اعتلای کشور و تبلیع دین و مذهبم و ادای وظیفه حداکثر تلاش خود را انجام دهم.یک هفته پس از دفاع به کشور برگشتم و تلاش کردم در تربیت دانشجوی دکتری اقدام کنم.من باتفاق آقای دکتر زعفرانی دو دانشجوی دکتری را پذیرفتیم و اولین دوره دکتری ریاضی را در دانشگاه اصفهان راه اندازی کردیم.
.۳۸.درمدتی که معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان را عهده دار بودم ،تحصیلات تکمیلی دانشگاه را با همکاری آقای دکتر طالبی تشکیل و ساماندهی کردیم.حدود صد نفر از متدینین در مقطع کارشناسی ارشد را با هماهنگی وزارت علوم بورسیه نمودم.با پی گیری های که انجام دادم ،حدود پانزده گروه آموزشی اعلام آمادگی برای دایر نمودن دوره دکتری شدند.الحمد الله این تلاشها هم اکنون به ثمر نشسته است.

در این قسمت خلاصه ای از فعالیت های یکساله خود در معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان را بیان می کنم.
۳۵.زمانی که مسئولیت پژوهشی را عهده دار شدم.در ابتدا شوراهای گو ناگون همچون شورای کتابخانه،انتشارات ونسخ خطی از صاحب نظران دانشگاه تشکیل و امور پژوهشی را سر و سامان دادم.
۳۶.چاپخانه دانشگاه را فعال نمودم بطوریکه انتشارات دانشگاه رتبه اول را بین دانشگاه ها کسب نمود.بعلاوه برای حفظ نسخ خطی،آنها را عکس برداری کردم و چند نسخه از آنها را چاپ نمودم.
۳۷.ورود و خروج افراد به کتابخانه و دسترسی آسان به کتابها را فراهم نمودم.بعلاوه کتابهای راکد بیرون کتابخانه را به کتابخانه آوردم و چندین کتابخانه شخصی را خریداری نمودم.موزه ای از آثار ارزشمند در دانشگاه را تشکیل دادم.بعلاوه زمینه خرید کتابهای مورد نیاز کتابخانه های گروه ها و دانشکده ها را فراهم نمودم.
۳۸.مجلات داخلی و بین المللی را حمایت نمودم.تلاش نمودم که چندین مجله به زبان انگلیسی راه اندازی شود.و مقدمات آنها را پی گیری و انجام دادم .مجله مهندسی در آن موقع شکل گرفت.
۳۹.گروه های پژوهشی را فعال نمودم.محلی برای استقرای آنها در پژوهشی در نظر گرفتم.
۴۰.دبیری علمی اصفهان پایتخت فرهنگی را بعهده داشتم.با تلاش فراوان و دعوت سخنرانان چندین کنفرانس علمی را ساماندهی و در طول یک هفته برگزار نمودم.
در پایان یکسال ترجیح دادم که مسئولیت
پژوهشی را واگذار نمایم و به امور علمی خود بیشتر بپردازم.لذا از سمت خود استعفا دادم.

اکنون که تجارب دوران زندگی خود را به تحریر می آورم در زمان بازنشستگی است.اعتقاد بنده این است که تجارب دیگران ، گذشتگان و تاریخ ، چراغ و راهنمایی برا ی آیندگان است.امید است برداشتهای دیگری مبنی بر خود ستایی نگردد.
۴۱.برای برقراری ارتباط بیشتر و همبستگی در خانواده پدری، یک گروه مجازی تشکیل دادم که استقبال خوبی از آن شد.در این گروه عزیزان دیدگاه های خود را مطرح و پیام های خانوادگی رد و بدل می شود.در حقیقت یک صله رحم مجازی است.
۴۲.با تشکیل یک آلبوم عکس فامیلی پدر ،عکس های خانوادگی فامیل پدرکه قابل پخش بود جمع آوری شد.بدینوسیله خاطره ها بار دیگر زنده شد.همه اعضا همکاری کردند و آلبوم کاملی تشکیل شد.
۴۳.در مسئولیت های اجرایی که می پذیرفتم.ابتدا بررسی می کردم که آیا امکان انجام وظیفه وجود دارم و شرایط آن سمت را دارم.سپس قبول می کردم.ریاست دانشگاه کاشان را برای من صادر کرده بودند.وزیر وقت
مرا خواست که حکم را تحویل دهد.به او گفتم ترجیح می دهم یکی از اساتید آن دانشگاه این مسئولیت را قبول کند و قبول نکردم.لذا فرد دیگری را پیشنهاد نمودم که از اساتید آنجا بود.
۴۴. پایین یا بالا بودن مسئولیت برایم مهم نبود.اگر باری به زمین بود، سعی می کردم بردارم.یک روز مدیر گروه ریاضی،یک روز معاون دانشگاه اصفهان و یا دانشگاه شهرکرد و روزی دیگر مسئول مرکز پیام نور اصفهان بود م .در هر مسئولیت اجرایی یک تحول و اثری ماندگار از خود بجا گذاشتم.

۴۹.در طول عمرم حدود سیزده سال کارهای اجرایی داشتم.البته در بسیاری جلسات شوراهای گوناگون دانشگاهی و غیر دانشگاهی شرکت داشتم.همواره سعی کردم از جناح بندی ها فاصله بگیرم و در اکثر دولت ها با سلایق مختلف بطور مستقیم یا غیر مسئولیت داشتم.
۵۰.بنده اعتقاد به درست روی دارم. باید خط مستقیم ک همان خط چهاره معصوم است، خط مشی افراد در زندگی باشد.برای مثال، امانتی را به شما می دهند که به مقصد برسانید.جاده ای که در پیش دارید، گاهی اتوبان است ،گاهی باریک است و گاهی پر از دست انداز است.راننده عاقل و دانا با توجه به وضعیت جاده سرعت خود را تنطیم می کند.دسته بندی های ما معمولا ریشه در هوای نفس و خود خواهی ها دارد.باید با احتیاط و شناخت کامل در جمعیت ها عضو شد.
۵۱.ما خدا را داریم که بهترین راهنمای ماست.او توسط پیامبران و چهاره معصوم پیام خود را و راه صحیج را به ما می رسانند.در غیاب آنها آثار آنها و انسان های صالح و مر اجع دینی و مبلغین دین هستند که سخنان آنان را به ما می رسانند.اگر خوب توجه کنیم ،دین دستورالعمل آدم شدن و راه درست انتخاب کردن را به ما می آموزد.متاسفانه افرادی آگاهانه یا ناخود آگاه این چراع هدایت را تاریک جلوه می دهند.اما نمی توان خورشید را در طولانی مدت پشت ابرها نگه داشت.خورشید می درخشد و موانع خود را از سر راه برداشته وذوب می کند.
۵۲.به نطر من یک مسئول باید همانند یک پدر خانواده عمل کند.در یک خانواده معمولا فرزندان با سلایق گوناگون هستند.والدین همه آنها را دوست دارند و همانند گل های یک باغ تنوع آنها باعث زیبایی باغ می گردد.هر گز بین بچه ها فرق نمی گذارند.حتی اگر یکی از آنها را بیشتر دوست داشته باشد ،ابراز نمی کنند.حتی تنبیه آنها سازندگی را در بر دارد.
برخود باید همانند خارج کردن یک غده سرطانی در بدن باشد .لذا اگر در ابتدا موجب ناراحتی است، اما در نهایت سلامتی را به انسان بر می گرداند
شیعه خطش،خط شاه کربلاست
جوهرش خون و قلم تیغ. لاست.

۵۳.در مدت دو سالی که مدیریت مرکز اصفهان را به عهده داشتم.در ابتدا امور داخلی مر کز را سر و سامان دادم. ضمنا سه واحد پیام نور کوهپایه، دولت آباد و شاهین شهر زیر نظر مر کز اصفهان راه اندازی کردم.
۵۴.مسابقات سراسری حفظ و قرائت دانشجویان پیام نور سراسر کشور را با همکاری دارالقرآن اصفهان در حدود یک هفته برگزار کردم.یک سالن بزرگ را تجهیز کردم بطوریکه بتوان مراسم را در آنجا افتتاح نمود.
۵۵.با توجه به کمبود فضای آموزشی،با صرفه جویی اقدام به ایجاد یک ساختمان چند طبقه برای امور آموزشی نمودم.به یاد دارم حدود پانصد صندلی که برای بر گزاری امتحانات سراسری از رده خارج شده بود باز سازی و به مجموعه اضافه کردم.
۵۶.با بررسی های بعمل آمده،تعداد رشته های آموزشی را افزایش دادم.بعضی از رشته چون کامپیوتر را تجهیز نمودم.سعی شد رشته مورد نیاز جامعه در اولویت باشد.تعدادی هیات علمی نیز جذب نمودم.
۵۷.در پایان دوره ، به فرصت مطالعاتی به کشور استرالیا رفتم.در مجموع ، در حد توان حداکثر تلاش خود را انجام دادم.اگر چه منطقه پیام نور کمتر همکاری لازم را با بنده بعمل می آورد.

این میز که می بینی، گاه از من و گاه از تو
پاینده نخواهد ماند، خواه از من وخواه از تو

۵۸.یکی از راههای که به انسان آرامش می دهد،این است که انسان قسمتی از وقت خود را به نوشتن اختصاص دهد.بنده به موازات مطالعه و پس از درک مطلبی ،سعی می کنم به زبان و قلم خود آنها را پیاده کنم.گویند اگر علم را خواستید، همانند کبوتر پایبند کنید، آنرا بنویسید.تجربه نشان می دهد که نوشتن ها با گذشت زمان به تدریج کامل می شود.بنده در دوران دانشجویی،مقالاتی که می خواندم ،برداشت خود را را در صفحه مقابل آن مقاله می نوشتم.اگر انسان بخواهد کارهای پژوهشی ارزنده کند،باید برداشتهای خود، چون قطرات باران پشت سد جمع کند، تا آب لبریز گردد و عجله در چاپ ناقص مطلب نکند و اجازه دهد تا موضوع با گذر زمان پخته و کامل و قابل ارایه شود.همواره طرح درس خود را از یک هفته قبل آماده می کردم ،برای اینکه با اضطراب آن تهیه نشده باشد.
۵۹.دوران دانشجویی، همواره پس از تدریس استاد درس،شب هنگام مطالعه و مطالب جانبی حول موضوع را می خواندم.این باعث می شد که اشراف و دید بهتری نسبت به موضوع پیدا کنم.در شب امتحان یا مطالعه نمی کردم و یا بکار دیگری مشغول بودم.زیرا انسان نباید خود را در موقع امتحان خسته کند.بلکه همانند یک ورزشکار تمرینات خود را باید قبلا انجام داده باشد. در دوران دبیرستان،به کتابخانه چهارباغ می رفتم و عصرها کتاب های جانبی ریاضی را می خوانم.
۶۰.علاقه خاصی به جمع آوری کتابهای ریاضی داشتم و سعی می کردم یک کپی از آنها را داشته باشم.الان یک کتابخانه ریاضی شخصی در منزل دارم.همچنین یک کتابخانه از کتابهای شعرا وکتابهای مذهبی و اجتماعی،بالاخص آثار علامه حسن زاده و شاگرد توانای ایشان آقای صمدی دارم.

دیر فهمیدم که دانش نیست در حمل کتاب
دیر فهمیدم زمان طى شد ومن در منجلاب
تا به کی غافل بمانم اندر این دنیای پست
دیر فهمیدم  که دنیا نیست چیزی جز سراب

در این قسمت خلاصه ای از خاطرات سفر به استرالیا جهت گذراندن دوره فر صت مطالعاتی را بیان می کنم.
۶۱.حدود نه ماه در دانشگاه نیوکاسل استرالیا با پروفسور ویلیس ،شاگرد پروفسور جانسون، کار های تحقیقاتی مشترک داشتیم .در این مدت یک مقاله مشترک تهیه نمودیم.با همکاری دکتر عبدالهی، آنرا در ایران تکمیل و آن در مجله ایلینیوز امریکا چاپ شد.لازم به ذکر است که پس از یک هفته موفق به اخذ پذیرش شدیم.
۶۲.زمانی که وارد شهر نیو کاسل شدیم .مدتی را در منزل یکی از دوستان دانشگاهی اصفهان که در نیوکاسل مستقر بود گذراندیم.
با عنایت به داشتن چهار فرزند،منزل مناسب برای اجاره نبود.لذا پروفسور ویلیس خود منزلی از طرف ما اجاره کرد و ما در آن مستقر شدیم.
۶۳.پسر بزرگتر در کلاس زبان شرکت می کرد.او تازه دیپلم گرفته بود.لذا پس از شش ماه وارد دانشگاه نیوکاسل شد و در رشته الکترونیک ادامه تحصیل داد.پس از دو سال او تحصیلات خود را در ایران ادامه داد. در هنگام برگشت منزلی در نیوکاسل برای او تهیه
و خودمان به ایران باز گشتیم.سایر فرزندان هم در دبستان و دبیرستان مشغول به تحصیل شدند.
۶۴.موضوع تحقیقاتی خود با پروفسور ویلیس را در ایران دنبال می کنم .هم اکنون یک پروژه مشترک با او و دو نفر دانشجویان دکتری داریم.حدود ده مقاله تا کنون در زمینه پیکر بندی که مو ضوع تحقیق است چاپ شده است.بعلاوه سه دانشجوی دکتری در این زمینه فارغ التحصیل شد ند و یک نفر دیگر هم اکنون روی این موضوع کار می کند.
۶۵.در مدت فرصت مطالعاتی هر روز از صبح تا عصر در دانشگاه نیوکاسل مشغول تحقیق و مظالعه بودم و مقالات و کتابهای مورد نیاز برای ادامه تحقیق را در این مدت فراهم کردم.
۶۶.فرصت مطالعاتی ،فرصت بسیا خوبی برای بروز کردن اطلاعات علمی فرد و آشنا شدن از نزدیک با دانشمندان در زمینه تحقیق است.در این مدت ضمن شرکت در یک سمینار تخصصی،از نزدیک با صاحب نظران در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد همچون پروفسور دیلز،رید،لوی،رندی و قهرمانی آشنا شدم.

در این قسمت خاطرات خود را در مدتی که در دانشگاه آلبرتای کانادا در فرصت مطالعاتی بودم ، بیان می کنم.

۶۷.اولین فرصت مطالعاتی خود را در دانشگاه آلبرتا گذراندم.پروفسور لائو در آنجا سمینار های هفتگی داشت.من در آن جلسات شرکت می کردم.مدعوین که به گروه ریاضی دانشگاه می آمدند ، یک سخنرانی ارائه می کردند.دکتر ریاضی و دکتر دزی نو تو شوی از میهمانان آن سال بودند.من هم یک سخنرانی نیم ساعته داشتم.

۶۸.پروفسور لائو ،معمولا با مدعوین در کار مشترک شرکت نمی کرد مگر زمینه تحقیق یکسان با او داشته باشند.در مدتی که آنجا بودم،توانستم روی یک شاخه جدید در آنالیز هارمونیک مجرد روی گروه های تو پولوژیکی کار کنم.در آن مدت چهار مقاله تدوین نمودم.

۶۹.گروه ریاضی آنجا ،یک کتابخانه مجهز و کاملی داشت.کلید کتابخانه و ساختمان گروه را هم در اختیار گذاشته بودند.لذا اکثر اوقات ،حتی تعطیلات آنجا بودم.اگر مقاله ای می خواستم ،با در خواست خود حداکثر یک هفته بعد قابل وصول بود.

۷۰.کارهای روزمره و خرید های جزیی توسط همسر خانواده ها بطور گروهی انجام می شد.خرید های عمده در آخر هفته با مشارکت اینجانب و دوستان انجام می شد.

۷۱.آب و هوای شهر،در چند ماه به حدود ۲۰ درجه زیر صفر می رسید.اما امکانات گرمایشی آنها در محل کار،خرید ،منزل و اتوبوس به گونه ای بود که ما کمتر در هوای آزاد در فصل سرمای شدید بودیم.سیستم گرمایشی در منازل از طریق پنجره های زیر زمینی تامین می شد.بطوریکه در دمای زیر صفر ما نگرانی سرما را نداشتیم.

۷۲.برای رفتن به آلبرتا، ما چندین پرواز عوض کردیم و بیش از یک روز در پرواز بودیم.حتی در کانادا دو پرواز داشتیم.روز و شب در آنجا بر خلاف روز و شب در ایران بود.زمانی که پروفسور لائو به دیدن ما آمد ما در خواب آلودگی بودیم.پس از مدتی عادت کردیم.


در ذیل بعضی از خصوصیات رفتاری و گفتاری والدین خود را عرض می کنم.

۷۳.بنده در یک خانواده متوسط و مذهبی بدنیا آمدم. رفتار والدین در شکل گیری شخصیت حقیر نقش بسزایی داشت.بیاد ندارم که حتی یک مرتبه مرا تنبیه بدنی کرده باشند.همواره مرا تشویق می کردند و انتظار داشتند که به مراتب علمی بالا برسم.

۷۴.نقش مادرم در پرورش و تربیت بنده بسیار زیاد بود.به یاد دارم با توجه به فاصله منزل تا دبیرستان ادب که یکی از بهترین دبیرستان ها در آن زمان بود ،تلاش بسیار نمودند تا مرا در آنجا ثبت نام کنند. بخاطر بیماری پدرم،بار مسئولیت بدوش او بود.دیگران او را شیر زن می گفتند.یاد ندارم چیزی را از خدا بخواهد و مستجاب نشود.بسیاری از پرچم های عزاداری امام حسین را ،پس از نوشتن، ایشان می دوختند.

۷۵.در اواخر عمر ،پدرم افتاده شده بود.حقیر در حد توان و فرصت از ایشان مراقبت می کردم.ولی همسرم نقش بسزایی در غیاب بنده در پذیرایی و مراقبت از ایشان بعهده داشت.روحش شاد.ایشان نمازشبش ترک نمی شد و زود به رحمت ایزدی پیوست.او معلم اخلاق و عرفان بود.ایشان نیز نقش بسزایی در طول زندگی با من داشتند.پس از فوت پدر ، احساس کردم خدا این عنایت را به من کرده که برای اهل بیت شعر بسرایم و قلم بزنم.شعری در وصف ایشان سروده ام که در زیر آمده است.


دریغا اسوه ای ایثارمان رفت   

 ز محفل محرم اسرارمان رفت

شفیق و رهنما فرزانه همسر   

  بهین استاد خوش گفتارمان رفت


مرامش در خور صد افرین​ بود    

   چو گل در جمع یاران بهترین بود

صبور و با صفا و با کرامت 

   دوای درد دلهای غمین بود


گل بی خار گلزار محبت  

  به حق سر چشمه ی انوار رافت

به هر سختی مرا آرامش  ​جان 

     چو باران بهاری با طراوت 


ز جان شیدای آل مصطفی بود

       گدای آستان مر تضی بود

شود محشور با زهرای اطهر    

    که عمری چاکر خیر النسا بود


   فلک از کف ربودی گوهرم را ​   

     شکستی بی وفا بال و پرم را

تو چیدی آن گل خوش عطر و بو را

    جدا کردی ز جانم دلبرم را


    دو صد افسوس جانم را ربودی​  

       صفای خانمان را ربودی

زهجرش محفل ما گشته خاموش  

    ز من روح و روانم را ربودی


  به یکباره گرفتی یار ما را​     

     جدا کردی ز ما دلدار ما را

ز ماتم ساغرم لبریز کردی 

      نکردی رحم حال زار ما را


بدیدم مرغک بشکسته بالی    

     کنار تربتش روزی رجالی

شنیدم با دل پر غصه می گفت 

  نماند از او به جز یک جای خالی


خدایا قبر او پر نور گردان      

  ورا با فاطمه محشور گردان

گذشتن از صراط و وادی حشر   

    برایش از کرم میسور گردان


 مطیع امر حق در هر غمی بود  

     عزیز و مهربان و گوهری  بود

نوای اهل حق را شد پذیرا    

     گل پر پر شده را همسری بود


   عجب رسمی خدا دارد بشر را ​

      که ما غافل ز اسرار و بصر را

اگر صاحب جمال و اقتداری 

     برد سوی خودش در یک نظر را


بیا ای اهل شور و با لیاقت   

    پذیرا می شوی روز قیامت

مکن حق را ز افکارت فراموش 

     چو خواهی نزد او لطف و سعادت


در این قسمت نکاتی را در رابطه با فعالیت خود در گروه ریاضی اشاره می کنم.
۷۶.حدود سی و هشت سال در گروه ریاضی خدمت کردم.در دوره تحصیل در کارشناسی در دانشگاه اصفهان ، حل تمرین دروس ریاضیات عمومی را بعهده داشتم. اواخر دوره ،مصادف شد با تظاهرات در دانشگاه و شروع انقلاب اسلامی.لذابه خاطر عدم حضور در کلاس،تحصیلات من یک ترم تحصیلی به تاخیر افتاد و در بهمن ماه ۱۳۵۷ فارغ التحصیل شدم.
۷۷.پس از اخذ کارشناسی در گروه ریاضی بعنوان کمک مربی استخدام شدم.قرار بود با استفاده از بورس تحصیلی عازم آمریکا در دانشگاه U.C.L.A.شوم.پذیرش هم اخذ کرده بودم.زمان رفتن مصادف با تسخیر سفارت امریکا شد.لذا امکان ادامه تحصیل مقدور نشد.
۷۸.تصمیم گرفتم در داخل کشور ادامه تحصیل دهم.در دانشگاه های اهواز،شیراز و صنعتی تهران در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شدم.لذا در دانشگاه صنعتی یک ترم مشغول تحصیل شدم.بخاطر انقلاب فرهنگی، دانشگاه ها تعطیل گردید.لدا تصمیم گرفتم در خارج از کشور ادامه تحصیل دهم.با بورسی که از طرف وزارت علوم به من داده شد، تحصیلات خود را در دانشگاه شفیلد انگلستان ادامه دادم.یک سال کارشناسی ارشد و چهار سال دوره دکتری طول کشید.
۷۹.در هر ترم تحصیلی یک یا دو درس جدیددر دانشگاه اصفهان تدریس می کردم.فکر کنم حدود چهل درس در رابطه با آنالیز هارمونیک،آنالیز تابعی و آنالیز حقیقی را در مقطع تحصیلات تکمیلی و کارشناسی تدریس نمودم. اکثر دروس کارشناسی در زمینه توپولوزی و آنالیز و ریاضیات عمومی راچندین بار تدریس نموده ام.
۸۰.در دوران بازنشستگی معمولا هر روز حدود چهار ساعت بعد از ظهر ها در گروه ریاضی حضور دارم و مشعول راهنمایی دانشجویان تحت راهنمایی خود هستم بطوریکه بتوانم مسئولیتی که در قبال پذیرش آنها قبول کرده ام را کامل کنم وخدشه ای در تحصیلات آنها پیش نیاید.


در این قسمت نکاتی را در رابطه با دانشجویان تحصیلات تکمیلی تحت راهنمایی خود ذکر می کنم.
۸۱.ان شا الله بتوانم با دانشجویان دکتری که تحت راهنمایی دارم ،تعداد ۲۰ نفر را فارغ التحصیل کنم.بعضی از فارغ التحصیلان به مرتبه استادی رسیده اند و شاگردانشان هم اکنون دارای دانشجوی دکتری هستند.همچون دکتر نصر اصفهانی که در زمان فراغت از تحصیل حدود هشت مقاله در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد داشت.ایشان یک گروه پژوهشی در دانشگاه صنعتی اصفهان دایر نمود و اولین سمینار تخصصی آنالیز هارمونیک را آنجا بر گزار کرد.هم اکنون در انجمن ریاضی ایران ، در گروه آنالیز هارمونیک فعالیت دارد.
۸۲. حدود ۶۰ دانشجوی کارشناسی ارشد را فارغ التحصیل نموده ام .بیشترین نمره پایان نامه در دوره کارشناسی ارشد را آقای دکتر اعظم استاد تمام گروه ریاضی با راهنمایی اینجانب با نمره ۲۰ گذراندند . بیشترین نمره پایان نامه دکتری را آقای دکتر سلیمانی با نمره۱۸.۹۸ دفاع نمودند.هم اکنون با ایشان تحت عناوین استاد مشاور،پروژه های تحقیقاتی و دوره پسا دکتری با هم همکاری داریم.
۸۳.خانم دکتر رهنما،دانشجوی دکتری تحت راهنمایی اینجانب با مشاورت خانم دکتر ابطحی از همکاران گروه ریاضی ،دوره دکتری خود را با نمره عالی گذراندند و با ایشان نیز یک دوره پسا دکتری داشتم که حاصل تحقیقات با ایشان منجر به دو مقاله گردید.
۸۴.خانم دکتر ابطحی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه صنعتی اصفهان و دوره دکتری خود را زیر نظر اینجانب به پایان رساندند.ایشان هم اکنون دانشیار گروه ریاضی هستند وپروژه هایی با اساتید خارج از کشور همکاری دارند.چندین دانشجوی دکتری تحت راهنمایی اینجانب با مشاورت ایشان بوده است.مقدمات ایجاد یک مجله تخصصی در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد با همکاری ایشان فراهم شده است.پذیرش مقاله در این مجله همزمان ّبا باز نشستگی اینجانب شد.امید است گروه ریاضی با همکاری ایشان نسبت به راه اندازی آن اقدام موثر بعمل آورند.چون مجله تخصصی خاص در این زمینه در جهان وجود ندارد.

در این قسمت نکاتی را که در مدتی که درجذب هیات علمی فعالیت داشتم،اشاره می کنم.
۸۵.به مدت سه سال در بررسی صلاحیت علمی اساتید جهت جذب در دانشگاه اصفهان با حکمی که از طرف وزارت علوم صادر شده بود باتفاق جمعی از اساتید دانشگاه فعالیت داشتم.
۸۶.اینجانب مسئول هماهنگی کمیته بررسی صلاحیت ها بودم و در جلسات هیات جذب معمولا شرکت می کردم و یا نظر کار گروه را منعکس می کردم.
۸۷.ضمنا از طرف هیئت جذب دانشگاه به نمایندگی در کمیسیون ماده ۲ ،در امور فرهنگی، ارتقای اعضای هیات علمی شر کت می کردم.
۸۸.در این مدت از بین بررسی حدود سیصد پرونده ،انگشت شمار پرونده وجود داشت که مورد تائید قرار نمی گرفت.
۸۹.هر یک از اعضا نظر خود را بطور مستقل در قالب فرمی منعکس می کردند و بنده هیچگونه اعمال نظری نمی کردم وتنها نظارت بر حسن اجرا می کردم.معمولا نظرات نزدیک به هم بود.
۹۰.چندین بار اتفاق می افتاد که نظر جمع متمایز با نظر تحقیقات استانی بود.در هر صورت نظر اکثریت را منعکس می کردیم.اگر لازم می شد بررسی بیشتری می کردیم که حق کسی ضایع نگردد.
۹۱.کسانی که در ابتدا در جلسه حضور پیدا می کردند،معمولا اضطراب داشتند.اما در پایان با روی خندان جلسه را ترک می گفتند.احساس اینجانب این بود که یک آرامش نسبی در این خصوص در دانشگاه بوجود آمده بود و عزیزانی که مراجعه می کردند به این نتیجه می رسیدند که جز رضای حق تعالی و انجام وظیفه از هر گونه خط بازی و جهت گیری سیاسی اعضا پرهیز می کنند.
۹۲. اگر چه این قضاوت ها بسیار حساس و سرنوشت ساز بود. کسانی که عمری را به امور علمی پرداخته بودند.کوچکترین خطا در قضاوت در آینده و سرنوشت افراد تاثیر گذار بو د.لذا حد اکثر دقت بعمل می آمد.امید است رضای حق تعالی را در انجام این وظیفه خطیر کسب کرده باشیم.ان شا الله

در این قسمت به پاره ای از تالیفات و آثار علمی خود می پردازم.

۹۳.چند سالی مشغول تدوین یک دایره المعارفی در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد و کاربردهای آن در زمینه جبر های باناخ بودم.لذا در ابتدا انواع جبر های باناخ و خواص اصلی آنها را روی گروهها و نیم گروه ها در مجموعه ای بنام 


Abstract Harmonic Analysis on groups and semigrous

جمع آوری نمودم.علاقه مندان می توانند در ریسرچ گیت به آدرس زیر کلیه تالیفات بنده را ملاحظه کنند.


www.researchgate.net/profile/Ali_Rejali2/contributions

۹۴.پس از بازگشت از فرصت مطالعاتی از کانادا و تدریس نظریه نمایشها روی گروه ها مجموعه ای زیر را تدوین نمودم.


Lecture Notes on Abstract Harmonic Analysis (Representation theory on groups)

۹۵.یکی از جبر های باناخ که کاربرد زیادی در آنالیز هارمونیک مجرد دارد جبرهای گروهی و جبرهای فوریه است.لذا مجموعه ای تحت عنوان زیر تهیه کردم.در این مجموعه کاربرد جبرهای وان نیومن در آنالیز هارمونیک مجرد با جزئیات آمده است.


Von-Neumann Algebras for Absrtact Harmonic Analysis

۹۶.مجموعه ای مقدماتی در مفاهیم آنالیز هارمونیک مجرد برای مقطع کارشناسی ارشد تحت عنوان زیر تهیه نمودم.


Analysis on topological groups


۹۷.مجموعه به نام روشهای حل مسائل ریاضی با نام زیر تهیه گردید.


Art of Mathematical Problems Solving


لازم به ذکر است متن کامل آثار اینجانب د سایت شخصی به آدرس

alirejali.ir

و ریسرچ گیت قابل دسترسی است.امید است بتوان با تدوین و ویرایش نهایی آنها اقدام به چاپ نمود

در این قسمت به پاره ای از زمینه های تحقیقاتی خود را بیان می پردازم.
۹۸.کارهای پژوهشی خود را از دوره دکتری خود شروع کردم.دوره دکتری در انگلستان صرفا تحقیقاتی است و هیچگونه دوره آموزشی ندارد.لذا استاد راهنما یم، دکتر بیکر،چند موضوع را پیشنهاد نمود.با توجه به عدم شناخت به مسائل پیشنهادی،ازخدا مشورت خواستم.دکتر انشایی یک استخاره نمودند .لذا موضوع تحقیق را با منظم پذیری جبرهای باناخ اندازه وزنی شروع نمودم.
۹۹.برای کار و تحقیق در این زمینه لازم بود،ابتدا مقدمات و ساختارهای آنرا فراهم و سپس به حل مسائل در این زمینه بپردازم.حدود دو سال طول کشید تا مطالعات اولیه و مقالات مورد نیاز تهیه و زیربنای تحقیق فراهم گردد.در دو سال آخر ، تلاش های من بتدریج به ثمر نشست و خود را نشان داد.پابان نامه اینجانب حدود دویست صفحه تدوین شده است .متن آن در ریسرچ گیت آمده است.
۱۰۰.در اولین فرصت مطالعاتی ، تحقیقات خود را متمرکز روی گروه ها کردم.دوره دکتری زمینه فعالیت من روی نیم گروه ها بود و با توجه به ساختار جبری آنها،جای مانور کمتر و ابزار کافی وجود نداشت.لذا خواص جبری و توپولوژیکی توابع وزنی روی گروه ها را مطالعه و آنها را بررسی کردم.
۱۰۱.در دومین فرصت مطالعاتی، فعالیت خود را روی میانگین پذیری جبرهای باناخ بالاخص جبرهای گروهی وساختار جبری گروه ها متمرکز نمودم.این تحقیق منجر به مفهومی بنام پیکر بندی شد.با استفاده از یک نرم افزار مناسب امکان بررسی یکریختی بین بعضی از گروه های بی پایان مقدور گشت.
۱۰۲.زمینه های تحقیقات دیگری همچون خواص جبری و توپولوزیکی جبرهای فرشه را
مشغول تحقیق هستم.جبرهای فرشه تعمییم مناسب برای جبرهای باناخ هستند.
۱۰۳.خواص جبری و توپولوزیکی جبرهای لیپشتز برداری مقدار را با چند دانشجوی دکتری مشغول تحقیق می باشم که منجر به چاپ مقالاتی نیز شده است.
۱۰۴خواص.B.S.E. جبرها یک موضوع تحقیق جدید است که با دو نفر از دانشجویان دکتری مشغول به تحقیق هستم.
۱۰۵.تلاش بنده این است که با هر دانشجوی دکتری یک شاخه جدید در زمینه آنالیز هارمونیک را مورد مطالعه قرار دهم بطوریکه در کشور یک مجموعه از صاحبنظران آنالیز هارمونیک مجرد تشکیل گردد.تا به تدریج یک قطب علمی از صاحب نطران در کشور ایجاد گردد.
۱۰۵.هم اکنون عضو قطب جبر باناخ هستم که در گروه ریاضی دانشگاه تشیکیل شده است.از بین قطب های علمی ریاضی کشور رتبه اول را کسب نموده است.

احساس بنده این است که موفقیت های اینجانب به خاطر عنایتی است که خدای متعال به من عطا کرده است .در زیر بعضی از خصوصیات اخلاقی ورفتاری خود را ذکر می کنم.
۱۰۶.سعی می کنم همواره اول وقت نماز را بجا آورم.اگر کاری را شروع کردم ، سعی می کنم به نحو احسن آنرابه پایان برسانم .در وعده با افراد خلف وعده نمی کنم.در کارهایم همواره نظم را مراعات می کنم.
۱۰۷.در کارهای محوله پی گیری دارم.در حرام و حلال کردن دقت می کنم.در آمدن و رفتن در سر کلاس درس راس ساعت شروع و راس ساعت معمولا به پایان می برم.در برخورد با افراد متواضع هستم.
۱۰۸.کم سخن می گویم مگر در صورت ضروت .خانواده و فرزندان را عزیز و دوست می دارم و حداکثر تلاش خود را در تامین امور مالی و تربیتی آنها انجام می دهم.در سلام کردن به دیگران پیش قدم هستم.
۱۰۹.اهل گذشت هستم و تاضروت و تعرضی به من نباشد از کنار مسائل عبور می کنم.پاسخ افراد و تلفن و مکاتبات را در اولین فرصت انجام می دهم.وقت خود رادر شبانه روز تقسیم و سعی در انجام آنها دارم.
۱۱۰.صله رحم را دوست دارم و در هر فرصتی پیش آید به دیدن اقوام می روم.بالاخص اگر دچار مشکلی شوند که در توان بنده باشد.سفرهای زیارتی را دوست دارم.نگاه به نامحرم و صحبت با آنها را در حد َضرورت انجام می دهم.در سر کلاس درس، نگاه متمر کز در کلاس مختلط ندارم و بیشتر رو به تخته و نوشتن تمرکز می کنم.
۱۱۱.سعی می کنم روزانه حداکثریک ساعت پیاده روی کنم.به سلامتی خود و خانواده اهمیت می دهم.
۱۱۲..خداوند توفیق انجام نماز شب و انجام عبادات مستحبی را به من نداده است.مگر دو مرتبه که فردی دل مرا بی جا و با تهمت شکست.لذا نماز شب خواندم و از خدا خواستم که همانطوریکه من از حق خود گذشتم او هم بگذرد. نکند که خانواده ایشان دچار صدمه شوند.
۱۲۷.سعی می کنم رضای خدا را در کارها ملحوظ و بطور خالصانه و دقیق کارهای محوله را انجام دهم.دقت کرده ام خدا هم مرا در امور تنها نمی گدارد. حتی اگر به زبان هم نیاورم با بهترین وجه راهنمایی می کند.

در این قسمت نکاتی را در خصوص سروده های خود می گویم.
۱۲۸.پدرم گاه گاهی اشعاری کوتاه می سرود .او علاقه به رباعیات خیام داشت.بنده در دوره دبیرستان مشاعره می کردم و اشعار زیادی حفظ بودم.با آمدن به دانشگاه دیگر فرصتی برای ادامه نبود.لذا اکثر آنها را فراموش کرده ام.
۱۲۹.یکی از برادرانم ،که در علوم دینی و حوزوی مشغول است.او هم طبع شعر دارد و اشعاری سروده و چاپ کرده است.ایشان در جلسات سخنرانی که داشت مرا تشویق کرد که امکان سرودن اشعار هست.لذا به تدریج شروع به سرودن مثنوی نمودم.
۱۳۰.داماد خواهرم، شاعر توانا یی است.زیاد مزاحم ایشان شدم.حدود دو سال باهم به ویرایش اشعار و به تکمیل آنها پرداختم.مجموعه اشعار نوای دل در وصف چهارده معصوم و بیان فروع الدین به شعر با زبانی ساده و روان بطوریکه قابل استفاده برای عموم باشد را نشر دادم.
۱۳۱.مدتی بود که سرودن شعر را کنار گذاشته بودم و به امور علمی متمرکز شدم.زیاد وقت مرا می گرفت.بنده می خواستم هر بیت دارای محتوای فرهنگی از علوم قرآنی،حدیث و بطور کلی مفاهیم مذهبی باشد.از طرفی باید وزن و حالت هنری شعر را داشته باشد.
۱۳۲.چند سالی است که شروع به سرودن رباعی کرده ام.حدود هشتصد رباعی سروده ام.همگی آنها در کانال زیر در تلگرام آمده است.هر موقع فرصتی داشته باشم و عنایتی از طرف خدای متعال باشد سروده ام.همانند مثنوی کمتر وقت مرا می گیرد ولی سختی خود را دارد.باید در دو بیت مطلبی را بیان کرد.در صورتی که در مثنوی می توان با ابیات زیادتری مقصود را رسان.
@robaeiatrejali
۱۳۳.بطور پراکنده دوستانی رباعیات مرا بعَضا اصلاح و ویرایش نمودند.اما فرصتی نشد که حضوری با شاعری همنشین شوم و بطور دقیق آنها را ویرایش اصولی کنم.لذا برای از بین نرفتن آنها، فعلا نشر و جمع آوری کرده ام.گزیده ای از رباعیات منتخب بنده در اینستاگرام آمده است.
ali.rejali00
۱۳۴.اخیرا شروع به خواندن اشعار حافظ بطور دقیق نموده ام.همزمان برداشتهای خود را بیت به بیت در کانال فرهنگی و اجتماعی خود روزانه می آورم.علاقه مندشده ام که مدتی را روی غزل کار کنم.اشعاری هم سروده ام که در وبلاگ اینجانب به آدرس زیر آمده است.
alirejali.blog.ir

در این قسمت تجارب خود را پیرامون آموز ش و پژوهش در ریاضی بیان می کنم.
۱۳۵.در پژوهش اگر موضوع تحقیق را با مثال های ساده شروع کنیم و بتدریج آنرا گسترش دهیم.نتایج ارزشمندی حاصل می گردد.ما عادت داریم یک مقاله را بخوانیم و اطراف آن تحقیق کنیم.اگر چه ممکن است منجر به یک مقاله شود.اما کار بنیادی نیست.
۱۳۶.در تدریس هم اگر تدریس را از دوره کارشناسی شروع و به تدریج به کارشناسی ارشد و سپس دکتری تعمییم دهیم.باعث اشراف استاد به درس می گردد و دانشجو بهره بیشتر از کلاس می برد و به تحقیق نیز کمک می کند.
۱۳۷.تحقیق بطور گروهی و بحث و تبادل نظر پیرامون موضوع بطور هفتگی و منظم و به صورت سمینار، زیر نظر استاد راهنما و مشاورین ، موضوع تحقیق را پر بار تر و با تضارب افکار زودتر به نتیجه می رسد.
۱۳۸.انتخاب موضوع و مسئله تحقیق قبل از شروع به تحقیق با توجه به زمان اختصاص یافته برای اخذ دکتری مهم است.متاسفانه دانشجویان ما بخاطر مشکلات مالی و نداشتن فرصت کافی و اجبار به داشتن دو مقاله معتبر،هدف که ارائه یک پابان نامه اصیل و قوی است را از دست می دهند و نیروی خود را صرف چاپ مقاله می کنند.
۱۳۹.با بررسی فارغ التحصیلان دوران گذشته،آنها حدود شش سال روی پایان نامه کار می کردند و به درجه اجتهاد علمی در یک موضوع می رسیدند و از پایان نامه در آخر چند مقاله بدست می آمد.امروزه ابتدا مقاله آماده می شود و سپس مقاله ها کنار هم قرار داده شده و تز می گردد.این روش در دراز مدت به تحقیق لطمات اساسی می زند.



در این قسمت نقش مادر را در پیشرفت خود به اختصار اشاره می کنم.

۱۴۰.ایشان تنها دختر از خانواده ای بود که والدین خود را زود از دست داد.بعد از ازدواج با پدر صاحب نه فرزند شد.پنج پسر و چهار دختر.از بین آنها من تحصیلات عالی تر داشتم.
احساس می کنم که مادر علاقه خاصی به من داشت .سعی می کرد که در بهترین مدرسه و دبیرستان درس بخوانم.از نطر غذا نیز بطور ویژه به من توجه می کرد.
۱۴۱. پدرم چند سالی بود که دچار بیماری اعصاب شده  بود و در تابستان ها تشدید می شد.مادرم با چندین بچه جهت بستری و معالجه پدر به بیمارستانی در تهران می رفت.بسیار وفادار به پدر بود.فرزندان را در دوران بیماری پدر سر پرستی می کرد.
او شیر زن و شجاع بود.علاوه بر خانه داری پرچم دوز اهل بیت نیز بود.بسیاری از پرچم های مرحوم غزالی که در عزاداری ها موجود است را مادرم ،پس از خطاطی،می دوخت و آماده می کرد.
۱۴۲.در زمان حیات پدر ،معمولا هر سال به مشهد می رفتیم.مادرم می گفت پدر مقدار زیادی از پول همراه خود را برای ساختمان حسینیه اصفهانی ها می داد.بعضا ما دچار زحمت می شدیم. بعد از فوت پدر ،معمولا بنده ایشان را باتفاق خانواده به مسافرت بالاخص مشهد می بردم.علا قه خاصی به زیارت چهارده معصوم داشت.مادر را با ویلچر جهت زیارت ائمه به عراق و برای حج تمتع به مکه بردم.او عاشق زیارت امام حسین و امام رضا بود.در فرزندان او هم عشق زیارت آنها شعله ور است.
۱۴۳. اگر چه سواد خواندن و نوشتن زیادی نداشت.ولی تلاش کرد در کلاس های خود آموزی شرکت کند.بسیار علاقه مند بود که بچه هایش کسب علم کنند.در تابستان ما را تشویق می کرد که کار کنیم.بنده در هر تابستان ،تا قبل از دانشگاه در کارهای گوناگون شاگردی می کردم.بعضی اوقات هم در مغازه پدر کمک می کردم.
۱۴۴. در تربیت کودکان بسیار کوشا بود.الحمد الله فرزندانی صالح و  کوشا تحویل جامعه داد.روحش شاد. علاوه بر خانه داری،در کارهای پدر نیز مشارکت داشت.با توجه به شغل پدر ،رب گوجه و ترشی و سرکه  و آبلیمو  گیری را در منزل انجام می داد.
۱۴۵.در کارهای ادا ری توانا بود و نفوذ کلام بالایی داشت.در زمان بیماری پدر,اقدام به ساخت منزل جدید نمود.من هم در بردن و آوردن ایشان برای تهیه لوازم ساختمانی و اداری کمک می کردم. نقش مادر در زندگی اینجانب ،بسیار تاثیر گذار بود.اگر تلاش های شبانه روزی و تدبیر و همت او نبود ،معلوم نبود که بتوانم درجات عالی را بگذرانم.۱۴۶.بدینوسیله از زحمات او سپاسگزارم و هر گز او را فراموش نخواهم کرد. با طرح زحمات ایشان خواستم الگوی یک زن فداکار و وفادار و ایثار گر را بعنوان سرمشق دیگران معرفی نمایم.اگر چه سواد و درس مهم است ولی فهم و شعور و دانایی چیز دیگری است.لازم به ذکر است که بهترین الگوی قدسی و زمینی برای زنان حضرت فاطمه است.مادرم هم هدایت شده این بانوی گرامی است.

ای تراب تیره این یکدانه  گوهر مادر  است
نیک میدارش که از دلدادگان حیدر است
بود بیرق دوز شاه  تشنه  کام  کربلا
زین سبب جمله امیدش آن شهید بی سر است

در ذیل به پاره ای از فعالیت های فرهنگی خود می پردازم.

۱۴۷. در دوران دبستان در کلاسهای قرآن شرکت می کردم.پدرم یک روحانی را بطور هفتگی در منزل دعوت می نمود.همه اعضای خانواده حدود دو ساعت به صحبت های او گوش می کردیم و سوالات خود را می پرسیدیم.
۱۴۸.در دوران  دبیرستان علاقه  به مشاعره داشتم.با هم کلاسی های خود مشاعره می کردم.شعر های خوب زیادی حفظ بودم.
با دوستان دوره دبیرستان در فعالیت های فرهنگی شرکت داشتم.علاقه به خواندن روزنامه داشتم.دوستان صمیمی از انگشتان دست  تجاوز نمی کرند.عصرها در کوچه با بچه ها فوتبال بازی می کردم.
۱۴۸. تنها درسی که نمره تک در دبیرستان گرفتم.نمره ورزش بود.معلم ورزش اصرار داشت که باید لباس ورزش ببپوشم و با شورت ورزش کنم .من هم خود داری می کردم.تا اینکه در شهریور ماه با تک ماده کردن درس ،آنرا گذراندم. در جوانی به شنا و پینگ پنگ علاقه مند بودم.
۱۴۹. در دوره دبیرستان و لیسانس،در نماز جماعت مدرسه ومسجد دانشگاه معمولا شرکت داشتم.با دانشجویان مذهبی در کنار فعالیت های علمی دوست بودم.تا اینکه اعتراضات دانشجویی شروع شد.بنده هم در اعتصاب و امتناع از شرکت در کلاس شرکت داشتم.این امر باعث شد یک ترم دیرتر فارغ التحصیل شوم.
۱۵۰.درتظاهرات خیابانی و راهپیمایی ها شرکت داشتم.قبل از پیروزی انقلاب،در گشت های شبانه شرکت می کردم.در منزل خود و دوستان برای هماهنگی کارها فعالیت داشتم.به عنوان کمک مربی ،در دانشگاه اصفهان در گروه ریاضی ،مشغول به کار شدم.در طول انقلاب فرهنگی به ترجمه کتاب و تدریس در دبیرستان دانشگاه مشغول بودم.
۱۵۱.در دوره دکتری در انگلستان، در کنار فعالیت های علمی،فعالیت های اجتماعی و فرهنگی نیز داشتم.باتفاق دانشجویان، شب های جمعه ،هر روز در منزل یکی از دانشجویان، جمع می شدیم.به دعا و تفسیر قرآن و تجزیه و تحلیل اخبار می پرداختیم.
۱۵۲. در سخنرانی های که در منچستر و لندن برگزار می شد ،به اتفاق خانواده شرکت می کردیم. در مراسم راهپیمایی ها به مناسبت های گوناگون در لندن حضور داشتم.مسئولیت هماهنگی و تدارکات برای اعزام خانواده ها با من بود.با اتحادیه انجمن های اسلامی در اروپا همکاری داشتیم.و اقدام به تشکیل انجمن اسلامی باتفاق سایر برادران بورسیه نمودیم.
۱۵۳.در راه اندازی بسیج اساتید در دانشگاه اصفهان نقش داشتم و در هسته مرکزی حضور داشتم.در تهیه و تدوین اساسنامه شرکت داشتم.بعد از مدتی بسیج اساتید کشور تشکیل گردید.اینجانب بعنوان استاد نمونه بسیجی از طرف سازمان بسیج اساتید کشور و استان معرفی شدم. حضوری فعال در جلسات هفتگی و اردوها ی فرهنگی داشتم.


اگر افراد راز های موفقیت و شکست خود و تجارب ارزشمند را به تحریر درآ ورند می تواند راهنمایی برای دیگران باشد.در زیر خلاصه ای  از رمزهای موفقیت خود در زندگی جمع بندی می کنم.

۱۵۴.داشتن هدف در زندگی و تلاش وکوشش در رسیدن به آن با پی گیری و برنامه ریزی.
وداشتن اعتقاد به خدای متعال و توکل در امور و یاری از او خواستن.ضمنا تلف نکردن اوقات روازانه و استفاده بهینه از لحظه  لحظه وقت خود.
۱۵۵.داشتن برنامه روزانه, هفتگی ,ماهانه و سالانه و چند سالانه وتحرک و عدم توقف در کارها و داشتن ایده های متعالی و سعی د رسیدن به آنها.
۱۵۶.داشتن همسری دلسوز و راهنما  در طول زندگی و کمک در پیشرف من در کارها.او فردی متدین و همراه و قانع در طول زندگی بود.
۱۵۷.پر کردن اوقات فراغت با تفریحات سالم و نوشتن و خواندن مطالب مفید.هیچ گاه فارغ التحصیل خود را ندانستم سعی می کردم بیشتر شنونده باشم تا گوینده.با افراد  ناباب رفت وشد نمی کردم در طول عمر حتی یک سیگار نکشیدم.
۱۵۸. دعای پدر و مادر و رضایت آنها از بنده و ادای وظیفه در صورت نیاز. به سر انجام رساندن کاری که در دست دارم با زمان بندی و اقدام به موقع . از فرصت های گوناگون استفاده بهینه کرده و متناسب با آن  شرایط  اقدام لازم می کردم.
۱۵۹.در کارها با صبر  و فکر اقدام می کردم با عجله و بی دقتی کاری نمی کردم.اگر کاری را صحیح می دانستم اقدام می کردم در کارهای که مطمین نبودم مشورت و پس از به نتیجه رسیدن قاطعانه و بدون تردید عمل می کردم.
در طول زندگی همواره راستگو بودم و یاد ندارم دروغی در طول زندگی گفته باشم . چنانچه لازم بود بعضا سکوت می کنم.

در اینجا به کشور هایی که مسافرت کرده ام اشاره می کنم.
۱۶۰.برای ادامه تحصیل در انگلستان و اخذ ویزا حدود پانزده روز به اتفاق خانواده در ترکیه بودم.این اولین سفر به خارج از کشور بود.
۱۶۱.حدود پنج سال در انگلستان در شهر شفیلد برای اخذ کارشناسی ارشد و دکتری
به اتفاق خانواده زندگی کردم.دو مرتبه در این مدت به ایران آمدم و حدود یک ماه در اصفهان بودم.
۱۶۲.اولین فرصت مطالعاتی را در کانادا شهر آلبرتا بودم.دومین فرصت مطالعاتی را در استرالیا در شهر نیوکاسل گذراندم.
۱۶۳.برای شرکت در کنفرانس بین المللی ریاضی به ژاپن رفتم.در برگشت حدود یک هفته به اتفاق جمعی از همکاران ریاضی در چین اقامت داشتم.
۱۶۴.برای سخنرانی به اتفاق همکاران به کشور سویس رفتیم و حدود یک هفته آنجا بودیم.
۱۶۵.برای سفرهای زیارتی به کشورهای عراق،سوریه و عربستان در چندین نوبت مسافرت داشتم.


در این قسمت خاطراتی را در زمانی که دانشگاه شهر کرد بودم اشاره می کنم.
۱۶۶.به مدت دو سال در دانشگاه شهر کرد در سمت معاونت آموزشی و پژوهشی فعالیت داشتم.در آن زمان،تازه دانشگاه استقلال خود را پیدا کرده بود.قبلا زیر نظر دانشگاه صنعتی اصفهان فعالیت داشت.
۱۶۷.ریاست دانشگاه به عهده دکتر طالبی بود.با توجه به سوابق اجرایی هر دو ،به تدریج امور آموزشی و پژوهشی و عمرانی آنجا را در سطح یک دانشگاه ارتقا دادیم.بالاخص بیش از پنجاه نفر را بورسیه نمودیم.
۱۶۸.هر دوی ما با خانواده ها در آنجا مستقر شدیم.تا امکان فعالیت بیشتر مقدور گردد.من یک روز به گروه ریاضی دانشگاه اصفهان برای تدریس و راهنمایی دانشجویان می آمدم.
۱۶۹.حتی بعد از استعفا،مدتی با رئیس جدید دانشگاه شهرکرد در گزینش هیات علمی همکاری می کردم. الحمد الله فعالیت ها به ثمر نشسته و دانشگاه در جایگاه مناسبی قرار دارد.
۱۷۰.خانواده در سال دوم ماموریت، به خاطر وابستگی به خانواده و تحصیلات فرزندان ترجیح دادند در اصفهان باشند.لذا بنده هفته ای سه روز رفت و شد بین اصفهان و شهرکرد می کردم.

Ali Rejali:

باسمه تعالی

یک تجربه

در این قسمت به معرفی کانال های فرهنگی و اجتماعی در تلگرام می پردازم.

۱۷۰.کانال تقسیرهای زیارت جامعه ، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه که توسط استاد محمد رضا رنجبر ارائه شده است ، توسط اینجانب خلاصه برداری و همراه با رباعیات اینجانب تدوین شده است .آدرس آن عبارتست از:

@ziaratjam


۱۷۱.در کانال آیات قرآن ،اشعار حافظ و اشعار مولانا ، تفاسیرحجه الاسلام رنجبر در این زمینه خلاصه برداری و با توجه به رباعیات اینجانب تنظیم و تدوین شده است.آدرس کانال عبارتست از:

@quaranandmasnavi

۱۷۲.کانال فرهنگی و اجتماعی اینجانب به آدرس زیر است.

@alirejali

۱۷۳.در این کانال کلیه رباعیات اینجانب به آمده است.آدرس آن:


@robaeiatrejali

۱۷۴.در این کانال گزیده ای از اشعار شاعران

و شعر های اینجانب آمده است.آدرس:


@asharbargozideh

۱۷۵. در این کانال مقالات و کتابهای ریاضی بالاخص در زمینه آنالیز هار مونیک آمده است.آدرس:

@harmoniclibrary

۱۷۶.در این کانال درس های حجه الاسلام قرآئتی آمده است.آدرس:

@gharaatidar

در این قسمت نکاتی را در خصوص سایت شخصی خود اشاره می کنم.
۱۷۷.این سایت توسط مهندس ایمان مختاری در سال ۱۳۹۴ به آدرسalirejali.ir طراحی گردید.تعداد بازدید از این سایت روزانه بطور متوسط۵۰۰ نفر است.
۱۷۸.هدف از تاسیس این سایت در ابتدا ،ارایه کلیه آثار علمی ،پژوهشی و فرهنگی اینجانب بود.بتدریج کلیه کتابها و مقالات ریاضی بالاخص در زمینه آنالیز هارمونیک اضافه شد.
۱۷۹. این سایت نیاز های اولیه یک خواننده از قبیل معر فی سایت های فرهنگی ،علمی و ریاضی را تامین می کند.
۱۸۰.حدود هشت هزار کتاب و مقاله در زمینه های ریاضی،ادبی و شعر از دانشمندان جمع آوری شده بطوریکه همه آنها قابل ذخیره شدن هستند.
۱۸۱.کلیه آثار اینجانب از قبیل اشعار،کتب،مقالات ادبی و ریاضی آورده شده است.این سایت مجهز به برنامه جستجو و راهنمایی سایت است.لذا براحتی آثار کلیه نویسندگان قابل دسترسی است.
۱۸۲. مطالب این سایت در پنج فصل شامل ریاضیات،مطالب گوناگون،تصاویر زیبا و دیدنی،اشعار گوناگون و مجموعه آثار نویسندگان توزیع شده است.

در این قسمت نکاتی را در رابطه با وبلاگ شخصی خود اشاره می کنم.
۱۸۳.قبل از راه اندازی سایت شخصی،اقدام به ایجاد یک وبلاگ در سال ۱۳۹۳ به آدرس alirejali.blog.ir
نمودم .در این وبلاگ کلیه آثار ادبی و فرهنگی اینجانب وبعضا دیگران جمع آوری شده است.
۱۸۴.حدود دو سال سی دی های استاد صمدی ،شاگرد آقای علامه حسن زاده، را گوش می دادم و در پایان برداشت و نطر خود را می نوشتم.حدود ششصد صفحه از این مطالب در رابطه با بحث های معرفت نفس ایشان مدون شده است.متن کامل آنها در وبلاگ آورده ام.
۱۸۴.متن کامل برداشتهای خود در رابطه با دروس استاد رنجبر،در زمینه های قرآن، نهج البلاغه،صحیفه سجادیه،زیارت جامعه،اشعار حافظ و اشعار مولانا جمع آوری شده است و در وبلاگ آمده و قابل ذخیره کردن هست.
۱۸۵.کلیه رباعیات ، مثنویات،غزلیات و اشعار گوناگون که تا کنون سروده ام در وبلاگ آمده است.فکر کنم جمعا حدود سه هزار بیت سروده ام.سعی شده در هر بیت یک محتوای فرهنگی ، مذهبی یا اجتماعی گنجانده شود.
۱۸۶.علاوه بر مطالب شخصی،در حین مطالعه چنانچه به متون ارزشمند دسترسی پیدا می کردم،با ذکر منابع آنها را در وبلاگ قرار می دادم.فکر کنم تا کنون بیش از هزار فایل از مطالب فرهنگی جمع آوری شده است.
۱۸۷.اکثر بازدید کنندگان وبلاگ در خارج از کشور هستند.آمار وبلاگ نشان می دهد که افراد از حدود صد کشور به وبلاگ مراجعه نموده اند.روزانه بطور متوسط پنجاه بازدید کننده دارد.

درزیر  نکاتی را در خصوص نحوه تدریس و پژوهش خود به  اطلاع علاقه مندان می رسانم.امید است مفید و راهنمای عزیزان در فعالیت های علمی قرار گیرد.

۱۸۸.در ابتدای استخدام در دانشگاه اصفهان ،میزان محتوایی که در کلاس درس در یک جلسه ارایه می کردم بسیار زیاد بود.لذا فرصت کمتری برای توضیح و بحث مطالب و در گیر کردن دانشجویان برای یادگیری نبود.لذا در ترم های بعد از حجم مطالب کاستم .
۱۸۹. به خاطر داشتن لهجه اصفهانی،دانشجویان دیگر شهرستان ها به سختی صحبت های مرا تعقیب می کردند.لذا تصمیم گرفتم در کلاس بیشتر ادبی و شمرده و آرام صحبت کنم.
۱۹۰.برای اینکه بتوانم مطالب زیادتری ارایه کنم. مطالب را به سرعت و بعضا جملات را کامل نمی گفتم.لذا تصمییم گرفتم مطالب را با آرامش و جملات را کامل بیان کنم.
۱۹۱. اکثر دروس مربوط به رشته خود را تدریس نموده ام.پس از آنکه درس جدیدی برای ارایه نبود،کتابهای جدید و به روز را تدریس می کردم.
۱۹۲. در طول ترم قبل به فکر دروس ترم بعد بودم.معمولا مطالب برای درس را به صورت طرح درس  به تدریج در طول ترم تهیه می کردم بطوریکه در زمان ارایه با  دلهره و عجله سر کلاس نروم.
۱۹۳.برای آماده شدن برای تدریس،زودتر از منزل حرکت می کردم،بطوریکه حدود یک ساعت قبل از کلاس در گروه آموزشی حضور داشتم.همواره راس ساعت شروع به تدریس می کردم و تا پایان وقت در کلاس می ماندم.بعضا کلاس های تمرین مسایل را خود بعهده می گرفتم و توضیحات اضافی را آنجا ارایه می کردم.
۱۹۴. به تجربه آموختم،در جلسات ابتدایی لازم است یک شمای کلی از درس ارایه گردد.بعلاوه لازم است از سوابق تحصیلی افراد آشنا و  پیش نیاز لازم برای شروع درس ارایه نمود تا امکان همراه کردن دانشجویان با خود در ارایه درس مقدور گردد.
۱۹۵. دانشجویان عادت کرده اند دروس را بعضا حفظ  و تلاش برای یادگیری کم شده است.لذا در مقاطع تحصیلات تکمیلی افت تحصیلی کاملا مشهود است.سعی می کنم ،در بین تدریس روشهای مناسب برای حل مسایل و اینکه چگونه مطالعه و تحقیق کنند را بیاموزانم .
۱۹۶.بعضا عدم تامین نیاز های مالی و روحی  و مشکلات شخصی باعث  افت تحصیلی می گردد.لذا دانشجو با دغدغه های گوناگون تحصیل می کند.لذا سعی میکنم بطور غیر مستقیم مشاورت و راهنمایی های لازم را به آنها بنمایم.
 ۱۹۷.کمک هزینه تحصیلی کافی در دوران تحصیل و اصلاح روش های آموزش می تواند موثر باشد.بعضا در کلاس انسان حتی یک دانشجو مستعد و علاقه مند و کوشا نمی یابد.این باعث خستگی استاد و بی انگیزه شدن استاد می شود.
۱۹۸.دانشجو با سوابقی معمولا ضعیعف در مقاطع تحصیلات تکمیلی شروع به کار می کند.پایه آموزشی ضعیف،گرفتاری های گوناگون،دغدغه مدرک و. ...موجب افت علمی کشور می شود.به نظر می رسد ابتدا باید علاقه ها و توانمندی ها شناسایی و با توجه به نیاز جامعه  تامین مالی و برنامه ریزی کرد.
۱۹۹.در مدتی که در مقطع دکتری فعالیت دارم.دانشجویان با توانایی های گوناگون داشته و دیدم.یک دغدغه اصلی نبود فرصت کافی برای تحقیق است.در رشته ریاضی  با عنایت به چاپ دو مقاله  در مجلات معتبر و داشتن یک پایان نامه خوب حد اقل شش سال نیاز است.

در این قسمت نکاتی را در رابطه با نحوه مدیریت در امور اجرایی اشاره می کنم.
۲۰۰.اولین سمت اجرایی اینجانب معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان بود.حدود یک سال پس از اخذ دکتری به این سمت مشغول بکار شدم.
۲۰۱.برای آشنا شدن با امور آموزشی و اجرایی و پژوهشی دانشگاه و تبادل نطر برای هر چه بهتر اجرا نمودن امور،جمعی از پیشکسوتان دانشگاه را تحت عنوان شورای برنامه ریزی دانشگاه بطور هفتگی دور هم جمع می شدیم و در خصوص آینده دانشگاه و مسائل و مشکلات دانشگاه بحث و تبادل نطر می کردیم.
۲۰۲.در حدودسه سالی که در این سمت بودم ،طرح جامع دانشگاه در امور آموزشی و پژوهشی دانشگاه را تهیه نمودم.
۲۰۳. در محل کار حضور مرتب و فعال  و به مو قع داشتم.کارها را بین افراد تقسیم و نظارت می کردم.کارها کلیدی را بیشتر خو د  به عهده می گرفتم. تاکید در حل سریع مشکلات ارباب رجوع و راهنمایی و گره گشایی در کارهای مردم را داشتم.
۲۰۴.امور کلان آموزشی و شرکت در شورا را خود انجام می دادم و کلیه امور دانشجویی را به مدیر کل آموزشی و دانشکده ها توزیع می کردم تا کارها با سرعت بیشتری انجام گردد.
۲۰۵.مقدمات اتوماسیون نمودن کارهای آموزشی دانشجویی را پی گیری کردم.
۲۰۶.فعالیت های حوزه معاونت آموزش در کل دانشگاه توزیع شده بود.لذا در مدت مسئولیت آنها را در حوزه معاونت آموزشی متمرکز نمودم.از قبیل گزینش و بورس هیات علمی،دفتر سنجش و نظارت،مرکز محاسبات و تحصیلات تکمیلی که بعدا به معاونت تبدیل شد.

در این قسمت نکاتی را در خصوص فراغت از تحصیل دانشجویان دکتری اشاره می کنم.
۲۰۷.  نقش استاد در بعضی از مراحل بسیار حساس و تعیین کننده است. یکی در ابتدا که دانشجو سر در گم و نیازمند موضوع تحقیق مناسب است بطوریکه بتواند در پایان دوره دفاع کند.دیگردر پایان دوره است که دانشجو خسته و منتظر دیدن نتیجه کار خود و فراغت از تحصیل است.
۲۰۸.موضوع تحقیق باید بر اساس میزان توانایی دانشجو در تحقیق ،که معمولا در دوره آموزشی مشخص می شود، و علاقه فرد و دروسی که در تحصیلات تکمیلی گذرانده است تعیین می گردد.البته محدودیت زمان فراغت از تحصیل هم باید در نظر گرفت.ضمنا موضوع حتی الامکان به روز باشد تا امکان چاپ نتایج تحقیق در مجلات علمی معتبر مقدور گردد.
۲۰۹.چنانچه موضوع تحقیق مورد علاقه استاد راهنما باشد و یا در آن ضمینه استاد راهنما کار کرده باشد.در زودتر فارغ التحصیل شدن دانشجو کمک می کند.بالاخص در ابتدای تحقیق که دانشجو به راهنمایی بیشتر نیاز دارد.
۲۱۰.انتخاب مجله مناسب ، تدوین خوب مقاله و نگارش ادبی مناسب کمک بسیاری در چاپ نتایج علمی در مجلات معتبر دارد.اگر ضوابط و شرایط مجله کاملا رعایت نشود ،مجلات معمولا بدون ذکر علت در ابتدا آنرا رد می کنند.
۲۱۱.تدوین مقاله و تدوین پایان نامه دارای اصول تدوین متمایز هستند.در پایان نامه مطالب با جزئیات بیشتر و مبسوط و امکان آوردن کلیه مطالب تحقیق هست.در صورتی در تدوین مقاله باید گلچینی از بهترین نتایج دریک زمینه باید تنظیم و مرتب شود .نباید انتظار داشت که همه نتایح بدست آمده چاپ شود بطوریکه مطالب اصلی گم در مقاله شود.

در این قسمت کتابهای تالیف شده یا در ترجمه شده را معرفی می کنم.
۲۱۲. ترجمه کتاب خود آموز توپولوژی با همکاری آقای دکتر توکلی اثر دکتر آدامسون،
به چاپ رسیده است.در این کتاب خواننده به تدریج ضمن آشنا شدن با مفاهیم توپولوژی،در نهایت با اثبات مطالب آشنا می گردد.
۲۱۳.ترجمه کتاب توپولوژی اثر دکتر انجلکینک ،با همکاری مرحوم دکتر شاطری به پایان رسیده است.در این کتاب علاوه بر معرفی قضایای اصلی در توپولوژی،کتاب مرجع نیز می باشد و مناسب برای تحقیق در زمینه تو پولوژی است.
۲۱۴.کتاب مقدماتی ، مجموعه ای از مسائل ریاضی،برای دانشاموزان به چاپ رسیده است.این مجموعه نتیجه همکاری چند ساله با دبیران ریاضی استان اصفهان بوده است.
۲۱۵.کتاب نوای دل،مجموعه ای از اشعار مثنوی اینجانب است ،که وصف اهل بیت سروده شده است.در این مجموعه اشعاری در زمینه اصول و فروع دین نیز سروده شده است.
۲۱۶.جزوه های درسی در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد اقتباس از کتاب هویت و راس و آنالیز تابعی اقتباس از کتاب کانوی در مقطع کارشناسی ارشد تایپ و تدوین شده است.

در این قسمت همکارانی که با آنها کارهای علمی مشترک داشتیم آمده است.
۲۱۷.با دکتر بیکر ،استاد راهنمای بنده، یک مقاله مشترک داشتیم.این کار در فاصله تحویل پایان نامه و تاریخ دفاع که حدود نه ماه بطول انجامید تهیه شد و در مجله لندن انگلستان چاپ شد.
۲۱۸.با پروفسور ویلیس،در دوره فرصت مطالعاتی، یک مقاله مشترک داشتیم.این کار پس از بازگشت به ایران تکمیل و حدود دو سال طول کشید تا کامل شد.آن در مجله ایلینویز امریکا به چاپ رسید.
۲۱۹.با دکترابراهیمی ویشکی، استاد تمام دانشگاه فردوسی،چندی مقاله مشترک داشتم.ایشان مشاور سه پایان نامه دکتری بودند.
۲۲۰.با دکتر نصر اصفهانی،استاد تمام دانشگاه صنعتی اصفهان، چندین مقاله مشترک داشتم.ایشان نیز در دو پایان نامه دکتری مشاور بودند.
۲۲۱.با دکتر فاطمه ابطحی،دانشیار گروه ریاصی دانشگاه اصفهان چندین مقاله مشترک داشتم.تعداد هشت پایان نامه را مشاور بوده اند.تعدادی مقاله نیز برای بررسی برای چاپ ارسال و یا درتدوین نهایی است.
۲۲۲. دکتر لشکری زاده،استاد تمام گروه ریاضی دانشگاه اصفهان، مشاورت شش پایان نامه را بعهده داشتند.
۲۲۳.با دکتر عبدالهی،استاد تمام گروه ریاضی دانشگاه اصفهان،چندین مقاله مشترک و مشاور دو پایان نامه را بعهده داشته اند.
۲۲۴.با دکتر امینی، از دانشگاه تربیت مدرس، و دکتر گرجی از، دانشگاه همدان ،نیر هر کدام در یک پایان نامه مشاورت داشتند

در این قسمت کنفرانس و سمینار های داخلی که شرکت و سخنرانی داشتم بیان می کنم.
۲۱۷.اولین کنفرانس بین المللی که به عنوان سخنران و عضو برگزار کننده فعالیت داشتم، در دانشگاه اصفهان بود.در کنفراس و سمینار تخصصی دیگری که از طرف انجمن ریاضی کشور که در دانشگاه اصفهان برگزار شد نیز فعالیت و سخنرانی داشتم.
۲۱۸.در کنفرانس بین المللی ریاضی که در دانشگاه فردسی مشهد بر گزار شد شرکت و سخنرانی اینجانب در خصوص تعمییم نمایش انواع قضایای ریز چاپ گردید.در ضمن در یک کارگاه تخصصی شرکت و سخنرانی داشتم.
۲۱۹.در دو کنفرانس بین المللی ریاضی در شیراز شرکت و سخنرانی نمودم.
۲۲۰.در کنفرانس های بین المللی ریاضی در دانشگاه های کرمان ، شاهرود و تبریز شرکت و سخنرانی داشتم.
۲۲۱.در کنفرانس و سمینارهای تخصصی در دانشگاه های گیلان و مازندران شرکت و سخنرانی نمودم.

در این قسمت داوری پایان نامه هایی که شرکت داشتم اشاره می کنم.متقابلا اساتید راهنمای آنها نیز هم در جلسه دفاعیه دانشجویان تحت راهنمایی اینجانب شرکت می کردند.
۲۲۲.در داوری دو دانشجوی دکتری، دکتر فروزانفر و دکتر امین پور در دانشگاه شهید چمران اهواز شرکت نمودم.
۲۲۳.در داوری چند دانشجوی دکتر نصر اصفهانی در دانشگاه صنعتی اصفهان شرکت داشتم.
۲۲۴.در داوری چند دانشجوی دکتری،مرحوم دکتر پور عبدالله و دکتر ابراهیمی ویشکی از دانشگاه فردوسی مشهد شرکت نمودم.
۲۲۵.در داوری چند دانشجوی دکتری،دکتر ریاضی استاد دانشگاه امیر کبیر تهران شرکت داشتم.
۲۲۶.در داوری و مشاورت چند دانشجوی دکتری،دکتر لشکری زاده از دانشگاه اصفهان شرکت و همکاری داشتم.

در این قسمت نکاتی را در رابطه با سرودن رباعیات خود اشاره می کنم.
۲۲۸.قسمتی از وقت خود را برای تکمیل رباعیات خود و اصلاح آنها اختصاص دادم. الحمد لله عمده اصلاحات آنها انجام شد.بیش از هشتصد رباعی در زمینه های اجتماعی،فرهنگی،مذهبی،عرفانی و اهل بیت سرودم.علاقه مندان می توانند مجموعه رباعیات اینجانب را از تلگرام یا وبلاگ یا سایت اینجانب دانلود کنند.امید است توشه ای برای خود بهمراه ببرم.با توجه به وقت کم مردم و تنوع شبکه های مجازی مردم مایلند مطالب مفید را با کوتاهترین جملات بخوانند.رباعیات با توجه به ادغام هنر و فرهنگ واختصار می تواند مفید واقع شود.
۲۲۹.مدتها بود که می خواستم اشعار رباعی بسرایم ولی توفیق آن حاصل نمی شد.تا اینکه حدود سه سال است که اقدام به سرودن رباعی کرده ام.اگر چه بعضی از آنها دو بیتی هستند.ولی بخاطر گنجاندن یک مفهوم چاره ای نداشتم که از حالت رباعی به دو بیتی تن دهم.خدا توفیق داده که در دوران بازنشستگی روزنه بطور متوسط سه رباعی بسرایم. بعضا تا ده رباعی در روز سروده ام.۲۳۰.سعی دارم که مفاهیم در رباعیات تکراری نباشد.بعلاوه از کنایه و تشبیهات وهنر بیشتر استفاده کنم.تا خواننده علاقه مند به ادامه مطالعه شود.سعی شده مفاهیم دینی و اجتماعی مستند در قالب رباعی سروده شود.این کار باعث می شود که بعضا نتوانم 
احساسا ت خود را بیان کنم.اخیرا از واژه نامه برای پیدا کردن لغات هم وزن استفاده می کنم.بعلاوه با استفاده از جستجوگر اشعاری را که لغت مورد نظر در اشعار بکار رفته را می خوانم .این کمک می کند که با اشعار گوناگون آشنا گردم.
۲۳۱.دوستان پیشنهاد می کنند که رباعیات را چاپ کنم.فکر می کنم زود است. ضرورت دارد اهل قلم  و عزیزان که فرصت و علاقه به شعر دارند.در صورت امکان نظرات خود را به اینجانب انعکاس دهند،قطعا مورد توجه قرا می گیرد.جا دارد از آقای میثمی و پدر بزرگوارشان که مدتی است رباعیات اینجانب را اصلاح می کنند تشکر کنم.همچنین از آقای رنجبری که رباعیات مرا در اختیار چند شاعر در قم گذاشتند و با اصلاح و راهنمایی های کلی مرا با تکنیک های شعر بیشتر آشنا کردند،قدر دانی کنم.احساس می کنم اخیرا رباعیات با یاری خدای متعال و همکاری عزیزان زیباتر شده است.ضمنا از برادر خود محمد رجالی که رباعیات بنده را بالاخص در زمینه مفاهیم یاری می کنند تشکر کنم.

در این قسمت برنامه های خود را در دوران بازنشستگی بیان می کنم.
۲۲۷.اگر چه قانونا یک استاد تمام دانشگاه امکان ادامه کار تا هفتاد سالگی را در دانشگاه دارد.اما این اواخر احساس کردم که امکان حضور تمام وقت ،هر روز، صبح و عصر
در دفتر کار مشکل شده است.لذا تصمیم گرفتم درخواست بازنشستگی کنم و بطور نیمه وقت بعد از ظهر ها به راهنمایی و آموزش دانشجویان تحصیلات تکمیلی بپردازم.
۲۲۸.می خواهم وقت بیشتری را در اختیار خانواده قرار دهم. بنا دارم با سفر، مانده عمر  خود را به تفریحات سالم اختصاص دهم .خداوند اخیرا دو دختر به ما هدیه کرده است و بچه ها نیاز دارند که بیشتر با آنها باشم. زمانی که از آنها دور می شوم ،دلتنگی می کنند.امید است با یاری خدا بتوانم با تربیت صحیح فرزندانی به جامعه تحویل دهم ،که مفید باشند.
۲۲۹.سعی می کنم حدود یک ساعت پیاده روی کنم.مسئولیت خرید خانه را بعهده دارم.معمولا عصرها باتفاق خانواده حدود دو ساعت بیرون از منزل می رویم.بنا دارم ان شا الله در طول سال سه سفر زیارتی و تفریحی داشته باشیم.
۲۳۰.معمولا برای نماز مغرب و عشا در مسجد محل شرکت می کنم.همچنین در زمان هایی که مراسم مذهبی برگزار می شود،شرکت می کنم

دکتر علی رجالی














  • علی رجالی