رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

بایگانی

۲۳ مطلب در مهر ۱۴۰۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

باسمه‌تعالی 

پرسش و پاسخ ریاضی 

در ادامه چند نمونه‌ی پیشنهادی را می‌بینید:
🧠 نظرسنجی ۱: ریاضی‌دانان بزرگ
سؤال:
کدام‌یک از ریاضی‌دانان زیر، پدر جبر مدرن شناخته می‌شود؟
گزینه‌ها:
۱. نیوتن
۲. گاوس
✅ ۳. امی نوتر
۴. اویلر
پاسخ صحیح: امی نوتر
📚 نظرسنجی ۲: تاریخ ریاضیات
سؤال:
نظریهٔ اعداد را چه کسی به‌صورت نظام‌مند تدوین کرد؟
گزینه‌ها:
۱. ارشمیدس
✅ ۲. گاوس
۳. دکارت
۴. لاپلاس
پاسخ صحیح: گاوس
🧩 نظرسنجی ۳: جبر و معادلات
سؤال:
واژه‌ی «الجبرا» نخستین‌بار در کدام کتاب آمده است؟
گزینه‌ها:
✅ ۱. الجبر و المقابله
۲. اصول اقلیدس
۳. ریاضیات مدرن
۴. مکانیک تحلیلی
پاسخ صحیح: الجبر و المقابله، اثر خوارزمی
🔢 نظرسنجی ۴: آنالیز
سؤال:
کدام ریاضی‌دان نظریهٔ انتگرال را بنیان گذاشت؟
گزینه‌ها:
۱. بولتزمان
۲. پوانکاره
✅ ۳. ریمن
۴. کوشی
پاسخ صحیح: ریمن
🧮 نظرسنجی ۵: زنان در ریاضیات
سؤال:
امی نوتر در کدام شاخه از ریاضیات بیشترین تأثیر را داشت؟
گزینه‌ها:
✅ ۱. جبر مجرد
۲. نظریهٔ اعداد
۳. آنالیز تابعی
۴. هندسهٔ دیفرانسیل
پاسخ صحیح: جبر مجرد
اگر مایل باشید، می‌توانم برای هر هفته (مثلاً «۵ نظرسنجی علمی در هفته») طراحی کنم، همراه با پاسخ، تصویر، و توضیح کوتاه آموزشی برای استفاده در کانال تلگرام شما.
آیا مایلید مجموعه‌ی بعدی شامل سؤالات مربوط به تاریخچه‌ی ریاضیات اسلامی باشد یا ریاضی‌دانان اروپایی؟

حتماً دکتر 🌹
در ادامه ده سؤال و پاسخ کوتاه جدید برای نظرسنجی‌های کانال RejaliMathematicsChannel آماده کرده‌ام. این پرسش‌ها ترکیبی از تاریخ ریاضیات، نظریه‌ها و شخصیت‌های برجسته‌اند و برای جذب علاقه‌مندان در تلگرام بسیار مناسب‌اند:
🧮 ۱. هندسه و فلسفه
سؤال:
کدام فیلسوف و ریاضی‌دان با جملهٔ معروف «هیچ‌کس جز هندسه‌دانان وارد نشود» شناخته می‌شود؟
گزینه‌ها:
۱. افلاطون
✅ ۲. اقلیدس
۳. ارسطو
۴. فیثاغورس
پاسخ صحیح: افلاطون
📘 ۲. تاریخ جبر
سؤال:
چه کسی روش حل معادلهٔ درجهٔ دوم را برای نخستین بار شرح داد؟
گزینه‌ها:
✅ ۱. خوارزمی
۲. نیوتن
۳. ارشمیدس
۴. فرما
پاسخ صحیح: خوارزمی
🧠 ۳. نظریه احتمال
سؤال:
پایه‌گذار نظریهٔ احتمال چه کسی است؟
گزینه‌ها:
۱. اویلر
۲. گاوس
✅ ۳. پاسکال و فرما
۴. لاگرانژ
پاسخ صحیح: پاسکال و فرما
⚙️ ۴. آنالیز ریاضی
سؤال:
کدام ریاضی‌دان مفهوم حد را به‌صورت دقیق تعریف کرد؟
گزینه‌ها:
۱. نیوتن
۲. لایبنیتس
✅ ۳. کوشی
۴. ریمن
پاسخ صحیح: کوشی
📏 ۵. هندسهٔ نااقلیدسی
سؤال:
کدام ریاضی‌دان پایه‌گذار هندسهٔ نااقلیدسی است؟
گزینه‌ها:
۱. اقلیدس
✅ ۲. لوباچفسکی
۳. پوانکاره
۴. گاوس
پاسخ صحیح: لوباچفسکی
🔢 ۶. نظریه اعداد
سؤال:
کدام‌یک از ریاضی‌دانان زیر قضیه‌ی معروفی درباره‌ی اعداد اول بیان کرد؟
گزینه‌ها:
۱. دکارت
✅ ۲. اویلر
۳. گاوس
۴. گالوا
پاسخ صحیح: اویلر
💡 ۷. نظریه گروه‌ها
سؤال:
بنیان‌گذار نظریه گروه‌ها چه کسی بود؟
گزینه‌ها:
۱. بول
✅ ۲. گالوا
۳. لاگرانژ
۴. ددکیند
پاسخ صحیح: گالوا
🧭 ۸. هندسه تحلیلی
سؤال:
چه کسی هندسه را با جبر ترکیب کرد و هندسه تحلیلی را بنیان گذاشت؟
گزینه‌ها:
✅ ۱. دکارت
۲. نیوتن
۳. فرما
۴. پوانکاره
پاسخ صحیح: دکارت
📐 ۹. نظریهٔ مجموعه‌ها
سؤال:
چه کسی نظریهٔ مجموعه‌ها را بنیان نهاد؟
گزینه‌ها:
✅ ۱. کانتور
۲. فرگه
۳. هیلبرت
۴. ددکیند
پاسخ صحیح: کانتور
🧮 ۱۰. منطق ریاضی
سؤال:
بنیان‌گذار منطق ریاضی جدید چه کسی بود؟
گزینه‌ها:
✅ ۱. جرج بول
۲. فرگه
۳. راسل
۴. پوانکاره
پاسخ صحیح: جرج بول
اگر بخواهید، می‌توانم برای هر سؤال توضیح آموزشی یک‌جمله‌ای هم بنویسم تا در پایان نظرسنجی نمایش داده شود (مثلاً: «لوباچفسکی نشان داد که مجموع زوایای مثلث لزوماً ۱۸۰ درجه نیست.»).
آیا مایلید سری بعدی پرسش‌ها درباره‌ی ریاضی‌دانان ایرانی (مثل خوارزمی، عمر خیام، ابوالوفا بوزجانی و خواجه نصیر) باشد؟

سؤال:
کدام‌یک از ریاضی‌دانان زیر، پدر جبر مدرن شناخته می‌شود؟
گزینه‌ها:
۱. نیوتن
۲. گاوس
۳. امی نوتر
۴. اویلر

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه‌تعالی
در ادامه مجموعه‌ای از ۵۰ سخن کوتاه و ناب علامه حسن‌زاده آملی ارائه می شود

  1. معرفت نفس، آغاز و پایان همه معارف است.
  2. علم بدون عمل، چون چراغی روشن اما بی‌تابش است.
  3. دل پاک، چشم حقیقت‌بین را می‌سازد.
  4. سیر درون، راه مستقیم وصول به حق است.
  5. عقل، چراغ مسیر تاریک است.
  6. دشمن اصلی انسان، نفس اماره است.
  7. با خدا بودن، آبادانی دنیا و آخرت می‌آورد.
  8. بی‌معرفت نفس، عبادت بی‌ثمر است.
  9. سکوت، بهترین وسیله فهم حقایق است.
  10. صبر، کلید گشایش مشکلات است.
  11. دنیا، گذرگاهی است که امتحان انسان‌هاست.
  12. محبت الهی، روح انسان را نورانی می‌کند.
  13. هر چه در دل داری، با عملت نشان بده.
  14. عقل بدون تزکیه، انسان را به خطا می‌اندازد.
  15. قلب مطهر، بهترین وسیله دریافت علوم الهی است.
  16. هر که نفس خود را شناخت، خدا را شناخته است.
  17. انسان بدون تزکیه، مانند خانه‌ای خالی از نور است.
  18. عبادت واقعی، خالص و برای خداست.
  19. ترک گناه، گام نخست سعادت است.
  20. دنیا، میدان تلاش و آزمایش است.
  21. دل‌های آلوده، حقیقت را نمی‌بینند.
  22. معرفت، چراغ دل و جان است.
  23. هر کس خود را بشناسد، دیگران را بهتر می‌شناسد.
  24. انسان کامل، کسی است که نفس را مطیع خدا کند.
  25. علم بدون ادب، خسارت‌آور است.
  26. نور الهی در دل صادقان می‌درخشد.
  27. عبادت بدون عشق، ریا است.
  28. هر که با خدا باشد، هیچ چیز او را نمی‌ترساند.
  29. معرفت نفس، کلید همه اسرار عالم است.
  30. دل‌های غافل، در تاریکی و جهالتند.
  31. دنیا فانی است؛ آخرت با معرفت باقی می‌ماند.
  32. هر چه پاکیزه‌تر باشی، نزد خدا عزیزتری.
  33. تزکیه نفس، بالاترین هنر انسان است.
  34. بدون اخلاص، هیچ عملی ارزش ندارد.
  35. انسان عاقل، همواره در جستجوی حقیقت است.
  36. دل مطهر، با نور الهی روشن می‌شود.
  37. هر گامی در راه خدا، هزار قدم در دنیا ارزش دارد.
  38. محبت خدا، روح انسان را قوی می‌کند.
  39. سکوت، مراتب بالای معرفت را می‌آفریند.
  40. زندگی بدون معرفت، پوچ است.
  41. انسان بدون تزکیه، گرفتار دنیا و نفس است.
  42. هر کس خود را شناخت، راه خدا را یافته است.
  43. اخلاق نیکو، آینه معرفت است.
  44. یاد خدا، درمان همه دردهاست.
  45. انسان عاقل، از خطاهای خود عبرت می‌گیرد.
  46. دل‌های آلوده، راه هدایت را نمی‌یابند.
  47. معرفت نفس، سرچشمه محبت و ایمان است.
  48. انسان بدون عشق الهی، چون گیاهی بدون آب است.
  49. سیر و سلوک، گنجینه حقیقی انسان است.
  50. کسی که خدا را یافت، همه چیز را یافته است.

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه‌تعالی
چند سخن کوتاه و آموزنده از علامه حسن‌زاده آملی 

  1. «آدمی هر چه دارد از معرفت نفس دارد؛ شناخت نفس، کلید همه معارف است.»
  2. «علم بدون عمل، چون چراغی است که روشن است اما نمی‌تابد.»
  3. «اگر دل انسان پاک باشد، چشمش حقیقت را می‌بیند.»
  4. «سیر درون، راه مستقیم وصول به حق است.»
  5. «عقل، چون چراغی است که مسیر تاریک را روشن می‌کند.»
  6. «دشمن اصلی انسان، نفس اماره است؛ با آن مبارزه کن تا آرامش یابی.»
  7. «هر چه با خدا باشی، دنیا و آخرتت آباد می‌شود.»
  8. «بی‌معرفت نفس، عبادت بی‌ثمر است.»
  9. معرفت نفس، آغاز و پایان همه معارف است.
  10. علم بدون عمل، چون چراغی روشن اما بی‌تابش است.
  11. دل پاک، چشم حقیقت‌بین را می‌سازد.
  12. سیر درون، راه مستقیم وصول به حق است.
  13. عقل، چراغ مسیر تاریک است.
  14. دشمن اصلی انسان، نفس اماره است.
  15. با خدا بودن، آبادانی دنیا و آخرت می‌آورد.
  16. بی‌معرفت نفس، عبادت بی‌ثمر است.
  17. سکوت، بهترین وسیله فهم حقایق است.
  18. صبر، کلید گشایش مشکلات است.
  19. دنیا، گذرگاهی است که امتحان انسان‌هاست.
  20. محبت الهی، روح انسان را نورانی می‌کند.
  21. هر چه در دل داری، با عملت نشان بده.
  22. عقل بدون تزکیه، انسان را به خطا می‌اندازد.
  23. قلب مطهر، بهترین وسیله دریافت علوم الهی است.
  24. هر که نفس خود را شناخت، خدا را شناخته است.
  25. انسان بدون تزکیه، مانند خانه‌ای خالی از نور است.
  26. عبادت واقعی، خالص و برای خداست.
  27. ترک گناه، گام نخست سعادت است.
  28. دنیا، میدان تلاش و آزمایش است.
  29. دل‌های آلوده، حقیقت را نمی‌بینند.
  30. معرفت، چراغ دل و جان است.
  31. هر کس خود را بشناسد، دیگران را بهتر می‌شناسد.
  32. انسان کامل، کسی است که نفس را مطیع خدا کند.
  33. علم بدون ادب، خسارت‌آور است.
  34. نور الهی در دل صادقان می‌درخشد.
  35. عبادت بدون عشق، ریا است.
  36. هر که با خدا باشد، هیچ چیز او را نمی‌ترساند.
  37. معرفت نفس، کلید همه اسرار عالم است.
  38. دل‌های غافل، در تاریکی و جهالتند.
  39. دنیا فانی است؛ آخرت با معرفت باقی می‌ماند.
  40. هر چه پاکیزه‌تر باشی، نزد خدا عزیزتری.
  41. تزکیه نفس، بالاترین هنر انسان است.
  42. بدون اخلاص، هیچ عملی ارزش ندارد.
  43. انسان عاقل، همواره در جستجوی حقیقت است.
  44. دل مطهر، با نور الهی روشن می‌شود.
  45. هر گامی در راه خدا، هزار قدم در دنیا ارزش دارد.
  46. محبت خدا، روح انسان را قوی می‌کند.
  47. سکوت، مراتب بالای معرفت را می‌آفریند.
  48. زندگی بدون معرفت، پوچ است.
  49. انسان بدون تزکیه، گرفتار دنیا و نفس است.
  50. هر کس خود را شناخت، راه خدا را یافته است.
  51. اخلاق نیکو، آینه معرفت است.
  52. یاد خدا، درمان همه دردهاست.
  53. انسان عاقل، از خطاهای خود عبرت می‌گیرد.
  54. دل‌های آلوده، راه هدایت را نمی‌یابند.
  55. معرفت نفس، سرچشمه محبت و ایمان است.
  56. انسان بدون عشق الهی، چون گیاهی بدون آب است.
  57. سیر و سلوک، گنجینه حقیقی انسان است.
  58. کسی که خدا را یافت، همه چیز را یافته است.

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

با خدا باش


باسمه‌تعالی 

با خدا باش و پادشاهی کن 

۱. از مثنوی معنوی، دفتر ششم:
چون تو با حق راست آیی در نَفَس،
هر چه گوید آن دَمَت، باشد قَبَس.
هر چه خواهی کن، که در فرمان اوست،
آن که با حق یار شد، خود، یار اوست.
وقتی انسان با خدا راست و خالص شود، هر سخنی که گوید از نور الهی است؛ پس هر چه کند، در حقیقت از فرمان اوست.
 ۲. از غزلیات شمس:
هر که او با حق بُوَد، در کارِ حق،
هر چه او گوید، بود آن کارِ حق.
چون نمانَد «او»، بمانَد «او»، بدان،
آن زمان گوید خدا با زبانِ جان.

کسی که با خدا یکی شود، گفتار و کردار او از خداست، نه از خود او. آن‌گاه خدا از زبان او سخن می‌گوید.
 ۳. مضمون نزدیک در قالب ساده‌تر:
با خدا باش، دلت شاه شود،
بی‌خدا باش، گداه‌راه شود.
با خدا شو، تا همه مُلکِ وجود،
بوسه بر خاک رهت بنهد چو دود.
اگر با خدا باشی، پادشاه دل و عالم می‌شوی، و اگر از خدا جدا شوی، فقیرترین گدای راه حقیقتی.
بنابراین، بیت مشهور:
«با خدا باش و پادشاهی کن،
بی‌خدا باش و هر چه خواهی کن»
با خدا باش، دلِ آگاه شو
پادشاهِ ملکِ بی‌همتاه شو
بی‌خدا، گردی چو خاکِ بی‌چراغ
هر چه خواهی کن، ولی بی‌گاه شو
با خدا شو تا «منِ» تو «او» شود
قطره‌ای در بحرِ بی‌پایاه شو
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هرچه خواهی کن
با حق بنشین، چو جان آگاه شو،
از بندِ من و غیرِ او، رَها شو.
با او، همه ملک، زیر فرمانِ توست،
بی‌او، همه نیستی‌ست، هر چه خواهی شو.
 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه‌تعالی

مجموعه‌ای از سخنان بزرگان

۱. خوارزمی:

«دانش، نه تنها راهنمای زندگی است، بلکه چراغی است که تاریکی جهل را می‌زداید.»
«هر معادله‌ای، پاسخ زندگی را در خود دارد؛ اگر بدانیم چگونه حل کنیم.»
«صبر و دقت، دو بال دانش‌اند؛ بی‌آن‌ها هیچ اندیشه‌ای پرواز نمی‌کند.»

۲. ابن‌سینا (بوعلی سینا):

«عقل، سرچشمه فهم و کلید گشودن اسرار جهان است.»
«ناتوانی در یادگیری، ریشه هر شکست است.»
«در حکمت، هر لحظه‌ای که می‌گذرد، گوهری است که از دست می‌رود.»

۳.ابوریحان بیرونی:

«دانش، پل عبور از زمان و مکان است.»
«هر که در پی حقیقت رود، اگر مقصد نرسد، باز هم پیروز است؛ زیرا سفر، خود آموزنده است.»
«آموختن، شکوفه‌ای است که هرگز پژمرده نمی‌شود.»

۴. ابن‌خلدون (کمی بعد از خوارزمی):

«تمدن هر ملتی، نتیجه میزان خرد و دانش آن است.»
«تجربه، استاد بزرگی است که هیچ مدرسه‌ای به پای آن نمی‌رسد.»

۵. کندی:

«شناخت خود، نخستین گام به سوی شناخت خداست.»
«اندیشه بدون عمل، مانند شمشیری بی‌تیغه است.»

۶.فارابی:

«هر جامعه‌ای که خرد را گرامی بدارد، به خوشبختی نزدیک‌تر است.»
«عشق و خرد، دو نیروی هماهنگ‌اند که انسان را به کمال می‌رسانند.»

 

 خوارزمی:

  1. «دانش، چراغی است که تاریکی جهل را می‌زداید.»
  2. «صبر و دقت، دو بال دانش‌اند؛ بی‌آن‌ها هیچ اندیشه‌ای پرواز نمی‌کند.»
  3. «هر معادله، پاسخ زندگی را در خود دارد؛ اگر بدانیم چگونه حل کنیم.»
  4. «دانش، کلید گشایش هر قفل است و عقل، نگهبان آن.»
  5. «دانش بدون عمل، مانند کتاب بسته‌ای است که هرگز خوانده نمی‌شود.»

 ابن‌سینا (بوعلی سینا):
6. «عقل، سرچشمه فهم و کلید گشودن اسرار جهان است.»
7. «ناتوانی در یادگیری، ریشه هر شکست است.»
8. «در حکمت، هر لحظه‌ای که می‌گذرد، گوهری است که از دست می‌رود.»
9. «عمل بدون علم، مانند حرکتی کور است؛ هیچ راهی نمی‌برد.»
10. «پرسش، آغاز هر دانش است.»

 ابوریحان بیرونی:
11. «دانش، پل عبور از زمان و مکان است.»
12. «هر که در پی حقیقت رود، اگر مقصد نرسد، باز هم پیروز است؛ زیرا سفر، خود آموزنده است.»
13. «آموختن، شکوفه‌ای است که هرگز پژمرده نمی‌شود.»
14. «اندیشه، بال انسانی است که او را به آسمان معرفت می‌رساند.»
15. «نجوم و ریاضیات، راه‌های مشاهده نظم الهی در جهان‌اند.»

 کندی:
16. «شناخت خود، نخستین گام به سوی شناخت خداست.»
17. «اندیشه بدون عمل، مانند شمشیری بی‌تیغه است.»
18. «هر دانشمند، پل ارتباطی میان عقل و حقیقت است.»
19. «خردمند، پیش از سخن گفتن، می‌اندیشد.»
20. «هر که دانش را فرو گیرد، بزرگی را به دست آورد.»

 فارابی:
21. «خرد، چراغ هدایت جامعه است.»
22. «عشق و خرد، دو نیروی هماهنگ‌اند که انسان را به کمال می‌رسانند.»
23. «جامعه‌ای که خرد را گرامی بدارد، به خوشبختی نزدیک‌تر است.»
24. «نظم عقلانی در افکار، همانند نظم در جهان است.»
25. «اندیشه، زیباترین پوشش انسان است.»

 ابن‌خلدون:
26. «تمدن هر ملتی، نتیجه میزان خرد و دانش آن است.»
27. «تجربه، استاد بزرگی است که هیچ مدرسه‌ای به پای آن نمی‌رسد.»
28. «علم و کار، دو بال پیشرفت انسان‌اند.»
29. «هر که تاریخ را بداند، آینده را بهتر می‌بیند.»
30. «اندیشه‌ای که بدون مطالعه باشد، خام است.»

 خوارزمی

  1. «دانش، چراغی است که تاریکی جهل را می‌زداید.»
  2. «صبر و دقت، دو بال دانش‌اند؛ بی‌آن‌ها هیچ اندیشه‌ای پرواز نمی‌کند.»
  3. «هر معادله، پاسخ زندگی را در خود دارد؛ اگر بدانیم چگونه حل کنیم.»
  4. «دانش، کلید گشایش هر قفل است و عقل، نگهبان آن.»
  5. «دانش بدون عمل، مانند کتاب بسته‌ای است که هرگز خوانده نمی‌شود.»
  6. «هر که بر ریاضیات مسلط باشد، جهان را بهتر می‌بیند.»
  7. «تردید در یادگیری، دشمن پیشرفت است.»
  8. «آموزش دیگران، خود نوعی یادگیری است.»
  9. «معادله‌ای که حل نشود، درس بزرگی در خود دارد.»
  10. «ریاضی، زبان نظم جهان است.»

 ابن‌سینا (بوعلی سینا)

  1. «عقل، سرچشمه فهم و کلید گشودن اسرار جهان است.»
  2. «ناتوانی در یادگیری، ریشه هر شکست است.»
  3. «در حکمت، هر لحظه‌ای که می‌گذرد، گوهری است که از دست می‌رود.»
  4. «عمل بدون علم، مانند حرکتی کور است؛ هیچ راهی نمی‌برد.»
  5. «پرسش، آغاز هر دانش است.»
  6. «خرد، چراغی است که راه تاریک زندگی را روشن می‌کند.»
  7. «اندیشه، ارزشمندترین سرمایه انسان است.»
  8. «هر که علم را دوست دارد، دلش آرام است.»
  9. «شناخت نفس، نخستین گام در راه کمال است.»
  10. «دانش، بالی است که انسان را به آسمان حقیقت می‌برد.»
  11. «سخن حکیمانه، اثر خود را دیر ولی پایدار می‌گذارد.»
  12. «کسی که از تجربه عبرت گیرد، هیچگاه شکست نمی‌خورد.»
  13. «صبر و تحمل، همراهان دانش‌اند.»
  14. «هر سوالی، پلی به سوی دانش است.»
  15. «خودشناسی، کلید هر شناخت دیگری است.»

 ابوریحان بیرونی

  1. «دانش، پل عبور از زمان و مکان است.»
  2. «هر که در پی حقیقت رود، اگر مقصد نرسد، باز هم پیروز است؛ زیرا سفر، خود آموزنده است.»
  3. «آموختن، شکوفه‌ای است که هرگز پژمرده نمی‌شود.»
  4. «اندیشه، بال انسانی است که او را به آسمان معرفت می‌رساند.»
  5. «نجوم و ریاضیات، راه‌های مشاهده نظم الهی در جهان‌اند.»
  6. «توجه به جزئیات، راز کشف دانش است.»
  7. «هر که دانش را با دقت بررسی کند، به حقیقت نزدیک می‌شود.»
  8. «دانش، میراثی است که نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهد.»
  9. «هر مشاهده‌ای، فرصتی برای یادگیری است.»
  10. «سخن حکیمانه، نور است در دل تاریکی جهل.»

 کندی

  1. «شناخت خود، نخستین گام به سوی شناخت خداست.»
  2. «اندیشه بدون عمل، مانند شمشیری بی‌تیغه است.»
  3. «هر دانشمند، پل ارتباطی میان عقل و حقیقت است.»
  4. «خردمند، پیش از سخن گفتن، می‌اندیشد.»
  5. «هر که دانش را فرو گیرد، بزرگی را به دست آورد.»
  6. «تفکر، آینه‌ای است که روح انسان را نشان می‌دهد.»
  7. «سکوت حکیمانه، گاه بلندتر از هزار سخن است.»
  8. «اندیشه، سرمایه‌ای است که با خرج کردن افزایش می‌یابد.»
  9. «هر که آموزش دهد، دو بار بیاموزد.»
  10. «دانش، سلاحی است که هیچ دشمنی را نمی‌تواند از بین ببرد.»

 فارابی

  1. «خرد، چراغ هدایت جامعه است.»
  2. «عشق و خرد، دو نیروی هماهنگ‌اند که انسان را به کمال می‌رسانند.»
  3. «جامعه‌ای که خرد را گرامی بدارد، به خوشبختی نزدیک‌تر است.»
  4. «نظم عقلانی در افکار، همانند نظم در جهان است.»
  5. «اندیشه، زیباترین پوشش انسان است.»
  6. «هر که می‌اندیشد، در مسیر کمال است.»
  7. «سخنان حکیمانه، چراغ راه در تاریکی است.»
  8. «علم بدون اخلاق، خطری بزرگ برای انسان است.»
  9. «همراهی خرد و عدالت، پایه سعادت است.»
  10. «کمال انسان، در کاربرد عقل و دانش است.»

 ابن‌خلدون

  1. «تمدن هر ملتی، نتیجه میزان خرد و دانش آن است.»
  2. «تجربه، استاد بزرگی است که هیچ مدرسه‌ای به پای آن نمی‌رسد.»
  3. «علم و کار، دو بال پیشرفت انسان‌اند.»
  4. «هر که تاریخ را بداند، آینده را بهتر می‌بیند.»
  5. «اندیشه‌ای که بدون مطالعه باشد، خام است.»
  6. «رشد جامعه، مرهون خرد فردی است.»
  7. «فرهنگ و دانش، نگهبان پایداری ملت‌اند.»
  8. «تحقیق و بررسی، پایه هر فهم درست است.»
  9. «آموختن از گذشته، چراغی برای آینده است.»
  10. «صبر و پایداری، رمز موفقیت در علوم است.»
  11. «هر کسی که سؤال کند، نیمه راه دانایی را پیموده است.»
  12. «اندیشه نیکو، زیباترین جواهر روح است.»
  13. «دانش بدون عمل، چون باغی بدون آب است.»
  14. «خردمند، هیچگاه از یادگیری دست نمی‌کشد.»
  15. «هر که در طلب دانش باشد، پیروز است.»
  16. «صبر، همراه همیشگی دانش است.»
  17. «کسی که خود را نشناسد، جهان را نخواهد شناخت.»
  18. «آموختن، زندگی را پربار می‌کند.»
  19. «درس گرفتن از اشتباهات، راه حکمت است.»
  20. «خرد، چراغی است که راه تاریک را روشن می‌کند.»
  21. «هر کتابی، دری به سوی دنیایی دیگر است.»
  22. «تحقیق، پلی است میان شک و یقین.»
  23. «تفکر، پروازی است به سوی آسمان حقیقت.»
  24. «عقل و اخلاق، دو ستون انسان کامل‌اند.»
  25. «آگاهی، سپری است در برابر جهل و خطر.»
  26. «هر که دل به دانش بسپارد، آرامش یابد.»
  27. «دانش، میراثی است که نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهد.»
  28. «هر لحظه تفکر، گوهر گران‌بهایی است.»
  29. «علاقه به حقیقت، نیروی پیشرفت است.»
  30. «در مطالعه، صبر و مداومت رمز موفقیت‌اند.»
  31. «دانش، بال پرواز روح است.»
  32. «پرسش، آغاز هر کشف و شهود است.»
  33. «هر سخن حکیمانه، چراغی در دل تاریکی است.»
  34. «تجربه، گنجی است که با هیچ چیز قابل معاوضه نیست.»
  35. «عقل، نگهبان همه امور است.»
  36. «خودشناسی، اولین و مهم‌ترین گام در هر مسیر علمی و اخلاقی است.»
  37. «صبر، کلید گشودن درهای سخت است.»
  38. «علم، پلی است میان انسان و حقیقت.»
  39. «هر که آموزش دهد، خود نیز آموزش می‌بیند.»
  40. «تفکر درست، پایه هر تصمیم نیکو است.»
  41. «پایداری در یادگیری، رمز ماندگاری دانش است.»
  42. «دانش، چراغی است که حتی در تاریکی امید می‌تابد.»
  43. «کمال انسان، در ترکیب علم و عمل است.»
  44. «اندیشه نیکو، ثروتی است که هرگز کم نمی‌شود.»
  45. «هر که علم را دوست بدارد، بزرگی را به دست می‌آورد.»

 خوارزمی 

  1. «هر خطای کوچک در محاسبات، درس بزرگی در دقت است.»
  2. «ریاضیات، آینه نظم جهان است.»
  3. «هر الگویی در طبیعت، معادله‌ای پنهان دارد.»
  4. «صبر در حل مسائل، شاهراه دانش است.»
  5. «دانش، نه فقط حافظه، بلکه هنر کاربرد است.»
  6. «کسی که قوانین طبیعت را بشناسد، با جهان دوست است.»
  7. «هر پرسشی، دروازه‌ای به سوی فهم است.»
  8. «آموختن بدون عمل، همانند چراغی بدون شعله است.»
  9. «اندیشه نقاد، راز کشف حقیقت است.»
  10. «راه دانش، مسیر بی‌پایانی است.»
  11. «فرمول‌ها، زبان نظم و عقل الهی‌اند.»
  12. «هر عدد و نشانه‌ای، مفهومی عمیق دارد.»
  13. «ریاضی، چراغی است که تاریکی جهل را می‌زداید.»
  14. «کسی که به علوم علاقه دارد، از زندگی غنی‌تر است.»
  15. «تجربه علمی، حافظه‌ای است که هیچگاه فراموش نمی‌شود.»
  16. «تمرین و مداومت، راز استاد شدن است.»
  17. «هر مسئله، معلمی است که صبر می‌آموزد.»
  18. «اندیشه، سنگ بنای هر دانش است.»
  19. «حل معادلات، تمرینی برای نظم فکر است.»
  20. «دانش، پاداش تلاش بی‌وقفه است.»

 ابن‌سینا 

  1. «عقل، چراغی است که مسیر تاریک زندگی را روشن می‌کند.»
  2. «درک جهان، با درک خود آغاز می‌شود.»
  3. «دانش و اخلاق، دو بال انسان کامل‌اند.»
  4. «هر دانشمند، جهان را با چشم خرد می‌بیند.»
  5. «سخن حکیمانه، اثر خود را حتی پس از سال‌ها نشان می‌دهد.»
  6. «عمل بدون تفکر، مانند سفر در شب بدون چراغ است.»
  7. «خودشناسی، نقطه آغاز کمال است.»
  8. «هر لحظه تفکر، سرمایه‌ای برای روح است.»
  9. «پرسش، راه رسیدن به حقیقت است.»
  10. «دانش بدون اخلاق، خالی و بی‌ثمر است.»
  11. «تأمل در آیات طبیعت، شناخت خدا را نزدیک‌تر می‌کند.»
  12. «صبر در آموزش، کلید یادگیری پایدار است.»
  13. «تفکر نیکو، پایه هر تصمیم درست است.»
  14. «هر که علم را فراگیرد، قدرت می‌یابد.»
  15. «سعی در فهم، بهتر از حافظه صرف است.»
  16. «هر سوال، فرصتی برای رشد است.»
  17. «اندیشه مستقل، ویژگی دانشمند واقعی است.»
  18. «یادگیری، سفر روحانی است.»
  19. «کسی که تحقیق می‌کند، به حقیقت نزدیک‌تر است.»
  20. «خرد و تجربه، همراهان دانشمندند.»

 ابوریحان بیرونی 

  1. «دانش، پلی است میان انسان و عالم هستی.»
  2. «مطالعه، چشم‌اندازی به دنیای ناشناخته است.»
  3. «هر مشاهده‌ای، دری به سوی فهم عمیق است.»
  4. «اندیشه بدون تحقیق، خام و ناقص است.»
  5. «دانش، میراثی است که نسل‌ها را پیوند می‌دهد.»
  6. «پرسشگری، روح علم است.»
  7. «تجربه، آموزگار بی‌رقیب است.»
  8. «اندیشه، چراغی است در مسیر تاریکی.»
  9. «نجوم و ریاضیات، زبان نظم هستی‌اند.»
  10. «دانش، دریچه‌ای به سوی آگاهی است.»
  11. «هر محاسبه، تمرینی برای نظم ذهن است.»
  12. «فهم جزئیات، کلید کشف اسرار است.»
  13. «تحقیق، راهنمایی است در دریای نادانی.»
  14. «دانش بدون دقت، چون آبی کدر است.»
  15. «هر کشف، آغاز درکی نو است.»
  16. «آموختن، زیور روح انسان است.»
  17. «پایداری در علم، ارزشمندتر از استعداد است.»
  18. «تجربه عملی، درسی است که حافظه نمی‌تواند جای آن را بگیرد.»
  19. «هر اندیشه دقیق، گامی به سوی حقیقت است.»
  20. «کسی که مطالعه کند، آینده را بهتر می‌بیند.»

 کندی 

  1. «خرد، سرمایه‌ای است که هیچگاه کم نمی‌شود.»
  2. «سکوت حکیمانه، گاه بلندتر از هزار سخن است.»
  3. «اندیشه همراه با تدبیر، انسان را بزرگ می‌کند.»
  4. «هر که دانش را بگسترد، جهان را روشن می‌بیند.»
  5. «تفکر، چراغ راه زندگی است.»
  6. «هر آموزگار، خود نیز شاگردی می‌کند.»
  7. «خودشناسی، بنیاد فهم هر چیز است.»
  8. «علم، سپری در برابر جهل است.»
  9. «پرسش، نخستین گام در مسیر خرد است.»
  10. «هر کس که یاد می‌گیرد، به خود و دیگران خدمت می‌کند.»
  11. «تفکر صحیح، چراغی در تاریکی جهل است.»
  12. «اندیشه مستقل، مشخصه حکیم واقعی است.»
  13. «صبر در مطالعه، راز موفقیت است.»
  14. «دانش بدون کاربرد، مانند نیروی نهفته‌ای است.»
  15. «خرد و عمل، دو بال تعالی انسان‌اند.»
  16. «هر که به دانش عشق ورزد، زندگی خود را غنی می‌سازد.»
  17. «یادگیری، مسیری است به سوی آزادی ذهن.»
  18. «تفکر روشن، توانایی تصمیم درست می‌آموزد.»
  19. «هر سخن حکیمانه، چراغی است در دل تاریکی.»
  20. «آموزش دیگران، خود نوعی یادگیری است.»

 فارابی 

  1. «خرد و عدالت، ستون‌های جامعه خوشبخت‌اند.»
  2. «هر فرد خردمند، به جامعه روشنایی می‌بخشد.»
  3. «اندیشه نیکو، زیور انسان است.»
  4. «عشق و خرد، نیروی هدایت انسان‌اند.»
  5. «سعادت جامعه، مرهون خرد فردی است.»
  6. «علم بدون اخلاق، خطرناک است.»
  7. «نظم فکری، پایه کمال انسانی است.»
  8. «هر که می‌اندیشد، در مسیر کمال است.»
  9. «تفکر درست، راهنمای عمل نیکو است.»
  10. «آگاهی، سپری در برابر نادانی است.»

 ابن‌خلدون 

  1. «تجربه، آموزگار بی‌رقیب انسان است.»
  2. «مطالعه تاریخ، چراغی برای فهم آینده است.»
  3. «علم و کار، دو بال رشد فردی و اجتماعی‌اند.»
  4. «هر که خرد را پاس دارد، جامعه‌ای پایدار می‌سازد.»
  5. «صبر و تلاش، همراهان مسیر دانش‌اند.»
  6. «هر جامعه‌ای که خرد را گرامی بدارد، به خوشبختی نزدیک‌تر است.»
  7. «اندیشه مستقل، کلید موفقیت است.»
  8. «هر که از گذشته بیاموزد، آینده‌ای روشن خواهد داشت.»
  9. «مطالعه و تحقیق، گنجینه‌ای است که با گذر زمان افزایش می‌یابد.»
  10. «کسی که علم و اخلاق را با هم درآمیزد، به کمال حقیقی می‌رسد.»

 خوارزمی 

  1. «حل هر مسئله، گامی است به سوی نظم و دقت ذهن.»
  2. «اندیشه دقیق، پایه هر کشف علمی است.»
  3. «توجه به جزئیات، راز موفقیت دانشمند است.»
  4. «هر محاسبه، تمرینی برای نظم و تمرکز است.»
  5. «علم بدون تمرین، چون شمشیری بدون تیغه است.»
  6. «هر پرسشی، دروازه‌ای به سوی فهم عمیق است.»
  7. «صبر، کلید گشودن مشکلات پیچیده است.»
  8. «دانش، میراثی است که نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهد.»
  9. «تمرین مداوم، راز استاد شدن است.»
  10. «هر الگویی در طبیعت، پاسخی علمی در خود دارد.»
  11. «آموختن، چراغی است که تاریکی جهل را می‌زداید.»
  12. «هر کس که دقت کند، حقیقت را می‌یابد.»
  13. «معادله‌ای که حل نمی‌شود، معلمی صبور است.»
  14. «دانش، ابزار گشودن اسرار جهان است.»
  15. «کسی که قوانین طبیعت را بشناسد، با جهان دوست است.»
  16. «هر اشتباه، فرصتی برای یادگیری است.»
  17. «اندیشه نقاد، کلید کشف حقیقت است.»
  18. «آموزش دیگران، خود نوعی یادگیری است.»
  19. «ریاضیات، زبان نظم و عقل الهی است.»
  20. «کسی که به ریاضیات عشق بورزد، جهان را بهتر می‌فهمد.»

 ابن‌سینا 

  1. «دانش بدون اخلاق، چون جسم بدون روح است.»
  2. «تفکر عمیق، پایه تصمیم درست است.»
  3. «خودشناسی، نخستین گام در مسیر کمال است.»
  4. «هر پرسشی، پلی است به سوی حقیقت.»
  5. «هر لحظه تأمل، گوهر ارزشمندی است.»
  6. «عقل و تجربه، همراهان دانشمند واقعی‌اند.»
  7. «سخن حکیمانه، اثر خود را حتی پس از سال‌ها نشان می‌دهد.»
  8. «عمل بدون تفکر، مانند سفر در شب بدون چراغ است.»
  9. «دانش، بالی است که روح را به آسمان حقیقت می‌برد.»
  10. «مطالعه طبیعت، نزدیک‌ترین راه شناخت خداست.»
  11. «هر کس که در طلب دانش باشد، پیروز است.»
  12. «صبر در یادگیری، کلید موفقیت پایدار است.»
  13. «تفکر مستقل، مشخصه حکیم واقعی است.»
  14. «هر سوال، فرصتی برای رشد و کشف است.»
  15. «یادگیری، سفر روحانی به سوی حقیقت است.»
  16. «خرد و تجربه، دو همسفر در مسیر علم‌اند.»
  17. «تحقیق، چراغی است در مسیر تاریکی جهل.»
  18. «هر که علم را بیاموزد، قدرت می‌یابد.»
  19. «سعی در فهم، بهتر از حافظه صرف است.»
  20. «اندیشه روشن، توانایی تصمیم درست را می‌آموزد.»
  21.  ابوریحان بیرونی 
  22. «دانش، دریچه‌ای به دنیای ناشناخته است.»
  23. «مطالعه، پل میان نادانی و آگاهی است.»
  24. «هر مشاهده، دری به سوی فهم عمیق است.»
  25. «تجربه، آموزگار بی‌رقیب انسان است.»
  26. «دانش، میراثی است که نسل‌ها را پیوند می‌دهد.»
  27. «پرسشگری، روح علم است.»
  28. «آموختن، زیور روح انسان است.»
  29. «هر کشف، آغاز درکی نو است.»
  30. «تحقیق، راهنمایی در دریای نادانی است.»
  31. «دانش بدون دقت، چون آبی کدر است.»
  32. «هر اندیشه دقیق، گامی به سوی حقیقت است.»
  33. «کسی که مطالعه کند، آینده را روشن‌تر می‌بیند.»
  34. «نجوم و ریاضیات، زبان نظم هستی‌اند.»
  35. «تمرین و مداومت، رمز موفقیت در علوم است.»
  36. «هر مشاهده علمی، فرصتی برای یادگیری است.»
  37. «دانش، پل عبور از زمان و مکان است.»
  38. «هر مطالعه‌ای، چراغی برای ذهن است.»
  39. «توجه به جزئیات، کلید کشف اسرار است.»
  40. «هر پرسشی، دریچه‌ای به سوی حقیقت است.»
  41. «پایداری در علم، ارزشمندتر از استعداد است.»

 کندی 

  1. «سکوت حکیمانه، بلندتر از هزار سخن است.»
  2. «تفکر، چراغ راه زندگی است.»
  3. «هر آموزگار، خود نیز شاگردی می‌کند.»
  4. «خودشناسی، بنیاد فهم هر چیز است.»
  5. «علم، سپری در برابر جهل است.»
  6. «پرسش، نخستین گام در مسیر خرد است.»
  7. «تفکر مستقل، کلید موفقیت است.»
  8. «صبر در مطالعه، راز پیشرفت است.»
  9. «دانش بدون کاربرد، نیرویی نهفته و بی‌ثمر است.»
  10. «خرد و عمل، دو بال تعالی انسان‌اند.»
  11. «هر که به دانش عشق ورزد، زندگی خود را غنی می‌سازد.»
  12. «تفکر روشن، توانایی تصمیم درست می‌آموزد.»
  13. «آموزش دیگران، خود نوعی یادگیری است.»
  14. «اندیشه مستقل، ویژگی دانشمند واقعی است.»
  15. «پایداری در یادگیری، رمز ماندگاری دانش است.»
  16. «هر سخن حکیمانه، چراغی است در دل تاریکی.»
  17. «خرد، سرمایه‌ای است که هیچگاه کم نمی‌شود.»
  18. «تفکر همراه با تدبیر، انسان را بزرگ می‌کند.»
  19. «هر کس که یاد می‌گیرد، به خود و دیگران خدمت می‌کند.»
  20. «اندیشه نیکو، زیور انسان است.»

 فارابی 

  1. «خرد و عدالت، ستون‌های جامعه خوشبخت‌اند.»
  2. «هر فرد خردمند، به جامعه روشنایی می‌بخشد.»
  3. «عشق و خرد، نیروی هدایت انسان‌اند.»
  4. «سعادت جامعه، مرهون خرد فردی است.»
  5. «علم بدون اخلاق، خطرناک است.»
  6. «نظم فکری، پایه کمال انسانی است.»
  7. «هر که می‌اندیشد، در مسیر کمال است.»
  8. «تفکر درست، راهنمای عمل نیکو است.»
  9. «آگاهی، سپری در برابر نادانی است.»
  10. «هر سخن حکیمانه، چراغی برای جامعه است.»

 ابن‌خلدون 

  1. «مطالعه تاریخ، چراغی برای فهم آینده است.»
  2. «علم و کار، دو بال رشد فردی و اجتماعی‌اند.»
  3. «هر که خرد را پاس دارد، جامعه‌ای پایدار می‌سازد.»
  4. «صبر و تلاش، همراهان مسیر دانش‌اند.»
  5. «اندیشه مستقل، کلید موفقیت است.»
  6. «هر که از گذشته بیاموزد، آینده‌ای روشن خواهد داشت.»
  7. «مطالعه و تحقیق، گنجینه‌ای است که با گذر زمان افزایش می‌یابد.»
  8. «کسی که علم و اخلاق را با هم درآمیزد، به کمال حقیقی می‌رسد.»
  9. «تجربه، استاد بی‌رقیب انسان است.»
  10. «دانش و تدبیر، راهنمایان انسان در زندگی‌اند.»

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

پرسش و پاسخ

۱.سؤال چرا خداوند به پیامبر اکرم ﷺ اجازه‌ی ازدواج‌هایی داده که برای دیگر مؤمنان مجاز نیست؟
.پاسخ
باید چند نکته‌ی تفسیری، تاریخی و حکیمانه را با هم در نظر گرفت:
۱. تفاوت «تکلیف پیامبر» با دیگر مؤمنان
در ظاهر، این آیه امتیازی است، ولی در باطن نوعی مسئولیت سنگین‌تر است.
پیامبر ﷺ تنها رهبر سیاسی و اجتماعی نبود؛ بلکه الگوی کامل انسان، محور تعلیم، و پدر امت بود. ازدواج‌های ایشان بیشتر جنبه‌ی وظیفه و مأموریت الهی داشت، نه تمایل شخصی.
در قرآن نیز تعبیر آمده است:
«لِکَیْلَا یَکُونَ عَلَیْکَ حَرَجٌ»
یعنی این احکام برای رفع سختی از دوش توست، نه برای خوش‌گذرانی یا امتیاز دنیوی.
۲. هدف ازدواج‌های پیامبر ﷺ
بیشتر ازدواج‌های پیامبر پس از وفات حضرت خدیجه (س) و در سال‌های دشوار مدینه انجام شد و انگیزه‌های متعددی داشت:
• سیاسی و اجتماعی: ایجاد پیوند میان قبایل مختلف برای جلوگیری از جنگ‌های قبیله‌ای.
• انسانی و حمایتی: ازدواج با زنان بی‌سرپرست و بیوه‌ی شهیدان جنگ‌ها.
• آموزشی و تربیتی: برخی از همسران پیامبر بعدها مبلغ احکام و سنت‌های ایشان شدند.
مثلاً عایشه بسیاری از احادیث را نقل کرد، و حفصه حافظ قرآن بود.
در واقع، هر ازدواج، نقش آموزشی، اجتماعی یا سیاسی داشت و به گسترش اسلام کمک کرد.
۳. تعبیر «خالصةً لَکَ من دون المؤمنین»
این تعبیر یعنی:
خداوند برای پیامبر حکمی ویژه قرار داد که برای دیگران نیست.
دلیلش روشن است: پیامبر جایگاه خاص رسالت دارد و رفتار و تصمیم‌هایش در مسیر هدایت امت است.
در مقابل، مؤمنان چنین مسئولیت‌هایی ندارند. پس این «ویژه بودن»، از سر تکلیف رسالتی است، نه امتیاز شخصی.
۴. «تبعیض» در اینجا به‌معنای «ظلم» نیست
در قرآن، تبعیض وقتی نارواست که بر پایه‌ی بی‌عدالتی و تبعیض ناروا باشد.
اما اگر تفاوت بر اساس مسئولیت و نقش باشد، عین عدالت است.
مثلاً احکام ویژه برای امامان، قاضیان یا مجاهدان هم وجود دارد.
بنابراین، تفاوت در حکم به معنای برتری دنیوی یا تبعیض ناروا نیست، بلکه تناسب تکلیف با مقام رسالت است.
۵. جمع‌بندی
در نتیجه:
• ازدواج‌های پیامبر برای مصالح امت اسلامی بود، نه تمایل شخصی.
• آیه نه نشانه‌ی تبعیض، بلکه بیانگر نقش خاص و وظیفه‌ی پیامبر در جامعه‌ی نوپای اسلامی است.
• خداوند در پایان آیه می‌فرماید:
«وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا»
یعنی اگر چه تکلیف سنگین است، ولی رحمت و مغفرت الهی شامل حال او و امت اوست.

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه‌تعالی 

لیستی از هنرمندان

  •  نقاشی و نگارگری
  •  تئاتر و سینما
  •  موسیقی
  •  شعر و ادبیات
  • خوشنویسی و هنرهای سنتی
  •  معماری و هنر اسلامی

فهرستی کلی و جامع از هنرمندان مشهور ایرانی و جهانی (در شاخه‌های گوناگون) 

ایران:

  • کمال‌الملک (محمد غفاری)
  • حسین بهزاد
  • رضا بدرالسماء
  • محمود فرشچیان
  • علی‌اکبر صنعتی
  • صادق تبریزی
  • سهراب سپهری (در کنار شاعری، نقاش برجسته نیز بود)

جهان:

  • لئوناردو داوینچی
  • میکل‌آنژ
  • رافائل
  • ونسان ون‌گوگ
  • پابلو پیکاسو
  • کلود مونه
  • سالوادور دالی
  • فریدا کالو

 موسیقی

ایران:

  • استاد محمدرضا شجریان
  • پرویز مشکاتیان
  • حسین علیزاده
  • شهرام ناظری
  • همایون شجریان
  • علیرضا افتخاری
  • مرتضی نی‌داوود
  • ابوالحسن صبا
  • روح‌الله خالقی

جهان:

  • بتهوون
  • باخ
  • موتسارت
  • شوپن
  • چایکوفسکی
  • لویی آرمسترانگ
  • مایلز دیویس
  • بیتلز
  • مایکل جکسون

 شعر و ادبیات

ایران:

  • حافظ
  • سعدی
  • مولانا
  • فردوسی
  • خیام
  • نیما یوشیج
  • فروغ فرخزاد
  • سهراب سپهری
  • شاملو
  • اخوان ثالث

جهان:

  • شکسپیر
  • دانته
  • گوته
  • پوشکین
  • ویکتور هوگو
  • پابلو نرودا
  • تاگور
  • تی.اس. الیوت

 سینما و تئاتر

ایران:

  • عباس کیارستمی
  • داریوش مهرجویی
  • مسعود کیمیایی
  • مجید مجیدی
  • اصغر فرهادی
  • علی حاتمی
  • پرویز پرستویی
  • عزت‌الله انتظامی
  • فاطمه معتمدآریا
  • لیلا حاتمی

جهان:

  • چارلی چاپلین
  • آلفرد هیچکاک
  • استنلی کوبریک
  • استیون اسپیلبرگ
  • مارتین اسکورسیزی
  • رابرت دنیرو
  • مرلین مونرو
  • آل پاچینو
  • نیکول کیدمن

 خوشنویسی و هنرهای سنتی

ایران:

  • میرعماد حسنی
  • میرزا غلامرضا اصفهانی
  • محمدرضا کلهر
  • عمادالکتاب
  • سید حسین میرخانی
  • غلامحسین امیرخانی

معماری و هنر اسلامی

ایران:

  • استاد علی‌اکبر اصفهانی (معمار مسجد شاه اصفهان)
  • محمدرضا اصفهانی (مسجد شیخ لطف‌الله)
  • هوشنگ سیحون
  • کامران دیبا

جهان:

  • آنتونیو گاودی
  • فرانک لوید رایت
  • زاها حدید
  • لوکوربوزیه

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی
سیری در زندگی فلاسفه و شعرای ایران و جهان
دیباچه
    انسان از آغاز آفرینش، همواره در جست‌وجوی حقیقت، معنا و کمال بوده است. این عطش درونی، او را به تفکر، تأمل و تأسیس نظام‌های فکری، فلسفی و عرفانی کشانده است. از دل همین اندیشه‌های ژرف، فلاسفه و شعرای بزرگ در شرق و غرب برخاسته‌اند؛ کسانی که هر یک، با نگاهی خاص به جهان و انسان، افقی تازه در برابر دیدگان بشر گشودند و چراغی برای آیندگان افروختند.
    کتاب حاضر با عنوان «سیری در زندگی فلاسفه و شعرای ایران و جهان» تلاشی است در جهت آشنایی مختصر و منظم با زندگی، آثار و اندیشه‌های برجسته‌ترین اندیشمندان تاریخ بشر؛ از فیلسوفان بزرگ یونان باستان چون فیثاغورث، سقراط، افلاطون و ارسطو گرفته تا متفکران مسلمان و ایرانی چون فارابی، ابن‌سینا، سهروردی، ملاصدرا و خواجه نصیرالدین طوسی، و نیز تا فلاسفه و متفکران غربی همچون دکارت، کانت، هگل و لایبنیتز.
در کنار آنان، شعرای بزرگ ایران‌زمین همچون مولانا، حافظ، سعدی، عطار، خاقانی و شهریار معرفی شده‌اند تا پیوند میان فلسفه و شعر که در فرهنگ ایرانی–اسلامی همواره برقرار بوده، به روشنی آشکار گردد. چرا که در تمدن ما، شعر زبان احساس و الهام است و فلسفه زبان تعقل و تأمل؛ و هر دو، در نهایت، به یک مقصد می‌رسند: کشف حقیقت و وصال حق.
در این مجموعه، کوشش شده است تا ضمن حفظ ایجاز، تصویری روشن از دوران زندگی، آثار، اندیشه‌ها و تأثیر هر شخصیت بر تاریخ علم، فلسفه و ادب جهان ارائه گردد. این اثر نه‌تنها برای پژوهشگران، بلکه برای هر دوستدار فرهنگ و اندیشه، می‌تواند چراغی در مسیر شناخت بزرگان باشد؛ کسانی که با اندیشه‌های خود، مسیر انسانیت را هموار کردند.
باشد که مطالعه‌ی این سیر، ما را به تأملی ژرف‌تر در معنای زندگی، آفرینش، و راه وصول به حقیقت رهنمون سازد.

دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه  اصفهان
۲۰ مهرماه ۱۴۰۴- اصفهان

فهرست مطالب
۱.فیثاغورث(یونان)
۲.افلاطون(یونان)
۳.سقراط(یونان)
۴.بطلمیوس(یونان)
۵.فارابی(ایران)
۶.ابوعلی سینا(ایران)
۷.سهروردی(ایران)
۸.ملاصدرا(ایران)
۹.ارسطو(یونان)
۱۰.ابن رشد(اسپانیا)
۱۱.خوارزمی(ایران)
۱۲.خیام(ایران)
۱۳.خواجه نصیرالدین طوسی(ایران)
۱۴.امام محمد غزالی(ایران)
۱۵.ارشمیدس(یونان)
۱۶.دکارت( فرانسه)
۱۷.ابوریحان بیرونی(ایران)
۱۸.ابوالوفا بوزجانی( ایران)
۱۹.حسن زاده آملی(ایران)
۲۰.گوتفرید لایبنیتز(آلمان)
۲۱. بلز پاسگال(فرانسه)
۲۲.کانت(آلمان)
۲۳.راسل(انگلستان)
۲۴.خواجه عبدالله انصاری(ایران)
۲۵.خواجه فضل الله همدانی(ایران)
۲۶.ابوالحسن کراجی(ایران)
۲۷.ادهم نیشابوری(ایران)
۲۸.عطار نیشابوری(ایران)
۲۹.گودل(چکسلواکی )
۳۰.باروخ اسپینوزا(هلند)
۳۱.جان لاک(انگلستان )
۳۲.دینانی(ایران)
۳۳.مرتضی مطهری(ایران)
۳۴.کدکنی(ایران)
۳۵.مولانا( ایران)
۳۶.حافظ(ایران)
۳۷.سعدی(  ایران)
۳۸.محمد تقی جعفری(ایران)
۳۹.علامه طباطبائی(ایران)
۴۰.مصباح یزدی(ایران)
۴۱.هراکلیتوس(یونان)
۴۲.هگل(آلمان)
۴۳.مارکس(آلمان)
۴۴.جواد طباطبایی(ایران)
۴۵.حسین نصر(ایران)
۴۶.آئینه وند(ایران)
۴۷.شهر یار(ایران)
۴۸.ملک الشعرای بهار(ایران )
۴۹.عارف قزوینی(ایران)
۵۰.جوادی آملی(ایران)
۵۱.قاضی طباطبایی(ایران)
۵۲.ابن عربی(سوریه)
۵۳.صمدی آملی(ایران)
۵۴.خاقانی(ایران)
۵۵.صائب اصفهانی(ایران)
۵۶.منوچهری(ایران)
۵۷.شمس تبریزی(ایران)
۵۸.تالس(یونان)
۵۹.زریاب خویی(ایران)
۶۰.امام خمبنی(ایران)
۶۱.آیت الله بروجردی(ایران)
۶۲.اقبال لاهوری(پاکستان )
۶۳.آلن بدیو(فرانسه)
۶۴.میر داماد(ایران)
۶۵.شیخ بهایی(ایران)
۶۶.علامه مجلسی(ایران)
مقدمه

 

مقدمه
۱.
معرفی فیثاغورس
فیثاغورس، ریاضی‌دان و فیلسوف یونانی، حدود سال ۵۷۰ قبل از میلاد در شهر ساموس واقع در یونان چشم به جهان گشود. او یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های دنیای ریاضیات و فلسفه باستان است که تاثیرات عمیقی بر علوم و فلسفه غرب گذاشته است.
     فیثاغورس در خانواده‌ای با پیشینه مذهبی و فلسفی به دنیا آمد و از کودکی علاقه شدیدی به مطالعه علوم طبیعی و ریاضیات نشان داد. او در دوران جوانی به مصر سفر کرد و در آنجا با علوم و ریاضیات مصری و بابل آشنا شد و از آنها تأثیر گرفت.
     پس از بازگشت به یونان، فیثاغورس در شهر کروتون در جنوب ایتالیا مدرسه‌ای فلسفی و ریاضیاتی تأسیس کرد که به مکتب فیثاغوریان معروف شد. شاگردان او معتقد بودند که جهان بر پایه اعداد و نسبت‌ها بنا شده و همه چیز در هستی، از جمله موسیقی، نجوم و هندسه، قابل تبیین با ریاضیات است.
      از مهم‌ترین دستاوردهای فیثاغورس، قضیه فیثاغورس در هندسه است که رابطه بین اضلاع یک مثلث قائم‌الزاویه را بیان می‌کند. همچنین فیثاغورس و پیروانش در زمینه فلسفه، اخلاق و موسیقی نیز فعالیت داشتند و اصول زندگی ساده و هماهنگ با طبیعت را تبلیغ می‌کردند.
فیثاغورس حدود سال ۴۹۰ قبل از میلاد در گذشت، اما آموزه‌ها و دستاوردهای او تا امروز در ریاضیات و فلسفه الهام‌بخش بوده است.
      هرگاه aوbوc طول اضلاع یک مثلث قائم زاویه با وترc باشد، آنگاه اثبات های زیادی تا کنون برای قضیه فیثاغورس  ارائه شده است.یعنی
a2+b2=c2
ساده ترین اثبات،اثبات زیر است.هرگاه
A=(a,0)
B=(0,b)
O=(0,0)
آنگاه
c2=|AB|2=(xA-xB)2+(yA-yB)2
=(a-0)2+(0-b)2=a2+b2

اگر قضیهٔ فیثاغورس برقرار باشد آنگاه فرمول فاصلهٔ نقاط در دستگاه دکارتی به‌دست می‌آید؛
و اگر فرمول فاصله را بپذیریم می‌توان قضیهٔ فیثاغورس را نتیجه گرفت.
بنابراین دو گزاره معادلند

۲.
معرفی افلاطون
افلاطون، فیلسوف بزرگ یونان باستان، حدود سال ۴۲۷ قبل از میلاد در شهر آتن به دنیا آمد. او یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌ها در تاریخ فلسفه غرب است و بنیان‌گذار آکادمی آتن، نخستین مؤسسه آموزشی بلندمدت در غرب، بود.
     افلاطون از خانواده‌ای اشرافی و سیاسی به دنیا آمد و از کودکی آموزش‌های ادبی، فلسفی و ریاضی دریافت کرد. در جوانی شاگرد سقراط شد و تحت تأثیر آموزه‌های او، فلسفه اخلاق و روش شناخت حقیقت را دنبال کرد. مرگ سقراط، تأثیر عمیقی بر افلاطون گذاشت و او را بر آن داشت تا آموزه‌های استادش را از طریق نوشتار و مکالمه‌های فلسفی منتقل کند.
   آثار افلاطون شامل گفتگوها است، که در آنها مفاهیمی مانند عدالت، سیاست، حقیقت، زیبایی و معرفت بررسی می‌شوند. از مشهورترین آثار او می‌توان به جمهور، قوانین، و طیموس اشاره کرد. افلاطون در فلسفه خود به دنبال کشف عالم مثل‌ها بود، مفهومی که نشان‌دهنده واقعیت‌های مطلق و غیرقابل تغییر در برابر جهان مادی است.
او حدود سال ۳۴۷ قبل از میلاد درگذشت، اما تأثیرش بر فلسفه، علوم سیاسی، ریاضیات و تعلیم و تربیت تا امروز پایدار مانده است.

۳.
معرفی سقراط
سقراط، فیلسوف یونان باستان، حدود سال ۴۷۰ قبل از میلاد در شهر آتن به دنیا آمد. او یکی از پایه‌گذاران فلسفه غرب و استاد افلاطون و از مهم‌ترین شخصیت‌های تاریخ تفکر فلسفی است.
سقراط بیشتر عمر خود را صرف تدریس و بحث فلسفی در شهر آتن کرد. او هیچ‌گاه آثار نوشتاری از خود به جا نگذاشت و همه آموزه‌های او از طریق شاگردانش، به ویژه افلاطون و کسنوفون، منتقل شده است. روش سقراط برای دستیابی به حقیقت و معرفت، که به روش سقراطی معروف است، مبتنی بر پرسش و پاسخ بود تا ذهن مخاطب را به تفکر و کشف حقیقت وادار کند.
سقراط به دنبال زندگی اخلاقی و شرافتمندانه بود و معتقد بود شناخت خود و فضیلت اساس زندگی خوب است. او با دولت آتن و سنت‌های آن زمان دچار اختلاف شد و در سال ۳۹۹ قبل از میلاد به اتهام فساد جوانان و بی‌اعتقادی به خدایان شهر محاکمه شد و به جرعهٔ سم محکوم و اعدام شد.
مرگ سقراط، الهام‌بخش بسیاری از فلسفه‌پردازان و آموزه‌های اخلاقی در طول تاریخ شد و روش او، مبنای بسیاری از مکالمات فلسفی و تربیتی در غرب گردید.
۴.
معرفی سقراط
سقراط، فیلسوف یونان باستان، حدود سال ۴۷۰ قبل از میلاد در شهر آتن به دنیا آمد. او یکی از پایه‌گذاران فلسفه غرب و استاد افلاطون و از مهم‌ترین شخصیت‌های تاریخ تفکر فلسفی است.
سقراط بیشتر عمر خود را صرف تدریس و بحث فلسفی در شهر آتن کرد. او هیچ‌گاه آثار نوشتاری از خود به جا نگذاشت و همه آموزه‌های او از طریق شاگردانش، به ویژه افلاطون و کسنوفون، منتقل شده است. روش سقراط برای دستیابی به حقیقت و معرفت، که به روش سقراطی معروف است، مبتنی بر پرسش و پاسخ بود تا ذهن مخاطب را به تفکر و کشف حقیقت وادار کند.
سقراط به دنبال زندگی اخلاقی و شرافتمندانه بود و معتقد بود شناخت خود و فضیلت اساس زندگی خوب است. او با دولت آتن و سنت‌های آن زمان دچار اختلاف شد و در سال ۳۹۹ قبل از میلاد به اتهام فساد جوانان و بی‌اعتقادی به خدایان شهر محاکمه شد و به جرعهٔ سم محکوم و اعدام شد.
مرگ سقراط، الهام‌بخش بسیاری از فلسفه‌پردازان و آموزه‌های اخلاقی در طول تاریخ شد و روش او، مبنای بسیاری از مکالمات فلسفی و تربیتی در غرب گردید.
۵.
معرفی  فلسفه  فارابی
فلسفه فارابی یکی از مهم‌ترین جریان‌های فکری در تاریخ فلسفه اسلامی است. فارابی (که به "معلم ثانی" نیز معروف است) دومین فیلسوف بزرگ اسلامی بعد از ارسطو به شمار می‌آید. او در قرن چهارم هجری (دهم میلادی) در آسیای میانه به دنیا آمد و بخش عمده‌ای از آثارش را در بغداد و دمشق نوشت. فلسفه فارابی، هم‌زمان با تلاش‌های دیگر فیلسوفان، به‌ویژه ارسطو و افلاطون، در پی تبیین و نظام‌سازی عقلانی و الهیاتی بود. به طور کلی، فلسفه فارابی را می‌توان در چند بخش اصلی بررسی کرد:
۱. دیدگاه او درباره‌ی هستی و علت‌ها
فارابی، مانند بسیاری از فیلسوفان پیش از خود، به نظام علّی معتقد بود. او برای توضیح موجودات و تغییرات در جهان، از نظریه‌ی علل چهارگانه ارسطو بهره برد: علت مادی، علت صوری، علت فاعلی و علت غائی. اما در عین حال، به‌دلیل تأثیرات فلسفه‌ی نوافلاطونی، فارابی در زمینه‌ی "وجود" و "موجودات" نظریه‌ی تکامل و سلسله‌مراتب وجود را نیز مطرح کرد.
۲. ایده‌ی عقل و نفس
فارابی نظریه‌ای مشابه با ارسطو درباره‌ی "عقل" و "نفس" داشت، اما او این مفاهیم را با دیدگاه‌های نوافلاطونی گره زد. او بر این باور بود که عقل انسان در ابتدا به‌صورت عقل بالقوه است، اما از طریق تجربه و تفکر به عقل بالفعل تبدیل می‌شود. همچنین، فارابی معتقد بود که نفس انسانی در آغاز از طریق عقل کلی به حقیقت و حقیقت مطلق می‌رسد.
۳. فلسفه سیاسی
فارابی بیش از هر چیز در عرصه فلسفه سیاسی تأثیرگذار بوده است. او در کتاب مشهور خود، "المدینه الفاضله" (شهر فاضله)، به بررسی آرمان‌شهری می‌پردازد که در آن عقلانیت، اخلاق و فضیلت بر تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی حاکم است. فارابی معتقد بود که جامعه ایده‌آل باید بر اساس عقل و فضیلت باشد و حکومت باید توسط کسانی رهبری شود که دارای عالی‌ترین مرتبه عقل و معرفت هستند.
۴. پیوند با فلسفه‌ی یونانی
فارابی بیشترین تأثیر را از فلسفه‌های یونانی به ویژه افلاطون و ارسطو گرفت. او آثار ارسطو را به عربی ترجمه کرد و در تفسیر و شرح آن‌ها گام‌های مهمی برداشت. فلسفه فارابی تلاشی بود برای جمع کردن اندیشه‌های افلاطون و ارسطو در قالب یک سیستم واحد. او در تلاش بود تا نظریات فلسفی یونانی را با اصول اسلامی تطبیق دهد.
۵. تأثیرات اسلامی
فارابی در تلاش بود تا فلسفه‌ی یونانی را با اسلام تطبیق دهد. او تأکید داشت که عقل و وحی می‌توانند در مسیر واحدی حرکت کنند و فلسفه باید در خدمت تعالیم دین باشد. در آثار فارابی، مفاهیمی چون «خدا»، «عقل» و «روح» به‌شکلی عمیق و با دیدگاه‌های دینی و فلسفی تحلیل می‌شود.

 

. نظریه‌های معرفت‌شناختی
فارابی همچنان بر این باور بود که معرفت انسان در دو دسته قرار می‌گیرد: معرفت حسی (که از طریق تجربه و حواس به دست می‌آید) و معرفت عقلانی (که از طریق تفکر و استدلال به‌دست می‌آید). او در تلاش بود تا نشان دهد که عقل انسانی چگونه می‌تواند به حقیقت‌های مطلق دست یابد.
جمع‌بندی
فارابی در حقیقت به‌عنوان یک فیلسوف میان‌فکری عمل می‌کرد که در مرز بین فلسفه‌های یونانی و اسلامی قرار داشت. او در تلاش بود تا هماهنگی میان عقل و دین، فلسفه و وحی، را برقرار کند. آثار او در زمینه‌های مختلف مانند معرفت‌شناسی، الهیات، اخلاق و سیاست همچنان به‌عنوان مرجعی مهم در تاریخ فلسفه اسلامی شناخته می‌شوند.
۶.
معرفی فلسفه ابو علی سینا
     فلسفه ابن سینا، یکی از برجسته‌ترین جریان‌های فکری در تاریخ فلسفه اسلامی و فلسفه غرب است. ابن سینا  در قرن چهارم هجری در بخارا به دنیا آمد و از بزرگترین حکیمان، پزشکان و فیلسوفان تاریخ شناخته می‌شود. فلسفه او بیشتر تحت تأثیر اندیشه‌های ارسطو و افلاطون قرار دارد، اما در عین حال، تلاش کرده است تا این آموزه‌ها را با مبانی اسلامی تطبیق دهد. در اینجا به مهم‌ترین بخش‌های فلسفه ابن سینا اشاره می‌کنیم:
مفاهیم بنیادی در فلسفه ابن سینا
ابن سینا در پی فهم دقیق از "هستی" و "علت‌ها" بود. او تأکید زیادی بر نظام علت و معلول داشت و نظریات او در این زمینه تأثیرات زیادی در فلسفه اسلامی و غربی به‌جا گذاشت. ابن سینا به‌ویژه در مسائل زیر آثار قابل توجهی دارد:
۱.وجود: ابن سینا به‌عنوان یک فیلسوف متافیزیکی، از طریق تحلیل مفهوم «وجود»، به‌دنبال توضیح درباره‌ی ماهیت و اصول جهان هستی بود.
۲.علت‌های چهارگانه: مشابه ارسطو، او چهار علت را برای تحلیل موجودات معرفی می‌کند: علت مادی، علت صوری، علت فاعلی و علت غائی.
۳.موجودات ممکن و واجب: او برای توضیح جهان، از تقسیم موجودات به «ممکن» و «واجب» استفاده می‌کند. موجودات ممکن آن‌هایی هستند که وجودشان نیازمند علت خارجی‌اند، در حالی که موجود واجب از خود وجود دارد و هیچ علتی برای وجود خود ندارد. این موجود همان "خدا" است.
فلسفه نفس و معرفت‌شناسی
ابن سینا درباره‌ی نفس انسانی نیز تفکرات عمیقی داشت. در آثار خود، او نظریه‌ای پیچیده و منسجم از نفس و عقل ارائه می‌دهد:
۱.نظریه عقل فعال: ابن سینا معتقد بود که عقل انسان در ابتدا بالقوه است و از طریق تجربه و فعالیت‌های عقلانی، به عقل بالفعل تبدیل می‌شود. او همچنین از "عقل فعال" سخن گفت که یک مبدأ غیر مادی است و به کمک آن انسان‌ها می‌توانند به معرفت‌های حقیقی دست یابند.
۲.نفس و جاودانگی: ابن سینا همچنان به بقای نفس بعد از مرگ اعتقاد داشت و آن را یک موجود غیرمادی می‌دانست که پس از جدایی از بدن، باقی می‌ماند.
فلسفه اخلاق
ابن سینا در زمینه اخلاق نیز دیدگاه‌های مهمی داشت. او بر این باور بود که سعادت انسانی از طریق پیروی از عقل و فضائل اخلاقی به دست می‌آید. برای رسیدن به کمال انسانی، انسان باید به تحقق فضائل اخلاقی و ترک رذائل بپردازد. در این مسیر، معرفت به حقیقت و درک مناسبات صحیح میان انسان و جامعه از اهمیت زیادی برخوردار است.
فلسفه سیاسی
ابن سینا در زمینه فلسفه سیاسی نیز سخن گفته است. او معتقد بود که یک جامعه به‌خوبی می‌تواند رشد کند و به کمال برسد که در آن حکمت و عقل بر امور حکومت کند. او حکمرانان را باید افرادی دانا و خردمند بداند که قادرند از راه عقل و درایت کشور را هدایت کنند.
تأثیرات بر فلسفه اسلامی و غرب
    ابن سینا آثار زیادی در زمینه‌های مختلف مانند منطق، اخلاق، پزشکی، متافیزیک و علم کلام دارد. آثار او همچنان تأثیرات بسیاری در دنیای اسلام و غرب داشته‌اند. بسیاری از فیلسوفان اسلامی و حتی فیلسوفان غربی مانند توماس آکویناس از ابن سینا تأثیر گرفته‌اند. آثار ابن سینا مانند "الشفاء" و "النجاة" به‌عنوان منابع اصلی فلسفه اسلامی شناخته می‌شوند و در قرون وسطی نیز در اروپا مورد توجه قرار گرفتند.
ارتباط فلسفه و دین
      ابن سینا در تلاش بود تا فلسفه و دین را به‌گونه‌ای با یکدیگر هماهنگ کند. او معتقد بود که فلسفه و وحی در اصل با یکدیگر تضادی ندارند و هر دو به‌دنبال کشف حقیقت هستند. ابن سینا در آثار خود تأکید دارد که آموزه‌های دینی باید با عقل و فلسفه تطبیق داده شوند و در این راستا بسیاری از اصول اسلامی را از منظر فلسفی تبیین کرده است.
جمع‌بندی
ابن سینا با تأسیس یک سیستم فلسفی منسجم که ترکیبی از آموزه‌های ارسطو، افلاطون و تفکرات اسلامی بود، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ فلسفه پیدا کرده است. تفکرات او در زمینه‌های متافیزیک، معرفت‌شناسی، اخلاق، نفس‌شناسی و فلسفه سیاسی تأثیرات عمیقی داشته‌اند و همچنان در منابع علمی و دینی مورد توجه قرار دارند.
۷.
معرفی سهروردی
فلسفه سهروردی یا فلسفه اشراق، یکی از مهم‌ترین مکاتب فلسفی اسلامی است که توسط شیخ شهاب‌الدین سهروردی (۴۹۹–۵۸۷ هجری قمری) بنیان‌گذاری شد. او از بزرگترین فلاسفه اسلامی و مهم‌ترین نمایندگان فلسفه عرفانی و اشراقی در تاریخ تفکر اسلامی است. سهروردی در فلسفه خود به صورت ویژه به مسأله نور، ادراک و حقیقت‌های معنوی پرداخته است.
ویژگی‌های اصلی فلسفه سهروردی:
۱.مفهوم نور: در فلسفه سهروردی، نور نقشی بنیادین دارد. او معتقد است که نور اصل اول هستی است و همه موجودات از نور به وجود آمده‌اند. سهروردی می‌گوید که "هر چیزی که وجود دارد، از نور است و نور نیز وجود خود را از وجود مطلق، که خداوند است، می‌گیرد". بنابراین، در فلسفه او، نور نه تنها یک ویژگی فیزیکی، بلکه یک حقیقت معنوی و الهی است.
۲.عالم مثال: سهروردی به‌طور خاص به عالم مثال، که موجودی میان عالم مادی و عالم مجردات است، توجه داشته است. در این عالم، صور ذهنی به صورت روشن‌تر از عالم ماده اما هنوز در قید و بند محدودیت‌های زمانی و مکانی قرار دارند. این عالم مثالی در نظر سهروردی به نوعی پل ارتباطی میان انسان و عالم ماوراءالطبیعه است.
۳.اشراق و معرفت شهودی: سهروردی تأکید زیادی بر معرفت شهودی و مراقبه‌های معنوی دارد. به اعتقاد او، حقیقت‌های عالی را نمی‌توان تنها با عقل و استدلال به دست آورد؛ بلکه باید از طریق اشراق (یعنی درخشیدن نور حقیقت در دل) و الهام به این معرفت دست یافت. بنابراین، فلسفه اشراق یک نوع روش شهودی برای رسیدن به حقیقت است.
۴.وحدت وجود: مانند بسیاری از فلاسفه اسلامی، سهروردی نیز بر وحدت وجود تأکید دارد. او معتقد است که همه موجودات در حقیقت یکی هستند و تفاوت‌های آن‌ها در درجات نور است. این تفاوت‌ها صرفاً ناشی از درجات تجلی نور الهی است.
۵.مقامات سلوکی و عرفانی: سهروردی در آثار خود، به ویژه در کتاب‌هایی مانند "مقامات العقل" و "اللوامع"، به تفصیل درباره مقامات سلوکی و راه‌های رسیدن به حقیقت بحث کرده است. او این مقامات را به ترتیب رشد و کمال انسانی از حالت‌های مادی به حالات معنوی و نورانی توصیف می‌کند.
۶.فلسفه اجتماعی و سیاسی: سهروردی علاوه بر بحث‌های معرفتی و متافیزیکی، در مباحث سیاسی نیز به جایگاه حکمت و فلسفه در حکومت‌ها اشاره کرده است. به باور او، حکما و فلاسفه باید در امور سیاسی مشارکت داشته باشند تا با هدایت معنوی و فلسفی، جامعه را به سوی کمال سوق دهند.
۸.
معرفی  فلسفه  ملاصدرا
  فلسفه ملاصدرا (شیخ‌الرئیس صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی)، که به فلسفه صدرایی معروف است، یکی از بزرگ‌ترین نظام‌های فلسفی در تاریخ فلسفه اسلامی است. این فلسفه تأثیرات عمیقی در تاریخ اندیشه اسلامی و حتی فلسفه غرب گذاشته است. ملاصدرا در قرن ۱۱ هجری زندگی می‌کرد و در زمینه‌های مختلفی چون متافیزیک، شناخت‌شناسی، عقاید دینی و فلسفه اخلاق آثار مهمی دارد.
ویژگی‌های اصلی فلسفه ملاصدرا:
۱.اصالت وجود: ملاصدرا بر این باور بود که وجود، اصالت دارد و تمامی موجودات از «وجود» به‌وجود می‌آیند. برخلاف افلاطون که ایده‌ها و مثل را اصیل می‌دانست، ملاصدرا به وجود به‌عنوان اصل و حقیقت بنیادی جهان توجه داشت. در این دیدگاه، «وجود» از آن‌چه که در کائنات و در ذهن انسان وجود دارد، پیشی می‌گیرد.
۲.حکمت متعالیه: این فلسفه ترکیب و آشتی دادن فلسفه‌های مشائی (مثل فلسفه ارسطو) و اشراقی (مثل حکمت سهروردی) با آموزه‌های دینی اسلام است. ملاصدرا به دنبال تکمیل و تحول این دو جریان فلسفی بود.
۳.حرکت جوهری: یکی از نوآوری‌های ملاصدرا در فلسفه اسلامی نظریه «حرکت جوهری» است. او معتقد بود که هر موجودی در جهان، از جمله ماده، در حال حرکت و تغییر است. این حرکت نه تنها در سطح ظاهری، بلکه در عمق جوهر و ذات موجودات هم رخ می‌دهد. بدین ترتیب، موجودات به‌طور مستمر در حال تحول و دگرگونی هستند.
۴.دیدگاه نسبت به عقل و معرفت: ملاصدرا به اهمیت عقل و تجربه در دست‌یابی به معرفت اعتقاد داشت، اما در عین حال به تجربه‌های شهودی و معنوی نیز توجه ویژه‌ای داشت. او فلسفه را به‌عنوان راهی برای درک حقیقت‌های عرفانی و دینی می‌دید.
۵.آزادی اراده و ارتباط با خدا: در فلسفه ملاصدرا، انسان به‌عنوان موجودی دارای اراده و آزادی عمل شناخته می‌شود. او معتقد بود که انسان از طریق معرفت و درک حقیقت، می‌تواند به خداوند نزدیک‌تر شود و به کمال حقیقی دست یابد.
۶.اتحاد عاقل و معقول: یکی از دیدگاه‌های مهم در فلسفه ملاصدرا، «اتحاد عاقل و معقول» است. او این نظریه را از حکمت اشراقی و آثار سهروردی اقتباس کرده بود. در این نظریه، معرفت حقیقی تنها از طریق اتحاد کامل انسان با عالم هستی به‌دست می‌آید.
تأثیرات فلسفه ملاصدرا:
فلسفه ملاصدرا در رشد و تکامل فلسفه اسلامی و در ارتباط با دیگر مکاتب فلسفی نقش بسیار مهمی ایفا کرد. آثار او نه‌تنها در جهان اسلام بلکه در فلسفه غرب نیز تأثیرگذار بوده است، به‌ویژه در تفکر شخصی چون هانری کربن که تفکر ملاصدرا را به‌طور گسترده‌ای در اروپای غربی معرفی کرد.
ملاصدرا همچنین تأکید زیادی بر معرفت شهودی و درک قلبی از حقیقت داشت، و این امر او را از دیگر فیلسوفان جدا می‌کرد.
در نهایت، فلسفه ملاصدرا ترکیبی از عقل، عرفان، و متافیزیک است که باعث تأسیس یک نظام جامع و وسیع در اندیشه اسلامی شد.
۹.
معرفی فلسفه ارسطویی
فلسفه‌ی ارسطویی از بنیادی‌ترین و اثرگذارترین مکاتب فلسفی در تاریخ اندیشه‌ی بشری است. ارسطو (۳۸۴–۳۲۲ پیش از میلاد)، شاگرد افلاطون و آموزگار اسکندر مقدونی بود. او برخلاف افلاطون که بیشتر بر عالم مُثُل و حقیقت‌های مجرد تأکید داشت، فلسفه‌ای واقع‌گرا بنیان نهاد که اساس آن بر تجربه، مشاهده و استدلال منطقی استوار است.
ویژگی‌های اصلی فلسفه ارسطو
۱. منطق
ارسطو بنیان‌گذار علم منطق صوری است. او قیاس منطقی (صغری، کبری، نتیجه) را سامان داد و این دستگاه تا قرن‌ها در جهان اسلام و غرب معیار درست‌اندیشی به شمار می‌رفت.
۲. مابعدالطبیعه (متافیزیک)
ارسطو اصل مهمی به نام علت‌های چهارگانه را مطرح کرد:
۱. علت مادی (ماده‌ی شیء)
۲. علت صوری (شکل و ماهیت)
۳. علت فاعلی (پدیدآورنده)
۴. علت غایی (هدف و غایت)
خدا در نظر او «محرک نامتحرک» است؛ موجودی که خود تغییر نمی‌کند، اما علت حرکت و تغییر جهان است.
۳. فیزیک و علوم طبیعی
ارسطو طبیعت را بر اساس مشاهده و تجربه بررسی کرد. او معتقد بود همه‌ی موجودات در حرکت‌اند و حرکت، گذار از قوه به فعل است.
۴. اخلاق
اخلاق ارسطو بر پایه‌ی فضیلت و اعتدال است. او نظریه‌ی «حد وسط» را مطرح کرد؛ بدین معنا که فضیلت میان افراط و تفریط قرار دارد. (برای نمونه، شجاعت حد وسط میان ترسویی و بی‌پروایی است).
۵. سیاست
ارسطو انسان را «مدنی بالطبع» می‌دانست؛ یعنی انسان به‌طور طبیعی موجودی اجتماعی و نیازمند زندگی در شهر–دولت است. به نظر او بهترین حکومت، ترکیبی از دموکراسی و الیگارشی است.
۶. هنر و زیبایی‌شناسی
ارسطو در کتاب بوطیقا به تحلیل تراژدی و شعر پرداخت. او هنر را نوعی تقلید از واقعیت می‌دانست که به «تزکیه‌ی عاطفی»  می‌انجامد.
تأثیر فلسفه ارسطویی
فلسفه‌ی ارسطو تأثیر عمیقی بر جهان اسلام (فارابی، ابن‌سینا، ابن‌رشد) و سپس بر فلسفه‌ی قرون وسطای مسیحی  بر جای گذاشت. در تمدن اسلامی، ارسطو به «معلم اول» شهرت یافت.
تا قرن‌ها منطق و متافیزیک او اساس آموزش دانشگاهی در شرق و غرب به شمار می‌آمد.
۱۰.
معرفی فلسفه ارسطویی
فلسفه‌ی ارسطویی از بنیادی‌ترین و اثرگذارترین مکاتب فلسفی در تاریخ اندیشه‌ی بشری است. ارسطو (۳۸۴–۳۲۲ پیش از میلاد)، شاگرد افلاطون و آموزگار اسکندر مقدونی بود. او برخلاف افلاطون که بیشتر بر عالم مُثُل و حقیقت‌های مجرد تأکید داشت، فلسفه‌ای واقع‌گرا بنیان نهاد که اساس آن بر تجربه، مشاهده و استدلال منطقی استوار است.
ویژگی‌های اصلی فلسفه ارسطو
۱. منطق
ارسطو بنیان‌گذار علم منطق صوری است. او قیاس منطقی (صغری، کبری، نتیجه) را سامان داد و این دستگاه تا قرن‌ها در جهان اسلام و غرب معیار درست‌اندیشی به شمار می‌رفت.
۲. مابعدالطبیعه (متافیزیک)
ارسطو اصل مهمی به نام علت‌های چهارگانه را مطرح کرد:
۱. علت مادی (ماده‌ی شیء)
۲. علت صوری (شکل و ماهیت)
۳. علت فاعلی (پدیدآورنده)
۴. علت غایی (هدف و غایت)
خدا در نظر او «محرک نامتحرک» است؛ موجودی که خود تغییر نمی‌کند، اما علت حرکت و تغییر جهان است.
۳. فیزیک و علوم طبیعی
ارسطو طبیعت را بر اساس مشاهده و تجربه بررسی کرد. او معتقد بود همه‌ی موجودات در حرکت‌اند و حرکت، گذار از قوه به فعل است.
۴. اخلاق
اخلاق ارسطو بر پایه‌ی فضیلت و اعتدال است. او نظریه‌ی «حد وسط» را مطرح کرد؛ بدین معنا که فضیلت میان افراط و تفریط قرار دارد. (برای نمونه، شجاعت حد وسط میان ترسویی و بی‌پروایی است).
۵. سیاست
ارسطو انسان را «مدنی بالطبع» می‌دانست؛ یعنی انسان به‌طور طبیعی موجودی اجتماعی و نیازمند زندگی در شهر–دولت است. به نظر او بهترین حکومت، ترکیبی از دموکراسی و الیگارشی است.
۶. هنر و زیبایی‌شناسی
ارسطو در کتاب بوطیقا به تحلیل تراژدی و شعر پرداخت. او هنر را نوعی تقلید از واقعیت می‌دانست که به «تزکیه‌ی عاطفی»  می‌انجامد.
تأثیر فلسفه ارسطویی
فلسفه‌ی ارسطو تأثیر عمیقی بر جهان اسلام (فارابی، ابن‌سینا، ابن‌رشد) و سپس بر فلسفه‌ی قرون وسطای مسیحی  بر جای گذاشت. در تمدن اسلامی، ارسطو به «معلم اول» شهرت یافت.
تا قرن‌ها منطق و متافیزیک او اساس آموزش دانشگاهی در شرق و غرب به شمار می‌آمد.

 

۱۱.
زندگی‌نامه محمد بن موسی خوارزمی
محمد بن موسی خوارزمی، ریاضی‌دان، منجم، جغرافی‌دان و دانشمند برجسته ایرانی، یکی از چهره‌های درخشان علمی جهان اسلام در سده‌ی سوم هجری قمری است. او را بنیان‌گذار علم جبر و الگوریتم و یکی از ستون‌های علمی دوران عباسی می‌دانند.
خوارزمی در حدود سال ۱۶۴ هجری قمری در خوارزم (واقع در ازبکستان کنونی) به دنیا آمد. اطلاعات دقیقی از خانواده او در دست نیست، اما برخی منابع حاکی از آن است که وی از خانواده‌ای علمی و علاقه‌مند به دانش برخاسته بود.
او به بغداد مهاجرت کرد و در بیت‌الحکمه، مرکز علمی بنیان‌گذاری‌شده توسط خلیفه مأمون، به تدریس، تحقیق و نگارش آثار علمی پرداخت. این مرکز، محل گردآوری و ترجمه آثار علمی یونانی، هندی و ایرانی بود و خوارزمی در چنین محیطی به پیشرفت‌های چشمگیر علمی دست یافت.
فعالیت‌ها و دستاوردهای علمی خوارزمی:
۱.ریاضیات: خوارزمی را به عنوان پدر علم جبر می‌شناسند. کتاب معروف او، الجبر و المقابله، نخستین اثر منظم و کامل درباره حل معادلات درجه اول و دوم است. این کتاب نه تنها در جهان اسلام بلکه در اروپا نیز تأثیر عظیمی داشت و واژه‌ی الجررا از آن مشتق شده است.
۲.نجوم: خوارزمی کتاب زیج خوارزمی را نوشت که شامل جداول دقیق نجومی و داده‌های حرکتی سیارات بود و قرن‌ها مرجع دانشمندان اسلامی و اروپایی باقی ماند.
۳.جغرافیا: او کتاب صورة الارض را بر اساس اطلاعات جغرافیایی بطلمیوس تألیف کرد و مختصات طول و عرض جغرافیایی شهرها را دقیق‌تر از پیش ارائه داد. این اثر نقش مهمی در دانش جغرافیا و نقشه‌کشی ایفا کرد.
۴.حساب و عددنویسی: خوارزمی سهم بسزایی در معرفی سیستم اعداد هندی–عربی و آموزش روش‌های حساب ده‌دهی داشت. بسیاری از مفاهیم پایه‌ای محاسبات و الگوریتم‌های ریاضی از آثار او سرچشمه می‌گیرند.
آثار خوارزمی ابتدا در جهان اسلام مطالعه شد، اما بیشترین تأثیر او در اروپا بود، جایی که ترجمه‌ی لاتینی کتاب‌هایش، پایه‌گذار ریاضیات مدرن گردید و اصطلاح الگوریتم از نام او گرفته شد.
خوارزمی در حدود سال ۲۳۲ هجری قمری درگذشت. گرچه اطلاعات دقیقی درباره محل دقیق دفن او در دست نیست، میراث علمی او همچنان زنده و تأثیرگذار باقی مانده است.
جایگاه علمی او باعث شد که به عنوان پدر علم جبر و الگوریتم و یکی از بنیان‌گذاران علوم رایانه و حساب مدرن شناخته شود. وی در نجوم و جغرافیای جهان اسلام و اروپا نیز اثرگذار بود و پلی میان دانش ایرانی، هندی و یونانی در جهان اسلام ایجاد کرد.
محمد بن موسی خوارزمی با آثار علمی و روش‌های منظم و دقیق خود، پایه‌های بسیاری از علوم ریاضی، نجوم و جغرافیا را نهاد و نامش تا امروز یکی از درخشان‌ترین نام‌ها در تاریخ علم باقی مانده است.
۱۲.
زندگی‌نامه حکیم عمر خیام نیشابوری
حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری (۴۲۷–۵۱۰ هـ.ق)، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و شاعر بزرگ ایرانی است که نام او در تاریخ علم و ادب جهان با درخششی ویژه جاودانه شده است.
خیام در سال ۴۲۷ هجری قمری در نیشابور زاده شد؛ شهری که در آن زمان از مراکز مهم علمی و فرهنگی ایران به شمار می‌رفت. او از کودکی به فلسفه و ریاضیات علاقه‌مند بود و در محضر استادان برجسته‌ی عصر، علوم گوناگون از جمله فقه، فلسفه، نجوم و طب را فراگرفت.
فعالیت‌های علمی
۱. ریاضیات:
خیام در علم جبر آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشت. کتاب مشهور او الجبر و المقابله مشتمل بر روش‌هایی است که بعدها راهگشای کشف و حل معادلات درجه سوم شد. او همچنین در نسبت‌های هندسی و مسائل اقلیدسی پژوهش کرد و اصلاحاتی در اصول هندسه ارائه نمود.
۲. نجوم و تقویم:
به فرمان سلطان ملکشاه سلجوقی، خیام ریاست هیأتی از منجمان را برای اصلاح تقویم بر عهده گرفت. حاصل این تلاش، تقویم جلالی بود که دقت آن حتی از تقویم میلادی بیشتر است و اساس گاه‌شماری هجری شمسی کنونی ایران محسوب می‌شود.
۳. فلسفه:
خیام از پیروان حکمت مشائی و اندیشه‌های ارسطویی بود. او در مباحث فلسفی به موضوعاتی همچون جبر و اختیار، حدوث و قدم عالم و مسائل بنیادین هستی‌شناسی پرداخت. رسائل فلسفی او نشان‌دهنده‌ی تسلط و تیزبینی‌اش در منطق و الهیات است.
جایگاه ادبی
اگرچه خیام بیشتر به واسطه‌ی رباعیاتش شناخته می‌شود، اما باید دانست که شمار رباعیات اصیل او محدود است و بسیاری از رباعیاتی که به نام وی شهرت یافته‌اند بعدها به دیوانش افزوده شده‌اند. رباعیات اصیل خیام سرشار از اندیشه‌های فلسفی، نگاهی ژرف به زندگی، تأمل در ناپایداری جهان و دعوت به بیداری و بهره‌گیری از دمِ حاضر است.
در قرن نوزدهم میلادی، ادوارد فیتزجرالد شاعر انگلیسی، گزیده‌ای از رباعیات خیام را با ترجمه‌ای آزاد منتشر ساخت. این ترجمه که به سرعت در اروپا و سپس در سراسر جهان با استقبال روبه‌رو شد، خیام را به یکی از نامدارترین شاعران شرق در غرب بدل کرد.
وفات و آرامگاه
خیام در سال ۵۱۰ هجری قمری در نیشابور چشم از جهان فروبست و در همان شهر به خاک سپرده شد. آرامگاه او اکنون در باغی زیبا در نیشابور قرار دارد و از مهم‌ترین مراکز فرهنگی و تاریخی ایران به شمار می‌آید.
۱۳.
زندگی‌نامه خواجه نصیرالدین طوسی
خواجه نصیرالدین محمد بن محمد بن حسن طوسی (۵۹۷–۶۷۲ هـ.ق)، فیلسوف، ریاضی‌دان، منجم و متکلم بزرگ ایرانی است که آثار علمی و فلسفی او یکی از قله‌های درخشان تمدن اسلامی در قرون میانه به شمار می‌آید.
او در سال ۵۹۷ هجری قمری در شهر طوس به دنیا آمد. از کودکی به دانش علاقه‌مند بود و نزد پدر و استادان برجسته‌ی خراسان علوم مقدماتی، فقه، منطق و فلسفه را آموخت. سپس برای تکمیل تحصیلات خود به نیشابور رفت و از محضر استادان بزرگی همچون کمال‌الدین بن یونس بهره برد.
فعالیت‌های علمی
۱. ریاضیات و نجوم:
خواجه نصیرالدین در ریاضیات، هندسه، مثلثات و نجوم سرآمد روزگار خود بود. او در رصد و محاسبات نجومی نوآوری‌های بزرگی داشت. مهم‌ترین خدمت او تأسیس رصدخانه مراغه به فرمان هلاکوخان مغول بود که در آن گروهی از دانشمندان گرد آمدند و آثار ارزشمندی پدید آوردند. او جدول‌های دقیق نجومی به نام زیج ایلخانی تدوین کرد.
۲. فلسفه و کلام:
در فلسفه، نصیرالدین پیرو مکتب مشاء بود، اما اندیشه‌های نوافلاطونی و کلام اسلامی را نیز با فلسفه درآمیخت. او کتاب‌هایی در منطق، الهیات، اخلاق و کلام نوشت. اثر معروفش تجریدالاعتقاد یکی از مهم‌ترین متون کلامی شیعه است که تا قرون متمادی محور درس و بحث بوده است.
۳. اخلاق و علوم انسانی:
او کتاب مهم اخلاق ناصری را نگاشت که یکی از نخستین آثار جامع در اخلاق فلسفی، سیاست و تدبیر منزل در زبان فارسی است. این اثر بعدها الهام‌بخش بسیاری از نویسندگان ایرانی و اسلامی شد.
آثار مهم
۱.اخلاق ناصری (در اخلاق و سیاست)
۲.تجریدالاعتقاد (در کلام و الهیات)
۳.زیج ایلخانی (در نجوم)
۴.تحریر اصول اقلیدس (در هندسه)
۵.تحریرالمجسطی (شرح و اصلاح کتاب بطلمیوس)
۶.رسائل گوناگون در منطق، فلسفه، موسیقی، هیئت و ریاضیات
      خواجه نصیرالدین طوسی با درایت علمی و نفوذ فکری خود توانست در دوران سخت هجوم مغول، علم و دانش اسلامی را پاس بدارد و حتی در دربار ایلخانان مغول جایگاه ویژه‌ای برای دانشمندان فراهم کند. او را می‌توان پلی میان فلسفه اسلامی و دستاوردهای علمی یونان و جهان اسلام دانست.خواجه نصیرالدین در سال ۶۷۲ هجری قمری در بغداد درگذشت و در کنار حرم مطهر امام کاظم (ع) و امام جواد (ع) در کاظمین به خاک سپرده شد. آرامگاه او هنوز محل زیارت علاقه‌مندان است.
۱۴.
زندگی‌نامه امام محمد غزالی
    امام محمد بن محمد الغزالی (۴۵۰–۵۰۵ هـ.ق)، که با عنوان یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان، متکلمان، فقیهان و عارفان بزرگ جهان اسلام است. او تأثیر شگرفی بر فلسفه، کلام، عرفان و علوم اسلامی داشته و آثارش تا امروز مورد توجه‌اند.
غزالی در سال ۴۵۰ هجری قمری در طوس  به دنیا آمد. دوران کودکی او با تعلیم قرآن، فقه و علوم مقدماتی همراه بود. سپس به ری و نیشابور سفر کرد و در محضر استادان بزرگ، منطق، فلسفه، فقه، اصول و کلام را فراگرفت.
فعالیت علمی
۱.فقه و اصول:
غزالی به‌عنوان فقیه شافعی و استاد بزرگ مدرسه نظامیه بغداد شناخته می‌شود. او در فقه و اصول استادی بی‌نظیر بود و شاگردان بسیاری پرورش داد.
۲.فلسفه و کلام:
او ابتدا تحت تأثیر فلسفه یونان و حکمت مشاء قرار گرفت، اما پس از تأمل و نقد فلسفه، در کتاب مشهور خود تهافت الفلاسفة به بررسی و نقد اندیشه‌های فلاسفه مشائی و برخی مفاهیم ارسطویی پرداخت. این اثر موجب شد بسیاری از اندیشمندان اسلامی و مسیحی به آن پاسخ دهند و دیالوگی فلسفی شکل گیرد.
۳.عرفان و اخلاق:
غزالی بخشی از زندگی خود را در ریاضت و تفکر معنوی گذراند. در کتاب الاحیاء علوم الدین، او نظامی کامل از اخلاق، عبادات، عرفان و سلوک عملی ارائه داد که هنوز منبع اصلی تربیت معنوی در اسلام به شمار می‌آید.
آثار برجسته
۱.تهافت الفلاسفة – نقد فلسفه مشائی.
۲.الاحیاء علوم الدین – مجموعه‌ای جامع از اخلاق، عرفان و فقه.
۳.المنقذ من الضلال – شرح سفر علمی و معنوی خودش، دلیل ترک زندگی دنیا و روی آوردن به عرفان.
۴.کتاب‌های متعددی در منطق، فلسفه و کلام.
      غزالی را می‌توان پلی میان فلسفه، کلام و عرفان اسلامی دانست. آثار او هم در جهان اسلام و هم در شرق و غرب تاثیرگذار بوده است. تفکر او در نقد فلسفه و تبیین معرفت دینی، مسیر بسیاری از فیلسوفان و عارفان بعدی را شکل داد.غزالی در سال ۵۰۵ هجری قمری در طوس درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد. آرامگاه او همچنان محل زیارت علاقه‌مندان به علوم اسلامی و فلسفه است.

 

۱۵.
زندگی‌نامه ارشمیدس
ارشمیدس، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، مهندس، مخترع و منجّم نامدار یونان باستان، در حدود سال ۲۸۷ پیش از میلاد در شهر سیراکوز (واقع در جزیره سیسیل، ایتالیا کنونی) چشم به جهان گشود. پدرش «فیدیاس» اخترشناس بود و همین امر موجب شد تا ارشمیدس از همان کودکی با دانش ریاضی و ستاره‌شناسی مأنوس گردد.
او بخشی از تحصیلات خود را در اسکندریه مصر گذراند؛ جایی که کتابخانه عظیم آن مرکز بزرگ دانش روزگار بود. در این شهر، با آثار و شاگردان اقلیدس آشنا شد و پایه‌های ریاضیات و هندسه را عمیق‌تر آموخت.
ارشمیدس در شاخه‌های گوناگون علم و فناوری دستاوردهایی ماندگار بر جای گذاشت:
۱. ریاضیات: او فرمول‌های مربوط به مساحت دایره، حجم و سطح کره، مخروط و استوانه را کشف کرد. همچنین از نخستین کسانی بود که مفهوم بی‌نهایت و محاسباتی شبیه به انتگرال را به‌کار گرفت.
۲. اصل ارشمیدس (شناوری اجسام): وی نشان داد که هر جسم غوطه‌ور در مایع، به اندازه وزن مایع جابه‌جا شده، نیرویی رو به بالا دریافت می‌کند. این اصل تا امروز اساس علم هیدرواستاتیک است.
۳. اختراعات مهندسی: او ابزارهایی همچون پیچ ارشمیدس برای بالا کشیدن آب، دستگاه‌های مکانیکی، و ماشین‌های جنگی برای دفاع از سیراکوز ساخت.
۴.اهرم: جمله مشهور او که می‌گفت: «اهرم به من بدهید، زمین را جابه‌جا خواهم کرد» بیانگر درک ژرف او از قوانین مکانیک است.
ارشمیدس علاوه بر نبوغ علمی، به پشتکار و دقت فراوان شهرت داشت. گاه آن‌چنان غرق در اندیشه و پژوهش می‌شد که از خوردن و استراحت غفلت می‌کرد.
سرانجام در سال ۲۱۲ پیش از میلاد، هنگامی که رومیان به فرماندهی «مارکلوس» به سیراکوز حمله کردند، به دست یکی از سربازان کشته شد. در حالی که مارکلوس دستور داده بود جان او محفوظ بماند، اما بی‌احتیاطی یا خشم سرباز موجب شد این دانشمند بزرگ کشته شود؛ واقعه‌ای که از تلخ‌ترین رخدادهای تاریخ علم به شمار می‌آید.
آثار ارشمیدس قرن‌ها بعد مورد توجه دانشمندان مسلمان همچون خوارزمی، ابن‌هیثم و ابوریحان بیرونی قرار گرفت و از طریق آنان به اروپا راه یافت. دستاوردهای او پایه‌ای برای ریاضیات و مهندسی نوین شدند و نامش تا همیشه در کنار بزرگ‌ترین اندیشمندان تاریخ خواهد درخشید.
۱۶.
زندگی‌نامهٔ رنه دکارت
     رنه دکارت، فیلسوف، ریاضی‌دان و دانشمند بزرگ فرانسوی، در تاریخ ۳۱ مارس ۱۵۹۶ میلادی در شهر «لاهای تورن» فرانسه چشم به جهان گشود. خانواده‌ی او اشرافی و نسبتاً ثروتمند بودند. پدرش «ژواک دکارت» مشاور پارلمان برتانی و مادرش «ژان بروس» بود.
     دکارت در یازده‌سالگی وارد مدرسه‌ی معتبر «لا فِلش» شد؛ جایی که علوم گوناگون همچون فلسفه‌ی ارسطویی، ریاضیات، منطق و الهیات را فراگرفت. سپس در دانشگاه پواتیه به تحصیل حقوق پرداخت و در سال ۱۶۱۶ میلادی درجه‌ی لیسانس حقوق دریافت کرد.
او مدتی در ارتش خدمت نمود و در برخی جنگ‌ها حضور یافت؛ با این حال، بیشتر وقت خود را صرف مطالعه و تفکر کرد. سفرهای او به کشورهای مختلف از جمله هلند و آلمان نقش مهمی در رشد فکری‌اش داشت. در یکی از همین سفرها، در ۱۰ نوامبر ۱۶۱۹ در آلمان، تجربه‌ای روحی و رؤیایی برایش رخ داد که خود آن را نقطه‌ی عطفی در مسیر زندگی علمی و فلسفی‌اش می‌دانست؛ تجربه‌ای که او را به سوی بنیان‌گذاری فلسفه‌ای نوین رهنمون شد.
    دکارت را یکی از بنیان‌گذاران فلسفه‌ی مدرن غرب می‌دانند. او فلسفه‌اش را با «شک منظم» آغاز کرد و سرانجام به اصل بنیادین و مشهور خود رسید:
«می‌اندیشم، پس هستم»
از برجسته‌ترین آثار او می‌توان به این موارد اشاره کرد:
۱. گفتار در روش (۱۶۳۷)، که در آن شیوه‌ی تفکر فلسفی و علمی خویش را شرح داد.
۲. تأملات در فلسفه‌ی اولی (۱۶۴۱)، اثری عمیق در باب وجود خدا و ماهیت نفس انسان.
۳. اصول فلسفه (۱۶۴۴).
در حوزه‌ی ریاضیات نیز خدمات شایان توجهی ارائه کرد. او پایه‌گذار هندسه‌ی تحلیلی بود و دستگاه مختصات دکارتی به نام او شهرت یافت؛ نوآوری‌ای که پیوندی میان جبر و هندسه برقرار ساخت و زمینه‌ساز بسیاری از پیشرفت‌های بعدی در ریاضیات و فیزیک شد.
دکارت حدود بیست سال در هلند اقامت داشت و در همان دوران، آثار اصلی خویش را به نگارش درآورد. در سال ۱۶۴۹ میلادی بنا به دعوت «ملکه کریستینا» به سوئد رفت تا فلسفه را به او بیاموزد. اما سرمای سخت استکهلم و برنامه‌ی سنگین دربار، سلامتی او را به خطر انداخت. سرانجام در ۱۱ فوریه ۱۶۵۰ میلادی بر اثر بیماری ذات‌الریه درگذشت. مدتی بعد پیکرش را به فرانسه منتقل کردند و در پاریس به خاک سپردند.
     رنه دکارت را به حق «پدر فلسفه‌ی مدرن» می‌نامند. روش استدلالی، شک منظم و تأکید او بر عقل و ریاضیات، تأثیری عمیق و پایدار بر فلسفه، علوم طبیعی و ریاضیات گذاشت و سرآغازی نوین برای اندیشه‌های علمی و فلسفی در اروپا پدید آورد.
۱۷.
زندگی‌نامهٔ ابوریحان محمد بن احمد بیرونی
ابوریحان بیرونی، یکی از درخشان‌ترین چهره‌های علمی و فرهنگی ایران و جهان اسلام، در سال ۳۶۲ هجری قمری  در شهر کاث، از شهرهای خوارزم  دیده به جهان گشود. از همان کودکی شوری پایان‌ناپذیر به دانستن در وجودش بود و ذهنی جست‌وجوگر او را به وادی‌های گوناگون دانش کشاند.
او در محضر استادان برجستهٔ خوارزم و ماوراءالنهر پرورش یافت، اما دیری نپایید که خود، به خورشیدی در آسمان علم بدل شد. گسترهٔ پژوهش‌های او شگفت‌انگیز است: ریاضیات، نجوم، فیزیک، زمین‌شناسی، جغرافیا، تاریخ، پزشکی و داروشناسی، همه میدان تلاش و اندیشهٔ او بودند.
آثار و دستاوردها
۱.ابو ریحان بیرونی از نخستین دانشمندانی بود که در علوم طبیعی بر مشاهده و تجربه تکیه کرد.
۲.در نجوم، محاسباتی دقیق از حرکات سیارات و گرفتگی‌های ماه و خورشید ارائه داد.
۳.در ریاضیات، روش‌های بدیعی در مثلثات کروی پدید آورد که بعدها در نجوم و جغرافیا نقشی بنیادین یافت.
۴.در زمین‌شناسی و جغرافیا، شعاع زمین را با دقتی شگفت‌آور محاسبه کرد.
۵.در پزشکی و داروشناسی، کتابی در شناخت گیاهان و داروها نوشت.
۶.او به زبان‌های فارسی، عربی، یونانی، سانسکریت و سریانی تسلط داشت و از این رهگذر توانست با اندیشه‌های ملل گوناگون پیوند برقرار کند.
سفر به هند
یکی از فصل‌های برجستهٔ زندگی ابو ریحان  بیرونی، سفر طولانی او به هند است. او سال‌ها در آن سرزمین زیست، زبان سانسکریت آموخت و از نزدیک با باورها، علوم و آیین‌های هندیان آشنا شد. حاصل این اقامت، کتاب ارزشمند «تحقیق ماللهند» بود؛ اثری که تصویری روشن، دقیق و بی‌طرفانه از فرهنگ و تمدن هند در اختیار می‌گذارد.
آثار ماندگار
ابوریحان بیرونی بیش از ۱۵۰ کتاب و رساله نگاشت که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
۱. آثار الباقیه عن القرون الخالیه (در گاه‌شماری و تاریخ ملت‌ها)
۲. تحقیق ماللهند (دربارهٔ علوم و فرهنگ هند)
۳. القانون المسعودی (دایرةالمعارفی بزرگ در نجوم و ریاضی)
۴. الصیدنه فی الطب (کتاب مهم در داروشناسی)
آنچه ابو ریحان بیرونی را ممتاز می‌سازد، نه فقط گسترهٔ دانسته‌های او، بلکه روش علمی و عقلانی اوست. او با ذهنی نقاد به سراغ مسائل می‌رفت، خرافات را کنار می‌نهاد و تجربه و برهان را معیار می‌دانست. از همین روست که پژوهشگران امروز او را «یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان همهٔ دوران‌ها» می‌شمارند.
ابوریحان بیرونی در سال ۴۴۰ هجری قمری  در غزنین چشم از جهان فروبست. روایت کرده‌اند که تا واپسین دم حیات، پرسش علمی از شاگردان می‌کرد و قلم از دست ننهاد. چنین است سرنوشت مردی که عمر خویش را در راه جست‌وجوی حقیقت وقف کرد.
۱۸.
زندگی‌نامهٔ ابوالوفا محمد بن محمد بن یحیی بن اسماعیل بوزجانی
ابوالوفا بوزجانی، از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان و منجّمان ایرانی سدهٔ چهارم هجری قمری، در شهر بوزجان (از توابع نیشابور در خراسان بزرگ) چشم به جهان گشود. او از همان کودکی شوق فراوانی به دانش داشت و در خانواده‌ای اهل علم پرورش یافت که او را به تحصیل در رشته‌های گوناگون تشویق می‌کردند.
ابوالوفا در جوانی به بغداد، مرکز علمی و فرهنگی آن روزگار، مهاجرت کرد و تا پایان عمر در همان‌جا اقامت گزید. وی در بغداد با بزرگان علمی عصر، همچون ابوسهل ویجن بن رستم کوهی و ابوالحسن اهوازی، معاشرت داشت و در زمینه‌های ریاضیات، هندسه، حساب، مثلثات و نجوم آثاری ارزشمند پدید آورد. او به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین دانشمندان «دارالحکمه» شناخته می‌شد.
دستاوردها
۱. ابوالوفا نخستین دانشمندی است که تابع تانژانت و کتانژانت را به‌طور مستقل در مثلثات معرفی و بررسی کرد.
۲. او جداول مثلثاتی دقیقی تنظیم نمود و روش‌هایی نو برای محاسبهٔ سینوس و تانژانت ارائه داد.
۳. در هندسه، به‌ویژه در بررسی چهارضلعی‌ها، چندضلعی‌ها و رسم اشکال هندسی با پرگار و خط‌کش، نوآوری‌های فراوانی داشت.
۴. در نجوم، رصدهای دقیقی انجام داد. از جمله در رصدخانهٔ بغداد، حرکات ماه را با دقتی بی‌سابقه مطالعه کرد. مشاهدات او دربارهٔ نابرابری‌های حرکت ماه بعدها به‌وسیلهٔ منجمان اروپایی، از جمله کپلر، تأیید شد.
5. ابوالوفا کتاب‌های مهمی در ریاضیات و نجوم نگاشت، از جمله:
کتاب فیما یحتاج إلیه الکتّاب و العمّال من علم الحساب (در حساب عملی برای کارگزاران و دیوانیان)
و کتاب کامل فی الهندسة (در هندسه).
همچنین رساله‌هایی در مثلثات و نجوم.
کارهای او نه‌تنها در تمدن اسلامی، بلکه در قرون وسطی اروپا نیز تأثیر فراوان گذاشت. آثارش به زبان لاتین ترجمه شد و مورد استفادهٔ ریاضی‌دانان غربی قرار گرفت.
ابوالوفا پس از عمری تلاش در راه علم، در سال ۳۸۸ هجری قمری در بغداد چشم از جهان فروبست. وی را می‌توان از پایه‌گذاران مثلثات نوین دانست که مسیر پیشرفت‌های بعدی در ریاضیات و نجوم را هموار ساخت.

۱۹.
زندگی‌نامهٔ علامه حسن‌زاده آملی
آیت‌الله حاج میرزا حسن حسن‌زاده آملی از برجسته‌ترین عالمان، فیلسوفان، عارفان و مفسران معاصر شیعه بود. ایشان به سبب جامعیت علمی، تسلط بر علوم نقلی و عقلی و نیز تهذیب نفس، در میان شاگردان و علاقه‌مندان به لقب «علامه ذوالفنون» شهرت یافت.
ایشان در سال ۱۳۰۷ شمسی در روستای «ایرا» از توابع آمل و در خانواده‌ای مؤمن و کشاورز دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در مکتب‌خانه گذراند و خواندن، نوشتن و قرآن را فراگرفت. سپس برای ادامهٔ تحصیل وارد حوزهٔ علمیهٔ آمل شد و علوم ادبیات عرب، منطق و فقه را آموخت.
پس از مدتی به قم مهاجرت کرد و از محضر استادان بزرگی همچون آیت‌الله سید محمد محقق داماد، علامه سید محمدحسین طباطبایی (مفسر المیزان)، آیت‌الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، شیخ مرتضی طالقانی و دیگر بزرگان بهره برد.
علامه حسن‌زاده در علوم گوناگون ـ از فقه و اصول گرفته تا فلسفه، عرفان، هیئت، ریاضیات و نجوم ـ تبحر یافت و به‌راستی نمونه‌ای از عالمان جامع‌الاطراف بود.
ایشان علاوه بر تدریس و تربیت شاگردان فراوان، آثار متعددی در زمینه‌های مختلف نگاشت که از جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:
۱. شرح فصوص الحکم
۲. شرح اشارات ابن‌سینا
۳. الهی‌نامه (مجموعه‌ای عرفانی در قالب نثر و دعا)
۴. رسائل متعدد در هیئت، ریاضیات و علوم غریبه
۵. اشعار عرفانی در قالب‌های گوناگون
علاقه و تسلط ایشان به ریاضیات، نجوم و علوم طبیعی نشان از احاطه‌ای کم‌نظیر بر میراث علمی قدیم و آشنایی با دستاوردهای جدید داشت.
زندگی او سرشار از سادگی، زهد و توجه به معنویات بود. نه‌تنها در تدریس علوم عقلی و نقلی سرآمد بود، بلکه در سیر و سلوک عرفانی و تهذیب نفس نیز جایگاهی ویژه داشت. شاگردان همواره از توجه قلبی، تواضع و تربیت اخلاقی او یاد کرده‌اند.
این عالم ربانی پس از عمری پربار در مهرماه ۱۴۰۰ شمسی به دیدار حق شتافت و در زادگاهش، آمل، به خاک سپرده شد. رحلت او ضایعه‌ای بزرگ برای حوزه‌های علمیه و دوستداران معرفت به شمار می‌رود.
۲۰.
زندگی‌نامه گوتفرید ویلهلم لایبنیتز
      لایبنیتز، یکی از برجسته‌ترین فلاسفه، ریاضی‌دانان، منطق‌دانان و دانشمندان چندرشته‌ای قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم، در سال ۱۶۴۶ میلادی در آلمان چشم به جهان گشود. او در خانواده‌ای فرهنگی و علاقه‌مند به علوم و فلسفه پرورش یافت و از کودکی نشان داد که ذهنی استثنایی و حافظه‌ای بسیار قوی دارد.
     لایبنیتز در دوران نوجوانی زبان‌های لاتین، یونانی و عبری را آموخت و با آثار فلاسفه کلاسیک و معاصر آشنا شد. وی در دانشگاه لایپزیگ به تحصیل فلسفه و حقوق پرداخت و در ۲۰ سالگی دکترای حقوق خود را دریافت کرد. پس از آن، برای ادامه تحصیل و پژوهش به دانشگاه‌های هاربورگ و ینا رفت و در زمینه‌های فلسفه، ریاضیات و فیزیک مطالعات گسترده‌ای انجام داد.
      در ریاضیات، لایبنیتز هم‌زمان با آیزاک نیوتن، روش حساب دیفرانسیل و انتگرال را توسعه داد و یکی از بنیان‌گذاران این شاخه از ریاضیات به شمار می‌رود. او همچنین در منطق نمادین و فلسفه تحلیلی پیشگام بود و دستگاهی نمادین برای منطق طراحی کرد و ایده‌هایی نوین در حوزه محاسبات ماشینی ارائه داد.
      در فلسفه، لایبنیتز بیشتر با نظریه «مونا‌دها» شناخته می‌شود؛ نظریه‌ای که بر اساس آن جهان از واحدهای ساده و غیرقابل تقسیم به نام مونا‌دها تشکیل شده است. او در زمینه توجیه خیر جهان و هماهنگی پیشین میان اجزای آن نیز تأملاتی ژرف داشت و با فیلسوفانی چون دکارت و اسپینوزا گفتگو کرد.
علاوه بر فعالیت‌های علمی، لایبنیتز مشاور سیاسی و دیپلمات بود و در خدمت شاهان و دوک‌های مختلف اروپا قرار داشت. او در حقوق بین‌الملل، زبان‌شناسی، تاریخ و دیپلماسی نیز فعالیت داشت و با بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان هم‌عصر خود مکاتبات گسترده‌ای داشت و تلاش می‌کرد علوم مختلف را به یکدیگر پیوند دهد.
      لایبنیتز صدها مقاله، کتاب و نامه در زمینه ریاضیات، فلسفه، منطق، فیزیک، حقوق و تاریخ نگاشت. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱.اصول فلسفه
۲.توجیه خیر
۳.مقالات متعدد ریاضی و منطق
      لایبنیتز در سال ۱۷۱۶ میلادی در هانوفر آلمان درگذشت. او میراثی عظیم از دانش و اندیشه به جای گذاشت و تأثیر عمیقی بر ریاضیات، فلسفه، منطق و علوم دیگر داشت. لایبنیتز نمونه‌ای برجسته از دانشمندانی است که همزمان در فلسفه، ریاضیات، علوم طبیعی و سیاست اثرگذار بود و دیدگاه‌های او هنوز در بسیاری از شاخه‌های علمی و فلسفی مطرح و مورد مطالعه قرار می‌گیرند.
۲۱.
زندگی‌نامهٔ بلز پاسکال
    پاسکال، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، مخترع و فیلسوف فرانسوی، در سال ۱۶۲۳ در فرانسه به دنیا آمد. او از کودکی استعداد فوق‌العاده‌ای در ریاضیات نشان داد و تحت تربیت پدرش، که خود دانشمندی برجسته بود، رشد کرد.
     پاسکال در سنین پایین، پایه‌های هندسه و ریاضیات را به‌طور مستقل آموخت و در ۱۶ سالگی اثری مهم در هندسه ارائه کرد. او در زمینه‌های زیر به شهرت رسید:
۱. ریاضیات: فعالیت در هندسه، نظریه اعداد و احتمال؛ همراه با پیر دو فرما، بنیان‌های نظریه احتمال را شکل داد.
۲. فیزیک: مطالعات در هیدرواستاتیک و فشار هوا و کشف قانون پاسکال، که بیان می‌کند فشار وارد بر یک مایع در هر نقطه به تمام نقاط دیگر منتقل می‌شود.
۳. اختراعات: ساخت ماشین حساب مکانیکی که قادر به انجام جمع و تفریق بود و یکی از نخستین ماشین‌های حساب مکانیکی به شمار می‌رود.
در سال‌های پایانی زندگی، پاسکال به مسائل فلسفی و دینی علاقه‌مند شد و مجموعه‌ای از نوشته‌های خود را به نام "افکار" تدوین کرد. این اثر، مجموعه‌ای از تأملات درباره دین، انسان و فلسفه اخلاق است و یکی از آثار برجستهٔ ادبیات و فلسفه مسیحی محسوب می‌شود.
   پاسکال هرگز ازدواج نکرد و زندگی نسبتاً کوتاهی داشت. سلامت او از دوران کودکی ضعیف بود و در  ۱۶۶۲، در سن ۳۹ سالگی در پاریس درگذشت.
     پاسکال نه تنها در ریاضیات و علوم تجربی تأثیرگذار بود، بلکه در فلسفه و الهیات نیز جایگاه ویژه‌ای یافت و آثارش تا امروز مورد توجه اندیشمندان و دانشمندان است.
۲۲.
زندگی‌نامهٔ ایمانوئل کانت
   کانت، فیلسوف بزرگ آلمانی و یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان تاریخ فلسفه، در ۱۷۲۴ میلادی در شهر کونیگزبرگ (امروزه کالینینگراد، روسیه) به دنیا آمد. او در خانواده‌ای فقیر و مذهبی بزرگ شد و از کودکی علاقهٔ زیادی به یادگیری نشان داد. پدرش، هانس کانت، نجار بود و مادرش، یوهانا       کانت، زنی با ایمان عمیق و سخت‌کوش.
کانت تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسهٔ محلی گذراند و سپس به دانشگاه کونیگزبرگ راه یافت، جایی که علوم طبیعی، ریاضیات، فلسفه و الهیات را آموخت. در اوایل جوانی، به عنوان معلم خصوصی و پژوهشگر علمی فعالیت می‌کرد و در همین دوران به مطالعهٔ گستردهٔ آثار فیلسوفان پیشین پرداخت.
در سال ۱۷۷۰، کانت با انتشار آثار علمی و فلسفی خود به تدریس فلسفه در دانشگاه کونیگزبرگ پرداخت و به سرعت به شهرت رسید.
       مهم‌ترین اثر او، «نقد عقل محض»، به بررسی محدودیت‌ها و قابلیت‌های عقل انسان اختصاص دارد و پایه‌گذار فلسفهٔ انتقادی او شد. کانت همچنین در آثار دیگر خود مانند «نقد عقل عملی» و «نقد قوهٔ حکم»، به تحلیل اخلاق، زیبایی‌شناسی و فلسفهٔ عملی پرداخت.
    کانت زندگی خود را با انضباط شدید و نظم دقیق روزمره گذراند و گفته می‌شود که اهالی کونیگزبرگ حتی ساعت‌های روز او را تنظیم می‌کردند. او هرگز ازدواج نکرد و زندگی‌اش را به مطالعه و تدریس اختصاص داد.
    کانت در ۱۸۰۴ در همان شهر کونیگزبرگ درگذشت. آثار او پس از مرگ، تأثیر عمیقی بر فلسفهٔ مدرن، علوم انسانی، اخلاق و حتی علوم طبیعی گذاشت و فلسفهٔ او بر مبنای عقل، تجربه و اخلاق، هنوز در دانشگاه‌ها و محافل علمی جهان مطالعه و تدریس می‌شود.
۲۳.
زندگی‌نامهٔ ایمانوئل کانت
   کانت، فیلسوف بزرگ آلمانی و یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان تاریخ فلسفه، در ۱۷۲۴ میلادی در شهر کونیگزبرگ (امروزه کالینینگراد، روسیه) به دنیا آمد. او در خانواده‌ای فقیر و مذهبی بزرگ شد و از کودکی علاقهٔ زیادی به یادگیری نشان داد. پدرش، هانس کانت، نجار بود و مادرش، یوهانا       کانت، زنی با ایمان عمیق و سخت‌کوش.
کانت تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسهٔ محلی گذراند و سپس به دانشگاه کونیگزبرگ راه یافت، جایی که علوم طبیعی، ریاضیات، فلسفه و الهیات را آموخت. در اوایل جوانی، به عنوان معلم خصوصی و پژوهشگر علمی فعالیت می‌کرد و در همین دوران به مطالعهٔ گستردهٔ آثار فیلسوفان پیشین پرداخت.
در سال ۱۷۷۰، کانت با انتشار آثار علمی و فلسفی خود به تدریس فلسفه در دانشگاه کونیگزبرگ پرداخت و به سرعت به شهرت رسید.
       مهم‌ترین اثر او، «نقد عقل محض»، به بررسی محدودیت‌ها و قابلیت‌های عقل انسان اختصاص دارد و پایه‌گذار فلسفهٔ انتقادی او شد. کانت همچنین در آثار دیگر خود مانند «نقد عقل عملی» و «نقد قوهٔ حکم»، به تحلیل اخلاق، زیبایی‌شناسی و فلسفهٔ عملی پرداخت.
    کانت زندگی خود را با انضباط شدید و نظم دقیق روزمره گذراند و گفته می‌شود که اهالی کونیگزبرگ حتی ساعت‌های روز او را تنظیم می‌کردند. او هرگز ازدواج نکرد و زندگی‌اش را به مطالعه و تدریس اختصاص داد.
    کانت در ۱۸۰۴ در همان شهر کونیگزبرگ درگذشت. آثار او پس از مرگ، تأثیر عمیقی بر فلسفهٔ مدرن، علوم انسانی، اخلاق و حتی علوم طبیعی گذاشت و فلسفهٔ او بر مبنای عقل، تجربه و اخلاق، هنوز در دانشگاه‌ها و محافل علمی جهان مطالعه و تدریس می‌شود.
۲۴.
زندگی‌نامهٔ خواجه عبدالله انصاری
     خواجه عبدالله انصاری، مشهور به «پیر هرات»، از بزرگ‌ترین عارفان، مفسران، خطیبان و نویسندگان زبان فارسی و عربی به‌شمار می‌آید. او در سال ۳۹۶ هجری قمری در هرات دیده به جهان گشود. نسب وی به ابوایوب انصاری، صحابی بزرگوار پیامبر اسلام(ص)، می‌رسد و از همین رو «انصاری» خوانده می‌شود.
خواجه عبدالله از همان کودکی علاقه و استعداد چشمگیری در علوم دینی، قرآنی و ادبی نشان داد. او نزد استادان برجستهٔ عصر خویش حدیث، تفسیر، فقه و عرفان آموخت و در مدت کوتاهی به مقامی دست یافت که همگان دانش و زهد او را ستودند.
    وی علاوه بر تسلط بر علوم اسلامی، در بلاغت و سخنوری نیز شهرتی فراگیر یافت. خطبه‌ها و مواعظ او ـ که بیشتر در مسجد جامع هرات ایراد می‌شد ـ تأثیری ژرف بر مردم بر جای گذاشت و سبب شد به «پیر هرات» شهرت یابد.
از دیدگاه فقهی، او پیرو مکتب حنبلی بود، اما در عرصهٔ عرفان روحی آزاد و نگاهی سرشار از عشق الهی داشت. آثارش نشان می‌دهد که بر مبانی معرفت نفس، سلوک و مراتب عرفانی تأکید فراوان ورزیده است.
    از مهم‌ترین آثار او می‌توان به این موارد اشاره کرد:
۱. مناجات‌نامه (که با زبانی ساده و دلنشین، نیایش‌ها و راز و نیازهای عاشقانه با خداوند را بیان می‌کند و از پرآوازه‌ترین آثار اوست)
۲. الهی‌نامه
۳. تفسیر قرآن (به زبان فارسی، از نخستین تفاسیر فارسی قرآن کریم)
۴. طبقات‌الصوفیه
۵. زادالعابدین
خواجه عبدالله انصاری در طول زندگی خود بارها مورد بی‌مهری و سخت‌گیری خلفا و حاکمان قرار گرفت، چرا که سخنانش صریح و بی‌پرده بود. با این همه، تا پایان عمر در هرات زیست و شاگردان بسیاری پرورش داد.
   وی سرانجام در سال ۴۸۱ هجری قمری در زادگاه خود، هرات، درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. آرامگاه او امروزه یکی از زیارتگاه‌های مهم و پرآوازهٔ هرات افغانستان است.
خواجه عبدالله انصاری بی‌تردید از بزرگ‌ترین عارفان و مناجات‌سرایان ایران و جهان اسلام به‌شمار می‌آید و آثار ارزشمندش همچنان الهام‌بخش دوستداران عرفان و معنویت است.
۲۵.
زندگی‌نامهٔ خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی
     خواجه فضل‌الله بن عمادالدوله همدانی، مشهور به رشیدالدین فضل‌الله همدانی و گاه ملقب به «موفق‌الدوله»، یکی از برجسته‌ترین دانشمندان، پزشکان، سیاستمداران و تاریخ‌نگاران عصر ایلخانی بود. وی در حدود سال ۶۴۸ هجری قمری در همدان دیده به جهان گشود و در سال ۷۱۸ هجری قمری در گذشت.
فعالیت‌ها و خدمات عمومی
۱.تأسیس مراکز علمی و فرهنگی: بنیان‌گذاری «ربع رشیدی» در تبریز به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های علمی، فرهنگی و آموزشی آن روزگار، که محل گردآمدن علما، مترجمان و دانش‌پژوهان بود.
۲.احداث مراکز عام‌المنفعه: ایجاد مدارس، کتابخانه‌ها، بیمارستان‌ها و توجه ویژه به امور خیریه.
۳.اصلاحات اقتصادی: از جمله اعطای معافیت‌های مالیاتی، بازسازی املاک، احیای زمین‌های بایر، تأمین هزینه‌های علمای عصر و وقف املاک برای مصارف عمومی.
آثار ارزشمند
۱.جامع‌التواریخ: اثر سترگ تاریخی دربارهٔ کشورهای گوناگون، تاریخ مغولان و طبقات مختلف اجتماعی.
۲.تنکسوق‌نامه یا طب اهل ختا: ترجمه یا تألیف اثری در زمینهٔ طب چینی همراه با توضیح روش‌های تشریح و درمان.
۳.لطایف‌الحقایق، بیان‌الحقایق، رسالهٔ سلطانیه و مکاتبات رشیدی: مجموعه‌ای شامل رسائل دینی، فلسفی و عرفانی.
     خواجه  رشیدالدین فضل‌الله همدانی را می‌توان از بزرگ‌ترین مورخان و پزشکان عصر خود دانست که در زمینه‌های تاریخ‌نگاری، پزشکی، اقتصاد و اصلاحات اداری فعالیتی گسترده داشت. او در نوشته‌های خویش به داده‌های کمّی و آمارگونه اشاره کرده است، هرچند نمی‌توان او را آماردان به معنای علمی امروز دانست. اهمیت او بیش از هر چیز در تاریخ‌نگاری، ارائهٔ داده‌های اقتصادی و اجتماعی، ثبت مشاهدات جغرافیایی، و گزارش‌های مربوط به تولید، مالیات، زمین و کشاورزی است.
از دیدگاه تاریخ ریاضیات، اثر مستقیم او اندک است، اما در زمینهٔ تنظیم امور مالی، استفاده از محاسبات در اقتصاد و پزشکی، و همچنین انتقال و گردآوری دانش از طریق ترجمه و نگارش، سهم مهمی ایفا کرده است.
۲۶.
زندگی‌نامه ابوالحسن کرجی
     ابوبکر محمد بن حسن کرجی، یکی از ریاضیدانان و مهندسان برجسته ایرانی در سده چهارم و اوایل سده پنجم هجری قمری است.
او در نیمه دوم قرن چهارم هجری در منطقه‌ای به نام «کرج ابودلف» (در نزدیکی اراک کنونی) به دنیا آمد. آموزش‌های نخستین خود را در شهر ری، که در آن زمان از مراکز مهم علمی جهان اسلام بود، گذراند و سپس برای تکمیل علوم ریاضی و ارتباط با دانشمندان، راهی بغداد شد.
    کرجی در بغداد به شهرت علمی رسید و با وزیر «فخرالملک»، از رجال سیاسی دوره بهاءالدوله دیلمی، ارتباط علمی داشت. کتاب مهم «الفخری فی صناعه الجبر و المقابله» را به نام او تألیف کرد. بعدها به ایران بازگشت و تا پایان عمر به پژوهش و تألیف پرداخت.
مهم‌ترین آثار او عبارت‌اند از:
۱.الفخری فی صناعه الجبر و المقابله: اثری مهم در جبر که به وزیر فخرالملک تقدیم شد.
۲.الکافی فی الحساب: کتابی در حساب و محاسبات ریاضی.
۳.البدیع فی الحساب: اثری دیگر در تکمیل مباحث حساب.
۴.علل حساب الجبر و المقابله: بررسی مبانی و دلایل علمی جبر و مقابله.
۵.انباط المیاه الخفیه: کتابی ارزشمند در مهندسی آب و استخراج آب‌های زیرزمینی که دانش عمیق او در مهندسی هیدرولیک را نشان می‌دهد.
    او نخستین ریاضی‌دانی است که جبر را از هندسه جدا کرد و آن را به‌صورت مستقل توسعه داد. در حل معادلات، از معادلاتی بالاتر از درجه دوم بحث کرده و در محاسبات خود با اعداد اصم کار کرده است. در مهندسی آب نیز روش‌هایی برای حفر قنات و شناسایی منابع آب زیرزمینی ارائه نمود که برای قرن‌ها مورد استفاده قرار گرفت.  کرجی حوالی میان سال‌های ۴۱۰ تا ۴۲۰ هجری قمری درگذشت.

 

۲۷.
زندگی‌نامه ابراهیم بن ادهم نیشابوری
     ابراهیم نیشابوری، که در برخی منابع با نام ابراهیم ادهم نیز آمده، از نامدارترین زاهدان و عارفان قرن دوم هجری قمری است. او حدود سال ۱۰۰ هجری قمری در شهر بلخ چشم به جهان گشود.
بخش عمده‌ای از عمر خود را در سرزمین شام (دمشق، حلب و بعلبک) گذراند و در آنجا به عبادت، ذکر و خدمت مشغول بود. او در کوه‌های شام به کارگری، کشاورزی و جمع‌آوری هیزم می‌پرداخت و زندگی خویش را از دسترنج خود می‌گذراند.
     ابراهیم نیشابوری را از پیشگامان تصوف دانسته‌اند. در سخنان و سیرهٔ او همواره بر ترک دنیا، توکل بر خدا، قناعت و ذکر دائمی تأکید شده است. بسیاری از بزرگان صوفیه همچون فضیل بن عیاض، شقیق بلخی و بشر حافی از او یاد کرده و او را ستوده‌اند.
    عطار نیشابوری در تذکرةالاولیا شرحی مفصل از حالات و سخنان او آورده است؛ از جمله حکایت مشهور شنیدن ندای غیبی در شکارگاه که او را از سلطنت و ثروت به وادی زهد و پارسایی کشاند، و همچنین روایت‌های فراوان دربارهٔ قناعت، شجاعت در برابر نفس و یقین به خداوند. ابراهیم بن ادهم سرانجام در حدود سال ۱۶۰ هجری قمری درگذشت.
۲۸.
زندگی‌نامهٔ فریدالدین عطار نیشابوری
    نام کامل عطار نیشابوری، فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم نیشابوری است. وی در حدود ۵۱۳ هجری قمری در شهر نیشابور زاده شد. شغل خانوادگی او عطاری و داروسازی بود و از همین‌رو به «عطار» معروف شد.
    در آغاز، به پزشکی و داروسازی مشغول بود و بیماران بسیاری را درمان می‌کرد. در همین دوران با مسائل عرفانی و معنوی آشنا شد و دل از کار و کسب شست. برای تکمیل سلوک خود، به شهرهای مختلف اسلامی سفر کرد؛ از جمله مکه، شام، عراق، هند و ماوراءالنهر.
   عطار را از بزرگ‌ترین شاعران و عارفان قرن ششم و هفتم هجری می‌دانند. او با بهره‌گیری از زبان تمثیل و حکایت، معارف بلند عرفانی را در قالب شعر بیان کرد. مولانا جلال‌الدین رومی دربارهٔ او گفته است:
«عطار روح بود و سنایی دو چشم او؛ ما از پی سنایی و عطار آمدیم.»
  آثار مهم او عبارتند از:
۱.منطق‌الطیر – شاهکار تمثیلی عرفان اسلامی، داستان سفر مرغان به سوی سیمرغ
۲.مصیبت‌نامه – در باب رنج‌ها و مسائل روحانی انسان
۳.الهی‌نامه – گفت‌وگوی شش پسر پادشاه با پدرشان درباره آرزوهای دنیا و پاسخ عرفانی پدر
۴.اسرارنامه – سروده‌ای در بیان اسرار عرفان
۵.تذکرةالاولیا – به نثر؛ شرح احوال و سخنان ۹۶ تن از اولیا و مشایخ صوفیه
۶.دیوان غزلیات، قصاید و رباعیات
     در سال ۶۱۸ هجری قمری، هنگامی که مغولان به نیشابور حمله کردند، عطار به دست آنان کشته شد.
عطار از پایه‌های اصلی عرفان و ادبیات فارسی است. زبان او ساده، روان و سرشار از تمثیل، حکایت و اندرزهای اخلاقی و عرفانی است. آثارش تأثیر عمیقی بر شاعران پس از او، به‌ویژه مولوی و حافظ گذاشته است.
۲۹.
زندگی‌نامهٔ کورت گودل
      گودل در سال ۱۹۰۶ در شهر برنو (جمهوری چک امروزی) به دنیا آمد. خانواده‌اش از طبقه‌ی متوسط بودند؛ پدرش مالک یک کارخانه‌ی نساجی بود و مادرش نقشی پررنگ در تربیت فرزندان داشت.
    گودل از کودکی کنجکاو، دقیق و فوق‌العاده باهوش بود. او از همان سال‌های نخستین، علاقه‌ای عمیق به ریاضیات و منطق نشان داد. در سال ۱۹۲۴ وارد دانشگاه وین شد؛ ابتدا فیزیک خواند، اما خیلی زود به فلسفه‌ی ریاضی و منطق گرایش پیدا کرد. او شاگرد موریس شلیک و عضو «محفل وین» شد؛ محفلی که بسیاری از فیلسوفان و منطق‌دانان برجسته در آن حضور داشتند. در سال ۱۹۳۰، رساله‌ی دکتری خود را زیر نظر هانس هان به پایان رساند.
تنها یک سال بعد، در ۱۹۳۱، شاهکار علمی خود را عرضه کرد: قضایای ناتمامیت گودل. او نشان داد که هر دستگاه صوریِ به‌قدر کافی قوی (مانند حساب) یا ناقص است یا متناقض. به بیان ساده، هیچ نظام منطقی نمی‌تواند هم کامل باشد و هم عاری از تناقض. این کشف، انقلابی عظیم در ریاضیات، منطق، فلسفه و بنیان‌های دانش پدید آورد.
    گودل در جوانی فردی خجالتی، درون‌گرا و بسیار حساس بود. او در سال ۱۹۳۸ با آدل پوکر، زنی مسن‌تر از خود و رقصنده‌ی سابق کاباره، ازدواج کرد. اگرچه خانواده‌اش مخالف بودند، اما آدل در تمام زندگی همراهی وفادار و پرستاری مهربان برای گودل باقی ماند.
    با قدرت گرفتن نازیسم در اتریش و آلمان، گودل – هرچند یهودی نبود – به دلیل استقلال فکری‌اش در معرض خطر قرار گرفت. در سال ۱۹۴۰ همراه همسرش به آمریکا مهاجرت کرد و در مؤسسه‌ی مطالعات پیشرفته‌ی پرینستون به کار پرداخت. در آنجا، دوست و همکار نزدیک آلبرت اینشتین شد؛ گفته‌اند اینشتین در سال‌های پایانی عمر، بیشتر به خاطر قدم‌زدن‌های روزانه با گودل به مؤسسه می‌رفت.
    علاوه بر قضایای ناتمامیت، گودل دستاوردهای مهم دیگری نیز داشت:
۱. پژوهش در نظریه‌ی مجموعه‌ها و اثبات سازگاری اصل انتخاب و فرضیه‌ی پیوستار.
۲. بنیان‌گذاری منطق موجهات و ارائه‌ی براهین صوری بر وجود خدا (الهام‌گرفته از برهان آنسلم).
۳. ارائه‌ی مدل‌های کیهان‌شناسی در نسبیت عام (معروف به جهان گودل) که در آن امکان ریاضیِ سفر در زمان مطرح می‌شود.
    در سال‌های پایانی عمر، گودل دچار وسواس فکری و پارانویا شد. او باور داشت که دیگران قصد مسموم کردنش را دارند؛ ازاین‌رو تنها غذایی را می‌خورد که همسرش آماده می‌کرد. هنگامی که آدل مدتی در بیمارستان بستری شد، گودل از خوردن امتناع کرد و به سوءتغذیه‌ی شدید دچار شد.
     سرانجام، کورت گودل در سال ۱۹۷۸ در پرینستون و در سن ۷۱ سالگی بر اثر گرسنگی و سوءتغذیه درگذشت. در آن زمان وزن او تنها ۳۰ کیلوگرم بود.
     گودل بی‌تردید از بزرگ‌ترین منطق‌دانان تاریخ به شمار می‌رود. قضایای ناتمامیت او نه‌تنها بنیاد ریاضیات را دگرگون کرد، بلکه تأثیر ژرفی بر فلسفه، علوم رایانه و اندیشه‌ی مدرن گذاشت. بسیاری از اندیشمندان قرن بیستم، او را در کنار اینشتین و تورینگ از ستون‌های اصلی تفکر جدید می‌دانند.
۳۰.
زندگی‌نامهٔ باروخ اسپینوزا
       اسپینوزا یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان قرن هفدهم میلادی و بنیان‌گذار مکتب عقل‌گرایی نوین در فلسفهٔ اروپاست. او در سال ۱۶۳۲ میلادی در آمستردام، هلند، در خانواده‌ای یهودی پرتغالی‌تبار زاده شد. خانوادهٔ اسپینوزا از یهودیان مهاجر بودند که به دلیل فشارهای مذهبی از پرتغال به هلند کوچ کرده بودند.
     اسپینوزا آموزش‌های ابتدایی خود را در خانه و سپس در مدارس مذهبی یهودی دریافت کرد و با کتاب‌های مقدس عبری و فلسفهٔ یهودی آشنا شد. در جوانی، تحت تأثیر فلسفهٔ دکارت و برخی متفکران یونانی، گرایش به تفکر عقلانی و انتقادی پیدا کرد.
     در حدود سال ۱۶۵۶ میلادی، اسپینوزا به دلیل دیدگاه‌های فلسفی و دینی‌اش که با باورهای سنتی یهودیان آمستردام مغایرت داشت، از جامعهٔ یهودی طرد شد و از حق شرکت در عبادتگاه محروم گردید. پس از آن، زندگی مستقل و نسبتاً منزوی را در پیش گرفت و خود را وقف فلسفه و تحقیقات علمی کرد.
   اسپینوزا برای امرار معاش به تراشکاری عدسی‌های علمی پرداخت و با وجود زندگی ساده، آثار فلسفی فراوانی نوشت. مشهورترین اثر او «اخلاق» است که به زبان لاتین و به سبک هندسی نگاشته شده و به تحلیل مفاهیم خدا، طبیعت، انسان و آزادی می‌پردازد. اسپینوزا در این اثر معتقد است که خدا و طبیعت یکی‌اند و جهان تابع نظم عقلانی و ضرورت طبیعی است.
    او در سال ۱۶۷۷ میلادی در آمستردام درگذشت. گفته می‌شود علت مرگ او مشکلات ریوی ناشی از استنشاق غبار شیشه‌های تراشکاری بوده است.
    دیدگاه‌های اسپینوزا بعدها تأثیر شگرفی بر فلسفهٔ روشنگری و متفکرانی چون گوته، هایدگر، هگل و نیچه گذاشت. فلسفهٔ او در زمینه‌های اخلاق، دین و سیاست همچنان یکی از منابع مهم تفکر عقلانی و انتقادی به‌شمار می‌رود.
۳۱.
زندگی‌نامهٔ جان لاک
     جان لاک، فیلسوف و پزشک انگلیسی، یکی از برجسته‌ترین متفکران قرن هفدهم میلادی و بنیان‌گذار فلسفهٔ تجربی و نظریهٔ حکومت دموکراتیک مدرن بود. او در سال ۱۶۳۲ میلادی در روستای وین‌لی در شهرستان سومرست انگلستان به دنیا آمد. پدرش، جیمز لاک، وکیلی ساده و از طرفداران پارلمان در دوران جنگ‌های داخلی انگلستان بود و مادرش، هاننا اوستین، نقش مهمی در تربیت و آموزش او ایفا کرد.
     لاک تحصیلات خود را در مدرسهٔ وست‌مینستر آغاز کرد و در سال ۱۶۴۷ وارد دانشگاه آکسفورد شد. او در آکسفورد به مطالعهٔ علوم طبیعی، منطق، فلسفه و پزشکی پرداخت. در دوران تحصیل، به شدت تحت تأثیر فلسفهٔ ارسطو و علوم طبیعی قرار گرفت، اما از محدودیت‌های آموزشی دانشگاه گلایه داشت و بیشتر به مطالعهٔ مستقل و تحقیقات تجربی علاقه‌مند بود.
    در سال‌های بعد، لاک به خدمت سر آنتونی آشلی کوپر، ارل شافتسبری درآمد و به عنوان پزشک و مشاور در امور سیاسی و فلسفی او فعالیت کرد. این تجربه، زمینه‌ساز تحلیل مسائل سیاسی، اجتماعی و اخلاقی در آثار او شد.
    او دو حوزهٔ اصلی فلسفه را متحول ساخت:
۱. فلسفهٔ سیاسی:
در کتاب مشهور خود، «رساله‌ای دربارهٔ حکومت مدنی»، لاک نظریهٔ حقوق طبیعی انسان، آزادی فردی، مالکیت خصوصی و حق شورش در برابر حکومت‌های ظالم را بیان کرد. این اثر تأثیر شگرفی بر انقلاب آمریکایی و فلسفهٔ دموکراتیک مدرن داشت.
۲. فلسفهٔ شناخت:
در کتاب «رساله‌ای در باب فهم انسان»، لاک نظریه‌ای تجربی از دانش انسان ارائه داد و معتقد بود که ذهن انسان در آغاز مانند یک «لوح سفید» است و تمام دانش از تجربه و مشاهده ناشی می‌شود.
   به دلیل وابستگی به ارل شافتسبری و حوادث سیاسی انگلستان، لاک در برخی دوره‌ها تحت تهدید قرار گرفت و مجبور شد مدتی را در هلند سپری کند. او در هلند به مطالعه و نگارش آثار فلسفی خود ادامه داد و سپس در ۱۶۸۹ میلادی پس از تثبیت شرایط سیاسی، به انگلستان بازگشت.
    جان لاک بیشتر عمر خود را به تحقیق، نگارش و مشاوره اختصاص داد. او هرگز ازدواج نکرد و زندگی ساده‌ای داشت. لاک در ۱۷۰۴ میلادی در انگلستان درگذشت و در لندن به خاک سپرده شد.
اندیشه‌های او پایه‌گذار فلسفهٔ تجربی، لیبرالیسم سیاسی و حقوق بشر مدرن شد. نظریهٔ حقوق طبیعی و حکومت با رضایت مردم او الهام‌بخش قانون اساسی بسیاری از کشورهای مدرن، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و فرانسه بود.
۳۲.
زندگی‌نامه و معرفی دکتر محمدرضا دینانی
    دکتر دینانی در سال ۱۳۱۴ در اصفهان به دنیا آمد. او یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان و استادان دانشگاه تهران و از مهم‌ترین چهره‌های فلسفه معاصر ایران است. دکتر دینانی در حوزه‌های فلسفه تحلیلی، فلسفه غرب و فلسفه اسلامی فعالیت داشته و تلاش‌های چشمگیری در تبیین مفاهیم فلسفی و گسترش اندیشه‌های فلسفی در ایران انجام داده است.
    دکتر دینانی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران گذراند و سپس به تحصیل در رشته فلسفه و علوم انسانی پرداخت. وی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و پس از آن به تدریس در همان دانشگاه مشغول گردید.
     تخصص اصلی او در زمینه‌های فلسفه تحلیلی، فلسفه اخلاق، فلسفه دین و فلسفه اسلامی است و در این حوزه‌ها ده‌ها مقاله و کتاب منتشر کرده است.
ایشان استاد دانشگاه تهران در گروه فلسفه و علوم انسانی است و همچنین عضو هیئت تحریریه مجلات علمی و فلسفی متعدد می‌باشد.
      علاوه بر آن، دکتر دینانی سخنران و مدرس در سمینارها و همایش‌های داخلی و بین‌المللی فلسفه نیز است. از مهم‌ترین آثار و فعالیت‌های علمی او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. تحلیل و بررسی فلسفه غرب، به‌ویژه فلسفه تحلیلی و فلسفه اخلاق.
۲. تبیین مفاهیم فلسفه اسلامی با رویکرد تحلیلی.
۳. تألیف کتاب‌ها و مقالات در زمینه فلسفه دین، معرفت‌شناسی و منطق.
     دکتر دینانی به روش تحلیلی و دقیق در پژوهش فلسفی شناخته می‌شود و توانایی بی‌نظیری در بیان مفاهیم پیچیده فلسفی به زبانی ساده و قابل فهم برای دانشجویان و پژوهشگران دارد. فعالیت‌های او سهم بسزایی در توسعه فلسفه تحلیلی در ایران و ترویج فلسفه اسلامی داشته است.

 

 

۳۳.
معرفی شهید آیت‌الله مرتضی مطهری
    آیت‌الله مرتضی مطهری، یکی از برجسته‌ترین فقها، فیلسوفان و متفکران دینی معاصر ایران و استاد دانشگاه تهران بود. او نقش بی‌بدیلی در تبیین و توسعه فلسفه اسلامی، کلام، اخلاق و تعلیمات دینی ایفا کرد و از بنیان‌گذاران و نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی به شمار می‌رود.
    شهید مطهری در سال ۱۳۰۸ شمسی در کرمان چشم به جهان گشود. تحصیلات حوزوی خود را در قم آغاز کرد و علوم اسلامی، فقه، اصول، فلسفه و کلام را به‌طور گسترده فرا گرفت. پس از تکمیل تحصیلات، به تدریس در حوزه علمیه قم پرداخت و شاگردان بسیاری را پرورش داد.
     همزمان، او در دانشگاه تهران نیز به عنوان استاد فلسفه و علوم انسانی فعالیت کرد و فلسفه و کلام اسلامی را به صورت علمی و تحلیلی به دانشجویان آموزش می‌داد. شهید مطهری با تألیف آثار فراوان در زمینه فلسفه اسلامی، اخلاق، کلام، تعلیمات دینی، تفسیر قرآن و تاریخ اسلام، معارف دینی را به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم ارائه می‌کرد و در ترویج فرهنگ دینی در سطح جامعه نقش مؤثری داشت.
   از جمله مهم‌ترین آثار او می‌توان به حکمت متعالیه، مجموعه آثار شهید مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، انسان کامل و فلسفه اخلاق اشاره کرد. شهید مطهری به دقت علمی، شفافیت فکری و اخلاق نیکو مشهور بود؛ او در تدریس و نگارش، تحلیل‌گر و مستند بود و مفاهیم پیچیده فلسفی و دینی را به گونه‌ای روشن و قابل فهم ارائه می‌کرد. همواره تأکید داشت که دین و علم باید هماهنگ باشند و جامعه به روشن‌بینی دینی نیازمند است.
   آیت‌الله مرتضی مطهری در سال ۱۳۵۸ شمسی به دست گروهک فرقان ترور شد و به مقام شهادت نائل آمد. شهادت او ضایعه‌ای عظیم برای جامعه علمی و دینی ایران بود و اندیشه‌ها و آثارش همچنان الهام‌بخش پژوهشگران و علاقه‌مندان به فلسفه و دین است.
۳۴.
معرفی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
     دکتر شفیعی کدکنی در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران دکتری خود را دریافت کرده است. او پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۱۳۴۸ با راهنمایی استادانی چون بدیع‌الزمان فروزانفر و پرویز ناتل خانلری، مدرک دکتری خود را در همین رشته از دانشگاه تهران اخذ نمود . پس از آن، دکتر شفیعی کدکنی از سال ۱۳۴۸ به تدریس در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران پرداخت و در سال ۱۳۹۶ به عنوان استاد ممتاز این دانشگاه معرفی شد .
     دکتر کدکنی، یکی از برجسته‌ترین ادیبان، شاعر و محقق معاصر ایران است که سهم عظیمی در حفظ و تبیین ادب فارسی و فرهنگ ایرانی داشته است. او نه تنها به عنوان شاعر و پژوهشگر، بلکه به عنوان استاد دانشگاه و معلم نسل‌های بسیاری از دانشجویان ادب و زبان فارسی شناخته می‌شود.
    دکتر شفیعی کدکنی در سال ۱۳۱۸ شمسی در کدکن، شهرستان سبزوار، به دنیا آمد. از همان سال‌های کودکی، علاقه و استعداد ویژه‌ای به شعر و زبان فارسی نشان داد و در نوجوانی با مطالعه آثار شاعران بزرگ فارسی، دانش و ذوق ادبی خود را پرورش داد.
     تحصیلات عالی خود را در دانشگاه تهران در رشته زبان و ادبیات فارسی به پایان رساند و پس از آن به تدریس و تحقیق در دانشگاه‌های معتبر ایران پرداخت. آثار او شامل پژوهش‌های ادبی، تصحیح متون کلاسیک، نقد و بررسی شعر و فرهنگ ایران است. او با دقت علمی و نگاه تحلیلی، مباحث پیچیده ادبی و تاریخی را به زبان ساده و قابل فهم برای علاقه‌مندان ارائه کرده است.
     دکتر شفیعی کدکنی در شعر، تلفیقی استادانه از سنت و نوآوری را به نمایش گذاشته است. اشعار او معمولاً دارای رگه‌هایی از عرفان، اخلاق و فلسفه زندگی هستند و با زبانی ساده و در عین حال تأمل‌برانگیز، مفاهیم عمیق انسانی و اجتماعی را بیان می‌کنند. او همچنین در حفظ و معرفی ادبیات کلاسیک فارسی و شناخت شاعران بزرگ، از جمله حافظ، سعدی و فردوسی، نقش مهمی ایفا کرده است.
    آثار او علاوه بر ارزش ادبی، دارای ارزش علمی و پژوهشی نیز هستند و همواره مورد توجه دانشجویان، پژوهشگران و علاقه‌مندان ادب فارسی قرار دارند. دکتر شفیعی کدکنی به عنوان نمادی از تعهد علمی، اخلاق حرفه‌ای و عشق به زبان و فرهنگ ایرانی شناخته می‌شود و میراث فکری و ادبی او همچنان الهام‌بخش نسل‌های آینده است.
۳۵.
زندگی‌نامهٔ مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
      نام کامل او جلال‌الدین محمد بن محمد بن حسین خطیبی بلخی است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۶۷۲ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. پدرش، بها‌ءالدین محمد مشهور به بهاء ولد، از فقها و عارفان برجسته روزگار خود بود. به سبب اختلاف با سلطان خوارزمشاه، خانوادهٔ مولانا ناگزیر بلخ را ترک کرد و سفری طولانی را آغاز نمود. آنان از شهرهایی چون نیشابور، بغداد، مکه و دمشق گذشتند و سرانجام در قونیه اقامت گزیدند؛ از این‌رو مولانا را «رومی» نیز می‌نامند.
مولانا در خردسالی تحت تربیت پدرش پرورش یافت. پس از درگذشت بهاء ولد، شاگرد برجستهٔ او، برهان‌الدین محقق ترمذی، سرپرستی علمی و معنوی مولانا را بر عهده گرفت و او را در علوم عقلی و نقلی پرورش داد. مولانا سپس برای تکمیل دانش خویش به دمشق و حلب سفر کرد و نزد استادان آن دیار به فراگیری فلسفه، کلام، فقه و عرفان پرداخت.
     مهم‌ترین نقطهٔ تحول در زندگی او، دیدار با شمس‌الدین محمد تبریزی در سال ۶۴۲ هجری قمری در قونیه بود. شمس با روح ژرف و زبان آتشین خود، مولانا را از فقیهی درس‌گو به عارفی عاشق و شاعری الهی بدل کرد. دلدادگی و پیوند عمیق مولانا با شمس، سرچشمهٔ بسیاری از اشعار شورانگیز او شد. پس از غیبت ناگهانی شمس، که مولانا را سخت داغدار ساخت، آثاری همچون مثنوی معنوی و دیوان شمس جان گرفت.
آثار برجستهٔ مولانا
۱.مثنوی معنوی
۲.در شش دفتر و حدود ۲۶ هزار بیت
۳.اثری عمیق در عرفان، اخلاق و تربیت که به «قرآن فارسی» شهرت یافته است
۴.دیوان شمس تبریزی (دیوان کبیر)
۵.مجموعهٔ غزلیات، قصاید و رباعیات عاشقانه و عارفانه، عمدتاً در ستایش شمس
۶.فیه ما فیه
۷.مجموعهٔ سخنان و مجالس مولانا
۸.مجالس سبعه
۹.مشتمل بر هفت خطبه و مواعظ
۱۰.مکاتیب
۱۱.مجموعهٔ نامه‌های مولانا به یاران و بزرگان عصر
      مولانا عارفی بود که محور اندیشه‌اش عشق الهی به شمار می‌رفت. او عشق را نیرویی می‌دانست که انسان را از خود می‌رهاند و به وصال حق می‌رساند. از نگاه او، موسیقی و سماع وسیله‌ای برای دستیابی به جذبهٔ الهی بود. اشعار مولانا سرشار از معانی ژرف عرفانی، عشق، توحید، و آموزه‌های اخلاقی و تربیتی است.
     مولانا تأثیری ژرف بر ادبیات فارسی، عرفان اسلامی و حتی بر فرهنگ و ادبیات جهانی نهاد. اشعار او به زبان‌های گوناگون ترجمه شده و اندیشه‌هایش همچنان الهام‌بخش دل‌ها در شرق و غرب جهان است.
۳۶.
زندگی‌نامهٔ خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی
    حافظ شیرازی، یکی از بزرگ‌ترین شاعران و عارفان قرن هشتم هجری، در حدود سال ۷۲۷ قمری در شیراز چشم به جهان گشود. او به سبب تسلط شگرف بر قرآن کریم و معارف اسلامی به لقب حافظ شهرت یافت، چرا که حافظ کل قرآن بود و بسیاری از آیات را در اشعار خود با هنرمندی به کار بست.
    حافظ در خانواده‌ای نسبتاً متوسط به دنیا آمد. در کودکی پدرش را از دست داد و با همت مادر به تحصیل علوم پرداخت. وی دروس مقدماتی علوم دینی، ادبیات عرب، تفسیر قرآن، فقه، کلام و حکمت را نزد علمای زمان خود در شیراز فراگرفت. از همان سال‌های نوجوانی، نبوغ و استعداد خارق‌العاده‌اش در شعر و ادب آشکار شد.
   حافظ علاوه بر شاعری، مفسر قرآن، عارف و اندیشمند بود. بسیاری او را در شمار عرفای عاشق دانسته‌اند که زبان شعر را وسیلهٔ بیان اندیشه‌های عرفانی، اخلاقی و اجتماعی خویش قرار داد. مضامین اشعار او شامل عشق الهی، معرفت عرفانی، نقد ریاکاری، دعوت به اخلاص، و ستایش زیبایی‌های طبیعت و زندگی است.
      اثر اصلی و جاودانهٔ او، دیوان حافظ است که شامل غزلیات، چند قصیده، مثنوی‌های کوتاه و تعدادی رباعی است. غزلیات حافظ در اوج فصاحت و بلاغت سروده شده و به زبان فارسی روحی تازه بخشیده است. دیوان او از همان قرن هشتم تاکنون بارها نسخه‌برداری و چاپ شده و همواره محبوب ایرانیان و جهانیان بوده است.
    حافظ در شعر خود از زبان رمزی و چندلایه بهره برده است؛ به گونه‌ای که اشعار او هم‌زمان می‌تواند تفسیری عاشقانه، عرفانی یا اجتماعی ـ انتقادی داشته باشد. از این رو او را «لسان‌الغیب» و «ترجمان‌الاسرار» لقب داده‌اند. بسیاری از اندیشمندان شرق و غرب، او را یکی از بزرگ‌ترین شاعران تاریخ بشریت دانسته‌اند.
    خواجه شمس‌الدین محمد حافظ در سال ۷۹۲ قمری در شیراز چشم از جهان فروبست. آرامگاه او که به نام حافظیه شهرت دارد، امروز زیارتگاه عاشقان ادب و عرفان است. حافظ نه تنها شاعر ملی ایران، بلکه در جهان نیز به عنوان یکی از بزرگ‌ترین غزل‌سرایان شناخته می‌شود. دیوان او همواره بر سر سفره‌های نوروز و شب یلدا جایگاه ویژه دارد و ایرانیان با فال حافظ پیوندی دیرینه برقرار کرده‌اند.

 

 

۳۷.

باسمه تعالی
زندگی‌نامهٔ شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی
     سعدی شیرازی، یکی از بزرگ‌ترین شاعران و نویسندگان ادب فارسی است. او در حدود سال ۶۰۶ هجری قمری در شیراز چشم به جهان گشود. در همان سال‌های جوانی پدر خود را از دست داد و زیر نظر مادر پرورش یافت. سعدی از کودکی به تحصیل علوم دینی و ادبی پرداخت و برای ادامهٔ دانش‌اندوزی راهی بغداد شد. او در مدرسهٔ نظامیه – که از بزرگ‌ترین مراکز علمی آن دوران بود – به تحصیل علوم معقول و منقول، از جمله فقه، حدیث، تفسیر و ادبیات پرداخت.
   پس از پایان تحصیل، سعدی سفری طولانی و پرماجرا آغاز کرد. او به حجاز، شام، عراق، آسیای صغیر و هندوستان سفر نمود و در این مسیر با فرهنگ‌ها و مردمان گوناگون آشنا شد. این آشنایی‌ها تجربه‌های گران‌بهایی برای او فراهم آورد. سعدی در آثار خود بارها به این سفرها اشاره کرده و حکایت‌های فراوانی از دیدار با انسان‌ها، عالمان، پادشاهان و درویشان نقل کرده است.
  بعد از حدود سی سال سفر، سعدی در زمان حکومت ابوبکر بن سعد زنگی به شیراز بازگشت. در این دوران، او مورد توجه و احترام امیران و وزیران قرار گرفت و فرصتی یافت تا آثار بزرگ خود را بیافریند. از میان آثار او، دو کتاب جاویدان، نام سعدی را در تاریخ ادب فارسی و جهان ماندگار ساخته است:
۱. بوستان
منظومه‌ای در ده باب، سرشار از حکایت‌ها و اندرزهای اخلاقی و عرفانی. سعدی در این کتاب با زبانی روان و آهنگی موزون، فضایل انسانی، عدالت، عشق الهی، تربیت و حکمت را بیان می‌کند.
۲. گلستان
کتابی به نثر مسجّع و در هشت باب، پر از حکایت‌ها، مثل‌ها و پندهای اخلاقی. گلستان نمونه‌ای درخشان از نثر فارسی است و جایگاهی برجسته در ادبیات جهان دارد.
    علاوه بر این دو اثر، سعدی غزلیات عاشقانه و عارفانه‌ای سروده که او را در زمرهٔ بزرگ‌ترین غزل‌سرایان زبان فارسی قرار داده است. دیگر آثار او شامل قصاید عربی و فارسی، ترجیع‌بندها، مقالات، مجالس و مراثی است.
     سعدی را شاعر انسانیت، اخلاق، عشق و خرد دانسته‌اند. سخن او روان، دلنشین و آکنده از حکمت عملی است و توانست زبان ساده و همه‌فهم را با معانی ژرف اخلاقی و عرفانی در هم آمیزد.
سعدی در حدود سال ۶۹۱ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در باغ سعدیه شیراز قرار دارد که امروزه یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های فرهنگی و ادبی ایران است. سعدی نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان به عنوان شاعری حکیم، آموزگار اخلاق و صاحب سخنی جاودانه شناخته می‌شود.
۳۸.
زندگی‌نامه علامه محمدتقی جعفری
    علامه  جعفری ، یکی از برجسته‌ترین متفکران، فیلسوفان، فقیهان و مفسران معاصر شیعه بود که در عرصه‌های گوناگون فلسفه، عرفان، کلام، تفسیر، فقه، هنر و علوم انسانی نقشی بسزا ایفا کرد. او را بحق می‌توان از جامع‌ترین اندیشمندان سده اخیر ایران دانست.
   وی در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود. از کودکی به تحصیل علوم دینی پرداخت و در نوجوانی برای ادامه تحصیل به حوزه‌های علمیه تبریز و سپس قم راه یافت. دروس مقدماتی و سطح عالی حوزه را نزد استادانی بزرگ همچون آیت‌الله سید محمد حجت کوه‌کمری و آیت‌الله سید صدرالدین صدر فرا گرفت.
    پس از آن، به نجف اشرف مهاجرت کرد و سال‌ها در حوزه علمیه این شهر به تحصیل فقه، اصول، فلسفه و عرفان مشغول شد. او در این دوران از محضر استادانی نامدار چون آیت‌الله سید ابوالقاسم خوئی، آیت‌الله سید محسن حکیم، علامه طباطبایی و آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی بهره‌مند گردید. هم‌زمان مطالعات گسترده‌ای در فلسفه غرب، علوم انسانی و علوم تجربی داشت.
    پس از سال‌ها تحصیل و تدریس در نجف، علامه جعفری به ایران بازگشت و در تهران اقامت گزید. او علاوه بر تدریس، به تحقیق و تألیف در موضوعات متنوع پرداخت. از فعالیت‌های مهم او برگزاری جلسات گفت‌وگو با اندیشمندان برجسته جهان بود؛ گفت‌وگوهای فلسفی او با پروفسور هانری کربن، فیلسوف فرانسوی، درباره معارف اسلامی از شهرتی ویژه برخوردار است.
    علامه جعفری بیش از ۸۰ جلد کتاب و صدها مقاله در موضوعات مختلف نگاشته است. مهم‌ترین آثار او عبارت‌اند از:
۱. تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی مولوی (۱۵ جلد)
۲. ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه (۲۷ جلد)
۳. حقوق جهانی بشر و آزادی انسانی
۴. فلسفه و هدف زندگی
۵. علم و دین
۶. شناخت از دیدگاه علمی و فلسفی
۷. تفسیر و تحلیل اندیشه‌های فلسفی غرب
   او در آثارش به گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها، انسان‌شناسی، فلسفه هنر، فلسفه علوم و نسبت علم و دین توجهی ویژه داشت. علامه جعفری اندیشمندی جامع‌نگر بود که هم در فقه و فلسفه اسلامی تبحر داشت و هم با فلسفه غرب، علوم اجتماعی و هنر آشنایی عمیق یافته بود. ویژگی برجسته او انسان‌محوری و توجه به کرامت انسانی بود؛ چنان‌که در نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش همواره بر آزادی، اخلاق، مسئولیت و تعالی معنوی انسان تأکید می‌کرد.
   سرانجام، این اندیشمند بزرگ پس از عمری پربار در تحقیق، تدریس و تألیف، در سال ۱۳۷۷ هجری شمسی چشم از جهان فروبست. پیکر مطهر او در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در شهرری به خاک سپرده شد.
۳۹.
زندگی‌نامه علامه سید محمدحسین طباطبایی (ره)
    علامه طباطبایی، مفسر بزرگ قرآن کریم، فیلسوف و متکلم برجسته معاصر، در سال ۱۲۸۱ هجری شمسی در شهر تبریز چشم به جهان گشود.
ایشان پس از فراگیری مقدمات علوم دینی در زادگاه خود، در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی برای تکمیل تحصیلات عالی به نجف اشرف هجرت کرد و از محضر بزرگانی همچون:
۱.آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی (فقه و اصول)،
۲.آیت‌الله نائینی (فقه و اصول)،
۳.آیت‌الله حجت کوه‌کمری،
۴.در حکمت و عرفان، سید حسین بادکوبه‌ای،
۵. در اخلاق، سید علی قاضی طباطبایی،
بهره‌های علمی و معنوی فراوان برد. پس از حدود ده سال اقامت در نجف، در سال ۱۳۱۴ هجری شمسی به تبریز بازگشت، اما به سبب فشارها و محدودیت‌های حکومت وقت ، امکان فعالیت گسترده علمی نیافت. سرانجام در سال ۱۳۲۵ هجری شمسی به قم مهاجرت کرد و تا پایان عمر در آن دیار به تدریس، تحقیق، تألیف و تربیت شاگردان اشتغال ورزید.
    مهم‌ترین اثر علمی ایشان، تفسیر المیزان فی تفسیر القرآن است که در ۲۰ جلد به رشته تحریر درآمد و به‌حق یکی از ماندگارترین و ژرف‌ترین تفاسیر قرآن در جهان اسلام به شمار می‌رود. از دیگر آثار ارزشمند او می‌توان به:
۱. بدایة‌الحکمة و نهایة‌الحکمة (کتب درسی فلسفه اسلامی)،
۲. اصول فلسفه و روش رئالیسم (با پاورقی‌های شهید مطهری)،
۳. رساله‌های متعدد فلسفی و عرفانی،
۴. ده‌ها مقاله و تقریرات علمی،
اشاره کرد.
   از میان شاگردان برجسته‌ی علامه می‌توان به:
۱. شهید مرتضی مطهری،
۲. آیت‌الله عبدالله جوادی آملی،
۳. آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی،
۴. آیت‌الله حسن حسن‌زاده آملی،
۵. آیت‌الله محمدتقی بهجت،
اشاره نمود.
    علامه طباطبایی افزون بر مقام علمی، در زندگی شخصی نیز نمونه‌ای از زهد، تواضع و سلوک عرفانی بود. ارتباط عمیق او با استاد اخلاقش، سید علی قاضی طباطبایی، نقشی سرنوشت‌ساز در شکل‌گیری روحیه عرفانی و معنوی ایشان داشت.
  این عالم ربانی پس از سال‌ها تلاش علمی و پرورش نسل بزرگی از اندیشمندان، در سال ۱۳۶۰ هجری شمسی در قم دار فانی را وداع گفت و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت معصومه  به خاک سپرده شد.
۴۰.

 

 

۴۰.
زندگی‌نامهٔ علامه محمدتقی مصباح یزدی
     آیت‌الله مصباح یزدی،یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان، متکلمان، مفسران قرآن کریم و اندیشمندان معاصر حوزهٔ علمیهٔ قم بود. ایشان از شاخص‌ترین شاگردان علامه طباطبایی و امام خمینی(ره) به شمار می‌آمد و در حوزه‌های فلسفهٔ اسلامی، اندیشهٔ سیاسی اسلام و تربیت شاگردان برجسته نقش‌آفرینی مؤثری داشت.
    ایشان در سال ۱۳۱۳ شمسی در شهر یزد دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در همان‌جا گذراند و سپس به تحصیل علوم دینی و حوزوی روی آورد. در نوجوانی به قم مهاجرت کرد و از محضر استادان بزرگی چون آیت‌الله بهجت، علامه طباطبایی، امام خمینی(ره) و آیت‌الله سیدمحمدحسین بروجردی بهره‌مند شد. وی نزد علامه طباطبایی فلسفهٔ اسلامی و تفسیر قرآن و نزد امام خمینی فقه و اصول را فرا گرفت.
    علامه مصباح یزدی در فلسفهٔ اسلامی، به‌ویژه در تبیین مباحث حکمت متعالیه و فلسفهٔ ملاصدرا، صاحب‌نظر و اثرگذار بود. او سال‌ها به تدریس فلسفه، کلام و اخلاق در حوزهٔ علمیهٔ قم پرداخت و شاگردان بسیاری تربیت کرد.
    از ایشان آثار متعددی در زمینه‌های فلسفهٔ اسلامی، کلام جدید، اخلاق، تفسیر و اندیشهٔ سیاسی اسلامی به یادگار مانده است. برخی از مهم‌ترین آثار او عبارت‌اند از:
۱. آموزش فلسفه
۲. نقد و بررسی مارکسیسم
۳. نقد لیبرالیسم و سکولاریسم
۴. اخلاق در قرآن
۵. معارف قرآن
۶. پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک اسلام
   در دوران نهضت اسلامی، ایشان از یاران نزدیک امام خمینی(ره) بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه‌های فکری و فرهنگی نقشی مؤثر ایفا کرد. ریاست مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) را بر عهده داشت و این مرکز را به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های تربیت اندیشمندان اسلامی تبدیل نمود.
پس از سال‌ها خدمت علمی و فرهنگی، علامه مصباح یزدی در ۱۳۹۹ در سن ۸۶ سالگی دار فانی را وداع گفت و در حرم حضرت معصومه(س) در قم به خاک سپرده شد.
۴۱.
زندگی‌نامهٔ هراکلیتوس
    هراکلیتوس، فیلسوف نامدار یونان باستان، در حدود ۵۳۵ پیش از میلاد در شهر افسوس (واقع در ترکیهٔ امروزی) به دنیا آمد و در حدود ۴۷۵ پیش از میلاد درگذشت. او یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان دورهٔ پیشاسقراطی بود که اندیشه‌های ژرف و ماندگاری در تاریخ فلسفه بر جای گذاشت.
    هراکلیتوس از خانواده‌ای اشرافی و مرفه برخاست. گفته‌اند که او می‌توانست مقام‌های سیاسی و مذهبی مهم شهر افسوس را بر عهده بگیرد، اما به دلیل روحیهٔ گوشه‌گیر و انتقادی خود، از سیاست کناره گرفت و بیشتر عمرش را در اندیشه و تأمل گذراند. به همین دلیل، او را «فیلسوف تاریک» یا «فیلسوف گریان» می‌نامیدند، چرا که سخنانش دشوار، پیچیده و گاه تلخ بود.
    مهم‌ترین اثر او کتابی با عنوان «دربارهٔ طبیعت» بود که امروزه تنها پاره‌هایی از آن باقی مانده است. این پاره‌ها بیشتر از طریق نقل قول فیلسوفان بعدی چون افلاطون، ارسطو و رواقیون به دست ما رسیده‌اند.
مهم‌ترین اندیشه‌های هراکلیتوس
۱. اصل تغییر و صیرورت
هراکلیتوس معتقد بود که اساس هستی، تغییر مداوم است. جملهٔ معروف او «همه چیز در جریان است» بیانگر همین اندیشه است. او می‌گفت:
«نمی‌توان دوبار در یک رودخانه وارد شد، زیرا هر بار آبی تازه و متفاوت در جریان است.»
۲. آتش به‌عنوان اصل جهان
برخلاف تالس که آب را اصل می‌دانست و آناکسیمنس که هوا را اصل می‌شمرد، هراکلیتوس آتش را عنصر بنیادین جهان می‌دانست، زیرا آتش نماد تغییر، حرکت و زایش دائمی است.
۳.لوگوس
یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم اندیشهٔ اوست. "لوگوس" به معنای «عقل، قانون کیهانی، نظم جهان و سخن» است. هراکلیتوس بر این باور بود که جهانیان بر اساس یک عقل کلی یا قانون ذاتی به نام لوگوس اداره می‌شوند، اما بیشتر مردم از آن بی‌خبرند.
۴. تضاد و هماهنگی اضداد
هراکلیتوس می‌گفت جهان بر اساس وحدت اضداد استوار است. جنگ و کشمکش نیروهای متضاد ــ مانند شب و روز، مرگ و زندگی، سردی و گرمی ــ عامل پویایی و تداوم هستی است. از دید او، صلح و هماهنگی در دل همین تضادها شکل می‌گیرد.
     هراکلیتوس از نخستین فیلسوفانی بود که به جای جست‌وجوی یک «عنصر مادی» ساده، به قانون و عقل حاکم بر هستی اندیشید. او بر فیلسوفان بزرگی چون افلاطون، رواقیون و نوافلاطونیان و بعدها بر متفکرانی همچون هگل و نیچه تأثیر عمیق گذاشت. نیچه او را «فیلسوف مورد علاقه‌اش» می‌دانست و هگل اندیشهٔ دیالکتیک خود را تا حد زیادی متأثر از او پرورش داد. هراکلیتوس در حدود سال ۴۷۵ قبل  از میلاد درگذشت.
۴۲.
زندگی‌نامه گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
     هگل، یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان آلمانی و از پایه‌گذاران مکتب ایدئالیسم آلمانی است. او در سال ۱۷۷۰ میلادی در آلمان به دنیا آمد و در ۱۸۳۱ در برلین درگذشت.
اندیشه‌های وی تأثیری ژرف بر فلسفه، الهیات، سیاست، هنر و علوم انسانی بر جای گذاشت.
     هگل در خانواده‌ای مذهبی و متوسط چشم به جهان گشود. پدرش کارمند دولت بود. او از کودکی به ادبیات کلاسیک، دین و فلسفه علاقه‌مند شد. در سال ۱۷۸۸ وارد دانشگاه توبینگن گردید و به تحصیل الهیات پروتستان، فلسفه و زبان‌های باستانی پرداخت. در همین دوران با فیلسوفی چون فریدریش شیلینگ و شاعر بزرگ فریدریش هولدرلین دوستی نزدیکی یافت.
     پس از پایان تحصیلات، مدتی به تدریس خصوصی پرداخت و سپس به عنوان استاد در دانشگاه‌های مختلف مشغول به کار شد. در سال ۱۸۰۱ به دانشگاه ینا راه یافت و تدریس فلسفه را آغاز کرد. هم‌زمان نخستین اثر فلسفی خود با عنوان تفاوت نظام‌های فلسفی فیشته و شیلینگ را منتشر نمود. در سال‌های پرآشوب جنگ‌های ناپلئونی با مشکلات مالی جدی روبه‌رو شد، اما با انتشار کتاب مهم پدیدارشناسی روح  شهرت یافت.
    پس از آن، در دانشگاه‌های نورنبرگ، هایدلبرگ و سرانجام در دانشگاه برلین به تدریس پرداخت و در سال‌های پایانی عمر به یکی از بانفوذترین استادان فلسفه آلمان بدل شد.
آثار مهم هگل
۱. پدیدارشناسی روح
۲. علم منطق
۳. دایرةالمعارف علوم فلسفی
۴. اصول فلسفه حق
این آثار شالوده و چارچوب اصلی نظام فلسفی هگل را تشکیل می‌دهند.
     فلسفه هگل بر مفهوم دیالکتیک و حرکت تاریخی ایده‌ها استوار است. وی بر این باور بود که تاریخ بشر فرایندی عقلانی است که در آن روح مطلق به‌تدریج خود را از طریق تز، آنتی‌تز و سنتز آشکار می‌سازد.
    نظام فلسفی هگل شامل سه بخش اساسی است:
۱. منطق: بررسی ایده‌ها و مقولات ناب.
۲. فلسفه طبیعت: تجلی ایده در جهان طبیعی.
۳. فلسفه روح: تجلی ایده در انسان، فرهنگ، تاریخ، هنر، دین و فلسفه.
     هگل در سال ۱۸۳۱ میلادی درگذشت. او در زمان حیات خود به شهرتی چشمگیر دست یافت و پس از مرگ نیز اندیشه‌هایش الهام‌بخش بسیاری از مکاتب شد. فلسفه وی تأثیر عمیقی بر متفکرانی چون کارل مارکس، سورن کی‌یرکگور، مارتین هایدگر، تئودور آدورنو و ژان پل سارتر گذاشت.
    هگل را می‌توان یکی از جامع‌ترین و نظام‌مندترین فیلسوفان تاریخ دانست؛ فیلسوفی که فلسفه را نه صرفاً بحثی انتزاعی، بلکه فرایندی زنده و تاریخی برای فهم جهان و آزادی انسان معرفی کرد.
۴۳.
زندگی‌نامهٔ کارل مارکس
     مارکس، فیلسوف، اقتصاددان، تاریخ‌نگار و نظریه‌پرداز اجتماعی آلمانی، در سال ۱۸۱۸ میلادی در آلمان چشم به جهان گشود. او در خانواده‌ای یهودی-مسیحی تحصیل‌کرده متولد شد و از کودکی علاقه‌مند به فلسفه و مسائل اجتماعی بود.
مارکس تحصیلات دانشگاهی خود را ابتدا در دانشگاه بن و سپس در دانشگاه برلین در رشتهٔ فلسفه گذراند. او تحت تأثیر فلسفهٔ هگل قرار گرفت و با جریان‌های فلسفی و سیاسی زمان خود آشنا شد.
    در طول زندگی، مارکس به فعالیت‌های سیاسی و روزنامه‌نگاری پرداخت و همواره با دولت‌ها و حکومت‌های مستبد درگیر بود. به دلیل فعالیت‌هایش، بارها از کشور خود تبعید شد و سرانجام در لندن سکونت گزید.
    مارکس مشهورترین آثار خود را در زمینهٔ فلسفه، اقتصاد و جامعه‌شناسی تألیف کرد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به:
۱. مانیفست کمونیست
۲. سرمایه
     در این آثار، او تحلیل‌های عمیقی از نظام سرمایه‌داری، مبارزهٔ طبقاتی، تاریخ و اقتصاد ارائه داد و پایه‌گذار مکتب مارکسیسم شد؛ مکتبی که تأثیر عمیقی بر جنبش‌های کارگری و نظریه‌های اجتماعی قرن بیستم گذاشت.
     مارکس در سال ۱۸۸۳ میلادی در لندن درگذشت. اندیشه‌ها و نوشته‌های او تا امروز در فلسفه، اقتصاد و علوم اجتماعی مورد مطالعه و بحث‌اند و تأثیر بسیاری بر جنبش‌های اجتماعی و سیاسی جهان داشته است.
۴۴.
معرفی دکتر سید جواد طباطبایی
     دکتر  طباطبایی، استاد تمام دانشگاه تهران، از برجسته‌ترین اندیشمندان معاصر ایران در حوزه فلسفه سیاسی بود. وی رسالهٔ دکتری خود را با عنوان «تکوین اندیشه سیاسی هگل جوان» در دانشگاه سوربن فرانسه نوشت و با درجهٔ ممتاز از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.
     ایشان در سال ۱۳۲۴ در تبریز دیده به جهان گشود. از همان سال‌های نوجوانی به مطالعهٔ زبان‌های عربی و فرانسه پرداخت و به فلسفه اسلامی و آثار متفکرانی چون ابن‌سینا و ملاصدرا علاقه نشان داد.
   پس از بازگشت به ایران، به عضویت هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درآمد. مدتی نیز به عنوان معاون پژوهشی دانشکده و سردبیر مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی فعالیت داشت.
    در کنار تدریس و پژوهش، اهتمام اصلی او معرفی فلسفه سیاسی غرب و سنجش نسبت آن با سنت فکری ایران بود. دکتر طباطبایی بیش از هر چیز به عنوان نظریه‌پرداز اندیشه سیاسی در ایران شناخته می‌شود. او بر این باور بود که فهم درست از تاریخ اندیشه در ایران، شرط ضروری برای ورود به مدرنیته ایرانی است. نظریهٔ مهم وی، ایرانشهری، بر تداوم و پیوستگی تاریخی هویت ایرانی در عرصه سیاست و فرهنگ تأکید داشت.
     طباطبایی در نقد جریان‌های فکری رایج، از جمله چپ‌گرایی مارکسیستی و غرب‌زدگیِ تقلیدی، دیدگاه‌های تند و متفاوتی ارائه می‌کرد.از مهم‌ترین آثار او می‌توان به این موارد اشاره کرد:
۱. دیباچه‌ای بر نظریه انحطاط ایران
۲. زوال اندیشه سیاسی در ایران
۳. درآمدی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران
۴. ابن‌خلدون و علوم اجتماعی
۵. حکومت قانون
۶. مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی
۷. تاریخ اندیشه سیاسی در ایران (چند جلد)
     این مجموعه آثار نشان می‌دهد که دغدغهٔ اصلی دکتر طباطبایی، بازخوانی تاریخ فکری ایران و سنجش نسبت آن با مدرنیته بود. او سرانجام در سن ۷۷ سالگی در ایالات متحده آمریکا چشم از جهان فروبست.

 

 

۴۵.
زندگی‌نامهٔ دکتر سید حسین نصر
    دکتر نصر، فیلسوف، متفکر و اسلام‌شناس برجسته ایرانی، در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. خانوادهٔ او روحانی و اهل علم بود؛ پدرش، سید جلال‌الدین نصر، از علمای شیعه و شاگردان مراجع نجف به شمار می‌رفت.
    از سنین نوجوانی، دکتر نصر به مطالعهٔ علوم دینی و فلسفه علاقه‌مند شد و برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا رفت. او در دانشگاه هاروارد به تحصیل فلسفه و تاریخ علوم اسلامی پرداخت و سپس تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه جورج واشنگتن در زمینهٔ فلسفه اسلامی و عرفان ادامه داد.
    دکتر نصر یکی از برجسته‌ترین متفکران اسلامی و اسلام‌شناسان معاصر است. او استاد دانشگاه جورج واشنگتن و چندین دانشگاه دیگر در آمریکا بوده و بیش از پنج دهه در تدریس فلسفه و تاریخ علوم اسلامی فعالیت کرده است.
    دکتر نصر به عنوان یکی از مروجان فلسفه و معرفت‌شناسی اسلامی در سطح جهانی شناخته می‌شود. وی در زمینهٔ معرفت‌شناسی سنتی و فلسفه اسلامی پژوهش‌های گسترده‌ای انجام داده و تلاش کرده است سنت فکری اسلامی را به زبان انگلیسی معرفی کند.
   آثار شاخص دکتر نصر عبارتند از:
۱. علم و تمدن در اسلام
۲. قلب اسلام: ارزش‌های پایدار برای بشریت
۳. هنر و معنویت اسلامی
۴. تصوف: عشق و حکمت
۵. اسلام سنتی در دنیای مدرن
   این آثار، او را به یکی از مهم‌ترین چهره‌های معرفی‌کننده فلسفه، عرفان و سنت اسلامی در جهان تبدیل کرده است. دکتر نصر همچنان در آمریکا زندگی می‌کند و فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود را ادامه می‌دهد.
۴۶.
معرفی دکتر صادق آئینه‌وند
    دکتر صادق آئینه‌وند، فیلسوف و پژوهشگر برجسته تاریخ اسلام، از چهره‌های اثرگذار در توسعه نشر و پژوهش‌های علوم انسانی در ایران بود. ایشان در دوره‌ای ریاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را بر عهده داشت و سهم قابل توجهی در رشد علمی این حوزه ایفا نمود.
    دکتر آئینه‌وند در سال ۱۳۳۰ در تویسرکان متولد شد و در سال ۱۳۹۴ در تهران دار فانی را وداع گفت. تحصیلات عالی خود را با کسب کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات عرب از دانشگاه تهران آغاز کرد و سپس دکترای خود را در تاریخ اسلام از دانشگاه القدیس یوسف لبنان اخذ نمود.
     وی استاد دانشگاه تربیت مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی و الزهرا بود. دکتر آئینه‌وند در سال ۱۳۸۵ به عنوان چهره ماندگار معرفی شد و در سال ۱۳۹۰ جایزه علمی علامه طباطبایی از بنیاد ملی نخبگان را دریافت کرد. همچنین در سال ۱۳۷۳ به عنوان استاد نمونه کشوری برگزیده شد.
    در کارنامه علمی و اجرایی ایشان موارد زیر برجسته‌اند:
۱.مدیر مسئول مجله بین‌المللی علوم انسانی جمهوری اسلامی ایران
۲.رئیس مرکز سیاست علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
۳.رئیس گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس
۴.عضو شورای برنامه‌ریزی آموزش عالی وزارت علوم و سرپرست کمیته برنامه‌ریزی تاریخ و باستان‌شناسی
۵.مدیر مسئول مجله آفاق الحضاره الاسلامیه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
دکتر آئینه‌وند بیش از ۳۴ جلد کتاب تألیف و ترجمه کرده و بیش از ۸۰ مقاله علمی منتشر نموده است. آثار ایشان در حوزه‌های تاریخ اسلام، تاریخ‌نگاری، تمدن اسلامی و هویت ایرانی-اسلامی شناخته‌شده و مرجع محسوب می‌شوند.
    ایشان در سال ۱۳۹۴ دار فانی را وداع گفت، اما میراث علمی و فرهنگی ایشان همچنان الهام‌بخش پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاریخ و فلسفه اسلامی است.
۴۷.
زندگی‌نامه‌ی استاد شهریار
      استاد شهریار، یکی از بزرگ‌ترین شاعران معاصر ایران، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در  آذربایجان شرقی چشم به جهان گشود. نام اصلی او سید محمدحسین بهجت تبریزی بود و تخلص شعری‌اش «شهریار».
    دوران کودکی او در تبریز سپری شد و استعداد فوق‌العاده‌ای در شعر و ادب از همان سال‌های نخست آشکار بود. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، برای ادامه تحصیل به تهران رفت و وارد دانشکده‌ی پزشکی شد. او چند سال در این رشته تحصیل کرد، اما به دلیل شکست‌های عاطفی و شرایط روحی، پزشکی را نیمه‌کاره رها کرد و به طور جدی به شعر روی آورد.
      شهریار هم به فارسی و هم به ترکی آذری شعر می‌سرود. آثار او سرشار از مضامین عرفانی، اجتماعی، اخلاقی و عاشقانه است. وی به زبان ترکی، شاهکار جاودانه‌ای به نام «حیدربابایه سلام» سرود که نه تنها در ایران بلکه در میان ترک‌زبانان جهان شهرت فراوان یافت. در زبان فارسی نیز اشعار زیادی در قالب غزل، قصیده، مثنوی و قطعه سروده است.
     دیوان شهریار شامل غزل‌ها و اشعار فارسی اوست و حیدربابایه سلام یکی از برجسته‌ترین آثار منظوم ترکی آذری در ادبیات معاصر است.
اشعار شهریار رنگ و بوی دینی و مذهبی نیز دارد؛ از جمله شعر معروف «علی ای همای رحمت» که از زیباترین اشعار فارسی در ستایش امام علی (ع) است.
    او در اشعار خود هم عاشقانه‌های سوزناک دارد و هم قطعاتی در زمینه‌های اجتماعی و میهنی.
شهریار در سال‌های آخر عمر در تبریز ساکن شد و تا پایان عمر به شعر و هنر مشغول بود. او در  ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و در مقبرةالشعرای تبریز، در کنار بزرگان شعر آذربایجان به خاک سپرده شد.
      شهریار به عنوان شاعر ملی ایران شناخته می‌شود. شعرهایش میان مردم کوچه و بازار تا خواص و اهل ادب جایگاه ویژه‌ای یافته‌اند. روز درگذشت او در تقویم رسمی کشور، به نام «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری شده است.
۴۸.
زندگی‌نامه ملک‌الشعرای بهار
     محمدتقی بهار مشهور به ملک‌الشعرا بهار، شاعر، ادیب، روزنامه‌نگار، سیاستمدار و استاد دانشگاه، یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های ادب فارسی در سده اخیر است.
     او در ۱۲۶۵ هجری شمسی در مشهد به دنیا آمد. پدرش میرزا کاظم صبوری، شاعر نامدار دربار قاجار بود که لقب ملک‌الشعرایی آستان قدس رضوی داشت. بهار از کودکی تحت تعلیم پدر قرار گرفت و در همان سنین نوجوانی در ادب و شاعری سرآمد شد.
     بهار ابتدا نزد پدر و علمای مشهد ادبیات عرب، علوم اسلامی و فارسی آموخت. پس از درگذشت پدر، ناصرالدین‌شاه لقب ملک‌الشعرایی را به او تفویض کرد، و از آن پس وی با این لقب مشهور شد. بهار علاوه بر ذوق شاعرانه، مطالعات گسترده‌ای در تاریخ، زبان فارسی، عروض و قافیه داشت.

     بهار در کنار شاعری، به شدت درگیر مسائل اجتماعی و سیاسی عصر مشروطه شد.
۱.روزنامه‌هایی چون نوبهار و تازه‌بهار را منتشر کرد که به دلیل مقالات انتقادی بارها توقیف شدند.
۲.از نمایندگان مجلس شورای ملی در دوره‌های مختلف بود و با استبداد و استیلای بیگانگان مبارزه می‌کرد.
۳.در دوران پهلوی  به سبب آزادی‌خواهی و انتقادهایش مدتی به زندان افتاد.
       ملک‌الشعرا بهار آثار ارزشمندی در شعر و نثر از خود به یادگار گذاشته است:
۱.دیوان اشعار شامل قصاید، غزل‌ها، مثنوی‌ها و قطعات. قصاید او از شاهکارهای ادب فارسی به شمار می‌روند.
۲.سبک‌شناسی (۳ جلد) که نخستین پژوهش علمی درباره‌ی تاریخ و تحول نثر فارسی است.
۳.تاریخ احزاب سیاسی که تحلیلی مهم از تحولات ایران در دوره مشروطه است.
۴.تصحیح و تحقیق در متون کهن فارسی همچون تاریخ سیستان.
     شعر بهار ادامه‌دهنده‌ی سبک خراسانی است، اما او در عین وفاداری به سنت، مضامین اجتماعی، آزادی‌خواهانه و میهنی را وارد شعر کرد. قصایدش یادآور قصاید خاقانی و عنصری است، اما زبانش تازه و روزآمد است.
    ملک‌الشعرا بهار در سال‌های پایانی عمر به تدریس در دانشگاه تهران مشغول بود. وی در  ۱۳۳۰ هجری شمسی در تهران درگذشت و در ابن‌بابویه شهر ری به خاک سپرده شد.
      بهار را باید هم شاعر بزرگ و هم پایه‌گذار پژوهش نوین در زبان و ادبیات فارسی دانست. او پلی است میان سنت و تجدد، و آثارش همچنان از مهم‌ترین منابع ادبیات فارسی است.

 

۴۹.
زندگی‌نامه‌ی عارف قزوینی
     میرزا ابوالقاسم عارف قزوینی  در ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین چشم به دنیا گشود.او یکی از نامدارترین شاعران، تصنیف‌سرایان و هنرمندان موسیقی ایران در دوران مشروطه بود.
      پدرش مردی مذهبی و سختگیر بود و عارف در محیطی سنتی رشد یافت. از کودکی ذوق شعر و موسیقی در او آشکار شد، اما به دلیل مخالفت خانواده، تحصیل رسمی در موسیقی نداشت و بیشتر به صورت خودآموز به آموختن موسیقی و آواز پرداخت.
    عارف در جوانی به تهران رفت و با محافل هنری و ادبی آشنا شد. او همزمان با انقلاب مشروطه، با سرودن تصنیف‌های ملی و میهنی به یکی از صدای مردم مشروطه‌خواه تبدیل شد. تصنیف‌های او، همچون:
از خون جوانان وطن لاله دمیده
گریه کن که گر سیل خون گریی
از مشهورترین آثار موسیقی مشروطه‌اند که نقش بزرگی در تهییج مردم و روحیه‌ی مبارزان داشتند.
او نخستین کسی بود که موسیقی و شعر را به طور جدی با مسائل اجتماعی، ملی و سیاسی پیوند داد و همین امر باعث محبوبیت فراوانش شد.خصوصیات اخلاقی او عبارتند از:
۱.زبان ساده و روان،
۲.بیان احساسات ملی‌گرایانه، آزادی‌خواهانه و گاه عاشقانه،
۳.نقد استبداد و استعمار،
۴.پیوند شعر با موسیقی و تصنیف.
    او نخستین شاعری است که تصنیف را به‌صورت ابزاری برای مبارزه‌ی اجتماعی و سیاسی به کار برد.
و آثارش الهام‌بخش بسیاری از شاعران و موسیقی‌دانان پس از او شد. نقش او در تاریخ موسیقی و ادبیات معاصر ایران به اندازه‌ای است که برخی او را حافظ مشروطه لقب داده‌اند.
      عارف به همین دلیل به‌عنوان پدر تصنیف ایران شناخته می‌شود. پس از شکست مشروطه ، عارف دچار یأس و انزوا شد. او از محافل رسمی کناره گرفت و بیشتر عمر خود را در تنهایی و غربت گذراند. سرانجام در سال ۱۳۱۲ شمسی در شهر همدان  به خاک سپرده شد.
۵۰
زندگی‌نامه‌ی  آیت‌الله‌العظمی عبدالله جوادی آملی
    آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالله جوادی آملی در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی در شهر آمل  متولد شد. خانواده‌ی ایشان مذهبی و اهل علم و دیانت بودند. پدرشان آخوند محمد جواد لاریجانی آملی (ملقب به ملا جواد) از روحانیون باتقوا و مادری مؤمنه داشتند. این فضای دینی و معنوی، شخصیت علمی و اخلاقی ایشان را شکل داد.
     تحصیلات رسمی ایشان در آمل و تهران آغاز شد. بخشی از مقدمات علوم دینی و ادبیات عرب را در همان‌جا فرا گرفت. در جوانی علاقه‌ی زیادی به قرآن، فقه و فلسفه نشان داد و همین موجب شد برای ادامه تحصیل به حوزه‌ی علمیه قم مهاجرت کند.
     در سال ۱۳۲۹ شمسی وارد حوزه علمیه قم شد و نزد اساتید بزرگ عصر خود زانوی شاگردی زد:
۱.آیت‌الله سید محمد محقق داماد – فقه و اصول
۲.آیت‌الله بروجردی – فقه و رجال
۳.امام خمینی (ره) – فقه و اصول
۴.علامه سید محمدحسین طباطبایی – فلسفه، تفسیر و عرفان
۵.آیت‌الله رفیعی قزوینی – فلسفه
۶.آیت‌الله گلپایگانی – فقه و اصول
    از میان این بزرگان، بیشترین تأثیر علمی و معنوی را از علامه طباطبایی گرفت و به‌عنوان یکی از شاگردان خاص ایشان شناخته می‌شود.
ایشان از دهه‌ی ۱۳۴۰ شمسی در حوزه‌ی علمیه قم به تدریس مشغول شدند و کرسی‌های فلسفه، عرفان و تفسیر قرآن را برقرار کردند. به‌ویژه در تدریس آثار ملاصدرا و شرح منظومه و اسفار اربعه تبحر خاصی داشتند. در سال‌های بعد، درس‌های ایشان در تفسیر قرآن (تفسیر ترتیبی و موضوعی) از مهم‌ترین و پرمخاطب‌ترین دروس حوزه قم شد.
    در دوران نهضت اسلامی ایران، همراه با امام خمینی (ره) و سایر علمای انقلابی، از حرکت اسلامی حمایت کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در حوزه‌های مختلف فرهنگی و سیاسی نقش فعالی داشت.
    نماینده امام خمینی (ره) در مأموریت‌های مهم بین‌المللی بود، از جمله در سال ۱۳۶۷ پیام امام به گورباچف (رهبر شوروی سابق) را ابلاغ کرد و در دیدار تاریخی با او، فلسفه و معارف اسلامی را تبیین نمود. نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری بود و سال‌ها در آن فعالیت داشت.
   برای نشر و بسط علوم قرآنی و حکمی، مؤسسه‌ای با عنوان مؤسسه بین‌المللی علوم وحیانی اسراء در قم بنیان نهاد. این مؤسسه وظیفه‌ی:
۱.گردآوری و چاپ آثار ایشان
۲.نشر بین‌المللی افکار و آثار
۳.برگزاری نشست‌های علمی و پژوهشی
را بر عهده دارد.
     ایشان بیش از صدها جلد کتاب در زمینه‌های مختلف تألیف یا تقریر کرده‌اند. مهم‌ترین آثار:
۱.تفسیر تسنیم (بزرگ‌ترین تفسیر ترتیبی قرآن در عصر حاضر، بیش از ۶۰ جلد)
۲.رحیق مختوم (در حکمت و عرفان)
۳.منزلت عقل در هندسه معرفت دینی
۴.مفاتیح الحیات (سبک زندگی اسلامی)
۵.فلسفه حقوق بشر از دیدگاه اسلام
۶.فلسفه سیاسی اسلام
۷.تبیین برهان صدیقین
۸.صدها جلد تقریرات در فقه، اصول، کلام، فلسفه و عرفان
۸. اندیشه و ویژگی‌ها
   علامه جوادی آملی  معتقد به جایگاه محوری عقل در کنار نقل و وحی است. او پیرو حکمت متعالیه ملاصدرا، اما با شرح و بسط نوین و روزآمد.
در عرفان نظری و تفسیر قرآن، دیدگاهی جامع و هماهنگ دارد. با نگارش مفاتیح الحیات نشان داد که دین تنها به عبادات فردی محدود نیست، بلکه شامل زندگی اجتماعی، محیط زیست، اقتصاد و روابط انسانی هم می‌شود. در عرصه سیاست، همواره بر عدالت، معنویت و عقلانیت دینی تأکید کرده است.
     صدها تن از طلاب و دانشجویان در درس‌های ایشان شرکت کرده‌اند. بسیاری از اساتید کنونی فلسفه و تفسیر قرآن در ایران از شاگردان مستقیم یا غیرمستقیم ایشان هستند.
     ایشان از مراجع تقلید شیعه و یکی از بزرگ‌ترین متفکران جهان اسلام به شمار می‌روند. آثار ایشان به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در دانشگاه‌ها و مراکز علمی جهان مورد توجه است.
       در مجموع، آیت‌الله جوادی آملی را می‌تون فیلسوف، مفسر، فقیه، عارف و مرجع تقلید معاصر دانست که با آثار گسترده‌ی علمی و اخلاقی خود، نقش مهمی در گسترش اندیشه اسلامی و عقلانی در دوران معاصر ایفا کرده است.
۵۱.
زندگی‌نامه آیت‌الله سید علی قاضی طباطبایی (ره)
    آیت‌الله قاضی طباطبایی، یکی از عارفان بزرگ شیعه در قرن چهاردهم هجری است. او در سال ۱۲۸۲ هجری قمری در شهر تبریز به دنیا آمد. خاندان او از سادات طباطبایی و اهل علم و تقوا بودند. پدر ایشان، سید حسین قاضی طباطبایی، از علمای بزرگ تبریز به شمار می‌رفت.
     آیت الله قاضی تحصیلات ابتدایی علوم اسلامی را در تبریز نزد پدر و دیگر علمای آن دیار آغاز کرد. سپس برای تکمیل علوم حوزوی راهی نجف اشرف شد و در آنجا از محضر بزرگان فقه، اصول و حکمت بهره برد.
     از مهم‌ترین استادان او می‌توان به این بزرگان اشاره کرد:
۱.در فقه و اصول: میرزا حبیب‌الله رشتى، شیخ محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایه) و میرزا حسین خلیلی تهرانی.
۲.در حکمت و عرفان: ملا حسینقلی همدانی و شاگردان برجسته او.
۳.در حدیث و معارف: علمای برجسته نجف مانند سید احمد کربلایی و شیخ محمد بهاری همدانی.
   آیت الله قاضی از نظر معنوی بیش از همه تحت تأثیر سید احمد کربلایی و شیخ محمد بهاری بود که هر دو شاگرد ملاحسینقلی همدانی، استاد بزرگ سیر و سلوک بودند.
     آیت‌الله قاضی سراسر زندگی خود را وقف تهذیب نفس، سلوک عرفانی، عبادت و تربیت شاگردان کرد. او به شدت اهل نماز شب، قرآن و ذکر بود و در نجف اشرف به عنوان یکی از بزرگ‌ترین عرفای معاصر شناخته می‌شد.
   نقل است که ایشان در تربیت شاگردان بسیار دقیق و سخت‌گیر بودند و به سادگی کسی را در مسیر سیر و سلوک راه نمی‌دادند.
     بزرگ‌ترین اثر آیت‌الله قاضی در تاریخ تشیع، تربیت شاگردان عارف و عالم بود. بسیاری از مراجع، فیلسوفان و عارفان قرن اخیر در محضر او پرورش یافتند، از جمله:
۱.علامه طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان)
۲.آیت‌الله سید محمدحسین تهرانی
۳.آیت‌الله بهجت فومنی
۴.سید هاشم حداد
۵.آیت‌الله انصاری همدانی
۶.آیت‌الله سید عبدالکریم کشمیری
     این شاگردان هر کدام بعدها در حوزه‌های علمیه قم، مشهد، نجف و دیگر مراکز علمی، راه استاد را ادامه دادند.
      این عارف بزرگ پس از سال‌ها عبادت، ریاضت و تربیت شاگردان، در سال ۱۳۶۶ هجری در نجف اشرف رحلت کرد. پیکر مطهر او در قبرستان وادی‌السلام نجف به خاک سپرده شد.
     گرچه سید علی قاضی آثار مکتوب زیادی از خود به جا نگذاشت، اما میراث حقیقی او شاگردانش بودند که با آثار و روش معنوی خود، اندیشه‌های او را زنده نگاه داشتند. بسیاری از سخنان و توصیه‌های او توسط شاگردانش نقل شده و به‌صورت کتاب‌هایی همچون:
۱.انوار ملکوت
۲.کیمیای سعادت در سیره آیت‌الله قاضی
۳.آیت‌الله قاضی و عرفان اسلامی
به دست ما رسیده است.
۵۲.

 

 

۵۲.
زندگی‌نامه محیی‌الدین ابن عربی
      محیی‌الدین محمد بن علی بن محمد بن عربی حاتمی طائی، معروف به ابن عربی و مشهور به شیخ اکبر، یکی از بزرگ‌ترین عارفان و متفکران جهان اسلام است. او در ۵۶۰ هجری قمری در شهر مرسیه ( اسپانیا امروزی) به دنیا آمد. خانواده‌اش از تبار قبیله حاتم طائی بودند.
     ابن عربی دوران کودکی را در اندلس گذراند. در همان کودکی نشانه‌های ذکاوت و روح عرفانی در او آشکار بود. او علوم مختلف اسلامی از جمله فقه، حدیث، تفسیر و ادبیات عرب را نزد استادان اندلس فرا گرفت و به تدریج به عرفان و سلوک روحی گرایش یافت.
     ابن عربی زندگی‌اش را در سفر گذراند. او از اندلس به شمال آفریقا رفت، سپس راهی مشرق اسلامی شد و از شهرهایی چون مکه، بغداد، دمشق، قاهره، حلب و قونیه دیدن کرد.آثار او در طی سفرها عبارتند از:
۱.    در مکه مدتی طولانی اقامت کرد و همان‌جا بود که الهامات و مشاهدات عرفانی‌اش شکل گرفت و کتاب الفتوحات المکیه را آغاز کرد.
   ۲. در بغداد و قونیه با علمای بزرگ دیدار کرد و شاگردان بسیار یافت.
۳.در دمشق سال‌های پایانی عمر را سپری کرد و همان‌جا درگذشت.
    ابن عربی در طول زندگی با بسیاری از مشایخ صوفیه ارتباط داشت. برخی از استادان مهم او عبارت‌اند از:
۱.ابوبکر بن خلف (از صوفیان اندلس)
۲.یوسف بن یعقوب کُمّی
۳.عبدالعزیز المهدوی (در تونس)
۴.شیخ ابوالعباس عُرَیبی
      ابن عربی بیش از ۴۰۰ اثر تألیف کرده است. برخی از مهم‌ترین آن‌ها:
۱.الفتوحات المکیه: دایرةالمعارف عظیم عرفانی در ۳۷ جلد که نظام فکری او را در عرفان اسلامی بیان می‌کند.
۲.فصوص الحکم: یکی از مهم‌ترین آثار او که عصاره اندیشه‌های عرفانی و فلسفی‌اش است. این کتاب تأثیر فراوانی بر عرفان اسلامی و فلسفه گذاشت.
۳.ترجمان الأشواق: دیوان شعری پر از مضامین عاشقانه و عرفانی.
۴.مشاهد الأسرار القدسیه.
۵.محاضرة الأبرار ومسامرة الأخیار.
   ابن عربی نظریه‌های مهمی در عرفان اسلامی مطرح کرد که مشهورترین آن‌ها:
۱.وحدت وجود: تفسیر عرفانی از هستی، که وجود حقیقی تنها خداوند است و دیگر موجودات، مظاهر و تجلیات اویند.
۲.انسان کامل: انسان کامل را مظهر جامع اسماء و صفات الهی می‌داند که به مقام خلافت الهی می‌رسد.
۳.تأویل عرفانی قرآن: او قرآن را با نگاه عرفانی و رمزی تفسیر می‌کرد.
    اندیشه‌های ابن عربی شاگردان و پیروان بسیاری یافت. برخی از مهم‌ترین شاگردان او:
۱.صدرالدین قونوی (عارف بزرگ و داماد ابن عربی)
۲.عبدالرزاق کاشانی
۳.داوود قیصری
     افکار او بر عرفای ایرانی همچون مولانا جلال‌الدین بلخی، عبدالرحمن جامی و بسیاری از فیلسوفان اسلامی تأثیر گذاشت. حتی در فلسفه غرب نیز برخی اندیشه‌های او مورد توجه قرار گرفته است.
    ابن عربی در ۶۳۸ هجری قمری )در دمشق درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. مزار او در دمشق امروزه زیارتگاه اهل عرفان است.

۵۳.
زندگی‌نامه آیت‌الله عبدالله صمدی آملی
     آیت‌الله صمدی آملی، مشهور به استاد صمدی آملی، از عارفان و حکیمان معاصر شیعه است. ایشان در سال ۱۳۲۵ هجری شمسی در آمل به دنیا آمد.او تحصیلات ابتدایی را در آمل گذراند و سپس برای فراگیری علوم دینی راهی حوزه علمیه شد. بخش مهمی از تحصیلات عالی ایشان در قم و نجف گذشت. استاد صمدی آملی در علوم مختلف از جمله:
۱.فقه و اصول
۲.فلسفه و حکمت اسلامی
۳.ریاضیات قدیم
۴.عرفان نظری و عملی
صاحب نظر بود.از مهم‌ترین استادان او می‌توان به این بزرگان اشاره کرد:
۱.علامه حسن حسن‌زاده آملی
۲.علامه طباطبایی (در حکمت و تفسیر)
۳.آیت‌الله محمدتقی آملی
۴.آیت‌الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی
     استاد صمدی آملی از شاگردان برجسته‌ی علامه حسن‌زاده آملی به شمار می‌رود و سال‌ها در محضر ایشان مباحث عرفان، فلسفه و معرفت نفس را آموخت. او سال‌ها در حوزه‌های علمیه قم، تبریز و دیگر شهرها به تدریس عرفان، فلسفه، اخلاق و معرفت نفس پرداخته است.
  مباحث او بیشتر حول موضوعاتی همچون:
۱.معرفت نفس
۲.سیر و سلوک عملی
۳.تفسیر عرفانی قرآن
۴.اسفار اربعه و حکمت متعالیه
می‌باشد.
     درس‌های اخلاق و معرفت نفس ایشان سال‌ها در حوزه تبریز و قم برگزار شد و جمع زیادی از طلاب و دانشگاهیان از آن بهره بردند.
      استاد صمدی آملی آثار متعددی در زمینه‌ی عرفان، فلسفه و اخلاق دارد. برخی از آثار او عبارت‌اند از:
۱.اسرار توحید در قرآن کریم
۲.شرح و تفسیر معرفت نفس
۳.تفسیر قرآن کریم
۴.جزوات و کتاب‌هایی در زمینه‌ی اخلاق و سیر و سلوک
    بخش مهمی از آثار او حاصل درس‌گفتارها و نوارهای صوتی است که توسط شاگردان گردآوری و منتشر شده است.
۱.استاد صمدی آملی همانند استادش حسن‌زاده، بر خودشناسی (معرفت نفس) تأکید ویژه داشت.
او معتقد بود که «راه رسیدن به معرفت خدا، از راه شناخت نفس می‌گذرد».زندگی ساده، زهد، عبادت و توجه به قرآن کریم از ویژگی‌های بارز او بود.
    چند سالی نوارهای درسی ایشان را گوش می دادم.در پایان نقطه نظرات خود را یادداشت می کردم. همه آنها را در قالب یک فایل تدوین نمودم که در کانال و سایت ریسرچ گیت من آمده است.
۵۴.
زندگی‌نامه خاقانی شروانی
    خاقانی شروانی، با نام کامل عباس بن علی خاقانی شروانی، یکی از شاعران بزرگ فارسی‌گوی قرن ششم هجری است که به‌ویژه در زمینه غزل، قصیده و رباعی شهرت دارد. او در حدود سال ۵۱۸ هجری قمری در شهر شروان، در سرزمین‌های کنونی آذربایجان، چشم به جهان گشود. خاقانی به دلیل کثرت سفرهای خود و برخورد با فرهنگ‌های مختلف، ذهنی ژرف و دیدگاهی وسیع داشت که در اشعارش انعکاس یافته است.
    خاقانی در زمینه علوم دینی و ادبیات کلاسیک فارسی تعلیم دید و با آثار شاعران پیش از خود مانند فردوسی، نظامی و سنایی آشنا شد. تسلط او بر زبان عربی و فارسی و همچنین دانش وسیعش در زمینه کلام و حکمت باعث شد تا اشعارش علاوه بر زیبایی لفظی، دارای عمق معنایی و فلسفی نیز باشد.
    خاقانی به دلیل نبوغ ادبی‌اش به "سلطان شاعران" مشهور شد. او سبک خاص خود را در شعر دنبال می‌کرد و گاه با استعارات پیچیده و آرایه‌های بدیع، اشعاری سرشار از ظرافت و خردمندی خلق می‌کرد.    از ویژگی‌های بارز اشعار او، ترکیب معناهای عرفانی، اخلاقی و اجتماعی با نگاهی فلسفی است.
    خاقانی بیشتر عمر خود را در سفر و رفت‌وآمد میان دربارهای مختلف گذراند. او با شاهان و امیران عصر خود ارتباط داشت و گاه به سبب صراحت لهجه و تندروی در بیان اندیشه‌ها، مورد سوءتفاهم یا دشمنی نیز قرار گرفت.
   از خاقانی دیوان شعری برجای مانده است که شامل قصاید، غزل‌ها و رباعیات او می‌باشد. آثارش به‌ویژه در شعر فارسی کلاسیک اهمیت ویژه دارد و الگویی برای شاعران پس از او محسوب می‌شود. معروف‌ترین اثر او «دیوان خاقانی» است که بیش از ۵۰۰ قصیده و غزل و چند رباعی را در بر می‌گیرد.
   خاقانی شروانی حدود سال ۵۹۴ هجری قمری درگذشت. وی در طول زندگی خود تاثیر بسزایی بر شعر فارسی گذاشت و سبک شعری‌ او الهام‌بخش نسل‌های بعدی شاعران، از جمله شاعران دوره‌های تیموری و صفوی شد.
۵۵.
زندگی‌نامه صائب اصفهانی
    صائب اصفهانی در اوایل قرن یازدهم هجری قمری در شهر اصفهان چشم به جهان گشود و در حدود سال ۱۰۸۰ هجری قمری در همان شهر درگذشت.
    او بیشتر عمر خود را در اصفهان گذراند. از همان کودکی به مطالعهٔ علوم ادبی و سرایش شعر علاقه‌مند شد و با شاعران معاصر خود در این شهر حشر و نشر داشت. برخلاف صائب تبریزی، صائب اصفهانی مهاجرت طولانی به هندوستان نداشت و فعالیت‌های ادبی او عمدتاً در فضای فرهنگی اصفهان جریان یافت.
    صائب اصفهانی بیش‌تر در زمینهٔ غزل و قصیده طبع‌آزمایی کرده است. سبک شعری او متأثر از ادبیات کلاسیک صفوی و سنت‌های کهن شعر فارسی بود، نه از سبک هندی که به صائب تبریزی نسبت داده می‌شود.مضامین اشعار او بیشتر به عشق، عرفان، ستایش بزرگان و توصیف طبیعت اختصاص دارد. دیوان اشعارش گردآوری شده و در دسترس است، هرچند حجم آن نسبتاً محدود است.
    در سالی که اینجانب مسئولیت معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان را بر عهده داشتم، کلیهٔ نسخه‌های خطی دانشگاه گردآوری و توسط مجمع اسلامی قم از آن‌ها عکس‌برداری شد. هم‌اکنون نیز فایل همهٔ نسخه‌های خطی دانشگاه موجود و محفوظ است. در همان ایام که به‌عنوان دبیر برگزاری «اصفهان، پایتخت فرهنگی جهان اسلام» فعالیت داشتم، تصمیم گرفتم نسخهٔ خطی دیوان صائب اصفهانی را به‌صورت زیبا و با اوراق نفیس چاپ کنیم و به مهمانان کنفرانس به رسم یادبود هدیه دهیم. بدین ترتیب این مجموعهٔ ارزشمند احیا و منتشر شد.
    صائب اصفهانی در غزل‌های خود پیرو سنت کلاسیک شعر فارسی بود. او با زبانی ساده و روان، مفاهیم را بی‌پیرایه بیان می‌کرد و بر موسیقی کلام و آهنگ واژه‌ها تأکید ویژه داشت. آثارش همچنان در میان پژوهشگران ادب کلاسیک ایران شناخته و ارج نهاده می‌شود. ارزش او به‌ویژه در پایبندی به سنت اصیل غزل‌سرایی و پرهیز از ورود به سبک هندی جلوه‌گر است.
۵۶.
زندگی‌نامه منوچهری دامغانی
   منوچهری دامغانی، شاعر نامدار سده‌ی پنجم هجری قمری، از برجسته‌ترین شاعران دربار غزنویان به‌شمار می‌رود. او در شهر دامغان، از توابع استان سمنان امروزی، چشم به جهان گشود. تاریخ دقیق تولد او روشن نیست، اما زندگی و شکوفایی شاعری‌اش بیشتر در نیمه‌ی نخست همان قرن سپری شد.
    منوچهری در جوانی به تحصیل علوم گوناگون، از جمله ادبیات عرب، موسیقی، طب و نجوم پرداخت. آگاهی گسترده‌اش از موسیقی و الحان عربی سبب شد که در اشعار خود از اصطلاحات موسیقایی بهره‌ی فراوان گیرد.
وی سپس به دربار سلطان مسعود غزنوی راه یافت و به‌عنوان یکی از شاعران برجسته‌ی آن روزگار شناخته شد. بخش اعظم اشعار او در قالب قصیده سروده شده و بیشتر در مدح شاهان و بزرگان دربار غزنوی است.
ویژگی‌های شعری
۱.منوچهری از پایه‌گذاران شعر طبیعت‌گرا و توصیفی در ادب فارسی است.
۲.در وصف طبیعت، شکارگاه‌ها، مجالس باده‌نوشی، گل و بلبل، شب و روز، باغ و بهار، بیانی زنده، تصویری و دلنشین دارد.
۳.به دلیل آشنایی با دانش‌های گوناگون، واژه‌های علمی، نجومی، پزشکی و موسیقایی در سروده‌های او به چشم می‌خورد.
۴.اشعارش شاد، پرتحرک و سرشار از نشاط و شور زندگی است.
     دیوان منوچهری دربرگیرنده‌ی حدود ۲۶۰۰ بیت است که شامل قصاید، قطعات و شمار اندکی غزل و رباعی می‌شود. قصاید او بیشتر در ستایش سلطان مسعود غزنوی، ابوالقاسم علی و دیگر بزرگان عصر سروده شده است.
    منوچهری از نخستین شاعرانی است که شعر فارسی را با تصاویر موسیقایی و طبیعی درآمیخت.
۱.قصاید او نمونه‌ای درخشان از شعر توصیفی فارسی به‌شمار می‌آید و بر شاعران پس از خود اثرگذار بوده است.
۲.بسیاری از پژوهشگران، وی را شاعر زندگی، شادی و طبیعت می‌دانند.
    منوچهری در حدود سال ۴۳۲ هجری قمری درگذشت. برخی منابع، محل وفات او را همان دامغان ذکر کرده‌اند. 

 

 

۵۷.
زندگی‌نامه‌ی تالس مِلطی
   تالس در حدود ۶۲۴ پیش از میلاد چشم به دنیا گشود او در حدود ۵۴۶ قبل از میلاد در آسیای صغیر  درگذشت.
     زمینهٔ فعالیت های او در ریاضیات، هندسه، نجوم و فلسفه بود.تالس  از نخستین فیلسوفان و ریاضی‌دانان یونان باستان به‌شمار می‌رود.  در واقع، اغلب مورخان او را نخستین فیلسوف غرب می‌دانند.
     تالس نه‌تنها در ریاضیات، بلکه در فلسفه‌ی طبیعی و نجوم نیز فعالیت داشت. او از نخستین کسانی بود که کوشید پدیده‌های طبیعی را بدون توسل به اسطوره‌ها و خدایان تبیین کند. بدین جهت، بسیاری از مورخان، او را پایه‌گذار تفکر علمی و فلسفی غرب می‌دانند.
     تالس سفرهایی به مصر و بابل انجام داد و در آنجا با دانش هندسه و نجوم آن سرزمین‌ها آشنا شد. او سپس، با هوش و استدلال خود، این دانسته‌ها را بسط داد و به یونان منتقل کرد.
مهم‌ترین دستاوردهای ریاضی او عبارتند از:
۱.پایه‌گذاری هندسه‌ی استدلالی:
تالس نخستین کسی بود که اصول هندسه را به‌صورت قضایا و برهان‌ها تدوین کرد.
۲.قضیه‌ی تالس:
اگر از نقطه‌ای خارج از دایره، دو خط مماس بر دایره رسم شود، طول دو مماس برابر است.
۳.اندازه‌گیری ارتفاع هرم‌ها:
او با استفاده از سایه‌ی اجسام و زاویه‌ی تابش خورشید توانست ارتفاع هرم بزرگ جیزه را تعیین کند.
۴.محاسبه‌ی فاصله‌ی کشتی‌ها از ساحل:
با روش‌های هندسی ساده، فاصله‌ی اجسام دور را محاسبه کرد.
۵۸.
معرفی دکتر عباس زریاب خویی
     دکتر زریاب خویی، استاد تمام دانشگاه تهران، در سال ۱۲۹۸ خورشیدی چشم به جهان گشود و در سال ۱۳۷۳ دار فانی را وداع گفت. وی با بهره‌گیری از بورس تحصیلی در سال ۱۳۳۹ از دانشگاه یوهانس گوتنبرگ در شهر ماینز، در رشته‌های تاریخ و فلسفه موفق به اخذ درجه دکتری شد. پس از بازگشت به ایران، از حدود سال ۱۳۴۵ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تدریس تاریخ، فلسفه، ادبیات فارسی و عربی و معارف اسلامی پرداخت.
      دکتر زریاب خویی به زبان‌های ترکی آذربایجانی، عربی، فرانسوی، انگلیسی و آلمانی تسلط کامل داشت و در حوزه‌هایی چون ادبیات فارسی و عربی، فلسفه، زبان‌شناسی و معارف اسلامی صاحب‌نظر بود. وی مورخ، ادیب، نسخه‌شناس، مترجم و استاد برجسته فلسفه و تاریخ ایران بود و آثارش نقشی مهم در پژوهش‌های تاریخ و فلسفه اسلامی و ایرانی ایفا کرده‌اند.
     دکتر زریاب از شاگردان حضرت امام خمینی (ره) در دوران تحصیل حوزه علمیه قم بود و این ارتباط علمی و معنوی تأثیر عمیقی بر نگرش‌های دینی و اعتقادی او داشت که در آثار و تدریس‌هایش مشهود است.
     از جمله تألیفات او می‌توان به «تاریخ ساسانیان»، «سیرت رسول‌الله» و «اطلس تاریخی ایران» اشاره کرد. همچنین، وی ترجمه‌هایی مانند «تاریخ فلسفه» و «لذات فلسفه» و مدخل‌های فراوانی در دانشنامه‌هایی چون دائرةالمعارف فارسی، دانشنامه جهان اسلام، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه ایران به رشته تحریر درآورده است.
    در آثار فلسفی و تاریخی دکتر زریاب، رویکردی انسان‌گرایانه دیده می‌شود؛ او انسان و جامعه انسانی را محور توجه قرار داده و تاریخ را نه تنها به‌عنوان مجموعه‌ای از رویدادهای سیاسی، بلکه به‌عنوان سیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و معنوی بشر می‌نگریست.
    به‌طور کلی، تفکرات سیاسی و اعتقادی دکتر عباس زریاب خویی ترکیبی از نقد تاریخ‌نگاری رسمی، تأکید بر اصلاحات فرهنگی، تأثیرپذیری از اندیشه‌های امام خمینی (ره)، رویکرد انسان‌گرایانه در فلسفه و تاریخ و اهمیت به زبان و هویت ایرانی بود. این نگرش‌ها در آثار و تدریس‌های او به وضوح مشاهده می‌شوند.
۵۹.
معرفی دکتر عباس زریاب خویی
     دکتر زریاب خویی، استاد تمام دانشگاه تهران، در سال ۱۲۹۸ خورشیدی چشم به جهان گشود و در سال ۱۳۷۳ دار فانی را وداع گفت. وی با بهره‌گیری از بورس تحصیلی در سال ۱۳۳۹ از دانشگاه یوهانس گوتنبرگ در شهر ماینز، در رشته‌های تاریخ و فلسفه موفق به اخذ درجه دکتری شد. پس از بازگشت به ایران، از حدود سال ۱۳۴۵ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تدریس تاریخ، فلسفه، ادبیات فارسی و عربی و معارف اسلامی پرداخت.
      دکتر زریاب خویی به زبان‌های ترکی آذربایجانی، عربی، فرانسوی، انگلیسی و آلمانی تسلط کامل داشت و در حوزه‌هایی چون ادبیات فارسی و عربی، فلسفه، زبان‌شناسی و معارف اسلامی صاحب‌نظر بود. وی مورخ، ادیب، نسخه‌شناس، مترجم و استاد برجسته فلسفه و تاریخ ایران بود و آثارش نقشی مهم در پژوهش‌های تاریخ و فلسفه اسلامی و ایرانی ایفا کرده‌اند.
     دکتر زریاب از شاگردان حضرت امام خمینی (ره) در دوران تحصیل حوزه علمیه قم بود و این ارتباط علمی و معنوی تأثیر عمیقی بر نگرش‌های دینی و اعتقادی او داشت که در آثار و تدریس‌هایش مشهود است.
     از جمله تألیفات او می‌توان به «تاریخ ساسانیان»، «سیرت رسول‌الله» و «اطلس تاریخی ایران» اشاره کرد. همچنین، وی ترجمه‌هایی مانند «تاریخ فلسفه» و «لذات فلسفه» و مدخل‌های فراوانی در دانشنامه‌هایی چون دائرةالمعارف فارسی، دانشنامه جهان اسلام، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه ایران به رشته تحریر درآورده است.
    در آثار فلسفی و تاریخی دکتر زریاب، رویکردی انسان‌گرایانه دیده می‌شود؛ او انسان و جامعه انسانی را محور توجه قرار داده و تاریخ را نه تنها به‌عنوان مجموعه‌ای از رویدادهای سیاسی، بلکه به‌عنوان سیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و معنوی بشر می‌نگریست.
    به‌طور کلی، تفکرات سیاسی و اعتقادی دکتر عباس زریاب خویی ترکیبی از نقد تاریخ‌نگاری رسمی، تأکید بر اصلاحات فرهنگی، تأثیرپذیری از اندیشه‌های امام خمینی (ره)، رویکرد انسان‌گرایانه در فلسفه و تاریخ و اهمیت به زبان و هویت ایرانی بود. این نگرش‌ها در آثار و تدریس‌های او به وضوح مشاهده می‌شوند.
۶۰.
زندگی‌نامه امام خمینی (ره)
   آیت الله روح‌الله موسوی خمینی، با نام مستعار امام خمینی (ره)، در ۱۲۸۱ هجری شمسی در روستای خمین، استان مرکزی ایران، به دنیا آمد. پدر ایشان، آیت‌الله مصطفی خمینی، از علمای برجسته و مورد احترام منطقه بود و اهمیت ویژه‌ای به تربیت فرزند خود و آموزش علوم دینی می‌داد.
    امام خمینی، علاوه بر فعالیت‌های سیاسی، به فلسفه و عرفان اسلامی نیز اهتمام داشت و به ویژه در مباحث وجودشناسی و انسان‌شناسی معنوی پژوهش می‌کرد. اندیشه او همواره تلاش داشت تا مقاصد هستی و جایگاه انسان در مسیر قرب الهی را روشن سازد.
۱. انسان کامل
   امام خمینی بر مفهوم انسان کامل تأکید ویژه داشت؛ مفهومی که در عرفان اسلامی، به ویژه در حکمت متعالیه و آموزه‌های ابن‌عربی و ملاصدرا برجسته است.
انسان کامل، انسانی است که عقل و قلبش با حقیقت مطلق پیوند یافته و تمامی استعدادهای فکری، اخلاقی و روحی او در مسیر کمال الهی شکوفا شده‌اند. چنین انسانی، هم دانش فلسفی و فقهی دارد و هم اخلاق و عرفان عملی را رعایت می‌کند؛ به بیان دیگر، فلسفه و شریعت در او هماهنگ و متحد هستند.
۲. معرفت و سیر و سلوک
   امام خمینی معتقد بود که معرفت حقیقی خداوند تنها از طریق سیر و سلوک معنوی و تجربه قلبی حاصل می‌شود، نه صرفاً با عقل نظری. او درجات معرفت را چنین تقسیم می‌کرد:
الف.معرفت ظاهری و علمی
ب.معرفت عملی و اخلاقی
ج.معرفت قلبی و مشاهده عرفانی
به باور او، سیر و سلوک قلب انسان را برای دریافت حقیقت آماده می‌کند و فلسفه، ابزار فهم عمیق‌تر این حقایق است.
۳. وحدت وجود
   امام خمینی با الهام از حکمت متعالیه، به بحث وحدت وجود توجه ویژه داشت:
الف.همه موجودات، جلوه‌ای از وجود مطلق الهی هستند.
ب.هر چیزی در عالم، از نظر حقیقت، وجودی وابسته به خدا دارد.
ج.انسان کامل این حقیقت را درک می‌کند و می‌بیند که وجود در تمامی سطوح به خدا پیوند دارد.
وحدت وجود در اندیشه او نه به معنای محو موجودات، بلکه به معنای شناخت عمیق ارتباط تمامی هستی با خالق است.
۴. فلسفه عملی
فلسفه امام خمینی همیشه کاربردی بود و با تهذیب نفس و اخلاق پیوند داشت:
الف.او معتقد بود که فهم فلسفه بدون عمل، انسان را به غرور و خودبینی می‌کشاند و بنابراین فلسفه و عرفان باید در خدمت رشد اخلاقی و معنوی انسان باشند.
ب.همین نگاه فلسفی و عرفانی، پایه‌های اخلاقی و معنوی رهبری او در سیاست و اجتماع را شکل داد.
۶۱.
زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی (ره)
    آیت‌الله بروجردی، از مراجع بزرگ تقلید و از برجسته‌ترین فقیهان و مصلحان قرن چهاردهم هجری بود. ایشان در سال ۱۲۵۴ شمسی  در شهر بروجرد دیده به جهان گشود.
   او تحصیلات مقدماتی را در بروجرد گذراند و سپس برای تکمیل علوم دینی به اصفهان رفت. در اصفهان از محضر استادانی همچون:
۱.آیت‌الله سید محمدباقر درچه‌ای
۲.آیت‌الله آخوند کاشی
۳.جهانگیرخان قشقایی
بهره برد.
  سپس به نجف اشرف مهاجرت کرد و در درس بزرگانی چون:
۱.آیت‌الله سید محمدکاظم یزدی (صاحب عروةالوثقی)
۲.آخوند خراسانی (صاحب کفایة الاصول)
۳.میرزا حسین نائینی
شرکت نمود و در مدتی کوتاه به مقام اجتهاد نائل شد.
     پس از چند سال اقامت در نجف، به بروجرد بازگشت و حدود سی سال در آنجا اقامت کرد. در این مدت حوزه‌ای پررونق تأسیس کرد و شاگردان فراوانی تربیت نمود. ایشان در فقه، اصول، رجال و حدیث تبحری کم‌نظیر داشتند و با دقتی خاص، میان فقه شیعه و فقه اهل سنت مقایسه‌های علمی می‌کردند.
     در سال ۱۳۲۳ شمسی، پس از درگذشت آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، علمای نجف و ایران از آیت‌الله بروجردی خواستند که زعامت شیعیان را بپذیرد. با اصرار علمای قم و شخص آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری، ایشان در ۱۳۲۴ شمسی به قم آمدند و مدیریت حوزه علمیه قم را بر عهده گرفتند.
    در مدت اقامتشان، حوزه قم را نظم و رونقی بی‌سابقه بخشیدند و نظام آموزشی جدیدی دروس حوزوی را پایه‌ریزی کردند.
ویژگی های علمی و فکری ایشان عبارت است از:
۱.احاطه بر فقه مقارن (فقه شیعه و سنی) و توجه به تقریب مذاهب اسلامی.
۲.اهتمام به احیای علم رجال و حدیث.
۳.نگارش و تقریر ده‌ها اثر فقهی و اصولی، از جمله:
۴.«نهایة التقریر» در اصول فقه
۵.«حاشیه بر عروة الوثقی»
۶.«جامع احادیث الشیعة» (به اهتمام شاگردان)
۷.تأکید بر استقلال حوزه از سیاست، در عین ارتباط محترمانه با حکومت وقت.
    از میان شاگردان بسیار ایشان می‌توان به این بزرگان اشاره کرد:
۱.امام خمینی (ره)
۲.آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانی
۳.آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی
۴.آیت‌الله سید روح‌الله خاتمی
۵.آیت‌الله مرتضی مطهری
و ده‌ها تن از علمای طراز اول حوزه‌های علمیه ایران و نجف نام برد.

     آیت‌الله بروجردی الگویی از فقاهت، نظم، تقوا و تدبیر بود؛ و حوزه‌ی علمیه قم تا امروز مدیون تلاش‌های ایشان است.ایشان  نخستین فقیهی بود که با شیخ محمود شلتوت، شیخ‌الازهر مصر، مکاتبه کرد و در نتیجه، فتوای تاریخی جواز پیروی از مذهب جعفری از سوی الازهر صادر شد. این اقدام، نقطه‌ای درخشان در تاریخ تقریب بین مذاهب اسلامی بود. این مرجع بزرگ جهان تشیع، پس از عمری پربار در علم و خدمت، در ۱۳۸۰ هجری قمری در قم دار فانی را وداع گفت.
۶۲.

 

۶۲.
زندگی‌نامه علامه محمد اقبال لاهوری
اقبال لاهوری، شاعر، فیلسوف، عارف و اندیشمند بزرگ مسلمان، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگی و فکری قرن بیستم در جهان اسلام است. او با آثار خود نه‌تنها در تاریخ ادب فارسی و اردو، بلکه در اندیشه و بیداری مسلمانان نقشی جاودانه ایفا کرد.
محمد اقبال در ۱۸۷۷ میلادی در شهر سیالکوت در ایالت پنجاب (پاکستان کنونی) به دنیا آمد. پدرش شیخ نور محمد مردی پارسا و عارف‌مسلک بود و مادرش امام بی‌بی زنی مهربان و دیندار.
     اقبال تحصیلات ابتدایی خود را در سیالکوت آغاز کرد و از همان کودکی استعداد و هوش سرشاری از خود نشان داد. سپس وارد کالج مرِی در سیالکوت شد و زیر نظر استاد بزرگ و روشن‌ضمیر، میر حسن، آموزش زبان عربی، فارسی و علوم دینی را فراگرفت.
     در ادامه، به دانشگاه لاهور رفت و در رشته فلسفه مدرک کارشناسی گرفت. او سپس برای ادامه تحصیل به اروپا رفت. او در دانشگاه کمبریج انگلستان، در رشته فلسفه و حقوق تحصیل کرد.
     اقبال در دانشگاه مونیخ آلمان، دکترای خود را با رساله‌ای با عنوان «تکامل اندیشه متافیزیکی در ایران» دریافت کرد.
    او مدتی نیز در لندن در رشته حقوق به تحصیل پرداخت. پس از بازگشت به هند، اقبال به تدریس و وکالت پرداخت؛ اما بیشتر وقت خود را صرف نوشتن، شعر، و اندیشه‌پردازی فلسفی و اجتماعی کرد. او با درد امت اسلامی می‌سوخت و از خواب غفلت مسلمانان شبه‌قاره رنج می‌برد.
     اقبال با الهام از قرآن، عرفان اسلامی، فلسفه غرب و اندیشه‌های ملاصدرا و مولوی، نظریه‌ای جدید از انسان و جامعه اسلامی ارائه داد. او به خودآگاهی، عزت نفس، و بازسازی اندیشه دینی در اسلام تأکید داشت.
     اقبال به دو زبان فارسی و اردو شعر سروده است. آثار فارسی او از نظر عمق عرفانی و فلسفی در زمره شاهکارهای ادبیات معاصرند. برخی از آثار مهم او عبارت‌اند از:
به زبان فارسی:
۱.اسرار خودی (۱۹۱۵) – درباره‌ی تربیت انسان و بیداری خودآگاهی.
۲.رموز بی‌خودی (۱۹۱۸) – درباره‌ی جامعه و اخلاق اجتماعی.
۳.پیام مشرق (۱۹۲۳) – پاسخی به «دیوان غربی ـ شرقی» گوته.
۴.زبور عجم (۱۹۲۷) – ترکیبی از غزل‌ها و اشعار عرفانی.
۵.جاویدنامه (۱۹۳۲) – سفری روحانی به عالم معنا به پیروی از «کمدی الهی» دانته، اما در چارچوب اسلامی.
۶.مسافر و ارمغان حجاز – از آخرین آثار او با مضامین عرفانی و سیاسی.
به زبان اردو:
۱.بالِ جبرئیل
۲.ضربِ کلیم
۳.بانگِ درا
۴.ارمغانِ حجاز
     اقبال فلسفه‌ای نو در باب انسان و خدا ارائه داد. در مرکز اندیشه او مفهوم «خودی» قرار دارد، که همان شناخت خویشتن و شکوفایی روح الهی در انسان است. او معتقد بود انسان باید با تکیه بر ایمان و اراده، به خلیفة‌اللهی برسد و جامعه را بر اساس عدالت و معنویت بسازد.
    اقبال از تقلید کورکورانه از غرب و نیز از جمود فکری در شرق انتقاد می‌کرد و مسلمانان را به بازگشت به قرآن و احیای اندیشه دینی فرا می‌خواند.
      اقبال نخستین کسی بود که ایده‌ی تشکیل یک کشور مستقل برای مسلمانان هند را مطرح کرد. در سخنرانی معروف خود در سال ۱۹۳۰ در الله‌آباد، پیشنهاد کرد که مناطق مسلمان‌نشین شمال غربی هند، کشوری جداگانه تشکیل دهند. این اندیشه بعدها با تلاش محمدعلی جناح تحقق یافت و کشور پاکستان در سال ۱۹۴۷ تأسیس شد. به همین سبب، اقبال را «پدر معنوی پاکستان» می‌نامند.
    علامه اقبال در   ۱۳۱۷ شمسی در شهر لاهور درگذشت و در کنار مسجد بادشاهی به خاک سپرده شد. آرامگاه او امروزه یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های فرهنگی و معنوی در پاکستان است.
   اقبال را باید شاعر بیداری شرق، فیلسوف ایمان و حرکت و عارف زمانه دانست. اندیشه‌های او همچنان الهام‌بخش جنبش‌های اسلامی و آزادی‌خواهانه در سراسر جهان اسلام است.
او خود درباره‌ی رسالتش چنین گفت:
من از دیار شرق پیام آوردم
پیام عشق و سوز و قیام آوردم
۶۳.
زندگی‌نامه علامه محمد اقبال لاهوری
اقبال لاهوری، شاعر، فیلسوف، عارف و اندیشمند بزرگ مسلمان، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگی و فکری قرن بیستم در جهان اسلام است. او با آثار خود نه‌تنها در تاریخ ادب فارسی و اردو، بلکه در اندیشه و بیداری مسلمانان نقشی جاودانه ایفا کرد.
محمد اقبال در ۱۸۷۷ میلادی در شهر سیالکوت در ایالت پنجاب (پاکستان کنونی) به دنیا آمد. پدرش شیخ نور محمد مردی پارسا و عارف‌مسلک بود و مادرش امام بی‌بی زنی مهربان و دیندار.
     اقبال تحصیلات ابتدایی خود را در سیالکوت آغاز کرد و از همان کودکی استعداد و هوش سرشاری از خود نشان داد. سپس وارد کالج مرِی در سیالکوت شد و زیر نظر استاد بزرگ و روشن‌ضمیر، میر حسن، آموزش زبان عربی، فارسی و علوم دینی را فراگرفت.
     در ادامه، به دانشگاه لاهور رفت و در رشته فلسفه مدرک کارشناسی گرفت. او سپس برای ادامه تحصیل به اروپا رفت. او در دانشگاه کمبریج انگلستان، در رشته فلسفه و حقوق تحصیل کرد.
     اقبال در دانشگاه مونیخ آلمان، دکترای خود را با رساله‌ای با عنوان «تکامل اندیشه متافیزیکی در ایران» دریافت کرد.
    او مدتی نیز در لندن در رشته حقوق به تحصیل پرداخت. پس از بازگشت به هند، اقبال به تدریس و وکالت پرداخت؛ اما بیشتر وقت خود را صرف نوشتن، شعر، و اندیشه‌پردازی فلسفی و اجتماعی کرد. او با درد امت اسلامی می‌سوخت و از خواب غفلت مسلمانان شبه‌قاره رنج می‌برد.
     اقبال با الهام از قرآن، عرفان اسلامی، فلسفه غرب و اندیشه‌های ملاصدرا و مولوی، نظریه‌ای جدید از انسان و جامعه اسلامی ارائه داد. او به خودآگاهی، عزت نفس، و بازسازی اندیشه دینی در اسلام تأکید داشت.
     اقبال به دو زبان فارسی و اردو شعر سروده است. آثار فارسی او از نظر عمق عرفانی و فلسفی در زمره شاهکارهای ادبیات معاصرند. برخی از آثار مهم او عبارت‌اند از:
به زبان فارسی:
۱.اسرار خودی (۱۹۱۵) – درباره‌ی تربیت انسان و بیداری خودآگاهی.
۲.رموز بی‌خودی (۱۹۱۸) – درباره‌ی جامعه و اخلاق اجتماعی.
۳.پیام مشرق (۱۹۲۳) – پاسخی به «دیوان غربی ـ شرقی» گوته.
۴.زبور عجم (۱۹۲۷) – ترکیبی از غزل‌ها و اشعار عرفانی.
۵.جاویدنامه (۱۹۳۲) – سفری روحانی به عالم معنا به پیروی از «کمدی الهی» دانته، اما در چارچوب اسلامی.
۶.مسافر و ارمغان حجاز – از آخرین آثار او با مضامین عرفانی و سیاسی.
به زبان اردو:
۱.بالِ جبرئیل
۲.ضربِ کلیم
۳.بانگِ درا
۴.ارمغانِ حجاز
     اقبال فلسفه‌ای نو در باب انسان و خدا ارائه داد. در مرکز اندیشه او مفهوم «خودی» قرار دارد، که همان شناخت خویشتن و شکوفایی روح الهی در انسان است. او معتقد بود انسان باید با تکیه بر ایمان و اراده، به خلیفة‌اللهی برسد و جامعه را بر اساس عدالت و معنویت بسازد.
    اقبال از تقلید کورکورانه از غرب و نیز از جمود فکری در شرق انتقاد می‌کرد و مسلمانان را به بازگشت به قرآن و احیای اندیشه دینی فرا می‌خواند.
      اقبال نخستین کسی بود که ایده‌ی تشکیل یک کشور مستقل برای مسلمانان هند را مطرح کرد. در سخنرانی معروف خود در سال ۱۹۳۰ در الله‌آباد، پیشنهاد کرد که مناطق مسلمان‌نشین شمال غربی هند، کشوری جداگانه تشکیل دهند. این اندیشه بعدها با تلاش محمدعلی جناح تحقق یافت و کشور پاکستان در سال ۱۹۴۷ تأسیس شد. به همین سبب، اقبال را «پدر معنوی پاکستان» می‌نامند.
    علامه اقبال در   ۱۳۱۷ شمسی در شهر لاهور درگذشت و در کنار مسجد بادشاهی به خاک سپرده شد. آرامگاه او امروزه یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های فرهنگی و معنوی در پاکستان است.
   اقبال را باید شاعر بیداری شرق، فیلسوف ایمان و حرکت و عارف زمانه دانست. اندیشه‌های او همچنان الهام‌بخش جنبش‌های اسلامی و آزادی‌خواهانه در سراسر جهان اسلام است.
او خود درباره‌ی رسالتش چنین گفت:
من از دیار شرق پیام آوردم
پیام عشق و سوز و قیام آوردم
۶۴.
زندگی‌نامه آلن بدیو
    آلن بدیو فیلسوف، ریاضی‌دان و نویسنده‌ی برجسته‌ی فرانسوی معاصر است که در قرن بیستم و بیست‌ویکم از چهره‌های تأثیرگذار فلسفه‌ی قاره‌ای به شمار می‌رود. او در آثار خود کوشیده است تا مفاهیم بنیادین فلسفه، همچون «وجود»، «حقیقت»، «رویداد»، «سوژه» و «عشق» را با رویکردی نوین و عقلانی بازاندیشی کند.
    آلن بدیو در سال ۱۹۳۷ میلادی در شهر رباط، پایتخت مراکش، زاده شد. پدرش، ری‌مون بدیو، از فیلسوفان و ریاضی‌دانان برجسته و از اعضای مقاومت فرانسه در دوران جنگ جهانی دوم بود؛ نقشی که تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری اندیشه‌های انتقادی و سیاسی پسرش داشت.
   بدیو تحصیلات دانشگاهی خود را در مدرسه‌ی عالی نرمال پاریس آغاز کرد و تحت تأثیر استادانی چون لوئی آلتوسر و ژان پل سارتر قرار گرفت. او در جوانی به اندیشه‌های مارکسیستی گرایش یافت و در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در جنبش‌های دانشجویی و سیاسی فرانسه حضوری فعال داشت.
      وی سال‌ها در دانشگاه‌های گوناگون فرانسه به تدریس فلسفه پرداخت، از جمله در:
۱. دانشگاه پاریس ۸ (وندسن–سن‌دنی)
۲. مدرسه‌ی عالی نرمال که خود زمانی در آن تحصیل کرده بود.
بدیو شاگردان بسیاری پرورش داده و از مدافعان سرسخت «فلسفه‌ی اصیل» در برابر نسبی‌گرایی پست‌مدرن به شمار می‌رود.
محور اندیشه‌ی بدیو
    کانون تفکر بدیو، پرسش از «حقیقت» و چگونگی ظهور «رویداد» است. او می‌کوشد نشان دهد که فلسفه قادر است حقیقت را از درون وضعیت‌های خاص ــ یعنی علم، سیاست، عشق و هنر ــ استخراج کند.
به‌زعم او، هر رویدادِ حقیقی شکافی در نظم موجود پدید می‌آورد و انسانِ وفادار به آن رویداد، به سوژه‌ی حامل حقیقت بدل می‌شود.
از دید بدیو، ریاضیات (به‌ویژه نظریه‌ی مجموعه‌ها) زبان فلسفی «وجود» است. او معتقد است هستی در بنیاد خود ریاضی است، و از این‌رو فلسفه و ریاضیات پیوندی درونی و جدایی‌ناپذیر دارند.
برخی از آثار شاخص آلن بدیو
۱. هستی و رویداد (1988)
  شاهکار اصلی او که نظریه‌ی هستی‌شناسی‌اش را بر پایه‌ی ریاضیات و نظریه‌ی مجموعه‌ها بنا می‌کند.
۲. منطق جهان‌ها (2006)
ادامه‌ی اثر پیشین، درباره‌ی ظهور پدیده‌ها در جهان‌های ممکن.
۳. اخلاق: رساله‌ای درباره‌ی فهم شر (1993)
  نقدی بنیادین بر اخلاق قربانی‌محور و دفاع از وفاداری به حقیقت.
۴. ستایش عشق (2009)
  اثری محبوب میان خوانندگان عمومی، که عشق را یکی از چهار حوزه‌ی ظهور حقیقت می‌داند.
۵. مانیفست برای فلسفه (1989)
دفاعی پرشور از جایگاه فلسفه در برابر علم‌زدگی و نسبی‌گرایی معاصر.
گرایش‌های سیاسی و دیدگاه‌ها
    بدیو از جوانی عضو حزب کمونیست فرانسه بود و سال‌ها به مارکسیسم وفادار ماند. با این حال، مارکسیسم او خلاق و فلسفی است، نه ایدئولوژیک.
او منتقد سرمایه‌داری جهانی و سیاست‌های نئولیبرالی است و بر امکان «رویداد سیاسی نو» و پیدایش اشکال تازه‌ی همبستگی انسانی تأکید دارد.
ویژگی‌های برجسته‌ی اندیشه‌ی بدیو
۱. پیوند میان منطق ریاضی و تفکر هستی‌شناسانه
۲. بازسازی فلسفه بر محور چهار حوزه‌ی حقیقت: علم، سیاست، هنر، عشق
۳. مخالفت با پست‌مدرنیسم، نیهیلیسم و فلسفه‌های نسبی‌گرا
۴. تأکید بر مفهوم «سوژه‌ی وفادار» به‌عنوان حامل و استمراردهنده‌ی حقیقت
جمع‌بندی
   آلن بدیو از آخرین فیلسوفان بزرگ مکتب قاره‌ای است که می‌کوشد فلسفه را از بحران نسبی‌گرایی برهاند و بار دیگر در مرکز اندیشه‌ی بشری قرار دهد.
او در مرز میان ریاضیات، سیاست، هنر و عشق، فلسفه‌ای زنده، نظام‌مند و پرشور بنا نهاده است که بر امکان ظهور حقیقت در جهان معاصر تأکید دارد.
  ۶۶.
زندگی‌نامهٔ جان دیوئی
   جان دیوئی، فیلسوف، روان‌شناس و مصلح آموزشی آمریکایی، یکی از برجسته‌ترین اندیشمندان قرن بیستم و از پایه‌گذاران مکتب عمل‌گرایی  در فلسفه و اصلاح‌طلبی در آموزش و پرورش بود. آثار او تأثیری ژرف بر فلسفه، تعلیم و تربیت، و علوم اجتماعی بر جای گذاشت.
    دیوئی در سال ۱۸۵۹ میلادی در ایالت ورمونت آمریکا به دنیا آمد. خانواده‌ای ساده و مذهبی داشت که ارزش‌هایی چون کار، تلاش و صداقت را در او پرورش دادند. تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه ورمونت آغاز کرد و در سال ۱۸۷۹ مدرک کارشناسی گرفت. چند سالی در دبیرستان به تدریس پرداخت، سپس برای ادامه تحصیل در رشته فلسفه به دانشگاه جانز هاپکینز رفت و در سال ۱۸۸۴ دکترای فلسفه دریافت کرد.
     در طول زندگی علمی‌اش، در چندین دانشگاه برجستهٔ آمریکا تدریس کرد، از جمله:
۱. دانشگاه میشیگان
۲. دانشگاه شیکاگو
۳. دانشگاه کلمبیا
در دانشگاه شیکاگو، دیوئی مدرسه‌ای تجربی به نام مدرسهٔ آزمایشی دیوئی تأسیس کرد تا نظریاتش در تعلیم و تربیت را عملاً بیازماید.
      او از بنیان‌گذاران مکتب عمل‌گرایی است که به همراه چارلز ساندرز پیرس و ویلیام جیمز شکل گرفت.
از دیدگاه او:
۱. حقیقت امری ثابت و مطلق نیست، بلکه نتیجهٔ تجربهٔ انسانی و عمل مؤثر است.
۲. فلسفه باید در خدمت حل مسائل واقعی زندگی باشد، نه گرفتار مفاهیم انتزاعی و غیرعملی.
۳. انسان از طریق کنش، تجربه و تعامل با محیط، به رشد فکری و اخلاقی می‌رسد.
     دیوئی بیش از هر چیز به عنوان فیلسوف تعلیم و تربیت شناخته می‌شود و از پایه‌گذاران جنبش آموزش مترقی به شمار می‌آید.
در نظر او:
۱. آموزش باید بر تجربهٔ زنده و واقعی کودک استوار باشد، نه بر حفظ مطالب خشک و بی‌روح.
۲. دانش‌آموز باید فعال، خلاق و مشارکت‌جو باشد.
۳. مدرسه جامعه‌ای کوچک است که کودک در آن می‌آموزد چگونه در جامعهٔ بزرگ‌تر زندگی کند.
۴. هدف آموزش، پرورش تفکر انتقادی، اجتماعی و اخلاقی است، نه صرفاً انتقال دانش.
     دیوئی باور داشت که آموزش باید ابزار تحقق دموکراسی باشد؛ یعنی انسان‌هایی تربیت کند که بتوانند در جامعه‌ای آزاد، عادلانه و مسئولانه زندگی کنند.
     از میان بیش از چهل کتاب و صدها مقالهٔ او، برخی از آثار مهمش عبارت‌اند از:
۱. مدرسه و جامعه (۱۸۹۹)
۲. دموکراسی و آموزش (۱۹۱۶)
۳. تجربه و طبیعت (۱۹۲۵)
۴. منطق: نظریهٔ تحقیق (۱۹۳۸)
۵. هنر به‌مثابه تجربه (۱۹۳۴)
      اندیشه‌های جان دیوئی، نظام آموزشی بسیاری از کشورها را دگرگون ساخت. او بر آموزش مبتنی بر تجربه، تفکر، مشارکت اجتماعی و رشد شخصیت تأکید داشت. فلسفهٔ او الهام‌بخش بسیاری از متفکران در حوزه‌های روان‌شناسی تربیتی، جامعه‌شناسی آموزش و فلسفهٔ عمل‌گرایی شد.
جان دیوئی در سال ۱۹۵۲ میلادی در نیویورک، در سن ۹۲ سالگی درگذشت. او تا واپسین سال‌های عمر، فعال، نویسنده و اندیشمند ماند و آثارش هنوز از منابع بنیادین فلسفهٔ آموزش و پرورش در جهان به شمار می‌رود.
۶۷.
زندگی‌نامه‌ی میر داماد
    میر داماد، با نام کامل سید محمدباقر بن محمد حسینی استرآبادی، از بزرگ‌ترین فیلسوفان، متکلمان و حکیمان الهی ایران در دوره‌ی صفویه است. او در نیمه‌ی دوم قرن دهم هجری در استرآباد متولد شد و در سال ۱۰۴۱ هجری قمری در نجف اشرف درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد.
     پدرش، سید محمد استرآبادی، از علمای برجسته زمان خود بود. میر داماد داماد خاندان مشهور میر فندرسکی و استاد صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا) بود و از این جهت در سنت فلسفی ایران جایگاه ممتاز و تأثیرگذاری یافت.
    میر داماد تحصیلات خود را در علوم متنوعی پی گرفت.  او در ایران و عراق علوم خود را فراگرفت و از استادان و دوستان برجسته‌ای بهره برد، از جمله میر غیاث‌الدین منصور دشتکی شیرازیو شیخ بهایی بهره برد.
       میر داماد در مدرسه سلطانی اصفهان تدریس می‌کرد و شاگردان بسیاری از سراسر ایران و جهان اسلام برای تحصیل نزد او می‌آمدند.
     میر داماد شاگردان بزرگی تربیت کرد که هر یک در فلسفه و عرفان اسلامی اثرگذار شدند، از جمله:
۱.صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا) ، بزرگ‌ترین فیلسوف دوره اسلامی پس از ابن‌سینا
۲.میر فندرسکی ، فیلسوف، عارف و ادیب
۳.شیخ بهایی ، در برخی منابع هم شاگرد و هم استاد میر داماد معرفی شده است
۴.محمدتقی مجلسی ، محدث و عالم بزرگ شیعی
میر داماد آثار بسیاری در زمینه فلسفه، کلام، تفسیر و عرفان نگاشته است.
       میر داماد بنیان‌گذار مکتبی فلسفی بود که بعدها به نام «مکتب اصفهان» شناخته شد. او کوشید میان فلسفه مشاء (ارسطویی)، اشراق (سهروردی) و عرفان ابن‌عربی سازگاری ایجاد کند . یکی از نوآوری‌های او نظریه‌ی حدوث دهری است.میر داماد شخصیتی بسیار زاهد، متواضع و اهل راز و عبادت بود.
      میر داماد در سال ۱۰۴۱ قمری در سفر حج یا زیارت عتبات درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد. میر داماد پیوندی میان فلسفه‌ی مشاء و حکمت متعالیه ایجاد کرد. اگر ابن‌سینا را «پایه‌گذار فلسفه مشاء» و سهروردی را «بنیان‌گذار فلسفه اشراق» بدانیم، میر داماد را باید زمینه‌ساز فلسفه‌ی صدرایی (حکمت متعالیه) دانست. او یکی از آخرین فیلسوفان بزرگ قبل از تحول نهایی فلسفه اسلامی در عصر ملاصدرا بود.
۶۷.
زندگی‌نامه‌ی شیخ بهایی
    شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی، معروف به شیخ بهایی،یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان، فلاسفه، ریاضی‌دانان، پزشکان و متکلمان ایران و جهان اسلام در دوره‌ی صفویه بود. وی در سال ۹۵۴ هجری قمری در بِیروت (در لبنان کنونی) به دنیا آمد و از خانواده‌ای روحانی و شیعی برخاست. پدرش، حسن عاملی، از فقها و مفسران برجسته‌ی عصر خود بود و در علوم دینی و تفسیری مهارت فراوان داشت.
    شیخ بهایی از همان کودکی استعداد خارق‌العاده‌ای در فراگیری علوم گوناگون نشان داد و زیر نظر پدر و استادان بزرگ زمان خود به تحصیل پرداخت. او در رشته‌های فلسفه، کلام، فقه، ریاضیات، نجوم، مهندسی، پزشکی و ادبیات تبحر داشت و به سبب جامعیت علمی‌اش، لقب‌های «شیخ‌الاسلام» و «حکیم جامع‌العلوم» را از آنِ خود کرد.
    پس از مهاجرت خانواده‌اش به ایران، شیخ بهایی در اصفهان، پایتخت صفویان، ساکن شد. او در دوران سلطنت شاه عباس کبیر نقشی برجسته در شکوفایی علمی و فرهنگی کشور ایفا کرد. از جمله خدمات او می‌توان به مشارکت در طراحی شهر اصفهان، اصلاح نظام آموزشی و فقهی، تدوین قوانین شرعی، و تأسیس مدارس و کتابخانه‌ها اشاره کرد.
    از شیخ بهایی بیش از صد کتاب و رساله در زمینه‌های گوناگون بر جای مانده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
۱. ریاضیات و نجوم: تألیف کتاب‌های علمی و تدوین جداول دقیق نجومی.
۲. فلسفه و کلام: نگارش رسائل فلسفی، عرفانی و الهی.
۳. فقه و علوم دینی: آثار ارزشمند در فقه شیعه و تفسیر قرآن.
۴. پزشکی و علوم طبیعی: پژوهش‌هایی در زمینه‌ی داروشناسی و شیمی کاربردی.
۵. ادبیات و شعر: سرودن اشعار حکیمانه و نثرهای اخلاقی و تربیتی.
    شیخ بهایی افزون بر دانش نظری، در معماری و مهندسی آب نیز مهارت ویژه‌ای داشت. طرح‌هایی چون سیستم آب‌رسانی میدان نقش جهان و برخی دیگر از سازه‌های شهری اصفهان به او نسبت داده می‌شود.
   شیخ بهایی در سال ۱۰۳۰ هجری قمری در اصفهان درگذشت و پیکرش با احترام فراوان در حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.او تا امروز نماد جامعیت علمی، اخلاقی و دینی ایران به‌شمار می‌رود و آثار و اندیشه‌هایش همچنان الهام‌بخش پژوهشگران و اندیشمندان جهان اسلام است.
۶۸.
زندگی‌نامه‌ی علامه محمدباقر مجلسی
     علامه محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، معروف به علامه مجلسی و ملقب به مجلسی دوم، یکی از بزرگ‌ترین محدثان، فقیهان و متکلمان شیعه در دوران صفویه است. او در سال ۱۰۳۷ هجری قمری در اصفهان، در خانواده‌ای دانشمند و اهل علم به دنیا آمد. پدرش ملا محمدتقی مجلسی (مجلسی اول) از فقهای بزرگ و استادان برجسته حوزه‌ی علمیه اصفهان بود.
      علامه مجلسی از کودکی تحت تربیت علمی و معنوی پدر خود پرورش یافت و سپس از بزرگانی همچون شیخ حر عاملی (صاحب وسائل‌الشیعه)، ملا صالح مازندرانی، ملا رجبعلی تبریزی، و فیض کاشانی بهره برد. هوش و پشتکار فوق‌العاده‌اش باعث شد در جوانی در علوم نقلی و عقلی، فقه، اصول، حدیث، کلام، فلسفه، و تفسیر قرآن به مقام اجتهاد برسد.
     در دوره‌ی صفوی او به مقام شیخ‌الاسلام اصفهان منصوب شد. وی در این مقام، به اصلاح جامعه، گسترش معارف شیعه و مبارزه با انحرافات فکری و عقیدتی پرداخت. علامه مجلسی نقش بسزایی در رسمیت یافتن تشیع در ایران صفوی و استحکام پایه‌های اعتقادی آن داشت.
      علامه مجلسی یکی از پرکارترین نویسندگان تاریخ اسلام است و آثار او بیش از ۱۰۰ کتاب در موضوعات مختلف حدیث، فقه، اخلاق، دعا، و کلام را شامل می‌شود.
     علامه مجلسی هرچند در ظاهر از فلسفه و تصوف فاصله می‌گرفت، اما در باطن، اندیشه‌ای ژرف و عرفانی داشت. او با زبانی ساده و همه‌فهم، مفاهیم بلند دینی را برای مردم عادی بیان می‌کرد و کوشید میان علمای اهل اجتهاد و مردم کوچه و بازار پیوند برقرار کند.
     از شاگردان برجسته‌ی او می‌توان به سید نعمت‌الله جزایری، ملا محمدصالح مازندرانی و جمعی دیگر از علمای نامدار اشاره کرد که هر یک در ترویج مکتب حدیثی و فقهی او نقش‌آفرین بودند.
     علامه محمدباقر مجلسی پس از عمری پربار در خدمت به معارف اسلامی، در سال ۱۱۱۰ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در مسجد جامع اصفهان (در کنار پدرش) به خاک سپرده شد.
     علامه مجلسی شخصیتی جامع بود؛ عالمی محدث، مصلحی دینی و مروجی فرهنگی که توانست میراث حدیثی و معنوی شیعه را از نابودی حفظ کرده و برای نسل‌های آینده ماندگار سازد. آثار او، به‌ویژه بحارالأنوار، هنوز یکی از منابع اصلی و بنیادین مطالعات حدیثی و کلامی در حوزه‌های علمیه به شمار می‌رود که او جمع آوری نموده است.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
استاد  تمام دانشگاه  اصفهان
۱۴۰۴/۷

 

 

 

 

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی
زندگی نامه گنجینه های  ریاضیات درجهان
دیباچه
علم ریاضیات، زبان عقل و تفکر بشری است؛ زبانی که از آغاز تمدن تا امروز، پلی میان ذهن انسان و حقیقت عالم بوده است. از دل تأملات نخستین در اشکال هندسی تا پیچیده‌ترین نظریه‌های جبر و توپولوژی، اندیشه‌ی ریاضی، همواره راهی برای شناخت نظم الهی در جهان گشوده است.
در طول تاریخ، اندیشمندان و ریاضی‌دانان بسیاری از سرزمین‌ها و فرهنگ‌های گوناگون، هر یک به‌قدر استعداد خویش، چراغی در این مسیر افروخته‌اند. کتاب حاضر، «گنجینه‌های ریاضیات در جهان»، کوششی است در معرفی چهره‌هایی که هر یک در شکل‌گیری و گسترش بنای باشکوه ریاضیات سهمی جاودانه داشته‌اند. از اقلیدس، بنیان‌گذار هندسه‌ی کلاسیک، تا هیلبرت، معمار ریاضیات نوین؛ از گالیله و نیوتن، پیشگامان علم تجربی، تا گرودندیک و دیودونه، سازندگان هندسه‌ی جبری مدرن؛ از شرق و غرب، از یونان و مصر تا آمریکا و ژاپن، همه در این کاروان بزرگ علم حضور دارند.
در این مجموعه، زندگی و آثار ریاضی‌دانان نامدار جهان، از چهره‌های تاریخی چون فیبوناچی و پوانکاره تا دانشمندان معاصر همچون آنتونی لائو، جرج ویلس، هنری دزینوتیویِی و جیمز هاوی، به‌صورت خلاصه و مستند معرفی شده‌اند. هدف آن است که خواننده، ضمن آشنایی با زندگی علمی آنان، با مسیر تکامل اندیشه‌ی ریاضی از دوران باستان تا عصر جدید نیز آشنا گردد.
این کتاب نه صرفاً یک مجموعه‌ی زندگینامه‌ای، بلکه سفری است در تاریخ اندیشه‌ی بشر؛ سفری که نشان می‌دهد چگونه ریاضیات، بی‌مرز و بی‌زمان، زبان مشترک عقلای جهان است. امید است که مطالعه‌ی این اثر، الهام‌بخش نسل جوان و پژوهشگران آینده باشد تا راه دانایی را با نوری تازه دنبال کنند و در گسترش مرزهای علم و اندیشه، سهمی از خویش بر جای گذارند.
با امید به توفیق و عنایت الهی
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
۱۹ مهر ماه۱۴۰۴- اصفهان

فهرست
۱.جرج ویلس(استرالیا)
۲.آنتونی لائو( کانادا)
۳.جان بیکر(انگلستان )
۴.علی اولگر(ترکیه)
۵.هنری دزینوتیویِی(زیمبابوه )
۶.رندی(کانادا)
۷. آلبرت اینشتین( سوئیس)
۸.گالیلو گالیله (ایتالیا)
۹.اسحاق نیوتن(انگلستان )
۱۰.هارولد دیلز(انگلستان )
۱۱.لئوناردو فیبوناچی(ایتالیا)
۱۲.اقلیدس(مصر)
۱۳.بلز پاسکال(فرانسه )
۱۴. ایمانوئل کانت(آلمان)
۱۵.کورت گودل(چکسلواکی)
۱۶.ویلیام راسل( بریتانیا)
۱۸.باروخ اسپینوزا(هلند)
۱۹.جان لاک( انگلستان )
۲۰.دیوید هیلبرت(روسیه)
۲۱.والتر رودین(امریکا)
۲۲.تام اپوستول(امریکا)
۲۳.ادوین هویت(امریکا)
۲۴.کنت راس(امریکا)
۲۵.ارنست کانیوس( آلمان)
۲۶.رابرت بارتل(امریکا)
۲۷.پاول هالموس(امریکا)
۲۸.جیمز دوگندجی(امریکا)
۲۹.جان بلای کانوی(امریکا)
۳۰.ریچارد چرچیل(امریکا )
۳۱.ردنی شارپ( انگلستان )
۳۲.هنری پوانکاره(  فرانسه )
۳۳.ژوزف فوریه( فرانسه )
۳۴.ژوزف لاگرانژ(فرانسه )
۳۵.جان فون نویمان(امریکا )
۳۶.ادوارد جذنسون(انگلستان‌ )
۳۷.تالس مِلطی (مصر)
  ۳۸.ژاک رووبو(فرانسه )
۳۹.نیکلای  لباچوفسکی(روسیه)
۴۰.ایزاک نامیوکا(ژاپن)
۴۱.آکوستین کوشی( فرانسه)
۴۲.آلن بدیو(فرانسه )
۴۳.جان دیویی(امریکا )
۴۴.الکساندر گرودندیک (آلمان)
۴۵.ژان دیودونه(فرانسه )
۴۶.لوران شوارتز(فرانسه )
۴۷.جیمز هاوی( انگلستان )

مقدمه

مقدمه
۱.
معرفی پرو فسور جرج ویلیس
      به پیشهاد برادر و دوست گرامی، آقای دکتر مهدی پور ،  قصد دارم خلاصه ای از شخصیت علمی و اخلاقی بزرگان ریاضی در آنالیز هارمونیک مجرد را در حد توان خدمت علاقه مندان معرفی نمایم.تا کسانی که برای فرصت مطالعاتی و یا کار های پژوهشی مشترک به دنبال استاد همکار در خارج از کشور هستند ، تسهیل نمایم. اگرچه ممکن است در دوران بازنشستگی باشند و یا دار فانی را وداع گفته باشند و دیگر فعالیت علمی انجام ندهند.ذکر خدمات آنها و یادی از آنها مفید خواهد بود.
      دومین فرصت مطالعاتی خود را در دانشگاه نیوکاسل استرالیا به مدت نه ماه به اتفاق خانواده با دعوت نامه پروفسور جرج ویلیس شاگرد پروفسور جانسون معروف که در میانگین پذیری جبرهای باناخ صاحب نظر است گذراندم.
      در ابتدای ورود، یکی از همکاران دانشگاهی که در نیوکاسل فارغ التحصیل شده بود، دوست خود را جهت کمک و راهنمایی به ما معرفی نمود. چند روزی  در منزل او بودیم و دنبال مسکن گشتیم.با توجه به داشتن چهار فرزند و ضوابط اجاره، نتوانستیم مسکن اجاره کنیم. پروفسور ویلیس یک منزل به نام خودش برایمان اجاره کرد.یک اطاق هم در گروه ریاضی دانشگاه نیوکاسل در اختیار بنده قرار داد.
     پروفسور ویلیس موضوعات مختلفی را برای فعالیت های مشترک پیشنهاد نمود.موضوع پیکر بندی را انتخاب نمودم.پروفسور رزنبلات از امریکا و پروفسور ویلس در مقاله ای مشترک برای اولین بار این موضوع را مطرح کردند و سوالات زیادی در این خصوص مطرح بود که ما در مدتی که آنجا بودیم و سپس به ایران آمدیم، با پروفسور عبدالهی اولین مقاله مشترک سه نفره را چاپ نمودیم.
       پروفسور ویلیس از نظر اخلاقی بسیار متواضع بود و اهل مشروبات الکلی نبود و به اتفاق همسرش به کلیسا می رفت.در یک مسافرت دسته جمعی با او و خانواده ایشان و اساتیدی چون دیلز،لوی،قهرمانی به تفریح چند روزه رفتیم.پروفسور قهرمانی چند ماهی، به موازات بنده انجا حضور داشت و روی یک پروژه کار مشترک با پروفسور ویلیس می کردند.یک سمینار تخصصی هم
در کانبرا تشکیل شد.بنده نیز یک سخنرانی داشتم.با پروفسور رندی  آنجا آشنا شدم.شب هنگام به طور گر وهی با جمعی از  اعضای سمینار، به یک رستوران رفتیم که غذا های شرقی  وگیاهی هم داشت.
      پروفسور ویلیس ،در آنالیز تابعی و آنالیز هار مونیک صاحب نظر است و مقالات زیادی به صورت فردی یا مشترک به چاپ رسانده است.او روی فضاهای صفر بعدی به طور گروهی فعالیت دارد.همچنین مجله نظریه گروه ها توسط او مدیریت می شود.اخیرا به طور گروهی با فارغ التحصیلان نظریه پیکر بندی و راهنمایی پروفسور ویلیس ارتباط بین پیکر بندی و خواص گروه های موضعا متناهی بدست آمد که در مجله نظریه گروه ها به چاپ رسید.

 

معرفی پروفسور لائو
     پروفسور لائو اهل کشور چین می باشد.او در دانشگاه آلبرتای کانادا دارای مقام استاد تمامی است.شاگردانی همانند فورست تربیت نموده است.دکتر امینی از اساتید دانشگاه تربیت مدرس، مدتی تحت راهنمایی او بود.اما دکتری خود را در آنجا ناتمام گذاشت.
       پروفسور لایو با دکتر ریاضی، که هم اکنون در امریکا زندگی می کند،ارتباط نزدیک داشت.من ندیدم با او کار مشترک علمی داشته باشند.از نظر روابط عمومی با ایرانیان روابط نزدیک داشت.دکتر اسلام زاده شاگرد او می باشد.دکتر لشکری زاده و من برای فرصت مطالعاتی آنجا رفتیم.
      پروفسور لایو، با پروفسور ویلیس،لوی،قهرمانی،پیم،اولگر ،دیلزو بسیاری از صاحب نظران در آنالیز هارمونیک مجرد مقاله یا کتاب مشترک دارد.کتاب جبرهای گروهی وزندار را با پروفسور دیلز دارد.کتاب جبرنیم گروهی
را با دیلز و استراس دارا می باشد.همچنین کتابی در رابطه با دوگان جبر اندازه دارد .
      پروفسور لائو با توجه به اشرافی که به موضوعات مختلف داشت، نسبت به تعمیم مطالب و تنظیم آنها توانا بود.به یاد دارم که توصیه می کرد، سعی نکنید، هر چه بدست آوردید سریع چاپ کنید.صبر داشته باشید، در فرصت مناسب چاپ کنید.آرشیو منظم و کتابخانه خوبی در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد به پا کرده بود.بسیاری از ریاضی دانان، از جمله دزی نو شوی را برای مدت کوتاهی آنجا دیدم.
      از نظر اخلاقی ، مردمی بود.زیاد با افراد نزدیک نمی شد و مشغول فعایت های علمی خود بود.بیشتر سازماندهی و هدایت امور با تشکیل سمینارها، و دعوت از صاحب نظران،آنجا را به مرکز پژوهشی فعال تبدیل کرده بود. هم اکنون بازنشسته هستند،ولی با آمدن رندی به آن دپارتمان،گروه جان دوباره ای گرفت و مرکز توجهات شد.
۳.
معرفی دکتر جان بیکر
       جان بیکر استاد راهنمای دوره دکتری اینجانب در چهار سال و در دوره کارشناسی ارشد در یک سال می باشد.در انگلستان در تحصیلات تکمیلی تاکید بر پژوهش است .دوره کارشناسی ارشد یک ساله است و در صورت نیاز ، دروسی را به عنوان پیش نیاز دانشجو باید از کارشناسی اخذ نماید.
  در کارشناسی ارشد چهار درس در دو ترم توسط دانشجو اخذ و یک مقاله به عنوان پروژه با جزئیات باز می شود.اما در دوره دکتری هیچ درسی ارائه نمی شود و تماما پژوهشی است.
       چهار استاد در گروه  راهنمایی دکتری را می پذیرفتند.پروفسور شارپ،پیم،بیکر و دیکسون.بنده با توجه به خصلت های اخلاقی و تواضع و فروتنی و با سواد بودن ،جان بیکر را برای راهنمایی برگزیدم.
اکثر کارهای بیکر، مشترک است.اما نقش او در مقالات بسیار اساسی و نو آورانه است.
       همسر جان بیکر، نیز ریاضی دان بود و سه مقاله در مجله لندن در زمینه جبر باناخ نیم گروهی روی نیم گروه های توپولوژیکی فشرده موضعی ارائه و خواص آنرا بررسی کردند.سپس دزی نو شوی کارهای آنها را برای نیم گروه های توپولوژیکی تعمیم دادند که در ربسرچ نوت لندن گردآوری شده است.
      استاد راهنما، چند موضوع را برای تحقیق در دوره دکتری یشنهاد نمود.پس از یک هفته بررسی، در انتخاب دو موضوع مردد بودم  که با استخاره دکتر انشایی، منظم پذیری جبرهای نیم گروهی وزندار توپولوژیکی بر گزیدم.
      در دوره دکتری به اتفاق ایشان در یک سمینار تخصصی که توسط پروفسور پترسون ارائه  می شد
شرکت کردیم.و بطور هفتگی یک جلسه  چند ساعته با ایشان داشتم و فعالیت های تحقیقاتی انجام شده در هفته را مکتوب و تحویل می دادم.همچنین بطور خلاصه برای ایشان ارائه می کردم.سپس استاد راهنما یادداشت های مرا دقیق می خواند و نظرات خود را می نوشت که همه آنها را در بایگانی خود دارم.
      ایشان اخیرا   پس از بیماری همسرشان و فوت نامبرده، خود نیز دار فانی را وداع کرد.اما آثار او باقی  است،.روحش شاد.در دوره دکتری علاوه بر اینکه با ایشان یک مقاله مشترک در مجله لندن چاپ کردیم.دو مقاله دیگر نیز تهیه نمودم. تا کنون نزدیک به ده مقاله علمی از پایان نامه خود استخراج گردید.
۴.
معرفی پروفسور اولگر
        پروفسور اولگر، یکی از صاحب نظران در آنالیز هارمونیک مجرد در دنیا می باشد که آثار علمی زیادی از خود به جامعه علمی تقدیم نموده است.ایشان ساکن و اهل کشور ترکیه هستند.خود را وقف پژوهش کرده است.فکر کنم، حتی ازدواج نکرده و همسری اختیار نننوده است.او شاگرد پروفسور پیم ،استاد تمام گروه ریاضی دانشگاه شفیلد انگلستان می باشد.به یاد دارم پروفسور پیم، دو شاگرد از ترکیه داشت که هر دو در زمینه ی منظم پذیری جبرهای باناخ کار می کردند و پروفسو پیم چند سفری، جهت تفریح و شرکت در سمینار و مباحث علمی به ترکیه سفر می کرد.
      ایشان با اساتید بنامی چون لائو، پیم،کانیوس و قهرمانی در زمینه آنالیز تابعی و کاربرد آنها در آنالیز هارمونیک مجرد، مقالات ارزشمندی را تحریر و تدوین نموده است که بعضا به آنها زیاد ارجاع می شود.در برگزاری سمینار های علمی بطو ر مداوم  و منظم در ترکیه نیز کوشا می باشند.
    از  پروفسور اولگر، چندین بار به ایران جهت ایراد سخنرانی در کنفرانس های ریاضی، دعوت بعمل آورده شد.به خاطر دارم دکتر عبدالحمید ریاضی، استاد دانشگاه پلی تکنیک از ایشان دعوت بعمل آورده بود.از من خواستند، که چند روزی از پروفسور اولگر ،برای دیدن اصفهان، همراهی کنم.چند روزی ایشان در منزل ما اقامت داشتند.عصر ها ایشان را به مراکز تاریخی می بردم و پس از صرف غذا به منزل بر می گشتیم.به یاد دلرم در بازدید از میدان امام، عکسی از جوانی حضرت محمد(ص) را دید، و یک کپی از آن را خرید.این نشان دهنده علاقه او به اسلام بود.همچنین از من سراغ طلا فروشی گرفت.او را به بازار زرگر ها بردم و خریدی انجام داد.در پایان سفر به اصفهان ، یک کادویی به دخترم هدیه نمود.بعدا متوجه شدم، این هدیه همان خرید ایشان از طلا فروشی بود.
۵.
معرفی پروفسور هنری دزی نوتیویی
   ایشان روی نیم گروه های توپولوژیکی کار کرده اند.فعالیت های علمی ایشان در مجله تحقیقاتی لندن جمع آوری و تدوین شده است.نامبرده کارهای دکتر بیکر و همسرش روی نیم گروه ها را به فضاهای سی متمایز تعمیم داد.او علاقمند بود مطالب تحقیقاتی را روی نیم گروه هایی که عمل ضرب بطور مجزا پیوسته است تعمیم دهد.لذا آن را به صورت یک سوال باز باتفاق دکتر بیکر در مجلات معتبر مطرح نمودند.بنده به این سوال پاسخ مثبت دادم.با مکاتباتی که با ایشان داشتم و حضوری در دانشگاه آلبرتای کانادا آشنا شدم،اثبات سوال آنها را با جزئیات دادم.لازم به ذکر است که در یک مجله معتبر، این پاسخ چاپ شده است.
   ایشان علاقمند بود به ایران بیاید و کارهای مشترک انجام دهیم.اما به خاطر مشکلات ارزی و تامین مالی مقدور نگشت.ایشان مدتی را در کارهای اجرایی گذراند.کارهای علمی خود را کنار گذاشته و بازنشسته شده است.
     دکتر دِزینوتیویِی در سال ۱۹۵۰ در زیمبابوه متولد شد. از کودکی علاقه‌ای ژرف به ریاضیات و منطق داشت و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مؤسسات آموزشی این کشور گذراند. پس از پایان دبیرستان، وارد دانشگاه زیمبابوه شد و مدرک کارشناسی ریاضیات را دریافت کرد.
     او سپس برای ادامه‌ی تحصیل به انگلستان رفت و در دانشگاه آبردین موفق به اخذ دکترای ریاضی شد. رساله‌ی دکتری او، که زیر نظر پروفسور پاترسون انجام شد، در حوزه‌ی آنالیز هارمونیک مجرد و نیم‌گروه‌ها بود و به بررسی نظریه‌ی اندازه‌ها بر روی نیم‌گروه‌های توپولوژیک پرداخت.
    پس از اتمام تحصیلات، دکتر دِزینوتیویِی به زیمبابوه بازگشت و به عنوان استاد در دانشگاه زیمبابوه مشغول به کار شد. او مدتی رئیس بخش ریاضیات و سپس رئیس دانشکده‌ی علوم این دانشگاه بود. در دهه‌ی ۱۹۸۰، مدتی نیز در دانشگاه نایروبی در کنیا تدریس کرد و از بنیان‌گذاران همکاری‌های علمی میان دانشگاه‌های شرق و جنوب آفریقا بود.
علاوه بر فعالیت آموزشی، او ریاست انجمن علوم ریاضی جنوب آفریقا را برعهده داشت و یکی از چهره‌های برجسته‌ی ترویج علم در قاره‌ی آفریقا محسوب می‌شد. همچنین در شورای ملی علوم و فناوری زیمبابوه عضویت داشت و نقش مؤثری در توسعه‌ی آموزش عالی کشور ایفا کرد.
      زمینه‌ی اصلی پژوهش‌های دکتر دِزینوتیویِی آنالیز هارمونیک، و به ویژه نیم‌گروه‌های توپولوژیک بود. او از نخستین ریاضی‌دانانی بود که نظریه‌ی «جبر گروه» را به نیم‌گروه‌ها تعمیم داد و نظریه‌ای منسجم از «تشابه جبر گروه برای نیم‌گروه‌های توپولوژیک» ارائه کرد.
     مهم‌ترین اثر او کتابی با عنوان:
“The Analogue of the Group Algebra for Topological Semigroups”
است که در سال ۱۹۸۴ توسط ریسرچ نوت لندن منتشر شد. این کتاب یکی از منابع ارزشمند در نظریه‌ی نیم‌گروه‌های توپولوژیک و تحلیل روی ساختارهای غیرگروهی است و هنوز در بسیاری از مقالات ریاضی ارجاع داده می‌شود. علاوه بر این کتاب، او بیش از ۳۰ مقاله‌ی پژوهشی در مجلات معتبر بین‌المللی منتشر کرده است.
     دکتر دِزینوتیویِی شخصیتی چندوجهی داشت و علاوه بر فعالیت علمی، در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی نیز حضور فعال داشت. او به عنوان نماینده‌ی مجلس از حوزه‌ی هاراره انتخاب شد و در سال ۲۰۰۹، در دولت وحدت ملی زیمبابوه، به عنوان وزیر علوم و توسعه‌ی فناوری منصوب گردید. در این مقام، تلاش کرد زیرساخت‌های علمی کشور را گسترش دهد و ارتباط میان دانشگاه‌ها و صنایع را تقویت کند.
او از پیشگامان ترویج ریاضیات در آفریقا بود و شاگردان بسیاری در زیمبابوه و کنیا تربیت کرد. بسیاری از استادان فعلی دانشگاه زیمبابوه شاگردان مستقیم یا غیرمستقیم او هستند.
    دکتر هنری دِزینوتیویِی الگویی از پیوند علم، مسئولیت اجتماعی و ایمان به پیشرفت انسان بود. او در عین آنکه در حوزه‌ای بسیار تخصصی از ریاضیات، یعنی نیم‌گروه‌های توپولوژیک، پیشگام بود، همواره بر اهمیت آموزش، توسعه‌ی علمی و عدالت اجتماعی تأکید داشت.

 

.

باسمه تعالی
معرفی پروفسور رندی
پروفسور رندی از اساتید برجسته‌ی دانشگاه آلبرتای کانادا است. ایشان در حوزه‌ی آنالیز هارمونیک مجرد مقالات ارزشمندی منتشر کرده‌اند. کتاب ایشان در زمینه‌ی میانگین‌پذیری که اخیراً توسط انتشارات اسپرینگر به چاپ رسیده، مجموعه‌ای از مقالات و آخرین دستاوردهای پژوهشی ایشان در زمینه‌ی میانگین‌پذیری جبرهای باناخ را در بر دارد. این کتاب در مقطع دکتریِ گروه ریاضی دانشگاه اصفهان، طی چند دوره توسط زنده‌یاد دکتر لشکری‌زاده تدریس گردید و مسائل آن نیز به‌تازگی توسط دکتر سلیمانی منتشر شده است.
پس از بازنشستگی پروفسور لائو، پروفسور رندی به عضویت هیئت علمی گروه ریاضی دانشگاه آلبرتا درآمدند. در دوران فرصت مطالعاتی که در این دانشگاه سپری کردم، از کتابخانه‌ی ارزشمند آن در زمینه‌ی آنالیز هارمونیک گروه‌ها بهره‌مند شدم.
همچنین، در سمینار تخصصی دانشگاه کانبرا در استرالیا افتخار دیدار حضوری با ایشان را داشتم. در این سمینار، بنده سخنرانی‌ای با موضوع منظم‌پذیری جبرهای اندازه‌ی وزنی ارائه کردم. از دیگر سخنرانان این نشست علمی می‌توان به پروفسور دیلز، پروفسور قهرمانی، پروفسور ویلیس و پروفسور لوی اشاره کرد. به یاد دارم که در پایان برنامه، شبی را در رستورانی با غذاهای گیاهی، در فضایی صمیمی و علمی، به پذیرایی و گفت‌وگو گذراندیم.
دکتر رندی ریاضیدان برجسته‌ای در زمینه‌های آنالیز تابعی و آنالیز هارمونیک مجرد است. او در حال حاضر استاد تمام در دپارتمان علوم ریاضی و آمار دانشگاه آلبرتا در ادمونتون، کانادا می‌باشد.
او در دانشگاه ویستفالیای ویلهلم، مونستر، آلمان،  در۱۹۹۰ میلادی
دکترایخود را اخذ نمود.
در رساله دکترای خود، دکتر روندی به بررسی «مسائل در پیوستگی خودکار» پرداخت. او در سال ۲۰۰۱ به کانادا مهاجرت کرد و در دانشگاه آلبرتا مشغول به تدریس و پژوهش شد.
دکتر روندی در زمینه‌های مختلفی از جمله میانگین‌پذیری و همولوژی جبرهای باناخ، عملگرهای  روی فضای باناخ پژوهش کرده است. او در کتاب خود با عنوان
«Lectures on Amenability»
که در انتشارات اسپرینگر منتشر
شده، به بررسی مفاهیم میانگین‌پذیری در آنالیز تابعی می‌پردازد.
حوزه‌های تحقیقاتی او در
۱.آنالیز تابعی: بررسی ساختار و ویژگی‌های فضاهای باناخ و عملگرهای آن‌ها.
۲.آنالیز هارمونیک مجرد: مطالعه گروه‌ها و جبرهای مرتبط با آنالیز هارمونیک.
۳.میانگین‌پذیری: تحقیق در مورد ویژگی‌های میانگین‌پذیری در فضاهای مختلف.
 

۷.
معرفی آلبرت اینشتین
آلبرت اینشتین از بزرگ‌ترین دانشمندان تاریخ است که با نظریه‌های نوین خود تحولی شگرف در فیزیک و نگرش بشر به جهان پدید آورد.
او در سال ۱۸۷۹ میلادی در شهر اولم آلمان دیده به جهان گشود و از کودکی علاقه‌ای عمیق به ریاضیات و فیزیک نشان داد. تحصیلات عالی خود را در پلی‌تکنیک زوریخ گذراند و در سال ۱۹۰۰ فارغ‌التحصیل شد.
مدتی در اداره‌ی ثبت اختراعات سوئیس به کار پرداخت و در سال ۱۹۰۵ چهار مقاله‌ی بنیادین منتشر کرد که از جمله‌ی آن‌ها نظریه‌ی نسبیت خاص بود؛ نظریه‌ای که برداشت انسان از زمان و مکان را دگرگون ساخت.
در سال ۱۹۱۵ نیز نظریه‌ی نسبیت عام را عرضه کرد که گرانش را به‌عنوان خمیدگی فضا–زمان تبیین می‌کرد. پژوهش‌های او درباره‌ی اثر فوتوالکتریک سرانجام جایزه‌ی نوبل فیزیک سال ۱۹۲۱ را برایش به ارمغان آورد.
اینشتین پس از ترک آلمان به ایالات متحده مهاجرت کرد و در دانشگاه پرینستون به تحقیق و تدریس پرداخت. سرانجام در سال ۱۹۵۵ میلادی در پرینستون چشم از جهان فروبست.
۸.
معرفی گالیله
گالیله یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان تاریخ علم و پدر علم تجربی مدرن، در ۱۵۶۴ در ایتالیا به دنیا آمد. او فیزیکدان، ریاضیدان، ستاره‌شناس و فیلسوف بود و نقش مهمی در تحول علمی عصر خود ایفا کرد.
گالیله فرزند یک موسیقی‌دان مشهور بود و از همان کودکی استعداد فراوانی در ریاضیات و علوم نشان داد. ابتدا در دانشگاه پیزا به تحصیل پزشکی پرداخت، اما علاقه‌اش به ریاضیات و فیزیک باعث شد مسیر تحصیلی خود را تغییر دهد.
گالیله بسیاری از اصول فیزیک و ستاره‌شناسی را پایه‌گذاری کرد:
۱.مکانیک و حرکت اجسام:
او قوانین حرکت شتابدار و سقوط آزاد اجسام را کشف کرد و نشان داد که سرعت سقوط اجسام مستقل از جرم آن‌ها است.
۲.تلسکوپ و ستاره‌شناسی:
گالیله یکی از نخستین کسانی بود که تلسکوپ را بهبود داد و از آن برای مشاهده آسمان استفاده کرد. او کشفیات مهمی داشت، از جمله:
الف:کوه‌ها و دره‌های ماه
ب:چهار قمر بزرگ مشتری (ایو، گانیمد، کالستو، و اروپا)
ج:لکه‌های خورشیدی و فازهای زهره
۳.نظریه‌های کیهانی:
گالیله از نظریه کوپرنیکی حمایت کرد که زمین و سیارات دیگر به دور خورشید می‌چرخند، نظریه‌ای که در زمان خود بسیار جنجالی بود.
حمایت گالیله از نظریه خورشیدمرکزی باعث شد با کلیسای کاتولیک وارد مناقشه شود. او در ۱۶۳۳ میلادی تحت فشار محاکمه شد و مجبور شد از نظر علمی خود عقب‌نشینی کند و تا پایان عمر تحت نظارت باشد.
گالیله تا آخر عمرش به تحقیق ادامه داد و بسیاری از آثار خود را نوشت. او در ۱۶۴۲ در ایتالیا درگذشت.
گالیله به‌خاطر رویکرد تجربی و مشاهده‌ای خود، به عنوان پدر علم مدرن شناخته می‌شود. آثار و اکتشافات او پایه‌ای برای دانشمندان بعدی مانند نیوتن شد و مسیر علم و فناوری را برای همیشه تغییر داد.
۹.
معرفی استاد اسحاق نیوتن
     اسحاق نیوتن، یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان تاریخ علم، تأثیر شگرفی بر ریاضیات، فیزیک و نجوم گذاشت. او در سال ۱۶۴۲ میلادی (هم‌زمان با درگذشت گالیله) در انگلستان چشم به جهان گشود.
نیوتن از همان کودکی به ریاضیات و مکانیک علاقه‌مند بود. تحصیلات عالی خود را در دانشگاه کمبریج گذراند و با مطالعه‌ی آثار بزرگان علم همچون کپلر، دکارت و گالیله مسیر تازه‌ای را در عرصه دانش بنیان نهاد.
اکتشافات و دستاوردهای او عبارتند:
۱. قوانین حرکت و گرانش عمومی
در سال ۱۶۸۷ کتاب ماندگار خود را با عنوان اصول ریاضی فلسفهٔ طبیعی منتشر کرد. در این اثر سه قانون حرکت و قانون جاذبهٔ عمومی بیان شد که شالودهٔ مکانیک کلاسیک را تشکیل می‌دهد.
۲. نور و اپتیک
او آزمایش‌های بسیاری در باب ماهیت نور انجام داد و نشان داد که نور سفید از مجموعه‌ای از رنگ‌ها تشکیل شده است. نیوتن با استفاده از منشور این رنگ‌ها را از هم جدا کرد و همچنین تلسکوپ بازتابی را طراحی و ساخت.
۳. ریاضیات
نیوتن هم‌زمان با لایب‌نیتس، علم حساب دیفرانسیل و انتگرال را بنیان نهاد. گرچه بحث‌های طولانی دربارهٔ تقدم این دو شکل گرفت، امروزه هر دو به‌عنوان پایه‌گذاران حسابان شناخته می‌شوند.
نیوتن در سال‌های پایانی زندگی خود در شهرت و احترام زیست و سرانجام در ۱۷۲۷ میلادی در لندن درگذشت. بی‌تردید نیوتن را می‌توان بنیان‌گذار فیزیک کلاسیک و از ارکان اصلی انقلاب علمی دانست. نظریه‌های او قرن‌ها اساس علوم طبیعی و مهندسی بودند و هنوز نیز در بسیاری از حوزه‌های علمی کاربرد گسترده دارند.
۱۰.
معرفی پروفسور  دیلز
پروفسور هارولد گارت دِیلز  ریاضیدان برجسته در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد، بالاخص در تحلیل تابعی و جبر باناخ، در سال ۱۹۴۴ در  انگلستان به دنیا آمد.در۱۹۷۰ به دانشگاه نیوکاسل رفت و دکترای خود را از آنجا گرفت.

پس از اتمام دکترا، دِیلز در دانشگاه گلاسکو به تدریس پرداخت و از سال ۱۹۷۳ به دانشگاه لیدز پیوست. او در سال ۲۰۱۱ به مقام استاد ممتاز ریاضیات محض رسید و تا سال ۲۰۲۱ در این سمت خدمت کرد.
آشنایی من با ایشان در کنفرانس بین المللی ریاضی در دانشگاه اصفهان و سمینار آنالیز هارمونیک مجرد  در کانبرا بود.او کتاب مرجع خود در زمینه جبر باناخ را به چاپ رساند.با اساتید زیادی دارای کارهای مشترک در زمینه چاپ کتاب و مقاله دارد.او با بزرگان این رشته همچون  پروفسور پیم، پروفسور قهرمانی، پروفسور لائو مقالات ارزشمندی دارد.ایشان مدتی مسئولیت مجله لندن را عهده دار بود.

او در  ۲۰۲۲ میلادی، به علت بیماری  درگذشت. یاد و آثار علمی او همچنان در جامعه ریاضی بالاخص در آنالیز هارمونیک مجرد در جهان زنده است

 

۱۱
معرفی لئوناردو  فیبوناچی
لئوناردو پیزانو، که بعدها به نام مشهور فیبوناچی شناخته شد، در سال ۱۱۷۰ میلادی در شهر پیزای ایتالیا به دنیا آمد. واژه‌ی «فیبوناچی» در اصل لقب پدر او بود.
پدرش تاجری اهل پیزا بود که به‌عنوان نماینده‌ی تجاری در شمال آفریقا فعالیت می‌کرد. لئوناردو از کودکی همراه پدر در سفرهای تجاری شرکت می‌کرد و در همین سفرها با نظام عددنویسی هندی ـ عربی آشنا شد. او دریافت که این سیستم بسیار ساده‌تر و کارآمدتر از اعداد رومیِ رایج در اروپا است.
فیبوناچی در طول زندگی خود به کشورهای مختلفی از جمله مصر، سوریه و یونان سفر کرد. او در این سفرها با دانشمندان مسلمان و مسیحی دیدار داشت و ریاضیات شرقی، به‌ویژه ریاضیات اسلامی را فرا گرفت.
مهم‌ترین اثر او کتاب لیبر آباکی  است که در سال ۱۲۰۲ میلادی نگاشت. در این کتاب، او نظام عددنویسی هندی ـ عربی را معرفی کرد، مزایای آن را در مقایسه با اعداد رومی توضیح داد و روش‌های نوین محاسباتی، مانند ضرب و تقسیم طولانی، را به اروپاییان آموزش داد.
از مسائل برجسته‌ای که در این کتاب مطرح شد، مسئله‌ی معروف تکثیر خرگوش‌ها بود که به معرفی دنباله‌ای از اعداد انجامید. این دنباله که امروزه به نام دنباله فیبوناچی شناخته می‌شود، بعدها در ریاضیات، طبیعت، هنر و حتی موسیقی کاربردهای فراوان یافت.
اگرچه در زمان حیاتش نام او چندان در اروپا شناخته نشد، اما آثار وی شالوده‌ای برای ریاضیات نوین در غرب گردید. فیبوناچی نخستین کسی بود که نظام هندی ـ عربی را به‌طور جدی در اروپا معرفی کرد؛ نظامی که امروزه پایه‌ی تمام محاسبات در جهان است.
فیبوناچی حدود سال‌های ۱۲۴۰ یا ۱۲۵۰ میلادی در زادگاهش پیزا درگذشت. تاریخ دقیق درگذشت او روشن نیست.
۱۲.
تمایز هندسه ها
۱. هندسه اقلیدسی
    مبنای این هندسه بر اساس کتاب معروف اقلیدس، اصول آن برقرار است.
در این هند سه فضا مسطح است، یعنی بدون انحنای مثبت یا منفی.
همچنین قانون موازی‌ها برقرار است.از یک نقطه خارج از یک خط، تنها یک خط موازی با خط داده‌شده می‌گذرد.
برای مثال، مثلث، مربع و مستطیل در صفحه مسطح هستند.همچنین
جمع زاویه‌های مثلث همیشه ۱۸۰ درجه است. خطوط موازی هیچ‌گاه یکدیگر را قطع نمی‌کنند که در مهندسی، معماری، نقشه‌کشی، و بیشتر ریاضیات کلاسیک کاربرد دارد.
۲. هندسه نااقلیدسی(هذلولوی)
در  این هندسه قانون اقلیدسی موازی‌ها در آن صدق نمی‌کند.
از یک نقطه خارج از یک خط، بیش از یک خط می‌تواند موازی با خط داده‌شده باشد.
همچنین جمع زاویه‌های مثلث کمتر از ۱۸۰ درجه است. خطوط در این هندسه بطور منحنی دیده می‌شوند.
۳.هندسه کروی (بیضوی)
در این هندسه هیچ خط موازی وجود ندارد.جمع زاویه‌های مثلث بیشتر از ۱۸۰ درجه است.
برای مثال: انحنای فضا مثبت یا منفی است، نه صفر.خطوطی که به‌طور "موازی" تصور می‌شوند، ممکن است به هم برسند یا هیچ وقت به هم نرسند بسته به نوع هندسه.
    کاربرد آن در فیزیک (نسبیت عام)، نجوم، مدل‌سازی سطوح منحنی.
   علاقه مندان به مطالعه هندسه نااقلیدسی، آنان را به کتاب دکتر شفیعی، انتشارات نشر دانشگاهی ارجاع می دهم.حرکت ما روی کره زمین به ظاهر مستقیم است ولی به خاطر بیضوی شکل بودن زمین به صورت منحنی است.
۱۳.
زندگی‌نامهٔ بلز پاسکال
    پاسکال، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، مخترع و فیلسوف فرانسوی، در سال ۱۶۲۳ در فرانسه به دنیا آمد. او از کودکی استعداد فوق‌العاده‌ای در ریاضیات نشان داد و تحت تربیت پدرش، که خود دانشمندی برجسته بود، رشد کرد.
     پاسکال در سنین پایین، پایه‌های هندسه و ریاضیات را به‌طور مستقل آموخت و در ۱۶ سالگی اثری مهم در هندسه ارائه کرد. او در زمینه‌های زیر به شهرت رسید:
۱. ریاضیات: فعالیت در هندسه، نظریه اعداد و احتمال؛ همراه با پیر دو فرما، بنیان‌های نظریه احتمال را شکل داد.
۲. فیزیک: مطالعات در هیدرواستاتیک و فشار هوا و کشف قانون پاسکال، که بیان می‌کند فشار وارد بر یک مایع در هر نقطه به تمام نقاط دیگر منتقل می‌شود.
۳. اختراعات: ساخت ماشین حساب مکانیکی که قادر به انجام جمع و تفریق بود و یکی از نخستین ماشین‌های حساب مکانیکی به شمار می‌رود.
در سال‌های پایانی زندگی، پاسکال به مسائل فلسفی و دینی علاقه‌مند شد و مجموعه‌ای از نوشته‌های خود را به نام "افکار" تدوین کرد. این اثر، مجموعه‌ای از تأملات درباره دین، انسان و فلسفه اخلاق است و یکی از آثار برجستهٔ ادبیات و فلسفه مسیحی محسوب می‌شود.
   پاسکال هرگز ازدواج نکرد و زندگی نسبتاً کوتاهی داشت. سلامت او از دوران کودکی ضعیف بود و در  ۱۶۶۲، در سن ۳۹ سالگی در پاریس درگذشت.
     پاسکال نه تنها در ریاضیات و علوم تجربی تأثیرگذار بود، بلکه در فلسفه و الهیات نیز جایگاه ویژه‌ای یافت و آثارش تا امروز مورد توجه اندیشمندان و دانشمندان است.
۱۴.
زندگی‌نامهٔ ایمانوئل کانت
   کانت، فیلسوف بزرگ آلمانی و یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان تاریخ فلسفه، در ۱۷۲۴ میلادی در شهر کونیگزبرگ (امروزه کالینینگراد، روسیه) به دنیا آمد. او در خانواده‌ای فقیر و مذهبی بزرگ شد و از کودکی علاقهٔ زیادی به یادگیری نشان داد. پدرش، هانس کانت، نجار بود و مادرش، یوهانا       کانت، زنی با ایمان عمیق و سخت‌کوش.
کانت تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسهٔ محلی گذراند و سپس به دانشگاه کونیگزبرگ راه یافت، جایی که علوم طبیعی، ریاضیات، فلسفه و الهیات را آموخت. در اوایل جوانی، به عنوان معلم خصوصی و پژوهشگر علمی فعالیت می‌کرد و در همین دوران به مطالعهٔ گستردهٔ آثار فیلسوفان پیشین پرداخت.
در سال ۱۷۷۰، کانت با انتشار آثار علمی و فلسفی خود به تدریس فلسفه در دانشگاه کونیگزبرگ پرداخت و به سرعت به شهرت رسید.
       مهم‌ترین اثر او، «نقد عقل محض»، به بررسی محدودیت‌ها و قابلیت‌های عقل انسان اختصاص دارد و پایه‌گذار فلسفهٔ انتقادی او شد. کانت همچنین در آثار دیگر خود مانند «نقد عقل عملی» و «نقد قوهٔ حکم»، به تحلیل اخلاق، زیبایی‌شناسی و فلسفهٔ عملی پرداخت.
    کانت زندگی خود را با انضباط شدید و نظم دقیق روزمره گذراند و گفته می‌شود که اهالی کونیگزبرگ حتی ساعت‌های روز او را تنظیم می‌کردند. او هرگز ازدواج نکرد و زندگی‌اش را به مطالعه و تدریس اختصاص داد.
    کانت در ۱۸۰۴ در همان شهر کونیگزبرگ درگذشت. آثار او پس از مرگ، تأثیر عمیقی بر فلسفهٔ مدرن، علوم انسانی، اخلاق و حتی علوم طبیعی گذاشت و فلسفهٔ او بر مبنای عقل، تجربه و اخلاق، هنوز در دانشگاه‌ها و محافل علمی جهان مطالعه و تدریس می‌شود.
۱۵.
زندگی‌نامهٔ کورت گودل
      گودل در سال ۱۹۰۶ در شهر برنو (جمهوری چک امروزی) به دنیا آمد. خانواده‌اش از طبقه‌ی متوسط بودند؛ پدرش مالک یک کارخانه‌ی نساجی بود و مادرش نقشی پررنگ در تربیت فرزندان داشت.
    گودل از کودکی کنجکاو، دقیق و فوق‌العاده باهوش بود. او از همان سال‌های نخستین، علاقه‌ای عمیق به ریاضیات و منطق نشان داد. در سال ۱۹۲۴ وارد دانشگاه وین شد؛ ابتدا فیزیک خواند، اما خیلی زود به فلسفه‌ی ریاضی و منطق گرایش پیدا کرد. او شاگرد موریس شلیک و عضو «محفل وین» شد؛ محفلی که بسیاری از فیلسوفان و منطق‌دانان برجسته در آن حضور داشتند. در سال ۱۹۳۰، رساله‌ی دکتری خود را زیر نظر هانس هان به پایان رساند.
تنها یک سال بعد، در ۱۹۳۱، شاهکار علمی خود را عرضه کرد: قضایای ناتمامیت گودل. او نشان داد که هر دستگاه صوریِ به‌قدر کافی قوی (مانند حساب) یا ناقص است یا متناقض. به بیان ساده، هیچ نظام منطقی نمی‌تواند هم کامل باشد و هم عاری از تناقض. این کشف، انقلابی عظیم در ریاضیات، منطق، فلسفه و بنیان‌های دانش پدید آورد.
    گودل در جوانی فردی خجالتی، درون‌گرا و بسیار حساس بود. او در سال ۱۹۳۸ با آدل پوکر، زنی مسن‌تر از خود و رقصنده‌ی سابق کاباره، ازدواج کرد. اگرچه خانواده‌اش مخالف بودند، اما آدل در تمام زندگی همراهی وفادار و پرستاری مهربان برای گودل باقی ماند.
    با قدرت گرفتن نازیسم در اتریش و آلمان، گودل – هرچند یهودی نبود – به دلیل استقلال فکری‌اش در معرض خطر قرار گرفت. در سال ۱۹۴۰ همراه همسرش به آمریکا مهاجرت کرد و در مؤسسه‌ی مطالعات پیشرفته‌ی پرینستون به کار پرداخت. در آنجا، دوست و همکار نزدیک آلبرت اینشتین شد؛ گفته‌اند اینشتین در سال‌های پایانی عمر، بیشتر به خاطر قدم‌زدن‌های روزانه با گودل به مؤسسه می‌رفت.
    علاوه بر قضایای ناتمامیت، گودل دستاوردهای مهم دیگری نیز داشت:
۱. پژوهش در نظریه‌ی مجموعه‌ها و اثبات سازگاری اصل انتخاب و فرضیه‌ی پیوستار.
۲. بنیان‌گذاری منطق موجهات و ارائه‌ی براهین صوری بر وجود خدا (الهام‌گرفته از برهان آنسلم).
۳. ارائه‌ی مدل‌های کیهان‌شناسی در نسبیت عام (معروف به جهان گودل) که در آن امکان ریاضیِ سفر در زمان مطرح می‌شود.
    در سال‌های پایانی عمر، گودل دچار وسواس فکری و پارانویا شد. او باور داشت که دیگران قصد مسموم کردنش را دارند؛ ازاین‌رو تنها غذایی را می‌خورد که همسرش آماده می‌کرد. هنگامی که آدل مدتی در بیمارستان بستری شد، گودل از خوردن امتناع کرد و به سوءتغذیه‌ی شدید دچار شد.
     سرانجام، کورت گودل در سال ۱۹۷۸ در پرینستون و در سن ۷۱ سالگی بر اثر گرسنگی و سوءتغذیه درگذشت. در آن زمان وزن او تنها ۳۰ کیلوگرم بود.
     گودل بی‌تردید از بزرگ‌ترین منطق‌دانان تاریخ به شمار می‌رود. قضایای ناتمامیت او نه‌تنها بنیاد ریاضیات را دگرگون کرد، بلکه تأثیر ژرفی بر فلسفه، علوم رایانه و اندیشه‌ی مدرن گذاشت. بسیاری از اندیشمندان قرن بیستم، او را در کنار اینشتین و تورینگ از ستون‌های اصلی تفکر جدید می‌دانند.
۱۶.
زندگی‌نامهٔ برتراند آرتور ویلیام راسل
     راسل، فیلسوف، منطق‌دان، ریاضیدان، تاریخ‌نگار و فعال اجتماعی بریتانیایی، در ۱۸۷۲ میلادی در انگلستان به دنیا آمد. او از خانواده‌ای برجسته و اشرافی بود که پیشینهٔ علمی و سیاسی داشت. والدینش در دوران کودکی او درگذشتند و راسل تحت مراقبت بزرگ‌ترهای خانواده و سپس پرستار پرورش یافت.
    راسل در دانشگاه تراینیته کمبریج تحصیل کرد و به سرعت در زمینهٔ منطق ریاضی و فلسفه برجسته شد. او همراه با آلفرد نورث وایتهد، اثر مشهور «اصول ریاضی» را تألیف کرد که یکی از بنیادی‌ترین آثار در منطق و فلسفهٔ ریاضی به شمار می‌آید.
علاوه بر فعالیت‌های علمی، راسل به مسائل اجتماعی و سیاسی علاقه‌مند بود و با انتشار کتاب‌ها و مقاله‌ها، به دفاع از صلح، آزادی بیان و حقوق بشر پرداخت. او علیه جنگ جهانی اول و استفاده از سلاح‌های هسته‌ای موضع گرفت و بارها به دلیل فعالیت‌های صلح‌طلبانه خود زندانی شد.
از جمله آثار مهم فلسفی او می‌توان به «تاریخ فلسفهٔ غرب»، «چرا من ایستاده نیستم» و «اصول منطق» اشاره کرد. فلسفهٔ راسل تلفیقی از عقلانیت، تحلیل منطقی و اخلاق انسانی بود و تأثیر شگرفی بر فلسفهٔ تحلیلی قرن بیستم گذاشت.
     برتراند راسل در ۱۹۷۰ در سن ۹۷ سالگی درگذشت و آثارش هنوز در دانشگاه‌ها و محافل علمی جهان مطالعه و تدریس می‌شود.
۱۷.
زندگی‌نامهٔ باروخ اسپینوزا
       اسپینوزا یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان قرن هفدهم میلادی و بنیان‌گذار مکتب عقل‌گرایی نوین در فلسفهٔ اروپاست. او در سال ۱۶۳۲ میلادی در آمستردام، هلند، در خانواده‌ای یهودی پرتغالی‌تبار زاده شد. خانوادهٔ اسپینوزا از یهودیان مهاجر بودند که به دلیل فشارهای مذهبی از پرتغال به هلند کوچ کرده بودند.
     اسپینوزا آموزش‌های ابتدایی خود را در خانه و سپس در مدارس مذهبی یهودی دریافت کرد و با کتاب‌های مقدس عبری و فلسفهٔ یهودی آشنا شد. در جوانی، تحت تأثیر فلسفهٔ دکارت و برخی متفکران یونانی، گرایش به تفکر عقلانی و انتقادی پیدا کرد.
     در حدود سال ۱۶۵۶ میلادی، اسپینوزا به دلیل دیدگاه‌های فلسفی و دینی‌اش که با باورهای سنتی یهودیان آمستردام مغایرت داشت، از جامعهٔ یهودی طرد شد و از حق شرکت در عبادتگاه محروم گردید. پس از آن، زندگی مستقل و نسبتاً منزوی را در پیش گرفت و خود را وقف فلسفه و تحقیقات علمی کرد.
   اسپینوزا برای امرار معاش به تراشکاری عدسی‌های علمی پرداخت و با وجود زندگی ساده، آثار فلسفی فراوانی نوشت. مشهورترین اثر او «اخلاق» است که به زبان لاتین و به سبک هندسی نگاشته شده و به تحلیل مفاهیم خدا، طبیعت، انسان و آزادی می‌پردازد. اسپینوزا در این اثر معتقد است که خدا و طبیعت یکی‌اند و جهان تابع نظم عقلانی و ضرورت طبیعی است.
    او در سال ۱۶۷۷ میلادی در آمستردام درگذشت. گفته می‌شود علت مرگ او مشکلات ریوی ناشی از استنشاق غبار شیشه‌های تراشکاری بوده است.
    دیدگاه‌های اسپینوزا بعدها تأثیر شگرفی بر فلسفهٔ روشنگری و متفکرانی چون گوته، هایدگر، هگل و نیچه گذاشت. فلسفهٔ او در زمینه‌های اخلاق، دین و سیاست همچنان یکی از منابع مهم تفکر عقلانی و انتقادی به‌شمار می‌رود.

 

 

۱۸.
زندگی‌نامهٔ جان لاک
     جان لاک، فیلسوف و پزشک انگلیسی، یکی از برجسته‌ترین متفکران قرن هفدهم میلادی و بنیان‌گذار فلسفهٔ تجربی و نظریهٔ حکومت دموکراتیک مدرن بود. او در سال ۱۶۳۲ میلادی در روستای وین‌لی در شهرستان سومرست انگلستان به دنیا آمد. پدرش، جیمز لاک، وکیلی ساده و از طرفداران پارلمان در دوران جنگ‌های داخلی انگلستان بود و مادرش، هاننا اوستین، نقش مهمی در تربیت و آموزش او ایفا کرد.
     لاک تحصیلات خود را در مدرسهٔ وست‌مینستر آغاز کرد و در سال ۱۶۴۷ وارد دانشگاه آکسفورد شد. او در آکسفورد به مطالعهٔ علوم طبیعی، منطق، فلسفه و پزشکی پرداخت. در دوران تحصیل، به شدت تحت تأثیر فلسفهٔ ارسطو و علوم طبیعی قرار گرفت، اما از محدودیت‌های آموزشی دانشگاه گلایه داشت و بیشتر به مطالعهٔ مستقل و تحقیقات تجربی علاقه‌مند بود.
    در سال‌های بعد، لاک به خدمت سر آنتونی آشلی کوپر، ارل شافتسبری درآمد و به عنوان پزشک و مشاور در امور سیاسی و فلسفی او فعالیت کرد. این تجربه، زمینه‌ساز تحلیل مسائل سیاسی، اجتماعی و اخلاقی در آثار او شد.
    او دو حوزهٔ اصلی فلسفه را متحول ساخت:
۱. فلسفهٔ سیاسی:
در کتاب مشهور خود، «رساله‌ای دربارهٔ حکومت مدنی»، لاک نظریهٔ حقوق طبیعی انسان، آزادی فردی، مالکیت خصوصی و حق شورش در برابر حکومت‌های ظالم را بیان کرد. این اثر تأثیر شگرفی بر انقلاب آمریکایی و فلسفهٔ دموکراتیک مدرن داشت.
۲. فلسفهٔ شناخت:
در کتاب «رساله‌ای در باب فهم انسان»، لاک نظریه‌ای تجربی از دانش انسان ارائه داد و معتقد بود که ذهن انسان در آغاز مانند یک «لوح سفید» است و تمام دانش از تجربه و مشاهده ناشی می‌شود.
   به دلیل وابستگی به ارل شافتسبری و حوادث سیاسی انگلستان، لاک در برخی دوره‌ها تحت تهدید قرار گرفت و مجبور شد مدتی را در هلند سپری کند. او در هلند به مطالعه و نگارش آثار فلسفی خود ادامه داد و سپس در ۱۶۸۹ میلادی پس از تثبیت شرایط سیاسی، به انگلستان بازگشت.
    جان لاک بیشتر عمر خود را به تحقیق، نگارش و مشاوره اختصاص داد. او هرگز ازدواج نکرد و زندگی ساده‌ای داشت. لاک در ۱۷۰۴ میلادی در انگلستان درگذشت و در لندن به خاک سپرده شد.
اندیشه‌های او پایه‌گذار فلسفهٔ تجربی، لیبرالیسم سیاسی و حقوق بشر مدرن شد. نظریهٔ حقوق طبیعی و حکومت با رضایت مردم او الهام‌بخش قانون اساسی بسیاری از کشورهای مدرن، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و فرانسه بود.
۱۹.
زندگی‌نامهٔ جان لاک
     جان لاک، فیلسوف و پزشک انگلیسی، یکی از برجسته‌ترین متفکران قرن هفدهم میلادی و بنیان‌گذار فلسفهٔ تجربی و نظریهٔ حکومت دموکراتیک مدرن بود. او در سال ۱۶۳۲ میلادی در روستای وین‌لی در شهرستان سومرست انگلستان به دنیا آمد. پدرش، جیمز لاک، وکیلی ساده و از طرفداران پارلمان در دوران جنگ‌های داخلی انگلستان بود و مادرش، هاننا اوستین، نقش مهمی در تربیت و آموزش او ایفا کرد.
     لاک تحصیلات خود را در مدرسهٔ وست‌مینستر آغاز کرد و در سال ۱۶۴۷ وارد دانشگاه آکسفورد شد. او در آکسفورد به مطالعهٔ علوم طبیعی، منطق، فلسفه و پزشکی پرداخت. در دوران تحصیل، به شدت تحت تأثیر فلسفهٔ ارسطو و علوم طبیعی قرار گرفت، اما از محدودیت‌های آموزشی دانشگاه گلایه داشت و بیشتر به مطالعهٔ مستقل و تحقیقات تجربی علاقه‌مند بود.
    در سال‌های بعد، لاک به خدمت سر آنتونی آشلی کوپر، ارل شافتسبری درآمد و به عنوان پزشک و مشاور در امور سیاسی و فلسفی او فعالیت کرد. این تجربه، زمینه‌ساز تحلیل مسائل سیاسی، اجتماعی و اخلاقی در آثار او شد.
    او دو حوزهٔ اصلی فلسفه را متحول ساخت:
۱. فلسفهٔ سیاسی:
در کتاب مشهور خود، «رساله‌ای دربارهٔ حکومت مدنی»، لاک نظریهٔ حقوق طبیعی انسان، آزادی فردی، مالکیت خصوصی و حق شورش در برابر حکومت‌های ظالم را بیان کرد. این اثر تأثیر شگرفی بر انقلاب آمریکایی و فلسفهٔ دموکراتیک مدرن داشت.
۲. فلسفهٔ شناخت:
در کتاب «رساله‌ای در باب فهم انسان»، لاک نظریه‌ای تجربی از دانش انسان ارائه داد و معتقد بود که ذهن انسان در آغاز مانند یک «لوح سفید» است و تمام دانش از تجربه و مشاهده ناشی می‌شود.
   به دلیل وابستگی به ارل شافتسبری و حوادث سیاسی انگلستان، لاک در برخی دوره‌ها تحت تهدید قرار گرفت و مجبور شد مدتی را در هلند سپری کند. او در هلند به مطالعه و نگارش آثار فلسفی خود ادامه داد و سپس در ۱۶۸۹ میلادی پس از تثبیت شرایط سیاسی، به انگلستان بازگشت.
    جان لاک بیشتر عمر خود را به تحقیق، نگارش و مشاوره اختصاص داد. او هرگز ازدواج نکرد و زندگی ساده‌ای داشت. لاک در ۱۷۰۴ میلادی در انگلستان درگذشت و در لندن به خاک سپرده شد.
اندیشه‌های او پایه‌گذار فلسفهٔ تجربی، لیبرالیسم سیاسی و حقوق بشر مدرن شد. نظریهٔ حقوق طبیعی و حکومت با رضایت مردم او الهام‌بخش قانون اساسی بسیاری از کشورهای مدرن، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و فرانسه بود.

۲۰.
زندگی‌نامه دیوید هیلبرت
      هیلبرت، یکی از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان تاریخ، در  ۱۸۶۲ میلادی در شهر کالینینگراد روسیه به دنیا آمد و در ۱۹۴۳ در گوتینگن آلمان درگذشت. او تأثیر بسیار عمیقی بر ریاضیات قرن بیستم گذاشت و زمینه‌های متعددی از جمله هندسه، جبر، آنالیز، نظریه اعداد و پایه‌های منطق ریاضی را تحت تأثیر قرار داد.
هیلبرت تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه‌های برلین و گوتینگن گذراند. در سال ۱۸۸۵ میلادی  دکتری خود را از دانشگاه برلین با رساله‌ای در حوزه نظریه اعداد دریافت کرد. او به‌سرعت به عنوان یک ریاضی‌دان نوآور و برجسته شناخته شد.
   هیلبرت یکی از چهره‌های کلیدی در شکل‌دهی به ریاضیات مدرن بود و به ویژه به خاطر کارهایش در زمینه‌های زیر شناخته می‌شود:
۱.هندسه هیلبرت: او هندسه اقلیدسی را بر پایه اصولی صریح و دقیق بازسازی کرد و مجموعه‌ای از ۲۳ مسئله مهم را در سال ۱۹۰۰ مطرح نمود که مسیر ریاضیات قرن بیستم را تعیین کرد.
۲.نظریه اعداد و آنالیز: هیلبرت در تحلیل نظریه اعداد، نظریه بی‌نهایت و جبر چندجمله‌ای فعالیت‌های گسترده‌ای داشت.
۳.منطق و پایه‌های ریاضیات: او به پایه‌ریزی منطق ریاضی و اثبات‌های رسمی اهمیت زیادی داد و به ویژه نظریه هیلبرت در جهت اثبات سازگاری ریاضیات نقش مهمی داشت.
در سال ۱۹۰۰ میلادی، هیلبرت در کنگره جهانی ریاضیات در پاریس، ۲۳ مسئله مهم را مطرح کرد که بسیاری از آن‌ها در قرن بیستم همچنان محور تحقیقات ریاضی باقی ماندند. این مسائل نشان‌دهنده رویکرد علمی و نظم‌دهنده او به ریاضیات بود.
    هیلبرت نه تنها با کارهای ریاضی خود، بلکه با شیوه‌های آموزشی و تربیت شاگردان برجسته‌اش، تأثیر عمیقی بر نسل‌های بعدی ریاضی‌دانان گذاشت. او بیش از ۲۰۰ مقاله و کتاب در حوزه‌های مختلف ریاضی منتشر کرد و بسیاری از شاگردان او به ریاضی‌دانان برجسته قرن بیستم تبدیل شدند.
    دیوید هیلبرت نمونه‌ای از ریاضی‌دانان جامع‌اندیش و نظم‌دهنده بود که با دقت و منطق، ساختار ریاضیات را به شکل علمی مدرن هدایت کرد.
۲۱.
معرفی والتر رودین
     رودین، ریاضیدان برجستهٔ اتریشی-آمریکایی، بیشتر به‌خاطر تألیف کتاب‌های درسی معتبر در زمینهٔ آنالیز ریاضی شناخته می‌شود. او در سال ۱۹۲۱ در وین، اتریش به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۰ در ایالات متحدهٔ آمریکا درگذشت. همسر او، مری الن رودین، نیز ریاضیدانی برجسته در زمینهٔ توپولوژی بود.
    رودین دکترای خود را از دانشگاه دوک دریافت کرد و سپس به تدریس در مؤسسهٔ فناوری ماساچوست (MIT) و دانشگاه روچستر پرداخت. او بعدها به دانشگاه ویسکانسین-مدیسون پیوست و سال‌ها در زمینهٔ آنالیز ریاضی به تدریس و تحقیق مشغول بود.
آثار برجستهٔ رودین عبارتند از:
۱. اصول آنالیز ریاضی:
یکی از مشهورترین کتاب‌های درسی در زمینهٔ آنالیز ریاضی که در بسیاری از دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود.
۲. آنالیز حقیقی و مختلط:
این کتاب به‌عنوان منبعی جامع برای مطالعهٔ آنالیز در فضاهای حقیقی و مختلط شناخته می‌شود.
۳. آنالیز تابعی:
کتابی پیشرفته که به مباحث عمیق‌تر آنالیز ریاضی می‌پردازد.
جوایز و افتخارات:
۱. جایزهٔ لروی پی. استیل (۱۹۹۳):
برای نگارش کتاب‌های درسی در زمینهٔ آنالیز ریاضی.
۲. مدرک افتخاری از دانشگاه وین (۲۰۰۶):
برای دستاوردهای علمی در زمینهٔ ریاضیات.
۲۲.
معرفی تام م. آپوستول
اپوستول ، ریاضیدان برجستهٔ آمریکایی با تبار یونانی بود که در  ۱۹۲۳ در یوتا، متولد شد و در  ۲۰۱۶ در کالیفرنیا درگذشت . او استاد ریاضیات در مؤسسهٔ فناوری کالیفرنیا (کلتک) بود و به‌عنوان نویسندهٔ کتاب‌های درسی معتبر در زمینهٔ آنالیز ریاضی و نظریهٔ اعداد شناخته می‌شود.
     اپوستول مدرک کارشناسی مهندسی شیمی را در سال ۱۹۴۴ از دانشگاه واشینگتن دریافت کرد و سپس در سال ۱۹۴۶ مدرک کارشناسی ارشد ریاضیات را از همان دانشگاه کسب نمود. او در سال ۱۹۴۸ دکترای ریاضیات خود را از دانشگاه کالیفرنیای برکلی دریافت کرد .
     پس از فارغ‌التحصیلی، اپوستول به‌عنوان استاد در دانشگاه‌های کالیفرنیا، برکلی، مؤسسهٔ فناوری ماساچوست (MIT) و در نهایت در کلتک مشغول به تدریس شد. او در سال ۱۹۵۰ به کلتک پیوست.
     اپوستول نویسندهٔ چندین کتاب درسی معتبر است که در بسیاری از دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. از جمله آثار برجستهٔ او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱.آنالیز ریاضی: رویکردی مدرن به حسابان پیشرفته (۱۹۵۷)
۲.مقدمه‌ای بر نظریهٔ اعداد تحلیلی (۱۹۷۶)
۳.توابع مدولی و سری‌های دیریشله در نظریهٔ اعداد (۱۹۹۰)
۴.حسابان، جلد ۱: حسابان یک‌متغیره با مقدمه‌ای بر جبر خطی (۱۹۶۷)
۵.حسابان، جلد ۲: حسابان چندمتغیره و جبر خطی با کاربردهایی در معادلات دیفرانسیل و احتمال (۱۹۶۹)
     این کتاب‌ها به زبان‌های مختلفی از جمله یونانی، ایتالیایی، اسپانیایی، فارسی و پرتغالی ترجمه شده‌اند .
     در سال ۲۰۰۱، اپوستول به‌عنوان عضو پیوستهٔ آکادمی آتن انتخاب شد. او در سال‌های ۲۰۰۵، ۲۰۰۸ و ۲۰۱۰ جایزهٔ لستر آر. فورد را دریافت کرد و در سال ۲۰۱۲ به‌عنوان عضو انجمن ریاضی آمریکا (AMS) معرفی شد .
۲۳.
زندگی‌نامهٔ ادوین هویت
    ادیوین هویت ، ریاضی‌دان برجستهٔ آمریکایی در زمینهٔ آنالیز هارمونیک مجرد، در سال ۱۹۲۰ میلادی در ایالت واشینگتن آمریکا چشم به جهان گشود و در سال ۱۹۹۹ میلادی در همان کشور درگذشت.
    زمینهٔ اصلی تخصص او در آنالیز ریاضی و به‌ویژه آنالیز هارمونیک مجرد بود. علاوه بر آن، در حوزه‌های نظریه احتمال، توپولوژی و نظریهٔ اندازه نیز از صاحب‌نظران به شمار می‌رفت.
    او در سال ۱۹۴۲ موفق به اخذ دکترای ریاضی از دانشگاه هاروارد شد. استاد راهنمایش، مارشال استون، از بزرگ‌ترین آنالیزدانان قرن بیستم بود.
    پس از اخذ مدرک دکتری، مدتی در دانشگاه‌های مختلف آمریکا به تدریس پرداخت و سپس بیش از نیم قرن در دانشگاه واشینگتن به تدریس و پژوهش در آنالیز مشغول بود. در این مدت شاگردان برجسته‌ای تربیت کرد و سهم مهمی در گسترش ریاضیات مدرن داشت.
   او به همراه کِنِت راس، دو جلد کتاب کلاسیک و ماندگار «آنالیز هارمونیک مجرد» را در سال‌های ۱۹۶۳ و ۱۹۷۰ تألیف کرد. این اثر، یکی از مراجع اصلی در مطالعهٔ گروه‌های توپولوژیک، نظریهٔ دوگانگی و بازنمایی‌ها به شمار می‌رود و هنوز هم در سطح جهانی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
   پژوهش‌های هویت در ساختار حلقهٔ توابع پیوسته تأثیر عمیقی بر توسعهٔ این حوزه گذاشت. از دیگر موضوعات مهم پژوهشی او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. ابر حقیقی‌ها :
او در کارهای اولیه‌اش از ابرساختارها بهره گرفت؛ رویکردی که بعدها در بنیان‌گذاری آنالیز غیر استاندارد نقشی اساسی ایفا کرد.
۲. نیم‌گروه‌ها و توپولوژی:
نتایج ارزنده‌ای در ساختارهای جبری-تحلیلی به دست آورد.
۳. نظریهٔ اندازه و خواص توابع:
آثار او در این زمینه‌ها نیز قابل توجه است.
    هویت با آثار و پژوهش‌های خود موجب شد که آنالیز هارمونیک مجرد از حالت کلاسیک (یعنی آنالیز فوریه تنها بر روی اعداد حقیقی) به حوزه‌ای بسیار گسترده‌تر شامل گروه‌های توپولوژیک و ساختارهای جبری–تحلیلی ارتقا یابد. 

 

۲۴.ش
زندگی‌نامهٔ کِنِت آلن راس
کِنِت آلن راس (Kenneth A. Ross) در سال ۱۹۳۶ میلادی در ایالات متحدهٔ آمریکا چشم به جهان گشود. او از ریاضی‌دانان برجسته و استاد ممتاز دانشگاه اورِگُن است.
     راس تحصیلات عالی خود را در دانشگاه واشینگتن پی گرفت و موفق به دریافت درجهٔ دکتری ریاضی از این دانشگاه شد. رسالهٔ دکترای او تحت راهنمایی ادوین هویت با موضوعی در زمینهٔ نیم‌گروه‌ها نوشته شد.
    پس از اخذ دکتری، به عنوان استادیار در دانشگاه روچستر آغاز به کار کرد. چند سال نیز به‌عنوان استاد مدعو در دانشگاه‌هایی همچون یِیل تدریس نمود. بخش عمدهٔ فعالیت‌های علمی و آموزشی او در دانشگاه اورِگُن گذشت، جایی که به مقام استاد تمامی رسید و اکنون استاد بازنشستهٔ آن دانشگاه است.
      یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین فعالیت‌های علمی او، همکاری با ادوین هویت در نگارش دو جلد کتاب ماندگار «آنالیز هارمونیک مجرد» بود. این اثر کلاسیک همچنان یکی از منابع اصلی در زمینهٔ تحلیل آنالیز هارمونیک مجرد به شمار می‌آید.
زمینه‌های علاقه و پژوهش راس شامل تحلیل هارمونیک مجرد، نظریهٔ احتمال و ساختار گروه‌ها بوده است.
   او در سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۶ ریاست انجمن ریاضی آمریکا (MAA) را بر عهده داشت.
همچنین به‌دلیل خدمات برجسته‌اش در آموزش و ترویج ریاضیات، موفق به دریافت جایزهٔ چارلز هِیو شد.
    از جمله مهم‌ترین آثار علمی او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. آنالیز هارمونیک مجرد (در دو جلد، همراه با هویت
۲. کتابی در تحلیل پایه‌ای
۳. کتابی در ریاضیات احتمال با رویکرد کاربردی
۴. پژوهش‌هایی دربارهٔ یکنواختی و شبه‌فشردگی در گروه‌های توپولوژیک
۵. کتاب ریاضیات گسسته
۶. مقالاتی دربارهٔ مجموعه‌های سیدون در نظریهٔ آنالیز هارمونیک مجرد.
      راس شاگردان بسیاری در حوزهٔ آنالیز هارمونیک مجرد و نظریه گروه‌ها تربیت کرده است. پژوهش‌ها و آثار او نقش مهمی در گسترش تحلیل مدرن و آموزش ریاضیات در سطح جهانی داشته است.

۲۵.
معرفی پروفسور ارنست کانیوس
  ارنست کانیوس در سال ۱۹۳۷ میلادی در آلمان چشم به جهان گشود. او از ریاضی‌دانان برجسته‌ی معاصر بود که در سال ۲۰۱۷ درگذشت. وی استاد بازنشسته‌ی دانشگاه پادربورن آلمان بود و در حوزه‌های جبر باناخ جابجایی و آنالیز هارمونیک مجرد تخصص داشت.
     کانیوس در سال ۱۹۷۹ موفق به اخذ دکترای ریاضی از دانشگاه فنی مونیخ شد و پس از آن به دانشگاه پادربورن پیوست. او در این دانشگاه سال‌ها به تدریس و پژوهش در زمینه‌های آنالیز هارمونیک، جبرهای باناخ و *C-جبرها پرداخت و آثار ارزشمندی بر جای گذاشت.
    او بیش از یکصد مقاله‌ی علمی منتشر کرد و سه کتاب مهم تألیف نمود که از منابع معتبر در حوزه‌ی تخصصی خود به‌شمار می‌روند. از جمله:
۱.
• A Course in Commutative Banach Algebras
(انتشارات اشپرینگر، ۲۰۰۹)
این اثر یکی از منابع کلاسیک و معتبر در زمینه‌ی جبرهای باناخ جابجایی است.
۲.
• Fourier and Fourier-Stieltjes Algebras on Locally Compact Groups
(با همکاری آنتونی تو-مینگ لائو، انتشارات انجمن ریاضی آمریکا، ۲۰۱۳)
    این کتاب به بررسی جبرهای فوریه و فوریه–استیلجس بر روی گروه‌های موضعاً فشرده می‌پردازد و سهم بسزایی در گسترش این شاخه از آنالیز هارمونیک دارد.
    مباحث اصلی پژوهش‌های پروفسور کانیوس عبارت بودند از:
۱. آنالیز هارمونیک مجرد بر روی گروه‌های موضعاً فشرده
۲. جبرهای باناخ و* C-جبرها
۳. جبرهای فوریه و فوریه–استیلجس
۴. توسعه‌ی نظریه‌های جامع در جبرهای باناخ
     پژوهش‌های او بارها مورد استناد قرار گرفته و تأثیر شایانی در جامعه‌ی ریاضی‌دانان بین‌المللی داشته است. وی با ریاضی‌دانان برجسته‌ای همچون پروفسور آنتونی لائو و پروفسور اولگر همکاری داشت و در توسعه‌ی نظریه‌های مربوط به گروه‌های موضعاً فشرده و جبرهای وابسته به آن‌ها نقشی ماندگار ایفا کرد.
۲۶.
معرفی رابرت جی. بارتل
    بارتل، یک ریاضی‌دان  برجسته آمریکایی بود که در زمینه آنالیز  حقیقی تخصص داشت. او به‌ویژه به‌خاطر تألیف کتاب‌های درسی معتبر در این حوزه شناخته می‌شود.
او در ۱۹۲۷ در  ایالات متحده امریکا به دنیا آمد .
او مدرک دکترای خود را از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد.
     بارتل در دانشگاه ایلینوی در اوربانا-شمپین از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۹۰ تدریس کرد و سپس در دانشگاه ایسترن میشیگان به تدریس ادامه داد. او همچنین  به‌عنوان سردبیر اجرایی مجله مروری بر ریاضیات فعالیت داشت.
     بارتل به‌عنوان نویسنده کتاب‌های درسی معتبر در زمینه تحلیل واقعی شناخته می‌شود:
۱.درآمدی بر آنالیز حقیقی(۱۹۶۴)
۲.مقدمه ای بر انتگرال گیری(۱۹۶۶)
۳.مقدمه ای بر آنالیز حقیقی(۲۰۱۱)
  با همکاری دونالد آر. شربرت ، به ‌عنوان یک منبع آموزشی مهم در دوره‌های کارشناسی ریاضیات شناخته می‌شود .
     بارتل در سال ۱۹۹۷ برنده جایزه نویسندگی از انجمن ریاضی آمریکا برای مقاله‌اش با عنوان "بازگشت به انتگرال ریمان" شد . او همچنین در زمینه تاریخ‌نگاری ریاضی فعالیت داشت و در سال ۱۹۹۰ مقاله‌ای با عنوان "تاریخچه‌ای کوتاه از ادبیات ریاضی" منتشر کرد.
او در  ۲۰۰۳ درگذشت و یاد و آثارش همچنان در حوزه ریاضیات باقی مانده است.
۲۷.
معرفی پاول هالموس
هالموس، یک ریاضیدان مجار-آمریکایی برجسته‌ای بود که در  ۱۹۱۶ در مجارستان به دنیا آمد و در  ۲۰۰۶ در کالیفرنیا درگذشت. او در زمینه‌های مختلفی از جمله منطق ریاضی، نظریه احتمال، نظریه عملگرها، نظریه ارگودیک و تحلیل تابعی (به‌ویژه فضاهای هیلبرت) پیشرفت‌های بنیادینی داشت و به‌عنوان یک مفسر برجسته ریاضی شناخته می‌شد.
     هالموس در خانواده‌ای  در بوداپست به دنیا آمد. پدرش، الکساندر چارلز هالموس، در سال ۱۹۲۴ به ایالات متحده مهاجرت کرد و پس از پنج سال، در سال ۱۹۲۹، پاول را از مجارستان به شیکاگو برد. او در دانشگاه ایلینوی در اربانا-شامپاین تحصیل کرد و در سن ۱۹ سالگی مدرک کارشناسی را در رشته‌های ریاضیات و فلسفه دریافت کرد. در ابتدا به تحصیل در رشته فلسفه پرداخت، سپس به ریاضیات روی آورد و در سال ۱۹۳۸ دکترای خود را با راهنمایی جوزف دیوب دریافت کرد.
     پس از فارغ‌التحصیلی، هالموس به مؤسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون پیوست و شش ماه بعد با جان فون نویمان همکاری کرد. در این دوران، نخستین کتاب خود با عنوان «فضاهای برداری با بعد متناهی» را نوشت که شهرت او را به‌عنوان یک مفسر برجسته ریاضی تثبیت کرد.
     او در دانشگاه‌های مختلفی از جمله دانشگاه شیکاگو، دانشگاه میشیگان، دانشگاه هاوایی، دانشگاه ایندیانا و دانشگاه سانتا کلارا تدریس کرد. از سال ۱۹۸۵ تا زمان درگذشتش در سال ۲۰۰۶، در دانشگاه سانتا کلارا مشغول به کار بود.
      هالموس جوایز متعددی را برای آثار علمی خود دریافت کرد، از جمله جایزه شوونت (۱۹۴۷)، جایزه لستر آر. فورد (۱۹۷۱ و ۱۹۷۷) و جایزه لروی پی. استیل (۱۹۸۳). در سال ۲۰۱۲، جایزه لستر آر. فورد به «جایزه پاول آر. هالموس – لستر آر. فورد» تغییر نام یافت تا از خدمات هالموس در زمینه ترویج ریاضیات تجلیل شود.
      هالموس نویسنده‌ای پربار بود و آثار متعددی در زمینه‌های مختلف ریاضی منتشر کرد. برخی از آثار برجسته او عبارتند از:
۱.«فضاهای برداری با بعد متناهی» (۱۹۴۲)
۲.«نظریه اندازه» (۱۹۵۰)
۳.«مقدمه‌ای بر فضاهای هیلبرت و نظریه تکثیر طیفی» (۱۹۵۱)
۴.«مجموعه‌های بولی» (۱۹۶۳)
۵.«من می‌خواهم ریاضیدان شوم: یک خودزندگی‌نامه» (۱۹۸۵)
۶.«من حافظه عکاسی دارم» (۱۹۸۸)
    این آثار نه تنها در زمینه‌های تخصصی بلکه در ترویج و آموزش ریاضیات نیز تأثیرگذار بودند.
هالموس به‌عنوان یک ریاضیدان و مفسر برجسته، تأثیر عمیقی بر جامعه ریاضی داشت. او با تأکید بر جنبه‌های هنری و خلاقانه ریاضیات، دیدگاه‌های جدیدی را در مورد این علم ارائه داد.
     در مقاله‌ای در مجله ، او ریاضیات را به‌عنوان یک هنر خلاقانه معرفی کرد و ریاضیدانان را هنرمندانی دانست که با ساختارهای ذهنی خود جهان را می‌سازند.
۲۸.
معرفی جیمز دوگندجی
دو گنجی، ریاضیدان برجسته آمریکایی در حوزه توپولوژی بود که در ۱۹۱۹ میلادی در نیویورک به دنیا آمد و در ۱۹۸۵ در لس‌آنجلس درگذشت. او از والدینی یونانی‌تبار متولد شد و در دانشگاه نیویورک تحصیل کرد. پس از آن، تحت راهنمایی ویتولد هوره‌ویچ در دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل به تحصیل پرداخت.
   در طول جنگ جهانی دوم، دوگندجی خدمت سربازی را در نیروی هوایی ایالات متحده گذراند و پس از آن تحصیلات دکتری خود را در مؤسسه فناوری ماساچوست  تکمیل کرد و در سال ۱۹۴۸ دکترای خود را دریافت نمود.
    دوگندجی بیشتر دوران حرفه‌ای خود را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی گذراند و در آنجا به تدریس و پژوهش پرداخت. او در زمینه‌های مختلف ریاضی مانند توپولوژی، نظریه ثابت‌نقطه، و منطق مودال فعالیت داشت. کتاب درسی او با عنوان «توپولوژی» که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد، یکی از منابع معتبر در این حوزه به شمار می‌رود و توسط منتقدان به عنوان یکی از بهترین کتاب‌های موجود در زمینه توپولوژی معرفی شده است. همچنین، او با آندژی گراناس کتابی با عنوان «نظریه ثابت‌نقطه» نوشت که به عنوان یکی از جامع‌ترین و کامل‌ترین آثار در این زمینه شناخته می‌شود.
   علاوه بر فعالیت‌های علمی، دوگندجی در زمینه‌های میان‌رشته‌ای نیز مشارکت داشت. او با همکاری ای. اوگی، ر. کاپ و د. مارکاردینگ کتابی با عنوان «دیدگاه‌هایی در شیمی نظری»  منتشر کرد که به بررسی مسائل ریاضی در شیمی می‌پردازد.
     در سال ۲۰۰۵، به یاد دوگندجی، کنفرانسی بین‌المللی در زمینه نظریه ثابت‌نقطه در شهر بیدلوو لهستان برگزار شد.
۲۹.
معرفی پروفسور جان بلای کانوی
    پروفسور کانوی یکی از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان معاصر در حوزه‌ی آنالیز تابعی  به‌ویژه در نظریه‌ی عملگرها بود. او با آثار علمی و کتاب‌های آموزشی خود، نقشی مهم در توسعه و آموزش این شاخه از ریاضیات ایفا کرد.
    کانوی در سال ۱۹۳۹ میلادی در ایالات متحده آمریکا به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۴ میلادی چشم از جهان فروبست. تحصیلات عالی خود را در رشته‌ی ریاضیات در آمریکا گذراند و دکترای ریاضی را زیر نظر پروفسور جوزف نوردگرن دریافت کرد. عمده‌ی فعالیت علمی او در زمینه‌های آنالیز تابعی، جبرهای باناخ و نظریه‌ی عملگرها بود.
    او سال‌ها در دانشگاه‌های مختلف آمریکا به تدریس و پژوهش پرداخت؛ از جمله:
۱.دانشگاه تنسی
۲.دانشگاه واشنگتن
۳.دانشگاه کارولینای شمالی
     علاوه بر تحقیقات علمی، کانوی به‌عنوان یک مدرس و نویسنده‌ی برجسته نیز شناخته می‌شد. کتاب‌های او در حوزه‌ی آنالیز و نظریه‌ی عملگرها از منابع اصلی و معتبر برای دانشجویان و پژوهشگران ریاضی در سراسر جهان به شمار می‌رود.
    برخی از مهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از:

درسی در آنالیز تابعی
یکی از پرخواننده‌ترین و پراستفاده‌ترین کتاب‌ها در حوزه‌ی آنالیز تابعی که بارها تجدید چاپ شده و در بسیاری از دانشگاه‌های جهان به‌عنوان منبع درسی تدریس می‌شود. اینجانب بخش‌هایی از آن را برای تدریس ترجمه کرده‌ام که در کانال و صفحه‌ی ریسرچ‌گیت من منتشر شده است.
۲.توابع مختلط یک متغیره (دو جلد)
مجموعه‌ای دو جلدی بسیار ارزشمند در زمینه‌ی آنالیز مختلط که مرجع اصلی دوره‌های تحصیلات تکمیلی است.
۳.درسی در نظریه عملگرها
کتابی تخصصی که به معرفی و بسط مباحث نظریه‌ی عملگرها می‌پردازد.
۴.درسی در توپولوژی مجموعه‌نقطه‌ای
اثری ساده و روان برای آموزش مقدماتی توپولوژی که برای دانشجویان کارشناسی بسیار سودمند است.
    کانوی علاوه بر این کتاب‌ها، مقالات متعددی در زمینه‌ی عملگرهای روی فضاهای هیلبرت و باناخ و نیز جبرهای باناخ منتشر کرد. او به دلیل سبک نگارش روان، دقیق و آموزشی در میان دانشجویان و استادان بسیار محبوب بود.
     پژوهش‌های کانوی در نظریه‌ی عملگرها، به‌ویژه در حوزه‌ی عملگرهای زیرنرمال، عملگرهای چندجمله‌ای و نظریه‌ی طیفی، تأثیر ماندگاری بر این شاخه از ریاضیات بر جای گذاشت. بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی او نیز بعدها خود به ریاضی‌دانان برجسته‌ای تبدیل شدند.

 

.
زندگی‌نامه ریچارد چرچیل
    چرچیل در سال ۱۸۹۹ میلادی در ایالت میشیگان آمریکا به دنیا آمد و در سال ۱۹۸۷ میلادی در همان کشور درگذشت. او تحصیلات خود را در دانشگاه میشیگان ادامه داد و در سال ۱۹۲۹، رساله دکترای خود را تحت راهنمایی دکتر رینیچ در زمینه هندسه ریمانی دفاع کرد.
   پس از اخذ دکترا، چرچیل در دانشگاه میشیگان باقی ماند و تقریباً تمامی زندگی علمی خود را به تدریس و پژوهش در همین دانشگاه اختصاص داد. وی تا زمان بازنشستگی در دانشگاه خدمت کرد و پس از آن به مقام استاد بازنشسته نائل شد.
    چرچیل در زمینه‌های ریاضیات کاربردی فعالیت داشت و آثار برجسته‌ای در حوزه‌هایی مانند آنالیز مختلط، سری‌های فوریه، معادلات مرزی، و ریاضیات کاربردی منتشر کرد. از دانشجویان برجسته دکترایش می‌توان به رینوپلاستی اشاره کرد.
    وی بیشتر به خاطر کتاب‌های دانشگاهی‌اش شناخته می‌شود. برخی از مهم‌ترین آثار او عبارت‌اند از:
۱.آنالیز مختلط و کاربردها (۱۹۴۸) به همراه جیمز برون
۲.سری فوریه و مسائل مرزی مقدار (۱۹۴۱)
۳.ریاضیات کاربردی مدرن در مهندسی
    چرچیل همچنین مقالاتی در زمینه‌هایی مانند هندسه تنسور ریمان، تبدیل‌های معکوس، گسترش در سری‌ها، و اشکال متعارف توابع برداری منتشر کرده است.
     کتاب آنالیز مختلط و کاربردهای او تا امروز یکی از مراجع اصلی تدریس آنالیز مختلط در دانشگاه‌ها به شمار می‌آید و چندین ویرایش از آن منتشر شده است. روش‌ها و مثال‌های ارائه‌شده در این کتاب برای مهندسان و فیزیک‌دانان بسیار کاربردی است و درک مفاهیم پیچیده‌ی ریاضی را تسهیل می‌کند. همچنین، فعالیت چرچیل در برنامه‌های ریاضیات کاربردی دانشگاه میشیگان و تأثیر او در توسعه این شاخه از ریاضیات ، جایگاه ویژه‌ای برای او رقم زده است.
۳۱.
زندگی‌نامه پروفسور رودنی یورک شارپ
     پروفسور شارپ، استاد بازنشستهٔ ریاضیات در دانشگاه شفیلد انگلستان، از پژوهشگران برجسته در حوزهٔ جبر جابجایی است. او به‌ویژه در زمینه‌های کوهمولوژی موضعی و نظریهٔ تراکم تنگ شناخته شده است.
     شارپ دکترای خود را در سال ۱۹۶۹ از دانشگاه آکسفورد تحت راهنمایی ایان مک‌دونالد دریافت کرد. پایان‌نامهٔ او با عنوان «برخی مسائل در جبر جابجایی» به بررسی پیچیدگی‌های ساختارهای جبری در حلقه‌های جابجایی می‌پردازد.
    از مهم‌ترین حوزه‌های تحقیقاتی پروفسور شارپ می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱.کوهمولوژی موضعی
مطالعهٔ ویژگی‌های توپولوژیکی و جبری در حلقه‌های جابجایی.
۲.نظریهٔ تراکم تنگ
بررسی رفتار ایده‌آل‌ها در حلقه‌های جابجایی با ویژگی‌های خاص.
۳.حلقه‌های چندجمله‌ای فریبونیوس
    تحقیق در خصوص ویژگی‌های جبری این ساختارها و کاربردهای آن‌ها در نظریهٔ کوهمولوژی.
      پروفسور شارپ بیش از ۳۸ مقالهٔ علمی در مجلات معتبر ریاضی منتشر کرده و در پروژه‌های تحقیقاتی متعددی مشارکت داشته است. همچنین، او در دانشگاه شفیلد تدریس کرده و در برنامه‌های تحقیقاتی مرتبط با جبر جابجایی و کوهمولوژی موضعی در مؤسسات مختلف حضور داشته است.
در دورهٔ کارشناسی ارشد، درس همولوژی از کتاب نورث کات توسط ایشان ارائه می‌شد. اینجانب موفق شدم در کلاس ایشان شرکت کنم و درس را با موفقیت با نمره عالی بگذرانم.
۳۲.
زندگی‌نامه هنری پوانکاره
    پوانکاره در سال ۱۸۵۴ میلادی در فرانسه به دنیا آمد و در سال ۱۹۱۲ در پاریس درگذشت. از کودکی استعداد برجسته‌ای در ریاضیات از خود نشان داد و تحصیلات عالی خود را در مدرسه عالی پلی‌تکنیک و سپس در مدرسه عالی معدنی پاریس ادامه داد. او در سال ۱۸۷۹ دکترای ریاضی خود را با پایان‌نامه‌ای در زمینه معادلات دیفرانسیل دفاع کرد.
    پوانکاره یکی از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان و فیزیک‌دانان تاریخ بود که سهمی شایان توجه در شاخه‌های مختلف ریاضیات و علوم داشت:
۱. نظریه توپولوژی
۲.بنیان‌گذار توپولوژی تحلیلی و ایده‌های اولیه توپولوژی جبری بود.
۳.مسئله مشهور پوانکاره که پس از یک قرن توسط گریگوری پرلمان حل شد، از آثار برجسته اوست.
۴. تحلیل و معادلات دیفرانسیل
۵.تحقیقات گسترده‌ای در زمینه سیستم‌های دینامیکی و نظریه آشوب انجام داد.
۶.نشان داد که رفتار سیستم‌های پیچیده گاهی غیرقابل پیش‌بینی است.
۷. مکانیک و فیزیک ریاضی
۸.کارهای مهمی در مکانیک سماوی و نظریه نسبیت داشت.
۹.نقش برجسته‌ای در توسعه تئوری نسبیت خاص قبل از انتشار رسمی اینشتین ایفا کرد.
۱۰.مبانی ریاضیات و فلسفه علم
۱۱.آثار فلسفی درباره ماهیت ریاضیات و مفاهیم علمی نوشت.
    کتاب معروف او علم و فرضیه درباره ساختار و روش علمی بحث می‌کند.پوانکاره فردی بسیار سخت‌کوش و خلاق بود و توانایی حل مسائل بسیار پیچیده را داشت. سبک کار او ترکیبی از شهود، تخیل هندسی و تحلیل دقیق بود. او علاقه فراوانی به فلسفه علم داشت و معتقد بود ریاضیات، ابزار انسان برای کشف قوانین جهان و فهم نظم کیهانی است.
افتخارات ایشان عبارتند از:
۱.عضو آکادمی علوم فرانسه و بسیاری از جوامع علمی بین‌المللی.
۲.کتاب‌ها و مقالات او همچنان در ریاضیات و فیزیک تدریس و مورد استفاده هستند.
۳.مسئله پوانکاره به عنوان یکی از مشهورترین مسائل ریاضیات قرن بیستم شناخته می‌شود.
    پوانکاره نه تنها ریاضی‌دان برجسته‌ای بود، بلکه به عنوان فیلسوف و فیزیک‌دان نیز تأثیرگذار بود و نظریه‌های او پایه بسیاری از شاخه‌های مدرن ریاضیات و فیزیک را شکل داد.
۳۳.
زندگی‌نامه ژوزف فوریه
    فوریه، ریاضی‌دان و فیزیک‌دان برجسته فرانسوی، در ۱۷۶۸ در آیو  فرانسه به دنیا آمد و در ۱۸۳۰ میلادی در پاریس درگذشت. او بیشتر به خاطر ارائه سری فوریه و توسعه آنالیز تابعی و گرما مشهور است که پایه‌های بسیاری از شاخه‌های ریاضیات کاربردی و فیزیک مدرن را شکل داد.
    فوریه دوران کودکی خود را در خانواده‌ای متوسط گذراند و به‌زودی استعداد برجسته‌ای در ریاضیات و علوم از خود نشان داد. او در مدرسه نظامی آکسر تحصیل کرد و سپس به پلی تکنیک پاریس راه یافت، جایی که ریاضیات و علوم طبیعی را به‌طور جدی دنبال کرد.
      فوریه به‌ویژه در زمینه انتقال حرارت و تحلیل ریاضی شهرت یافت. مهم‌ترین دستاورد او شامل موارد زیر است:
۱.سری فوریه: روشی برای نمایش هر تابع متناوب به‌صورت جمعی از سینوس‌ها و کسینوس‌ها. این نظریه پایه بسیاری از شاخه‌های ریاضیات و مهندسی از جمله تحلیل سیگنال و فیزیک نظری را تشکیل می‌دهد.
۲.آنالیز گرمایی: فوریه نظریه‌های خود را در کتاب مشهورش با عنوان آنالیز ریاضی گرما در ۱۸۲۲ منتشر کرد که در آن قوانین انتشار حرارت و کاربرد ریاضیات در فیزیک توضیح داده شده است.
     علاوه بر فعالیت‌های علمی، فوریه در امور اجرایی نیز فعال بود:
۱.در انقلاب فرانسه مشارکت داشت و به همراه ناپلئون به مصر سفر کرد.
۲.در دانشگاه پاریس و
پلی تکنیک پاریس به تدریس ریاضیات و فیزیک مشغول شد و بعدها عضو آکادمی علوم فرانسه گردید.
     فوریه به عنوان یکی از پایه‌گذاران آنالیز ریاضی کاربردی شناخته می‌شود. سری فوریه و روش‌های او در مهندسی، فیزیک، ریاضیات محاسباتی و حتی اقتصاد کاربرد دارند. آثار او هنوز هم در بسیاری از رشته‌های علمی مرجع محسوب می‌شوند.
     ژوزف فوریه در  ۱۸۳۰ در پاریس درگذشت و در آنجا به خاک سپرده شد.
۳۴.

باسمه تعالی
زندگی‌نامهٔ ژوزف-لوئی لاگرانژ
    ژوزف لاگرانژ، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان و مکانیک‌دان برجستهٔ ایتالیایی-فرانسوی، در ۱۷۳۶ در شهر تورین ایتالیا متولد شد. پدر او از خانواده‌ای ثروتمند بود، اما به دلیل اشتباهات مالی دارایی خانواده از بین رفت و لاگرانژ ناچار شد خود با تلاش و پشتکار راه علمی خویش را بپیماید.
    لاگرانژ در ابتدا علاقه‌ای به ریاضیات نداشت و بیشتر به ادبیات گرایش داشت. اما در حدود ۱۷ سالگی با مطالعهٔ مقاله‌ای از ادموند هالی دربارهٔ حساب دیفرانسیل، شیفتهٔ ریاضیات شد و به‌سرعت به آن پرداخت. او در سن ۱۹ سالگی استاد ریاضیات در مدرسهٔ توپخانهٔ تورین شد. در ۲۶ سالگی مقاله‌ای در مورد اصول مکانیک تحلیلی نوشت که توجه ریاضی‌دانان بزرگی چون اویلر و دالامبر را به خود جلب کرد.
    لاگرانژ در طول عمر خود دستاوردهای بسیار مهمی در ریاضیات و فیزیک داشت که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:
۱.مکانیک لاگرانژی: او در کتاب مشهور خود با عنوان مکانیک تحلیلی که در ۱۷۸۸ منتشر شد، فرمول‌بندی جدیدی از مکانیک ارائه کرد که امروزه به «مکانیک لاگرانژی» مشهور است. این روش پایهٔ اساسی فیزیک مدرن و مکانیک کوانتومی شد.
۲.نظریهٔ اعداد: لاگرانژ قضیهٔ معروف باقی‌ماندهٔ لاگرانژ و همچنین قضیهٔ نمایش هر عدد صحیح به صورت مجموع چهار مربع را اثبات کرد.
۳.آنالیز و جبر: او روش‌های تازه‌ای در معادلات دیفرانسیل و حساب تغییرات ابداع کرد.
۴.ستاره‌شناسی و مکانیک سماوی: لاگرانژ در پایداری منظومهٔ شمسی و مطالعهٔ حرکت اجسام سماوی نقش اساسی داشت. نقاط موسوم به نقاط لاگرانژی در مکانیک سماوی به افتخار او نام‌گذاری شده‌اند.
    در سال ۱۷۶۶، به دعوت فردریک کبیر، لاگرانژ به برلین رفت و نزدیک به ۲۰ سال در آکادمی علوم پروس فعالیت کرد. پس از مرگ فردریک، در سال ۱۷۸۷ به دعوت لویی شانزدهم به پاریس رفت و در آنجا ساکن شد. او از انقلاب فرانسه نیز جان سالم به در برد و مورد احترام دولت‌های بعدی فرانسه، از جمله ناپلئون بناپارت، قرار گرفت.
افتخارات لاگرانژ عبارتند از:
۱.لاگرانژ عضو فرهنگستان علوم فرانسه و آکادمی‌های علمی برلین و تورین بود.
۲.ناپلئون به او عنوان کنت امپراتوری داد.
۳.آثار او همواره الهام‌بخش دانشمندان بعدی از جمله لاپلاس، گاوس و همیلتون بوده است.
    لاگرانژ در ۱۸۱۳ در پاریس درگذشت. او در  آرامگاه مشاهیر فرانسه به خاک سپرده شد.
۳۵.
زندگی‌نامه‌ی جان فون نویمان
      فون نویمان یکی از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان، فیزیک‌دانان، و متفکران قرن بیستم است که در بسیاری از شاخه‌های علمی، از جمله ریاضیات، فیزیک نظری، منطق، اقتصاد، و علوم کامپیوتر تأثیر بنیادین گذاشت.
      نویمان در ۱۹۰۳ در مجارستان، در خانواده‌ای  مرفه به دنیا آمد. پدرش ماکس فون نویمان، بانکدار بود و لقب "فون" را از دولت اتریش-مجارستان به پاس خدمات اقتصادی‌اش دریافت کرده بود. از همان کودکی نبوغ خارق‌العاده‌ای از خود نشان داد؛ در سن ۶ سالگی می‌توانست تقسیمات چند رقمی را ذهنی انجام دهد و در ۸ سالگی زبان یونانی باستان را می‌خواند.
     نویمان در نوجوانی در دبیرستان لوتران بوداپست تحصیل کرد؛ همان مدرسه‌ای که بعدها ریاضی‌دانان بزرگی چون اویدی وگنر و ادوارد تِلِر نیز از آن فارغ‌التحصیل شدند.
     در ۱۹۲۱ وارد دانشگاه بوداپست شد تا ریاضیات بخواند، ولی به توصیه‌ی پدرش، هم‌زمان در دانشگاه زوریخ مهندسی شیمی را نیز آموخت تا حرفه‌ای کاربردی داشته باشد.
     او در ۱۹۲۶ از دانشگاه بوداپست دکترای ریاضیات گرفت و در همان سال به عنوان جوان‌ترین ریاضی‌دان دعوت‌شده، در مؤسسه‌ی ریاضی گوتینگن با دیوید هیلبرت همکاری کرد.
      نویمان در دهه‌ی ۱۹۲۰ در مکتب ریاضی گوتینگن به کار بر روی منطق ریاضی، نظریه مجموعه‌ها، و مبانی ریاضیات پرداخت.
او از نخستین کسانی بود که روی نظریه‌ی عملگرهای خطی در فضاهای هیلبرت کار کرد و پایه‌های آنالیز تابعی مدرن را استوار ساخت.
     همچنین در ریاضیات کوانتومی نقش مهمی داشت و در کتاب معروف خود" اصول مکانیک کوانتمی" در (۱۹۳۲) نظریه‌ی ریاضی مکانیک کوانتومی را به زبان فضاهای هیلبرت تدوین کرد.
     در پی قدرت‌گیری نازی‌ها در آلمان، فون نویمان  در سال ۱۹۳۳ به ایالات متحده مهاجرت کرد.
او به دعوت مؤسسه‌ی مطالعات پیشرفته پرینستون ، هم‌زمان با آلبرت اینشتین، کورت گودل، و هرمن ویل، به این مؤسسه پیوست.
      در همان دوران، همکاری‌هایش در حوزه‌های مختلف، از منطق ریاضی تا اقتصاد و نظریه بازی‌ها، آغاز شد. نویمان به همراه اقتصاددان اوسکار مورگنسترن ، نظریه‌ای را بنا نهاد که امروز به نام نظریه‌ی بازی‌ها شناخته می‌شود.
     کتاب مشترک آن‌ها با عنوان
"نظریه بازی و روش های اقتصادی" در (۱۹۴۴) آغازگر علمی نو در اقتصاد، سیاست، و تصمیم‌گیری‌های استراتژیک بود.
     در همین دوران، فون نویمان طرحی ارائه کرد که اساس معماری کامپیوترهای مدرن شد؛ مدلی که امروزه به نام معماری فون نویمان شناخته می‌شود.
     او نخستین کسی بود که ایده‌ی ذخیره‌ی برنامه در حافظه‌ی کامپیوتر را مطرح کرد ، یعنی همان چیزی که امروزه در تمام رایانه‌ها به کار می‌رود.
    در جنگ جهانی دوم،  نویمان در پروژه‌های نظامی ایالات متحده شرکت داشت، از جمله:
۱.طراحی الگوریتم‌های بالستیک و انفجارهای هسته‌ای،
۲. همکاری در پروژه منهتن برای ساخت بمب اتمی.
او بعدها از طراحان اصلی مدل‌سازی شبیه‌سازی عددی انفجارها با استفاده از نخستین کامپیوترها شد.
از آثار مهم او می‌توان به این‌ها اشاره کرد:
۱.یش‌درآمدی بر هوش مصنوعی و زیست‌شناسی ریاضی
۲.بنیان‌گذاری معماری دیجیتال رایانه‌ها
۳.مشارکت در شکل‌گیری نظریه‌ی سیستم‌ها و شبکه‌های عصبی مصنوعی
   او در ۱۹۵۷ در سن ۵۳ سالگی در واشنگتن دی‌سی درگذشت. جان فون نویمان را می‌توان از نوابغ چندبعدی تاریخ علم دانست؛ ذهنی که ریاضیات محض، منطق، فیزیک، زیست‌شناسی، اقتصاد، و رایانه را در یک نظام فکری منسجم به هم پیوند داد.
او بنیان‌گذار علمی بود که امروزه دنیای دیجیتال و هوش مصنوعی بر پایه‌ی اندیشه‌های او بنا شده است. 

 

۳۶.

زندگی‌نامه باری ادوارد جانسون
   جانسون در ۱۹۳۷ میلادی در لندن بدنیا آمد.او در ۲۰۰۲ در انگلستان درگذشت.حانواده او به استرالیا مهاجرت کردند و او مدتی در دانشگاه تاسمانی تحصیل کرد. سپس برای تحصیلات تکمیلی به انگلستان بازگشت و دکترای خود را انجا اخذ نمود.
     پس از مرحله دکترا، مدتی را به عنوان محقق یا استاد مهمان در دانشگاه‌های برکلی و ییل در ایالات متحده گذراند. در سال ۱۹۶۳ به دانشگاه اکسِتر  پیوست. سپس در ۱۹۶۵ به دانشگاه نیوکاسل رفت و در آنجا به سرعت ارتقاء یافت.
    در سال ۱۹۶۹، در سن ۳۲ سالگی، استاد تمام در نیوکاسل شد. از ۱۹۷۶ به بعد عنوان ریاست دانشکده ریاضیات دانشگاه نیوکاسل را نیز برعهده داشت.
    جانسون یکی از پیشگامان در حوزه جبر باناخ و نظریه عملگرهای روی جبر باناخ بود، به ویژه کار بر روی همولوژی در این فضاها.
    یکی از موفقیت‌های مهم وی حل یک مسئله دیرپا در آنالیز بود: اثبات یکتایی توپولوژی نرم در یک جبر نیم‌ساده باناخ .
    او  در جامعه ریاضی بریتانیا نیز فعال بود. از جمله در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲ رئیس انجمن ریاضی لندن بود. در سال ۱۹۷۸ به عضویت آکادمی سلطنتی انتخاب شد..
   جورج ویلیس  رساله دکترای خود را در دانشگاه نیوکاسل  در سال ۱۹۸۱ با راهنمایی باری جانسون به پایان رساند.جانسون  در تربیت او نقش مؤثری داشته است.
۳۷.
زندگی‌نامه‌ی تالس مِلطی
   تالس در حدود ۶۲۴ پیش از میلاد چشم به دنیا گشود او در حدود ۵۴۶ قبل از میلاد در آسیای صغیر  درگذشت.
     زمینهٔ فعالیت های او در ریاضیات، هندسه، نجوم و فلسفه بود.تالس  از نخستین فیلسوفان و ریاضی‌دانان یونان باستان به‌شمار می‌رود.  در واقع، اغلب مورخان او را نخستین فیلسوف غرب می‌دانند.
     تالس نه‌تنها در ریاضیات، بلکه در فلسفه‌ی طبیعی و نجوم نیز فعالیت داشت. او از نخستین کسانی بود که کوشید پدیده‌های طبیعی را بدون توسل به اسطوره‌ها و خدایان تبیین کند. بدین جهت، بسیاری از مورخان، او را پایه‌گذار تفکر علمی و فلسفی غرب می‌دانند.
     تالس سفرهایی به مصر و بابل انجام داد و در آنجا با دانش هندسه و نجوم آن سرزمین‌ها آشنا شد. او سپس، با هوش و استدلال خود، این دانسته‌ها را بسط داد و به یونان منتقل کرد.
مهم‌ترین دستاوردهای ریاضی او عبارتند از:
۱.پایه‌گذاری هندسه‌ی استدلالی:
تالس نخستین کسی بود که اصول هندسه را به‌صورت قضایا و برهان‌ها تدوین کرد.
۲.قضیه‌ی تالس:
اگر از نقطه‌ای خارج از دایره، دو خط مماس بر دایره رسم شود، طول دو مماس برابر است.
۳.اندازه‌گیری ارتفاع هرم‌ها:
او با استفاده از سایه‌ی اجسام و زاویه‌ی تابش خورشید توانست ارتفاع هرم بزرگ جیزه را تعیین کند.
۴.محاسبه‌ی فاصله‌ی کشتی‌ها از ساحل:
با روش‌های هندسی ساده، فاصله‌ی اجسام دور را محاسبه کرد.

۳۸.

ژاک رووُبو , زادهٔ ۵ دسامبر ۱۹۳۲ در کلرمون-فران، فرانسه) شاعر، رمان‌نویس، مترجم و ریاضی‌دان فرانسوی است. او یکی از چهره‌های شاخص پیوند میان ریاضیات و ادبیات در قرن بیستم به شمار می‌آید.

او دکترای ریاضی داشت و استاد منطق و ریاضیات در دانشگاه سوربن بود. در سال ۱۹۶۶ به اولیپو پیوست؛ این گروه ادبی متشکل از نویسندگان و ریاضی‌دانانی بود که با استفاده از ساختارها و محدودیت‌های ریاضی و منطقی، متون ادبی نو می‌آفریدند.

رووُبو هم در قالب‌های سنتی شعر فرانسوی (مثل سونات) می‌نوشت و هم در قالب‌های نو. علاوه بر شعر، رمان‌های تجربی نیز منتشر کرد. بسیاری از آثارش بر اساس الگوهای ریاضی (مانند ترکیبیات، احتمال، و نظریهٔ گراف‌ها) ساخته شده‌اند. او همچنین برخی آثار مهم ادبیات انگلیسی را به فرانسه ترجمه کرد.

رووُبو از معدود شاعرانی است که هم در جهان ریاضیات و هم در جهان ادبیات جایگاه تثبیت‌شده دارد. او در مجموعه‌ای از شعرهایش، ساختار فیبوناچی را به کار گرفت. در این روش:

سطر اول یک واژه دارد،

سطر دوم هم یک واژه،

سطر سوم دو واژه،

سطر چهارم سه واژه،

سطر پنجم پنج واژه،

و همین‌طور بر اساس دنباله‌ی فیبوناچی ادامه پیدا می‌کند.

مثلاً (یک بازآفرینی آزاد بر اساس همان ایده):

من 
تو 
کنار هم 
در سکوت نرم 
واژه‌ها جوانه می‌زنند

در اینجا، طول سطرها (۱،۱،۲،۳،۵) همان دنباله فیبوناچی است.

رووُبو حتی در برخی کارهایش از نظریه گراف یا ترکیبیات برای تعیین جایگزینی کلمات یا چینش بندها استفاده می‌کرد؛ یعنی شعر نه فقط یک بیان عاطفی، بلکه یک «مسئلهٔ ریاضی» هم بود

۳۹.
زندگی‌نامه نیکلای ایوانوویچ لباچوفسکی
     لباچوفسکی، از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان روس، در اول دسامبر ۱۷۹۲ میلادی در روسیه زاده شد و در سال ۱۸۵۶ میلادی در همان‌جا چشم از جهان فروبست. او یکی از بزرگ‌ترین و انقلابی‌ترین چهره‌های تاریخ ریاضیات است و بیش از هر چیز، به‌عنوان بنیان‌گذار هندسهٔ نااقلیدسی شناخته می‌شود.
      لباچوفسکی تحصیلات خود را در دانشگاه کازان آغاز کرد و در همان‌جا استعداد شگرفش در ریاضیات آشکار شد. استادانش، به‌ویژه مارتین بارتلز (از شاگردان گاوس)، تأثیری ژرف در رشد علمی او بر جای نهادند.
     در سال ۱۸۱۱ میلادی، در سن نوزده‌سالگی، فارغ‌التحصیل شد و به‌سرعت در همان دانشگاه به‌عنوان استاد ریاضیات منصوب گردید. بعدها به مقام ریاست دانشگاه کازان رسید و نقشی مهم در گسترش آموزش عالی روسیه ایفا کرد.
      در قرن نوزدهم، یکی از مسائل اساسی ریاضیات، اثبات یا رد اصل پنجم اقلیدس (اصل توازی) بود.
اقلیدس می‌گفت:
«از هر نقطه‌ای که بیرون از یک خط مستقیم قرار دارد، فقط یک خط می‌توان رسم کرد که با آن خط موازی باشد.»
    ریاضی‌دانان قرن‌ها کوشیدند این اصل را از چهار اصل دیگر اقلیدس نتیجه بگیرند، اما توفیق نیافتند. لباچوفسکی نخستین کسی بود که به‌جای تلاش برای اثبات آن، فرض مقابلش را پذیرفت و نظام هندسی مستقلی بر پایه‌ی آن بنا کرد.
در هندسه‌ی او:
۱.از یک نقطه بیرون از یک خط، بی‌نهایت خط موازی می‌توان رسم کرد.
۲.مجموع زوایای مثلث کمتر از ۱۸۰ درجه است.
۳.مساحت مثلث‌ها با اختلاف زاویه‌های آن‌ها ارتباط مستقیم دارد.
او این نظام را در سال ۱۸۲۹ میلادی در مقاله‌ای با عنوان «دربارهٔ اصول هندسه» منتشر کرد.
مهم‌ترین آثار لباچوفسکی عبارت‌اند از:
۱.دربارهٔ اصول هندسه
۲.هندسهٔ تخیلی
۳.علم فضا
     در این آثار، او بنیان نظری هندسهٔ نااقلیدسی را استوار ساخت. در آغاز، نظریات لباچوفسکی از سوی جامعه‌ی علمی اروپا با بی‌اعتنایی یا حتی تمسخر روبه‌رو شد؛ اما چند دهه بعد، با پژوهش‌های یانو ش بولیای مجارستانی و تأیید ضمنی کارل فریدریش گاوس، ارزش کار او شناخته شد.
     در اواخر قرن نوزدهم، ریاضی‌دانانی چون ریمان و پوانکاره با گسترش نظریات فضایی نشان دادند که هندسه‌ی لباچوفسکی نه‌تنها سازگار است، بلکه بنیان بسیاری از شاخه‌های نوین ریاضیات و فیزیک، از جمله در نظریه‌ی نسبیت اینشتین، را فراهم می‌سازد.
    لباچوفسکی را اغلب «کپرنیک هندسه» می‌نامند؛ زیرا همان‌گونه که کپرنیک نگرش بشر را نسبت به کیهان دگرگون کرد، او نیز دیدگاه انسان را نسبت به فضا و ساختار هندسه تغییر داد.
     هندسه‌ی او پایه‌گذار شاخه‌های مهمی چون:
۱.هندسهٔ هذلولوی
۲.نظریهٔ فضاهای ریمانی
۳.نسبیت عام
و بسیاری از عرصه‌های نوین ریاضیات شد.
نیکلای لباچوفسکی در سال ۱۸۵۶ میلادی در حالی درگذشت که هنوز بسیاری از دانشمندان زمانش ارزش کار سترگ او را درنیافته بودند. امروزه، نام او در کنار گاوس، بولیای و ریمان، به‌عنوان چهار ستون اصلی هندسهٔ نوین می‌درخشد.

 

۴۰.
زندگی‌نامهٔ آیزاک نامیوکا
     آیزاک نامیوکا، ریاضی‌دان ژاپنی‌تبارِ آمریکایی، از چهره‌های برجستهٔ قرن بیستم در حوزه‌های آنالیز تابعی، توپولوژی عمومی و نظریهٔ بازی‌ها بود. آثار علمی او در این زمینه‌ها سهمی ماندگار در گسترش ریاضیات نوین بر جای گذاشت.
    او در سال ۱۹۲۸ میلادی در ژاپن زاده شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه توکیو آغاز کرد و سپس برای ادامهٔ تحصیل به ایالات متحدهٔ آمریکا رفت. وی درجهٔ دکترای ریاضی خود را از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد. استاد راهنمای او، ادوین هویت ، از چهره‌های برجستهٔ آنالیز هارمونیک مجرد و توپولوژی بود.
    نامیوکا در دوران حرفه‌ای خود بر چند شاخهٔ مهم از ریاضیات تمرکز داشت:
۱. آنالیز تابعی و توپولوژی:
او دربارهٔ ساختار توپولوژیک فضاهای تابعی، خواص تقارن، و هم‌ارزی‌های توپولوژیک پژوهش‌های عمیقی انجام داد.
نتایج وی در مورد خواص همواری و هماهنگی در فضاهای توپولوژیک، شهرت فراوان یافت.
۲. نظریهٔ بازی‌ها:
او با همکاری ریاضی‌دانان برجسته، به‌ویژه ژرار دبرو ، در زمینهٔ تعادل در بازی‌های غیر گروهی
تحقیقات بنیادی انجام داد.نامیوکا در اثبات نظری وجود نقطهٔ تعادل نَش در محیط‌های توپولوژیک، نقش نظری مهمی ایفا کرد.
۱. نظریه‌های او دربارهٔ فشردگی و پیوستگی در فضاهای توپولوژیک توام ، تأثیر عمیقی بر توپولوژی مدرن داشت.
۲. از جمله قضایای مشهور او، قضیهٔ نامیوکا است که دربارهٔ توابع پیوستهٔ دومتغیّره در فضاهای فشرده تدوین شده و پیوندی ظریف میان پیوستگی و فشردگی برقرار می‌کند.
      نامیوکا سال‌ها استاد ریاضیات در دانشگاه واشینگتن در شهر سیاتل بود. او در این دانشگاه شاگردان فراوانی تربیت کرد و در گسترش همکاری میان ریاضی‌دانان ژاپنی و آمریکایی نقشی مؤثر داشت.
    همسر او، آیریس نامیوکا ، نیز ریاضی‌دان و پژوهشگر آموزش ریاضی است. این دو در برخی پروژه‌های علمی و دانشگاهی با یکدیگر همکاری داشتند.
    آیزاک نامیوکا در سال ۲۰۱۹ میلادی درگذشت. میراث علمی او در زمینه‌های توپولوژی، آنالیز و نظریهٔ بازی‌ها همچنان زنده و الهام‌بخش است.
قضیهٔ نامیوکا و مفاهیم برگرفته از آن هنوز در پژوهش‌های نوین ریاضی مورد استناد و توجه قرار دارند.
     سبک فکری او، آمیزه‌ای از دقت و نظم ژاپنی با منطق تحلیلی غربی بود؛ ترکیبی که از او چهره‌ای یگانه در تاریخ معاصر ریاضیات ساخت.
۴۱.
زندگی‌نامه آگوستین-لویی کوشی
    کوشی، ریاضی‌دان بزرگ فرانسوی، در ۱۷۸۹ میلادی در پاریس به دنیا آمد و در ۱۸۵۷ میلادی در همان شهر درگذشت. او یکی از بنیان‌گذاران آنالیز ریاضی مدرن، نظریه اعداد و تحلیل بی‌نهایت کوچک‌ها بود و سهم مهمی در تدوین مبانی دقیق ریاضیات ایفا کرد.
    کوشی از کودکی استعداد درخشان ریاضی داشت و در خانواده‌ای با تحصیلات عالی پرورش یافت؛ پدرش استاد علوم بود. او در سن کم وارد دانشگاه پلی‌تکنیک شد و تحت نظر استادان برجسته فرانسه آموزش دید.
    کوشی بیشترین شهرت خود را به دلیل مبانی دقیق آنالیز ریاضی کسب کرد. او برای اولین بار مفاهیمی مانند حد، پیوستگی، مشتق و سری‌های همگرا را به شکل کاملاً دقیق و استوار تعریف کرد. آثار او شامل بیش از ۷۰۰ مقاله و ۵۰ کتاب است.
    از مهم‌ترین دستاوردهای علمی او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. تعریف دقیق حد و پیوستگی توابع.
۲. بررسی همگرایی سری‌ها و توسعه قواعد همگرایی.
۳. پژوهش در زمینه توابع مختلط و معادلات دیفرانسیل.
۴. بنیان‌گذاری مباحث نظریه گروه‌ها و جبر تحلیلی.
     کوشی فردی مذهبی و با اخلاق محکم بود و عقاید مذهبی او تأثیر عمیقی بر رفتار و زندگی شخصی‌اش داشت. او همواره به نظم، دقت و اصالت علمی اهمیت می‌داد و در تربیت دانشجویان نیز بسیار مؤثر بود.
    آثار کوشی پایه‌گذار آنالیز ریاضی مدرن شدند و هنوز در آموزش ریاضیات و تحقیقات علمی مورد استناد قرار می‌گیرند. او با توجه به دقت و روش‌مندی علمی، یکی از تأثیرگذارترین ریاضی‌دانان قرن نوزدهم محسوب می‌شود.
۴۲.
زندگی‌نامه آلن بدیو
    آلن بدیو فیلسوف، ریاضی‌دان و نویسنده‌ی برجسته‌ی فرانسوی معاصر است که در قرن بیستم و بیست‌ویکم از چهره‌های تأثیرگذار فلسفه‌ی قاره‌ای به شمار می‌رود. او در آثار خود کوشیده است تا مفاهیم بنیادین فلسفه، همچون «وجود»، «حقیقت»، «رویداد»، «سوژه» و «عشق» را با رویکردی نوین و عقلانی بازاندیشی کند.
    آلن بدیو در سال ۱۹۳۷ میلادی در شهر رباط، پایتخت مراکش، زاده شد. پدرش، ری‌مون بدیو، از فیلسوفان و ریاضی‌دانان برجسته و از اعضای مقاومت فرانسه در دوران جنگ جهانی دوم بود؛ نقشی که تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری اندیشه‌های انتقادی و سیاسی پسرش داشت.
   بدیو تحصیلات دانشگاهی خود را در مدرسه‌ی عالی نرمال پاریس آغاز کرد و تحت تأثیر استادانی چون لوئی آلتوسر و ژان پل سارتر قرار گرفت. او در جوانی به اندیشه‌های مارکسیستی گرایش یافت و در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در جنبش‌های دانشجویی و سیاسی فرانسه حضوری فعال داشت.
      وی سال‌ها در دانشگاه‌های گوناگون فرانسه به تدریس فلسفه پرداخت، از جمله در:
۱. دانشگاه پاریس ۸ (وندسن–سن‌دنی)
۲. مدرسه‌ی عالی نرمال که خود زمانی در آن تحصیل کرده بود.
بدیو شاگردان بسیاری پرورش داده و از مدافعان سرسخت «فلسفه‌ی اصیل» در برابر نسبی‌گرایی پست‌مدرن به شمار می‌رود.
محور اندیشه‌ی بدیو
    کانون تفکر بدیو، پرسش از «حقیقت» و چگونگی ظهور «رویداد» است. او می‌کوشد نشان دهد که فلسفه قادر است حقیقت را از درون وضعیت‌های خاص ــ یعنی علم، سیاست، عشق و هنر ــ استخراج کند.
به‌زعم او، هر رویدادِ حقیقی شکافی در نظم موجود پدید می‌آورد و انسانِ وفادار به آن رویداد، به سوژه‌ی حامل حقیقت بدل می‌شود.
از دید بدیو، ریاضیات (به‌ویژه نظریه‌ی مجموعه‌ها) زبان فلسفی «وجود» است. او معتقد است هستی در بنیاد خود ریاضی است، و از این‌رو فلسفه و ریاضیات پیوندی درونی و جدایی‌ناپذیر دارند.
برخی از آثار شاخص آلن بدیو
۱. هستی و رویداد (1988)
  شاهکار اصلی او که نظریه‌ی هستی‌شناسی‌اش را بر پایه‌ی ریاضیات و نظریه‌ی مجموعه‌ها بنا می‌کند.
۲. منطق جهان‌ها (2006)
ادامه‌ی اثر پیشین، درباره‌ی ظهور پدیده‌ها در جهان‌های ممکن.
۳. اخلاق: رساله‌ای درباره‌ی فهم شر (1993)
  نقدی بنیادین بر اخلاق قربانی‌محور و دفاع از وفاداری به حقیقت.
۴. ستایش عشق (2009)
  اثری محبوب میان خوانندگان عمومی، که عشق را یکی از چهار حوزه‌ی ظهور حقیقت می‌داند.
۵. مانیفست برای فلسفه (1989)
دفاعی پرشور از جایگاه فلسفه در برابر علم‌زدگی و نسبی‌گرایی معاصر.
گرایش‌های سیاسی و دیدگاه‌ها
    بدیو از جوانی عضو حزب کمونیست فرانسه بود و سال‌ها به مارکسیسم وفادار ماند. با این حال، مارکسیسم او خلاق و فلسفی است، نه ایدئولوژیک.
او منتقد سرمایه‌داری جهانی و سیاست‌های نئولیبرالی است و بر امکان «رویداد سیاسی نو» و پیدایش اشکال تازه‌ی همبستگی انسانی تأکید دارد.
ویژگی‌های برجسته‌ی اندیشه‌ی بدیو
۱. پیوند میان منطق ریاضی و تفکر هستی‌شناسانه
۲. بازسازی فلسفه بر محور چهار حوزه‌ی حقیقت: علم، سیاست، هنر، عشق
۳. مخالفت با پست‌مدرنیسم، نیهیلیسم و فلسفه‌های نسبی‌گرا
۴. تأکید بر مفهوم «سوژه‌ی وفادار» به‌عنوان حامل و استمراردهنده‌ی حقیقت
جمع‌بندی
   آلن بدیو از آخرین فیلسوفان بزرگ مکتب قاره‌ای است که می‌کوشد فلسفه را از بحران نسبی‌گرایی برهاند و بار دیگر در مرکز اندیشه‌ی بشری قرار دهد.
او در مرز میان ریاضیات، سیاست، هنر و عشق، فلسفه‌ای زنده، نظام‌مند و پرشور بنا نهاده است که بر امکان ظهور حقیقت در جهان معاصر تأکید دارد.

 

۴۳.
زندگی‌نامهٔ جان دیوئی
   جان دیوئی، فیلسوف، روان‌شناس و مصلح آموزشی آمریکایی، یکی از برجسته‌ترین اندیشمندان قرن بیستم و از پایه‌گذاران مکتب عمل‌گرایی  در فلسفه و اصلاح‌طلبی در آموزش و پرورش بود. آثار او تأثیری ژرف بر فلسفه، تعلیم و تربیت، و علوم اجتماعی بر جای گذاشت.
    دیوئی در سال ۱۸۵۹ میلادی در ایالت ورمونت آمریکا به دنیا آمد. خانواده‌ای ساده و مذهبی داشت که ارزش‌هایی چون کار، تلاش و صداقت را در او پرورش دادند. تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه ورمونت آغاز کرد و در سال ۱۸۷۹ مدرک کارشناسی گرفت. چند سالی در دبیرستان به تدریس پرداخت، سپس برای ادامه تحصیل در رشته فلسفه به دانشگاه جانز هاپکینز رفت و در سال ۱۸۸۴ دکترای فلسفه دریافت کرد.
     در طول زندگی علمی‌اش، در چندین دانشگاه برجستهٔ آمریکا تدریس کرد، از جمله:
۱. دانشگاه میشیگان
۲. دانشگاه شیکاگو
۳. دانشگاه کلمبیا
در دانشگاه شیکاگو، دیوئی مدرسه‌ای تجربی به نام مدرسهٔ آزمایشی دیوئی تأسیس کرد تا نظریاتش در تعلیم و تربیت را عملاً بیازماید.
      او از بنیان‌گذاران مکتب عمل‌گرایی است که به همراه چارلز ساندرز پیرس و ویلیام جیمز شکل گرفت.
از دیدگاه او:
۱. حقیقت امری ثابت و مطلق نیست، بلکه نتیجهٔ تجربهٔ انسانی و عمل مؤثر است.
۲. فلسفه باید در خدمت حل مسائل واقعی زندگی باشد، نه گرفتار مفاهیم انتزاعی و غیرعملی.
۳. انسان از طریق کنش، تجربه و تعامل با محیط، به رشد فکری و اخلاقی می‌رسد.
     دیوئی بیش از هر چیز به عنوان فیلسوف تعلیم و تربیت شناخته می‌شود و از پایه‌گذاران جنبش آموزش مترقی به شمار می‌آید.
در نظر او:
۱. آموزش باید بر تجربهٔ زنده و واقعی کودک استوار باشد، نه بر حفظ مطالب خشک و بی‌روح.
۲. دانش‌آموز باید فعال، خلاق و مشارکت‌جو باشد.
۳. مدرسه جامعه‌ای کوچک است که کودک در آن می‌آموزد چگونه در جامعهٔ بزرگ‌تر زندگی کند.
۴. هدف آموزش، پرورش تفکر انتقادی، اجتماعی و اخلاقی است، نه صرفاً انتقال دانش.
     دیوئی باور داشت که آموزش باید ابزار تحقق دموکراسی باشد؛ یعنی انسان‌هایی تربیت کند که بتوانند در جامعه‌ای آزاد، عادلانه و مسئولانه زندگی کنند.
     از میان بیش از چهل کتاب و صدها مقالهٔ او، برخی از آثار مهمش عبارت‌اند از:
۱. مدرسه و جامعه (۱۸۹۹)
۲. دموکراسی و آموزش (۱۹۱۶)
۳. تجربه و طبیعت (۱۹۲۵)
۴. منطق: نظریهٔ تحقیق (۱۹۳۸)
۵. هنر به‌مثابه تجربه (۱۹۳۴)
      اندیشه‌های جان دیوئی، نظام آموزشی بسیاری از کشورها را دگرگون ساخت. او بر آموزش مبتنی بر تجربه، تفکر، مشارکت اجتماعی و رشد شخصیت تأکید داشت. فلسفهٔ او الهام‌بخش بسیاری از متفکران در حوزه‌های روان‌شناسی تربیتی، جامعه‌شناسی آموزش و فلسفهٔ عمل‌گرایی شد.
جان دیوئی در سال ۱۹۵۲ میلادی در نیویورک، در سن ۹۲ سالگی درگذشت. او تا واپسین سال‌های عمر، فعال، نویسنده و اندیشمند ماند و آثارش هنوز از منابع بنیادین فلسفهٔ آموزش و پرورش در جهان به شمار می‌رود.
۴۴.
زندگی‌نامه الکساندر گرودندیک
     الکساندر گرودندیک یکی از بزرگ‌ترین و اثرگذارترین ریاضی‌دانان قرن بیستم بود. او با نظریه‌های عمیق و انقلابی خود، ساختار هندسه و جبر را دگرگون ساخت و مسیر تازه‌ای را در ریاضیات مدرن گشود.
     گرودندیک در ۱۹۲۸ در شهر برلین آلمان به دنیا آمد. دوران کودکی او در سایه‌ی جنگ، فقر، و آوارگی گذشت. در سال‌های آغاز جنگ جهانی دوم، خانواده‌اش به فرانسه پناه بردند. او دوران نوجوانی را در اردوگاه‌های پناهندگان فرانسه سپری کرد.
     پس از جنگ، گرودندیک به دانشگاه مون‌پلیه رفت و در آنجا علاقه‌اش به ریاضیات شکوفا شد. بعدها برای ادامه تحصیل به دانشگاه نانسی رفت و زیر نظر لوران شوارتس و ژان دیودونه کار خود را در زمینه‌ی آنالیز تابعی آغاز کرد.
      رساله‌ی دکترای او درباره‌ی توپولوژی فضاهای برداری موضعاً محدب بود، اما به‌زودی مسیر علمی‌اش به سمت جبر و هندسه جبری تغییر کرد، حوزه‌ای که بعدها نام او را جاودانه ساخت.
         در دهه‌ی ۱۹۵۰، گرودندیک به پاریس رفت و در انستیتوی مطالعات پیشرفته علمی فرانسه مشغول به کار شد. در این دوران، او نظریه‌هایی پدید آورد که اساس هندسه جبری جدید را شکل داد.
    از جمله دستاوردهای برجسته‌ی او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱.بنیان‌گذاری مفهوم شِما ، که تعمیمی از واریته‌های جبری است؛
۲.توسعه‌ی نظریه‌ی کوهمولوژی اتال
۳.فرمول‌بندی دوباره‌ی حدس‌های ویل
۴.طرح مفهوم توپوس ، پلی میان منطق، جبر و توپولوژی؛
۵.نظریه‌ی پایدارسازی و مفاهیم بنیادین در K-تئوری.
     او همراه با همکارانش مانند ژان دیودونه، پیر دولی، دلین، سر، و آرتین، چندین جلد از آثار ماندگار خود را با عنوان:
۱.«عناصر هندسه‌ی جبری»
این مجموعه اثری بنیادی از الکساندر گرودندیک و ژان دیودونه است که مبانی نوین هندسه‌ی جبری را بر پایه‌ی نظریه‌ی طرح‌ها بنیان نهاد.
۲. «سمینار هندسه‌ی جبری»
این عنوان مربوط به مجموعه‌ی سخنرانی‌ها و یادداشت‌های درسی گرودندیک و شاگردانش در انستیتوی مطالعات علمی پیشرفته در فرانسه است که بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۹ برگزار شد.
     در سال ۱۹۶۶، گرودندیک به پاس دستاوردهای بزرگش، مدال فیلدز را در کنگره بین‌المللی ریاضیدانان در مسکو دریافت کرد.
      در دهه‌ی ۱۹۷۰، گرودندیک به‌طور ناگهانی از جهان ریاضیات کناره‌گیری کرد. بعدها، در دهه‌های پایانی عمر، به زندگی گوشه‌گیرانه در جنوب فرانسه پناه برد و از تماس با جامعه علمی پرهیز نمود. گرودندیک سال‌های پایانی عمر خود را در روستایی  در جنوب فرانسه گذراند. او در ۲۰۱۴، در سن ۸۶ سالگی، در همان‌جا درگذشت.
     گرودندیک چهره‌ای یگانه در تاریخ ریاضیات است. آثار او نه‌تنها هندسه جبری، بلکه شاخه‌هایی چون منطق ریاضی، توپولوژی، نظریه رسته‌ها و حتی فیزیک ریاضی را متحول کرد.او با زبانی نو و نگرشی فلسفی، ساختارهای ریاضی را همچون موجوداتی زنده می‌دید که در شبکه‌ای از روابط عمیق معنایی و ساختاری تنیده‌اند.
       او می گفت «ریاضیات برای من نه محاسبه است و نه اثبات، بلکه راهی است برای دیدنِ وحدت در کثرت، و کشف نظمی پنهان در پس آشوب جهان.»
۴۵.
زندگی‌نامه‌ ژان دیودونه
     ژان الکسی اوژن دیودونه یکی از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان قرن بیستم و از پایه‌گذاران مکتب مدرن ریاضیات در فرانسه بود. او در ۱۹۰۶ در  فرانسه متولد شد و در ۱۹۹۲ در پاریس درگذشت.
     دیودونه در دانشگاه سوربن پاریس تحصیل کرد و از همان آغاز استعداد شگفت‌انگیزی در منطق، جبر و توپولوژی از خود نشان داد.او یکی از اعضای فعال گروه مشهور  بود؛ جمعی از ریاضی‌دانان فرانسوی که با هدف بازنویسی تمام ریاضیات بر پایه‌ی اصول دقیق و منطقی، آثار عظیمی چون مبانی ریاضیات را پدید آوردند.
      در این گروه، دیودونه از نظر دقت، نظم و توانایی نگارش ریاضی در سطحی بسیار بالا شناخته می‌شد و بسیاری از بخش‌های کتاب‌های بورباکی را او نوشته است.
      در دهه‌ی ۱۹۶۰، دیودونه همکاری نزدیکی با نابغه‌ی بزرگ هندسه‌ی جبری، الکساندر گرودندیک، آغاز کرد. حاصل این همکاری، مجموعه‌ی بی‌نظیر و چندجلدی مبانی هندسه جبری گردید.  او پایه‌های نوین هندسه‌ی جبری را بر نظریه‌ی طرح‌ها استوار کرد.
پس از آن، او در تدوین و ویرایش گزارش‌های سمینار هندسه‌ی جبری گرودندیک در بوا ماری» نیز نقش عمده‌ای داشت. دیودونه نویسنده‌ای بسیار پرکار بود. افزون بر همکاری‌اش در آثار بورباکی و گرودندیک، کتاب‌های بسیاری تألیف کرد که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
۱.اصول آنالیز مدرن
۲.دوره کامل آنالیز(۹ جلد)
۳. تاریخ توپولوژی جبری و توپولوژی دیفرانسیل
۴.چشم‌اندازی از ریاضیات
     این آثار نقشی اساسی در آموزش ریاضیات مدرن در قرن بیستم داشتند. دیودونه شخصیتی بسیار منظم، دقیق و سخت‌گیر داشت. در تدریس و نگارش علمی، کوچک‌ترین بی‌نظمی یا ابهامی را تحمل نمی‌کرد. در عین حال، روحیه‌ای منتقد و تند داشت و از ساده‌سازی‌های سطحی در ریاضیات به‌شدت پرهیز می‌کرد.
     دوستانش از او به‌عنوان «وجدان ریاضی بورباکی» یاد می‌کردند.او معتقد بود ریاضی باید همچون زبان موسیقی، از درون خود زیبایی و نظم را متجلی سازد، نه از طریق تشبیهات و استعارات.
     ژان دیودونه در سال ۱۹۹۲ میلادی در ۸۶ سالگی درگذشت، اما آثار و روش تفکر او هنوز در کتاب‌های بورباکی، آثار گرودندیک و ساختار ریاضیات مدرن زنده است. او را می‌توان معمار زبان ریاضی قرن بیستم نامید.
۴۶.
زندگی‌نامه‌ی لوران موئیز شوارتز
    لوران شوارتز یکی از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان قرن بیستم و از بنیان‌گذاران آنالیز مدرن توزیع‌ها است که تأثیر ژرفی بر آنالیز، فیزیک نظری و معادلات دیفرانسیل گذاشت.
      شوارتز در ۱۹۱۵ در پاریس، در خانواده‌ای مذهبی  به دنیا آمد. پدرش آلبرت شوارتز جراح و مادرش ماری اشتراس، معلم زبان لاتین بود. نبوغ و عشق به ریاضی در همان دوران دبیرستان در او آشکار شد.
    در سال ۱۹۳۴ وارد مدرسه عالی نرمال پاریس
شد؛ همان مرکزی که بسیاری از ریاضی‌دانان بزرگ فرانسه مانند ژان دیودونه، آندره ویل، و هنری کارتان در آن تحصیل کرده بودند. همسرش ماری-هلن لوی نیز ریاضی‌دان بود.
      بزرگ‌ترین اثر علمی شوارتز نظریه‌ی توزیع‌ها بود.  تا پیش از او، مفهوم مشتق و انتگرال تنها برای توابع «خوش رفتار» تعریف می‌شد. اما او نشان داد که می‌توان مفهوم مشتق را برای تابع‌هایی چون تابع دلتای دیراک نیز به‌صورت ریاضی دقیق تعریف کرد.این نظریه، که نخستین بار در دهه‌ی ۱۹۴۰ ارائه شد، انقلابی در ریاضیات و فیزیک ایجاد کرد و کاربردهای فراوانی در:
۱.معادلات دیفرانسیل نسبی،
۲.الکترودینامیک کوانتومی،
۳.نظریه میدان‌ها
و سایر شاخه‌ها یافت. در سال ۱۹۵۰، شوارتز برای این دستاورد عظیم، مدال فیلدز  را دریافت کرد؛ بالاترین افتخار در ریاضیات.
     از مهم‌ترین آثار علمی او می‌توان به مجموعه‌ی دو جلدی مشهور نظریه توزیع‌ها و  آنالیز تابعی اشاره کرد.
    شوارتز نه‌تنها ریاضی‌دانی برجسته، بلکه معلمی الهام‌بخش بود. سال‌ها در دانشگاه‌های نانتِر، سوربن، و مدرسه پلی‌تکنیک فرانسه تدریس کرد. بسیاری از شاگردان او بعدها از ریاضی‌دانان سرشناس جهان شدند.
    لوران شوارتز در ۲۰۰۲ در شهر پاریس درگذشت. میراث علمی او هنوز هم بخش جدایی‌ناپذیر از آموزش و پژوهش در آنالیز مدرن است.لوران شوارتز را می‌توان چنین توصیف کرد . ریاضی‌دانی با ذهنی چون لیزر و دلی چون خورشید؛ کسی که ریاضی را نه تنها علم، بلکه زبان آزادی می‌دانست.

۴۷.
زندگی‌نامه‌ی جِیمز مایکل هاوی
     جیمز هاوی، یکی از برجسته‌ترین ریاضی‌دانان قرن بیستم در زمینه‌ی نظریه‌ی نیم‌گروه‌ها بود. او در سال ۱۹۳۸ میلادی در انگلستان به دنیا آمد.
دوران دبیرستان را با استعداد درخشان در ریاضیات پشت سر گذاشت و سپس وارد دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند شد. در همان دانشگاه، مدرک‌های کارشناسی و دکتری ریاضی خود را دریافت کرد.
     استاد راهنمای دکتری او آلفرد کلیفورد بود؛ یکی از بنیان‌گذاران نظریه‌ی نیم‌گروه‌ها در جهان. پس از پایان تحصیلات، مدتی در دانشگاه‌های بریتانیا به تدریس پرداخت، اما تقریباً تمام زندگی علمی خود را در دانشگاه سنت اندروز گذراند. او در همان‌جا به مقام استادی تمام و سپس ریاست دانشکده‌ی ریاضیات و آمار رسید.
زمینه‌ی اصلی پژوهش‌های هاوی، جبر مجرد و به‌ویژه نظریه‌ی نیم‌گروه‌ها بود.
     موضوعات عمده‌ای که در آثار او بررسی شده‌اند عبارت‌اند از:
۱. نیم‌گروه‌های منظم
۲. نیم‌گروه‌های وارون
۳. نیم‌گروه‌های تولیدشده توسط توان‌های خود
۴. نیم‌گروه‌های متناهی و روابط گرین
او بیش از ۷۰ مقاله‌ی پژوهشی منتشر کرد و دو کتاب برجسته‌ی او از منابع کلاسیک و مرجع جهانی در حوزه‌ی نیم‌گروه‌ها به شمار می‌روند:
۱.
An Introduction to Semigroup Theory
کتابی آموزشی برای ورود به مبانی نظریه‌ی نیم‌گروه‌ها.
۲.
Fundamentals of Semigroup Theory
اثری جامع و مرجع برای پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی.
   هاوی عضو و همکار انجمن سلطنتی ادینبرو و همچنین رئیس انجمن ریاضی ادینبرو در سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۲ بود. افزون بر این، به‌عنوان داور و عضو هیئت تحریریه‌ی چندین مجله‌ی معتبر ریاضی نیز فعالیت داشت.
     او فردی متواضع، آرام و سخت‌کوش بود و علاقه‌ی فراوانی به آموزش و پرورش نسل جوان ریاضی‌دانان داشت. شاگردانش او را انسانی با بینشی ژرف و بیانی روشن در آموزش مفاهیم مجرد توصیف کرده‌اند.
    جیمز مایکل هاوی پس از سال‌ها تدریس و پژوهش، در سال ۲۰۱۱ میلادی و در سن ۷۳ سالگی در شهر سنت اندروز درگذشت. یاد و نام او در جامعه‌ی جبر و آنالیز ساختاری جهان همواره زنده و گرامی است.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
۱۴۰۴/۷/۱۸





۴۳.


۴۰.

 


 

 

 

 

 

 


۱.

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی
سیری در زندگانی دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
مقدمه
     زندگی، مجموعه‌ای از تجربه‌ها، اندیشه‌ها و تلاش‌هایی است که در مسیر کمال معنا می‌یابد. هر انسانی در گذر عمر، از کودکی تا دوران پختگی، با پرسش‌هایی بنیادین روبه‌روست: هدف از آفرینش چیست؟ علم چه نقشی در سعادت بشر دارد؟ و چگونه می‌توان میان عقل، ایمان و عشق، تعادلی پایدار برقرار کرد؟
    این اثر کوششی است برای مرور و تحلیل بخشی از مسیر علمی، فکری و معنوی اینجانب که سال‌ها از عمر خود را در خدمت تعلیم، تحقیق و تربیت نسل‌های فرهیخته سپری کرده‌ام. در طی این سال‌ها، افزون بر تربیت دست‌کم بیست دانشجوی دکتری در شاخه‌های گوناگون آنالیز هارمونیک مجرد، با نگاهی ژرف به فلسفه، ادبیات و عرفان، کوشیده‌ام تا پیوندی استوار میان منطق ریاضی و معرفت انسانی برقرار سازم.
     در این مجموعه، مباحثی متنوع گرد آمده است که هر یک گوشه‌ای از اندیشه و تجربه‌ی نگارنده را بازتاب می‌دهد؛ از نظم ذهنی و تاریخچه‌ی شاخه‌های مهم ریاضیات گرفته تا تأملاتی درباره‌ی نقش معلم، فلسفه‌ی ریاضی، رابطه‌ی عقل و ایمان، و رازهای هستی. در خلال این مباحث، خاطراتی از دوران تحصیل، تدریس، فرصت‌های مطالعاتی و تجربه‌های زیسته نیز آمده است تا چهره‌ای انسانی‌تر از یک عالم دانشگاهی ترسیم گردد.
    این کتاب، صرفاً روایت زندگی یک ریاضی‌دان نیست؛ بلکه سفری است میان علم، اخلاق، ایمان و تفکر. خواننده در مسیر مطالعه‌ی آن، با سیر تحول فکری و روحی استادی آشنا می‌شود که کوشیده است علم را از قید خشک‌نظری برهاند و آن را در خدمت حقیقت و خالق هستی قرار دهد. باشد که این نوشته، چراغی باشد فرا راه دانش‌پژوهان، معلمان، و همه‌ی آنان که در جست‌وجوی پیوندی میان «دانش و بینش» و «عقل و عشق» هستند.
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
۱۷ مهر ۱۴۰۴ – اصفهان

فهرست مطالب
۱.نظم ذهنی
۲.تاریخچه آنالیز هارمونیک مجرد
۳.بهترین ریاضی‌دان
۴.رابطه بین ریاضیات و ادبیات
۵. سختی ریاضیات
۶.تاریخچه هندسه منیفلد
۷. تاریخچه  ضرب تنسوری
۸. یادی از استاد علم و اخلاق
۹.دوران بازنشستگی
۱۰.دوران زندگی
۱۱.فرصت مطالعاتی
۱۲.نقش پیامبران و دانشمندان در جهان هستی
۱۳.تبادل نظر استاد و دانشجو
۱۴.شاگرد پروری
۱۵.تاریخ ریاضیات و فلسفه:
۱۶.آنچه در زندگی آموختم
۱۷.نقش ریاضیات در جهان هستی
۱۸.نقش نقش ریاضیات در زندگی
۱۹.چگونه یک مسئله ریاضی را حل کنیم؟
۲۰.دوران هیات علمی
۲۱.اهمیت  فلسفه
۲۳.دوران کودکی و جوانی
۲۴.دوران دانشجوئی
۲۵.تحصیلات تکمیلی
۲۶.دانشجوی دکتری
۲۷.اتلاف وقت
۲۸.تاملی در موفقیت
۲۹.یکی بود یکی نبود
۳۰.استاد راهنما
۳۱.ریاضیات چیست
۳۲.روشنفکر کیست
۳۳.انتظارات
۳۴.بهترین سالهای زندگی
۳۵.برنامه ریزی
۳۶.جایگاه ریاضیات
۳۷.سوء برداشت
۳۸.تفکر کردن
۳۹.خصائل اخلاقی
۴۰.توکل به خدا چیست
۴۱.غفلت
۴۲.رابطه بین وظیفه و نتیجه
۴۳.پیوند بین ریاضیات و ادبیات
۴۴.ریاضیات و  زندگی
۴۵.چگونه مطالعه کنیم
۴۴.ریاضیات و  خالق هستی
۴۵.رابطه خالق و مخلوق
۴۶.نقش معلم د  تعلیم و تربیت
۴۷.هستی و راز ازلیت
۴۸.رابطا عقل و ایمان
۴۹.روز معلم
۵۰.شناخت
۵۱.چلچراغ
۵۲.نوای دل
۵۳.فلسفه ریاضیات
۵۴.نقش منطق در ریاضیات
۵۵.بخنی با مخاطبان
۵۶.داوری اندیشه ها
۵۷.شیعیان  در دوره صفویه
۵۸.پیروی از اهل بیت
۵۹.گنجینه های علمی ریاضیات 

 

مقدمه
۱.نظم ذهنی
     اینکه چرا دفتر کار ریاضی‌دانان از نگاه مردم نامنظم است، چند دلیل دارد که بیشتر به تفاوت در شیوه‌ی فکر و کار آن‌ها برمی‌گردد:
۱. تمرکز روی محتوا نه ظاهر
ریاضی‌دان بیشتر به ایده، اثبات، فرمول و مسأله فکر می‌کند تا به مرتب بودن میز و دفتر. نظم ذهنی برایش مهم‌تر از نظم فیزیکی است. به همین دلیل کاغذها و کتاب‌ها ممکن است روی هم انباشته شوند، اما خودش دقیقاً می‌داند هر برگه یا کتاب کجا قرار دارد.
۲. انباشت منابع و الهامات
کار ریاضی معمولاً نیازمند مراجعه هم‌زمان به چندین کتاب، مقاله و دفترچه یادداشت است. این انباشت، ظاهری شلوغ و به‌هم‌ریخته ایجاد می‌کند، در حالی که برای صاحب آن نوعی «کتابخانه‌ی زنده» و دم‌دستی است.
• نظم پنهان
هرچند برای دیگران بی‌نظم جلوه می‌کند، اما ریاضی‌دان در آن بی‌نظمی نظم خودش را دارد؛ مثل یک «نقشه ذهنی» که روی میز پیاده شده است. او می‌داند فلان فرمول در کدام دفترچه، فلان یادداشت در کدام کاغذ و فلان الهام در کدام گوشه‌ی دفترش است.
۴. اولویت دادن به جریان خلاقیت
هنگام رسیدن به یک ایده یا درگیر بودن با یک مسأله، ریاضی‌دان فرصت یا تمایلی برای مرتب‌سازی ندارد. اگر بخواهد هر بار میز را مرتب کند، رشته‌ی فکرش پاره می‌شود. بنابراین اجازه می‌دهد بی‌نظمی بماند تا خلاقیت قطع نشود.
۵. نگاه متفاوت مردم
از دید مردم عادی، «نظم» یعنی چیدمان ظاهری و تمیزی. اما در ذهن ریاضی‌دان، نظم یعنی ارتباط مفاهیم و انسجام ایده‌ها. پس همان چیزی که برای دیگران «بی‌نظمی» است، برای او «نظم ذهنی» است.
دفتر ریاضی‌دان، مثل تخته‌سیاه است؛ برای ناظر بیرونی پر از خط‌خطی و فرمول است، اما برای صاحبش، نقشه‌ی گنجِ ایده‌هاست.
۲.
تاریخچه آنالیز هارمونیک مجرد

آنالیز هارمونیک مجرد شاخه‌ای از ریاضیات است که از آنالیز فوریه روی گروه‌های کلاسیک شروع شد و به‌تدریج در قالب نظریه‌ی گروه‌ها و جبرها گسترش یافت. در اینجا  خلاصه ای از تاریخچه‌ی آن را توضیح می‌دهم:
۱. ریشه‌ها در آنالیز فوریه کلاسیک
آغاز آنالیز هارمونیک با ژان باتیست فوریه(۱۸۲۲)  بود که نشان داد هر تابع (مثلاً روی دایره یا خط حقیقی) را می‌توان به صورت ترکیب یا انتگرالی از توابع نمایی (یا سینوسی-کسینوسی) نوشت.
این موضوع در واقع بیانگر تجزیه توابع به «فرکانس‌ها» بود.
۲. گسترش به گروه‌های آبلی موضعاً فشرده (۱۹۳۰–۱۹۴۰)
در دهه ۱۹۳۰ ریاضی‌دانان بزرگی چون آندره ویل  و فون نویمان چارچوب انتگرال‌گیری روی گروه‌ها را با معرفی اندازه هار  توسط آلفرد هار(۱۹۳۳) بنیان گذاشتند.
این نظریه نشان داد که می‌توان مفهوم سری و تبدیل فوریه را از دایره یا خط حقیقی به هر گروه توپولوژیک آبلی موضعاً فشرده  تعمیم داد.
۳. آغاز «آنالیز هارمونیک مجرد» (۱۹۴۰–۱۹۵۰)
با تعمیم فوریه به گروه‌های غیرآبلی، نیاز به مطالعه‌ی نمایش‌های یکانی مطرح شد.
مارشال استون ، فون نویمان و بعدها هارمن و همکارانش نشان دادند که آنالیز فوریه روی گروه‌های غیرآبلی معادل بررسی نظریه نمایش آن‌هاست.
در همین دوره، کتاب معروف آنالیز هارمونیک مجرد در دو جلد نوشته‌ی هویت و راس  از سال ۱۹۶۳  به‌عنوان مرجع کلاسیک این حوزه منتشر شد.
۴. ارتباط با جبرهای باناخ و -جبرها (۱۹۵۰–۱۹۷۰)
پژوهش‌ها به سمت مطالعه‌ی جبر گروهی
L1 (G)
و خواص باناخی آن گسترش یافت.
جورج وایتمن ، ارنست زلر ، و به‌ویژه ایزرائیل گلفاند  با نظریه‌ی طیفی خود ارتباط عمیقی میان آنالیز هارمونیک و ساختارهای جبری برقرار کردند.
در این دوره، مطالعه‌ی -جبرهای وان نیومن  به آنالیز هارمونیک مجرد پیوند خورد.
۵. پیشرفت‌های قرن بیستم (۱۹۷۰–۲۰۰۰)
موضوعاتی مانند خواص میانگین پذیری  گروه‌ها  (به‌ویژه کارهای آلن کونز،۱۹۶۰ )، جبرهای هاردی، جبرهای فون نویمان، دوگانگی پونتریاگین و ساختارهای پیچیده‌تر وارد بحث شد.
همچنین شاخه‌هایی مانند آنالیز هارمونیک غیرجابجایی و آنالیز هارمونیک روی فضاهای متریک و گراف‌ها رشد کرد.
۶. وضعیت معاصر (۲۰۰۰ تا امروز)
امروز آنالیز هارمونیک مجرد یک حوزه‌ی وسیع است که شامل:
آنالیز روی گروه‌های توپولوژیک و نمایش‌های واحدی
مطالعه‌ی جبرهای باناخ و -جبرهای گروهی
کاربرد در هندسه غیر جابجایی
کاربرد در نظریه اطلاعات، پردازش سیگنال و حتی یادگیری ماشین
به‌طور خلاصه:
آنالیز هارمونیک از فوریه و گروه‌های ساده شروع شد، با هار، ویل و فون نویمان به گروه‌های توپولوژیک رسید، با گلفاند و هویت–راس وارد جبرهای باناخ شد، و امروز به صورت یکی از ستون‌های ریاضیات کاربردی و مجرد درآمده است.
۳.
بهترین ریاضی دان
اینکه چه کسی را "بهترین ریاضی‌دان" بدانیم، معیارهای یکسانی ندارد؛ چون نگاه‌ها متفاوت است (تاریخی، علمی، فلسفی، یا حتی عرفانی). اما می‌توان چند معیار رایج را برشمرد:
معیارهای علمی و پژوهشی
تأثیرگذاری بر شاخه‌ها: کسی که یک شاخه جدید بنیان گذاشته یا تحولی اساسی در ریاضیات ایجاد کرده است (مثل اقلیدس در هندسه، یا گروتندیک در جبر هندسی).
عمق و اصالت آثار: نوآوری در ایده‌ها، حل مسائل دشوار و ارائه نظریه‌های بنیادی.
تعداد و کیفیت مقالات/کتاب‌ها: انتشار آثار علمی با ارجاع و ماندگاری بالا.
حل مسائل باز : مثلاً اندرو وایلز با اثبات قضیه‌ی آخر فرما.
جایزه‌ها و افتخارات علمی: مانند مدال فیلدز، جایزه آبل، یا عضویت در فرهنگستان‌های بزرگ علمی.
معیارهای اجتماعی و آموزشی
تربیت شاگردان برجسته: پرورش نسل‌های آینده ریاضی‌دانان (نمونه: دیوید هیلبرت یا ژان دیودونه).
ایجاد مکتب فکری: تأسیس مکتب علمی که دهه‌ها تداوم پیدا کند (مثل مکتب بورباکی).
تأثیرگذاری میان‌رشته‌ای: کاربرد نتایج در فیزیک، کامپیوتر، اقتصاد، یا علوم دیگر.
معیارهای فلسفی و انسانی
نگاه به ماهیت ریاضیات: کسانی که به بنیادهای ریاضیات یا فلسفه ریاضی اندیشیده‌اند (مثل کانتور، گودل).
الهام‌بخشی و زیبایی‌شناسی: آثاری که نه‌تنها درست، بلکه زیبا، الهام‌بخش و روح‌بخش هستند.
تأثیر فرهنگی و تمدنی: مثلاً خوارزمی در انتقال دانش به جهان اسلام و اروپا.
جمع‌بندی
بنابراین "بهترین ریاضی‌دان" بسته به دیدگاه می‌تواند متفاوت باشد:
از دید تاریخی: اقلیدس، خوارزمی، نیوتن
از دید معاصر: گروتندیک، هیلبرت، گودل
از دید جایزه‌ها: برندگان مدال فیلدز و آبل
۴.
رابطه بین ریاضی و ادبیات
ارتباط ریاضی و ادبیات، از دیرباز مورد توجه اندیشمندان، فیلسوفان و شاعران بوده است. این دو حوزه ظاهراً بسیار متفاوت‌اند؛ یکی زبان اعداد و منطق است و دیگری زبان احساس و تخیل. اما در عمق، پیوندهای شگفتی میانشان وجود دارد:
۱. ساختار و نظم
ریاضی سرشار از نظم، قاعده و ساختار است.
ادبیات هم، به‌ویژه شعر کلاسیک، بر پایه وزن، قافیه و قواعد عروضی شکل می‌گیرد.
همان‌طور که ریاضی‌دان در اثبات‌ها دنبال هماهنگی و سازگاری است، شاعر هم در چینش واژه‌ها به دنبال هارمونی و آهنگ است.
۲. زبان نمادین
ریاضی با نمادها، فرمول‌ها و معادلات سخن می‌گوید.
ادبیات نیز با استعاره‌ها، نمادها و صور خیال.
هر دو تلاش می‌کنند چیزی ورای ظاهر را بیان کنند: ریاضی با مدل‌سازی جهان بیرونی، و ادبیات با بیان جهان درونی.
۳. زیبایی‌شناسی
ریاضی‌دانان از «زیبایی» یک اثبات یا فرمول حرف می‌زنند (مانند زیبایی فرمول اویلر ).
ادبیات نیز بر زیبایی زبان، تصویر و معنا تأکید دارد.
در هر دو، زیبایی در سادگی، هماهنگی و شگفتی نهفته است.
۴. خلاقیت
در ریاضیات، یافتن راه‌حل نو یا ابداع یک نظریه، همان‌قدر نیاز به تخیل دارد که آفرینش یک شعر.
هر دو عرصه‌ی «خلاقیت ذهن» هستند: ریاضی در جهان عقل و ادبیات در جهان احساس.
۵. بیان حقیقت
ریاضی حقیقت‌های جهان مادی را به زبان عدد و منطق بیان می‌کند.
ادبیات حقیقت‌های روحی، انسانی و اخلاقی را به زبان هنر و واژه‌ها آشکار می‌سازد.
در هر دو، هدف رسیدن به نوعی کشف و شهود است.

 

۶. نمونه‌های تاریخی
خیام هم ریاضی‌دان برجسته بود و هم شاعر ژرف‌اندیش.
ابن‌سینا و فارابی در کنار فلسفه و ریاضی، نثر و نظم نوشتند.
در غرب نیز پاسکال هم ریاضی‌دان بود و هم نویسنده‌ی ادیب.
در یک جمله می‌توان گفت:
ریاضی "موسیقی عقل" است و ادبیات "موسیقی دل"؛ و هر دو، در نهایت به سوی حقیقت واحدی روانه‌اند.
۵.
سختی ریاضی
سختی ریاضیات دلایل متعددی دارد و بسته به دیدگاه افراد می‌توان آن را از جنبه‌های مختلف توضیح داد. مهم‌ترین عوامل عبارت‌اند از:
۱.ساختار انتزاعی:
ریاضیات، به‌ویژه در سطوح بالاتر، بسیار انتزاعی است. مفاهیم مانند گروه‌ها، حلقه‌ها، فضاهای توپولوژیک یا توابع مختلط، شباهتی با اشیاء ملموس روزمره ندارند و درک آن‌ها نیاز به تخیل منطقی و ذهنی قوی دارد.
۲.سلسله‌مراتبی بودن مفاهیم:
در ریاضیات هر موضوعی پایه‌ای دارد. اگر مفاهیم پایه به‌درستی فهم نشده باشند، یادگیری مفاهیم بعدی دشوار می‌شود. برای مثال، درک انتگرال نیاز به فهم دقیق حد، مشتق و حساب دیفرانسیل دارد.
۳.زبان و نمادها:
ریاضیات زبان مخصوص خود را دارد. نمادها، علائم و اصطلاحات ریاضی، اگر به‌درستی آموزش داده نشوند یا با منطق آن‌ها آشنا نباشیم، باعث سردرگمی می‌شوند.
۴.نیاز به تفکر منطقی و تحلیلی:
بسیاری از مسائل ریاضی به حل مسئله و استدلال منطقی نیاز دارند، نه فقط حفظ کردن فرمول‌ها. این نوع تفکر برای بسیاری از افراد نسبت به حفظ مطالب کلامی یا داستانی دشوارتر است.
۵.ترس و باورهای ذهنی:
بسیاری از افراد از همان کودکی باور دارند که «ریاضی سخت است» یا «من در ریاضی خوب نیستم». این باورها باعث کاهش انگیزه و اعتماد به نفس می‌شود و عملاً یادگیری را دشوارتر می‌کند.
۶.تمرین و پشتکار لازم:
ریاضیات مثل ورزش ذهنی است. بدون تمرین مداوم، مفاهیم به‌خوبی در ذهن تثبیت نمی‌شوند و حل مسائل پیچیده دشوار می‌شود.
اگر بخواهیم خلاصه کنیم: ریاضیات سخت است چون انتزاعی، منطقی، سلسله‌مراتبی و نیازمند تمرین مداوم است، و ذهن باید هم‌زمان با مفاهیم و زبان جدید آشنا شود.
۶.
تاریخچه هندسه منیفلد
هندسهٔ منیفلد  از مهم‌ترین شاخه‌های ریاضیات مدرن است که از ترکیب ایده‌های هندسه، آنالیز و توپولوژی به وجود آمده است. اگر بخواهیم تاریخچهٔ آن را به‌صورت خط زمانی بیان کنیم، چنین مسیری را می‌توان ترسیم کرد:
۱. ریشه‌های اولیه (قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی)
لایب‌نیتس و نیوتن (سدهٔ ۱۷):
با بنیان‌گذاری حساب دیفرانسیل و انتگرال، امکان مطالعهٔ خم‌ها و سطوح با روش‌های محاسباتی فراهم شد. این گام نخستین در راه هندسهٔ منیفلد بود.
کارل فریدریش گاوس (۱۸۲۷):
در اثر مشهور خود  مفهوم "هندسه درونی سطح" را معرفی کرد و "قضیهٔ شگفت‌انگیز گاوس" را اثبات نمود. او نشان داد که انحنای گاوسی سطح صرفاً یک ویژگی ذاتی سطح است و مستقل از جای‌گیری آن در فضا است. این ایده‌ها پایهٔ هندسهٔ دیفرانسیل را گذاشتند.
برنهارد ریمان (۱۸۵۴):
در سخنرانی معروف خود  مفهوم منیفلد n-بعدی را معرفی کرد. او هندسهٔ ریمانی را بنیان نهاد که در آن "متریک" روی منیفلد تعریف می‌شود و فاصله، طول و انحنا را می‌توان مطالعه کرد.
۲. توسعهٔ توپولوژی و منیفلدها (اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰)
پوانکاره (۱۸۹۵):
  سنگ بنای توپولوژی جبری را نهاد و مفهوم "منیفلد توپولوژیک" را به‌طور جدی وارد ریاضیات کرد. او برای نخستین بار مفاهیم همولوژی و گروه‌های بنیادی را معرفی کرد.
هیلبرت و دیگران:
مباحث مربوط به فضاهای نامتناهی‌بعدی (مثل فضاهای هیلبرت) شکل گرفتند که بعدها در فیزیک کوانتومی و آنالیز تابعی نقش مهمی پیدا کردند.
۳. اوج‌گیری در قرن ۲۰
الی کارتان ، دههٔ ۱۹۲۰–۱۹۳۰):
نظریهٔ فرم‌های دیفرانسیل و گروه‌های لی را توسعه داد و ساختارهای هندسی پیچیده‌تری را بر منیفلدها تعریف کرد.
لوتر اینگرسون، هاسلر ویتنی و جان نَش (۱۹۳۰–۱۹۶۰):
مفاهیم جدیدی مثل منیفلدهای دیفرانسیل‌پذیر، قضیهٔ جاسازی نش و طبقه‌بندی منیفلدها مطرح شدند.
مایکل اتیه و ایزنبرگ (دههٔ ۱۹۵۰ به بعد):
نظریهٔ K و نظریهٔ نمایه  اَتیه–سینگر جایگاه توپولوژی و آنالیز را در مطالعهٔ منیفلدها تثبیت کرد.
۴. ارتباط با فیزیک
نسبیت عام اینشتین (۱۹۱۵):
هندسهٔ ریمانی و شبه‌ریمانی به عنوان زبان ریاضی فضا–زمان وارد فیزیک شد. متریک منیفلد، میدان گرانشی را توصیف می‌کند.
فیزیک کوانتومی و نظریه ریسمان (قرن ۲۰ و ۲۱):
در این نظریه‌ها از منیفلدهای پیچیده‌تری مانند منیفلدهای کالابی–یائو، سوپرمنیفلدها و منیفلدهای پوآسون استفاده می‌شود.
۵. دوران معاصر (قرن ۲۱)
امروزه هندسهٔ منیفلد یکی از ستون‌های اصلی ریاضیات و فیزیک نظری است. موضوعاتی مانند:
منیفلدهای هموار و توپولوژیک
نظریه میدان‌های کوانتومی
نظریه گره‌ها و منیفلدهای سه‌بعدی (پِرلمن و حدس پوانکاره)
هندسهٔ جبری و منیفلدهای مختلط
همگی به‌شدت با منیفلدها در ارتباط‌اند.
خلاصه:
مسیر تاریخی هندسهٔ منیفلد از گاوس (سطوح) به ریمان (فضاهای n-بعدی با متریک) و سپس به پوانکاره (توپولوژی) رسید. در قرن ۲۰ و ۲۱، این نظریه به ابزاری بنیادی برای ریاضیات محض و فیزیک مدرن تبدیل شد.
۷.
تاریخچه ضرب تنسوری
تاریخچهٔ ضرب تانسوری در ریاضیات بسیار جالب است، چون این مفهوم ابتدا از نیازهای هندسه و فیزیک بیرون آمد، سپس به تدریج در جبر و آنالیز ریاضی جایگاه بنیادی پیدا کرد. در ادامه به‌صورت تاریخی برایتان شرح می‌دهم:
۱. ریشه‌های هندسی و فیزیکی (اواخر قرن ۱۸ و ۱۹)
ایدهٔ «تانسور» از هندسهٔ دیفرانسیل و مکانیک پیوسته پدید آمد.
ریاضی‌دانان و فیزیک‌دانانی مانند گائوس و ریمان برای توصیف ساختارهای هندسی (متریک، انحنا و …) از اشیائی استفاده می‌کردند که بعدها «تانسور» نام گرفت.
در اواخر قرن ۱۹، گراسمن با معرفی جبر خطی بیرونی (۱۸۴۴) گام بزرگی برداشت. او مفهومی شبیه ضرب تانسوری را برای ترکیب عناصر خطی مطرح کرد، هرچند زبان آن هنوز مدرن نبود.
۲. صورت‌بندی جبری (اوایل قرن ۲۰)
واژهٔ «تانسور» در حدود ۱۸۹۸ توسط وُلد و دیگران در فیزیک وارد شد و سپس ریاضی‌دانان آن را دقیق‌تر کردند.
در جبر خطی، مفهوم «ضرب تانسوری فضاهای برداری» شکل گرفت: اگر و فضاهای برداری باشند، ضرب تانسوری فضایی است که با «دوخطی‌سازی» تعریف می‌شود.
این مفهوم ابتدا برای مطالعهٔ نمایش‌های گروهی و جبرهای لی مطرح شد.
۳. ریاضیات مدرن و نظریهٔ رده‌ها (دهه‌های ۱۹۴۰–۱۹۵۰)
در میانهٔ قرن بیستم، ایالنبرگ و مک‌لین با معرفی نظریهٔ رده‌ها (۱۹۴۵) ضرب تانسوری را در قالبی بسیار کلی‌تر بازتعریف کردند.
آن‌ها مفهوم محصول تانسوری ماژول‌ها را وارد جبر همولوژی کردند.
این ابزار برای توسعهٔ همولوژی و هموتوپی اساسی شد.
در این دوره بود که ضرب تانسوری به یکی از عملیات بنیادی در جبر مجرد تبدیل شد.
۴. گسترش در آنالیز تابعی (قرن ۲۰)
در آنالیز تابعی، ضرب تانسوری برای فضاهای باناخ و هیلبرت اهمیت یافت:
برای فضاهای هیلبرت، ضرب تانسوری ابزار اساسی در نظریه اپراتورها و فیزیک کوانتومی شد.
در فضاهای باناخ، مفاهیم مختلفی از ضرب تانسوری (مانند ضرب تانسوری تصویری و ضرب تانسوری تزریقی) توسط گروتندیک در دههٔ ۱۹۵۰ توسعه یافت. او از این مفاهیم در نظریهٔ فضاهای باناخ و هسته‌ها استفاده کرد.
۵. کاربردهای امروزی
امروزه ضرب تانسوری در ریاضیات به‌صورت گسترده به‌کار می‌رود:
در نظریهٔ نمایش‌ها (ترکیب نمایش‌ها با ضرب تانسوری).
در توپولوژی جبری (به‌عنوان بخشی از محاسبات کوهمولوژی).
در جبر* C-ها و نظریه اپراتورها.
در فیزیک کوانتومی (حالت‌های مرکب و درهم‌تنیدگی دقیقاً با ضرب تانسوری توصیف می‌شوند).
خلاصه:
ریشه در هندسه و فیزیک (قرن ۱۹: گراسمن، ریمان).
صورت‌بندی خطی (اوایل قرن ۲۰: فضاهای برداری و نمایش‌ها).
تعمیم بزرگ در جبر همولوژی و نظریه رده‌ها (ایالنبرگ–مک‌لین، دهه ۴۰).
گسترش در آنالیز (گروتندیک، دهه ۵۰).
کاربردهای وسیع امروزی در جبر، توپولوژی، آنالیز و فیزیک.
۸.
یادی از استاد علم و اخلاق
        در ششم مرداد ماه ۱۴۰۱، آیت الله ناصری به خاک سپرده شد  و دار فانی را وداع نمود، روحش شاد. لذا حقیر نیز توفیق شرکت در مراسم تشییع پیدا نکردم.لذا تصمیم گرفتم یادی از این استاد عزیز بعمل آورم .با شنیدن فوت ایشان بسیار متاثر شدم. از آیت الله ناصری خاطره های زیادی  دارم. ایشان در هفته یک بار معمولا بعد از نماز مغرب و عشا، یک سخنرانی کو تاه داشتند .در پایان هفته صدا و سیمای اصفهان  آنرا پخش می نمود. من چند سالی به اتفاق خانواده در جلسات ایشان که در مسجد کمر زری میدان امام علی بر گزار می شد شرکت می کردیم.از سخنان ایشان یاداشت برداری می نمودم.بعضا آنها را در قالب شعر می سرودم. ایشان در یک جلسه صفات و علوم امام صادق (ع)  را بازگو کردند.من آنها را سرودم و در کتاب اشعار نوای دل من آمده است.
       مراسم خواندن خطبه عقد اولین پسرم، در منزل ایشان در دولت آباد ، انجام گردید.در دوره مسئولیتم در پیام نور اصفهان، به منزل شخصی ایشان به اتفاق هیات رئیسه رفتیم و از سخنان گهر بار ایشان فیض بردیم. تکیه کلام ایشان، در مجالس گوناگون، نقش امام زمان و ولایت بود.مردم از اقشار گوناگون به خاطر خلوص و حالات عرفانی ، به ایشان علاقه مند بودند.تشییع جنازه ایشان از احمد آباد اصفهان تا گلزار شهدا موید این حقیقت است.
       ایشان در ایام محرم ، در دولت آباد، روضه خوانی داشتند و مداحان و روحانیون سخنرانی می کردند.من هم باتفاق خانواده شرکت می کردیم.در شبهای قدر در مسجد کمر زری مراسم شب قدر را برگزار می کردند.حتی با توجه به بیماری خود، برای خواهران نیز ، علاوه بر  تدریس برای طلاب ،بطور خاص، جلسه علم و اخلاق داشتند.
        اگر به تشییع جنازه های شخصیت های گوناگون مذهبی و علمی و سیاسی نگاهی بیندازیم، میزان علاقه مردم به آنها معرف خصوصیات اخلاقی و ساده زیستی و خدمتگزاری آنها نهفته است.هر کس برای خدا، یک قدم در راه خدا برداشت،خدا در دو عالم به او پاداش می دهد و یاد آنان، بعضا چون امام حسین(ع) تا قیامت در دلهاست.
۹.
دوران باز نشستگی
   سوالی که بعضا از بنده می شود اینکه چرا درخواست بازنشستگی از دانشگاه را نمودی؟ .عده ای بر این باورند که هنوز امکان خدمت در عرصه علمی و اجرایی وجود داشت.اینجانب حدود سی وهشت سال در دانشگاه اصفهان  سابقه خدمت دارم.اگر چه بازنشستگی برای اهل علم معنا ندارد و با بازنشستگی اداری خواستم وقت خود را تنها برای امور علمی و زندگی و مراقبت از سلامتی برای تداوم خدمت استفاده کنم.امید است فرصتی پیش آید که به خود سازی بیشتر بپردازم و قدری از وقت خود را برای تربیت و تعالی فرزندان صرف کنم.اگر به شرح زندگی نامه من مراجعه شود در طول عمر سپری شده همواره  در حال خدمت بودم و با خدا عهد بستم که تا پایان عمر در وقف خدا باشم.امید است مورد پذیرش حق تعالی قرار گیرد.مدتی است خود را آماده مهمانی او کرده ام .ابتدا سعی کردم توشه های علمی و فرهنگی خود را با استفاده از شبکه های مجازی در قالب سایت شخصی و شبکه های مجازی از جمله تلگرام در اختیار عموم قرار دهم.چند دانشجوی دکتری تحت راهنمایی در دوره بازنشستگی دارم.تلاش خود را دو برابر کرده ام تا امکان فراغت از تحصیل آنها به نحو احسن مقدور گردد و بازنشستگی اینجانب مشکلاتی برای آنها ایجاد نکند.حداقل بیست دانشجوی دکتری در زمینه ریاضی در شاخه  آنالیز هارمونیک مجرد تحویل جامعه داده و آنها تداوم بخش گسترش علم و فرهنگ اسلامی می باشند.اگر چه دل کندن از محیطی که مدتها انسان به آن انس وعلاقه پیدا کرده سخت می باشد و بعضا شاهد افسردگی و بیماری فرد می گردد.اما انسان می تواند در هر شرایط توانایی های خود را شناسایی و با بکار بردن آنها رشد و تعالی خود را فراهم کند.کشور ها با حمایت از نخبگان در عرصه های گوناگون زمینه رشد و قدرت خویش را فراهم می کنند.ضروری است مدیران حوزه و دانشگاه قدر فرهیخته گان خود که سر مایه های با ارزش و گرانبهای جامعه هستند بدانند و با حفظ حرمت و جایگاه آنها حداکثر بهره مندی از آنها را فراهم کنند و گونه ای عمل نشود که موجب دلسردی و ناراحتی آنها ایجاد شود.
۱۰.
دوران زندگی
زندگی انسان مانند مسیری طولانی است که هر مرحله‌اش ویژگی‌ها، تجربه‌ها و درس‌های خاص خود را دارد. 
در  کودکی با بازی و کنجکاوی، نوجوانی با شور و تلاش، جوانی با آرزو و تلاش، میانسالی با تجربه و تدبیر، و پیری با حکمت و آرامش است. هر مرحله، یک گام به سوی شناخت بهتر خود و زندگی است.
هر سن، زیبایی و توانایی‌های خاص خود را دارد.
۵ سالگی – آغاز زندگی، بازی و کنجکاوی
۷ سالگی – کودک شاد و پر جنب و جوش، آموزش و دوست‌یابی
۱۰ سالگی –  یادگیری و شادی کودکانه
۱۵ سالگی – نوجوانی، شور و اشتیاق، کشف جهان
۲۰ سالگی – جوانی، امید و تلاش، آغاز مسیر مستقل
۳۰ سالگی – بلوغ، تصمیم‌گیری، رشد فردی و اجتماعی
۴۰ سالگی – میانسالی، تجربه و تدبیر، تعادل زندگی
۵۰ سالگی – بلوغ کامل، آرامش، مهربانی و حکمت
۶۰ سالگی – سال‌های پختگی، خدمت و راهنمایی نسل بعد
۷۰ سالگی – سال‌های آرامش، قصه‌گویی و تجربه‌ی زندگی
۸۰ سالگی – سال‌های کمال و افتخار، سایه و پشتیبان نسل‌ها
۹۰ سالگی – نزدیک به قرن عمر، گنجینهٔ تجربه و حکمت
۱۰۰ سالگی – نقطه اوج زندگی، جشن صد سال، آرامش و شکرگزاری
۱۱.
فرصت مطالعاتی
     یکی از روش هایی کم هزینه برای کسب اطلا عات علمی و دستاورد های جدید و آشنایی با صاحب نظران ، شرکت در مجامع علمی در سمینارها و کنفرانس های داخلی و خارجی و بحث و تبادل نظر با شرکت کنندگان و حضور در سخنرانی آنهاست که زمینه فعالیت های بعدی را ایجاد می کند .با تبادل نظرهای علمی،  موجبات افزایش علم و دانش فراهم می گردد.
      دوره های کوتاه مدت که موضوعات تخصصی ارائه می گردد مفید می باشد و معمولا نوسط صاحب نظران هر رشته بطور جداگانه یا در کنفرانس ها ارائه می گردد.
    دوره های بلندتر، در فرصت مطاالعاتی هاست. که بسیار مفید است.من در استرالیا دانشگاه نیوکاسل نه ماه روی موضوع پیکر بندی با پروفسور ویلیس کار کردیم و منجر به یک مقاله علمی گردید.به یاد دارم، پس از ارسال کردن مقاله، در طی یک هفته در امریکا پذیرش داده شد.در ایران موضوع تحقیق ادامه یافت و چهار دانشجوی دکتری در این زمینه فارغ التحصیل در مقطع دکتری شد ند.
      متاسفانه بودجه کافی برای فرصت مطالعاتی به دانشگاه ها اختصاص داده نمی شود.هزینه ای یک دانشجو برای اخذ دکتری ، بسیار زیاد و بهره گیری از دانش استاد راهنما و کار مشترک با او نیاز به پایه علمی اولیه دارد که انسان خود را به حدی برساند که بتواند با متخصص تبادل نظر کند و این زمان بر است.

 

۱۲.
نقش پیامبران و دانشمندان در جهان هستی
   وقتی به نظریه پردازی دانشمندان در علوم مختلف نگاه می کنیم، بالاتفاق تئوری آنها بر اصول بدیهی بنا شده است که مورد تائید همگان است.با گسترش علوم بر پایه اصول اولیه علم گسترش می یابد و موجب کشفیات حقایق هستی و مادی می گردد.در حقیقت دانشمندان حقایقی از جهان مادی را برای انسان ها به کمک عقل تبیین می کنند.نقش آنها همانند آینه است، که چهره انسان را برای خویش و دیگران به تصویر می کشاند.
اما علوم ماورای طبیعت توسط عقل  قابل تبیین نیست.لذا خداوند از طریق پیامبران و توسط وحی،
آن علوم را برای انسان ها بازگو کردند.با عمل به آنها خوشبختی در دنیا و آخرت حاصل می گردد.پیامبران با معرفی دین، دستورالعمل چگونه بودن، چگونه زیستن و خدا شناسی را بیان می کنند.
انسان های کامل، با چشم پوشی و گذشت بر دیگران و اصلاح خویش از اشتباهات در صدد پاکی روح و روان و زدون زنگ از صفحه آئینه دل می گردند تا حقایق هستی به روشنی برای انسان آشکار گردد.همانند آینه که اگر زنگ آلود باشد، قادر به تصویر کشیدن دقیق چهره ظاهری نیست.چهره باطنی هم با بر طرف کردن رذایل اخلاقی گوناگون،  خداشناسی و عمل به دستورات الهی که توسط اولیای الهی، قران و اهل بیت تبیین شده است مقدور می باشد.
  خداوند با اختیاری که به انسان داده است او را در بهره بردن از حقایق هستی که توسط دانشمندان و انبیا بیان و به تصویر کشیده شده است آزاد گذاشته شده است. انتخاب راه های کمال و عشق به خدا توسط پیامبران ابلاغ شده است.چنانچه به دنیا و آخرت بطور توام نگاه کنیم، می توان به این حقیقت پی برد که با اختیاراتی که خداوند به انسان داده است و تکامل روحی و عقلی، انسان می تواند دارای عقل کل گردد و به حقایق هستی پی ببرد.
۱۳.
تبادل نظر استاد و دانشجو
    سه نفر نقش پدری برای انسان دارند،پدر انسان، پدر خانم  و معلم فرد. اگر به دقت بنگریم ،همه آنها دلسوز فرزند، داماد و محصل هستند. و در سربلندی و هدایت آنان کوشا هستند.
       یک دانشجوی دکتری بطور متوسط چهار الی پنج سال با استاد بطور هفتگی در تعامل و بحث و تبادل نظر می باشند.همانطوری که فرزند از پدر بسیاری از نکات را می آموزد دانشجو هم از استاد خود نیز به خاطر همفکری و تبادل نظر، از خلق و خوی استاد آگاه می گردد و نا خودآگاه الگو پذیری پیدا می کند.
    همچنین بطور طبیعی از مشکلات یکدیگر بعضا آگاه می شوند و چون فرزند و پدر در صدد برطرف کردن از روی عشق و علاقه می گردند. کمتر فارغ التحصیل دیدم که از استاد خود به نیکی یاد نکند.
         آموزش و تعلیم ، رسالت پیامبران است.لذا وظیفه سنگینی به عهده اساتید است.ارتباط استاد و دانشجو مشابه ارتباط پدر و فرزند باید باشد.فرزند نیازمند محبت و راهنمایی است و معلم خواهان احترام و کوشا بودن محصل در کسب علم و دانش است. گاهی بی مهری  فرزند به والدین موجب کدورت می گردد.گاهی درس نخواندن و ضایع کردن و تلاش معلم، سبب نارحتی استاد می شود. در هر صورت معلمین و محصلین، باید جایگاه های خود را به خوبی بشناسند ، تا خدای ناکرده موجب ناراحتی طرفین نگردد.همانطوری که والدین، وظیفه اصلی آنها شناسایی توانایی فرزند و تلاش در تقویت و پرورش آن است.معلمین نیز باید با رعایت توانمندی دانشجو ،ذهن و افکار دانشجو را تعالی بخشند
     به یاد دارم در فرصت مطالعات به استرالیا،در دانشگاه نیوکاسل، برای انجام کارهای تحقیقاتی با پروفسور ویلیس رفته بودم.هفتگی با ایشان ،چند ساعت بحث و تبادل نظر داشتیم.تکیه کلامش وقتی مرا می دید، این بود.
Every thing is alright
یعنی همه چیز خوب است و عبور می کرد.دو بار  برای اخذ مجوز برای حضور بچه ها در مدرسه و اسکان از او کمک خواستم.در هر دو مورد اقدام نمود.به نظرم این نحوه برخورد خوب است.ضمن رعایت شخصیت و جایگاه دانشجو، استاد راهنما مساعدت و کمک به دانشجو نموده و راهنمایی لازم بعمل آورد ، بدون اینکه بخواهد در امور شخصی دانشجو دخالت نماید.
۱۴.
شاگرد پروری
      لیست دانشجویان تحت راهنمایی بنده در تحصیلات تکمیلی با ذکر موضوع تحقیق در
فایل فعالیت های علمی اینجانب و سایت ریسرچ گیت و کتابخانه تحصصی آنالیز هارمونیک من در تلگرام آمده است.لذا از ذکر جزئیات پرهیز می کنم.
      حدود بیست دانشجو دکتری تحت راهنمایی داشته و دارم.بعضی  از تز های دانشجویان کارهای جدی انجام شده است آنان به مرتبه استاد تمامی و یا دانشیاری ارتقا پیدا کردند.عده ای هم مربی سایر دانشگاه ها بودند،و در سمت استاد یاری و یا بیشتر پس از فراغت از تحصیل مشغول فعالیت های آموزشی و پژوهشی هستند.
      اکثر دانشجویان با حداقل دو مقاله علمی فارغ التحصیل شده اند و بطور میانگین سنوات آنها حدود پنج سال می باشد که به فعالیت علمی و تحقیق و آموزش مشغول هستند.سعی نمودم تا آنجا که امکان دارد، دانشجویان نحوه تحقیق و برخورد با مسائل را یاد بگیرند بطوریکه در پایان دوره قادر به تربیت دانشجوی دکتری گردند.البته بعضا لازم بود که نقش بیشتری در هدایت امور پژوهشی آنها داشته باشم.
       تجربه نشان می دهد در اواخر دوره دکتری، دانشجویان بعضا مغرور و اکثرا دچار فشار روحی  می شوند.کاری جز دلداری و توصیه به صبر و توکل به خدا نداشتم تا مقالات آنان چاپ  گردد و قادر به فراغت از تحصیل گردند.اگر رنجشی هم از من دلشتند، چون پدری مهربان، همه را با محبت و یکسان می دیدم. و در حد توان به آنها کمک می کردم.
       از زمانی که اخذ مدرک دکتری نمودم، تصمیم گرفتم که دوره دکتری ریاضی را در گروه ریاضی دانشگاه اصفهان با همکاری اساتید دایر نمایم.اولین دانشجوی دکتری در دانشگاه اصفهان را من و دکتر زعفرانی پذیرفتیم.
    یک سالی نگذشته بود که مسئولیت آموزشی دانشگاه را عهده دار شدم. با همکاری گروه ه های آموزشی ،اقدام به راه اندازی دوره های  دکتری در دانشگاه اصفهان در سایر رشته ها شدیم.
   انتخاب موضوع تحقیقاتی دانشجویان را گونه ای انتخاب کردم، که پس از فراغت از تحصیل امکان تحقیق در زمینه های گوناگون فراهم گردد و ایران را به یک قطب علمی در آنالیز هارمونیک تبدبل گردد.الحمدالله با توجه به میزان فارغ التحصیلان هارمونیک آنالیز در کل کشور، چنین چیزی مقدور گشت.مجلات معتبر، بطور مرتب داوری مقالات در زمینه آنالیز هارمونیک مجرد را به اساتید این رشته در ایران ارسال می کنند.شخصا سالی حدود پنج مقاله تحت داوری دارم.با عنایت به اینکه دوران بازنشستگی را می گذرانم ولی همکاری با آنان را ادامه می دهم.
۱۵.
دانشجویان تحت راهنمای دکتر علی رجالی
دوره دکتری(قسمت اول)
۱.عنوان:.پیکر بندی و کاربرد آن در آنالیز هارمونیک مجرد و نظریه ی گروها
پژوهشگر: آقای مهدی میسمی
استاد راهنما :دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتراکرم یوسف زاده
تاریخ فراغت از تحصیل: دی ماه۱۴۰۰
۲.عنوان:خواص جبری و توپولوژیکی جبرهای باناخ، دو تصویری و دو تختی
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتر فاطمه ابطحی
پژوهشگر: آقای علی غفار پناه
تاریخ فراغت از تحصیل: دی۱۳۹۳
۳.عنوان:خواص جبری و توپولوژیکی جبرهای فایینگر و کاربردهای آن
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتر فاطمه ابطحی
پژوهشگر: آقای نوید سبز علی
تاریخ فراغت از تحصیل: مرداد۱۳۹۹
۴.عنوان:مرکز توپولوژیک و نگاشت های جدا کننده جبرهای نیم گروهی
استاد راهنما: دکترعلی رجالی
استاد مشاور: دکتر رسول نصر اصفهانی
پژوهشگر: آقای سعید مقصودی
تاریخ فراغت از تحصیل: شهریور ۱۳۸۵
۵.عنوان:بررسی خواص ساختاری جبرهای فرشه و n- میانگین پذیری ایده آلی و ضعیف آنها
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکترفاطمه ابطحی
پژوخشگر: آقای علی رنجبری
تاریخ فراغت از تحصیل : دی۱۳۹۷
۶.عنوان :بررسی خواص جبری و توپولوژیکی جبرهای فرشه و دوگان آنها
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتر فاطمه ابطحی
پژوهشگر : خانم زهرا علی محمدی
تاریخ فراغت از تحصیل:آبان ۱۳۹۸
۷.عنوان :آنالیز روی جبرهای لائو
استاد راهنما:  دکترعلی رجالی
پژوهشگر: آقای رسول نصر اصفهانی
تاریخ فراغت از تحصیل :مرداد ۱۳۷۹
۸. عنوان: خواص جبری و توپولوژیکی WAP- جبره و جبرهای دوگان
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استادان مشاور: دکترابراهیمی ویشکش و دکتر محمود لشکری زاده
پژوهشگر: آقای بهرام قدسیانی
تاریخ فراغت از تحصیل:تیر۱۳۹۳
۹.عنوان : میانگین پذیری و منظم پذیری جبرهای وزنی نیم گروهی و دوگان دوم آنها
استاد راهنما: دکترعلی رجالی
استادان مشاور: دکترحمید رضا ابراهیمی ویشکی و دکتر محمود لشکری زاده
پژوهشگر: آقای محمد ایوالقاسمی
تاریخ فراغت از تحصیل:اسفند ۱۳۸۶
۱۰.عنوان:توصیف تجزیه متناقض نیم گروه ها بوسیله پیکر بندی
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
اساتید مشاور: دکتر علیرضا عبدالهی
و دکتر محمود لشکری  زاده
پژوهشگر: خانم اکرم یوسف زاده
تاریخ فراغت از تحصیل:  آبان ۱۳۸۷
دانشجویان دکتری  تحت راهنمای دکتر علی رجالی
(قسمت دوم)
۱۱.عنوان:خواص جبری و توپولوژیکی Lp -جبر های وزنی روی گروه ها
استاد راهنما:دکتر علی رجالی
اساتید مشاور: دکتر محمود لشکری زاده و دکتر رسول نصر اصفهانی
پژوهشگر؛ دکتر فاطمه ابطحی
تاریخ فراغت از تحصیل: خرداد۱۳۸۸
۱۲.عنوان:انواع میانگین پذیری جبر های فرشه
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتر فاطمه ابطحی
پژوهشگر: خانم سمیه رهنما
تاریخ فراغت از تحصیل : دی ۱۳۹۳
۱۳.عنوان:خواص جبری و توپولوژیکی جبرهای سگال
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
اساتید مشاور: دکتر محمود لشکری زاده و دکتر فاطمه ابطحی
تاریخ فراغت از تحصیل: دی ۱۳۹۳
۱۴.عنوان:خواص جبرهای شبه لیپشیتز و لیپشیتز وزنی و برداری
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استلد مشاور: دکتر فاطمه ابطحی
پژوهشگر:آقای امامقلی بیابانی
تاریخ فراغت از تحصیل: شهریور ۱۳۹۷
۱۵.عنوان:خواص جبری و توپولوژیکی جبرهای لیپشیتز
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتر فاطمه ابطحی
پژوهشگر:
تاریخ فراغت از تحصیل: دی۱۳۹۷
۱۶.عنوان:خواص جبری و توپولوژیکی Lp -جبر های وزنی روی گروه ها
استاد راهنما:دکتر علی رجالی
اساتید مشاور:دکتر محمود لشکری زاده و دکتر رسول نصر اصفهانی
پژوهشگر: خانم فاطمه ابطحی
تاریخ فراغت از تحصیل: خرداد۱۳۸۱۷
۱۷. عنوان:خواص جبری و توپولوژیکی بعضی جبرهای باناخ
استاد راهنما:دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتر فاطمه ابطحی
پژوهشگر:خانم مرضی جارانی صالحی
تاریخ فراغت از تحصیل:۱۴۰۰
۱۸.عنوان: ساختار جبریگروه ها و پیکربندی  در آنالیز هارمونیک مجرد
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتر علیرضا عبدالهی
پژوهشگر:میثم سلیمانی ملکی
تاریخ فراغت از تحصیل:۱۳۹۵
۱۹.عنوان: پیکر بندی  روی گروه ها و نیم گروه  ها
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد  مشاور: دکتر  علیرضا عبدالهی
پژوهشگر: علی توکلی
تاریخ فراغت از تحصیل:۱۳۹۳
۲۰.عنوان:خواص جبری و توپولوژیکی  B.S.E.-جبرهای فرشه
استاد راهنما: دکتر علی رجالی
استاد مشاور: دکتر فاطمه ابطحی
تاریخ فراغت از تحصیل:۱۴۰۲
پژوهشگر:خانم میترا  امیری
تاریخ فراغت از تحصیل:۱۴۰۲

۱۶.آنچه در زندگی آموختم
۱۷.
حضور در میدان
   گاهی سمت ها ، مدارک علمی، گاهی زرق و برق دنیا باعث می گردد که ما خود را تافته ای جدا بافته از دیگران بدانیم و برای خود جایگاهی بس بلند تعریف کنیم و از همنشینی و اختلاط با مردم و همزیستی با آنان پرهیز کنیم و دچار غرور های کاذب گردیم.البته حضور در میدان همانند رفتن روی مین یا رفتن در آب است.احتمال خطر ،خیس شدن و از دست دادن آبروی خود باشد.
   شخصا در زندگی اگر پس از شور و مشورت و تحقیق به نتیجه ای می رسیدم، در اولین فرصت اقدام به انجام آن می کردم و با توکل بر خدا و اراده قوی متمرکز بر اجرای تصمییم خود می شدم.از اینکه دیگران در این مورد چه می گویند مهم نبود و کار خود را به نحو احسن و دقیق در حد توان انجام می دادم ، اگر چه ممکن بود از نظر دیگران آن کار کوچک باشد و یا مورد پذیرش آنها نباشد.

 

 

نقش ریاضیات در جهان هستی
ریاضیات، زبان دقیق و بنیادین جهان هستی است. بسیاری از متفکران و دانشمندان بزرگ، از فیثاغورس تا اینشتین، بر این باور بوده‌اند که ساختار عالم بر پایه‌ی روابط و قوانین ریاضی استوار است. نقش ریاضیات را می‌توان در چند بخش مهم بررسی کرد:
۱. زبان طبیعت
قوانین طبیعی، از حرکت سیارات تا ساختار اتم‌ها، همگی با فرمول‌ها و معادلات ریاضی توصیف می‌شوند. گالیله می‌گفت: «کتاب طبیعت به زبان ریاضی نوشته شده است.»
۲. نظم و هماهنگی
در جهان هستی، نظمی شگفت وجود دارد؛ تناسب‌ها، تقارن‌ها و الگوهای هندسی در گل‌ها، صدف‌ها، کهکشان‌ها و حتی DNA دیده می‌شوند. این نظم با اعداد و روابط ریاضی آشکار می‌گردد.
۳. ابزار فهم و پیش‌بینی
ریاضیات نه تنها پدیده‌های موجود را توضیح می‌دهد، بلکه امکان پیش‌بینی رویدادهای آینده را نیز فراهم می‌کند؛ مثلاً پیش‌بینی کسوف و خسوف یا مسیر فضاپیماها.
۴. ریاضیات و فیزیک نظری
نظریه نسبیت اینشتین، مکانیک کوانتومی و کیهان‌شناسی مدرن، همگی بر معادلات پیچیده ریاضی استوارند. ریاضیات پلی است میان جهان محسوس و مفاهیم انتزاعی.
۵. ریاضیات و عرفان هستی
برخی فیلسوفان و عارفان اسلامی، ریاضیات را نشانه‌ای از حکمت و وحدت الهی می‌دانستند. نظم ریاضی در طبیعت جلوه‌ای از عقل کل و تجلی اسماء الهی شمرده شده است.
۶. توسعه علوم و فناوری
بدون ریاضیات، پیشرفت در مهندسی، پزشکی، علوم رایانه و اقتصاد ناممکن بود. همه فناوری‌های امروز بر پایه نظریه‌های ریاضی شکل گرفته‌اند.
بنابراین، ریاضیات تنها یک علم انسانی نیست؛ بلکه زیربنای فهم هستی و کلید گشودن اسرار آفرینش است.
۱۸.
نقش ریاضیات در زندگینقش ریاضیات در زندگی
ریاضیات نه تنها علمی انتزاعی و نظری است، بلکه نقشی اساسی و کاربردی در زندگی روزمره‌ی انسان‌ها ایفا می‌کند. اهمیت این علم را می‌توان در چند بعد اصلی بررسی کرد:
۱. زبان عقل و اندیشه
ریاضیات زبان منطق و نظم است. ذهن انسان با ریاضیات قدرت تحلیل، استدلال و نتیجه‌گیری پیدا می‌کند. کسی که با ریاضی مأنوس است، توانایی بیشتری در اتخاذ تصمیم‌های دقیق و منطقی دارد.
۲. ابزار زندگی روزمره
محاسبات ساده‌ی خرید و فروش، مدیریت دخل و خرج، و برنامه‌ریزی مالی، همه با ریاضیات ممکن می‌شود. حتی آشپزی، دوخت و دوز، معماری خانه و بسیاری از کارهای روزمره نیازمند اندازه‌گیری و محاسبه‌اند.
۳. پایه‌ی علوم و فناوری
هیچ علمی بدون ریاضیات رشد نمی‌کند. فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، اقتصاد، روان‌شناسی و حتی علوم اجتماعی برای تحلیل داده‌ها و بیان قوانین، نیازمند این زبان دقیق‌اند. پیشرفت تکنولوژی، از رایانه و تلفن همراه تا فضاپیما، همه مرهون روابط و محاسبات ریاضی است.
۴. نظم در طبیعت و هنر
ریاضیات جلوه‌های زیبایی در طبیعت و هنر دارد.همچون تقارن گل‌ها و موجودات زنده
، نسبت طلایی در بدن انسان و آثار هنری
و حرکت منظم سیارات در مدارهایشان.
این واقعیت نشان می‌دهد که جهان بر اساس نظم ریاضی آفریده شده است.
۵. تقویت ذهن و تربیت فکری
یادگیری ریاضیات ذهن را ورزیده می‌کند و صبر، دقت و خلاقیت می‌آفریند. ریاضیات به انسان می‌آموزد که برای حل هر مشکلی راهی منطقی وجود دارد.
۶. نقش اجتماعی و اقتصادی
ریاضیات در تجارت، بانکداری، بیمه، برنامه‌ریزی شهری، آمارگیری و تحلیل داده‌ها نقش تعیین‌کننده دارد. حتی پیش‌بینی آینده‌ی اقتصادی یا تحلیل روند انتخابات بدون ریاضیات ممکن نیست.
به بیان دیگر، ریاضیات نه تنها علمی مجرد، بلکه ابزاری کارآمد برای زندگی و اندیشه است؛ از کودک تا دانشمند، همه‌جا با آن سر و کار داریم.
۱۹.
چگونه یک مسئله ریاضی را حل کنیم؟
برای حل مسائل ریاضی معمولاً چند مرحله‌ی کلی وجود دارد که اگر آن‌ها را رعایت کنیم، رسیدن به جواب آسان‌تر و دقیق‌تر خواهد بود:
۱. فهم درست صورت مسئله
مسئله را چند بار بخوانید.
داده‌ها و مجهولات را مشخص کنید.
اگر لازم است، با رسم شکل یا نوشتن نمادها مسئله را شفاف کنید.
۲. تحلیل و طرح راه‌حل
ببینید مسئله به کدام شاخه‌ی ریاضی مربوط است (جبر، هندسه، احتمال، آنالیز و …).
رابطه‌های اساسی یا فرمول‌های مورد نیاز را به خاطر بیاورید.
سعی کنید مسئله را به مسائل ساده‌تر بشکنید.
۳. اجرای محاسبات و گام‌ها
با دقت و مرحله به مرحله محاسبه کنید.
در هر گام از نتایج قبلی مطمئن شوید.
اگر لازم بود، روش دیگری هم امتحان کنید.
۴. بررسی و بازبینی جواب
بررسی کنید که جواب با داده‌ها و شرایط مسئله سازگار است یا نه.
اگر جواب به‌نظر غیرمعقول است، مسیر حل را بازبینی کنید.
گاهی می‌توان جواب را با یک روش سریع‌تر یا شهودی دوباره کنترل کرد.
۵. تمرین و تنوع در حل مسائل
هر چه بیشتر تمرین کنید، الگوهای حل را بهتر می‌شناسید.
تلاش کنید یک مسئله را با چند روش مختلف حل کنید.
از ساده به سخت پیش بروید تا اعتماد به نفس شما بیشتر شود.
۲۰.
دوران هیئت علمی
    در این یادداشت به اختصار دوران هیئت علمی خود را بیان می‌کنم. پس از اخذ دکتری از دانشگاه شفیلد انگلستان، به عضویت هیئت علمی گروه ریاضی دانشگاه اصفهان درآمدم و اولین درسی که ارائه دادم، «آنالیز ۱» بود. به خاطر دارم که دانشجویان ابتدا نسبت به لهجه اصفهانی و سرعت تدریس من اعتراض داشتند؛ اما با تمرین و تصمیم جدی، هر دو مورد بهبود یافت.
یک سال پس از آغاز تدریس، مسئولیت معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان را بر عهده گرفتم. برای ادامه امور پژوهشی، بدون وقفه به فرصت مطالعاتی به دانشگاه آلبرتای کانادا ، با توجه به دعوت نامه پروفسور لائو،  رفتم. پس از بازگشت، به تدریس در گروه ریاضی دانشگاه اصفهان ادامه دادم و به مرتبه دانشیاری ارتقا یافتم. همچنین به مدت دو سال معاون آموزشی و پژوهشی دانشگاه شهرکرد بودم. در تمامی فعالیت‌های اجرایی، تلاش کردم کارهای علمی را به موازات انجام دهم تا وقفه‌ای در پژوهش ایجاد نشود.
    پس از آن، مسئولیت دانشگاه پیام‌نور اصفهان را بر عهده گرفتم و بعد از دو سال، برای فرصت مطالعاتی به استرالیا نزد پروفسور ویلیس رفتم. پس از بازگشت، تمرکز خود را بر فعالیت‌های پژوهشی قرار دادم و به مرتبه استادی نائل شدم. یک سال نیز معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان را عهده‌دار بودم. از ذکر جزئیات آموزشی، پژوهشی و اجرایی خودداری می‌کنم، چرا که تمامی آن‌ها در زندگی‌نامه من موجود است.           تمام دروس آنالیز در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را تدریس کرده‌ام. همچنین چندین کتاب تألیف، ترجمه و گردآوری کرده و برای هر درس، جزوات متنوعی تهیه نموده‌ام که در کتابخانه تخصصی «آنالیز هارمونیک مجرد» در تلگرام و صفحه شخصی من در سایت ریسرچ‌گیت موجود است. تمام فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی و پژوهشی نیز در دو وبلاگ شخصی و سایت ریسرچ‌گیت در دسترس عموم قرار دارد.
۲۲.
اهمیت فلسفه
دکتر دینانی می‌گوید جامعه بدون فلسفه بی‌معناست، زیرا فلسفه اساساً گفت‌وگو و فکر کردن است. انسانی که سؤال و اندیشه نداشته باشد، زندگی سطحی و روزمره‌ای خواهد داشت.
   او توضیح می‌دهد که هر فکر جدی با پرسش آغاز می‌شود. حتی زندگی روزمره هم بدون سؤال جریان نمی‌یابد؛ مثلاً اگر کسی نپرسد گرسنگی یا تشنگی‌اش را چگونه رفع کند، در واقع به ادامه‌ی حیات بی‌توجه خواهد بود.
دکتر دینانی تفاوتی می‌گذارد میان پرسش‌های ابتدایی (مثل رفع نیازهای حیاتی) و پرسش‌های عمیق‌تر (فلسفی، علمی، معرفتی). به باور او، هر کشف و دانشی ـ چه علمی و چه فلسفی ـ از دلِ پرسش پدید می‌آید.
   او سپس مقایسه‌ای میان انسان و حیوان می‌آورد. حیوانات نیز برای بقا دست به کارهایی می‌زنند، ولی انسان زمانی برتر و باهوش‌تر است که با پرسش‌های فراتر از نیازهای زیستی درگیر شود.
   در ذهنی که پرسش نقش نبندد، جستجوی پاسخ هم رخ نمی‌دهد. بنابراین فلسفه و پرسشگری، پایه‌ی رشد فکری و اجتماعی‌اند.
     به بیان دیگر، دکتر دینانی  بر رابطه‌ی حیاتی میان پرسش، تفکر و فلسفه تأکید دارد و معتقد است جامعه‌ای که بی‌پرسش و بی‌فلسفه باشد، جامعه‌ای مرده و بی‌معنا خواهد بود.
۲۳.
دوران کودکی و جوانی

       آنطور که مادر و دیگران اظهار می دارند، بر خلاف سایر فرزندان پدر که جنب و جوش فراوان داشتند ،من خیلی آرام بودم. از همان کودکی علاقه به درس و نماز داشتم .مادرم می گفت ، در کودکی وقتی از مدرسه می آمدم ، به نماز می ایستادم و گاهی نماز خواندن  من توام با غذا خوردن بود.لذا مادر سعی خود را کرد تا در بهترین دبستان و دبیرستان ادامه تحصیل دهم. دبیرستان ادب تا منزل فاصله داشت و اولویت با ثبت نام اهالی نزدیک به دبیرستان بود.با اصرار مادر و تلاش او مرا توانست ثبت نام کند، روحش شاد.
       در جوانی ، در تابستان به کار مشغول بودم و حرفه های گوناگونی فرا گرفتم. گاهی در مغازه قنادی پدر می رفتم .به یاد دارم ،مشته هایی بود که با آن پولک های قیچی شده را در سینی پهن می کردم. همچنین نخ های پاتیل نبات را می بستم.مدتی حرفه خراطی، سنگ تراشی و کفاشی و انواع کسب و کار را در تابستان آموختم.به یاد دارم در حرفه خراطی، کف دستهای  من به خاطر گرفتن چوب در حال حرکت و خراطی نازک شده بود.اما به کار خود ادامه می دادم.
       همیشه درس خواندنم همراه با کار و تلاش بود.در دوران کارشناسی با تدریس خصوصی به دانشجویان و دانشاموزان کسب درآمد می کردم.
      در دوران انقلاب فرهنگی، من کمک مربی دانشگاه اصفهان بودم.نسبت به ترجمه یک کتاب منطق مقدماتی اقدام نمودم.در جهاد دانشگاهی
فعالیت داشتم.در دبیرستاب دانشگاه به عنوان کار موظف تدریس ریاضی می کردم.
        جلساتی را بطور مشترک با دبیران ریاضی دبیرستان ها، برای رفع اشکال در اصفهان و شهرکرد داشتم.نتیجه پرسش و پاسخ ها منجر به کتاب مجموعه ای از مسائل ریاضی دوره دبیرستان گردید.
         با اخذ گواهی نامه رانندگی و خرید یک ماشین توسط پدر ، در بعضی از امور خانواده کمک می کردم.بالاخص در تهیه وسایل مورد نیاز برای خرید وسایل ساخت و ساز  منزل مسکونی باتفاق مادر همکاری می کردم.
۲۴.
دوران دانشجویی
    پس از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان ادب اصفهان، یکی از مدارس برجستهٔ زمان خود، علاقهٔ ویژه‌ای به ریاضیات پیدا کردم. در دوران دبیرستان، پس از پایان کلاس‌ها، به کتابخانهٔ عمومی چهارباغ اصفهان می‌رفتم و تا دیر وقت به مطالعهٔ کتاب‌های ریاضی متفرقه و حل تمرین می‌پرداختم. میانگین نمرات دروس ریاضی من در دبیرستان بالا بود، اما علاقهٔ چندانی به دروس غیرریاضی نداشتم.
    در دانشگاه اصفهان جزو شاگردان درس‌خوان بودم و در برخی ترم‌ها رتبهٔ اول در میانگین نمرات را کسب کردم. در پایان دورهٔ کارشناسی، در سال ۱۳۵۷، رتبهٔ اول گروه ریاضی را به دست آوردم و به عنوان کمک‌مربی استخدام شدم و طرح سربازی را در گروه گذراندم.
    به موازات فعالیت‌های علمی، در امور فرهنگی و سیاسی نیز شرکت می‌کردم. همین امر باعث شد فراغت از تحصیل من، به دلیل اعتصابات و غیبت در کلاس‌ها، یک ترم دیرتر اتفاق بیفتد. در طول تحصیل، ظهرها در نماز جماعت مسجد دانشگاه حضور داشتم و در تظاهرات خیابانی و فعالیت‌های دانشگاه شرکت می‌کردم.
    رسم بر این بود که دانشگاه اصفهان فارغ‌التحصیلان رتبهٔ اول را استخدام و بورسیه کند. قرار بود من نیز برای ادامهٔ تحصیل به دانشگاه UCLA آمریکا بروم، اما اخذ ویزا همزمان با تسخیر سفارت آمریکا و پیروزی انقلاب اسلامی شد و ادامهٔ تحصیل در آن زمان ممکن نگردید.
   در آزمون‌های دانشگاه‌های اهواز، شیراز و صنعتی شریف تهران برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد شرکت کردم و در هر سه دانشگاه پذیرفته شدم. پس از گذراندن یک ترم در دانشگاه شریف، به دلیل تعطیلی دانشگاه‌ها در پی انقلاب فرهنگی، ادامهٔ تحصیل مختل شد.
   در نهایت، از وزارت علوم بورسیه شدم و کارشناسی ارشد و دکتری خود را در دانشگاه شفیلد انگلستان اخذ نمودم. در هر دو مقطع دانشجوی ممتاز بودم و پس از دریافت دکتری، به دلیل ارائهٔ بهترین پایان‌نامهٔ سال، موفق به دریافت جایزهٔ فلت انگلستان شدم.
۲۵.
تحصیلات تکمیلی
   پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ما در زمینه‌ی تحصیلات تکمیلی نسبت به بسیاری از کشورها رشد چشمگیری نداشت. پس از انقلاب، تعدادی از اساتید کشور را ترک کردند. برای جبران این خلأ، شمار زیادی از فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد به خارج از کشور بورسیه شدند. با بازگشت آنان، پایه‌های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌ها شکل گرفت.
     به یاد دارم پس از اخذ دکتری و بازگشت به ایران، به سمت معاونت آموزشی دانشگاه اصفهان منصوب شدم. در همان دوران، نخستین دانشجوی دکتری ریاضی پذیرش شد و حدود صد نفر نیز به خارج بورسیه شدند. این اقدامات زمینه‌ساز ایجاد و گسترش مقاطع تحصیلات تکمیلی گردید و با بازگشت بورسیه‌ها، فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی رونق یافت و خودباوری در میان همکاران دوچندان شد. امروز در شرایطی قرار داریم که در اکثر رشته‌ها نیاز به استاد برطرف شده است.
  با این حال، متأسفانه شاهد افت تحصیلی در تمام مقاطع، از دبستان تا دانشگاه، هستیم. این افت دلایل متعددی دارد؛ یکی از مهم‌ترین آنها بی‌انگیزگی دانشجویان است. بسیاری از فارغ‌التحصیلان امکان اشتغال در رشته‌ی تخصصی خود را نمی‌یابند و به ناچار برای تأمین معاش، در دوران تحصیل به کار روی می‌آورند و فرصت کافی برای پژوهش جدی ندارند. پایان‌نامه‌ها اغلب مقاله‌محور شده‌اند و دانشجو به جای تمرکز بر یک پروژه‌ی اساسی، به دنبال پذیرش مقاله از مجلات خارجی است.
برای رفع این مشکلات پیشنهاد می‌شود:
۱.اعتماد بیشتری به اساتید شود و فعالیت‌ها پژوهش‌محور گردد.
۲.کمک‌هزینه‌های تحصیلی مناسب برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در نظر گرفته شود.
۳.سرمایه‌گذاری در مقاطع تحصیلات تکمیلی به میزان نیاز صورت گیرد.
۴.با تشکیل گروه‌های خدمات علمی در داخل و خارج از کشور، امکان استفاده از توان فارغ‌التحصیلان و به‌کارگیری آنان در تخصص خود فراهم شود تا از بی‌انگیزگی آنان جلوگیری گردد.

۲۶
دانشجوی دکتری
      اینکه هر هیأت علمی، حتی با مرتبه‌ی استاد تمامی، الزاماً باید دانشجوی دکتری تربیت کند، چندان منطقی نیست. گاهی ممکن است استادی مدتی از فضای پژوهش فاصله گرفته باشد یا به دلیل مشغله‌ها و مشکلات شخصی، آمادگی لازم برای راهنمایی و هدایت دانشجو را نداشته باشد. حتی در بسیاری از کشورهای خارج نیز همه‌ی اساتید دانشجوی دکتری ندارند.
    از سوی دیگر، برخی اساتید به دلیل ناتوانی علمی یا ضعف پژوهشی دانشجو، تمایلی به پذیرش دانشجوی دکتری ندارند. به نظر من، برای تربیت دانشجوی دکتری، هم استاد و هم دانشجو باید آمادگی، توانایی و وقت کافی داشته باشند.
    به طور معمول، حدود پنج سال تلاش مداوم لازم است تا یک پایان‌نامه‌ی دکتری قوی به سرانجام برسد. متأسفانه، در بسیاری از موارد به دلیل مشکلات گوناگون، کار جدی و پیوسته روی پایان‌نامه انجام نمی‌شود و دانشجو در پایان دوره دچار اضطراب شدید برای چاپ مقاله و فارغ‌التحصیلی می‌گردد. خانواده‌ی او نیز چشم‌انتظار پایان تحصیل همسر یا فرزندشان هستند. گاه با سخت‌گیری‌های اداری و محدودیت سنوات، اضطراب دانشجو دوچندان می‌شود.
    به نظر می‌رسد بهتر است دوره‌ی دکتری پژوهش‌محور باشد و به حداقل واحدهای آموزشی بسنده شود. همچنین، پایان‌نامه باید معیار اصلی فراغت از تحصیل باشد، نه الزام به چاپ مقاله.
برای نمونه، در زمان دفاع دکتری خود من، ارائه‌ی مقاله پژوهشی شرط نبود. اما یکی از داوران برای مطالعه‌ی تز دکتری‌ام  که حدود دویست صفحه بود  هشت ماه زمان خواست. در این فاصله، ما یک مقاله در مجله‌ی لندن چاپ کردیم. به یاد دارم داور از من خواست قضیه‌ی اصلی پایان‌نامه‌ام  که چندین صفحه شرح داشت  را در جلسه ارائه کنم و پس از آن با اعطای درجه‌ی دکتری موافقت کرد. کل جلسه‌ی دفاعیه حدود یک ربع طول کشید؛ هرچند جلسات داوری دیگری هم بود که ساعت‌ها ادامه داشت و حتی برخی پایان‌نامه‌ها رد می‌شد.
    از پایان‌نامه‌ی من تا کنون هشت مقاله علمی استخراج و در مجلات معتبر ریاضی منتشر شد. در ادامه، به عنوان پژوهشگر جوان توسط انجمن ریاضی جهان انتخاب شدم و جایزه‌ی فلت انگلستان ،که به بهترین پایان‌نامه اختصاص می‌یافت ، از سوی دانشگاه شفیلد به من اهدا گردید.
همچنین پس از فراغت از تحصیل  به عنوان ریاضی دان جوان از طرف انجمن ریاضی جهان انتخاب شدم و در ژاپن جایزه ای در کنفرانس بین المللی ریاضی اهدا شد.
      من طی پنج سال مداوم، هر روز بیش از دوازده ساعت در دانشگاه مشغول تحقیق بودم. از صبح تا حدود دو بعدازظهر در دانشگاه کار می‌کردم، سپس با استراحتی کوتاه دوباره برمی‌گشتم و تا حدود
ده شب مشغول پژوهش بودم. تنها یک روز در هفته را به همراه خانواده برای خرید اختصاص می‌دادم و در طول این سال‌ها فقط سه بار، هر بار حدود یک ماه، برای دیدار والدین و اقوام به ایران سفر کردم.
هدف از بیان این خاطرات آن است که نشان دهم با تلاش مداوم، توکل به خدا و عنایات الهی، دستیابی به هر هدفی امکان‌پذیر است.
۲۷.
اتلاف وقت
      عمر انسان گران‌بهاترین سرمایه‌ای است که خداوند به او عطا کرده تا در پرتو آن مسیر رشد و تعالی را طی کند. هر فرد در زندگی، با توجه به شرایط جسمی و روحی خود، توانایی‌های متفاوتی برای انجام کارهای گوناگون دارد.
      زندگی در جوانی با شور و توان جسمی همراه است؛ اما در دوران پیری، قوای جسمانی رو به ضعف می‌رود و دوران بازنشستگی آغاز می‌شود. این مرحله از زندگی، اگرچه از نظر کاری و اجرایی کاهش فعالیت‌ها را به همراه دارد، اما فرصتی ارزشمند برای فعالیت‌های علمی، فرهنگی و معنوی است.
      اینجانب چند سالی است که وارد دوران بازنشستگی شده‌ام. با این حال، بیکاری و اتلاف وقت را از آفات بزرگ حیات می‌دانم و هرگز تن به آن نداده‌ام. همواره کارها را اولویت‌بندی کرده و در زمان‌های مختلف، با توجه به شرایط، دقیق و جدی به انجام رسانده‌ام. روزی که بدون کاری مفید بگذرد، مایه‌ی نگرانی من است؛ از این‌رو حتی از وقت‌های به ظاهر «مرده» نیز بهره گرفته‌ام.
ثمره‌ی این نگاه، انتشار مجموعه‌های تاریخ منظوم اسلام و کلید خوشبختی و نیز تدوین کتاب اشعار سیری در نهج‌البلاغه و چلچراغ بوده است. اگرچه فعالیت‌های علمی من در این سال‌ها کمتر شده، اما در عوض فعالیت‌های فرهنگی ، که غذای روح‌اند ـ،فزونی یافته‌اند. اکنون بخش مهمی از شب‌های من به مطالعه، حضور در شبکه‌های مجازی و سرودن اشعار می‌گذرد.
     بدین‌سان، بازنشستگی برای من نه دوران رکود، بلکه فرصتی برای بهره‌گیری بهتر از زمان و پرهیز از اتلاف آن بوده است.
۲۸.
تأملی در موفقیت
یکی از عوامل اساسی موفقیت انسان در زندگی، نظم و پشتکار است.
ما معمولاً کاری را بدون اندیشیدن به عاقبت آن آغاز می‌کنیم، یا اگر هم اندیشه‌ای داشته باشیم، پس از مدتی خسته شده و از پیگیری آن دست می‌کشیم. گاهی نیز به دلیل نداشتن برنامه و بی‌نظمی، کاری که آغاز کرده‌ایم به سرانجام نمی‌رسد و در نیمه راه رها می‌شود.
در زندگی شخصی‌ام، همواره کوشیده‌ام با داشتن برنامه‌ای منظم و تلاش مداوم به موفقیت دست یابم. هیچ‌گاه کاری را ناتمام رها نکرده‌ام، هرچند ممکن است انجام آن زمان‌بر بوده باشد.
از دیگر عوامل پیشرفت انسان، انتخاب درست هدف، پیگیری مداوم و تلاش خستگی‌ناپذیر برای رسیدن به آن است.
من از نوجوانی به شعر علاقه‌مند بودم و در دوران دبیرستان با دیگران مشاعره می‌کردم. نخستین شعرم، فرازهایی از دعای ندبه با عنوان «گفتگو» بود که سرودن آن حدود یک ماه به طول انجامید.
اما با استمرار در تلاش، هم‌فکری با جمعی از شاعران و رعایت اصول سرایش، توانستم به جایی برسم که روزانه توان سرودن یک شعر برایم ممکن گردد.
     نتیجه آنکه با کوشش و پشتکار، رسیدن به اهداف دست‌یافتنی است؛ اگرچه گاه نیازمند صبر و گذر زمان باشد.

۲۹.
یکی بود، یکی نبود
     خداشناسی از دیرباز مهم‌ترین دغدغه‌ی ذهن بشر بوده است. انسان از آغاز آفرینش، پیوسته در پی شناخت ذات اقدس الهی بوده، اما عقل بشری در برابر توصیف حقیقت بی‌کران او ناتوان مانده است. ذات حق تعالی از دید و دسترس آدمی پوشیده است و هرگونه شناختی که به دست می‌آید، جز پرتوی اندک از حقیقت مطلق نیست.
    اینجانب در سال‌های اخیر، به اندازه‌ی وسع خویش در این موضوع پژوهش کرده‌ام. بسیاری از پرسش‌های اعتقادی که ذهن مرا به خود مشغول می‌داشت، با تدبر در قرآن و نهج‌البلاغه و مطالعه‌ی آثار عارف کامل، علامه حسن‌زاده آملی، پاسخی یافتم. به همین سبب، برداشت‌ها و تأملات خود را در شبکه‌های مجازی و وبلاگ شخصی تدوین نمودم و بخشی از آن‌ها را در قالب شعر در کتاب «سیری منظوم در نهج‌البلاغه» عرضه کردم.
     همگان در قصه‌های کهن شنیده‌اند که راوی چنین آغاز می‌کند:
«یکی بود، یکی نبود؛ غیر از خدا هیچ‌کس نبود.»
مرحوم علامه جوادی آملی بر این عبارت تفسیر عرفانی لطیفی دارند که شایسته‌ی تأمل است:
• «یکی بود» دلالت بر وحدانیت حق در ذات و صفات دارد؛ یعنی او یگانه است و در کمال و هستی بی‌همتا.
• «یکی نبود» اشاره دارد به این که خداوند در شمار اعداد و مفاهیم کمی نمی‌گنجد. «یک» در دستگاه اعداد، نقیض و مقابل دارد، اما ذات حق تعالی از سنخ اعداد و کمیت نیست؛ او ورای ماده و اندازه است.
• «غیر از خدا کسی نبود» نشان می‌دهد که حق تعالی ازلی است و پیش از او هیچ خدایی نبوده است. او آغاز ندارد و بی‌پایان است.
پس در این جمله‌ی کوتاه و کودکانه، حقیقتی عمیق از خداشناسی نهفته است؛ حقیقتی که اگر چه در قالب قصه بیان می‌شود، ولی در بنیاد خود به ژرف‌ترین مباحث عرفانی و کلامی اشاره دارد. خطای ما آن‌گاه رخ می‌دهد که بخواهیم قوانین بشری، محدود به زمان و مکان، را بر ذات مطلق و نامتناهی الهی تطبیق دهیم.
۳۰.
استاد راهنما
عنوان «استاد راهنما» در ظاهر چنین می‌نمایاند که وظیفه‌ی او صرفاً هدایت دانشجو در مسیر یک موضوع پژوهشی است. اما اگر به انتظارات دانشگاه و نیز شرایط دانشجویان دقت کنیم، مسئله فراتر از این معناست. بسیاری از دانشجویان به دلیل مشکلات مالی یا کمبود انگیزه ، که معمولاً از ناتوانی در یافتن شغل مناسب پس از فراغت از تحصیل ناشی می‌شود ، با دشواری‌های فراوان روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، استاد راهنما بار سنگینی را بر دوش می‌کشد؛ زیرا باید دانشجو را به گونه‌ای هدایت کند که دست‌کم موفق به چاپ یک یا دو مقاله‌ی علمی شود.
با این حال، تجربه نشان داده است که پایان‌نامه‌محوری باید جایگزین مقاله‌محوری گردد. اگر اعتماد بیشتری به استاد راهنما و فرآیند پژوهش پایان‌نامه صورت گیرد، خروجی علمی به‌مراتب ارزشمندتر و پایدارتر خواهد بود. در دوره‌ی دکتری، اینجانب تنها یک مقاله در یکی از مجلات معتبر لندن چاپ کردم؛ اما حدود هشت مقاله‌ی دیگر، پس از فراغت از تحصیل و بر مبنای پایان‌نامه‌ام منتشر شد.
اگر دانشگاه‌ها همچنان بر سیاست مقاله‌محوری تأکید کنند، بی‌تردید در آینده‌ی نزدیک شاهد افت چشمگیر سطح علمی کشور خواهیم بود؛ زیرا هدف اصلی پژوهش که تعمیق اندیشه و تربیت پژوهشگر خلاق است، تحت‌الشعاع کمیت‌گرایی قرار خواهد گرفت.
۳۱.
ریاضیات چیست?
    ریاضیات علمی است تحلیلی، منطقی و خلاقانه که با استفاده از مفاهیم، نمادها، روابط و ساختارهای ذهنی به بررسی الگوها، کمیت‌ها، فضاها و تغییرات می‌پردازد. ریاضیات ابزاری برای تفکر دقیق و زبان جهان است که قوانین طبیعی، اجتماعی و ذهنی را مدل‌سازی می‌کند.
    هالموس ریاضیات را یک هنر خلاقانه می‌داند، زیرا ریاضیدان در آن مانند هنرمند، با ساختارهای ذهنی خود جهان‌های متنوع و انتزاعی می‌سازد. این نگاه نشان می‌دهد که ریاضیات صرفاً یک مجموعه قواعد خشک نیست، بلکه فرآیندی است که تخیل، زیبایی‌شناسی و خلاقیت در آن نقش اساسی دارد.
ویژگی‌های اصلی ریاضیات
۱.انتزاع و تعمیم: ریاضیات از واقعیت‌های ملموس آغاز می‌شود و با انتزاع، مفاهیم عام و روابط کلی را کشف می‌کند.
۲.منطق و استدلال: هر نتیجه‌ی ریاضی بر پایه استدلال منطقی و قوانین استنتاجی استوار است.
۳.دقت و صراحت: ریاضیات علمی است که در آن ابهام و گمانه‌زنی جایگاهی ندارد.
۴.خلاقیت و زیبایی: مانند هنر، ریاضیات شامل الگوها، هارمونی و زیبایی است؛ راه‌حل‌های زیبا و ساده ارزش بالاتری دارند.
۵.کاربرد و مدل‌سازی: ریاضیات می‌تواند پدیده‌های طبیعی، مهندسی، اقتصادی و حتی اجتماعی را مدل‌سازی و پیش‌بینی کند.
نقش ریاضیدانان
   ریاضیدان، همان‌گونه که هالموس بیان می‌کند، هنرمندی است که با ذهن خود جهان می‌سازد. او با ایجاد تعریف‌ها، قضایا و ساختارهای ریاضی، جهان‌های انتزاعی خلق می‌کند و این جهان‌ها، چه به صورت کاربردی و چه به صورت زیبایی‌شناسانه، معرف توانایی عقل و تخیل انسان هستند.
    اگر بخواهیم به یک تعریف کوتاه و جمع‌بندی برسیم ، ریاضیات هنر و علم ذهن است که با منطق، انتزاع و خلاقیت، الگوها و روابط جهان را کشف و بازسازی می‌کند.
۳۲.

‍ روشنفکر کیست؟

ایمانوئل کانت اعتقاد دارد اگر در جامعه‌ای گزاره‌ی غالب این باشد که "فکر نکنید اطاعت کنید" آن جامعه در دوران تاریکی به سر می‌برد و اگر در فردی هم این گزاره غالب باشد آن فرد در دوران کودکی به سر می‌برد.

گزاره‌ای که یک جامعه را به دوران روشنایی می‌برد و یک فرد را به بلوغ روانی می‌رساند این است که "جرات و شهامت آزاد اندیشی داشته باش".
بنابراین از نظر کانت روشنفکر بودن دو ویژگی دارد؛ اول علم و آگاهی و دوم شجاعت و شهامت.

کارل مانهایم اعتقاد دارد که تمام شناخت‌ها به ساختارهای اجتماعی وابسته هستند. از نظر او این منافع طبقات و گروه‌های اجتماعی است که نحوه‌ی اندیشیدن آنها را تعیین می‌کند بنابراین کشیش‌ها شبیه هم فکر می‌کنند، نظامیان شبیه هم و پزشکان شبیه هم. تنها افکار روشنفکران است که وابسته به شرایط و ساختارهای اجتماعی نیست. مانهایم روشنفکران را افرادی بی‌طبقه می‌دانست که اندیشه‌هایشان تحت تاثیر منافع طبقاتی نیست.
ادوارد‌سعید روشنفکر را کسی می‌داند که به نقد "قدرت" و "سنت" می‌پردازد. روشنفکر این نقد را در انظار عموم انجام می‌دهد. بنابراین همه‌ی هستی‌اش را موکول به یک تشخیص انتقادی می‌کند. پس می‌توان برای روشنفکران دو ویژگی قائل شد.
اول این که تفکر نقاد در آنها فعال است. پس گرفتار تفکر عاطفی -عادتی، جوزدگی و تقلید نیستند،
دوم اینکه این نقد‌ها را با شهامت مطرح می‌کنند و از نگرانی در مورد حاصل عملی کار خویش فاصله گرفته‌اند.
پس هر فرد دانشمند و تحصیلکرده‌ای روشنفکر محسوب نمی‌شود و هر جامعه‌ای هم که دانشگاه و دانشجو زیاد داشته باشد از دوران تاریکی به عصر خرد نقل مکان نکرده است.

اما لازم است اضافه کنیم، در هر شرایط تاریخی، ممکن است روشنفکر نمودی متفاوت داشته باشد. در یک‌جامعه با رویکرد های سیاسی و اجتماعی و...وظایف روشنفکر تغییر می‌کند، پس بهتر می‌دانم بگویم روشنفکر مستلزم انعطاف عملکرد و اندیشه است.
۳۳.
انتظارات
     در زندگی بارها پیش می‌آید که انسان بر اساس ویژگی‌های ظاهری یا اخلاقیِ فردی، از او انتظاراتی دارد؛ اما ناگهان با رفتاری یا گفتاری مواجه می‌شود که خلاف انتظار است و موجب رنجش و دل‌آزردگی می‌گردد.
   نخستین مسئولیت اجرایی که بر عهده داشتم، مرا با افراد گوناگون و سلایق مختلف روبه‌رو کرد. تا زمانی که هم‌نظر آنان بودم و خواسته‌هایشان را برآورده می‌ساختم، مورد تأیید قرار می‌گرفتم؛ اما به‌محض آنکه در موضوعی امکان پاسخ مثبت وجود نداشت، نگاه‌ها و قضاوت‌ها به‌کلی تغییر می‌کرد. همین تجربه سبب شد که در مسئولیت‌های بعدی دریابم: باید مردم را همان‌گونه که هستند، با صفات و ویژگی‌هایشان پذیرفت. تغییر دادن رفتار و گفتار افراد، غالباً دشوار و چه‌بسا غیرممکن است.     این نگرش به من آرامش بیشتری بخشید و یاری کرد تا در مسیر مسئولیت‌های اجرایی، کمتر دچار ناراحتی شوم و بتوانم در گره‌گشایی از کار مردم مؤثرتر باشم. در تمام دوران مسئولیت‌های اجرایی، هرگاه به دلیل مشغله‌های علمی یا به‌سبب عدم امکان همکاری با مقام مافوق، ادامه کار مقدور نبود، با تقدیم استعفا کنار می‌رفتم. با این حال، همواره پشتیبان و حامی مجموعه‌ی تحت مدیریت خود بودم و در ارتقای سطح کاری، رفع مشکلات کارکنان و رسیدگی به امور ارباب‌رجوع کوشیدم. تا دیروقت در دفتر می‌ماندم و به نامه‌ها و درخواست‌های مردم پاسخ می‌دادم و هیچ‌گاه کار آنان را به فردا موکول نمی‌کردم. به همکاران و زیرمجموعه خود نیز سفارش می‌کردم که باید مشکل ارباب‌رجوع در نخستین فرصت حل شود.
   چنان‌که امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمایند: «حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی.» بنابراین، ما باید حق را ملاک تصمیم و قضاوت خود قرار دهیم، نه افراد را. زیرا هرگاه افراد ،چه دیگران و چه خود ما ، معیار قضاوت گردند، نتیجه چیزی جز لغزش و خطا نخواهد بود؛ چراکه در بیشتر مواقع، هوای نفس بر عقل و خرد چیره می‌شود.
۳۴.
بهترین سال‌های زندگی
    مطالب زیر برگرفته از مقاله‌ای است که توسط گروهی از پزشکان و روان‌شناسان در ژورنال پزشکی نیو انگلند منتشر شده است.
    پژوهش‌ها نشان داده‌اند که انسان در سن ۶۰ سالگی به اوج عواطف روحی و توانایی‌های عقلانی خود می‌رسد، و این وضعیت تا حدود ۸۰ سالگی ادامه می‌یابد. بنابراین اگر در دهه‌های شصت، هفتاد یا هشتاد زندگی خود هستید، بدانید که اکنون در بهترین سال‌های عمرتان به سر می‌برید.
     از این‌رو، از «پیر شدن» هراسی نداشته باشید؛ بلکه بکوشید خردمندانه پیش بروید، سرگرمی‌های تازه بیاموزید، از زندگی لذت ببرید، حرفه‌ای جدید بیازمایید، نقاشی کنید، شادی کنید، برای آینده طرح بریزید و به سفرهایی که دوست دارید بروید. فراموش نکنید به فروشگاه‌ها، کافه‌ها و مراکز تفریحی سر بزنید. هرگز خود را در خانه محبوس نکنید، چرا که این کار ویران‌کننده است. با این اندیشه زندگی کنید که بهترین چیزها هنوز در پیش روی شماست.
    اگر فردی سبک زندگی سالمی داشته باشد، تحرک کافی را حفظ کند، حرکات بدنی منظم انجام دهد و از توانایی‌های ذهنی خود بهره گیرد، خردورزی او با افزایش سن نه تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه به سوی کمال پیش می‌رود و حتی اوج آن در دهه‌های هشتاد و نود نمایان می‌شود.
    بدیهی است که نباید عمر خود را صرف امور کم‌اهمیت و بی‌ارزش کنید؛ چرا که چنین مسائلی سبب حواس‌پرتی، عدم تمرکز و فراموشی ناشی از تراکم اطلاعات خواهند شد.
    مغز انسان سالخورده برای حل مسائل با کمترین انرژی کار می‌کند و موضوعات بی‌ارتباط را حذف می‌سازد. از همین رو افراد بالای شصت سال در تصمیم‌گیری‌ها غالباً درست‌تر عمل می‌کنند. مغز سالمندان از انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردار است، برخلاف آنچه عامیانه پنداشته می‌شود.
    هرچند سرعت پردازش مغز همانند دوران جوانی نیست، اما انعطاف آن بسیار بیشتر است؛ از این‌رو تصمیم‌گیری‌ها در این دوران دقیق‌تر بوده و کمتر تحت تأثیر احساسات منفی قرار می‌گیرند. نقطه اوج فعالیت عقلانی معمولاً در حدود هفتاد سالگی پدیدار می‌شود، زمانی که مغز با تمام توان خود به کار گرفته می‌شود.
۳۵.
برنامه‌ریزی
     بسیاری از مردم، هنگامی که در زندگی به اهداف مورد نظر خود نمی‌رسند، گله‌مند می‌شوند و علت را در بی‌برنامگی یا ناکامی در برنامه‌ریزی جست‌وجو می‌کنند. حقیقت آن است که داشتن برنامه‌ای درست، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی است. برنامه‌ریزی صحیح، نه تنها انسان را از سردرگمی و اتلاف وقت می‌رهاند، بلکه مسیر زندگی را روشن‌تر کرده و با آرامش بیشتری همراه می‌سازد.
    برنامه باید بر پایه‌ی هدفی روشن و انگیزه‌ای درونی تنظیم گردد؛ چرا که بدون هدف، برنامه مفهومی نخواهد داشت. همچنین، همه‌ی کارها در یک سطح از اهمیت قرار ندارند؛ از این‌رو لازم است امور مهم‌تر در اولویت باشند.
   آرامش در اجرای برنامه، شرط اصلی موفقیت است. شتاب‌زدگی و اضطراب، مانع پیشرفت خواهد شد، زیرا هر برنامه‌ای نیازمند زمان طبیعی خویش است و عجله در عمل، اغلب نتیجه‌ای معکوس به بار می‌آورد.
    در جریان اجرای برنامه، باید فرصتی برای استراحت و تجدید قوا در نظر گرفت تا فرسودگی و دل‌زدگی ایجاد نشود. برنامه زمانی به ثمر می‌رسد که با شرایط روحی و جسمی فرد هماهنگ باشد. گنجاندن زمانی آزاد در میان برنامه‌ها، علاوه بر ایجاد انعطاف‌پذیری، آمادگی برای مواجهه با شرایط پیش‌بینی‌نشده را نیز فراهم می‌سازد.
    بهترین شیوه‌ی برنامه‌ریزی، تنظیم برنامه‌ی روزانه است؛ زیرا فرد می‌تواند وظایف خود را به‌طور منظم پیگیری کند. نوشتن برنامه، وضوح و نظم بیشتری به آن می‌بخشد و پایبندی را افزایش می‌دهد. همچنین، باید اجرای برنامه را به‌طور مستمر ارزیابی کرد تا نقاط ضعف و قوت آن آشکار گردد و در صورت نیاز اصلاح شود.
   به یاد داشته باشیم که برنامه‌ریزی صحیح، نه تنها ما را به هدف نزدیک‌تر می‌کند، بلکه آرامش خاطر، امید و انگیزه‌ای ژرف‌تر در زندگی پدید می‌آورد.

 

 

۳۶.
جایگاه ریاضیات
در شرایط کنونی، واقعیتی تلخ و نگران‌کننده در حوزه‌ی ریاضیات پیش‌روی ماست: بسیاری از فارغ‌التحصیلان این رشته، با وجود سال‌ها تلاش و مجاهدت علمی، یا با معضل بیکاری روبه‌رو هستند، یا ناچارند با حقوق‌های ناچیز و به‌صورت ساعتی به تدریس بپردازند؛ و در نهایت نیز غالباً مسیر شغلی آنان به استخدام در آموزش و پرورش ختم می‌شود.
این وضعیت، بی‌تردید بر نگاه نسل جدید به رشته‌ی ریاضی تأثیر منفی گذاشته است. داوطلبان کنکور، با اطلاع از این شرایط نامطلوب، رغبت کمتری به انتخاب این رشته نشان می‌دهند. حاصل این روند، کاهش شدید تعداد دانشجویان ریاضی است؛ به‌گونه‌ای که کلاس‌های دانشگاهی روزبه‌روز خلوت‌تر می‌شوند و در برخی مراکز، این رشته به‌کلی تعطیل شده است.
اکنون پرسش جدی و مسئولانه‌ای پیش روی ما قرار دارد:
برای حفظ جایگاه ریاضیات در کشور، و بهبود وضعیت علمی و شغلی فارغ‌التحصیلان، چه باید کرد؟
به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش نیازمند تدابیر چندسویه است:
۱.بازنگری در سیاست‌های آموزشی و پژوهشی: دانشگاه‌ها باید برنامه‌های آموزشی خود را متناسب با نیازهای واقعی جامعه و صنعت تنظیم کنند، تا دانشجویان مهارت‌های کاربردی و قابل عرضه در بازار کار بیاموزند.
۲.ایجاد پیوند میان دانشگاه و صنعت: بدون ارتباط فعال بین بخش‌های تولیدی، خدماتی و دانشگاهی، دانش ریاضی در عمل بلااستفاده می‌ماند. طراحی پروژه‌های مشترک می‌تواند جایگاه ریاضیدانان را در حل مسائل واقعی کشور تقویت کند.
۳.توسعه‌ی فرصت‌های پژوهشی و حمایت مالی: فارغ‌التحصیلان باید بتوانند با حمایت دولت و نهادهای خصوصی، به پژوهش‌های نوآورانه دست بزنند و نتایج آن را در حوزه‌های مختلف به کار گیرند.
۴.افزایش آگاهی عمومی از اهمیت ریاضی: باید فرهنگ‌سازی کرد تا جامعه دریابد که ریاضیات نه صرفاً یک رشته‌ی تحصیلی، بلکه زیربنای فناوری‌های نوین و علوم پیشرفته است.
۵. بازتعریف جایگاه شغلی ریاضیدانان: لازم است نهادهای تصمیم‌گیر، برای ریاضیدانان در حوزه‌هایی مانند اقتصاد، داده‌کاوی، هوش مصنوعی، رمزنگاری، علوم پزشکی و مدیریت، فرصت‌های شغلی تازه تعریف کنند.
     تنها در سایه‌ی چنین اقدامات هماهنگ و آینده‌نگر است که می‌توان امید داشت ریاضیات بار دیگر جایگاه شایسته‌ی خود را در کشور باز یابد و نسل‌های آینده با انگیزه و امید بیشتری به این وادی گام نهند.
۳۷.
سوء برداشت
     بارها پیش آمده که از سخنان دیگران برداشت‌هایی کرده‌ایم که موجب کدورت یا سوءتفاهم شده است، در حالی که گوینده قصد دیگری داشته است. سو برداشت می‌تواند منشأ بسیاری از اختلافات و دلخوری‌ها باشد، چه در زندگی شخصی و چه در محیط‌های علمی و اجتماعی.
    نقل می‌کنند عالمی دینی مشغول تدوین کتابی با عنوان «تناقض‌های قرآن» بود و شاگردان زیادی داشت. روزی یکی از شاگردانش خدمت امام حسن عسگری (ع) رسید و مطلبی را به ایشان گزارش داد. امام فرمودند:
«به استادت بگو آیا شده کسی سخنی بگوید و مخاطب برداشت دیگری کند؟»
    شاگرد با هوشیاری خود این پیام را به استاد منتقل کرد. استاد پس از دریافت پیام، متوجه شد که برداشت او از آیات قرآن و حتی از سخنان دیگران ممکن است اشتباه باشد و اینکه خداوند ممکن است منظور و اسراری در آیات داشته باشد که فهم آن برای ما ممکن نیست. در نتیجه، استاد تمام یادداشت‌های خود را سوزاند و از نوشتن کتاب صرف نظر کرد.
    این داستان درس بزرگی به ما می‌دهد: در قضاوت درباره سخنان و نوشته‌های دیگران، باید صبر، دقت و تواضع داشته باشیم. نباید بر اساس برداشت اولیه یا سطحی، نتیجه‌گیری کنیم؛ زیرا ممکن است حقیقتی پنهان باشد که ما از آن آگاه نیستیم. این تجربه همچنین یادآوری می‌کند که فروتنی و پذیرش اشتباه، نشانه‌ی بلوغ فکری و اخلاقی است.
نتیجه‌گیری:
۱.پیش از قضاوت، به منظور و نیت گوینده توجه کنیم و زمینه و شرایط سخن او را در نظر بگیریم.
۲.برداشت‌های عجولانه می‌تواند روابط انسانی و علمی را دچار آسیب کند.
۳.فروتنی در پذیرش اشتباه و بازنگری در قضاوت‌ها، مسیر رشد و فهم عمیق‌تر را هموار می‌سازد.
۳۸.
تفکر کردن
    ما بارها شنیده‌ایم که فکر کردن در جهان هستی، خود نوعی عبادت است؛ اما کمتر به عمق و علت آن توجه کرده‌ایم. نقل است که مهندسی برای تعمیر دستگاهی به یک واحد صنعتی می‌رود. ابتدا مدتی صرف بررسی علت کار نکردن دستگاه می‌کند. سپس، با سفت کردن یک پیچ یا انجام یک اصلاح کوچک، دستگاه رفع عیب شده و شروع به کار می‌کند. وقتی مهندس هزینه‌ای غیرمتعارف طلب می‌کند، صاحب واحد اعتراض می‌نماید و میزان کار فیزیکی انجام‌شده را ملاک قرار می‌دهد. مهندس پاسخ می‌دهد: «این مبلغ، هزینه تفکر و پی بردن به مشکل دستگاه است.»
    این داستان به ما نشان می‌دهد که تفکر و اندیشه پیش از عمل، ارزشمندترین و مؤثرترین بخش هر فعالیتی است. تفکر در موجودات، گیاهان، انسان‌ها و اجزای جهان هستی، علاوه بر آنکه ما را از قدرت و حکمت خداوند آگاه می‌سازد، راه‌های خلاقانه‌ای برای حل مشکلات زندگی و جامعه به ما می‌آموزد. برای مثال، مطالعه پرواز خفاش‌ها در تاریکی، نه تنها ما را به رازهای شگفت‌انگیز طبیعت نزدیک می‌کند، بلکه می‌تواند الهام‌بخش اختراعات و فناوری‌هایی شود که انسان نیز قادر به انجام آنها باشد.
    پس، تفکر نه تنها مقدمه عمل است، بلکه خود نوعی عبادت و مسیر تعالی انسان محسوب می‌شود. هر چه بیشتر بیندیشیم و به حقایق هستی توجه کنیم، بهتر می‌توانیم مشکلات زندگی فردی و اجتماعی را حل کنیم و از جهان پیرامون خود درس بیاموزیم.
۳۹
خصائل اخلاقی
    در طول زندگی با اقشار و شخصیت‌های گوناگون برخورد داشته‌ام. برخی افراد را متواضع، بااخلاق و صاحب دانش دیدم و در مقابل، گروهی را مشاهده کردم که ظاهر و باطن‌شان تفاوت قابل توجهی داشت. این دسته، آن‌گونه که ادعا می‌کنند توانایی لازم برای انجام ادعای خود را ندارند و شاید همین کمبود در توانایی، باعث می‌شود که بیش از حد خودنمایی کنند.
     در سفرهای خارجی و شرکت در سمینارهای علمی، با ریاضی‌دانان برجسته‌ای برخورد داشتم. برخی از آنان به دلیل آگاهی عمیق از مطالب علمی، قادر بودند مقالات متعددی تولید کنند که اغلب با تغییرات جزیی از ایده‌های دیگران همراه بود. در مقابل، ریاضی‌دانان توانا و بی‌ادعایی چون جرج ویلیس و جان بیکر را دیدم که در کنار تواضع، دارای اخلاق نیکو، ذکاوت بالا و توانایی پژوهشی برجسته بودند.
    پس از ریشه‌یابی و تحلیل رفتار و زندگی این افراد، به این نتیجه رسیدم که افتادگی و تواضع در علم، نقش مهمی در رشد و شکوفایی انسان دارد. همان‌گونه که آب، از زمین‌های مرتفع به سادگی عبور نمی‌کند، تواضع علمی و اخلاقی زمینه‌ساز رسیدن به اوج توانایی‌ها و تأثیرگذاری واقعی در جامعه می‌شود. شاید در آغاز چنین افرادی گمنام باشند، اما دیر یا زود آثار و ارزش‌های واقعی آنها شناخته می‌شود، همان‌گونه که ملاصدرا و ابوعلی سینا در تاریخ علم و فلسفه به حق خود رسیدند.
در نهایت، تواضع، اخلاق نیکو و صبر در مسیر علمی و اخلاقی، نه تنها ارزش شخصی فرد را می‌افزاید، بلکه چراغ راهی برای دیگران نیز می‌شود.

۴۰
توکل به خدا چیست؟
     توکل به خدا یعنی انسان با علم و یقین کامل به قدرت، حکمت و لطف الهی، مسئولیت‌ها و امور زندگی خود را به خدا بسپارد و در عین تلاش و کوشش، نتیجه را تنها از او بخواهد. توکل به معنای سستی یا بی‌کاری نیست؛ بلکه همراه با تلاش، برنامه‌ریزی و تدبیر است، با این تفاوت که دل انسان، به جای گرفتار شدن در نگرانی و اضطراب، آرام و مطمئن است که هر چه تقدیر الهی باشد، خیر اوست.
    ابعاد عرفانی و اخلاقی:
۱.توکل، آرامش قلبی می‌آورد و اضطراب نسبت به آینده را کاهش می‌دهد.
۲.توکل، انسان را از غرور و اعتماد به نفس کاذب آزاد می‌کند و یادآور می‌شود که توان حقیقی و قدرت واقعی از خداست.
۳.در سلوک عرفانی، توکل مرحله‌ای است از «اعتماد کامل به حق» که نفس اماره و عقل محدود را مهار می‌کند و قلب را به سوی خداوند متوجه می‌سازد.
     انسان وقتی در کاری تلاش می‌کند و نهایت توان خود را به کار می‌گیرد، نتیجه را به خدا واگذار می‌کند؛ نه اینکه با استرس و دلهره زندگی کند. توکل یعنی «تلاش همراه با آرامش و امید کامل به خداوند».
۴۱.
غفلت
    نقل می‌کنند روزی فرزند دکتر هشترودی ، ریاضی‌دان برجسته ، که در مقطع ابتدایی درس می‌خواند، از پدر خواست برایش یک مستطیل بکشد.
دکتر هشترودی قبول کرد و مستطیلی ترسیم نمود. کودک بلافاصله با تعجب گفت: «عجب! پدری که این همه ریاضی خوانده، حتی بلد نیست یک مستطیل درست بکشد!»
    پدر لبخندی زد و از او خواست خودش یک مستطیل رسم کند. کودک نیز شکلش را کشید و با اطمینان نشان داد. دو مستطیل در ظاهر متفاوت بودند: یکی افقی و دیگری عمودی. اما کودک هنوز به آن درک نرسیده بود که با یک چرخش ساده، هر دو شکل دقیقاً یکسان می‌شوند.
    این حکایت نشان می‌دهد که بسیاری از اختلافات ما ریشه در غفلت، ندانستن یا کم‌دانی دارد. چیزی که در اصل تفاوتی ندارد، به سبب کوتاهی در درک، موجب نزاع و داوری نادرست می‌شود. البته گاه نیز منشأ اختلاف حسادت و هوای نفس است؛ آن‌چنان که آدم(ع) با خوردن گندم، از عرش به فرش فرود آمد.
   پس باید همواره مراقب باشیم؛ هم نسبت به غفلت و نادانی خود، و هم نسبت به وسوسه‌های نفس و حسد. اگر نه، کوچک‌ترین چیزها می‌تواند ما را به کدورت، قضاوت نادرست، و حتی سقوط بکشاند.
نتیجه اینکه بسیاری از اختلاف‌ها نه در واقعیت، بلکه در نگاه ماست؛ کافی است زاویه دید را تغییر دهیم تا حقیقت آشکار شود.

 

 

۴۲.
رابطه‌ی بین وظیفه و نتیجه
  در زیر تفاوت وظیفه و نتیجه را مورد بررسی قرار می دهیم.
۱. نگاه انسان‌ها به وظیفه و نتیجه
در زندگی روزمره بسیار دیده‌ایم که وقتی از کسی انجام کاری خواسته می‌شود، نخستین پرسش او این است:
«این کار چه فایده‌ای دارد و چه سودی برای من خواهد داشت؟»
چنین کسانی بیش از هر چیز به نتیجه می‌اندیشند و ارزش عمل را در میزان سود و زیان شخصی خود می‌سنجند.
در مقابل، گروهی دیگر هستند که بیش از نتیجه به وظیفه می‌اندیشند. آنان باور دارند که حتی اگر نتیجه‌ی کار، در ظاهر، شکست باشد، ارزش عمل در درستی و خلوص نیت آن است.
۲. نقش فرهنگ و ایدئولوژی
در حقیقت، آنچه تعیین می‌کند که انسان به وظیفه بیندیشد یا نتیجه، ایدئولوژی، فرهنگ و نوع نگاه او به زندگی است.
انسان‌های مادی‌گرا، همه چیز را بر اساس سود و منفعت محاسبه می‌کنند.
اما انسان‌های عاشق و الهی، معیارشان وظیفه است و باور دارند که نتیجه در دست خداوند است.
۳. نمونه‌های تاریخی
تاریخ گواه این حقیقت است:
بسیاری از پیامبران و اولیای الهی در ظاهر شکست خوردند، اما چون وظیفه‌ی خود را انجام دادند، در حقیقت پیروز شدند.
واقعه‌ی کربلا روشن‌ترین نمونه است؛ امام حسین (ع) و یارانش در برابر ظلم ایستادند و وظیفه‌ی الهی خویش را ادا کردند، هرچند نتیجه‌ی ظاهری آن شهادت بود، اما این شهادت راهی را گشود که تا ابد زنده و الهام‌بخش ماند.
۴. نتیجه‌گیری
ارزش حقیقی انسان در این است که:
در مسیر حق، وظیفه‌ی خود را بشناسد،
با ایمان و اخلاص آن را به انجام رساند،
و نتیجه را به خداوند واگذارد.
چرا که نتیجه‌ی ظاهری، موقتی است، اما ادای وظیفه، جاودانگی می‌آفریند.
۴۳.
پیوند ریاضیات و ادبیات
      مرور زندگی‌نامه‌ی ریاضی‌دانان بزرگ جهان نشان می‌دهد که بسیاری از آنان در آغاز یا پایان مسیر علمی خود، به ادبیات و فلسفه روی آورده‌اند. این حقیقت بیانگر آن است که ریاضیات، صرفاً دانشی خشک و صُلب نیست، بلکه روحی زنده در آن جاری است؛ روحی که در هیئت ادبیات، آرامش و زیبایی می‌آفریند و در کسوت فلسفه، اندیشه و حکمت را سامان می‌دهد.
    ریاضیات و ادبیات، هر دو در جست‌وجوی حقیقت‌اند؛ اولی با زبان منطق و برهان، و دومی با زبان احساس و خیال. فلسفه نیز در این میان، پلی است که ذهن را از تجربه‌ی حسی به فهمی عمیق‌تر از هستی رهنمون می‌سازد.
   هنری پوانکاره، ریاضی‌دان برجسته‌ی فرانسوی، بر این باور بود که ریاضیات ابزاری است برای کشف قوانین جهان و تنها راه انسان برای درک نظم شگرف کیهانی. از این رو می‌توان گفت که ریاضیات، نه فقط دانشی کاربردی، بلکه هنری برای فهم رازهای هستی است.
    اگر بخواهیم تعریفی کوتاه و جامع ارائه کنیم:
ریاضیات، هنر و علم ذهن است؛ هنری که با تکیه بر منطق، انتزاع و خلاقیت، الگوها و روابط جهان را کشف کرده و بازآفرینی می‌کند.
    پل هالموس، ریاضی‌دان نامدار قرن بیستم، نیز ریاضیات را هنری خلاقانه معرفی کرد و ریاضی‌دانان را هنرمندانی دانست که با آفریدن ساختارهای ذهنی، جهانی تازه در برابر چشمان بشر می‌گشایند.
   در حقیقت، ریاضی‌دان همان‌قدر شاعر است که اندیشه‌هایش در قالب عدد و نماد شکل می‌گیرد، و همان‌قدر فیلسوف است که به نظم و حقیقت جهان می‌اندیشد.
۴۴.
ریاضیات و زندگی
      معمولاً کسانی که رشته‌ی تخصصی آنان علوم دقیق است ، مانند علوم پایه و مهندسی ، ناخودآگاه در رفتار روزمره نیز رویکردی سخت‌گیرانه و دقیق دارند. این دقت گاه تا حدی است که اعضای خانواده را در تنگنا قرار می‌دهد، زیرا چنین افرادی از زندگی همان انتظارات دقیق و منطقی را دارند که از کار علمی خود دارند.
    در حالی‌که زندگی، به‌ویژه در ارتباط با فرزندان، عرصه‌ی تجربه، آزمون و خطاست. کودک در فرآیند رشد، با خطا کردن می‌آموزد، نه با محاسبه‌ی ریاضی. در ریاضیات، ما با صفر و یک سروکار داریم و جهان اعداد بر پایه‌ی همین دو رقم بنا شده است؛ اما زندگی، ماهیتی فازی دارد ـ یعنی در گستره‌ای میان صفر و یک جریان دارد، نه در دو قطب مطلق.
    همان‌گونه که هنگام وقت نماز، کار را در اولویت دوم قرار می‌دهیم و با تمام دل به سوی خدا می‌رویم، در زندگی نیز باید میان کار و زندگی توازن برقرار کرد. باید به کار گفت: «من زندگی دارم»، نه آن‌که به زندگی گفت: «کار دارم».
    دغدغه‌های فکری و اشتغالات ذهنی اگر مدیریت نشوند، انسان را از لذت زندگی بازمی‌دارند. هنر زیستن در این است که بتوان میان کار و زندگی تعادل و هماهنگی برقرار کرد؛ تا هم از ثمره‌ی کار بهره برد و هم از زیبایی زندگی لذت برد.
۴۵.
چگونه مطالعه کنیم؟!

دکتر مهدژ میسمی می گوید، اغلب ما هنگام مشاهده یک کتاب جالب با شوق شروع می کنیم به خواندن ولی یک ۲۰ صفحه ای که می خوانیم خسته می شویم و کتاب را کنار می گذاریم.

راهکاری که من در برابر این مشکل پیدا کردم این است که چهار کتاب جالب را هم زمان با هم شروع می کنم و هر وقت که می خواهم مطالعه کنم ۳ الی ۴ صفحه از هر کدام می خوانم و می روم سراغ بعدی و بعدی...(به صورت پینگ پونگی) . اینگونه هم تعداد صفحاتی که باید در روز مطالعه کنم را مطالعه کردم هم خسته نشدم و هم با ۴ جهان مختلف از ۴ نویسنده در روز ، زندگی می کنم.

این تکنیکی است که در مطالعه ی زبان هم توصیه می شود که می گویند در روز هر ۴ مهارت را تمرین کنید.

بدنسازها هم در باشگاه هر روز روی چند عضله مختلف کار می کنند و حرکات مربوط به آن ها را انجام می دهند.

مطالعه‌ی یک کتاب تنها در مورد رمان های بسیار پر کشش توصیه می شود. ولی در سایر کتاب ها فقط باعث خستگی و زدگی از آن کتاب و مطالعه خواهد شد.

مرحوم دکتر منصور معتمدی می گفتند من هر وقت از جبر خسته می شوم هندسه می خوانم، هر وقت از هندسه خسته می شوم آنالیز می خوانم و ‌... .
۴۶.
ریاضیات و خالق هستی
در پاسخ به سوال استاد گرامی آقای امامی که فرمودند،آیا ریاضییات می تواند به ما بگوید. که هستی خالق دارد، یا فقط می تواند به ما درکشف قوانین موجود در هستی کمک کند.بدینوسیله نکاتی را عرض می کنم.

۱. دیدگاه نخست:
ریاضیات ابزار کشف نظم است، نه اثبات خالق
     بسیاری از فیلسوفان علم و ریاضی‌دانان بر این باورند که:
«ریاضیات زبان توصیف جهان است، نه دلیل وجود آن.»
به بیان دیگر، ریاضیات می‌تواند قوانین حاکم بر طبیعت را کشف کند،  و الگوها و روابط پنهان در پدیده‌ها را نشان دهد اما نمی‌تواند علت وجود آن الگوها یا خود هستی را توضیح دهد.
برای مثال، قانون جاذبه‌ی نیوتن یا معادلات ماکسول توصیف می‌کنند که چه اتفاقی می‌افتد، اما نمی‌گویند چرا چنین نظمی هست.
     در این نگاه، ریاضیات مانند آیینه‌ای است که نظم و هماهنگی هستی را بازمی‌تاباند، نه اینکه خالق آن نظم باشد یا بتواند وجود خالق را اثبات کند.
۲. دیدگاه دوم:
نظم ریاضی نشانه‌ای از عقلِ خالق است
     در برابر، گروهی از اندیشمندان ، از جمله بسیاری از فیزیک‌دانان الهی‌باور مانند آینشتاین، پوانکاره، دایسون، و راجر پنروز ـ بر این باورند که:
«وجود نظم ریاضی در هستی، خود نشانه‌ای از عقل و آگاهی برتر است.»
   در این تفسیر، ریاضیات فقط کشف قانون نیست، بلکه زبان خلقت است.
وقتی در طبیعت می‌بینیم که ساختار گل آفتابگردان بر اساس عدد فیبوناچی است، مدارهای سیارات از قوانین دقیق کپلر تبعیت می‌کند یا ساختار اتم‌ها با تقارن‌های گروهی توصیف می‌شود.
این نظم ریاضی به‌سختی می‌تواند صرفاً تصادفی باشد.
   از این دیدگاه، قابلیت ریاضی‌پذیری جهان خود نشانه‌ای از وجود ذهنی سامان‌دهنده و عاقل در پسِ هستی است.
۳. دیدگاه فلسفی و میانه
    دیدگاه سوم، ترکیبی از دو نگاه بالاست و می‌گوید ریاضیات نمی‌تواند خالق را اثبات تجربی کند، اما می‌تواند راهی عقلانی و نشانه‌ای از وجود او باشد ، یعنی ریاضیات به ما نمی‌گوید «خدا هست»، بلکه می‌گوید: «اگر هستی از نظم و قانون تبعیت می‌کند، باید علتی فراتر از تصادف داشته باشد.» به تعبیر حکمای اسلامی مانند صدرالمتألهین،
هر نظمی در مرتبه‌ی پایین‌تر، نشانه‌ی «عقل و قصد» در مرتبه‌ی بالاتر است.
    پس نظم ریاضی جهان، آینه‌ای از عقل الهی است؛ همان که قرآن از آن تعبیر می‌کند به:
«سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ»
(به‌زودی آیات خود را در آفاق و در درونشان به آنان نشان می‌دهیم.)
۴۷.
پرسش و پاسخ
سوال:
اگر ما بپذیریم که پیچیدگی هستی ناشی از ماده بودن آن است. آیا  ریاضی می تواند برای ما ثابت کند که ماده خالق داشته است؟
جواب:
پرسش بسیار عمیق و فلسفی است و در مرز میان ریاضیات، فلسفهٔ علم، و الهیات قرار دارد.
برای پاسخ دقیق، باید مراحل استدلال را گام‌به‌گام پیش ببریم:
۱. فرض اولیه: «پیچیدگی هستی ناشی از ماده است»
این فرض بدین معناست که هر نظمی، تعادلی و ساختاری که در جهان می‌بینیم، از ویژگی‌های ذاتی ماده و قوانین حاکم بر آن سرچشمه می‌گیرد.
در این دیدگاه، ماده موجودی خودبسنده و خودسازمان‌گر تلقی می‌شود؛ یعنی قوانین فیزیکی درون ماده نه‌تنها رفتار آن را تنظیم می‌کنند، بلکه منشأ نظم و پیچیدگی‌اند.
    اما همین گزاره، ما را به پرسشی بنیادی می‌رساند:
قوانین ریاضی و منطقی‌ای که بر ماده حاکمند، از کجا آمده‌اند؟
۲. توان ریاضیات در تبیین هستی
ریاضی ابزار توصیف است، نه الزاماً منشأ وجود.
یعنی ریاضی می‌تواند:
۱.ساختار ماده را مدل‌سازی کند،
۲.رفتار آن را پیش‌بینی نماید،
۳. روابط میان اجزا را کشف کند؛
   اما نمی‌تواند به‌طور مستقیم علت هستی‌یابی ماده را بیان کند. به بیان دیگر:
ریاضی می‌تواند نظم را نشان دهد، اما نه آفرینندهٔ نظم است و نه اثبات‌کنندهٔ خالق آن.
۳. آیا از نظم و ساختار می‌توان به خالق رسید؟
اینجا وارد حوزهٔ «استدلال‌های فلسفی ریاضی» می‌شویم. یکی از شناخته‌شده‌ترین آن‌ها برهان نظم است که صورت ریاضی آن در نظریهٔ اطلاعات و پیچیدگی نیز بازتاب یافته است.برای مثال، در نظریهٔ اطلاعات ، اگر سامانه‌ای دارای نظم زیاد و آشفتگی کم باشد، دو احتمال دارد:
۱.تصادف آن را پدید آورده است؛ یا
۲.طراحی هدفمند آن را ایجاد کرده است.
اما احتمال تصادف برای ساختارهای بسیار پیچیده، طبق محاسبات آماری، بسیار نزدیک به صفر است.
این استدلال را در زبان ریاضی می‌توان چنین نوشت:
    اگر احتمال پیدایش نظامی منظم در فضای حالت تصادفی بسیار کم باشد، آنگاه فرض «نظم اتفاقی» از لحاظ آماری مردود است و فرض «نظم هدفمند» معقول‌تر است.
    بنابراین ریاضی نمی‌تواند وجود خالق را ثابت کند، اما می‌تواند احتمال نبود آن را تا حد ناچیزی کاهش دهد.
۴. ماده و قانون: دو واقعیت جدا؟
اگر بپذیریم ماده سرچشمهٔ پیچیدگی است، باید بپرسیم قوانین ریاضی که رفتار ماده را تنظیم می‌کنند، درون ماده‌اند یا فراتر از آن؟
فیزیک مدرن (به‌ویژه در مکانیک کوانتومی و نسبیت عام) نشان می‌دهد که:
۱.ماده تابع قوانین ریاضی دقیق است؛
۲.این قوانین زمان‌مند یا مکانی نیستند، بلکه «مافوق ماده»اند.
     بنابراین حتی اگر ماده خودسازمان‌گر باشد،
نظم ریاضی حاکم بر آن نیازمند بنیانی فرا‌مادی است. ریاضی در اینجا ما را به «ضرورت وجود منبعی قانون‌گذار و نظم‌دهنده» رهنمون می‌سازد، که می‌تواند تعبیر فلسفی از خالق باشد.
     در نتیجه ریاضیات نقشهٔ نظم الهی را به ما می‌نمایاند ولی وجود ناظم را به زبان فلسفه و عقل باید تفسیر کرد، نه صرفاً به زبان عدد.

 

 

پرسش و پاسخ
سوال:
نقش معلم در تعلیم و تربیت چیست؟.آیا نارسائی های موجود به خاطر عدم آموزش و پرورش صحیح در محیط های علمی و مذهبی است؟
جواب:
     نقش معلم در تعلیم و تربیت، نقشی محوری و بنیادین است؛ زیرا معلم نه‌تنها انتقال‌دهنده‌ی دانش، بلکه سازنده‌ی شخصیت، اندیشه و باورهای نسل آینده است. تعلیم و تربیت بدون معلمِ آگاه، متعهد و عاشق، به انتقال صرف اطلاعات فروکاسته می‌شود و هدف اصلی آن، یعنی پرورش انسانِ متعادل، مسئول و خداجو تحقق نمی‌یابد.
۱. نقش‌های اصلی معلم در تعلیم و تربیت
الف. نقش علمی:
معلم راهبر جریان یادگیری است. او باید اندیشه‌ور، پرسش‌گر و آشنا با روش‌های نوین آموزشی باشد تا دانش را از «حافظه‌محوری» به «تفکر و خلاقیت» تبدیل کند.
ب. نقش تربیتی:
وظیفه‌ی مهم‌تر معلم، تربیت روح و منش شاگرد است. معلم الگوی عینی فضیلت‌هاست؛ صداقت، نظم، ایمان، احترام، و وجدان کاری را با رفتار خود منتقل می‌کند، نه با گفتار تنها.
ج. نقش فرهنگی و اجتماعی:
معلم حافظ و انتقال‌دهنده‌ی فرهنگ و ارزش‌های جامعه است. او باید شاگرد را با هویت دینی، ملی و انسانی خود آشنا سازد و روح مسئولیت اجتماعی را در او بیدار کند.
د. نقش معنوی:
در بینش اسلامی، معلم «وارث انبیا» است. هدف نهایی تعلیم و تربیت، رساندن انسان به کمال الهی و معرفت نفس است و این جز با معلمی که خود در مسیر تزکیه و خودشناسی گام برداشته ممکن نیست.
۲. علت نارسایی‌های موجود
     نارسایی‌های فعلی در نظام‌های آموزشی و حتی مذهبی، تا حد زیادی ناشی از ضعف در آموزش و پرورش معلمان و مربیان است. دلایل عمده عبارت‌اند از:
الف. غلبه‌ی جنبه‌ی آموزشی بر تربیتی:
بیشتر نظام‌ها بر انتقال محفوظات علمی تأکید دارند، نه بر پرورش اندیشه، اخلاق و ایمان. در نتیجه، تربیت ناقص می‌ماند.
ب.عدم هماهنگی آموزش علمی و مذهبی:
گاهی آموزش علمی از معنویت جدا شده و آموزش مذهبی نیز از عقلانیت. در حالی که قرآن بر «تعلیم کتاب و حکمت» و نیز «تزکیه» به‌صورت توأمان تأکید دارد.
ج.کم‌توجهی به تربیت معلمان:
اگر معلم خود از نظر فکری، روانی و اخلاقی رشد نیافته باشد، نمی‌تواند پرورش‌دهنده‌ی دیگران باشد. بسیاری از نارسایی‌ها از همین نقطه آغاز می‌شود.
د.ضعف در محیط‌های مذهبی و علمی:
در برخی محیط‌های مذهبی، تربیت بیشتر ظاهری است و از عمق معرفتی و عقلانی تهی؛ در محیط‌های علمی نیز گاه انسان از بُعد روحانی خود غافل می‌شود. نتیجه، پیدایش نسلی است که «دانش دارد اما معنا ندارد»، یا «ایمان دارد اما تحلیل ندارد».
    جمع‌بندی:
بنابراین، ریشه‌ی نارسایی‌های تربیتی، بیش از هر چیز، در ضعف تعلیم و تربیت معلمان و مربیان است.
هرگاه محیط‌های علمی و مذهبی به‌طور هم‌زمان به:
۱.علم و ایمان،
۲.عقل و عشق،
۳.دانش و تزکیه،
     توجه کنند، جامعه به تعادل و رشد واقعی می‌رسد. در یک جمله:
«اگر معلم ساخته شود، جامعه ساخته می‌شود؛ زیرا تعلیم و تربیت حقیقی از روح معلم آغاز می‌گردد.»
۴۷.
هستی و راز ازلیت
   در روزگار ما دو دیدگاه اصلی درباره‌ی پیدایش هستی مطرح است:
۱.گروهی بر این باورند که هستی خالقی دانا و مدبر دارد و نظم و قانون در سراسر آن گواه وجود آن عقل مطلق است.
۲. گروهی دیگر بر این فرض‌اند که هستی تصادفی پدید آمده و از پیِ تکرار بی‌پایان احتمالات، نظم کنونی شکل گرفته است.
     هر دو نظریه، در حقیقت، بر مبنای نوعی «برهان خلف» استوارند؛ یعنی می‌کوشند نشان دهند که چون نظم و قانون با تصادف ناسازگار است، پس وجود عقل و خالق محتمل‌تر و معقول‌تر است.
اما اگر کسی بگوید:
«هستی، خود ازلی است و آغاز ندارد؛ همان‌گونه که از نامش پیداست، همیشه بوده و خواهد بود»،
در برابر او نمی‌توان به ستیز برخاست؛ زیرا این دیدگاه نیز بر پایه‌ی تصوری از بی‌نهایت استوار است، و بی‌نهایت را نه تجربه توان درک دارد و نه عقل به تمامی احاطه بر آن می‌یابد.
    در چنین مواضعی، خردمندانه‌ترین سخن همان است که بگوییم خدا داناتر است. این جمله، نه نشانه‌ی ناتوانی، که بیانگر تواضع عقل در برابر بی‌کرانگی هستی است. زیرا عقل، هرچند چراغی فروزان است، در برابر آفتاب حقیقت، نوری اندک بیش نیست.
    پس آن‌گاه که اندیشه به مرز نادیدنی‌ها می‌رسد، سکوتی آگاهانه بر زبان می‌نشیند و دل به آرامی می‌گوید او داناتر است.
۴۸.
تأملی در نسبت عقل و ایمان در خداشناسی
       سال‌هاست که در زمینه‌ی خداشناسی به پژوهش و اندیشه مشغولم. در واپسین دوره‌ی تدریسم در درس آنالیز حقیقی (مقطع کارشناسی ارشد) که جزوه‌ی آن نیز در کانال موجود است. دو گروه مجازی برای دانشجویان تشکیل دادم: یکی برای مباحث علمی و تخصصی آنالیز حقیقی و دیگری برای گفت‌وگوهای فلسفی و الهیاتی. در این دو گروه، مباحثی میان علم و ایمان، عقل و وحی، و ریاضیات و معرفت الهی به صورت پیوسته طرح می‌شد.
    همان‌گونه که در علوم دقیق، از جمله ریاضیات، مبنای هر نظریه بر بدیهیات و اصول موضوعه استوار است و دانشمند با تکیه بر عقل و استدلال، نظامی سازوار از گزاره‌ها را بر آن بنا می‌کند، در قلمرو الهیات نیز عقل بشری تا آستانه‌ی فهم می‌تواند پیش رود، اما از آن پس، حریم ذات حق تعالی فراتر از تحلیل، تبیین و توصیف عقلانی است.
در ریاضیات، برخی اصول را نه از راه برهان، بلکه به عنوان حقیقتی پذیرفته‌شده و بدیهی می‌پذیریم؛ همانند اصل توازی یا اصل وجود عدد واحد. به همین قیاس، در ساحت معرفت الهی نیز وجود خداوند را باید به عنوان حقیقتی بدیهی و ازلی پذیرفت، نه چون فرضی اثبات‌پذیر، بلکه چون نوری که همه‌ی هستی از آن روشن می‌شود.
     آنچه انسان از حق تعالی می‌داند، از راه وحی و پیامبران الهی به او رسیده است. پیامبران، واسطه‌ی میان عقل محدود انسان و علم نامحدود الهی‌اند؛ و آنچه در متون وحیانی منعکس شده، تجلی و ترجمان همان حقیقت مطلق است که ذات آن از فهم و تعریف بشر فراتر می‌باشد.
    به تعبیر دیگر، همان‌گونه که در علم، بدون پذیرش اصول اولیه نمی‌توان به نظامی منطقی رسید، در ایمان نیز بدون پذیرش وجود مطلق خداوند، هیچ نظام اخلاقی، فلسفی یا معرفتی بنیان نخواهد یافت.
۴۹.
پرسش و پاسخ
سوال:
پیشینه و دلیل نام گذاری روز جهانی  معلم  چیست؟
جواب :
   روز جهانی معلم هر سال در تاریخ ۵ اکتبر (۱۳ مهر) در سراسر جهان گرامی داشته می‌شود. این روز به منظور ارج‌گذاری به مقام معلم و توجه به نقش حیاتی آموزش و معلمان در توسعه جوامع انسانی توسط یونسکو اعلام شده است.
در ادامه توضیح کامل و تاریخی آن را می‌گویم.
پیشینه و دلیل نام‌گذاری
در سال ۱۹۶۶ میلادی (۱۳۴۵ شمسی)، سازمان یونسکو به همراه سازمان بین‌المللی کار کنفرانسی در پاریس برگزار کردند. در این کنفرانس، «توصیه‌نامه‌ای درباره وضعیت معلمان» تصویب شد که یکی از اسناد بین‌المللی مهم در حوزه آموزش به شمار می‌آید. این سند شامل اصول و حقوق حرفه‌ای معلمان، شرایط کار، آموزش و پرورش معلمان، و مسئولیت دولت‌ها در حمایت از آنان بود.
هدف آن، بهبود وضعیت معلمان، افزایش کیفیت آموزش و تضمین شأن و منزلت اجتماعی آنان بود.
به همین مناسبت، یونسکو به یاد تصویب آن سند، ۵ اکتبر را "روز جهانی معلم" اعلام کرد.
اهداف و فلسفه روز جهانی معلم
۱. تجلیل از نقش معلمان در شکل‌دهی به آینده نسل‌ها.
۲. افزایش آگاهی عمومی درباره مشکلات و نیازهای معلمان.
۳. تأکید بر اهمیت آموزش باکیفیت به عنوان پایه توسعه پایدار.
۴. دعوت دولت‌ها و جوامع به حمایت بیشتر مادی و معنوی از معلمان.
۵. یادآوری مسئولیت اخلاقی و اجتماعی معلم در تربیت انسان‌های آگاه، متفکر و مسئول.
شعارهای هر سال
هر سال یونسکو برای این روز، شعاری جهانی اعلام می‌کند؛ برای مثال:
الف.در۲۰۲۲: «تحول در آموزش با معلمان آغاز می‌شود»
ب.در۲۰۲۳: «معلمان مورد نیاز برای آموزش آینده‌ای که می‌خواهیم»
ج.در۲۰۲۴: «معلمان  الهام‌بخش امید، محرک تغییر»
     در ایران، روز معلم (۱۲ اردیبهشت) به یاد شهادت استاد مرتضی مطهری در ( شب ۱۱ اردیبهشت) در سال ۱۳۵۸ توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی نام‌گذاری شده است.
۵۰.
شناخت
    یکی از فلاسفه‌ی کهن می‌گوید:
«وقتی انسان بزرگ می‌شود، دیگران بزرگی او را درمی‌یابند؛ و هنگامی که انسان دیگران را می‌شناسد، ضعف خویش را احساس می‌کند.»
آدمی در گذر زمان و در پیچ‌وخم تحولات زندگی، چهره‌ی واقعی خود را آشکار می‌سازد.
    زمان، انسان‌ها را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه ماهیت پنهان آنان را برجسته و نمایان می‌کند.
قدیمی‌ها گفته‌اند: «بچه هرچه دارد از پرِ قنداقش دارد.»یعنی سرشت و خُلق‌وخوی انسان، از همان کودکی قابل شناخت است. تنها در بزرگسالی است که افراد، ظاهرآرایی و دورویی را می‌آموزند و گاه چهره‌ی حقیقی خود را پشت نقاب‌های اجتماعی پنهان می‌کنند.
   می‌گویند اگر می‌خواهید کسی را بشناسید، کافی است برخلاف میل او رفتار کنید؛ در آن هنگام، نقاب از چهره می‌افتد و حقیقت درونش آشکار می‌شود.
   امروزه متأسفانه با نسلی چندفرهنگی روبه‌رو هستیم؛ نسلی که در میان هیاهوی تبلیغات، رفاه‌طلبی و رقابت‌های سطحی، گاه مسیر ارزش‌های اصیل انسانی را گم کرده است.
    بسیاری می‌خواهند بدون تلاش و شایستگی، به مراتب بالای اجتماعی و مالی دست یابند. محبت، ایثار و یاری یکدیگر ، که روزگاری زیربنای روابط انسانی بود ، جای خود را به خودخواهی، تظاهر و منفعت‌طلبی داده است. کمتر کسی حاضر است گامی برای دیگری بردارد، مگر آنکه سودی برای خود در آن ببیند.
    شناخت مردم، نه از ظاهرشان، بلکه از رفتار و گفتارشان در موقعیت‌های دشوار ممکن است.
در روزهای خوشی، همه یار و همراهند؛ اما در سختی‌هاست که چهره‌ی راستین انسان‌ها نمایان می‌شود.
    انسان خردمند، به جای قضاوت شتاب‌زده درباره‌ی دیگران، رفتار آنان را در طول زمان می‌سنجد؛ زیرا گذر روزگار، بهترین محک برای سنجش صداقت، وفاداری و اصالت است. شناخت حقیقی انسان‌ها نه در سخن، که در صبر و عمل آنان نهفته است.

 

 

۵۱.
دیباچه‌ی منظومه‌ی «چلچراغ»
   در گذر روزگار، اهل معنا و سالکان راه حقیقت،
همواره کوشیده‌اند تا پرتوی از انوار هدایت را در آیینه‌ی سخن بنمایانند. از این‌رو، عارفان الهی، مجموعه‌هایی را با نام «چهل حدیث» فراهم آورده‌اند، تا زلال معرفت و اخلاق را از سرچشمه‌ی قرآن و سنت به جان‌ها بنوشانند.
      در پی این سنت معنوی و به تأسی از  عارفان، چون حضرت امام خمینی (ره) ، که در اثر جاودانه‌ی خود، چهل حدیث را شرحی عاشقانه و حکیمانه بخشیدند .
     این کمترین نیز بر آن شد تا چهل قصیده بسراید،
قصایدی برگرفته از نور قرآن، نهج‌البلاغه، و سخنان ناب معصومان (ع) و نام آن را به تبرّک «چلچراغ» نهادم. در این چهل قصیده، هم نکته‌های عرفانی و اخلاقی بازتاب یافته و هم دردهای اجتماعی و دغدغه‌های انسانی که شاید هر مصرع، چراغی باشد بر راه جویندگان حقیقت و تشنگان معنا.
    این اشعار به زبانی ساده و روشن سروده شده‌اند،
تا هم دل اهل خرد را بنوازند و هم ذهن نسل جوان را روشن سازند. باشد که این چلچراغ، پرتوی از فروغ هدایت الهی را در دل‌ها بتاباند و یادآور شود که راه حقیقت، هماره از دل کلام وحی، نهج‌البلاغه، و حدیث عشق می‌گذرد. به امید آن‌که این مجموعه،
گامی کوچک در مسیر بیداری جان، گسترش اخلاق، و شناخت خویشتن باشد.
۵۲.
دیباچه‌ی کتاب «نوای دل»
    کتاب نوای دل مجموعه‌ای از سروده‌های اینجانب است که طی حدود دو سال فراهم آمده است. در این دفتر، اصول و فروع دین اسلام به زبان شعر و در قالب‌های گوناگون به نظم کشیده شده‌اند. همچنین زندگانی چهارده معصوم (علیهم‌السلام) در قالب مثنوی‌ها و قصایدی منظوم گردیده تا خواننده را با سیره‌ی نورانی آنان و معارف اسلامی آشنا سازد.
    هدف اصلی از تألیف این اثر، آشنایی نسل جوان با مفاهیم اصیل دین و جذابیت‌های عرفانی و اخلاقی شعر دینی است؛ تا بدین‌وسیله پیوندی میان ذوق ادبی و بینش الهی برقرار گردد.
     نوای دل نخستین اثر منظوم اینجانب است که با خط زیبای نستعلیق و با همکاری انتشارات کانون پژوهش اصفهان به زیور طبع آراسته شده است.
با امید آن‌که این نغمه‌ی دل، دل‌های جوانان را به سوی حقیقت و عشق الهی بنوازد.
۵۳.
فلسفهٔ ریاضیات چیست؟
     فلسفهٔ ریاضیات شاخه‌ای از فلسفه است که به بررسی ماهیت، بنیاد، معنا و روش‌های ریاضیات می‌پردازد. به عبارت دیگر، فلسفهٔ ریاضیات می‌کوشد به پرسش‌های اساسی دربارهٔ ریاضیات پاسخ دهد و نه صرفاً نحوهٔ حل مسائل ریاضی.
می‌توان مهم‌ترین محورهای فلسفهٔ ریاضیات را به این صورت دسته‌بندی کرد:
۱. ماهیت اشیاء ریاضی
الف.پرسش اصلی: آیا اعداد، اشکال و دیگر مفاهیم ریاضی واقعی‌اند یا تنها ساخته‌های ذهن انسان؟
ب.دیدگاه‌ها:
ج.رئالیسم ریاضی: اشیاء ریاضی مستقل از ذهن انسان وجود دارند و ما آن‌ها را کشف می‌کنیم.
د.فکری یا ساخت‌گرایی: ریاضیات تنها چیزی است که ذهن انسان می‌تواند بسازد و چیزی مستقل از ذهن وجود ندارد.
ه.نام‌انگاری: مفاهیم ریاضی واقعی نیستند و تنها زبان و نمادهای ریاضی موجودند.
۲. روش‌ها و اثبات‌ها
الف.پرسش اصلی: آیا ریاضیات صرفاً استنتاج منطقی است یا نیازمند شهود انسانی نیز هست؟
ب.موضوعات مورد بررسی:
ج.آیا همهٔ قضایای ریاضی قابل اثبات هستند؟
د.نقش منطق در ریاضیات چیست؟
ه.دیدگاه‌ها:
و.منطق‌گرایی: همهٔ ریاضیات را می‌توان به منطق بازگرداند.
ز.فرم‌گرایی: ریاضیات صرفاً یک بازی نمادین با قواعد مشخص است و صحت آن به قوانین بازی بستگی دارد.
شهود گرایی: ریاضیات مبتنی بر شهود و تجربهٔ ذهنی است و برخی مفاهیم کلاسیک بدون شهود معتبر نیستند.
۳. معنای اثبات و حقیقت
الف.وقتی می‌گوییم یک قضیه «صادق» است، منظور چیست؟ آیا حقیقت آن مستقل از انسان است؟
ب.بحث دربارهٔ قاعده‌مندی و قطعیت ریاضیات و اینکه آیا ریاضیات کشف جهان واقعی است یا محصول قراردادهای انسانی.
۴. کاربرد و فلسفهٔ ریاضیات
الف.بررسی ارتباط ریاضیات با جهان واقعی.
ب.نقش مفاهیم ریاضی مانند اعداد و توابع در فیزیک، مهندسی، اقتصاد و دیگر علوم.
خلاصه:
    فلسفهٔ ریاضیات می‌پرسد: «ریاضیات چیست؟»، «چگونه کار می‌کند؟»، «چرا معتبر است؟» و «چه معنایی دارد؟»، نه اینکه صرفاً چگونه یک مسأله را حل کنیم.
۵۴.
نقش منطق در ریاضیات
    منطق، شالوده‌ی تفکر ریاضی و بنیان استدلال درست در سراسر قلمرو ریاضیات است. همان‌گونه که عدد و شکل، دو ستون اصلی این دانش‌اند، منطق نیز روح و سامان‌دهنده‌ی آن به شمار می‌رود. در ادامه، نقش‌های بنیادین منطق در ریاضیات را با نگاهی ادبی‌تر و روان‌تر می‌خوانیم:
۱. زیربنای استدلال ریاضی
     ریاضیات بر ستون‌های استنتاج منطقی استوار است. هر قضیه، از مجموعه‌ای از اصول و تعاریف، با رشته‌ای از استدلال‌های منطقی استخراج می‌شود. اگر منطق نباشد، هیچ برهانی استوار و هیچ نتیجه‌ای مطمئن نخواهد بود.
در حقیقت، برهان‌های هندسه، جبر و حساب، تجلی زیبای منطق در لباس عدد و شکل‌اند.
۲. تشخیص درستی و نادرستی
    منطق، داور بی‌طرف ریاضیات است؛ اوست که میان «صدق» و «کذب» تمایز می‌نهد. در هر گزاره‌ی ریاضی، این منطق است که تعیین می‌کند سخن صادق است یا نارواست. بدین‌سان، منطق قانون‌گذار جهان صدق در ریاضیات است.
۳. پایه‌گذاری نظریه‌های ریاضی
    در قرن بیستم، اندیشمندانی چون فرگه، راسل و هیلبرت کوشیدند تا همه‌ی ریاضیات را بر بنیاد منطق استوار سازند. ثمره‌ی این تلاش‌ها، تولد منطق ریاضی و نظریه‌ی مجموعه‌ها بود؛ بنیانی که امروز بیشتر شاخه‌های ریاضیات، از آنالیز تا توپولوژی، بر آن تکیه دارند.
۴. تولد شاخه‌ای مستقل
منطق در دل ریاضیات، خود به شاخه‌ای مستقل و سترگ بدل شد. شاخه‌هایی چون:
۱.منطق گزاره‌ها
۲.منطق محمولات
۳.نظریه‌ی مدل‌ها
۴.نظریه‌ی برهان
۵.نظریه‌ی مجموعه‌ها و بازگشت
این شاخه‌ها نه‌تنها بنیان ریاضیات نوین‌اند، بلکه در پیدایش علوم رایانه، زبان‌شناسی صوری و فلسفه‌ی علم نیز نقش‌آفرین شده‌اند.
۵. ریاضیات صوری و سامان‌یافته
    ورود منطق به ریاضیات، این علم را از حالت شهودی و پراکنده بیرون آورد و به صورت صوری و نظام‌مند درآورد.اکنون هر تعریف، قضیه و برهان، با زبانی دقیق و نمادین بیان می‌شود. چنین دقتی، مانع از لغزش و تناقض در ریاضیات است.
۶. پلی میان ریاضیات و رایانه
   در روزگار ما، منطق پایه‌ی علوم رایانه و اندیشه‌ی محاسباتی است. از طراحی مدارهای دیجیتال و الگوریتم‌ها تا اثبات خودکار قضایا، همه و همه بر بنیاد منطق ریاضی شکل گرفته‌اند.
بدین‌گونه، منطق نه‌تنها خادم ریاضیات، بلکه خالق دنیای دیجیتال نیز هست.
جمع‌بندی
   می‌توان گفت: منطق، زبان اندیشه‌ی ریاضیات و نگهبان درستی استدلال‌هاست. همان‌گونه که هندسه به شکل و حساب به عدد می‌پردازد، منطق پاسدار نظم اندیشه‌ی ریاضی است.
۵۵.
سخنی با مخاطبان فرهیخته
    دوستان دانا و همراهان نیک‌سیرت،
گاه نسیم اندیشه از وادی ریاضی می‌وزد و گاه از بوستان فلسفه، و هر دو اگر با عطر فرهنگ و ادب درآمیزند، جانِ جوینده را صفا و روشنی می‌بخشند.
برخی از عزیزان انتظار دارند که در این کانال تنها مباحث مربوط به تاریخ ریاضیات و فلسفه دنبال شود، اما چون یاران این جمع فرخنده از رشته‌ها و سلیقه‌های گوناگون‌اند، و بسیاری نیز به شعر و فرهنگ دلبسته‌اند، بر آن شدم تا مطالب را با تنوعی هماهنگ و روح‌نواز ارائه کنم.
برنامه‌ی پیشِ رو چنین است:
۱.نخست، سه ریاضی‌دان نامدار ایران‌زمین را معرفی خواهم کرد؛ فرزانگانی که اندیشه‌شان ستون‌های علم را استوار ساخت.
۲.سپس، به سه چهره‌ی برجسته از ریاضی‌دانان جهان خواهم پرداخت؛ آنان که افق دانش بشری را گسترده‌تر کردند.
۳.آنگاه، به دیدار سه فیلسوف ایرانی و سه فیلسوف غیرایرانی می‌رویم تا جان را از چشمه‌ی حکمت آنان سیراب کنیم.
    در میان این گفتارها، گاه شعری، پند و تجربه‌ای از راه رفته‌ی خویش خواهم افزود تا نغمه‌ی ریاضیات در هم‌نوایی با طنین فرهنگ و معرفت، دل‌ها را روشن‌تر سازد.
     اگر گاهی در میان مباحث علمی، ابیاتی از شعر می‌آورم، از آن روست که کلام موزون، ذهن را از خستگی می‌رهاند و دل را برای پذیرش گفتار حکیمان آماده می‌کند. در دوران تدریس نیز رسمم چنین بود که در آغاز برگه‌های امتحان، حدیثی یا نکته‌ای اخلاقی می‌نوشتم و گاه در میان درس، بیتی از شعر می‌خواندم تا فضای علم با عطر ادب درآمیزد و دانشجویان با شور و آرامش، راه دانایی را دنبال کنند.
   به امید آن‌که این هم‌نشینیِ علم و ادب، چراغی در راه معرفت افروزد.
۵۶.
داوری اندیشه‌ها
       در جهان امروز، گفت‌وگو و نقد، زیربنای رشد فکری و فرهنگی جوامع است. اما نقدِ حقیقی زمانی سازنده است که بر پایه‌ی عقل، انصاف و پرهیز از پیش‌داوری استوار باشد. داوری درباره‌ی اندیشه‌ها و اندیشمندان، اگر از مسیر عدالت خارج گردد، نه‌تنها به حقیقت یاری نمی‌رساند، بلکه راه رشد فکری و اخلاقی جامعه را نیز می‌بندد.
۱. تفکیک نقد اندیشه از نقد شخص
     در سنت عقلانی و دینی ما، نقد اندیشه با تخریب صاحب اندیشه تفاوت دارد. مخالفت با یک نظریه، زمانی ارزشمند است که بر پایه‌ی برهان، تحلیل منطقی و شواهد علمی و تاریخی باشد، نه بر اساس حبّ و بغض یا انگیزه‌های سیاسی. هدف از نقد، روشن ساختن حقیقت است، نه تحقیر صاحب‌نظر. نقدی که با احترام و انصاف همراه باشد، سرچشمه‌ی پالایش فکری و تعالی فرهنگی است.
۲. معیار داوری در سخن
حضرت علی(ع) می‌فرمایند:
«ظَلَمَ الحَقَّ مَن نَصَرَ الباطِلَ»
هر کس باطل را یاری کند، بر حق ستم کرده است.
بر این اساس، هر اندیشه یا سیاستی که در خدمت باطل و ستم باشد، مردود است؛ اما اگر هدف آن اصلاح، تبیین یا هدایت انسان‌ها باشد، حتی در صورت خطا، شایسته‌ی گفت‌وگوی علمی و بررسی منصفانه است.
۳. پرهیز از تعصب و خشم در داوری
قرآن کریم هشدار می‌دهد:
«وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلی أَلّا تَعدِلوا، اعدِلوا هو أَقرَبُ لِلتَّقوی»
(مائده، ۸)
دشمنی با قومی شما را از عدالت باز ندارد؛ عدالت ورزید که عدالت به تقوا نزدیک‌تر است.
در داوری علمی باید از تعصب و خشم دوری جست و انصاف و خردورزی را پیشه ساخت؛ زیرا تنها در پرتو چنین رویکردی، حقیقت آشکار و عدالت الهی محقق می‌شود.
۴. رسالت نقد در جامعه‌ی علمی
    نقد منصفانه نشانه‌ی بیداری فکری و حیات علمی جامعه است. جامعه‌ای که نقد در آن خاموش گردد، در دام جمود و تکرار می‌افتد؛ و نقد مغرضانه نیز به اندازه‌ی سکوت، ویرانگر است.
نقاد آگاه باید سه ویژگی بنیادین داشته باشد:
۱. دانش و تسلط بر موضوع نقد،
۲. انصاف و پرهیز از پیش‌داوری،
۳. نیت خیرخواهانه برای اصلاح و تعالی جامعه.
چنین نقدی نه جدال است و نه تخریب، بلکه راهی برای هم‌افزایی علمی و اخلاقی است.
۵. پیوند عقل، ایمان و عدالت
     در مکتب علوی، عقل و ایمان دو بال پرواز انسان به سوی حقیقت‌اند؛ و عدالت ثمره‌ی توازن آن دو است. نقد اندیشه‌ها زمانی ثمربخش خواهد بود که از سرچشمه‌ی عقل هدایت‌شده به ایمان سیراب گردد؛ نقدی که نه تهمت می‌زند و نه تمجید بی‌جا می‌کند، بلکه حقیقت را در هرجا که باشد، می‌پذیرد.
      نقد عادلانه و علمی، نشانه‌ی بلوغ فکری جامعه است. اگر داوری‌هایمان بر اساس برهان و انصاف باشد، به رشد و بصیرت می‌انجامد؛ اما اگر بر پایه‌ی خشم و تعصب استوار گردد، حتی حقیقت نیز قربانی خواهد شد. پس بیاموزیم که نقد کنیم با ادب، بگوییم با انصاف، و داوری کنیم با عقل و ایمان.
۵۷.
شیعیان در دوره‌ی صفویه
   دوره‌ی صفویه یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین دوران تاریخ تشیّع است. در این دوره، برای نخستین‌بار پس از قرن‌ها، مذهب شیعه جعفری به‌عنوان مذهب رسمی ایران اعلام شد و بنیان‌های فکری، فرهنگی و سیاسی جامعه‌ی ایرانی بر پایه‌ی تشیّع استوار گردید.
    در ادامه، نگاهی تاریخی و تحلیلی به وضعیت شیعیان در این دوران خواهیم داشت:
۱. زمینه‌ی تاریخی پیش از صفویه
پیش از روی کار آمدن صفویان، اکثریت مردم ایران سنی‌مذهب بودند و شیعیان در نواحی خاصی مانند قم، کاشان، سبزوار، آوه، طبرستان، جبل عامل (در لبنان) و بخش‌هایی از خراسان زندگی می‌کردند. شیعه در این دوران بیشتر در خفا و تقیه به سر می‌برد و گاه مورد فشار سیاسی و مذهبی خلفای عباسی، سلجوقیان و سپس تیموریان قرار داشت.
۲. رسمی شدن تشیّع
     در سال ۹۰۷ هجری قمری، شاه اسماعیل صفوی با تکیه بر نیروهای قزلباش و حمایت‌های مردمی، سلسله‌ی صفویه را تأسیس کرد و با صراحت اعلام نمود که مذهب رسمی ایران، تشیّع دوازده‌امامی است.
     این اقدام، نقطه‌ی عطفی در تاریخ اسلام و ایران بود و سبب شد:
الف. ایران به تنها کشور رسمی شیعه در جهان بدل گردد.
ب. هویت مذهبی و ملی ایرانیان با مذهب شیعه گره بخورد.
ج. علمای شیعه از سراسر جهان اسلام، به‌ویژه از جبل عامل، عراق و بحرین به ایران مهاجرت کنند.
۳. نقش علما و مهاجرت آنان
    با رسمی شدن تشیّع، نیاز به آموزش، فقه و کلام شیعی افزایش یافت. از این‌رو صفویان از علمای بزرگ شیعه دعوت کردند تا به ایران بیایند و مذهب را گسترش دهند. این دانشمندان، علاوه بر تثبیت عقاید شیعی، بنیان‌های علمی، فلسفی، عرفانی و فقهی ایران را بازسازی کردند و نقش مهمی در نظام آموزشی، تأسیس حوزه‌های علمیه و نگارش آثار ماندگار داشتند.
۴. شکوفایی فرهنگی و علمی شیعه
    در پرتو حمایت صفویان:
الف. حوزه‌های علمیه در اصفهان، قم، مشهد، قزوین و شیراز فعال شدند.
ب. آثار مهمی در فقه، کلام، فلسفه و حدیث پدید آمد؛ از جمله بحارالأنوار تألیف علامه مجلسی.
ج. معماری مذهبی شکوفا شد؛ ساخت مسجد شاه، مسجد شیخ لطف‌الله، توسعه‌ی حرم امام رضا (ع) و حرم حضرت معصومه (س) از دستاوردهای این دوران است.
د. مراسم مذهبی مانند عاشورا و تعزیه‌خوانی به‌صورت عمومی و رسمی برگزار گردید.
۵. دستاوردهای صفویه
الف. ایجاد هویت سیاسی شیعی
ب. گسترش حوزه‌های علمیه و تربیت فقیهان برجسته.
ج. پیوند میان عرفان، فلسفه و فقه شیعی.
د. تثبیت فرهنگ محبت اهل‌بیت (ع) در شعر، هنر و ادبیات ایران.
ه. ترویج کتب و آثار شیعی در سراسر ایران و جهان اسلام.
     دوره‌ی صفویه را می‌توان دوران طلایی تشیّع در ایران دانست. در این زمان، مذهب شیعه نه تنها رسمیت یافت، بلکه به محور اصلی هویت ایرانی، سیاست دینی و فرهنگ ملی تبدیل شد.
از دل این عصر، اندیشمندانی برخاستند که تا امروز، تفکر شیعی را در فلسفه، کلام، فقه و عرفان تداوم بخشیده‌اند.
۵۸.
پرسش و پاسخ
سوال
منظور از بیت زیر در سروده هایتان چیست؟
منجی انسان دراین دنیای فان و آن جهان
پیروی از اهل بیت و بر ولایت اعتقاد.
پاسخ
  پرسشی  بسیار عمیق و درخور اندیشه‌ای است، اجازه دهید پاسخی در دو سطح بدهم .یکی به‌سان ریاضی‌ و دیگری به‌سان انسان مؤمن و شاعر.
از دیدگاه ریاضی‌:
در ریاضیات، «اعتقاد» بر پایه‌ی تعریف، اصل موضوع، و برهان منطقی استوار است. هر گزاره‌ای یا بر پایه‌ی اصول پذیرفته‌شده قابل اثبات است یا نه.
اما در امور الهی و معنوی، مبانی و «اصول موضوع» ما دیگر از سنخ محسوس و صوری نیستند؛ بلکه از سنخ «معرفت شهودی و نقلی»اند.
اگر بخواهیم با منطق ریاضی به سراغ این گزاره برویم:
«منجی انسان در دنیا و آخرت، پیروی از اهل بیت و اعتقاد به ولایت است»،
می‌توان گفت این گزاره بر پایه‌ی مجموعه‌ای از مقدمات عقلی و تاریخی استوار است، که در چارچوبی قیاسی قابل تحلیل‌اند. برای مثال:
انسان در پی سعادت حقیقی است و سعادت حقیقی در رسیدن به حق مطلق و کمال وجودی است.
راه رسیدن به حق مطلق نیازمند «هادی معصوم» است که از خطا مصون باشد. بنا بر شواهد تاریخی، قرآنی و روایی، اهل‌بیت پیامبر(ع) تنها مصادیق معصوم و هادیان الهی‌اند. لذا  نتیجه منطقی پیروی از آنان، راه نجات و کمال انسان است.
     این زنجیره‌ی استدلال، از سنخ برهان قیاسی-عقلی است؛ اما مقدماتش به حوزه‌ی فلسفه و الهیات تعلق دارند، نه به حوزه‌ی محسوس و آزمون‌پذیر ریاضی.
از دیدگاه شاعر و مؤمن:
    ریاضی با «صورت» حقیقت سروکار دارد؛ اما ایمان و عرفان با «جوهر» آن. ریاضی ذهن را نظم می‌دهد، ولی ولایت دل را هدایت می‌کند. درک اهل‌بیت و پیروی از آنان، به نوعی همان «اصل موضوع الهی» زندگی مؤمن است .اصلی که بر پایه‌ی تجربه‌ی باطنی، شهود اخلاقی، و سیر تاریخی اثبات می‌شود.
     از این رو، بله،️ من همان‌گونه که به استحکام یک برهان ریاضی ایمان دارم، به قاطعیت این قاعده‌ی الهی نیز باور دارم . با این تفاوت که آن یکی از سنخ «اثبات ذهنی» است و این از سنخ «یقین قلبی».
اگر اجازه دهید، پاسخ را در یک جمله جمع‌بندی کنم:
در ریاضیات، یقین از برهان می‌جوشد؛ در ایمان، برهان از یقین.
۵۹.
گنجینه های علمی در ریاضیات
     کتاب حاضر با عنوان «گنجینه‌های علمی ایران در ریاضیات» تلاشی است در جهت معرفی و پاسداشت مقام علمی و فرهنگی ریاضی‌دانان برجسته‌ی کشور که هر یک در مسیر رشد و شکوفایی علم ریاضی در ایران سهمی بسزا داشته‌اند. در این مجموعه، زندگینامه‌ی شصت‌و‌هشت تن از استادان، پژوهشگران و معلمان عالی‌قدر ریاضیات ایران گردآوری شده است؛ کسانی که با کوشش خستگی‌ناپذیر خویش، پایه‌های آموزش و پژوهش ریاضی را در دانشگاه‌های کشور استوار ساختند و بسیاری از ایشان در عرصه‌های بین‌المللی نیز نام ایران را بلندآوازه کردند.
      ریاضیات، زبان عقل و اندیشه است و سرچشمه‌ی بسیاری از پیشرفت‌های علمی بشر. در ایران نیز، از دوران خوارزمی و خیام تا روزگار معاصر، این علم مقدس همواره جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ و تمدن ما داشته است. استادان این کتاب، وارثان همان میراث گرانبها هستند؛ نسلی از اندیشمندان که در دانشگاه‌هایی چون اصفهان، صنعتی اصفهان، صنعتی شریف، تربیت معلم،تربیت دبیر، فردوسی مشهد، شیراز، کرمان، سمنان، جندی‌شاپور و تهران، به آموزش و پژوهش در بالاترین سطوح علمی پرداخته‌اند و شاگردان بسیاری را پرورده‌اند.
     این مجموعه با رویکردی تاریخی و تحلیلی تنظیم شده است؛ به‌گونه‌ای که ضمن ارائه‌ی اطلاعات زندگی‌نامه‌ای، به بیان زمینه‌های علمی، حوزه‌های تخصصی، آثار، تألیفات و نقش هر استاد در توسعه‌ی ریاضیات ایران پرداخته می‌شود. در میان نام‌ها، چهره‌های درخشان و پیشگامانی دیده می‌شوند که برخی در دانشگاه‌های معتبر جهان چون فرانسه، آمریکا و کانادا فعالیت داشته‌اند و همچنان الهام‌بخش نسل‌های آینده هستند.
     هدف این اثر، نه صرفاً گردآوری زندگینامه‌ها، بلکه ایجاد پلی میان نسل‌های علمی ایران است؛ تا دانشجویان و پژوهشگران جوان بدانند که پشتوانه‌ی درخشان و پرافتخاری در علم ریاضی دارند و هر گامی که در این مسیر برمی‌دارند، بر شانه‌های مردان و زنانی استوار است که عمر خویش را وقف علم کرده‌اند.
     امید است این کتاب، چراغی باشد در راه شناخت بهتر تاریخ علمی کشور و ادای دینی به استادان گرانقدری که با دانش، اخلاق و عشق خود، درخت تناور ریاضیات ایران را آبیاری کرده‌اند.
با سپاس از همه‌ی استادانی که در این مسیر نورانی گام نهاده‌اند و یاد آنان که در جوار رحمت الهی آرمیده‌اند، گرامی باد.
با احترام
دکتر علی رجالی
استاد تمام دانشگاه اصفهان
اصفهان – ۱۷ مهر ۱۴۰۴

 

 

 

 

 

 

 

  • علی رجالی