باسمه تعالی
یک رباعی(۶۱)
وادی بقا
زین خانهی خاکی چو گذر باید کرد
دل را به تجلی و شرر باید کرد
در دشت بقا، چون فنا گشتی تو
در بزم ازل، سوز و سر باید کرد
سراینده
دکتر علی رجالی
شرح:
"زین خانهی خاکی چو گذر باید کرد"
"خانهی خاکی": اشاره به جهان مادی و جسمانی دارد که از عناصر خاکی ساخته شده است.
"چو گذر باید کرد": توصیه به رهایی از دنیا و ترک وابستگیهای دنیوی.در عرفان، دنیا مانند سرایی موقت در نظر گرفته میشود که باید از آن عبور کرد تا به حقیقت واصل شد.
"دل را به تجلی و شرر باید کرد"
"تجلی": اشاره به نور و ظهور حقیقت الهی دارد. در عرفان، تجلی یعنی روشن شدن دل به نور معرفت و حقیقت. "شرر": استعاره از شوق، اشتیاق، و سوز درونی که انسان را به حرکت در مسیر عشق الهی وامیدارد. برای رسیدن به حقیقت، دل باید در آتش عشق بسوزد و نور حق را منعکس کند.
"در دشت بقا، چون فنا گشتی تو"
"دشت بقا": اشاره به مرحلهی بقا بالله دارد که عارف پس از فنا به آن میرسد. "چون فنا گشتی": فنا یعنی از بین رفتن نفس و خودیّت در برابر حق. در تصوف، فنا مقدمهی ورود به بقا است. اگر سالک از خودی و نفسانیت عبور کند ، به حقیقت جاودان و مقام بقا بالله خواهد رسید.
"در بزم ازل، سوز و سر باید کرد"
"بزم ازل": اشاره به عالم ازلیت و پیش از خلقت دارد، جایی که حقیقت و عشق الهی تجلی کرده است. "سوز": اشاره به شور و اشتیاق عرفانی دارد که در مسیر سلوک به اوج میرسد."سر": میتواند اشاره به سرّ عرفانی، حقیقت پنهان، و حرکت عاشقانه در مسیر حقیقت باشد. سالک در بزم الهی باید با سوز و اشتیاق و معرفت حضور یابد.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۱۱/۱
alirejali.blog.ir
RejaliMathematicsChannel@
- ۰۴/۱۱/۰۲