رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱۰۴ مطلب در فروردين ۱۴۰۳ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

حیات اولیه

 

حیات اولیه

حیات بشر از ازل بود و هست
سپس مرده گردیم روز الست
نگوید خدا حرف ناحق  خلاف
به دنیا بیائیم از خاک پست

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

معجزه

معجزه

معجز ختم رسل ، در آیه هاست
در کلام حق مبین و ره گشاست
بی مثال است و نیاید مثل آن
تهفه ی پروردگار جان فزاست

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

بعثت

بعثت

علت بعثت بود نشر پیام
از  طریق مصطفی بهر نظام
یاد نعمت های حق بر مردمان
با تذکر با نمایش با قیام

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

آزادی و رهایی

رهایی
اطاعت از نبی امر ی خدایی است
رهایی از خود و کفر و جدایی است

دو بال عقل و ایمان می برد عرش
رهایی از قفس دل را شفایی است

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

تبیین نبوت

 

۲.نبوت


السلام ای مشعل نور یقین
باعث هستی و ختم المرسلین
هادی مردم ز بیراه تویی
نور چشم انبیا و مسلمین

 


تا پیمبر در جهان مشهور گشت
دین حق در لامکان چون نور گشت
دعوت اسلام بر شاهان نمود
شد فراگیر و جهان مسرور گشت

 


تا قیامت دین تو بر پا بود
مکتبت تا حشر پا بر جا بود
دین تو کامل ترین ادیان بود
ماندگار و در جهان والا بود

 


با قیامت بت ز کعبه رانده شد
قبله گاه مسلمین پاینده شد
گشت حیدر جانشین احمدی
خلق را انعام دیگر داده شد

 


ای محمد نور چشم انبیا
مظهر احسان و ایمان و عطا
منجی مردم تویی در معرفت
صاحب مهر و محبت بی ریا
 


ای محمد مظهر خلق کبیر
صاحب حمد و مقامی بی نظیر
خلق را منجی ز گمراهی تویی
مظهر آئینه شاهی بصیر

 


ای محمد نور چشم مسلمین
معدن جان را تویی در ثمین
ای وجودت معدن اسرار حق
آن تجلی گشته در اصحاب و دین

 


ای محمد ای شه اسلام و دین
وی که داری نور حق را در جبین
شیعه با قرآن و عترت زنده است
نور یزدان منجلی بر مومنین

 


ای محمد ای مرا آرام جان
گنج رحمت طایر خلد آشیان
کعبه ی اهل کمال و معرفت
قبله ی جان ها تویی نور جنان

 


مشعل تو در زمین و آسمان
می درخشد همچو خورشیدی عیان
نام پاکت روح را مرحم بود
افتخار آدم و جن و جهان

 



 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

اصول دین(مفهوم نبوت)

 

باسمه تعالی

نبوت

 

نیاز ما به وحی است و امامت
محمد آخرین پیک رسالت
توسل بر نبی و آل احمد
هدایت می کند ما را ز غفلت
 


خدا گوید سخن بر کل امت
تعقل را نمی باشد کفایت
نیاز آدمی ما فوق عقل است
نبی روشن کند شمع هدایت
 


اطاعت از نبی امر ی خدایی است
رهایی از خود و کفر و جدایی است

دو بال عقل و ایمان می برد عرش
رهایی از قفس دل را شفایی است
 


شده نازل کتاب حق به تدریج
بود بعثت زمان نشر و ترویج
نزول دفعی قرآن شب قدر
کلام حق سراسر نور و تهییج

 


علت بعثت بود نشر پیام
از  طریق مصطفی بهر نظام
یاد نعمت های حق بر مردمان
با تذکر با نمایش با قیام
 


معجز ختم رسل ، در آیه هاست
در کلام حق مبین و ره گشاست
بی مثال است و نیاید مثل آن
تهفه ی پروردگار جان فزاست

 


معجزه باشد کتاب مصطفی
جاودانه باشد و پر محتوا
می کند تبیین حقوق مردمان
هست قرآن منجی و نور خدا

 


بر امام و بر نبی شمس الهدی
می شود ابلاغ از سوی خدا
در خصوص دین اسلام و جهان
زنده گردان کل عالم هر کجا
 


مصطفی دارد صفاتی این چنین
اهل تقوا باشد و پاک و متین
هادی است و مهربان و بی ریا
حامی قشر ضعیف است و امین

 


با قیام مهدی صاحب زمان
آخرین دین خدا اندر جهان
می شود احیا و می گردد قبول
می شود دین خلایق بی گمان

 

سراینده

دکتر علی رجالی

 

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

روز قیامت و معاد

معاد

گفت پیغمبر که نور سر مد است
نام پاکش مصطفی و احمد است
در قیامت حضرت رب عزیز
می کند پرسش ز عمر و امجد است

 


ابتدا از گوهر عمر گران
می کند پرسش ز هر پیر و جوان
مرمر جسمت چه سان فرسوده ای
چون نمودی طی دوران در جهان

 


ثروتت را چون بدست آورده ای
در کدامین راه مصرف کرده ای
مهر ورزیدی تو بر آل رسول
یا که در نفی ولی دل برده ای

 


بین سلیمان با ملک دارد سخن
در خصوص قبض جان از جسم و تن
چهره ات بنما تو اندر این جهان
تا که عبرت آن شود  بر مرد و زن

 


گر فرو آیم ز بهر قبض جان
آن نباشد بر همه یکسان ز آن
بستگی دارد به ایمان و شعور
چهره ام گه مخفی است و گه عیان


چهره ام بر مردم صاحب کمال
باعث حیران شده اندر جمال
لیک چون بر اهل جور آیم فرود
قابل رویت نباشد ، عرض حال

 


چون گنه قلب تو را تسخیر کرد
ذکر حق کی بر دلت تاثیر  کرد
هر که نفس خویش را درمان نکرد
کی درون و جان خود  تدبیر کرد

 


اژدهای نفس گر گردد رها
موسیی باید که گیرد اژدها
تا عصایی سازد و آید بدست
پس مکن آن را رها  با ادعا

 


گفت مولایم حسین بر اهل جور
قبل هر فسقی ز رزق حق مخور
گر توانی شو ز ملک حق برون
نیک دانم می بری آن را به گور
 


رو به جایی تانبیند حق تو را
گر توانی جان مده در این سرا
وانگهی باشد تو را سوی گناه
خوب می دانم نداری این قوا

 



 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

اصول دین(مفهوم معاد)

باسمه تعالی

اصول دین

معاد

معاد(۱)
روز رستاخیز می باشد معاد
آن قیامت باشد و گردد مراد
مردگان دارای جسم اند و حیات
حق تعالی می کند آن را به یاد
معاد(۲)
روز محشر باشد و وقت حساب
هرکسی بیند عذاب خود عقاب
خوش به حال مردم نیکو سرشت
سیرت پاک است دور از هر عذاب

 

معاد(۳)
بعد توحید است تاکید خدا
بر معاد و روز پاداش و جزا
هر چه کاری می کنی آن را درو
نیست فرصت بر خلایق در ادا

 

معاد(۴)
ربع آیات است در بحث معاد
تا نباشد شک و تردید و عناد
در خصوص روز عقبی روز خیز
هر کسی بیند سزای خود جهاد
معاد(۵)
چه خوش گفت مولا علی این پیام
که رحمت شود شامل هر کدام
چو دانی کجایی ،کجا می روی
کجا بوده ای در جهان و نظام 

 

معاد(۶)
خدا گفت بر مردمان این چنین
همه زنده گردند در واپسین
شما مرده بودید قبل حیات
نمودیم  زنده ز خاک و زمین

معاد(۷)
حیات بشر از ازل بود و هست
سپس مرده گردیم روز الست
نگوید خدا حرف ناحق  خلاف
به دنیا بیائیم از خاک پست

 

 

 

معاد(۸)
حیات و ممات است بعد از وفات
همه مرده گردند بعد از حیات
ولیکن شهیدان حق زنده اند
نباشد چو ما را وفات و ممات

 

 


معاد(۹)
نبی گفت در مرگ جعفر چنین
بدیدم ورا با دو بالی وزین
ملائک بود همره آن جناب
نباشد ورا سوی جنت حزین

 

 معاد(۱۰)
چه خوش گفت باقر  ولی خدا
که موت است خواب و بگیری فرا
ولی طول آن تا قیامت بود
بود روز خیز  و ببینی جزا

 

سراینده

دکتر علی رجالی

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

دیدار حق تعالی

بسمه تعالی

دیدار حق


چون که خود گفتی به سوی من بیا
هر کجا باشی بیایم ای خدا
گرچه راهت روشن است بر خالصان
اذن تو خواهم امید و رهنما

 


ای خدای بی نیاز و چاره ساز
مرکب معراح من باشد نماز
چون مسافر سوی کوی دلبرم
من گنه کارم عطا بنما جواز

 


همچو مرغی در میان آسمان
بل ببینم  جلوه ای از آن جهان
یا بجویم روی ماهت در لقا
زانکه باشی دلربا و دلستان

 


آرزو دارم که گردم یک نفس
لحظه ای آزاد از بند قفس
تا ببینم نور ذات ایزدی
خالق یکتا تویی ای دادرس

 


هادی این ره مرا پیغمبر است
کاو مراد و مقتدا و رهبر است
چون چراغی راه را روشن کند
او امین و مرشد و هم داور است

 


اندر این ره پستی و بالا بود
کی رسد هر کس که بی تقوا بود
من خطا کار و گنه کار و فقیر
هر که با یزدان بود والا بود

 


چون قیامت گشت و هنگام حساب
روز فصل آید شود گاه جواب
خود تو می بخشی گناهان مرا
نامه ام خالی بود از هر ثواب

 


من به امید تو این ره آمدم
در پی فضل تو آگه آمدم
لیک در پیشت کنون شرمنده ام
سوی یکتا گوهر و شه آمدم

 


من که دانم کرده ام با خود جفا              
  شرمسارم در حضورت ای خدا
تو عظیمی و کریمی و رحیم
خود تو می بخشی جفاها هم خطا

 


این مسافر کی به مقصد می رسد
تا دمی کاو دل بر این دنیا نهد
زرق و برق این جهان مانع شده
ای خدای واحد و یکتا احد

 

سراینده

دکتر علی رجالی



 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی

اصول دین

توحید

توحید(۱)
خالق هستی و عالم ، هر کجاست
او بود یکتا و تدبیرش ولاست
گر شود طاعت ز یزدان در حیات
این بود مفهوم توحید و رواست

 

توحید(۲)
دان که یکتایی ز ذات است در مقام
آن بود توحید ذاتی در کلام
حق بود یکتا و می باشد احد
موجب وحدت شود آن در نظام

 

توحید(۳)
خالق انسان و حیوان و گیاه
حق تعالی باشد و دادی گواه
در الست گویی خدا را این چنین
این بود توحید خلقی در نگاه

 

 

توحید(۴)
آنچه در عالم شود خلق و به پاست
از تدابیر خدای کبریاست
خالق هستی علیم است و حکیم
این بود توحید ربی و بجاست

توحید(۵)
خلقت انسان هدفدار و رواست
در عبادت باشد و بهر خداست
بندگی کن درگه یزدان پاک
این بود توحید عبدی و ولاست

 

توحید(۶)
شرک باشد هر پرستش جز  خدا
همچو بت در کعبه و در هر کجا
بت پرستی بر خلاف امر حق
نهی گشته در کتاب  انبیا

 

توحید(۷)
بت ز چوب است و ز سنگ ‌و خشت خام
می دهند رنگ و لعابی همچو جام
می تراشند سنگ و چوب و هر چه هست
در تصور از خدایش در مرام

 

توحید(۸)
کار یزدان منطبق بر قسط و داد
بر عدالت باشد و نفی فساد
ذره ای کاری نگردد جز به عدل
از ستم دور است و هر گونه عناد

 

توحید(۹)
در وجود و فطرت انسان خداست
حق پرستی ذاتی و در هر صداست
گر شود پرسش ز مردم از جهان
هر کسی گوید که آن از کبریاست

 

توحید(۱۰)
حق تعالی بی بدیل است ،  بی نظیر
او علیم است و حکیم است و بصیر
زین جهت یکتا ست ، بی مثل و قدیم
او معین است و امید است و مدیر

 

 

سراینده 

دکتر علی رجالی
 

 

 

  • علی رجالی