رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱۰۴ مطلب در فروردين ۱۴۰۳ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

حضرت مهدی( ع)

 

۱۴.حضرت مهدی(ص)


این جمعه به سر آمد  و سالار ندیدیم
یک عمر به سر آمد و دلدار ندیدیم
روز و مه و سال آمد و محبوب نیامد
جانم به ستوه آمد و رخسار ندیدیم

 

 


خون شد دل من ، سرور و غمخوار نیامد
سخت است غم دوری و دلدار نیامد
دل می تپد از دوری  آن سید ابرار
صد حیف که آن مظهر دادار نیامد

 



افسوس که آن شیر و علمدار نیامد
صد حیف مرا یوسف اطهار نیامد
از طعنه ی بدخواه دلم کاسه ی خون شد
کان منجی این مردم دیندار نیامد

 


گل ها همه روئید ، ولی یار نیامد
بر دشت و چمن آن گل بی خار نیامد
دل می تپد از عشق تو و عشق دل افروز
در بین گلان، بلبل گل زار نیامد

 


زد شعله به جان ، دلبر و شهیار نیامد
هر چند طبیب دل بیمار نیامد
ترسم که نبینم رخ دلدار و دل افروز
منجی جهان ، مخزن اسرار نیامد

 



اشکم چه روان بود ولی  یار نیامد
عشقش چو منی کشت و جهاندار نیامد
از دوری لیلی نتوان گفت ولیکن
کان یاور این جمع گرفتار نیامد

 



افسوس که آن ماه شب تار نیامد
صد حیف که آن لحظه ی انظار نیامد
از دوری دلدار خزان شد دل و جانم
چون همدم و دلدار به دیدار نیامد

 


شب تا به سحر گریه و سالار نیامد
از دیده روان بود ، جهاندار نیامد
عمریست که بی تاب قیام شه جانیم
افسوس کان منجی و سردار نیامد

 

 


آرام دل و مونس و ستار نیامد
یک عمر نظر کردم و یک بار نیامد
عمری به سر کوی نشستم ز بر دوست
آن گوهر یک دانه ی  اطهار نیامد

 



این شعر به سر آمد و دلدار نیامد
اعمال بود مانع  و  هر بار نیامد
او حاضر و ما غایب و دیدار محال است
اصلاح نما خویش ، به گفتار نیامد



 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

اصول دین(عدل)

باسمه تعالی
اصول دین
عدل

عدل(۱)
خدا  آگاه و دانا بر حقایق
نکرده  ظلم و جوری بر خلایق
خدا عادل بود در قسط و دادش
بود آگاه بر میل و سلایق

عدل(۲)
مسلمان را اصول دین نیاز است
به تحقیق و عمل  ما را جواز است
فروع دین بود اعمال مذهب
نماز و صوم و حج ما را فراز است


 

عدل(۳)
عدالت نیست معنایش مساوات
عدالت ضد ظلم است و خسارات
اگر دیدی که هر کس  جای خود بود
شده عدل و عدالت هم مراعات

 


عدل(۴)
اگر جاری شود عدل و عدالت
نباشد ظلم و جور و هم جنایت
نمی بینی فقیری یا گرسنه
شده تاکید در قرآن ، روایت

 


عدل(۵)
اگر لازم شود حکم قضاوت
تامل کن تو در حفظ عدالت
خدا خشنود گردد زین عمل بیش
نما در حکم و گفتارت رعایت

 


عدل(۶)
مکن اندر امانت نقض پیمان
مگو حرفی برون از امر یزدان
عدالت پیشه کن در هر اموری
نشان معرفت باشد ز انسان

 

 

عدل(۷)
شهادت ده به عدل و هم عدالت
به آنچه دیده ای گو ، کن حمایت
عدالت پیشه گان مرضی حق اند
مکن ظلم و تعدی در قضاوت

 

عدل(۸)
ستایش کرده حق عدل و عدالت
نکوهش کرده ظالم را ز غایت
بپا دارید عدل و قسط خالق
ملالت کرده او ظلم و جنایت

 

عدل(۹)
مصادیق عدالت بی شمار است
رهایی از گناهان و فشار است
گهی شخصی بود گه اجتماعی
رواج و رونق  کسب است کار است

 

عدل(۱۰)
رعایت کن عدالت بر یتیمان
تهی دستان بود تاکید قرآن
عدالت گر شود جاری نباشد
فقیری در جهان حتی بیابان

 

سراینده
دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

فروع دین(تولی)

باسمه تعالی

فروع دین

تولی

 

اگر خواهی دو عالم  نور و عزت
اگر مایل به کسب علم و حکمت
بود در حب یزدان و ولایت
بجو در هستی و قرآن و عترت

 


اگر حب علی داری به دل دوست
بدان ارزنده و باشد چه نیکوست
که حب مرتضی حب هدائی است
یگانه مجری میزان حق  اوست

 


به جرم حب حیدر بس خطا شد
زدند زهرای اطهر بس جفا شد
ندارد ارزشی دنیای فانی
علی نامش دو عالم بس بقا شد

 


اگر حب علی در دل نداری
بدان اندر دو عالم پست و خواری
بود حب علی حب خداوند
بدون عطرت و قرآن چه داری

 

همه عالم فدای نام مولاست
امیرالمومنین مقصود و والاست
ولایت بی علی معنی ندارد
علی شیر خدا هم کفو زهراست

 

بدان نور خدا و نور خاتم
بود نور علی  نور دو عالم
کند نور ولایت راه روشن
زداید غصه و افسردگی غم

 

 

اگر حب علی داری تو در دل
همان نور جلی داری تو در دل
به مقصد می رسد هر کس در این راه
بدان راه ولی داری تو در دل

 

هرکس که محبت و تبرا دارد
در حق طلبی سلاح مولا دارد
همواره کند ز دین حمایت مولا
هر چند شود ظلم ، خدا را دارد

 

 

خورشید سعادت است حضرت
چون نور حقیقت است حضرت
سر چشمه ی حکمت است مولا
دان گنج محبت است حضرت

 

دوستی  با مردمان بهر خداست
دشمنی با ناکسان بهر خداست
حب و بغض ما بود از بهر او
همنشینی با کسان بهر خداست

 

 

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

فروع دین(نهی از منکر)

باسمه تعالی
فروع دین
نهی از منکر

 

نهی از منکر(۱)
تذکر می دهی بر مردمان بیش
ملالت می کنی بر ناکسان بیش
مشو غافل ز احوال خود و نفس
زنی خنجر به روح و هم روان بیش

 


نهی از منکر(۲)
گهی باعث شود تا دل شود ریش
نداری دانش برخورد هم کیش
گهی گردد تذکر خارج از عرف
شود بدتر ز اول چون بود بیش



 

نهی از منکر(۳)
مکن با نام دین و نام قرآن
گروهی خارج از دین و پریشان
محبت چاره ساز و دل پذیر است
کلید بی بدیل و عشق جانان


 

نهی از منکر(۴)
تجسس بی دلیل و کشف  آنها
بود کاری خطا ، خارج ز تفوا
بپرهیز از تجسس ، کار شخصی
گناه است و شود خاری به دل ها

 


نهی از منکر(۵)
مکن عیب خلایق را دو چندان
گهی ظاهر بود گاهی چه پنهان
خلایق را نباشند پاک و معصوم 
گهی ناخود شود کاری ز انسان

 

 

نهی از منکر(۶)
امر بر معروف و نهی منکر ات
از مصادیق جهاد است در لغات
چون دفاع از ارزش است و از مرام
واجب است همچون جهاد و هم صلات

 

 

نهی از منکر(۷)
نهی قلبی در دل و بی زاری است
نهی دیگر در نگار و خواری است
نهی سوم با زبان و گفتگوست
نهی آخر در تصادم کاری است

 

 


نهی از منکر(۸)
اگر اسلام باشد در خطر بیش
شهادت حافظ آئین و هم کیش
بود نهی نظام سلطه و وقت
نباشد گفتگو کافی ز تشویش

 

 


نهی از منکر(۹)
نگاه دین و یزدان  در جماعت
نباشد منفعت بر خویش و عزلت
همه اعضای یک پیکر ز جودند
اگر امری شود بهر سلامت

 

نهی از منکر(۱۰)
نگاه دیگری باشد فقط خویش
ندارد غصه ی انسان و هم کیش
پسندیده نباشد در مذاهب
نمی خواهد خدا مسکین و درویش

 

 

 

سراینده
دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

فروع ددین(تبری)

بسمه تعالی
فروع دین
تبری

خدا لعنت نموده قوم طاغوت
گهی دارد بیان و گاه مسکوت
طرفداران طاغوت اند ملعون
نگردی در قضاوت تار و مبهوت

 

 

 

برائت باید از ابلیس و شیطان

یهود و ناقضان عهد و پیمان
شده تاکید در قرآن و آیات
شود لعنت ز سوی هر مسلمان

 


خدا لعنت نموده قوم طاغوت
گهی دارد بیان و گاه مسکوت
طرفداران طاغوت اند ملعون
نگردی در قضاوت تار و مبهوت

 


هر آنکس می کند ظلم و خیانت

هر آنکس می زند تهمت چه راحت

خدا لعنت کند مجرم ز اعمال

نکن کار خطا جرم و لجاجت
 

 


گروهی دیگری را حق تعالی

دهد نطق و بیان آنهم چه والا
هر آن کس می دهد آزار امت
خدا لعنت نموده جملگی را



هر آن کس می کند کتمان خدا را
به آیات الهی و رسول و انبیا را
چو کفار یهودی  ،  بت پرستان
خدا لعنت نموده آن جفا را

 


خدا لعنت نموه قوم ایلات
نگنجد در کلام و چند ابیات
نمودند صید ماهی روز شنبه
تخطی شد ز فرمان و اشارات

 


گروه جبت ، چون شیطان پر ستان
کنند جادو و سحر و  نقض پیمان
ندارند ارزشی نزد خداوند
نگوهش گشته در آیات قرآن
 


هر آن کس می زند تهمت به انسان
دهد آزار افراد مسلمان
خصوصا بر زنان پاک دامن
خدا لعنت نموده کفر و عصیان
 


عذابی سخت دار د عاد و  اقوام
ز نافرمانی یزدان به هر نام
اگر چه صاحب شوکت  به ظاهر
ولی معدوم می گردد ، سر انجام

 


مصادیق تبری دان زیاد است
تبری جو ز کافر ، ارتداد است
ثوابش چون تولا کم نباشد
نگردد از غلط آن از عناد است

سراینده
دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

فروع دین(خمس)

باسمه تعالی
فروع دین
خمس

خمس(۱)
خمس واجب می شود بر گنج و مال
آن بود مازاد از خرجت به سال
خمس دارد منفعت ، در کسب و کار
تا که گردد مابقی پاک و حلال
خمس(۲)
خمس دارد هر غنیمت در جدال
کن ادا در زندگی ، گردد حلال
کشف معدن یا جواهر عمق آب
می شود مشمول خمس لایزال

 

خمس(۳)
مال آغشته به شبهه یا حلال
خمس دارد تا شود پاک و زلال
این بود فتوای عالم مجتهد
مستمندان را بود بهره ز مال

 

خمس(۴)
خمس گردد بر دو قسمت در ادا
بر ضعیفان و فقیران هر کجا
سهم سادات است بخشی از دیون
مرجع تقلید می گوید تو را

 

خمس(۵)
در فروش ملک بر صاحب کتاب
خمس آن باید ادا گردد حساب
کافر ذمی شود صاحب بر آن
این بود رسم تملک در صحاب

 

 

خمس (۶)
مالک اصلی خدا باشد نگر
پس چرا دلواپسی در این گذر
کسر یک پنجم ز مالش اندک است
او دهد مال و بگیرد ای بشر

 

خمس(۷)
آزمایش می شود انسان به مال
گه مقام و شهرت و گاهی جلال
خمس باشد امتحانی بر بشر
در خصوص ثروت و مال و منال

خمس(۸)
خمس باشد لازم و امر خداست
پشتوانه مالی دین و رواست
در قیامت می شود اندوخته
آن کلید روزی و کاری ولاست

 

خمس(۹)
خمس باشد واجب و مشکل گشاست
بر یتیمان و فقیران  آن رواست
سوره ی انفال دارد آیه ای
می کند تاکید آن را ، از خداست

 


خمس(۱۰)
زکات و خمس از ارکان دینند
نماز و روزه چون سلطان دینند
رهایی از دل و حق یتیم است
   فرامین خدا فرمان دینند

 

 

سراینده

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی
فروع دین
امر به معروف

امر به معروف(۱)
امر بر معروف و نهی کار زشت
دانه ای ماند برای کار و کشت
زنده می سازد اصول و فرع  دین
می کند تاثیر در جان و سرشت

امر به معروف(۲)
امر بر نیکی و احسان بس سزاست
موجب خشنوندی فرد و خداست
امر بالمعروف و نهی منکرات
خدمتی بر مردم و آن هم رواست
 

امر به معروف(۳)
چو امر و نهی را پاینده کردی
تو گویی امتی را زنده کردی

نمودی راه خوبان راه یزدان
ز گستاخی رها و بنده کردی

 

امر به معروف(۴)
تذکر باعث رشد و کمال است
چه کس را موجب رنج و ملال است
تعالی بشر در امر و نهی است
بدون آن خیال و آن محال است

 

 

امر به معروف(۵)
کمال و عزت ما در شهادت
نمی گردد نصیب هر جماعت
چو غافل گردی از امر به معروف
جوامع می شود خالی ز غیرت

 

امر به معروف(۶)
اگر دیدی خلاف شرع و عفت
اگر داری تو ایمان و شجاعت
نباشی بی طرف یا بی تفاوت
تذکر ده به خاطی با لطافت

 

امر به معروف(۷)
مسیر عشق بی رنج و جفا نیست
کلید رستگاری  بی ولا نیست
قیام نینوا امر به معروف
طی این ره طریقی بی بلا نیست

 

امر به معروف(۸)
پی امر به معروف است قرآن
دهد ما را بشارت امر یزدان
جوامع پیکری یکسان و واحد
تذکر باعث دوری ز خسران

 

 

امر به معروف(۹)
اگر چه امر و نهی منکران سخت
ولی اجرش زیاد و از خدا هست
اثر دارد اگر جمعی کنند آن
مگو آن بی اثر باشد چو بن بست

 

امر به معر وف(۱۰)
اگر دیدی نهایت رنج و چاه است
لجاجت باعث سختی راه  است
پذیرا شو بیان رهنما را
مده بر خود خسارت، چون گناه است

 

 

سراینده

دکتر علی رجالی

 

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

اصول دین(عدالت)

باسمه تعالی
اصول دین
عدالت


گفت پیغمبر که مهدی وارث ما در جهان
بهره ها دارد ز اجداد خود و پیغمبران
صاحب علم و مقام است و کمالات و ادب
می کند بر پا عدالت ، مهدی صاحب زمان

 


خلق عالم را بود هادی و  منجی توامان
منتقم باشد امام و صاحب کون و مکان
می دهد تشکیل حضرت دولتی وقت قیام
تا شود برچیده هر ظلم و خیانت بی امان

 


یا ابا صالح نما رویت به مردم در جهان
آمده در کل ادیان الهی نامتان
او امام و رهبر کل جهان است و بشر
زین سبب گویند او را صاحب امر و زمان

 


مهدی است افشاگر و هادی برای بندگان
می شود اتمام حجت  بر همه پیر و جوان
حجت حق گر نماید عدل خود را او به پا
نیست مسکین و فقیری با قیامش در جهان

 


شیعیان در انتظار منجی خلق جهان
کی شود مقدور روی بی مثال و هم نهان
یکصد و هشتاد و دو القاب دارد آن امام
این ز آیات است و تعبیر و بیان خبرگان

 


تویی جانشین خدا در تمام جهان
نباشد جهان بی امام و ولی هر زمان
تویی حجت و قائم و مظهر اهل بیت
گشایش روا کن به مردم ، امید نهان

 


گر حجت حق آید ، دنیا شود گلستان
باشد اجازت آن، در دست حی سبحان
از جان و دل دعا کن ، شاید امام آید
با انقلاب مهدی، سر را رسان با سامان

 


از مکه او بیاید، با اذن و حکم یزدان
تو بهتربن نویدی، بر دیدگان انسان
حجت برای مردم، حجت تمام کرده
از حق طلب نمائید ، اذن قیام جانان

 


ای غایب از نظر ها، بنمای فهم قرآن
من عاشق نگاهت، ای پادشاه خوبان
شرح دعای ندبه، خود باز گو برایم
ذکر دعای حضرت، فیضی دهد فراوان

 


ای وارث محمد، زیبای خوب رویان
تو آیت غدیری، محبوب هر مسلمان
نامت عجین به عدل است، بر پا نما حکومت
قدری تفقدی کن، آرامش دل و جان

 

سراینده
دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

فروع دین(زکات)

باسمه تعالی
فروع دین
زکات


زکات مال از بهر عموم است
ادا ناکردنش خبط و حرام است
فقیران بهره مند گردند بی شک
ادایش لازم و رسم و رسوم است

 


زکات علم در نشر علوم است
که نشرش افتخار مرز و بوم است
مفید است کسب علم و نور ایمان
که نقشش موجب رشد عموم است

 


زکات چهره در پاکی نهان است
عفاف بانوان دری گران است
جلال و منزلت یابد ز پوشش
ز چشم ناکسان زن در امان است
 


زکات هر که را در رزم باشد
گذشتن از خطای خصم باشد
نباشد لذتی بهتر ز بخشش
که بخشش در بزرگان  رسم باشد

 


عبادت گرچه در خمس و زکات است
ولیکن راز هستی در صلات است
نماز است ارتباط حق و انسان
نجات هر کسی در ارتباط است

 


زکات مال از بهر فقیر است
کمک بر بینوایان و اسیر است
اسیر از پرتوش آزاد گردد
ثوابش بی حد و اجرش کثیر است

 


زکات چهره در پاکی نهفته است
عفاف بانوان دری نسفته است
جلال مرتبت یابد زنان را
حیای بانوان کاری خجسته است
 


چو راز هستی و ما در صلات است
هم آبادی مسجد در زکات است
ز بهرش نیست فقر  و نیست ذلت
همان مسجد که خود باب نجات است

 


زکات بی نیازی، شکر نعمت
بود در صرفه جویی و قناعت
اگر خواهی نگردی خوار و مفلس
قناعت کن ، رعایت کن ، کفایت

 


زکات پدر بر پسر در علوم
مجاز است و نیکوست بهر عموم
که دانش تو را زنده سازد ز جهل
به مقصد برد علم دین و نجوم

سراینده
دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

اصول دین(امامت)

باسمه تعالی
اصول دین
امامت
امامت(۱)
محمد با علی از صادقینند
نبوت با امامت اصل دینند
ولایت گوهر و نور هدائی است
ستونی بهر دین رکنی رکینند

امامت(۲)
خداوند احد وعده نموده است
حکومت با ولایت را ستوده است
حکومت غصب گشته در امامت
  خلافت حق مولا را ربوده است
 

امامت(۳)
ولایت همچو چادر بهر دین است
که قرآن را نگهبانی امین است
ولایت زنده با اشک بتول است
امامت همچو در روی نگین است

امامت(۴)
نبوت بی ولی ماوای ندارد
ولایت بی علی معنی ندارد
محبت بر علی حب خدائی است
تشیع بی علی مبنا ندارد

 

امامت(۵)
ولایت ریشه و اصل عمود است
چو سدی پیش افکار جمود است
شده ظلم و خیانت بر امامت
علی خیبر گشا و در گشود است

امامت(۶)
امامت رهنمای شیعیان است
که وصل ایزدی ما را در آن است
ولایت با نبوت نور واحد
مسلمان در پناهش در امان است

امامت(۷)
ولایت حافظ راه نبوت
تجلی گشته در قرآن و عترت
امامت حامی دین است و قرآن
دهد ما را کمال و رشد و عزت

امامت(۸)
چو قرآن با نبی نور جنان است
ولایت نور چشم شیعیان است
اطاعت از ولی کار خدائی است
امامت ناجی پیر و جوان است


 

امامت(۹)
ولایت محور دین و رسالت
علی و فاطمه قلب امامت
ولایت حافظ ناموس و جان است
دعا کن بر فرج ، روح ولایت

 

امامت(۱۰)
چو وصف اصل و فرع دین نمودی
تو آئینی ز احمد را سرودی
اگر چه حق مطلب بیش از این است
چه رازی را به دل از او شنودی

سراینده
دکتر علی رجالی

  • علی رجالی