رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
  • ۰
  • ۰

 

باسمه تعالی

شرحی بر واژه عرفانی جلوت

جلوت
در خلوت دل، سکوت با معنا شد
در جلوت خلق ، یاد حق بر پا شد
در هر نفسی حضور او را دیدم
هر لحظه دلم ز مهر او شیدا شد

 

این شعر به ارتباط بین خلوت (تنهایی) و جلوت (حضور در میان مردم) در زندگی انسان عارف می‌پردازد. شاعر از تعادل و هماهنگی میان این دو حالت سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان هم در خلوت به عمق معنویت رسید و هم در جلوت حضور خداوند را احساس کرد. شرح کامل هر بیت به شرح زیر است:


---

1. "در خلوت دل، سکوت با معنا شد"

شاعر از خلوت دل به‌عنوان فضایی مقدس برای ارتباط عمیق با خداوند یاد می‌کند. در اینجا، "سکوت" نمادی از آرامش، تأمل، و خلوص است. این سکوت نه به معنای نبود صدا، بلکه حالتی از درون است که در آن دل و جان انسان آماده دریافت الهام و حضور خداوند می‌شود. سکوت در خلوت دل، فرصتی برای درک معنای عمیق زندگی و هستی است.

2. "در جلوت خلق، یاد حق بر پا شد"

شاعر به تعادل میان خلوت و جلوت اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که حتی در میان مردم و در فعالیت‌های اجتماعی، یاد خداوند همچنان پابرجا است. این بیت نشان می‌دهد که حضور در جامعه و تعامل با دیگران نباید انسان را از یاد خداوند بازدارد، بلکه می‌تواند فضایی برای نشان دادن عشق و ایمان باشد.

3. "در هر نفسی حضور او را دیدم"

شاعر به تجربهٔ عرفانی خود اشاره دارد؛ تجربه‌ای که در آن خداوند در همهٔ لحظات زندگی و در هر نفس او حضور دارد. این دیدگاه، بیانگر اوج آگاهی و شهود عرفانی است که در آن عارف، خداوند را در تمام جنبه‌های زندگی مشاهده می‌کند. این حالت، نتیجهٔ تزکیهٔ نفس و تعمق در معنای توحید است.

4. "هر لحظه دلم ز مهر او شیدا شد"

این بیت اوج عشق و شور شاعر را بیان می‌کند. دل او در هر لحظه از محبت خداوند سرشار و شیدا (عاشق و دلداده) می‌شود. این شیدایی، حالتی از عشق خالص و بی‌پایان به خداوند است که در آن عارف، خود را به‌طور کامل به او تسلیم کرده است.


---

پیام کلی شعر

شاعر به وحدت میان خلوت و جلوت اشاره دارد و نشان می‌دهد که انسان می‌تواند هم در تنهایی و هم در میان مردم به یاد خداوند باشد. خلوت دل فضایی برای سکوت و تأمل درونی است، در حالی که جلوت فرصتی برای یاد خداوند در زندگی اجتماعی است. اوج این تجربه، زمانی است که انسان خداوند را در هر لحظه و در هر نفس احساس کند و دلش از عشق به او شیدا و سرشار باشد. این شعر دعوتی است به حفظ یاد خداوند در تمام لحظات و جنبه‌های زندگی.

 

جلوت در عرفان یکی از مفاهیم کلیدی است که در کنار مفهوم "خلوت" به مراحل سلوک عرفانی اشاره دارد. این واژه به حالتی از حضور و توجه عارفانه اشاره می‌کند که در آن سالک، ضمن حضور در میان مردم و انجام وظایف اجتماعی، همچنان قلب و دل خود را متوجه خداوند و امور معنوی نگه می‌دارد. به عبارت دیگر، جلوت به معنای حضور در دنیا بدون دلبستگی به آن است.

نسبت میان خلوت و جلوت:

خلوت: مرحله‌ای است که سالک برای تربیت نفس، تزکیه قلب، و ایجاد ارتباط خالصانه با خداوند، از امور دنیوی و همنشینی با مردم کناره‌گیری می‌کند. در این حالت، فرد به "خلوت با حق" می‌پردازد و تلاش می‌کند تا از هرگونه تعلق دنیوی رهایی یابد.

جلوت: پس از دست یافتن به حالتی از خلوص و تقرب در خلوت، سالک به میان مردم بازمی‌گردد و در جامعه حضور پیدا می‌کند. اما این بازگشت همراه با حالتی است که دل او همچنان متوجه حق است، حتی اگر بدن و زبانش در میان خلق باشد. عارف در این حالت "جمع بین خلق و حق" می‌کند.


ویژگی‌های عارف در جلوت:

1. تعادل میان دنیا و آخرت: عارف در جلوت، حضور فیزیکی و وظایف اجتماعی خود را انجام می‌دهد، اما هیچ‌گاه از یاد خدا غافل نمی‌شود.


2. کنار گذاشتن خودبینی: او خود را خادم مردم می‌داند و از منیت و خودخواهی دوری می‌کند.


3. بیداری قلبی: حتی در میان سر و صدای دنیا، دل او در آرامش و اتصال به خداوند است.


4. تأثیرگذاری معنوی: حضور عارف در میان مردم برای آنان الهام‌بخش و موجب برکت است، زیرا وی باطن خود را پاک و متصل به حق نگه داشته است.

 

رابطه با مفاهیم عرفانی دیگر:

در عرفان گفته می‌شود:

"خلوت در جلوت": این به حالتی اشاره دارد که فرد حتی در میان جمع و شلوغی‌های دنیا، دل خود را خالی از هرگونه تعلق دنیوی نگه می‌دارد و همچنان در حضور حق است.

"جلوت در خلوت": حالتی که فرد در خلوت و تنهایی خود، نه تنها به حق بلکه به وظیفه‌اش نسبت به خلق نیز توجه دارد و به یاد آنان دعا می‌کند.


اهمیت جلوت در عرفان:

1. تکمیل سلوک معنوی: سالک در خلوت به تربیت نفس و پاکسازی درون می‌پردازد، اما کمال عرفانی زمانی حاصل می‌شود که او این حالت را به جلوت بکشاند و در جامعه زندگی کند، بدون آنکه از حضور حق غافل شود.


2. خدمت به خلق: یکی از اهداف اصلی عرفان، خدمت به خلق است. جلوت فرصتی است تا عارف معنویت خود را به عمل و خدمت تبدیل کند.


3. تعامل با دنیا بدون دلبستگی: جلوت به عارف یاد می‌دهد که دنیا محل گذر است و باید در آن زندگی کرد، اما وابسته به آن نشد.

 

نمونه‌هایی از جلوت در رفتار عرفا:

مولانا جلال‌الدین رومی: با وجود غرق شدن در عرفان و شعر، همواره به شاگردان خود درس زندگی و عمل می‌داد.

شیخ بهایی: او علاوه بر عرفان، دانشمند و معمار برجسته‌ای بود و در خدمت به جامعه تلاش فراوان کرد.

ابوسعید ابوالخیر: او در عین ذکر و عبادت، زندگی ساده‌ای در میان مردم داشت و ارتباط خود با جامعه را حفظ می‌کرد.


نتیجه‌گیری:

جلوت مرحله‌ای از عرفان است که نشان می‌دهد کمال معنوی نه در انزوای مطلق است و نه در غرق شدن در دنیا، بلکه در تعادل میان این دو قرار دارد. عارف در جلوت، "با خلق در ظاهر و با حق در باطن" است و این هنر معنوی، والاترین هدف سلوک عرفانی به شمار می‌رود.

 

تهیه و تنظیم

دکتر علی زجالی

۱۴۰۳/۱۰/۲۸

  • ۰۳/۱۰/۲۸
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی