رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
  • ۰
  • ۰

 

باسمه تعالی

شرحی بر واژه عرفاتی راز


راز
راز است که جان را به جنون می‌خواند
هر لحظه به دل حدیث خون می‌خواند
ای دوست، اگر به جان خود گوش کنی
یک زمزمه ای تو را درون می خواند

 

این شعر عارفانه دربارهٔ "راز" به‌عنوان نیرویی معنوی و اسرارآمیز است که جان و دل انسان را به سمت حقیقت و عشق الهی سوق می‌دهد. شاعر از زبان استعاره و مفاهیم عمیق عرفانی برای بیان این موضوع استفاده کرده است. در ادامه شرح هر بیت آورده شده است:

1. "راز است که جان را به جنون می‌خواند"

شاعر در اینجا "راز" را به نیرویی قدرتمند تشبیه می‌کند که انسان را از دنیای عقل و منطق فراتر برده و او را به مرحله‌ای از جنون عاشقانه می‌کشاند. این جنون، جنونی مقدس و عرفانی است که نمادی از عشق و شور بی‌پایان به حقیقت و خداوند است.

2. "هر لحظه به دل حدیث خون می‌خواند"

راز در دل انسان زمزمه‌هایی از درد، عشق، و فداکاری را ایجاد می‌کند که شاعر آن را با "حدیث خون" بیان کرده است. خون در اینجا نمادی از شور و فداکاری است که عاشق در راه حقیقت و معشوق الهی تجربه می‌کند. راز، دل انسان را به سمت این تجربه‌های عمیق فرا می‌خواند.

3. "ای دوست، اگر به جان خود گوش کنی"

شاعر مستقیماً مخاطب را خطاب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد که به ندای درونی خود گوش دهد. این بیت دعوتی است به درون‌نگری و کشف اسرار نهفته در وجود خویش. در اینجا "جان" نماد عمق وجود و فطرت انسان است که حامل رازهای الهی است.

4. "یک زمزمه ای تو را درون می‌خواند"

این زمزمه همان صدای راز است که از عمق وجود انسان برخاسته و او را به سوی حقیقت الهی دعوت می‌کند. این صدا درونی و آرام است و تنها با سکوت و توجه می‌توان آن را شنید. شاعر به اهمیت توجه به این ندای درونی تأکید می‌کند.

پیام کلی شعر

این شعر به بیان عمیق‌ترین تجربهٔ عرفانی انسان می‌پردازد؛ تجربهٔ شنیدن "راز" که از درون انسان برخاسته و او را به سمت جنون عاشقانه و حقیقت الهی می‌برد. پیام شعر تأکید بر درون‌نگری، سکوت، و توجه به ندای فطرت است که در آن می‌توان راز هستی و ارتباط با خداوند را کشف کرد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که به ندای دل و جان گوش سپارد و از عقل ظاهری فراتر رود تا حقیقت را بیابد.

 

راز در عرفان، مفهومی بسیار عمیق و چندلایه دارد که به جنبه‌های پنهان و اسرارآمیز هستی، ارتباط انسان با خدا، و مراحل سلوک عرفانی اشاره دارد. در عرفان، راز فراتر از آن است که تنها امری پنهان تلقی شود؛ بلکه نمادی از حقایق الهی، وحدت وجود، و تجلیات الهی است که تنها برای کسانی که اهل شهود و معرفت‌اند، آشکار می‌شود.

تعریف راز در عرفان:

1. راز به‌عنوان حقیقت الهی پنهان:
عرفا راز را حقیقتی می‌دانند که در عمق هستی نهفته است و تنها از طریق سلوک و تجربه معنوی آشکار می‌شود. این راز، همان معرفت الهی است که با زبان قابل بیان نیست و باید در قلب تجربه شود.


2. راز در ارتباط انسان با خدا:
راز در عرفان، به رابطه پنهان و عمیق انسان با خداوند اشاره دارد. این رابطه شخصی و خصوصی است و در آن انسان از طریق عشق، فنا، و توجه به حق، به حقیقت وجودی خود و خداوند پی می‌برد. این معنا در اشعار عرفا بسیار دیده می‌شود:

> «آن دم که خبر شوم ز اسرار روم
با دیده‌ی دل به سوی دلدار روم»
(مولانا)

 


3. راز به‌عنوان مرحله‌ای در سلوک عرفانی:
در مراتب سیر و سلوک عرفانی، مرحله‌ای به نام "راز" وجود دارد که در آن عارف به حقایق پنهان آفرینش و وحدت وجود پی می‌برد. این مرحله با سکوت و اخفای باطنی همراه است، زیرا عارف نمی‌تواند حقیقت راز را به زبان آورد.


4. راز و سکوت:
یکی از ویژگی‌های راز در عرفان، ارتباط آن با سکوت است. عرفا باور دارند که راز الهی تنها در سکوت و درون قلب آشکار می‌شود. سکوت عارف نشان‌دهنده این است که حقیقت را نمی‌توان با زبان بیان کرد:

> «سخن سربسته گفتن با حبیب
کفر نباشد، نه کار بی‌ادب»
(حافظ)

 


5. راز در عشق عرفانی:
در عرفان، عشق یکی از بزرگ‌ترین رازهاست. عرفا عشق را نیرویی الهی و پنهان می‌دانند که انسان را به سوی حق هدایت می‌کند. عشق، خود راز خلقت است:

> «جهان راز است و عشق افشای آن
دلی دارم، اسیر و جای آن»
(سهراب سپهری)

 

 

ویژگی‌های راز در عرفان:

پنهان و آشکار بودن: راز در عین اینکه برای همگان قابل مشاهده نیست، برای اهل معرفت آشکار است.

زبان‌ناپذیری: عرفا معتقدند که رازهای حقیقی را نمی‌توان به زبان آورد؛ آن‌ها تنها با شهود قلبی قابل دریافت‌اند.

ارتباط با نور و عشق: راز به عنوان حقیقت الهی، همواره با نور، عشق، و وحدت ارتباط دارد.


نتیجه‌گیری:

راز در عرفان، پلی است میان انسان و خدا، که از طریق سلوک و عشق به تدریج آشکار می‌شود. این راز، حقیقتی پنهان در دل هستی است که از طریق قلب و شهود قابل درک است. عرفا بر این باورند که رازهای الهی باید محترم شمرده شوند و تنها برای اهل آن آشکار گردند.

 

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی

۱۴۰۳/۱۰/۲۸

  • ۰۳/۱۰/۲۸
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی