رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

بایگانی
  • ۰
  • ۰

لقمه حلال

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۶۴۱ تا ۱۶۴۶
لقمه حلال

گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
تا تو تاریک و ملول و تیره‌ای
دان که با دیو لعین همشیره‌ای
لقمه‌ای کو نور افزود و کمال
آن بود آورده از کسب حلال
روغنی کاید چراغ ما کشد
آب خوانش چون چراغی را کشد

مولانا می گوید اگر انبان وجودت را از مادیات خالی کنی، آنگاه آن از گوهرهای گرانبها پر می شود، یعنی معارف الهی در انبان وجودت ریخته می شود.
انسان ها در این دنیا همواره در حال تغذیه و شیر خوردن هستند.بعد از دوران شیر خوارگی، ما از شیطان تغذیه می شویم.او مادر همه ما می گردد.چنانچه روح ما توسط شیطان تغدیه نگردد و همانند دوران شیر خوارگی شیر شیطان را نخوریم ،آنگاه با فرشتگان دمساز و همراه می شویم.
مولانا می گوید تا وقتی که دلتنگ و ملول هستی، بدان که شیطان همنشین و همدم و همراه تو است.مولانا می گوید ،برای رهایی از این تاریکی و ظلمت و رفتن به روشنایی ها، باید مراقبت کنی و لقمه حلال بخوری. در اینجا لقمه به چیزهایی گفته می شود که انسان با خوردن، شنیدن، گفتن و اعمال خود، سبب تغییراتی در انسان می شود.اگر روح و روان انسان بعد از استفاده از آن لقمه شاداب گردید، بدانید که لقمه حلال بوده است.در غیر اینصورت لقمه حرام استفاده شده است.
لقمه های حرام همانند آبی می مانند که بجای روغن در فانوس ریخته شوند. بدیهی است که فانوس وجود انسان هیچ روشنایی پیدا نمی کند.اما لقمه حلال چون روغن برای فانوس می ماند، که باعث روشنایی و شادابی روح و روان انسان می گردد.

ما چرا افسرده و درمانده ایم
گوشه گیر و خسته و افتاده ایم
لقمه های ما حرام و شبهه ناک
می دهد شیطان غذا وبنده ایم

دکتر علی رجالی
@alirejali

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

افسردگی

ما چرا افسرده و درمانده ایم
گوشه گیر و خسته و افتاده ایم
لقمه های ما حرام و شبهه ناک
می دهد شیطان غذا وبنده ایم

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

اشک و سوز دل

آب و آتش می کند صحرا خزان
عشق و گریه می برد ما را جنان
سبز می گردد زمین از ابر و نور
تو ندانی لذت اشک و فغان

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

اصحاب یقین


آدمی را دین و ایمان و یقین
می کند کامل چو اصحاب یقین
آدمی را فهم و ادراک و شعور
می کند با ارزش و در  ثمین

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

تکیه گاه

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۶۳۱ تا ۱۶۳۳
تکیه گاه

نطق کان موقوف راه سمع نیست
جز که نطق خالق بی‌طمع نیست
مبدعست او تابع استاد نی
مسند جمله ورا اسناد نی
باقیان هم در حرف هم در مقال
تابع استاد و محتاج مثال

موقوف، به معنای متوقف بودن است.
سمع، یعنی شنیدن می باشد.بی طمع، به معنای بی چشم داشت بودن است.در اشعار قبل گفته شد که راه سخن گفن، از طریق شنیدن است.شنیدن مقدمه و لازمه گفتن است.البته یک استثنا در این اصل کلی وجود دارد.خداوند،از کسی چیزی نشنیده است.لذا او ابتدا به ساکن با انسان ها صحبت می کند.
مبدع ، به معنای نو آورنده و پدید آورنده است.مسند، یعنی تکیه گاه می باشد.مولانا می گوید که خدا پدید آورنده هر چیزی است.لذا استادی که بخواهد از او تبعیت و الگو برداری کند وجود ندارد.خداوند تکیه گاه کلیه مخلوقات هستی می باشد.لذا خدای متعال نیازی به تکیه گاه ندارد.
باقیان در اینجا اشاره به خلایق دارد. حرف ، به معنای شغل و حرفه است.مقال، یعنی سخن گفتن می باشد.مثال، به معنای مدل و الگو می باشد.مولانا می گوید، کلیه انسان ها برای یادگیری چه در پیشه و حرفه و چه در سخن گفتن نیاز به استاد و الگو دارند.

علم بی عالم از آن کبریاست
آن برای اولیا و انبیاست
علم ما از عالم و از آدم است
بی تعلم آدمی در قهقراست

دکتر علی رجالی
@alirejali



  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

تعلیم و تربیت

تکیه گاه آدمی تنها خداست
خالق هستی مبرا و جداست
آدمی تعلیم گردد از بشر

یاد گیری بی معلم نا رواست

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۶۲۳ تا ۱۶۳۰
انسان کامل و انسان ناقص
ابیات : ۱۶۲۳ تا ۱۶۳۰

لقمه و نکته‌ست کامل را حلال
و نه‌ای کامل مخور می‌باش لال
چون تو گوشی او زبان نی جنس تو
گوشها را حق بفرمود انصتوا
کودک اول چون بزاید شیرنوش
مدتی خامش بود او جمله گوش
مدتی می‌بایدش لب دوختن
از سخن تا او سخن آموختن
ور نباشد گوش و تی‌تی می‌کند
خویشتن را گنگ گیتی می‌کند
کر اصلی کش نبد ز آغاز گوش
لال باشد کی کند در نطق جوش
زانک اول سمع باید نطق را
سوی منطق از ره سمع اندر آ
وادخلوا الابیات من ابوابها
واطلبوا الاغراض فی اسبابها


مولانا می گوید اگر انسان کاملی از مواهب دنیوی بهره ببرد، برای او مجاز و عمل او برای انسانها نیز خوب می باشد.زیرا همانند زنبور عسل، اگر روی گلی بنشیند، بعدا عسل ارائه می کند که ارزش آن بسیار بالاتر از نشستن روی گل است.در حقیقت مولانا می خواهد بگوید اگر مواهب الهی و دنیوی در اختیار اولیای الهی قرار گیرد، آنان این مواهب را ضایع نمی کنند.اما افراد معمولی به خاطر ناقص بودن، نمی توانند بطور کامل از آن مواهب بهره ببرند، لذا آنرا ضایع می کنند.لذا پیشنهاد می کند که از آنها استفاده نکند و مدتی سخن نگوید .این همانند لقمه ای می ماند که برای دهان انسان بزرگ باشد.
مولانا می گوید انسان های ناقص با انسانهای کامل همسطح نمی باشید.انسان های کامل همانند زبان و انسان های ناقص همانند گوش می مانند.لذا از یک جنس نمی باشند.زبان می گوید ولی گوش می شنود.باید همواره شنونده باشیم، بجای اینکه همواره گوینده باشیم.خداوند می فرماید، خاموش باشید و کلام الهی را بشنوید.گوش داشتن کفایت نمی کند، شنیدن توسط گوش اهمیت دارد.وقتی سخنان ارزشمندی را شنیدی، می توانی آنها را بازگو کنید.لذا یاد گیری مقدمه یاد دادن است.
همانند بچه های شیر خوار باش، وقتی بدنیا می آیند ،مدتی سخن نمی گویند و سراپا گوش می باشند و نظاره گر اعمال و رفتار و گفتار ما هستند.بعد از فرا گیری، به تدریج شروع به سخن گفتن می کنند و نظرات خود را ابراز می کنند.چقدر شیرین باز گو می کنند و همه منتظر سخن گفتن آنها هستند و از آنها لذت می برند.
انسان ناقص باید مدتی خاموش باشد تا سخن گفتن را یاد بگیرد.چناچه گوش به سخنان دیگران ندهد، چیزی هم یاد نمی گیرد.لذا چیزی برای گفتن ندارد و مردم او را یک انسان گنگ خطاب می کنند.
کسانی که مادر زاد کر بودند، همواره لال نیز بودند و قادر به سخن گفتن هم نشدند.لذا داشتن گوش ظاهری کفایت بر سخن گفتن نمی کند.باید مدتی را به شنیدن اختصاص دهند، تا امکان سخن گفتن پیدا کنند .زیرا راه و مسیری که باید طی شود تا نطق انسان گویا گردد،از طریق شنیدن است.انسانهایی که معارف الهی را گوش نمی دهند و به دستورات الهی بی اعتنا هستند،همانند انسان های مادر زاد کر هستند، که هرگز از نعمات الهی در جهت اعتلای خود بی بهره هستند.
همانطوریکه برای ورود به خانه باید از درب منزل وارد شوید،برای انجام هر کاری نیز باید ابتدا راه صحیح ورود به آن کار را پیدا کرد و با عمل به آن به نتیجه رسید.اگر انسان بخواهد در جامعه بزرگ شود،ابتدا باید اسباب بزرگی را فراهم نماید.

آدمی را دین و ایمان و یقین
می کند کامل چو اصحاب یقین
آدمی را فهم و ادراک و شعور
می کند با ارزش و در  ثمین

دکتر علی رجالی

@alirejali

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

تعلم


علم بی عالم از آن کبریاست

آن برای اولیا و انبیاست

علم ما از عالم و از آدم است

بی تعلم آدمی در قهقراست






  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

علم بی عالم

ما چو گوشیم و زبان چون عالم است
تا نباشد گوش، گفتن ما تم است
علم بی عالم از آن کبریاست
ما خموشیم، اما مت قائم است

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

کمال

هر که خواهد نظر و لطف خدا

بندگی پیشه کند در همه جا

با ادب باشد و با فهم و کمال

هر که ببیند اثر ذکر و دعا



  • علی رجالی