رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

بایگانی
  • ۰
  • ۰

قدرت اولیای الهی

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۶۷۰ تا ۱۶۷۴
قدرت اولیای الهی

اولیا را هست قدرت از اله
تیر جسته باز آرندش ز راه
بسته درهای موالید از سبب
چون پشیمان شد ولی زان دست رب
گفته ناگفته کند از فتح باب
تا از آن نه سیخ سوزد نه کباب
از همه دلها که آن نکته شنید
آن سخن را کرد محو و ناپدید

مولانا در ابیات قبلی گفت که سخن همانند تیری می ماند که از کمان خارج می شود و آثار این پرتاب دیگر در اختیار انسان نیست.اما اولیای الهی به خاطر قدرت الهی که در اختیار دارند، قادرند که اثرات یک سخن گفته شده را بی تاثیر کنند.
مولانا می گوید اگر اولیای الهی از نتیجه یک عملی خوشایند نباشند،می توانند با تصرف در آن عمل، آنرا از خاصیت و تاثیر بیندازند.گویند حافظ یک بیت شعری گفته بود که عوام برداشت می کردند که حافظ به معاد اعتقادی ندارد.حافظ پیش یکی از اولیای الهی می رود و خواهان عملی برای بی اثر کردن این بیت شعر می شود.آن عارف پیشنهادی می کند که با آوردن یک بیت قبل از آن بیت ، مفهوم بیت بعدی را به آن برگردد.لذا با گفتن اشعار زیر خود را از تهمت مبرا می کند.

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت
بر در میکده‌ای با دف و نی ترسایی
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
آه اگر از پی امروز بود فردایی
خداوند بخاطر قدرتی که در اختیار اولیای الهی قرار داده است.آنان می توانند از اثر بخشی سخنی جلوگیری کنند.گویا همانند اینکه حرفی گفته نشده است ، بطوریکه گوینده و شنونده دچار آسیبی نگردند.حتی این امکان دارد که سخن شنیده از کسی را به فراموشی بسپارند.لذا مثل این است که تیری از کمان خارج نشده و در تیردان قرار دارد.

نیست آثار عمل دست بشر
هر عمل دارد مزایا و خطر
حق دهد پاداش و اجر هر عمل
نقش ما در ابتدا دارد اثر

دکتر علی رجالی
@alirejali






  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

نقش حق

نیست آثار عمل دست بشر
هر عمل دارد مزایا و خطر

حق دهد پاداش و اجر هر عمل

نقش ما در ابتدا دارد اثر

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

آثار عمل

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۶۶۲ تا ۱۶۶۹
آثار عمل

فعل را در غیب اثرها زادنیست
و آن موالیدش بحکم خلق نیست
بی‌شریکی جمله مخلوق خداست
آن موالید ار چه نسبتشان به ماست
زید پرانید تیری سوی عمرو
عمرو را بگرفت تیرش همچو نمر
مدت سالی همی زایید درد
دردها را آفریند حق نه مرد
زید رامی آن دم ار مرد از وجل
دردها می‌زاید آنجا تا اجل
زان موالید وجع چون مرد او
زید را ز اول سبب قتال گو
آن وجعها را بدو منسوب دار
گرچه هست آن جمله صنع کردگار
همچنین کشت و دم و دام و جماع
آن موالیدست حق را مستطاع

هر کاری که انسان در عالم طبیعت انجام می دهد در عالم معنا و عالم حقیقی، که بر ما پوشیده است، دارای اثر و آثاری می باشد.بعبارت دیگر هر عملی دارای اثر و نتایجی می باشد.این آثار و موالید دیگر در اختیار ما نیست.همانند بازی دو مینو،افتادن اولی بوسیله شما انجام می گردد ولی بقیه آنها در اختیار شما نیست.بعنوان مثال شما سخنی را می گوئید، ولی تبعات و آثار سخن شما دیگر در اختیار شما نیست.
مولانا می گوید،نقش شما در ابتدای هر عملی است، اما نقش خدا در آثار عمل شماست و تنها خداوند از آثار عمل شما آگاه است و نقش دارد.اگر چه در ابتدا پدید آورنده این عمل شما هستید و آثار این عمل به شما نسبت داده می شود.اما دیگر شما در خلق آثار نقشی ندارید و تنها خداوند در خلق آن نقش دارد.خداوند تنها تاثیر گذار امور است.
برای مثال شما به یک نفر تیری پرتاب می کنید.چنانچه تیر به هدف بخورد.او را برای مدتها زمین گیر می کنید و او دچار درد و عذاب می گردد.لذا شما با عملتان موجب مشکلاتی می شوید که در اختیار شما نیست.این مشکلات دیگر در اختیار پرتاب کننده تیر نمی باشد.حتی نمی داند که چه عواقبی برای فرد ایجاد کرده است.
مولانا برای اینکه ثابت کند که تیر انداز در آثار پرتاب تیر دیگر نقش ندارد، می گوید فرض کنید تیر انداز پس از پرتاب تیر به هلاکت رسید.آیا مردن او در کاهش یا افزایش فرد تیر خورده تاثیر دارد؟بدیهی است که بی تاثیر است.لذا خداوند است که میزان درد و زمان درد را مشخص می کند و نه تیر انداز.کسی که مرده است دیگر زاینده اثر نیست.
مولانا می گوید، چنانچه فرد تیر خورده بمیرد.ما شخص تیر انداز را مقصر می دانیم.در صورتی که مردن فرد در اختیار پرتاب کننده تیر نمی باشد.برای مثال دو نفر شغلی یکسان را راه اندازی می کنند.یکی سود زیاد و دیگری سود کم بدست می آورد.لذا یک عمل دارای آثار گوناگون است.این نشان می دهد که نتایج امور در اختیار مانیست.
مولانا می گوید ،سایر امو چون کشاورزی، زناشویی نیز دارای موالیدی هستند.اما خداوند است که در اثر بخشی نتایج موثر است.

دل اگر رنجیده شد، کی مى توان ترمیم کرد
آدمی چون رانده شد، کی مى  شود تعلیم کرد
در جوار حق شدن، تسلیم شرط لازم است
روح و جان یاغی بود، کی میتوان تسلیم کرد

دکتر علی رجالی
alirejali





  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

آزادی

طوطی دلم در این قفس زندانی است
در فکر رهایی خود از خود بینی  است

دل کرده مرا اسیر خود هر شب و روز

آزادی ما از این قفس حق خواهی است


  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

گوهر جان

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۶۵۸ تا ۱۶۶۱
گوهر جان
نکته‌ای کان جست ناگه از زبان
همچو تیری دان که آن جست از کمان
وا نگردد از ره آن تیر ای پسر
بند باید کرد سیلی را ز سر
چون گذشت از سر جهانی را گرفت
گر جهان ویران کند نبود شگفت

مولانا می گوید سخنی که از دهان خارج می شود ،همانند تیری است که از کمان رها می گردد و قابل برگشت نیست.حرف هم اگر بر زبان جاری شد، اثر خود را می گذارد .
مولانا می گوید تا وقتی سخنی گفته نشده قابل مهار کردن در دهان می باشد.اما همینکه از دهان خارج می سود ،همانند سیل می ماند که قابل کنترل نیست و به هر جهت می رود.همانطوریکه سیل ویرانگر است، سخنان بی مورد نیز اختلاف برانگیز و آشوب به پا می کند.
امیر المومنین علی (ع) می فرمایند مهار حرف و سخن تا زمانی که بیان و اظهار نشود در اختیار تو می باشد.هر وقت که بخواهی می توانی اظهار نمائی.اما اگر گفتی دیگر از مهار تو خارج می شود.آن سخن است که تو را به جهات گوناگون می کشاند.همانطوریکه انسان چیزهای با ارزش خود را مخفی و پنهان می کند.باید حرف و سخن خود را پشت زبان مخفی کند.در صورت صلاحدید در حد ضرورت بیان کند.

تا سخن مخفی بود، مرجان توست
گفتن بی جا ، بلای جان توست
تا توانی در بیان اندیشه کن
گر ادا شد هر سخن، خسران توست

دکتر علی رجالی
@alirejali

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

سخن بی جا

تا سخن مخفی بود، مرجان توست

گفتن بی جا ، بلای جان توست

تا توانی در بیان اندیشه کن

گر ادا شد هر سخن، خسران توست







  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۶۴۹ تا ۱۶۵۷
داستان طوطی و بازرگان( ۵ )

کرد بازرگان تجارت را تمام
باز آمد سوی منزل دوستکام
هر غلامی را بیاورد ارمغان
هر کنیزک را ببخشید او نشان
گفت طوطی ارمغان بنده کو
آنچ دیدی و آنچ گفتی بازگو
گفت نه من خود پشیمانم از آن
دست خود خایان و انگشتان گزان
من چرا پیغام خامی از گزاف
بردم از بی‌دانشی و از نشاف
گفت ای خواجه پشیمانی ز چیست
چیست آن کین خشم و غم را مقتضیست
گفت گفتم آن شکایتهای تو
با گروهی طوطیان همتای تو
آن یکی طوطی ز دردت بوی برد
زهره‌اش بدرید و لرزید و بمرد
من پشیمان گشتم این گفتن چه بود
لیک چون گفتم پشیمانی چه سود

بازرگان پس از انجام تجارت خود، به منزل نزد دوستانش برگشت.بازرگان طبق قولی که قبل از رفتن به سفر داده بود،برای غلامان و کنیزان خود سوغات و هدیه ای از هند آورده بود.
طوطی به بازرگان گفت که هدیه من چه شد.برایم تعریف کن که چه اتفاقاتی در سفر به هند برایت افتاده است.هر آنچه دیدی و گفتی برای من بازگو کن.بازرگان در جواب گفت که من پشیمانم و انگشتانم را بخاطر گفتن سخنانت به طوطیان هند گاز می گیرم.
بازرگان گفت من پشیمانم از اینکه سخنی نسنجیده بخاطر نا آگاهی باز گو کردم .طوطی در جواب گفت پشیمانی تو ریشه در چه چیزی دارد.بازرگان گفت که من شکوائیه های تو را به جمعی از طوطیان هند گفتم.در این بین یک طوطی که شرایط تو را شنید، زهره ترک شد و لرزید و افتاد و مرد.لذا از گفتن سخنان تو به طوطیان پشیمان هستم.اما پشیمانی من بعد از این اتفاق چه سودی ندارد.

به که گوییم غم و قصه خویش
تا نگوید دل پر   غصه خویش
هر کجا می نگرم نیست کسی 
با خدا گو سخن و گفته خویش

دکتر علی رجالی
@alirejali

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

تخم فضل

هر که خواهد حکمت و علم و یقین
تخم آن کارد به جان همچون زمین
لقمه ای پاک است تخم فضل و جود
هر که کارد نیست اندوه و حزین

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

منشا ستم

کینه و جور و ستم بر دیگران
جهل و نادانی و پندار نهان
جملگی محصول بی تقواگی است

لقمه باشد منشای  آثار آن

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

آثار لقمه حلال


باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات : ۱۶۴۴ تا ۱۶۴۸
آثار لقمه ای حلال

علم و حکمت زاید از لقمهٔ حلال
عشق و رقت آید از لقمهٔ حلال
چون ز لقمه تو حسد بینی و دام
جهل و غفلت زاید آن را دان حرام
هیچ گندم کاری و جو بر دهد
دیده‌ای اسپی که کرهٔ خر دهد
لقمه تخمست و برش اندیشه‌ها
لقمه بحر و گوهرش اندیشه‌ها
زاید از لقمهٔ حلال اندر دهان
میل خدمت عزم رفتن آن جهان

مولانا می گوید از لقمه ای پاک و حلال است که علم و حکمت ایجاد می گردد.همچنین داشتن عشق و مهربان بودن انسان ریشه در لقمه ای دارد که خورده،یا شنیده و یا دیده است .همانطوری که از میوه یک درخت، نوع درخت قابل تشخیص است.از خلق و خوی انسان ها نیز می توان به لقمه ای که خورده است پی برد.
حسد ورزی و کینه توزی در حق دیگران از اثرات لقمه حرام است.همچنین اگر انسان دچار جهل و غفلت شد، بداند که ریشه در لقمه ناپاکی دارد که خورده است.مولانا می گوید همانطوریکه از کاشتن گندم، جو بدست نمی آید.بعلاوه از یک اسب، یک بچه الاغ متولد نمی شود.اگر انسان لقمه ای حرام بخورد،نتیجه آن نا آگاهی و غفلت و حسد و قساوت قلب است.
شما می توانید از روی افکار و اندیشه های خود به لقمه ای که خورده اید نیز پی ببرید.زیرا لقمه ها هستند که نوع تفکر شما را نسبت به جهان هستی و زندگانی شما تعیین می کند.لقمه همانند دریایی است که گوهر های آن اندیشه های انسانها می باشد.
مولانا می گوید، یکی دیگر از آثار لقمه ای حلال اینست که انسان را تشویق می کند که به دیگران خدمت کند.بعلاوه لقمه حلال موجب می شود که انسان تعلق خاطری به این دنیا نداسته باشد و تمایل به رفتن به جهان دیگر دارد.بعبارت دیگر اگر مرگ برای تو شیرین شد و از مرگ هراسی نداشتید ، بدانید که لقمه ای که مصرف کرده اید پاک و حلال بوده است.

هر که خواهد حکمت و علم و یقین
تخم آن کارد به جان همچون زمین
لقمه ای پاک است تخم فضل و جود
هر که کارد نیست اندوه و حزین

دکتر علی رجالی
@alirejali

  • علی رجالی