رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

بایگانی
  • ۰
  • ۰

عفو و گذشت خدا

باسمه تعالی

برداشتهایی از آیات قرآن

عفو و گذشت

خداوند  تنها چیزی را که نمی بخشد ، نا امیدی انسان ها ست و اینکه فرد تصور کند که آنقدر گناهانش زیاد است که امکان عفو و گذشت توسط خدای متعال نیست. نا امیدی در حقیقت نوعی عدم باور و ایمان به خدا در بزرگی و بخشندگی است.
   خداوند بخشنده و مهربان است و اگر مصیبتی به انسان وارد می شود ، برای بیداری اوست. همانند انسان خواب که او را بیدار می کنند که به کارهای خود بپردازد.اگر انسان با تلنگرهایی که بعضا از طرف خدا به انسان ها زده می شود ، صرفا برای بیداری او و کسب معرفت است.همینکه بیدار شد و راه صحیح را شروع به طی نمودن کرد ، او را نیز همراهی می کند.
  برای مثال، برای تمیز کردن فرش ،آنرا با چوب دستی که به آن می زنند، گرد و غبار را از فرش خارج می شود.در ظاهر به فرش چوب زده می شود.اما چشم حقیقت بین می فهمد که برای دوری گرد و غبار از بدنه فرش و تمیزی فرش است.لذا با بعضی از اتفاقات ،خداوند می خواهد ما را از کج رفتن آگاه و به صراط مستقیم برگرداند.

ما نداریم بجز خالق هستی دگری
ما گرفتار زبانیم  و دو گوش و بصری
راه کج،کی برساند،من و تو،در بر دوست
راه حق جو، که نوید است و امید بشری

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

مجمع تشخیص مصلحت نظام


چهار روز قبل یعنی 23 مردادماه بود که اعضای جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام برای دوره هفتم آن از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی معرفی شدند. اگرچه پس از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس فقید مجمع تشخیص صدور احکام برای اعضای جدید مجمع 6 ماه زمان برد، اما حکم جدید رهبر معظم انقلاب برای اعضای دوره هفتم مجمع حاوی نکات قابل تامل و مهی است که در این گزارش به آن اشاره می شود.

به گزارش «تابناک»، اول، با تصمیم رهبری هیچک از اعضای مجمع در دوره قبل که در قید حیات هستند در ترکیب دوره هفتم کنار  گذاشته نشده اند، بلکه تعدادی از نخبگان سیاسی و چهره ها به ترکیب دوره قبل اضافه شده اند. ضمن اینکه آیات هاشمی رفسنجانی و واعظ طبسی و آقایان حسن حبیبی و حبیب الله عسگراولادی که از اعضای دوره قبل بودند، دار فانی را وداع گفته اند.

دوم، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام در فقدان آیت الله هاشمی رفسنجانی به آیت الله هاشمی  شاهرودی رئیس سابق قوه قضائیه سپرده شد و دبیری 21 ساله «محسن رضایی» بر مجمع با حکم مقام معظم رهبری به مدت 5 سال دیگر تمدید شده است.

سوم، با حکم مقام معظم رهبری 49 نفر از مسئولان عالیرتبه نظام و سیاسیون می توانند در جلسات  مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت داشته باشند که در این میان، افرادی نظیر «حجت الاسلام سیّدابراهیم رئیسی و آیت الله محسن مجتهد شبستری و احمد توکلی، سید محمد صدر، سید محمد میر محمدی و محمد باقر قالیباف» به عنوان اعضای جدید مجمع در این نهاد حضور پیدا خواهند کرد.

چهارم، «سرلشکر محمد باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح یکی از شخصیت  هایی است که در دور جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان یکی از اعضای حقوقی در این نهاد حضور پیدا خواهد کرد، در حالی که قبلا ریاست ستاد کل نیروهای مسلح عضو حقیقی مجمع بود. همچنین «حسن روحانی» و «علی لاریجانی» که قبلا عضو حقیقی مجمع بوده اند، تبدیل به عضو حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام شده اند.

چرا حکم عضویت احمدی‌نژاد در مجمع تمدید شد؟!/ چهره اصلاح‌طلبی که عضو جدید مجمع شد، کیست؟

پنجم، حفظ چهره هایی نظیر «محمود احمدی نژاد» در مجمع تشخیص؛ مساله ای که برخی آن را آخرین فرصت برای حضور رئیس دولت های نهم و دهم در عرصه سیاسی خوانده اند. به طور حتم این مساله از دقت کافی برخوردار نیست. رهبر معظم انقلاب همواره نشان داده اند که به فکر موضوع «جذب حداکثری و دفع حداقلی» هستند و لذا صدور حکم جدید برای احمدی نژاد به منظور ادامه حضورش در مجمع را می توان در همین راستا ارزیابی کرد. البته این رویه تاجای ممکن ادامه پیدا خواهد کرد، مگر اینکه خود آن شخصیت نخواهد که نمونه آن را می توان در عدم تمایل «سید محمد خاتمی» به حضور در مجمع پس از دوران ریاست جمهوری اش دید.

ششم، ادامه حضور چهره های اصلاح طلب دوره قبل در دور جدید مجمع و اضافه شدن یک چهره شناسنامه دار این جریان به ترکیب  جدید. رهبر معظم انقلاب برای دوره جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام نام «محمد صدر» را به فهرست اعضا اضافه کردند. صدر هم اکنون مشاور عالی وزیر امور خارجه است و در دولت اصلاحات نیز معاون وزیر امور خارجه بوده است.

6 عضو جدیدی که پس از این در جلسات مجمع در کنار سایر اعضا حضور پیدا خواهند کرد، عبارتند از:

آیت اللهمحسن مجتهد شبستری:امام جمعهٔ سابق تبریز و نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی بود. وی نمایندهٔ مردم استان آذربایجان شرقی و سخنگوی کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان رهبری در دورهٔ چهارم است. او در دوره‌های اول، دوم و سوم نیز نمایندهٔ مجلس خبرگان رهبری بوده و چهار دوره، نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی از تهران نیز بوده‌ است. او عضو شورای مرکزی جامعهٔ روحانیت مبارز تهران نیز هست.

حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی:او دومین متولی آستان قدس رضوی، کاندیدای اصولگرای دوازدهمین دور از انتخابات ریاست جمهوری و دادستان کل دادگاه ویژه روحانیت است. او پیش از این دادستان تهران از سال 1368 تا 1373 بود. از آن سال تا 1383 به ریاست سازمان بازرسی کل کشور منصوب شد و پس از آن ده سال معاون اول قوه قضاییه بود و سپس از سال 1393 تا 1394 دادستان کل کشور بود. پس از فوت واعظ طبسی یکی از اعضای فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال 1394 با حکم رهبری به تولیت آستان قدس رضوی منصوب شده است.

سید محمد صدر:دیپلمات ایرانی، مشاور رئیس دولت اصلاحات و مشاور ارشد محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه در دولت رجایی؛ دارای دکترای داروسازی از دانشگاه تهران. از سال۱۳۶۴تا۱۳۶۸در دوره وزارت سید علی‌اکبر محتشمی‌پور معاون سیاسی وزیر کشور ایران بود. وی در دولت اصلاحات معاون عربی – آفریقای وزارت‌ خارجه شد که به همراه محسن امین‌زاده دو مدیر ارشد وزارت خارجه در دولت بودند.

سید محمد میرمحمدی:(زادهٔ۱۳۲۷در قم) نماینده مردم قم در دوره ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی. وی هم اکنون عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی هستند و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مدرک فوق لیسانس خود را در رشته ی اقتصاد بین الملل از دانشگاه تهران اخذ نمودند. دکترای وی در رشته ی مدیریت با گرایش سیاستگذاری از دانشگاه تهران است. دکتر میرمحمدی از جمله سیاستمداران برجسته جمهوری اسلامی ایران و مفاخر دانشگاه علامه طباطبائی می باشند که بر خلاف بسیاری از سیاسیون و دولتمردان چندان اهل ارتباط با رسانه ها نبوده و در تمام این سال ها تلاش نموده است تا از رسانه ها دوری نماید.

رئیس دفتر ویژه ی آیت الله خامنه ای در دوران ریاست جمهوری، عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، رئیس دفتر رئیس جمهور وقت (آیت الله هاشمی رفسنجانی)، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور استخدامی و اداری کشور، نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی، معاون نظارت و حسابرسی دفتر مقام معظم رهبری به مدت چهاردهسال و دبیرکلی حزب تمدن اسلامی تنها بخشی از سوابق سیاسی و اداری دکتر میرمحمدی در سالیان گذشته است.

محمدباقر قالیاف:شهردار فعلی تهران که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته یکی از کاندیدهای جریان اصولگرا بود نیز به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمده است. او در سابقه فعالیت‌های خود فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، نیروی هوایی سپاه پاسداران و نیروی انتظامی را بر عهده داشته است. قالیباف از سال 1383 تا 1384رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز بوده و همچنین در چهار دوره از انتخابات‌های ریاست جمهوری سال 1384،1388،1390 و 1392 به عنوان کاندیدا حضور داشته است.

احمد توکلی:او نماینده اصولگرای دوره اول نماینده مردم بهشهر و نماینده دور هفتم، هشتم و نهم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است. توکلی سخنگوی دولت محمدعلی رجایی و وزیر کار و امور اجتماعی کابینه اول میرحسین موسوی است و مدتی هم رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی بوده است. توکلی همچنین در رقابت‌های نهمین دور از انتخابات ریاست جمهوری کاندید شد اما به نفع قالیباف کنار رفت


منبع تابناک

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

هوای نفس انسان

باسمه تعالی

برداشتهای از آیات قران

هوای نفس

 دل انسان می تواند بسیار نرم و یا بسیار سخت باشد.اصطلاحا چنین دلی  را دل نازک یا دل سنگ گویند. منظور این است که اگر انسان خاکی و متواضع شد ، دراینصورت انواع صفات الهی در او تجلی و خودنمایی می کند و در مزرعه دلش انواع گل ها با رنگ و بو های گوناگون سبز می شود.اما اگر مزرعه دل او سنگ بود ، هیچ گیاهی جز خار در دل سنگ نمی تواند رشد کند.در این حالت است که انسان بی رحم ، و ظلم بر خود و دیگران می کند.
    هوای نفس همانند گرد و خاک و طوفانی می ماند که در مقابل انسان قرار می گیرد و اجازه حرکت نمی دهد ، اگ چه دارای چشم هست.تنها راه برای حرکت در مقابل طوفان نفس ، سرکوب و کشتن و ازبین بردن هوای نفس می باشد.
   برای مثال، اگر کسی  به شما اهانت نمود و شما سکوت کردی و پاسخ او راندادی.اگر چه در ظاهر تحقیر شده ای ولی  در حقیقت روح و نفس تو قوی شد و دشنام دهنده دچار عذاب روحی می شود ولی شما با گذشت خود روح خود را تقویت و آماده جهادی بزرگ می کنی.

مستی ما مستی انگور نیست
لحظه ای در خود شدن منظور نیست
مستی ما بی خود از خود گشتن است
  شوق جنت رفتن و یا حور نیست

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

چله نشینی

باسمه تعالی

برداشت های از آیات قرآن

چله نشینی

خداوند به حضرت موسی گفت به کوه طور برو و چهل شبانه روز به عبادت بپرداز .همچنین به حضرت محمد فرمود چهل شبانه روز به غار حرا برو و به عبادت بپرداز.تا آمادگی روحی اقدام بزرگی را پیدا کنید.
   چله نشینی به معنای عزلت و کناره گیری از جامعه نیست ، بلکه تلاش برای ترک گناه و آمادگی روحی در چهل شبانه روز است.حداقل نتیجه آن تزکیه نفس و ارتقای روحی انسان است.
چله گیری در حقیقت یک کار عرفانی و سلوکی است و مبنای سلوک در اسلام بر این است که انسان از خودش بگذرد و به حق بپردازد.
   برای تبدیل یک صفت بد به صفت خوب، اگر چهل روز تلاش شود و بعد صفات دیگر و همین طور عادت ها را یکی یکی جایگزین کنیم و به تدریج سعی کنیم خود را از رذایل تخلیه و به فضایل بیاراییم.این روش ما را قادر می سازد که مراحل سیر و سلوک رابه راحتی طی کنیم. نفس ابتدا مقاومت می کند ولی با تداوم آن کار تسلیم می گردد.

معرفت را تزکیه افزون کند
عاشق جانانه را مجنون کند
تزکیه با علم گر توام شود
کی بشر را نادم و محزون کند

دکتر علی رجالی

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

چله گیری


چله گیری

1- به عدد چهل درقرآن و روایات توجه و عنایت خاصی شده است. در قرآن کریم مدت خلوت حضرت موسی(علیه السلام) را در کوه طور با خداوند چهل روز ذکر می کند: « وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً » (اعراف، آیه 142)؛ سی شب با موسی وعده نهادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم تا وعده ، پروردگارش چهل شب کامل شد.

در روایات آمده است: «من اخلص لله اربعین یوما فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه؛ هر کس خود را چهل روز برای خداوند خالص و پاک گرداند، خداوند چشمه های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می سازد (عیون اخبار الرضا(علیه السلام) ، ج 2، ص 85). انسان در چهل سالگی به کمال عقل می رسد:«اذا بلغ اربعین سنه فقد بلغ منتهاه» (خصال، ص 545) و خداوند در قرآن کریم در این باره می فرماید: « إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ » (احقاف، آیه 15) در روایت آمده است: «من قدم اربعین من المؤمنین ثم دعا استجب له؛ هر کس چهل مؤمن را جلو خود قرار دهد و سپس دعا نماید، دعای او مستجاب می گردد» (عده الداعی، 128) .

در سلوک باید انسان خودش و خواسته های خودش را فراموش کند و دنبال خواسته های خداوند و دوست داشتن های او باشد. سلوک یعنی نفی خود و اثبات خداوند. از خودخواهی هایش دست بردارد و خداخواه شود. بنابراین در چله گیری سعی کنید روی خداوند و یاد او متمرکز شوید و از کثرت ها و خواسته های نفسانی خود بپرهیزید و خود را از هر چیزی غیر یاد خدا خالص نمایید

در روایت داریم که در جریان تولد حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها) به امر الهی جبرئیل بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل گردید و به ایشان گفت: چهل روز از حضرت خدیجه(سلام الله علیها) کناره گیرد. حضرت در این مدت روزها روزه دار و شب ها مشغول عبادت بودند تا زمینه برای پیدایش و تولد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فراهم گردد.

2- منظور از چله و چله نشینی، آن است که انسان چهل روز با مراقبت و مواظبت به یاد حق و ذکر و عبادت و توجه به او مشغول باشد و امور غیر ضروری و غیر لازم را که باعث پراکندگی خاطر و تفرقه فکر می گردد و در حد امکان ترک نماید و همه اندیشه و فکرش خداوند و یاد او و اطاعت او باشد . چله نشینی به این معناست که انسان در مدت چهل روز کمال مراقبت و توجه به خداوند را داشته باشد و سعی بلیغ در ترک گناهان و دوری از محرمات الهی داشته باشد و در این مدت با یاد الهی و ذکر او و عبادت خالصانه شبستان وجودش را از نور و صفا لبریز سازد و زمینه تابش انوار الهی و درخشش آفتاب فطرت را در درون خویش فراهم آورد .

مرد دعا

3- چله گیری در حقیقت یک کار عرفانی و سلوکی است و مبنای سلوک در اسلام بر این است که انسان از خودش بگذرد و به حق بپردازد.

 در سلوک باید انسان خودش و خواسته های خودش را فراموش کند و دنبال خواسته های خداوند و دوست داشتن های او باشد. سلوک یعنی نفی خود و اثبات خداوند. از خودخواهی هایش دست بردارد و خداخواه شود. بنابراین در چله گیری سعی کنید روی خداوند و یاد او متمرکز شوید و از کثرت ها و خواسته های نفسانی خود بپرهیزید و خود را از هر چیزی غیر یاد خدا خالص نمایید. البته یاد خدا بسیار وسیع است و شامل تمامی افکار و اخلاق و احکام دینی می شود. یاد خدا یعنی انسان به وظایف واجب و مستحب خود بپردازد و گناه و مکروه را ترک کند چه در بعد اندیشه و چه اخلاق و چه عمکرد.

4-تذکر این نکته لازم است که معنای چله نشینی بریدن از مردم و شانه خالی کردن از مسؤولیت های اجتماعی و شرعی و انسانی نمی باشد و مهم این است که انسان در میان اجتماع باشد و از خود مواظبت و مراقبت نماید و بر خود مسلط باشد چون گاهی خدمت به مردم و گشودن گرهی از کار آنها و گرفتن دست انسانی درمانده و بیچاره اثرش از ده ها چله نشینی بیشتر و عمیق تر است. در راه بندگی خدا هیچ عنصری مانند عمل به واجبات الهی و دوری از محرمات نقش آفرین نمی باشد و در سلوک راه بندگی نماز و توجه به آن و اهمیت دادن به آن نقش ویژه ای دارد.

5- نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید این است که توجه به خدا و اخلاص دارای مراتب فراوانی است که به حسب میزان معرفت و ظرفین انسان ها متفاوت است. بنابر این مرتبه ضعیف و کم توجه و حتی بی توجه آن نیز دارای آثار مطلوب و مثبتی است .

6- بنابر این توجه به خدا و اخلاص در مدت 40 روز هر چند با اکراه نفس نیز باشد دارای اثر و نتیجه است و معمولا این اکراه در شروع کار در اوایل آن است ولی با گذشت زمان خود نفس آمادگی برای این عمل را پیدا کرده و نرمش نشان می دهد و از مقاومت و لجاجت دست می کشد و شیرینی و گوارایی عمل و عبادت را ظاهر می سازد .

بسیاری از بی میلی ها به عبادت از حیله های شیطان و وسوسه های او است که می خواهد عبادت شروع نشود و یا ادامه نیابد ولی استقامت در آن عبادت مشت بر دهان او می کوبد و بی میلی را بر طرف می کند و نشاط و شوق به عبادت را به ارمغان می آورد . به طور طبیعی شروع هر کاری و از جمله عبادات به دلیل عدم انس با آن و بهره مند نشدن از شیرینی و گوارایی آن سخت و سنگین به نظر می رسد و نفس آن را به اکراه و بی میلی انجام می دهد . به همین خاطرگاهی اوقات انجام عبادت بدون توجه و حضور و از روی بی میلی و از روی اکراه مقدمه انجام عبادتی همراه با حضور و توجه است زیرا انجام چنین عباداتی به تدریج موجب انس با عبادت و اشتیاق پیدا کردن به آن می شود و کم کم سنگینی و سختی آن جای خود را به آسانی و سهولت و سبکی و نشاط در عبادت می دهد بنا بر این توصیه ما این است که شما هر چند با بی میلی و اکراه هم باشد عبادت 40 روزه خود را شروع کنید و به وسوسه شیطان و ترغیب و تشویق او در مورد بی توجه بودن و بی میل بودن و بی ثمر بودن آن توجه نکنید .

چله گیری را به صورت جزئی دنبال کنید یعنی مثلا تنها برای تبدیل یک صفت بد به صفت خوب چهل روز تلاش کنید و بعد صفات دیگر و همین طور عادت ها را یکی یکی جایگزین کنید و به تدریج سعی کنید خود را از رذایل تخلیه و به فضایل بیارایید

7- برای اینکه دچار افراط و تفریط نشوید این کار را حتی المقدور زیر نظر عالمان دینی و اخلاقی و با مشورت آنها انجام دهید.

8- آثار چله نشینی بستگی کامل به زمینه های موجود در انسان و اراده و توجه و همت و اخلاص او دارد که به حسب افراد از شدت و ضعف برخوردار است ولی به هر حال در این مدت، قلب انسان نورانی و با صفا می گردد و مطالب ظریف و عالی معنوی و معارف دین را بهتر و عمیقتر می فهمد و درک می کند و زمینه برای عروج معنوی و تعالی روح انسان فراهم می گردد

9- توصیه می کنیم چله گیری را به صورت جزئی دنبال کنید یعنی مثلا تنها برای تبدیل یک صفت بد به صفت خوب چهل روز تلاش کنید و بعد صفات دیگر و همین طور عادت ها را یکی یکی جایگزین کنید و به تدریج سعی کنید خود را از رذایل تخلیه و به فضایل بیارایید. این روش برای شما بهتر است زیرا در روش قبلی با فشار زیادی روبرو می شوید و ممکن است توان تحمل نداشته و یا دچار افراط و تفریط شوید که خطرناک است.

10- در مورد تغذیه گفتنی است: برخی از سالکان برای خود در این زمینه برنامه خاص دارند مانند گیاه خواری و ترک گوشت و امثال آن ولی آنچه لازم است در این زمینه حتما رعایت شود عدم پرخوری و پرهیز از خوردن غذاهایی است که باعث سنگینی و سستی می شود و آدمی را از انجام عبادات باز می دارد.

منبع تبیان





  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

 پدر و مادر نیز عاق فرزند میشوند 


پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرموده: «چنانچه فرزند عاق پدر و مادر میشود هر گاه حقوق ایشان را به جاى نیاورد، پدر و مادر نیز عاق فرزند میشوند هر گاه نیکوکار باشد و حقوق فرزند را رعایت نکنند.»(الخصال/ ترجمه مدرس گیلانى/ ج‏1/  43 ) 

بله همانگونه که پدر و مادر حقی بر گردن فرزند دارند فرزندان نیز حقی بر پدر و مادر خویش داشته و چنانچه این حق از جانب آنان رعایت نگردد موجب عاق فرزندان می گردد.


✅ حق فرزندان در برابر والدین


بدان که خداوند متعال همان گونه که حقوق پدر و مادر را بر فرزندان واجب فرموده است، همان گونه حق فرزندان را هم بر پدر و مادر واجب فرموده است و این از حکمت خداوند است. (روضة الواعظین / ترجمه مهدوى دامغانى/ 588) و اما حق فرزندت آنست که بدانى که از توست و جزو توست و منسوبست به تو خیر و شر او در دار دنیا، اگر خوبست تو خوبى، و اگر بد است بدى توست، و بدانى که فرداى قیامت از تو سؤال خواهند کرد که چرا فرزندت را خوب بر نیاوردى و حق سبحانه و تعالى را به او نشناسانیدى و او را به طاعت و عبادت الهى نداشتى و او را مدد نکردى!!!، پس میباید که با او به نحوى سر کنى که بدانى که اگر به او خوبى کرده ثواب خواهند داد تو را، و اگر بدى کرده و بد بر آوردى عقابت خواهند کرد و اقل مرتبه آنست که فرزند خود را از عذاب الهى برهاند به آن که او را به واجبات و محرمات عالم گرداند و چون تا کسى سواد نداشته باشد غالبا فراموش میکند، از هر چیزى ضرورتر است معرفت کتابت بعد از آن معرفت حق سبحانه و تعالى، دیگر حسن ادب، دور نیست که مراد از آن تعلیم علوم ادبیّه باشد مثل صرف و نحو و منطق یا علوم نیکو مراد باشد که شامل علم فقه نیز باشد و اگر نباشد داخل معونت بر طاعت است چون طاعت بدون علم طاعت نیست بلکه علم از اعظم طاعاتست و اهم واجباتست. (لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه/ ج‏8 /779)


پیامبر (صلوات الله علیه) فرموده‏ اند: از جمله حقوق فرزند بر پدر سه چیز است: نامش را نیکو نهد و به او نوشتن بیاموزد و چون به حد بلوغ رسید، او را همسر دهد. (روضة الواعظین/ ترجمه مهدوى دامغانى/ 588) 


سکونى از امام صادق (علیه السلام) و او از پدرانش نقل مى‏کند که پیامبر خدا (صلوات الله علیه ) فرمود: بر پدر و مادر در صورتى که فرزندشان صالح باشد رعایت همان چیزى لازم است که رعایت آن بر فرزند لازم است. (الخصال / ترجمه جعفرى/ ج‏1/  91) 


از جمله حقوق فرزندان بر پدر و مادر اینست که با کمال احترام با فرزندان صحبت کنند و آنان را با دیگران قیاس نکنند که کار شیطانست. اگر تنبیه نموده اند، حلالیت بطلبند و این حلالیت جز با اصلاح سوءرفتار میسر نگردد. از حرامترین غیبت، که غیبت فرزندان است، بپرهیزند. معاذالله، اختلاف افکنی و نَمّامی نکنند. هیچ کار فرزندان را حقیر و کوچک نشمارند. الله الله از تحقیر فرزند، که اثرش تا سال ها در دل او باقی میماند و باعث سلب توفیقات والدین میگردد. پناه بر خدا، از نیش زبان مادران، که از نیش عقرب مصری سهمگین تر است، و اولین اثرش سیاه شدن قلب خود اوست و نابودی کیان خانواده را در پی دارد. بیش از همه موارد ذکر شده در روایات، این نکته مهمتر مینماید که هرگونه توقع، در هر سطحی، و هر نوعی، باعث گسسته شدن پیوند های عاطفی بین والدین و فرزندان میگردد. توقعاتی همچون نحوه عبادات، اخلاقیات، تعاملات و غیره، باعث بالا رفتن توقع کاذب از فرزندان میگردد و ناخشنودی از آنان را در پی دارد و در این حالت دعا برای فرزندان میسر نگردد و دود دعا نکردن برای فرزندان، اول به چشمان خود پدر و مادر میرود و زندگی تمام خانواده را سیاه خواهد کرد. پدر و مادر باید بدانند که فرزند، آینه ی آنان است. پس نیک بنگرند و مراقب شکسته شدن آینه به دست و زبان خود باشند.. 


همانگونه که پدر و مادر حقی بر گردن فرزند دارند فرزندان نیز حقی بر پدر و مادر خویش داشته و چنانچه این حق از جانب آنان!! رعایت نگردد موجب عاق فرزندان می گردد. 


  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

سرگذشت قوم عاد


سرگذشت قوم عاد




حضرت هود(ع) اولین پیامبر پس از نوح(ع) است. خداوند در قرآن، او را فردى تلاش گر، در راستاى دعوت به حقّ و مبارزه علیه بت‏پرستى معرفی می ‏کند. قوم او، به نام «عاد» معروفند. آن ها از انسان هاى ما قبل تاریخ و عرب بودند. در جزیرة العرب زندگى می ‏کردند. در تاریخ و تورات موجود، از زندگى آنان مطلبی قابل اعتماد، ثبت نشده است. در قرآن آن چه آمده، این است؛ ... نام قوم «عاد» است. گاهى آن ها را «عاد نخستین» نامیده است. زیرا قوم دومی  هم به نام «عاد» وجود داشته‏اند که، پس از قوم نوح، در «احقاف» واقع در جزیرة العرب سکونت داشته‏اند.

قوم هود به لحاظ نیروى بدنى، کم نظیر بوده‏اند. افرادى مترقّى، داراى ساختمان هاى مجلّل، زمین هاى حاصل خیز و نخلستان هاى قابل توجّه بودند. خداوند می ‏فرماید: ... آیا ندیدى که پروردگارت با قوم عاد و با شهر با عظمت «اِرَم» که همانندش در شهرها آفریده نشده بود، چه کرد؟

خداوند، حضرت هود(ع) را براى هدایت آن ها فرستاد. حضرت هود(ع) گفت: ... خدا را بپرستید. معبودى جز او نیست. شما فقط تهمت می ‏زنید و بت ها را شریک او می ‏خوانید. اى قوم من، من از شما براى این (رسالت) پاداشى نمی ‏طلبم. پاداش من تنها بر کسى است که مرا آفریده است. آیا نمی ‏فهمید؟!.  اى قوم من، از پرودگارتان طلب آمرزش کنید و به سوى او باز گردید تا باران را پى در پى بر شما بفرستد و نیرویى بر نیرویتان بیفزاید و گنه کارانه، از حقّ روى برنتابید.

آنان به هود گفتند: تو می ‏خواهى، ما را از عبادت بت ها باز دارى، در حالى که پدران و اجداد ما بدان وابسته بودند. تو هیچ دلیلى بر اثبات ادّعاى خودت براى ما نیاورده‏اى. ما هرگز با سخنان تو، خدایانمان را ترک نمی ‏گوییم و به تو ایمان نمی ‏آوریم.ما معتقدیم که بعضى از خدایان ما به تو غضب کرده‏اند، و تو را گرفتار یک نوع بیمارى روانى ساخته‏اند که این سخنان را بر زبان می ‏رانى و ادّعاى پیامبرى می ‏کنى.

هود گفت: اى مردم، چرا تقوا پیشه نمی ‏کنید؟. من از جانب خدا، پیامبرى امین هستم. شما سابقه زندگى مرا می ‏دانید. من هیچ گاه راه خلاف نرفته‏ام و هرگز دروغ نگفته‏ام. از خدا بترسید و سخن مرا بپذیرید. من از شما مزدى نمی ‏خواهم. مزد من فقط با خداست.

از کارهاى ناروا و بى منطق دست بردارید.

• این قصرهاى مجلّلى که به امید جاودان ماندن می ‏سازید، چه معنایى دارد؟.

•این بى رحمی ‏ها و ستمگرى‏هایى که در زندگى شما حاکم است، چه فایده‏اى دارد؟.

•این ساختمان هاى بى فایده‏اى که بر فراز تپّه‏ها می ‏سازید و می ‏خواهید که براى مردم، قدرت نمایى و تفاخر کنید، چیست؟.

اى مردم، از خشم خدا بپرهیزید. خداوندى که شما را از این همه نعمت، برخوردار فرموده است. خداوندى که هم سرمایه‏هاى مادى فراوان و هم نیروهاى انسانى کارآمد، به شما بخشیده است. باغ هاى سبز و خرم و نهرهاى پر آب به شما عطا کرده است. من از آن می ‏ترسم که خداوند، شما را به عذابى دردناک گرفتار سازد و طومار زندگى شما را از روى زمین برچیند.

قوم هود گفتند: اى هود، اگر خدا می ‏خواست پیامبرى را، به سوى ما بفرستد، فرشته‏اى می ‏فرستاد تا پیام او را به ما برساند. ما هرگز دعوت تو را قبول نخواهیم کرد. تو هم آن عذابى را که همواره ما را از آن می ‏ترسانى، بیاور. ما را از عذاب خداى تو ترسى نیست.

سرانجام، لجاجت قوم هود غضب الهى را به همراه داشت. قوم عاد با خشکسالى سختى مواجه شدند. آن ها پیوسته منتظر باران بودند. روزى براى نخستین بار، ابرى را مشاهده نمودند. خوشحال شده و به یکدیگر می ‏گفتند که این ابر، باران دارد. ولی حضرت هود(ع) فرمود: ... خیر، این ابر، همان عذابى است که خودتان خواسته بودید.

باد سردى و شدید، وزیدن گرفت. طوفانى بر پا شد. شن ها را بر سر و صورت قوم عاد می پاشید. مردم به درون خانه‏هاى محکمی  که ساخته بودند، پناه بردند. طوفان، شدیدتر از آن بود که می ‏پنداشتند. درخت ها از ریشه در می ‏آمد. افراد را از جا می ‏کند. کافران را به هوا می ‏برد و بر زمین می ‏کوبید. ساختمان ها را ویران و همه چیز را درهم می ‏کوبید. غوغایى بر پا شد. همه چیز درهم ریخت. هیچ کس نمی ‏دانست که باید چه بکند.هفت شبانه روز پی در پى، باد ‏وزید. طومار زندگى، قوم گمراه درهم ‏پیچیده شد. در آن احوال، حضرت هود(ع) و مؤمنان در شکاف کوهى به سر می ‏بردند. در آن جا از طوفان، خبرى نبود. نسیمی  آرام می ‏وزید. آنان، سرنوشت قوم را تماشا می ‏کردند. بعد از آن، طوفان آرام شد. اوضاع، به حالت عادى بازگشت. از آن مردم، جز قطعات استخوان و خانه‏هاى خالى شان چیزى به جا نماند.

 منبع تبیان

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

قوم هود


چرا قوم هود، به عذاب گرفتار شدند؟

چون گناهانی انجام دادند که مستحق عذاب شدند، آن گناه ها عبارت است از

1.شرک و بندگى غیر خدا

رش دعوت حقّ سرباز ‏زدند و همواره به دنبال بندگى غیر خدا بودند. حضرت هود(ع) می ‏باید، به آن ها تفهیم کند که همه عبادت ها، باید متوجّه پیشگاه خدا شود و هیچ گاه بت‏پرستی نکنند. زیرا تنها اوست که سلطنتش دائمی و اراده‏اش نافذ است. به هر نحوى که بخواهد، امور را می ‏گرداند. باید تنها از خدا درخواست نمود و یارى جست. دست نیاز به جانب او بلند کرد.

2.انکار آیات الهى و نافرمانى از اوامر پیامبران

با ظهور پیامبران و دعوت امت ها به یکتاپرستى، اغلب آنان، آیات خداوند را انکار نمودند. به دعوت پیامبران الهى اعتنایى نکردند. قوم هود هم این چنین بودند. قرآن در این باره می ‏فرماید: ... قوم عاد، آیات پروردگارشان را انکار کردند. پیامبران را معصیت نمودند. از فرمان هر ستمگر حقّ ستیزى، پیروى کردند.(7)

3.زدن اتهامات ناروا به حضرت هود(ع)

همیشه، پیامبران با اتهامات بى‏اساس امّتهایشان مواجه بوده اند. مردم فرستادگان خداوند را تکذیب می ‏کردند و دعوتشان را نمی ‏پذیرفتند. حضرت هود(ع) هم با امّتى لجوج، روبرو بوده است. اشراف کافر قوم عاد به او گفتند: ... ما تو را در نادانى می ‏بینیم و مسلّماً تو را از دروغگویان می ‏دانیم

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

گنج قارون


گنج قارون


در زمان حضرت موسی(ع) مردی از اقوام موسی به نام ((قارون))زندگی می کرد.قارون مردی خوش قیافه و خوش برخورد بود که صدای خوبی داشت و کتاب ((تورات))را برای مردم می خواند.او با قوم موسی مهربان بود و به موسی(ع)احترام می گذاشت تا مردم به او اعتماد کنند اما او در دل خود با شیطان همراه بود و بت می پرستید!

قارون با کارهایی از قبیلپیش خرید محصول کشاورزان و انبار کردن آن،ساختن داروهای تقلبی،گران فروشی و... روز به روز پولدارتر شد؛تا جایی که گنج قارون پرآوازه و مشهور شد!کم کم قارون به ثروت خود مغرور شد و در زمانی که مردم وضع مالی خوبی نداشتند قصر خود را با روکش طلا می ساخت؛لباس های گران قیمت می پوشید؛فقیران را مسخره می کرد و خلاصه همه را ناراحت و دلگیر کرده بود!

عده ای به او می گفتند:((قارون،این کارها را نکن،پولت را به رخ مردم نکش،این کارها عاقبت خوبی ندارد و...))او در جواب می گفت:((یعنی چه؟مال خودم است،دارندگی و برازندگی!!!من با زندگی خودم این پول ها را به دست آورده ام.))

در همان زمان بود که حضرت موسی (ع)  به امر خداوند،از مردم خواست که زکات مالشان را بپردازند!قارون با شنیدن این حکم عصبانی شد و شروع کرد به دادوفریاد و حاضر نشد سهم زکات را از پولش بپردازد و به حضرت موسی (ع) گفت:((من زکات را قبول ندارم!تو می خواهی با این نقشه ها پول مرا بگیری اما اگر برای خودت پول می خواهی حاضرم بپردازم.))حضرت موسی (ع) به قارون نگاه معنی داری کرد و با مهربانی گفت:((قارون،من هیچ چیزی برای خودم نمی خواهم.زکات حقی است که تو باید از پول و ثروت خودت در راه خدا به مردم فقیر بدهی و مطمئن باش که چیزی از مال تو کم نمی شود و خدای بزرگ برکت زیادی به مال تو خواهد داد!))

اما گوش قارون به این حرف ها بدهکار نبود.غرور و خودخواهی قلبش را پر کرده بود!علاوه بر اینکه حاضر نشد از پولش کمکی بکند،اختیارش را به دست شیطان داد و دنبال راهی بود که مردم را نسبت به حضرت موسی (ع) بدبین کند.دوستان قارون به او گفتند باید به موسی (ع) تهمتی بزنیم که مردم از او بدشان بیاید!وقتی آدم پولداری مثل تو چیزی بگوید،حتمًا مردم باور می کنند!قارون نیشخندی زد و با بدجنسی گفت:((نقشه خوبی است!چطور است بگوییم موسی ع دزدی کرده یا مثلاً آدم کشته؟!!))گفتند:((نه!پول دزدی پیشموسی (ع) پیدا نمی شود،تازه موسی با کسی دشمنی ندارد که بخواهد او را بکشد!این نقشه خوبی نیست.اینجوری بیشتر مردم می فهمند که تو دروغ می گویی!))

قارون بازهم فکر کرد و تصمیم گرفت با پول هایش به جنگ موسی برود!تهمت های زیادی به موسی زد و بین مردم زمزمه انداخت که:ای مردم با ایمان!این موسی که شما قبول دارید و خدای او را می پرستید،از من تقاضای کنیز و غلام کرده،از من رشوه خواسته و...!مردم ساده دل هم حرف های قارون و آدم هایی که از او پول گرفته بودند که علیه موسی حرف بزنند را باور کردند.این وسط شیطان هم بیکار نبود و مردم را وسوسه می کرد که موسی  ع از قدرت و ثروت قارون می ترسد،چون موسی ع با قارون فامیل است سهم زکات او را بخشیده و بین مردم فرق می گذارد و...!!!

مردم کم کم با این حرف ها ایمانشان را از دست می دادند.تا اینکه دل موسی شکست و از دست قارون به خدا شکایت کرد و گفت:((خدایا!خودت دست ظلم وبدی قارون را کوتاه کن و من همه تلاش خودم را کردم!))حضرت موسی ع به فرمان خداوند یکبار دیگر با قارون حرف زد و از او خواست دست از کارهای بدش بردارد وگرنه به عذاب خداوند گرفتار می شود و آن موقع دیگر پشیمانی سودی ندارد.اما قارون باز هم موسی ع را مسخره کرد و گفت:((موسی،همه حرف های تو دروغ است!تو می خواهی مرا بترسانی و مرا از پول هایم جدا کنی،اما من گول تو را نمی خورم.من می خواهم همیشه کنار پول هایم باشم.تو هم هر کاری دوست داری بکن.))

موسی

حضرت موسی ع  ناراحت شد و گفت:((باشد،هر کس یار قارون است با او بماند و هر کس یار خداست از کنار او دور شود.))همه اطرافیان به جز چند نفر از قارون دور شدند!حضرت موسی ع  فرمان داد:ای زمین،قارون را بگیر.ناگهان زمین شروع به لرزیدن کرد.زلزله ایی قارون و قصر و گنج هایش را لرزاند.زمین شکافته شد و برای همیشه قارون،بدی ها،ظلم و گنج او را در دل خود فرو برد!وبرای همیشه در زیر خاک پنهان شدند.با این معجزه کسانی که در دلشان به حضرت موسی ع  شک داشتند، از خواب غفلت بیدار شدند و توبه کردند و همه مقابل قدرت و عظمت خدای موسی ع  سجده کردند!!!

(آیه 76-83 و سوره احزاب _آیه 69)

  • علی رجالی
  • ۰
  • ۰

شکافندگی

باسمه تعالی

برداشتهایی از آیات قرآن

شکافندگی

خداوند متعال با شکافتن دانه در زمین موجب جوانه زدن دانه و ادامه حیات در طبیعت است. همانند خیاطی که با تکه تکه کردن پارچه ، باعث ایجاد خلعتی می شود و به پار چه ارزش می دهد.
  انسان نیز با جذب دو سلول نر و ماده ،در حقیقت شکافتن  سلول ماده و ورود سلول نر در آن ، یک انسان با گذشت زمان خلق و تکامل پیدا می کند.
  گاهی اوقات خداوند ، از شکافندگی برای نابودی استفاده می کند.همانند شکافتن زمین و دفن قارون و اموال واطرافیانش ،یا شکافتن دریا و دفن لشکریان فرعون.
  اگر به داستان حضرت یوسف دقت کنید، خداوند درهای بسته را شکافت و یوسف را از تهمت نجات داد.یاحضرت موسی و همراهان را با شکافتن آب و ایجاد خشکی بین دو کوه آب نجات داد.
   خداوند با معرفی این حقایق در قرآن کریم می خواهد به ما بگوید که اگر تقوای الهی و بندگی خدا را انجام دهید ، در اینصورت درها را به روی شما باز می کنم و هرگز به در بسته نمی خورید .حتی اگر کسی بخواهد درها را روی شما ببندد ما آنرا باز می کنیم.

ناجی یوسف تویی ،در قعر چاه
عزت و شوکت دهی با عز وجاه
تو خدایی می کنی و، ما گرفتار هوا 
مى شود یوسف، عزیز مصر و شاه

دکتر علی رجالی
 

  • علی رجالی