باسما تعالی
یک رباعی(۵۳)
یقظه
یک لحظه نگر، عمر چه در خواب گذشت
در حسرت و اندوه، چه بی تاب گذشت
چون نور خدایی به دلم راه گشود
در ظلمت شب، نور مهتاب گذشت
سراینده
دکتر علی رجالی
شرح :
"یک لحظه نگر، عمر چه در خواب گذشت"
عمر انسان در بسیاری از اوقات در غفلت و بیخبری سپری میشود، مثل خواب که در آن فرد هیچ درک و آگاهی از زمان و محیط ندارد. این مصرع اشاره به گذر بیوقفه زمان و غفلتهای پیدرپی در زندگی انسان دارد. انسان در طول زندگی ممکن است در خواب غفلت فرو رفته و از حقیقت و هدفهای واقعی خود بیخبر باشد.
"در حسرت و اندوه، چه بیتاب گذشت"
شاعر اشاره به احساسات منفی انسان در طول عمر غافل دارد. زندگی در حسرت گذشتهها و اندوههای بیپایان بهجای آگاهی و رشد روحی سپری میشود. بیتابی که در این مصرع مطرح میشود، نمادی از احساس اضطراب و ناراحتی است که در نتیجه غفلت از حقیقت و هدف زندگی در فرد بهوجود میآید.
"چون نور خدایی به دلم راه گشود"
این مصرع دربردارنده مفهوم یقظه است؛ لحظهای که خداوند به دل انسان نور میدهد و آن دل از تاریکی غفلت رها میشود. نور خدایی به معنای بیداری از خواب غفلت است، که انسان را به درک حقیقت و روشنایی معنوی هدایت میکند. این نور به دل راه مییابد و او را از تاریکیها و دنیای فانی رهایی میبخشد. در این لحظه، دل انسان با حقیقت الهی ارتباط برقرار میکند.
"در ظلمت شب، نور مهتاب گذشت"
شاعر از ظلمت شب به عنوان نماد جهل و غفلت یاد میکند. شب به عنوان زمانی از تاریکی و بیخبری است که در آن انسان از حقیقت بیخبر است. اما نور مهتاب نمادی از هجوم نور حقیقت در تاریکی است که از دل شب بهعنوان یک امید و راهگشا عبور میکند. در اینجا، مهتاب میتواند به مثابه یک نشانه از خداوند باشد که در دل تاریکی، به انسان نور میبخشد و او را به سوی آگاهی و بیداری هدایت میکند.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
alirejali.blog.ir
RejaliMathematicsChannel@
- ۰۴/۱۰/۲۷