باسمه تعالی
یک رباعی(۳۱)
خلوت دل
چون مرغ سبکبال ز غمها بگریز
از صحبت ناکسان و غوغا بگریز
در خلوت دل جز رخ محبوب مجوی
از غیر خدا و رنگ و رویا بگریز
سراینده
دکتر علی رجالی
شرح :
"چون مرغ سبکبال ز غمها بگریز"
شاعر، انسان را به مرغی تشبیه کرده که باید سبکبال باشد، یعنی از وابستگیها و غمهای دنیا رهایی یابد تا بتواند اوج بگیرد. غمها در اینجا به اندوههای مادی، دلبستگیهای بیارزش و گرفتاریهایی اشاره دارند که روح را سنگین و از پرواز بازمیدارند.
"از صحبت ناکسان و غوغا بگریز"
در این مصرع، شاعر توصیه میکند که از همنشینی با "ناکسان" پرهیز شود. "ناکسان" به افرادی اشاره دارد که در مسیر حق نیستند، ارزشهای اخلاقی را رعایت نمیکنند و باعث دور شدن انسان از حقیقت میشوند. همچنین، "غوغا" نماد هیاهوی بیهودهی دنیا، مشغولیات نالازم و کشمکشهایی است که سالک را از مسیر معنوی منحرف میکنند.
"در خلوت دل جز رخ محبوب مجوی"
اینجا شاعر به اصل مهم خلوتگزینی اشاره میکند. سالک باید دل خود را از هر چیزی غیر از معشوق حقیقی (خداوند) خالی کند و تنها در جستجوی "رخ محبوب" باشد. "رخ" در ادبیات عرفانی، نماد تجلی ذات الهی است که عاشق حقیقی در پی مشاهدهی آن است.
"از غیر خدا و رنگ و رویا بگریز"
در این مصرع، شاعر تأکید میکند که نهتنها باید از غیر خدا دوری کرد، بلکه حتی از "رنگ و رویا" نیز باید گریخت. "رنگ" نماد تعلقات دنیوی، مظاهر فریبنده و جلوههای مادی است. "رویا" نیز به خیالات، اوهام و چیزهایی اشاره دارد که انسان را از حقیقت بازمیدارند.
alirejali.blog.ir
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
RejaliMathematicsChannel@
- ۰۴/۱۰/۲۲