۵۰ ضربالمثل تازه و متفاوت
۱. آبِ بیتلاطم، ماهیِ بزرگ ندارد.
۲. خانه بیچراغ، دل بیامید است.
۳. هرکه سایه میخواهد، باید درختی بنشاند.
۴. کسی که راه نمیرود، گرد راه نیز نمیبیند.
۵. آینه زنگ بگیرد، چهره را گمراه میکند.
۶. بادی که آرام بیاید، باران بههنگام میآورد.
۷. دلِ خسته، پایِ سفر ندارد.
۸. نان بیزحمت، شکم را سیر نمیکند.
۹. دستی که نمیبخشد، تهی میماند.
۱۰. بذر امروز، حاصل فرداست.
11. ماه پنهان بماند، شب تاریکتر میشود.
12. جوی باریک، اگر راهش باز باشد، رود میشود.
13. چراغ خاموش، رهزن خیال است.
14. گردِ سفر، مرد را آزمودهتر میکند.
15. هر راهی که پرسنگ است، به قله میرسد.
16. آتش کوچک، خانه را گرم میکند؛ آتشِ بزرگ، میسوزاند.
17. کلید بیدر، به کار نمیآید.
18. جام خالی، تشنگی نمیزداید.
19. هرکه درخت میبرد، سایهاش را هم میبُرد.
20. بوی خوب، خود راهش را پیدا میکند.
21. شب بیستاره هم صبح میشود.
22. هیچ دودی بیگرمی نیست.
23. باد اگر پشتت نباشد، راه دو برابر میشود.
24. حرفی که سنجیده باشد، سنگ را هم نرم میکند.
25. دانهٔ امید، خشکترین خاک را شکوفا میکند.
26. آفتابِ کمجان، یخِ نگرانی را آب نمیکند.
27. کسی که بهوقت نمیکارد، بیوقت میدَرود.
28. ماهی کوچک، دل دریا را آشوب نمیکند.
29. خاک اگر حاصلخیز باشد، بذر کم نیز میروید.
30. سفرِ بینقشه، ره به ناکجا میبرد.
31. هر چاهی، آب گوارا ندارد.
32. راه صاف، رهروِ دانا میخواهد.
33. هرکه به آسمان نگاه نکند، رنگینکمان را نمیبیند.
34. چشمه وقتی زلال است که سنگها را درست بشناسد.
35. سایهٔ بلند، از درختِ تنومند است.
36. دلِ چرکین، سخنِ شیرین را تلخ میکند.
37. هرکه چراغی روشن کند، راه خودش هم روشن میشود.
38. بادی که از پشت بوزد، سفر را کوتاه میکند.
39. هر باغبانی، ثمرِ صبرش را میچیند.
40. آبی که از سرچشمه گلآلود باشد، پاییندست را هم تیره میکند.
41. گره محکم، دستِ عجول را میخنداند.
42. هرکه زمین را شخم بزند، دستش بوی خوش نان میگیرد.
43. رودخانهی خشک، قصهای از باران است.
44. کسی که به چراغ دیگران فوت کند، خانهاش تاریک میماند.
45. میوهٔ خام، شکم را درد میدهد.
46. آنکه از جاده بترسد، به مقصد نمیرسد.
47. هر بادی، بذرِ هر دلی را نمیبَرَد.
48. چوبِ نازک، سقف نمیشود.
49. گلِ بیخار، ماندنی نیست.
50. هرکه گوشی برای شنیدن داشته باشد، از سکوت هم حکمت میگیرد.
۱. هر که تخم بد بکارد، پشیمانی درو کند.
۲. آب که از سر گذشت، چه یک نی، چه صد نی.
۳. از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
۴. یک دست صدا ندارد.
۵. از این گوش میگیرد، از آن گوش در میکند.
۶. خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج.
۷. جوجه را آخر پاییز میشمارند.
۸. آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم.
۹. ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.
۱۰. تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.
11. دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه!
12. گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.
13. یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگری.
14. نرود میخ آهنین در سنگ.
15. مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد.
16. تا ته دیگ نسوزد، پلو درست نمیشود.
17. آب که آرام شد، ماهی خودش را نشان میدهد.
18. اسب پیشکشی را دندانشمار نمیکنند.
19. هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد.
20. عقل که نباشد جان در عذاب است.
21. خورشید همیشه پشت ابر نمیماند.
22. کوزهگر از کوزه شکسته آب میخورد.
23. هرجا دود هست، آتش نیز هست.
24. گندم از گندم بروید، جو ز جو.
25. گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟
26. بار کج به منزل نمیرسد.
27. آب رودخانه دو بار از یکجا نمیگذرد.
28. به مرگ میگیرد که به تب راضی شود.
29. هر چیز بهجای خود نیکوست.
30. ذره ذره میشود کوه.
- ۰۴/۰۹/۲۰