رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

بایگانی
  • ۰
  • ۰

کالسکه و اسب

باسمه‌تعالی 

مثالی از چهار عنصر اصلی

  • عقل = پیامبرِ درونی
  • نفسِ امّاره = حیوانِ وحشی

پس برای روح بهترین و کامل‌ترین تشبیه این است:

 روح = «پادشاهِ حقیقی» یا «صاحبِ قصر»

چرا؟

۱) روح اصلِ انسانیت است؛
۲) شریف‌ترین، لطیف‌ترین و الهی‌ترین بُعد وجودی ماست؛
۳) عقل برای او کار می‌کند، نه برعکس؛
۴) هدفِ نهاییِ روح، بازگشت به حق و «بقا بالله» است؛
۵) تمام قوای دیگر (عقل، نفس، بدن) تحت فرمان او معنا پیدا می‌کنند.

در تمثیل‌ها:

  • روح همان کسی است که کالسکه (بدن) را می‌خرد،
  • اسب (نفس) را برای حرکت می‌گیرد،
  • راننده (عقل) را می‌گمارد،
    تا او را به مقصد قرب الهی ببرد.

 دستگاه کامل تشبیه

بُعد وجودی تشبیه نقش
روح 👑 پادشاه/صاحبِ قصر مقصد، اصل و هدف؛ حقیقت انسان
عقل 🌟 پیامبر درونی / مشاور خردمند هدایت، تشخیص راه درست
نفس امّاره 🐅 حیوانِ وحشی / اسبِ نافرمان نیروی خام و قدرتمند؛ باید تربیت شود
بدن 🚗 کالسکه / مرکب ابزار حرکت در دنیا

 جمع‌بندی  دقیق

  • روح می‌گوید: «به خانهٔ خدا بازگرد.»
  • عقل می‌گوید: «راه این است.»
  • نفس اماره می‌گوید: «راه آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر را برو!»
  • بدن هم فقط همان‌جا می‌رود که این سه نیرو او را بکشانند.

تاریخچهٔ دقیق و مفصلِ تمثیل کالسکه ـ اسب ـ راننده.

این تمثیل معمولاً به‌صورت «بدن = کالسکه، نفس = اسب، عقل = راننده» مطرح می‌شود، اما این ایده یک تاریخ طولانی و چندلایه دارد و فقط متعلق به یک نویسنده نیست.

برای وضوح ذهنی، ابتدا یک تصویر ذهنی گشوده شود:

 تاریخچهٔ کامل و جزئیات تمثیل «کالسکه ـ اسب ـ راننده»

این تمثیل، برخلاف تصور عموم، قدمت بسیار بیشتری از روان‌شناسی جدید دارد و ریشه‌های آن در فلسفهٔ یونان، عرفان شرقی، مسیحیت باطنی، و سپس گورجیف دیده می‌شود.

در ادامه، این تاریخچه را به ترتیب زمانی بیان می‌کنم:

۱) ریشهٔ اصلی در فلسفهٔ یونان (افلاطون – ۲۴۰۰ سال پیش)

قدیمی‌ترین شکل این تمثیل در رسالهٔ فایدروس اثر افلاطون دیده می‌شود.

افلاطون چه می‌گوید؟

او روح انسان را به یک ارابه تشبیه می‌کند:

  • ارابه → کل بدن و وجود انسان
  • دو اسب
    1. اسب نجیب (قوای عقلانی و فضیلت‌ها)
    2. اسب سرکش (امیال و شهوت‌ها)
  • راننده (ارابه‌ران)لوگوس / عقل و خرد که باید دو اسب متضاد را هماهنگ کند.

چرا مهم است؟

زیرا افلاطون اولین متفکری است که:

  • قوای انسان را سه‌گانه می‌بیند،
  • و برای توضیح سلوک، از تمثیل ارابه استفاده می‌کند.

این تمثیل بعدها پایهٔ بسیاری از تمثیل‌های عرفانی شد.

۲) عرفان هندی و بودایی (۲ هزار سال پیش به بعد)

در اوپانیشادها و متون کهن هند، عبارتی کاملاً مشابه آمده:

در «کته اوپانیشاد»:

انسان = کالسکه
بدن = ارابه
نفس = اسب
عقل = مهار (لَگام)
خرد / آگاهی ناب = رانندهٔ حقیقی

این متن یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های انسان‌شناسی تمثیلی است.

۳) عرفان اسلامی و حکمت ایرانی (قرون ۴ تا ۸ هجری)

عرفا و حکیمانی مانند سهروردی، نجم‌الدین کبری، سنایی، غزالی و مولوی از تمثیل‌های مشابه استفاده کرده‌اند، هرچند عینِ کالسکه و اسب و راننده را نمی‌گویند؛ اما ساختار همان است:

  • مولوی: «نفس چون استر، عقل چون ساربان»
  • غزالی: «نفس، مرکب راه است؛ اگر رام نباشد، سالک را می‌کشد.»

اینجا مرکب + نفس + عقل + روح همان ساختار کالسکه + اسب + راننده + صاحب کالسکه است.

۴) سنت مسیحیت باطنی و نویسندگان قرون ۱۶–۱۹ میلادی

در متون مسیحیِ «هانس دنهم» و «یاکوب بوهمه» و سپس «سوئدنبرگ» نیز تمثیل «بدن = وسیله، امیال = حیوان یا اسب، عقل = راهنما» دیده می‌شود.

این مسیر فکری تا عرفان غربی ادامه یافت.

۵) صورت‌بندی مدرن: گورجیف  اوایل قرن ۲۰

کسی که این تمثیل را به شکل امروزی مشهور کرد گئورگی گورجیف (۱۸۶۶–۱۹۴۹) است.

گورجیف دقیقاً چه گفت؟

او برای توضیح ساختار انسان سه بخش را مثال زد:

  • کالسکه → بدن
  • اسب → هیجانات و امیال
  • راننده → ذهن و عقل
  • صاحب کالسکه → آگاهیِ برتر / روح

گورجیف تأکید کرد که:

  • اگر راننده آموزش نبیند، اسب او را می‌برد.
  • اگر اسب تربیت نشود، راننده نمی‌تواند کالسکه را کنترل کند.
  • صاحب کالسکه باید بیدار باشد؛ وگرنه مقصد تعیین نمی‌شود.

این شکل، ابعاد معرفت نفس عرفانی و روان‌شناسی جدید را در هم آمیخت.

۶) تطبیق با روان‌شناسی جدید (فروید – ۱۹۰۰ به بعد)

فروید این تمثیل را مستقیماً استفاده نکرد، اما ساختار روان او دقیقاً متناظر با آن شد:

  • Id (نهاد) → اسب
  • Ego (من) → راننده
  • Superego (فرامن) → صاحب کالسکه

به همین دلیل بسیاری از روان‌شناسان از این تمثیل برای توضیح نظریهٔ فروید استفاده می‌کنند.

۷) کاربردهای فلسفی، عرفانی و آموزشی در عصر معاصر

این تمثیل امروز در:

  • آموزش خودشناسی
  • روان‌درمانی
  • مباحث رشد معنوی
  • عرفان عملی
  • فلسفهٔ نفس
  • و نیز در «تعالیم ارفورد، اشو، تولو سنتیاگو»

به عنوان یک مدل شهودی برای شناخت انسان به کار می‌رود.

 جمع‌بندی نهایی (به شکل مناسب برای کتاب)

تمثیل کالسکه، اسب و راننده ریشه‌ای چند هزار ساله دارد.
برای نخستین بار در افلاطون (ارابه‌ران) طرح شد، در اوپانیشادهای هندی تکمیل گردید، در عرفان اسلامی با نماد «نفس چون مرکب، عقل چون ساربان» گسترش یافت، سپس در عرفای مسیحی بازتولید شد، و در نهایت توسط گورجیف به صورت امروزی‌اش نظم یافت.
روان‌شناسی جدید نیز با ساختار Id – Ego – Superego همین مدل را تأیید و علمی‌سازی کرد.

به همین دلیل، این تمثیل امروز یکی از کامل‌ترین الگوهای فهم وضعیت انسان در مسیر رشد، تربیت نفس و سلوک معنوی به شمار می‌آید.

در ادامه هر دو را شفاف و کامل می‌گویم:
 ۱. مثال کالسکه ـ اسب ـ راننده – ارباب
این تمثیل در آثار گورجیف (Gurdjieff) آمده و در عرفان اسلامی نیز مشابه آن دیده می‌شود. اجزای آن:
• کالسکهبدن انسان
• اسبنفس یا قوای شهوانی / هیجانی
• رانندهعقل و ذهن و قوای مدیریتی
• صاحب کالسکه (ارباب)روح و حقیقت انسان
 توضیح:
اگر اسب بی‌تربیت باشد، کالسکه را هر جا که بخواهد می‌برد.
اگر راننده خواب باشد، مدیریت از دست می‌رود.
اگر صاحب کالسکه هوشیار نباشد، انسان از مقصد حقیقی باز می‌ماند.
بنابراین تعادلِ بدن + تربیت نفس + مدیریت عقل + بیداری روح شرط سلوک است.
 ۲. اصطلاح مهم روان‌شناسی که با این تمثیل متناظر است
منظورتان تقریباً یقینا این واژه است:
Id – Ego – Superego (نهاد، من، فرامن)
فروید ساختار روان را سه‌گانه می‌داند:
• Id (نهاد) → خواسته‌های غریزی، هیجانی و بی‌واسطه
(متناسب با «اسب»)
• Ego (من) → مدیریت، تصمیم‌گیری، تنظیم رفتار
(متناسب با «راننده»)
• Superego (فرامن) → اخلاق، ارزش‌ها، وجدان
(تا حدی مشابه «ارباب» یا روح)
 علم روان‌شناسی کلاسیک بر همین تقسیم‌بندی پایه‌گذاری شده است.
 ارتباط این دو
بسیاری از نویسندگان این دو مدل را کنار هم می‌گذارند:
تمثیل کالسکهساختار فرویدنقشاسبIdامیال و هیجان‌هارانندهEgoتنظیم و مدیریتصاحب کالسکهSuperego (و در عرفان: روح)ارزش‌ها و مسیر
بنابراین واژه‌ای که دنبالش بودید همان سه‌گانه‌ی فرویدی است که معمولاً کنار تمثیل کالسکه می‌آید.
اگر بفرمایید این مثال را برای کدام بحث عرفانی یا فلسفی یا منظومه‌ی هفت‌گانه می‌خواهید، من یک نسخه‌ی دقیق، کوتاه و آماده برای کتاب شما تنظیم می‌کنم. 🌸
چشم دکتر عزیز، این هم جدول کامل و تدوین‌شده به صورت متن و بدون فرمت‌های گرافیکی؛ مناسب برای درج در کتاب یا یادداشت علمی:
مقایسهٔ کامل تمثیل کالسکه و ساختار سه‌گانهٔ روان فروید
۱. کالسکه
• معادل فرویدی: بدن (ساختار جسمی)
• شرح: وسیله‌ای که تمام قوای انسان را حمل می‌کند. سلامت و استواری آن شرط حرکت صحیح است.
۲. اسب
• معادل فرویدی: Id (نهاد)
• شرح: نیروهای غریزی، هیجانات، کشش‌های حیوانی و تمایلات خام. اگر تربیت نشود، کالسکه را به هر سو می‌کشد.
۳. رانندهٔ کالسکه
• معادل فرویدی: Ego (من)
• شرح: مدیر، تصمیم‌گیر و تنظیم‌کنندهٔ رفتار. وظیفه دارد اسب را مهار کند و مسیر را بشناسد. اگر ناآگاه یا ضعیف باشد، اسب غالب می‌شود.
۴. صاحب کالسکه (ارباب)
• معادل فرویدی: Superego (فرامن)
• شرح: وجدان، ارزش‌های اخلاقی، اصول و معنویت. در تمثیل عرفانی، صاحب کالسکه همان روح انسان است که مقصد و هدف نهایی را تعیین می‌کند.
جمع‌بندی نهایی (برای درج در کتاب)
در تمثیل کلاسیک «کالسکه ـ اسب ـ راننده ـ ارباب»،
بدن همان کالسکه است،
نفس هیجانی و غریزی در نقش اسب ظاهر می‌شود،
عقل و ذهن مدیریتی در جایگاه راننده قرار دارد،
• و روح یا وجدان اخلاقی همان صاحب کالسکه است که مقصد را مشخص می‌کند.
در روان‌شناسی جدید نیز فروید ساختار روان را به سه بخش نهاد (Id)، من (Ego) و فرامن (Superego) تقسیم می‌کند که کاملاً با این تمثیل قابل تطبیق است:
نهاد = اسب (امیال و غرایز)،
من = راننده (مدیریت و تنظیم)،
فرامن = ارباب (ارزش‌ها و وجدان).
نتیجه اینکه: حرکت انسان به‌سوی کمال، تنها زمانی ممکن است که بدن سالم باشد، قوا مهار شود، عقل مدیریت کند و روح مقصد را روشن ببیند.
 

  • ۰۴/۰۸/۲۹
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی