رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

بایگانی
  • ۰
  • ۰

رابطه علم و دین

باسمه‌تعالی 

رابطه علم و دین

۱. تفکیک زبان دین و زبان علم

در نگاه تحلیل‌گرایان فلسفی (مثل کارنپ، آیر، و بعدها ویتگنشتاین متأخر)، زبان دین با زبان علم تفاوت ماهوی دارد.

  • زبان علمی ناظر به توصیف پدیده‌ها و آزمون‌پذیر است.
  • زبان دینی ناظر به تجربه ایمان، معنا، و ارزش است و آزمون‌پذیر تجربی نیست.

گزاره‌های دینی، علمی یا استدلالی به معنای تجربی کلمه نیستند، بلکه ایمانی‌اند.

به بیان ساده‌تر، از «خدا جهان را آفرید» نمی‌توان به «نظریه بیگ‌بنگ» رسید، و برعکس، از «بیگ‌بنگ» نمی‌توان وجود خدا را اثبات یا رد کرد.
این دو در دو «سطح زبانی» متفاوت‌اند.

۲. دیدگاه تلفیقی 

اما در سده اخیر، برخی متفکران (هم در جهان اسلام و هم غرب) کوشیده‌اند نوعی گفت‌وگو یا هماهنگی معنایی بین علم و دین برقرار کنند، نه تلفیق منطقی.
مثلاً:

  • در غرب: آیان باربور، جان پولکینگ‌هورن، و آرتور پیکاک
  • در جهان اسلام: مطهری، علامه طباطبایی، سید حسین نصر، سروش، و داوری اردکانی

این متفکران می‌گویند:
دین و علم دو منظر متفاوت‌اند، اما می‌توانند در افق معنا یا تبیین نهایی هستی یکدیگر را تکمیل کنند.
مثلاً دین درباره «چرایی وجود جهان» سخن می‌گوید، علم درباره «چگونگی آن».
تلفیق نابجای این دو خطرناک است، ولی تفاهم سطحی یا تفسیر تأییدی می‌تواند مفید باشد.

 ۳. خطر التقاط
وقتی کسی بکوشد از آیات قرآن نظریه علمی استخراج کند یا هر کشف علمی را توجیه قرآنی بداند، در واقع نه به علم خدمت کرده و نه به دین.
چنین رویکردی:

  • علم را محدود به مفاهیم کهن می‌کند،
  • و دین را از معنویت به سوی تجربه‌گرایی سطحی می‌کشاند.

تجربه تاریخی هم نشان داده که این «تلفیق اجباری» معمولاً به شکست انجامیده؛ چون هر دو نظام معرفتی استقلال و روش خاص خود را دارند.

 جمع‌بندی نظر من

 گزاره‌های دینی، ایمانی و غایتمند‌اند، نه آزمون‌پذیر علمی.
 گزاره‌های علمی، تجربی و توصیفی‌اند، نه ارزشی یا ایمانی.
 بنابراین، از گزاره‌های دینی نمی‌توان مستقیماً گزاره علمی استنتاج کرد (و برعکس).
اما گفت‌وگوی میان علم و دین، اگر با تفکیک مرزها و احترام به استقلال دو حوزه صورت گیرد، می‌تواند فهم انسان از هستی را ژرف‌تر کند.

مسئله‌ی نسبت دین و علم از بنیادی‌ترین و دیرپاترین مباحث در فلسفه‌ی معاصر است.  «گزاره‌های دینی علمی یا استدلالی نیستند، بلکه ایمانی‌اند» از نظر فلسفی ریشه‌دار و مستدل است. برای روشن شدن جایگاه این سخن، می‌توان دیدگاه فیلسوفان اسلامی و غربی را در چند محور توضیح داد.

نخست آن‌که هدف دین با هدف علم تفاوت اساسی دارد. متفکرانی چون شهید مطهری، علامه طباطبایی و سید حسین نصر در جهان اسلام، و دانشمندانی مانند جان پولکینگ‌هورن و ایان باربور در غرب، همگی بر این تفاوت تأکید دارند. علم در پی شناخت چگونگی پدیده‌هاست، در حالی‌که دین می‌کوشد چرایی هستی و غایت وجود انسان را تبیین کند. هدف علم توصیف و تبیین قوانین طبیعت است، اما هدف دین هدایت، معنا، و تعالی روح انسان. از این‌رو گزاره‌های دینی نه آزمون‌پذیرند و نه در قالب آزمایش تجربی سنجیده می‌شوند. همین امر سبب می‌شود که از گزاره‌های ایمانی نتوان به گزاره‌های علمی گذر کرد؛ زیرا این دو در دو قلمرو متفاوت سخن می‌گویند.

در طول تاریخ، رویکردهای گوناگونی نسبت به رابطه‌ی دین و علم پدید آمده است. برخی از متفکران سکولار همچون برتراند راسل و ریچارد داوکینز، علم و دین را متعارض دانسته‌اند و بر حذف یکی از آن دو تأکید کرده‌اند. در مقابل، گروهی دیگر بر استقلال این دو حوزه پافشاری کرده‌اند و گفته‌اند که علم و دین دو زبان متفاوت دارند و هیچ‌گاه نباید یکی را با معیار دیگری سنجید. در این میان، عده‌ای نیز راه گفت‌وگو و تعامل را برگزیده‌اند و بر آن‌اند که اگرچه علم و دین از دو مسیر متفاوت حرکت می‌کنند، اما می‌توانند در افق معنا و غایت، یکدیگر را تکمیل کنند. ایان باربور و مطهری را می‌توان از این دسته دانست. آنان می‌گویند علم به پرسش «چگونه» پاسخ می‌دهد و دین به پرسش «چرا»، و میان این دو می‌توان گفت‌وگویی ثمربخش برقرار کرد.

اما خطر بزرگ در این میان، همان چیزی است که به درستی از آن با واژه‌ی «التقاط» یاد کرده‌اید. وقتی کسی بکوشد آیات قرآن را به‌زور در قالب نظریه‌های علمی تفسیر کند، یا کشف‌های فیزیکی و زیست‌شناسی را اثبات‌گر قرآن بداند، در واقع نه خدمت به علم کرده و نه به دین. علم در روش تجربی خود باقی می‌ماند و دین در قلمرو معنا و ایمان. ترکیب این دو، بدون تفکیک مرزها، سبب تحریف هر دو حوزه می‌شود. سید حسین نصر نیز هشدار داده است که چنین تفسیرهایی در نهایت به «علم سکولار با نقاب دینی» می‌انجامند و نه به معرفت قدسی.

زبان دین نیز از بنیاد با زبان علم متفاوت است. دین با زبان هدایت، معنا، و نماد سخن می‌گوید، در حالی‌که علم با زبان توصیف، آزمون و تحلیل تجربی سروکار دارد. مطهری و علامه طباطبایی تأکید دارند که آیات آفرینش در قرآن برای بیان نظریه‌های فیزیکی نازل نشده‌اند، بلکه هدف آن‌ها دعوت انسان به تفکر در نظام هستی و کشف نشانه‌های خداوند است. پس تفسیر علمی قرآن به معنای استخراج نظریه‌ی علمی از متن دینی، روشی نادرست و تحریف‌آمیز است.

جمع‌بندی آن‌که گزاره‌های دینی، ایمانی و غایتمندند؛ و گزاره‌های علمی، تجربی و توصیفی. هیچ‌یک را نمی‌توان به زبان دیگری ترجمه کرد. با این‌حال، گفت‌وگوی میان دین و علم، اگر بر پایه‌ی احترام به استقلال دو حوزه و پرهیز از تلفیق ناروا باشد، می‌تواند به تعمیق فهم انسان از جهان و از خویشتن بینجامد.

از این رو سخن مبنی بر این‌که «تلفیق میان گزاره‌های علمی و دینی نه ارزش علمی دارد و نه ارزش دینی»، کاملاً دقیق است. چنین دیدگاهی بیانگر نوعی «عقل ایمانی» است که مرز علم و ایمان را می‌شناسد و می‌داند هر یک برای چه آمده است و در کجا باید از دیگری سکوت طلبد.
در این بخش توضیح می‌دهیم چگونه گفت‌وگوی سالم و ثمربخش میان علم و دین ممکن است؛ گفت‌وگویی که نه به «تلفیق التقاطی» بینجامد، نه به «جدایی مطلق» و بیگانگی دو حوزه.

 ۱. شناخت مرزها، شرط نخست گفت‌وگو

هر گفت‌وگوی سالم با شناخت مرزها آغاز می‌شود.
دین و علم هر دو ناظر به حقیقت‌اند، اما از دو زاویهٔ متفاوت.
علم با ابزار تجربه، مشاهده و عقل تحلیلی به دنبال چگونگی پدیده‌هاست.
دین با شهود، وحی و عقل شهودی در پی چرایی هستی و غایت انسان است.

اگر این مرزها روشن نشود، یکی از دو خطر رخ می‌دهد:
یا دین به «علم تجربی» فروکاسته می‌شود،
یا علم در لباس تفسیر دینی گرفتار جزم‌اندیشی می‌شود.
بنابراین شرط نخست گفت‌وگو، تفکیک روش و موضوع هر دو حوزه است.

 ۲. تفسیر هم‌افق نه تفسیر تحمیلی

وقتی از هماهنگی علم و دین سخن می‌گوییم، مقصود تحمیل مفاهیم علمی بر متون دینی نیست.
بلکه مقصود این است که هرگاه علم، افقی تازه از جهان بگشاید، مؤمن می‌تواند از درون ایمانش معنای تازه‌ای از آیات هستی دریابد.

برای نمونه:
وقتی اخترفیزیک از گسترش عالم سخن می‌گوید، مؤمن به جای آنکه بگوید «قرآن بیگ‌بنگ را گفته»، می‌گوید:
«اکنون بهتر می‌فهمم که آیه‌ی أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا چه عمقی از معنا دارد.»

این نوع تفسیر، «هم‌افق» است نه «تحمیلی».
در این رویکرد، ایمان از علم تغذیه نمی‌شود، بلکه معنا می‌یابد.

 ۳. علم، فهم طبیعت است؛ دین، فهم حقیقت

علم می‌گوید: چیزها چگونه‌اند.
دین می‌گوید: چرا چنین‌اند و چه معنا دارند.
گفت‌وگوی درست آن‌جاست که این دو در جای خود بایستند و مکمل یکدیگر باشند.

وقتی علم به قوانین طبیعت می‌رسد، دین به او یادآور می‌شود که این نظم تصادفی نیست.
و وقتی دین از خالق و معنا سخن می‌گوید، علم ابزار شناخت جلوه‌های آفرینش را فراهم می‌کند.
در این معنا، علم چراغ است و دین جهت‌نما.

 ۴. عقل، نقطهٔ پیوند دین و علم

عقل انسانی می‌تواند پلی باشد میان تجربهٔ علمی و ایمان دینی.
در نگاه حکمای اسلامی مانند ملاصدرا، عقل سه مرحله دارد:
عقل نظری، عقل عملی، و عقل شهودی.
علم با عقل نظری سروکار دارد، دین با عقل شهودی؛ اما هر دو در بنیاد، بر عقل انسانی تکیه دارند.

از این رو، گفت‌وگوی علم و دین نه در سطح نظریه‌های فیزیکی یا تفاسیر لفظی، بلکه در سطح عقلانیت انسانی ممکن می‌شود؛ جایی که انسان، حقیقت را هم در کتاب طبیعت و هم در کتاب وحی جست‌وجو می‌کند.

 ۵. تجربهٔ تاریخی گفت‌وگو

در دوران طلایی تمدن اسلامی، از قرن سوم تا هفتم هجری، علم و دین در تعارض نبودند.
فیلسوفانی چون ابن‌سینا، فارابی، سهروردی و ملاصدرا علم را تجلی عقل الهی می‌دانستند.
آنان نه از دین نظریهٔ علمی استخراج می‌کردند و نه علم را بدیل ایمان می‌دیدند، بلکه میان «علم تجربی» و «معرفت قدسی» پیوندی معنوی برقرار کرده بودند.

همان سنت می‌تواند الگوی ما در دوران جدید باشد: بازگشت به روح توحیدی علم، نه به تلفیق سطحی گزاره‌ها.

 ۶. جمع‌بندی

گفت‌وگوی سالم علم و دین، زمانی شکل می‌گیرد که:

  1. مرزهای معرفتی هر دو شناخته شود.
  2. تفسیرها هم‌افق و معناگرایانه باشند، نه تحمیلی.
  3. علم در جایگاه شناخت طبیعت و دین در جایگاه هدایت باقی بمانند.
  4. عقل به عنوان پیونددهنده و داور میان آن دو عمل کند.

در این صورت، علم از معنا تهی نمی‌شود و دین از عقل و تجربه بی‌نیاز نمی‌گردد.
آن‌گاه می‌توان گفت علم و دین دو زبان از یک حقیقت‌اند؛
یکی زبان پدیده‌ها، دیگری زبان معناها
و انسان مؤمن در میان این دو زبان، گفت‌وگویی درونی و هماهنگ را تجربه می‌کند.

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی 

 

  • ۰۴/۰۸/۱۶
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی