باسمه تعالی
تحلیلی بر نامه ای به معاویه
.
به نام خدایی که بخشنده است
که نورش به جانها فزاینده است
تحلیل:
خداوندی که نامش بر زبانهاست و قدرتش بر دلها غالب، بخشنده است و نعماتش به جانها افزون میشود؛ آن که نور هدایتش در دلهای اهل معرفت فروزان است، روشنیبخش جانها و دلهاست.
۲.
خدایی که بر جان دهد روشنی
دل اهل معنا بود مأمن
تحلیل:
آن خدا که دلها را از ظلمت نجات میدهد، مأمن و پناهگاه اهل معرفت و اهل معناست؛ اوست که با پرتو علم و رحمت خود جانها را منور میسازد.
۳.
خدایی که بنمود راه حیات
به جانها برافروخت نور نجات
تحلیل:
خدای عالم، راه رستگاری را به انسان نشان داد و به جانها روشنایی نجات بخش افروخت؛ بدین سبب، رهجویان حقیقت در تاریکی دنیا و جهالت گمراه نمیمانند.
۴.
سپاسش که جان را صفا میدهد
به دل نور ایمان جلا میدهد
تحلیل:
سپاس و ستایش مخصوص خداوند است که جانهای مشتاق را پاک و منزه میسازد و دلها را با نور ایمان و یقین جلا میدهد و صفا میبخشد.
۵.
وصیِّ رسول و ولیِّ جهان
که نورش درخشید بر مؤمنان
تحلیل:
وصی پیامبر و جانشین راستین او که ولی مطلق جهان است، نور هدایتش بر مؤمنان فروزان گشت و دلهای آنان را روشن ساخت؛ بدین سبب، نور ولایت او، چراغ دلهای مؤمنان شد.
۶.
خداوند احمد، رسول امین
فرستاد بر خلق نوری مبین
تحلیل:
خداوند، احمد (ص) پیامبر امین را به میان مردم فرستاد، تا نور واضح و آشکار هدایت را به خلق برساند؛ او چراغی روشن و نورانی برای همه انسانها بود.
۷.
پس از احمد آمد علی، رهنما
که جانش فدا شد به راه خدا
تحلیل:
پس از حضرت رسول، علی علیهالسلام بهعنوان راهنما و پیشوای هدایت آمد؛ جان خود را در راه خدا فدا کرد و سرمشقی برای اهل ایمان شد.
۸.
پس از قتل عثمان حکومت سزاست
به درگاه حیدر چه شور و صفاست
تحلیل:
پس از شهادت عثمان، خلافت بر حق علی علیهالسلام بود و او سزاوار آن حکومت بود؛ چه شوری و صفایی در درگاه حضرت حیدر، پیشگاه امام معصوم، پدید آمد که دلها را روشن ساخت.
۹.
چو بیعت به دست علی شد تمام
صفا بر دل آمد ز عهد و دوام
تحلیل:
زمانی که بیعت بر دست علی علیهالسلام کامل شد، صفا و آرامش بر دلها نشست؛ زیرا عهد الهی و دوام وفاداری اهل ایمان، سبب ثبات وحدت و عدالت گردید.
۱۰.
ندیدند کس را سزاوارتر
ز مولای مؤمن، وفادارتر
تحلیل:
کسی سزاوارتر از علی علیهالسلام برای خلافت و پیشوایی نبود و کسی وفادارتر از او به عهد الهی و مردم نبود؛ عدالت و صداقت او دلها را روشن ساخت و جامعه را ایمن نمود.
۱۱.
که عدلش دل خلق روشن نمود
به تدبیر او ملک ایمن نمود
تحلیل:
عدل و داد علی علیهالسلام موجب روشنایی دلهای مردم شد و تدبیر حکومتی او باعث امنیت و آسایش جامعه گشت؛ حکومت او بر پایه حق و عدالت پایدار شد.
۱۲.
علی را به بیعت همه دل سپرد
جهان در ره حق، به وحدت ببرد
تحلیل:
مردم با دلهای خالص خود به علی علیهالسلام بیعت کردند تا جهان در مسیر حق و عدالت متحد گردد؛ بدین ترتیب، وحدت و همبستگی در جامعه اسلامی مستقر شد.
۱۳.
معاویه را عهد و پیمان نبود
به دین خدا هیچ ایمان نبود
تحلیل:
معاویه فاقد وفاداری و پیمانداری بود و در دین خدا اعتقادی نداشت؛ او به جای حق، به هواهای نفسانی و دنیا طلبی دل بست.
۱۴.
گمان بردهای شام، از آن توست
که دنیا خیال است و خسران توست
تحلیل:
معاویه گمان کرده بود که شام از آن اوست، در حالی که دنیا فریب است و آنچه به دست میآید جز خسران و نابودی نیست؛ دنیا گذراست و بقا در طاعت خداست.
۱۵.
ندانی که این تاج و تخت و کلاه
به زودی شود بر تو اسباب آه
تحلیل:
معاویه نمیداند که تاج و تخت و موقعیتش، سرانجام به جای افتخار، سبب اندوه و حسرت خواهد شد؛ دنیا پایدار نیست و عاقبت جز پشیمانی ندارد.
۱۶.
خلافت به فضل و به ایمان توست
نه ارث قبیله نه از آن توست
تحلیل:
خلافت و پیشوایی، به فضل الهی و ایمان راستین تعلق دارد، نه به ارث خانوادگی یا قبیلهای؛ قدرت و مقام حقیقی از آن کسی است که شایستگی معنوی و تقوا دارد.
۱۷.
امامت به فرمان و اذن خداست
به رأی مسلمان، حکومت رواست
تحلیل:
امامت بر اساس فرمان و اجازه خداست و حکومت بر امت، با رعایت رأی و مشورت مسلمانان مشروعیت مییابد؛ بدین ترتیب، حق الهی و حق اجتماعی در کنار هم برقرار است.
۱۸.
نه با مال حاصل شود این مقام
نه با تیغ گردد کمال و تمام
تحلیل:
هیچ کس با مال و ثروت و هیچ کس با زور و قدرت نظامی نمیتواند مقام امامت را به دست آورد؛ این مقام تنها با فضیلت و ایمان کامل حاصل میشود.
۱۹.
چو عهد ولایت به دوش آمدش
به بیعت، ره حق سروش آمدش
تحلیل:
وقتی بار ولایت بر دوش علی علیهالسلام نهاده شد، او با پذیرش بیعت مردم، راه حق را آشکار ساخت و هدایت و رهبری جامعه را بر عهده گرفت.
۲۰.
تو هم یک نفر زین جماعت شوی
به بیعت درآی و به طاعت شوی
تحلیل:
تو نیز جزئی از این جماعت باش و با بیعت و اطاعت، در مسیر حق گام بردار؛ وحدت و همراهی با رهبر حق، موجب سعادت و نجات است.
۲۱.
تو خود را مکن از خلایق جدا
که پایان کار جدایی فنا
تحلیل:
خود را از مردم و اجتماع جدا مکن، زیرا انزوا و جدایی، پایان و زوال را به همراه دارد؛ انس با جمع و رعایت حق جماعت، موجب بقا و نجات است.
۲۲.
بدان بیعتت باعث وحدت است
نگردد خلل در من و ذلت است
تحلیل:
بدان که بیعت و وفاداری تو باعث وحدت جامعه است و در دل رهبر خللی ایجاد نمیکند؛ ترک بیعت، موجب ضعف و ذلت خواهد شد.
۲۳.
تو دانی که امت برای کمال
مرا برگزیدند در این جدال
تحلیل:
تو میدانی که امت، علی علیهالسلام را برای رسیدن به کمال و عدالت در این نبرد و جدال انتخاب کردهاند؛ او پیشوایی است که حق و عدالت را آشکار میسازد.
۲۴.
نه دنیا بماند، نه این پادشاه
نه قدرت بماند، نه شام سیاه
تحلیل:
نه دنیا پایدار است و نه پادشاهی و قدرت و سلطه؛ همه اینها گذرا و فانیاند و جز برای رضای خدا سودی ندارند.
۲۵.
نه شاهی بماند، نه این اعتبار
نه آن قدرت و لشکر و اقتدار
تحلیل:
هیچ سلطنت، اعتبار و قدرت نظامی پایدار نخواهد بود؛ همهی این امور فانی و زایل است و حقیقت تنها در تقوا و عدالت است.
۲۶.
منم حجت حق، امام زمان
که با من بود دین حق جاودان
تحلیل:
من حجت حق و امام عصر هستم؛ با من، دین الهی پایدار و جاویدان است و هدایت و عدالت در امت برقرار میگردد.
۲۷.
خدا داد این عهد بر دوش من
که باشم به دین رهبر انجمن
تحلیل:
خداوند این مسئولیت را به من سپرد تا رهبر جامعه و حافظ دین الهی باشم؛ بار ولایت الهی بر دوش من نهاده شد.
۲۸.
منم حجت حق، وصی نبی
که با من بماند ره معنوی
تحلیل:
من حجت خدا و وصی پیامبر هستم؛ با من، راه هدایت معنوی و رستگاری برای امت حفظ میشود و هدایت الهی پایدار است.
۲۹.
پس امروز بیعت کنی، رستگار
وگرنه شوی خوار فردای کار
تحلیل:
اگر امروز با دل خالص بیعت کنی، رستگار خواهی شد وگرنه در فردای امور، خوار و ناتوان خواهی بود؛ اطاعت و پیروی از رهبر حق، موجب نجات است.
۳۰.
به دنیا "رجالی" چرا ناتوان؟
که باطل بود همچو باد خزان
تحلیل:
ای رجالی! چرا به دنیا دل بستهای و ناتوان شدهای؟ بدان که هر آنچه جز حق است، زودگذر و فانی است، مانند باد خزان که همه چیز را با خود از بین می برد.
نویسنده
دکتر علی رجالی
- ۰۴/۰۶/۰۹