باسمه تعالی
نامه به معاویه در لزوم بیعت با حضرت علی(ع)
حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام پس از آنکه مردم با ایشان بیعت کردند و خلافت بهحق در جایگاه خود قرار گرفت، نامهای به معاویه نوشتند. در این نامه امام، او را به حقپذیری، ترک لجاجت و بیعت با خلیفهی برگزیدهی مسلمانان دعوت نمودند.
امام در آغاز، خداوند را ستود و یادآور شد که خلافت نه میراثی قبیلهای است و نه غنیمتی شخصی، بلکه عهدی الهی است که باید بر اساس حق و رضای عمومی مسلمانان استوار گردد. سپس فرمود:
ای معاویه! تو همانند دیگر مسلمانان موظفی با خلیفهای که امت بر او اجتماع کردهاند بیعت نمایی.
خلافت به شورا و رأی مهاجر و انصار است و آنان با من بیعت کردهاند. اگر تو نیز از این فرمان الهی پیروی کنی، صلاح دین و دنیایت خواهد بود.
بیعت تو چیزی بر قدر و منزلت من نمیافزاید، و خودداری تو از بیعت چیزی از حق مرا نمیکاهد. این تنها تویی که با سرپیچی، خویشتن را از جماعت مسلمانان جدا میسازی و خویش را در مسیر هلاکت میاندازی.
امام با لحنی قاطع افزود:
- آن کس که به تأخیر افتد، حق او ضایع نمیشود، و آن که جلو بیفتد، نیز به سبب پیشیگرفتن بر دیگران، حقی افزون نخواهد داشت.
- حجت بر تو تمام است و عذری برایت باقی نمانده است.
- پس بیعت کن و در شمار یاران حق باش، وگرنه دشمنی آشکار تو سبب فتنهای بزرگ خواهد شد که دامن خودت را نیز خواهد گرفت.
در پایان، امام علیهالسلام هشدار دادند که دنیا و مقام زودگذر شام نباید تو را فریب دهد، زیرا خلافت حق است و حق باقی میماند، و باطل هرچند دیر یا زود، نابود خواهد شد.
بدین گونه امام علی (ع) معاویه را به اطاعت از حق، تسلیم در برابر فرمان الهی و پیوستن به امت واحدهی اسلامی فراخواند.
متن کامل نامه را به صورت نثر مسجع و ادبی میآورم.
نامه امیرالمؤمنین(ع) به معاویه در لزوم بیعت
به نام خداوند دانای راز، آفرینندهی جان و سازندهی جهاز.
ستایش خدایی را سزاست که بندگان را به حق میخواند و دلهای پاکان را به نور ایمان میآراید.
ای معاویه!
بدان که خلافت، میراث قبیله و غنیمت دنیا نیست؛ عهدی است الهی، و امانتی است سنگین. نه به شمشیر به دست آید، و نه به نیرنگ بپاید. مردمان، بر من اجتماع کردند و بیعت نمودند؛ مهاجر و انصار همداستان شدند و رأی امت به یکجا قرار گرفت. پس آنکه پذیرفت، به حق گروید، و آنکه سرپیچید، جز خود را در گرداب هلاکت نینداخت.
بیعت تو، بر قدر من نیفزاید، و خودداری تو، از حق من نکاهد. من به بیعت تو بینیازم، که حجت از سوی خدا تمام است، و جماعت مسلمانان بر عهد ایستادهاند. پس اگر امروز گردن ننهی، فردا به گرداب افتی، و اگر امروز سر فرود نیاوری، فردا به شمشیر درآیی.
ای پسر ابوسفیان!
دنیا تو را نفریبد و شام تو را نیازماید. چه آنکه دنیا سایهای است گذرا، و قدرت، بادی است فناپذیر. همانا حق پایدار است و باطل نااستوار. دیر یا زود، حق غالب گردد و باطل بر باد شود.
پس بیا و به جماعت ملحق شو، که جدایی تو جز فتنه نیفزاید، و لجاج تو جز هلاکت نیاورد. همپیمان شو با اهل حق، تا به سلامت بمانی، و دست از نیرنگ بشوی، تا به صلاح رسی.
من همان علیام که حق با من است و من با حق. من همان خلیفهام که امت بر او گرد آمدهاند. حجت بر تو تمام است و عذری برایت نمانده. پس بیعت کن و از گمراهی برون آی، که رهایی در پیروی از حق است و نابودی در ماندن بر باطل.
و السلام.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
- ۰۴/۰۶/۰۷