رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

بایگانی
  • ۰
  • ۰

 

باسمه تعالی

نامه ای به ابوموسی  اشعری

نامه‌ی حضرت علی (علیه‌السلام) به ابو موسی اشعری در نهج‌البلاغه، در شمار نامه‌های سیاسی و بسیار مهم آن حضرت است. این نامه در حقیقت نامه‌ی ۶۱ نهج‌البلاغه است.

زمینه‌ی تاریخی

پس از ماجرای حَکَمیت در صفّین، و انتخاب ابو موسی اشعری به عنوان داور از سوی سپاهیان عراق (برخلاف میل امیرالمؤمنین (ع))، حضرت علی (ع) نامه‌ای به او نوشت تا هم او را از فریب‌های معاویه برحذر دارد و هم حقیقت امر را بیان کند.

متن نامه (خلاصه)

امام علی (ع) در این نامه می‌نویسد:

«بدان که مردم کوفه تو را برای داوری برگزیدند، و من آنان را از این کار بازداشتم، ولی نپذیرفتند و تو را بر من تحمیل کردند. پس از خدا بترس، در کار داوری خالصانه باش، و به هوای نفس و میل مردم و طمع دنیا گرایش مکن. چرا که تو در جایگاهی خطیر قرار گرفته‌ای و فردا در پیشگاه خدا باید پاسخ‌گو باشی. بدان که معاویه و یارانش جز نیرنگ و گمراهی در سر ندارند. اگر از آنان پیروی کنی، دین و آخرتت بر باد می‌رود و اگر حق را یاری کنی، نزد خدا و خلق روسفید خواهی بود.»

امام در پایان هشدار می‌دهد:

«ای ابو موسی! بترس از آن‌که فردا به دستت چیزی نوشته شود که موجب خشم خدا گردد. به خدا سوگند اگر جز شمشیر چیزی برای نگهداشت دین نمی‌یافتم، با همان شمشیر از حق دفاع می‌کردم.»

نکات مهم نامه

  1. حضرت در آغاز نامه یادآوری می‌کند که انتخاب ابو موسی به داوری، مورد رضایت او نبوده است.
  2. به ابو موسی هشدار می‌دهد که معاویه و عمرو عاص اهل مکر و حیله‌اند.
  3. او را امر به تقوا و پرهیز از خیانت در امانت می‌کند.
  4. عاقبت انتخاب نادرست و تمایل به باطل را گوشزد می‌کند.

ترجمه‌ی روان نامه ۶۳ نهج‌البلاغه 

از بنده خدا علی، امیرمؤمنان، به عبدالله بن قیس (ابوموسی اشعری):

اما بعد؛
به من سخنانی از تو رسیده که به سود تو نیست و به زیان تو خواهد بود.

پس چون فرستاده من نزدت آمد، دست به کار شو، دامن همت برکَش، کمر ببند، از گوشه‌گیری و سستی بیرون آی و مردم را برای یاری حق فراخوان. اگر راستگویی و مرد عمل باشی، کار خود را انجام بده، و اگر ترسویی و بی‌همت، پس خود را کنار بکش و دور شو.

به خدا سوگند! حادثه از همان جایی به سراغت خواهد آمد که نمی‌پنداری، و رهایت نخواهند کرد تا آن‌جا که نرم و سختت در هم آمیخته شود، و روان و جامدت یکی گردد، و ناچار از جای خود کنده شوی، و از پیش رو همان اندازه بترسی که از پشت سر می‌ترسی.

بدان که این حادثه، ماجرای کوچکی که امید داری نیست، بلکه مصیبتی بزرگ است: شتر سرکشی است که باید بر آن سوار شد، و دشواری است که باید رام گردد، و کوهی است که باید هموار شود. پس عقلت را به کار گیر، کار خود را به دست بگیر، بهره‌ات را بستان و نصیبت را ضایع مکن.

و اگر از این کار ناخشنودی، کنار برو، ولی نه به سرزمینی فراخ و نه در امان و نجات، چرا که به زودی در حالی که در خواب هستی گرفتار می‌شوی، آن‌گونه که دیگر کسی نگوید: فلانی کجاست؟!

به خدا سوگند! حق با حق‌طلب است، و من از کار الحادگران و باطل‌گرایان باکی ندارم.

والسّلام.

تهیه و تنظیم

دکتر علی رجالی 

  • ۰۴/۰۶/۰۵
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی