باسمه تعالی
مجموعه رباعیات عدالت
عدالت(۱)
عدالت نیست معنایش مساوات
عدالت ضد ظلم است و خسارات
اگر دیدی که هر کس جای خود بود
شده عدل و عدالت هم مراعات
عدالت(۲)
عدالت چون ترازوی حقیقت
بسنجد حق و باطل را به دقت
اگر دیدی که ظالم بیمجازات
بدان گم کردهای راهِ عدالت
عدالت(۳)
عدالت گر بُوَد هر جا پدیدار
جهان گردد ز ظلم و جور بیزار
به هر کس آنچه حق اوست، باید
که این راه است سوی صلح و اطهار
عدالت(۴)
عدالت نورِ حق در هر مقام است
که میزانش فراتر از کلام است
به هر کس قدرِ کوشش را عطا کن
که این آغازِ هر راه و مرام است
عدالت(۵)
عدالت مثل باران، بیریا است
به هر دل قطرهای مهر و عطا است
چو سهم هر کسی داده شود، خوش
درخت زندگی غرقِ صفا است
عدالت(۶)
عدالت چون گُلی در باغِ ایمان
که میروید ز خاکِ عدل و احسان
اگر در هر دلی روید به موقع
جهان گردد چو صبحی گرم و رخشان
عدالت(۷)
عدالت جوهرِ آیینِ انسان
نوای عشق در هر گوشهٔ جان
اگر حق خلایق پاس داری
شود دنیا چو رویای بهاران
عدالت(۸)
عدالت در جهان باشد چراغی
که میسوزد ز شوقِ مهر و ذوقی
به هر کس قدرِ کار خود رساند
بود راهی به سوی صلح و شوقی
عدالت(۹)
عدالت چون که برپا شد به هر جا
رود جور و ستم، دیگر ز دنیا
به هر دل گر نشیند حق و انصاف
شود عالم سراسر غرق رویا
عدالت(۱۰)
عدالت جامهای بر تن نهادن
به هر مظلوم، حق خویش دادن
اگر قسط و عدالت اصل گردد
جهان از پرتوش گردد گلستان
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی
- ۰۳/۰۹/۰۸