رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ریا» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

 

 

باسمه تعالی
چلچراغ
ریا
قصیده ۱

ای که داری خود نمایی و ریا با دیگران
در دو دنیا می شوی از این ریا غرق زیان

سلب گرداند ریا از ما همه، توفیق حق
پس چرا خواهی به این و آن دهی خود را نشان ؟


این و آن خود سائلند در پیشگاه حضرتش
تو گدایی می کنی پیش گدایان بی گمان


عده ای با همنشینی با بزرگان و رجال
می کنند گاهی ریا با ذکر نام این و آن

سخت باشد ظاهر انسان بود چون باطنش
بس نفاق است و دو رویی بین مردم در میان


هر که خواهد با ریا زاهد شود، آیا شود ؟
می شود یک روز اعمال ریاکاران عیان


بهر اندک ثروت و مال و مقام و مرتبت
با تظاهر آورند هر آیه ای را بر زبان


با ریا کاری به فکر کسب مالند و مقام
کاشکی آنان صداقت داشتند در عمق جان


هان ! ریا باشد تظاهر کردن اعمال نیک
نیست از بهر ریاکاران مکانی در جنان

نیست یکرنگی به کار ِ مردمان ِ بی خلوص
ظاهر و باطن دو تا باشد در آنان هر زمان

می شود باطل عبادت، گر شود کارَت ریا
می دهد اما تو را اخلاص، صدها ارمغان


ای دو صد افسوس ! انسان های مخلص اندکند
لیک می بینی ریاکاران بسی در هر کران

عده ای با البسه اظهار تقوا می کنند
پوششی ژولیده دارند لیک ثروت ها کلان

هست نیت های ما معیار پاداش و عِقاب
کار ِ بی نیت شود گم در زمین و آسمان

حق تعالی قلب ها را می کند زیر و زبر
گر رضایش را بدست آری، نباشی در زیان

تا توانی از دورنگی ها، همه، پرهیز کن
گر چنین کردی، شَوَی از شر شیطان در امان

دوست دارد آدمی محبوب این و آن شود
زین سبب اندر تلاش است تا دهد خود را نشان

عده ای در دین و دینداری ریاکاری کنند
گاه با اعمال و گاهی با سخن ها بر زبان

می گذارند روی پیشانی اثر از سجده ها
تا که عابد جا زنند خود را و عاشق بر اذان !

جای ذکر بی ریا با حق تعالی عده ای
می دهند چرخی به تسبیح و به لبها هم تکان !

رفتن مسجد به قصد قرب حق باشد روا
چون که مسجد مرکز دین است و جایش بس گران

گر تو مسجد می روی هرگز نباشد آن، ریا
مشتعل کن با حضورت، مشعل روح و روان

هست مسجد خانه ی الله و مهد بندگی
مثل مسجد نیست در ارض و سما و کهکشان

کار نیکو بهر حق را مخفی و محفوظ دار
همچو کار زشت مخفی کن، مکن آن را بیان

گر کنی کاری برای حق تعالی آن مگو
تا نگردد آن ریا، در پیش مردان و زنان

عده ای با موعظه اظهار دینداری کنند
نهی از منکر کنند، بر مردم پیر و جوان

هست شاکر حق تعالی، می دهد پاداش ما
پس چرا سوی ریا هستی شتابان و دوان ؟

سخت باشد تا به دست آری رضایت ها همه
زین سبب تنها رضای حق به دست آر ای فلان

میرزایی ! وه ! عجب راندی سخن ها بی شمار !
خود بگو آیا تو را صدقی بُوَد در عمق جان ؟

ای رجالی ! همتی والا نما در نشر دین
بعد از آن تیری رها کن بر دورنگی از کمان


سروده شده توسط
علی رجالی و حسن میرزایی ( مردادماه 1398 _ اصفهان )

 

 

باسمه تعالی
چلچراغ
ریا
قصیده ۱

ای که داری خود نمایی و ریا با دیگران
در دو دنیا می شود اسباب خسران و زیان

سلب گرداند ریا، ما را ز توفیقات حق
پس چرا کوشی برای کسب جا ی مهتران

این و آن با اذن حق مقدور می گردند امور
تو گدایی می کنی پیش گدایی آنچنان

عده ای با همنشینی با بزرگان و رجل
می کنند گاهی ریا با رفت و آمد با کسان

سخت باشد ظاهر انسان بود چون باطنش
بس نفاق است و دو رویی در میان مردمان

هر که گردد با ریا زاهد، مگر زاهد بود؟
می شود روزی عیان، اعمال بی مبنایشان

بهر اندک ثروت و مال و مقام و قدرتی
گاه تهمت می زنند و افترا بر این و آن

با ریا کاری به فکر کسب مالند و مقام
می کنند مدح و ستایش، بهر این دنیایشان

دان ریا باشد تظاهر کردن اعمال نیک
نیست قصدی در ادایش، می نماید بهر شان

نیست یکرنگی ، بجایش حقه و مکر و فریب
ظاهر و باطن دو تا باشد میان مردمان

می شود باطل عبادت ، گر نمایی تو ریا
در مقابل مخفی است اخلاص و باشد آن نهان

کم باشند مخلصین و صاحبان معرفت
همچو در باشند آنان، جملگی اندر جهان

عده ای با البسه اظهار تقوا می کنند
پوششی شولیده دارند در قیاس با کسان

هست نیت در ملاک حق تعالی در امور
نفی می گردد تظاهر در عبادت همچنان

حق تعالی صاحب قلب است و او گردون کند
گر رضای حق بدست آری، نباشی در زیان

تا توانی دان مضرات ریا و چاره کن
گر بخواهی از ریا گردی تو محفوظ و امان



آدمی مایل بود گردد ستایش نزد عام
نفس می خواهد اسارت ، بندگی کن در نهان

عده ای در دین و دینداری ریاکاری کنند
گاه با اعمال و گه گفتار و کرداری عیان

 

می گذارند جای سجده، روی پیشانی خویش
تا که گویند عابدیم و نیست مقصودی جز آن

جای ذکر بی ریا با حق تعالی عده ای
می کنند تسبیح گردانی و لبها را تکان

 

رفتن مسجد به قصد قرب حق باشد روا
پایگاه 

 

باسمه تعالی
چلچراغ
ریا
قصیده ۱

ای که داری خود نمایی و ریا با دیگران
در دو دنیا می شود اسباب خسران و زیان

سلب گرداند ریا، ما را ز توفیقات حق
پس چرا کوشی برای کسب جا ی مهتران

این و آن با اذن حق مقدور می گردند امور
تو گدایی می کنی پیش گدایی بی گمان

عده ای با همنشینی با بزرگان و رجل
می کنند گاهی ریا با ذکر نام این و آن

سخت باشد ظاهر انسان بود چون باطنش
بس نفاق است و دو رویی بین مردم در میان

هر که گردد با ریا زاهد، مگر زاهد شود؟
می شود روزی عیان، اعمال بی نام و نشان

بهر اندک ثروت و مال و مقام و قدرتی
گاه تهمت می زنند، خواهی نخواهی با زبان

با ریا کاری به فکر کسب مالند و مقام
کن ستایش حق تعالی را ، خداوند منان

دان ریا باشد تظاهر کردن اعمال نیک
نیست قصدی در ادایش، می نماید بهر شان

نیست یکرنگی ، بجایش حقه و مکر و فریب
ظاهر و باطن دو تا باشد میان مردمان

می شود باطل عبادت ، گر نمایی تو ریا
در مقابل مخفی است اخلاص و دارد ارمغان

کم باشند مخلصین و صاحبان معرفت
همچو در باشند آنان، نایب صاحب زمان

عده ای با البسه اظهار تقوا می کنند
پوششی شولیده دارند در قیاس با کسان

هست نیت در ملاک حق تعالی در امور
نفی می گردد تظاهر، در عبادت های تان

حق تعالی صاحب قلب است و او گردون کند
گر رضای حق بدست آری، نباشی در زیان

تا توانی دان مضرات ریا و چاره کن
گر بخواهی از ریا گردی تو محفوظ و امان

آدمی مایل بود گردد ستایش نزد عام
نفس می خواهد اسارت ، بندگی کن در نهان

عده ای در دین و دینداری ریاکاری کنند
گاه با اعمال و گه گفتار و کرداری عیان

می گذارند جای سجده، روی پیشانی خویش
تا که گویند عابدیم و نیست مقصودی جز آن

جای ذکر بی ریا با حق تعالی عده ای
می کنند تسبیح گردانی و لبها را تکان

رفتن مسجد به قصد قرب حق باشد روا
پایگاه نشر دین باشند در اقصی مکان

نیست آن هر گز ریا و موجب همبستگی است
مشتعل کن با حضورت، مشعل روح و روان

هست مسجد خانه ای الله، همچون قبله گاه
سجده گاه مسلمین و مومنین است در جهان

کار نیکو بهر حق را مخفی و محفوظ دار
همچو کار زشت مخفی و مکن آنرا بیان

گر کنی کاری برای حق تعالی آن مگو
تا نگردد آن ریا، در پیش مردان و زنان

عده ای با موعظه اظهار دینداری کنند
نهی از منکر کنند، بر مردم پیر و جوان

هست هادی حق تعالی، می دهد پاداش ما

پس چرا غافل ز امداد و عنایات و توان

سخت باشد تا بدست آری رضایت ها همه
تو بدست آور رضای حق تعالی هر زمان

میرزایی با قصیده می کند اذهان ما
روشن و بیدار گرداند بشر را آنچنان

پس رجالی همت والا نما در نشر آن
این جهان است نردبانی تا برد ما را جنان

سروده شده توسط
علی رجالی و حسن میرزایی

 

 

 

  • علی رجالی