رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
  • ۰
  • ۰

منبع :سایت پرسمان

نزدیکی خداوند به انسان

خداوند متعال می‌فرماید: «نحن اقرب الیه من حبل الورید»؛ ما از رگ گردن به شما نزدیک‌تریم.
اما بر خلاف بیشتر ترجمه‌ها آیت الله مکارم این گونه ترجمه کرده‌اند: "ما از رگ قلب به شما نزدیک‌تریم". علت این موضوع چیست؟

»وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید«
بررسی لغوی:
راغب گوید: ورید رگى است متّصل به کبد و قلب، و جریان خون در آن است.
ناگفته نماند: رگهاى بدن را به شریان و ورید تقسیم کرده‏اند. شریان آنها است که خون را از قلب به بدن می برند، و ورید آنها است که آن را از بدن به قلب باز می گردانند.
به نظر می آید که در آیه شریفه مطلق رگ مراد است، اعمّ از شریان و ورید.
معنى آیه چنین است: ما به انسان از وریدش که در تمام اعضاى او گسترده است نزدیکتریم.
در باره حبل الورید: رگ گردن، رگ قلب و غیره نیز گفته‏اند.
در صحاح گفته: ورید رگى است که عرب آن را رگ قلب گوید و آنها دو ورید است. این سخن احتمال فوق را که ورید شامل هر دو رگ شریان و ورید است تأیید می کند. (1)
نظر صاحب تفسیر نمونه:
این تعبیری جالب و تکان دهنده‏ است. حیات جسمانى ما وابسته به رگى است که خون را به طور مرتب از یک سو وارد قلب، و از یک سو خارج کرده به تمام اعضا مى‏رساند که اگر یک لحظه در عمل آن وقفه رخ دهد فورا مرگ به سراغ انسان مى‏آید.
خداوند از رگ قلب ما نیز به ما نزدیکتر است. این همان است که در جاى دیگر مى‏فرماید: »وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ«؛ بدانید خداوند بین انسان و قلب او حائل مى‏شود. (2)
البته همه اینها تشبیه است و قرب خداوند از این هم برتر و بالاتر است، هر چند مثالى از اینها رساتر در محسوسات پیدا نمى‏شود؛ و اشاره به احاطه و تسلط علمی و آگاهی خداوند دارد. (3)
ضمنا مفسران و ارباب لغت در باره معنى "ورید" تفسیرهاى گوناگونى دارند: عده‏اى معتقدند که ورید همان رگى است که به قلب یا کبد انسان پیوسته است. و بعضى آن را به معنى تمام رگهایى که از بدن انسان مى‏گذرد مى‏دانند. در حالى که بعضى دیگر آن را به رگ گردن تفسیر کرده‏اند، و گاه آن را "وریدان" مى‏گویند یعنى دو رگ گردن.
ولى معنى اول مناسبتر به نظر مى‏رسد؛ مخصوصا با توجه به آیه 24 سوره انفال‏. (4)
نظر برخی از مفسران دیگر:
1) )علامه طباطبایی(ره) در این زمینه می گوید:
کلمه "ورید" به معناى رگى است که از قلب جدا شده و در تمامى بدن منتشر مى‏شود، و خون در آن جریان دارد. بعضى هم گفته‏اند: به معناى رگ گردن و حلق است.
و به هر معنا که باشد در آیه شریفه آن را طناب خوانده، چون شبیه به طناب است. و اضافه حبل به ورید اضافه بیانیه است.
و معناى جمله این است که: ما به انسان از رگ وریدش که در تمامى اعضائش دویده و در داخل هیکلش جا گرفته نزدیک‏تریم، آن وقت چگونه به او و به آنچه در دل او مى‏گذرد آگاه نیستیم؟
این جمله مى‏خواهد مقصود را با عبارتى ساده و همه کس فهم اداء کرده باشد، و گر نه مساله نزدیکى خدا به انسان مهم‏تر از این، و خداى سبحان بزرگتر از آن است، براى اینکه خداى تعالى کسى است که نفس آدمى را آفریده و آثارى براى آن قرار داده، پس خداى تعالى بین نفس آدمى و خود نفس، و بین نفس آدمى و آثار و افعالش واسطه است، پس خدا از هر جهتى که فرض شود و حتى از خود انسان به انسان نزدیکتر است.
و چون این معنا معناى دقیقى است که تصورش براى فهم بیشتر مردم دشوار است، لذا خداى تعالى به اصطلاح دست‏ کم را گرفته که همه بفهمند، و به این حد اکتفاء کرده که بفرماید: "ما از طناب ورید به او نزدیک‏تریم". (5)
2)) ورید دو رگ گردن هستند که متصلند به وتین، و آن رگى است ثابت از قلب، که انقطاع آن، موت صاحب آن است، و جمیع رگها که متفرقند در بدن از این رگ منشعب شوند.
و نزد بعضى (ورید) اسم جنس، و مراد از آن جمیع رگها است، و نامیدن آن به ورید به جهت ورود روح در آن است، و حبل الورید مثالی است که شدت قرب و نزدیکی را برساند.
و حقیقت معنا آن می شود که علم سبحانى به گونه ای محیط به احوال انسان است که هیچ چیز از خفایاى صدور و سرایر قلوب بر او مخفى نیست، پس کأنّ خداوند نزدیکتر است به انسان از رگى که حامل روح است.(6)
3) )حبل الورید مثلى براى بسیار نزدیک بودن است. منظور از «حبل» رگ است، و وریدان دو رگى است که متّصل به گردن است و در جلو آن قرار دارد و به رگ و تین (قلب) پیوسته است که از سر به آن مى‏رسد. (7)

__________
(1) قاموس قرآن، ج 2، ص 102.
(2) انفال/24.
(3) تفسیر نمونه، ج‏22، ص 245.
(4) تفسیر نمونه، ج‏22، ص 246.
(5) ترجمه المیزان، ج‏18، ص 519.
(6) تفسیر اثنا عشری، ج‏12، ص 224.
(7) ترجمه جوامع الجامع، ج‏6، ص 108

  • ۹۷/۰۸/۱۰
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی