رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
  • ۰
  • ۰

باسمه تعالی
برداشتهایی از نهج البلاغه
خطبه دوم : قسمت ۱
بخش اول
جنگ صفین
صفین نام سر زمینی نزدیک سوریه می باشد.در اینجا جنگی بین لشکریان حضرت علی و لشکریان معاویه در گرفت.لذا این نبرد را به خاطر محل وقوع آن، به جنگ صفین شهرت یافت.
در این جنگ معاویه و لشکریان او شکست خوردند.اما عمرو عاص با سر نیزه کردن قرآن،
مانع پیروزی نهایی مسلمانان و برچیده شدن حکومت معاویه گردید.با این کار عمر و عاص، دو دستگی در لشکر یان حضرت علی پدید آورد و مانع شکست نهای لشکریان معاویه گردید.
حضرت در برگشت از نبرد صفین یک سخنرانی دارد که در خطبه دوم به آن می پردازیم.در این خطبه حضرت در خصوص نتیجه نبرد و عواملی که باعث شد پیروزی نهایی بدست آید سخنی به میان نمی آورد.
حضرت در این خطبه در خصوص ستایش خداوند سخنانی می گوید.انسان های معمولی در حالت آرامش کمتر سخن از ستایش می گویند.اما حضرت پس از جنگ و عدم پیروزی راجع به ستایش حق تعالی سخن می گوید.
حضرت علی پس از ستایش حق تعالی، از خدای بزرگ می خواهد که نعمت هایی که به ما عطا نموده است، کامل کند.حضرت شکست و یا پیروزی ظاهری را از نعمت های الهی می داند.لذا از خدا تقاضای کامل نمودن نعمات می کند.او خداوند را بخاطر گرفتن ها و دادن ها ستایش می کند.همانند مادری که به نوزاد خود مدتی شیر می دهد و سپس او را از شیر می گیرد.لذا در هر حالت سلامتی و صلاح و عافیت فرزند اصل است و نه چیز دیگری.بنابراین هر کاری که مادر انجام دهد به نفع فرزندش می باشد.

خدا گر دهد نعمتی شاکرم
بجز او ندارم کسی در برم
اگر آن بگیرد ندارم گله
خدا خواست نفع من وخاطرم



خطبه دوم : قسمت اول
بخش دوم
ستایش خداوند
حضرت علی خداوند را به خاطر انواع نعمتهایی که به ما داده است ، مستحق حمد و ستایش می داند. اگر کسی به ما نیز خدمتی کند، در ازایش قدر دانی می کنیم.علت اینکه ما دنبال روی افرادی می رویم.بخاطر این است که از او حسناتی دیده ایم و فکر می کنیم که اوست که باعث نجات ما شده است.لذا ما خدا را بخاطر نعمات او ستایش می کنیم و تسلیم اوامر الهی هستیم.زیرا تنها اوست که خیر و صلاح ما را در امور جاری می داند.
اگر انسان، سایرین را حمد و ثنا گو باشد.آنها به خاطر لغزشهایی که دارند ما را نیز دچار لغزش و انحراف می کنند.اما اگر خدای منزه و پاک را ستایش و حمد کنیم ،او سر تا پا نور و پاکی است.لذا اسباب خوشبختی ما را فراهم می کند.بنابراین با ستایش خداوند انسان از خطاها و لغزش ها مصون می ماند.
حضرت می فرمایند، من به درایت و کفایت خداوند اطمینان دارم.لذا احساس نیاز می کنم.بنابراین از او طلب یاری و کمک می کنم.تنها به او امید و دل بسته ام.خداوند به حضرت موسی می گوید، تا ما خدایی می کنیم از ما تبعیت کن و امیدت را بجز ما به کسی دیگر نبند.
حضرت علی می فرمایند، انسان ها در بیماریها و مصیبت ها یاد خدا می کنند و از او طلب یاری می کنند.اما در کارهای کوچک از بندگان خدا تشکر می کنند.غافل از اینکه همه کارها به اذن حق تعالی جامعه عمل به خود می پوشاند.چقدر خوب است که انسانها هم در کارهای کوچک و هم در کارهای بزرگ از خدا طلب کمک کنند و تنها او را ستایش و عبادت کنند.
حضرت در ادامه می گوید، چرا حق خدا رعایت نمی شود.حداقل به اندازه کارهای کوچکی که دیگران انجام می دهند، شکر گذاری نمی کنیم.حضرت می فرماید گمراه نمی شود کسی که خداوند او را هدایت کرده باشد.همچنین نجات نمی یابد کسی که مورد عنایت حق تعالی نباشد.حضرت می فرمایند کسی که مورد حمایت حق تعالی باشد، محتاج و نیازمند کسی نمی گردد.
حضرت علی می فرمایند، حمد و ستایش خداوند بالاترین وزن را در ترازوی عدالت خداوند در روز قیامت دارد.اگر تمام کائنات یک طرف و ستایش خدا طرف دیگر ترازوی عدل الهی قرار گیرد.ستایش خداوند سنگین تر است.بهترین ذخیره انسان در روز قیامت ،ستایش خدای بزرگ می باشد.

با ستایش، دور گردی از خطا
از گناه و معصیت گردی جدا
چون خدا پاک است و پاکت می کند
هر چه غیر او بود گردد فنا


خطبه دوم: قسمت اول
بخش سوم
اخلاص عمل
حضرت علی می فرمایند، من وقتی شهادت به یگانگی خداوند و تنها معبودی که لیاقت حمد و ستایش دارد.کاملا به آن اعتقاد دارم و از روی خلوص آنرا اظهار می دارم.من در امتحانات گوناگون در عمل پایبندی و اعتقادم را به شهادتین به اثبات رسانده ام. حضرت می فرمایند من هیچ و شک و تردیدی ندارم که خداوند تنها کارگردان و همه کاره عالم است. تنها به سخنان من توجه نکنید، به سیره و عمل من دقت کنید.
حضرت علی می فرمایند، من به حقیقت شهادتین آگاه و به آن اعتقاد و باور دارم.هر فتح و شکستی ظاهری را برای ما اتفاق بیافتد، برای ما خیر است و از نعمات الهی است.حضرت می فرمایند، تا زمانی که جان در تن داریم این شهادتین را پاس می داریم و آنرا در عمل به پا می داریم.ما شهادتین را با حفظ کردنش، ذخیره و توشه خود در روز قیامت قرار می دهیم.تا ما را از ترس اعمال خود محفوط نماید.
حضرت علی می فرمایند، آنچه باعث تقویت ایمان می گردد، حفظ شعار شهادتین در گفتار و عمل است.اگر انسان به این یقین برسد که تنها خداوند همه کاره عالم است، آنگاه نعمات الهی به سوی او سرازیر می شود.
ریشه محرومیت های ما در اعتقادات ماست.همینکه همه را همه کاره می دانیم و نقش خدا و حضور خدا را در زندگی خود را نمی بینیم.اگر به این باور برسیم که همه وسیله هستند و قدرتی ندارند و آنچه همه چیز است و دارای قدرت مطلق است، تنها خداست ،آنگاه نعمت های الهی در خدمت شما قرار می گزرد و به طرف ما سرازیر می گردد.باور به شهادتین، همانندباز کردن دریچه آب سد می ماند، که موجب می شود که آب های پشت سد با شتاب و فراوانی وارد مزرعه جان ما شود و سر سبزی و نشاط را برای ما به هدیه و ارمغان بیاورد.
حضرت علی می فرمایند، اعتقاد به وحدانیت و همه کاره دانستن خدا موجب می شود که شیطان از حیطه ذهن افکار ما دور گردد.دیگر وسوسه های شیطانی و افکار شیطانی مانع پیشرفت ما نگردد.در حقیقت، شیطنت ها ریشه در عدم اعتقاد به خدا دارد .

گر بیاری وحدت حق را به یاد
می شود نعمت فراوان و زیاد
گر یقین پیدا کنی درنقش حق
نیست اندوه و غمی و انسداد


خطبه دوم :قسمت ۲
بخش دوم
نور قرآن
حضرت علی می فرمایند، خداوند توسط پیامبران قبلی مشخصاتی از آخرین پیامبر را بیان نموده اند.آنها ظهور آخرین پیمبر الهی را در کتب خود نوشته اند.دقیقا همان پیامبری که نویدداده شده بود به پیامبری مبعوث گردید.
خداوند آخرین پیامبر خود را با کتاب نوشته شده ای به رسالت پیامبری مبعوث نمود.البته عالم هستی کتاب نانوشته خداوند می باشد.
صراف ها پول افراد را می گیرند و به پول مورد نیاز فرد تبدیل می کنند.با این عمل موجودی فرد قابل انتقال به کشور صاحب پول می گردد و امکان خرید و فروش مقدور می گردد.خداوند نیز مفاهیم والای قرآن را باارایه مثال ها و داستان ها تنزیل می کند تا برای عموم قابل فهم و استفاده باشد.سوره یوسف برای انسانها می تواند بسیار سازنده و مفید باشد، اگر در محتوای آن تامل و تفکر کنیم.
عالم هستی کتاب نا نوشته و مصور خدای متعال است.اما قرآن کتاب مکتوب و نوشته شده خدا می باشد.اهل معرفت هر آیه و نشان از خدا را یک کتاب می دانند.سعدی می گوید:
برگ درختان سبز پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست معرفت کردگار
روز بهارست خیز تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست تا دگر آید بهار
وعده که گفتی شبی با تو به روز آورم
شب بگذشت از حساب روز برفت از شمار
دور جوانی گذشت موی سیه پیسه گشت
برق یمانی بجست گرد بماند از سوار
دفتر فکرت بشوی گفته سعدی بگوی
دامن گوهر بیار بر سر مجلس ببار
حضرت علی، قرآن را کتاب نور معرفی می کند.تا مردم بواسطه آن کسب معرفت کنند و نور الهی در دل آنها بتابد.نور فیزیکی وسیله و عامل دیدن اشیا می باشد.همانطوریکه چشم بدون نور نمی تواند چیزی را ببیند.انسان نیز بدون نور الهی و قرآن نمی تواند به همه حقایق هستی پی ببرد.
اشیای نورانی، حیطه انتشار نورشان محدود است.همانند یک شمع وسعت کمی را می تواند نورانی کند.حضرت علی می فرمایند نور الهی نامحدود است.آنقدر با سرعت حرکت می کند بطوریکه امکان روئیت نور الهی توسط چشم مقدور نیست .حقایق قران از یک هزار و چهار صد سال پیش تا کنون، روز به روز حقایق آن بر مردم بیشتر آشکار می گردد.
حضرت می فرمایند، نور قرآن تنزیل شده است بطوریکه نه آنقدر زیاد است که انسان اذیت شود و نتواند آنرا ببیند و نه آنقد نا چیز است که دیده نشود.این نور ملایم برای انسان می باشد.

همه عالم کتاب هو می باشد
این کتاب جستجو می باشد
لیک قرآن کتاب مکتوب است
برگ برگش پیام او می باشد


خطبه دوم :قسمت ۲
بخش سوم
دستورالعمل های زندگی
حضرت علی می فرمایند، این قرآن شامل مجموعه فرمانها و دستورالعمل های محکم و قاطع و پایدار می باشد.همچنین آیات قرآن کشف حقیقت می کنند.حضرت می فرمایند، خداوند این کتاب را توسط پیامبر گرامی نازل کرد تا شبهات در افکار و اذهان و زندگی مردم زدوده شود و دچار گمراهی و سردر گمی نگردند.این کار باعث می شود که مردم زندگی و عمر خود را با خیالات و توهمات ذهنی بیهوده طی نکنند.
خداوند با ارائه دلایل روشن و برداشتن روکش از عناصر هستی، موجبات کشف حقایق را نمود.حضرت می فرمایند، قرآن دارای آیاتی است که مردم را از داشتن خشم و غصب به یکدیگر و دوری و پرهیز از آنها سفارش می کند.خداوند عذاب هایی ، حتی در این دنیا، برای افراد و قوم هایی که از فرمان الهی سرپیچی کردند، قراد داد و به نمایش گذاشت تا عبرتی برای دیگران باشد.بدین طریق به ما می گوید، که امکان دارد برای شما هم اتفاق افتد.لذا مردم را نهیب می زند که اسیر هوای نفس خود نشوند، زیرا ممکن است دچار عذاب و تنبیه سختی قرار گیرید.لذا مراقب گفتار و کردار و اعمال خود باشید، که ما جزای اعمال شما را ممکن است در همین دنیا داده شود و به آخرت واگذار نکنیم .
خداوند می فرمایند، اگر می خواهی بالا بروی، دستان خود را به ریسمان الهی بگیر و بالا برو.همانند انسانی که در چاه افتاده و تنها راه نجات او برای رهایی متوسل شدن به طناب و بتدریج بالا آمدن از چاه ظلمت و تاریکی است.ریسمان الهی چیزی نیست بجز معارف الهی و دستورات خداوند که بطور روشن و آشکار توسط پیمبر گرامی برای نجات ما در زندگی بیان شده است.

 از بهر نجات و دفع شیطان
تقوا و عمل به شرع و قرآن
منجی بشر ز جهل و غفلت
ایمان و عمل به حرف یزدان



خطبه دوم : قسمت ۳
بخش اول
بعضی چیزها و افراد وقتی هستند، انگار نیستند.اما همینکه نیستند، آنها هستند.در تاریکی است که ارزش نور خورشید مشخص می گردد.بسیار افراد با تقوا هستند که نزد عوام گمنام هستند.اما بعد از مرگشان شخصیت آنها نزد مردم معلوم می گردد.
پیامبر گرامی چراغ هدایت بود.ارزش او وقتی معلوم می گردد، که زندگی جاهلیت را مرور کنیم.حضرت علی در این خطبه اشاره ای به دوران جاهلیت اعراب قبل از رسالت پیغمبر گرامی می کند.حضرت می فرماید، که دین همانند ریسمانی می ماند که انسان را به دنبال خود می کشد.پیامبر گرامی با اخلاق خود و معرفی دین اسلام، در شرایطی که امکانات ارتباط جمعی همانند امروز نبود.توانست با حداقل امکانات، حد اکثر تبلیغ ممکن را جهت دعوت جهانیان به اسلام را بعمل آورد.
دین به انسان جهت می دهد. دست و زبان و اعمال و افکار آدمی را هدایت می کند.که چکار باید بکنی تا رستگار شوی و چه کار نکنی ،تا گمراه نگردی.دین وسیله ایست که انسان را به سوی خداوند رهنمون می سازد.شاعر می گوید.

رشته ای بر گردنم افکنده دوست
می کشد هرجا که خاطر خواه اوست
رشته بر گردن نه از بی مهری است
رشته ی عشق است و بر گردن نکوست

حضرت می فرماید، در دوره جاهلیت از دین خبری نبود و مردم در گمراهی بسر می بردند.آنچه انسان ها را استوار و محکم در برابر حوادث گوناگون قرار می دهد و انسان ها را بیمه می کند اعتقادات و باور های افراد است.که همانند پایه های یک ساختمان می ماند که اگر اصول فنی ساختمان رعایت نشود ،با کوچکترین زلزله خراب می گردد.

آدمی را دین به بالا می برد
از زمین تا عرش اعلا می برد
دین برد ما را به سوی کوی دوست
از جهالت دور و دلها می برد



خطبه دوم : قسمت ۴
دل خدا
انسان ها دارای علایق گوناگونند و هر کسی دنبال بدست آوردن چیزی می گردد.یکی دنبال علم، دیگری دنبال ثروت،یکی پست و مقام و الی آخر.خوشا به حال کسانی که دنبال شکار دلها هستند.این شکار باقی می ماند و غیر از آن بقیه فانی هستند.
مولانا می گوید اگر می خواهی اسرار عالم برویت آشکار شود و پرده های ظلمانی کنار رود و حقایق را ببینی، باید عاشق شوی.زیرا عشق تنها وسیله ایست که توسط آن امکان کشف حقایق وجود دارد.
حضرت علی می فرمایند،راه رسیدن به اسرار الهی از طریق چهارده معصوم است.اینان ریسمانهای الهی هستند که اگر کسی به آنها متوسل شود، امکان دسترسی به حقایق هستی را پیدا می کند.اینها رازدانان خداوند می باشند.اینها نقش دل خداوند را دارند.زیرا دل محل نگهداری اسرار است.
لازم به ذکر است که اسرار الهی به هر کسی گفته نمی شود.باید ظرف وجودی انسان پاک و تحمل اسرار هستی را داشته باشد.اهل بیت محبوبان حق تعالی هستند و آنها دریا دل و پاک می با شند.اینان باید رهبری انسانها را در ادوار گو نا گون بعهده گیرند.لذا نیاز است که به اسرار هستی آگاه باشند.بنابراین کلیه اعمال آنان چه صلح باشد و یا جنگ،از روی شناخت و بصیرت و صلاح و شناخت می باشد.
حضرت در خطبه پنجم می گویند، اگر صحبت کنم می گویند دنبال حکومت است.اگر سکوت کنم می گویند او می ترسد.
حضرت می گویند، عشق به مرگ از لذت خوردن شیر کودک گرسنه از پستان مادر برای من لذیذ تر است.حضرت می فرمایند ،من از اسرار پشت پرده ای با خبرم که اگر لب به سخن باز کنم، دلهای شما همانند دلو های به ریسمان بسته که درون چاه عمیق رفته است می لرزد.
حضرت علی دست روی سینه خود می گذارند و به کمیل می گویند، سینه ای من صندوقچه اسرار هستی است.اگر کسی را می یافتم که تحمل دریافت آنها را داشت، لب به سخن می گشودم.

هر کسی دنبال صید است و شکار
عده ای مشغول طی روزگار
خوش به حال آنکه صید دل کند
لذتش چندان و باشد ماندگار



خطبه دوم قسمت۴
بخش دوم
حضرت علی می فرمایند که اهل بیت پناهگاه حق تعالی هستند.یعنی توسط چهارده معصوم اوامر الهی حفظ می گردد و مانغ از بین رفتن احکام الهی می شوند. دستورات الهی توسط آنان نگاهبانی می گردد.اینان با تبین ومجاهدات و تلاش خود ،دین خدا را یاری می دهند.برای حفظ اسلام، آماده شهادت هستند.آنها همانند یک سپر که انسان را از خوردن تیر حفظ می کند، آنان خود را سپری برای حفظ دین و ایجاد انحراف قرار می دهند.
اهل بیت صندوقچه علوم خداوند می باشند.بدون اینکه تعلیمی دیده باشند، علمشان لدنی است و خداوند اسرار هستی را در اختیار آنان قرار داده است.امام صادق می فرمایند ما اهل بیت آگاه هستیم از ریشه مشکلات جوامع و ما قادر به حل و بر طرف کردن آنها هستیم.اینان از امور گذشته و اموری که در آینده اتفاق می افتد، آگاه هستند.
حضرت علی می فرمایند، چهارده معصوم، پناهگاه مردم هستند.اینان قادرند که مشکلات مردم را حل نمایند.حکومت الهی بر جهان هستی توسط امام زمان هر عصر انجام می گیرد.اینان صاحبان کتابهای الهی که گران ترین غنایم هستی است،می باشند.بعلاوه مردم با پناه بردن به آنها، در امان می باشند و موجب دلگرمی مردم هستند.اینان همانند غار ها در دل کوه ها هستند که پناهگاهی محکم و آسان و رایگان است.
حضرت می فرمایند، اگر کرسی قضاوت برای من فراهم شود، می توانم بر اساس دین های گوناگون قضاوت کنم.زیرا حقایق تمام کتب آسمانی در سینه و دل ما قرار دارد.
امیر المومنین دین را به زمین و اهل بیت را به کوه ها تشبیه می کنند.خداوند می فرمایدکوه ها همانند میخ هایی می مانند که یک تابلو را به دیوار محکم می کند.کوه ها باعث می شوند ارتعشات زمین گرفته شود و زمین برای ساکنینش همانند گهواره آرام باشد.
اولیای حق ،برای حفظ دین، جان می دهند
دین احمد را بیان و جهد و دستان می دهند
اهل بیت آگاه و دانا بر علوم هستی اند
ملجا درماندگان و نور یزدان می دهند


خطبه دوم : قسمت۴
بخش سوم
حفظ دین
حضرت علی می فرمایند، که چهارده معصوم سرچشمه معارف الهی و معادن با ارزش معرفت می باشند.اینان باعث می شوند که دین خدا منحرف نشود و در مسیر درست حرکت نماید.
حضرت دین را تشبیه به بدن انسان می کند، که بعضا دچار اضطراب می گردد.َ مثل پاره گوشتی که در کنار قلب قرار دارد و در مواقع ترس و وحشت شروع به لرزش می کند.چهارده معصوم و اولیای الهی این تنش ها را از دین می گیرند و دین را وسیله ای برای آرامش انسان باز می گردانند.اگر دین خدا دچار انحراف شد و کمر دین شکسته شود، دیگر نمی توان براحتی آنرا راست نمود.لذا بر همه لازم است که با اعمال و رفتار و گفتار خود این میراث الهی را حفظ و به نسل های بعد سالم تحویل داد.

حافظ دین خدا در پیچ و خم
با امام است وولایت بیش و کم
حافظ ما دین بود همچون سپر
تیر های نفس دون شر است و غم


 
خطبه دوم : قسمت ۵
بخش اول
بذر گناه
کشاورزان برای بدست آوردن یک محصول سه مرحله را باید پشت سر بگذرانند.کاشت، داشت و برداشت است.در مرحله کاشت، دانه را در داخل خاک قرار می دهند.فاصله جوانه زدن تا برداشت محصول ، نیاز به مراقبت و آبیاری دارد که به آن داشت می گویند.در مرحله سوم، برداشت محصول و درو کردن آن فرا می رسد.
امیر المومنین دنیا را همانند مزرعه می دانند.اگر اعمال ما خوب باشد، در این مزرعه اگر قلمه گل بکاریم،پس از مدتی غنچه های گل شکوفا می گردد.انسان گناهکار با عمل خود بذر خار می کارد و لذا خار بدست می آورد. گناه بین انسان و خدا فاصله می اندازد.غفلت از خدا موجب می شود ،که بذر گناه در دل انسان ریشه بدواند و رشد کند.بدیهی است که محصول بذر گناه ، پس از آبیاری،هلاکت و بدبختی است.انسان اگر دچار گناهی شد، باید بلافاصله توبه کند و بذر گناه را آبیاری نکند.در غیر اینصورت پس از هر کاشت و داشتی، یک برداشت هست.

گر بکاری در دلت بذر گناه
گر کنی غفلت ز احکام اله
نیست محصولی بجز رنج و عذاب
گر توانی توبه کن در بین راه 


باسمه تعالی
برداشتهایی از نهج البلاغه
خطبه دوم : قسمت ۵
حضرت علی می فرمایند، در عالم همتایی مانند چهارده معصوم وجود ندارد.همانند خدای متعال ، که مثل و همانند ندارد.اینان صاحبان کرامت و جلال و جبروت هستند.اهل بیت ریشه های درخت پاک اسلام هستند و دیگران برگ و شاخه این درخت تنومند اسلام هستند.بنابراین هیچکس، همانند آنها نمی شود.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید، اگر حضرت علی با کفار در جنگ های گوناگون به جهاد نمی پرداخت ، کفار بر مسلمانان غلبه پیدا می کردندو اگر خلفا از علوم حضرت علی بهره نمی بردند، حکومت آنها نابود می شد.
حضرت می فرمایند، اهل بیت اساس و پایه دبن اسلام هستند.اینان همانند ستون برا دین هستند.باورهای جامعه به ارزش های الهی در پرتوی آنها می باشد.
حضرت می فرمایند مردمانی که جلوتر از چهارده معصوم هستند، باید عقب گردند تا امکان قرار گرفتن در کنار اهل بیت برایشان مقدور گردد.کسانی هم که عقب افتاده اند ، باید کوشش کند تا بتوانند خود را به قافله اهل بیت برسانند و در کنار آنها قرار گیرند.

نماز با ولایت، روشنایی است
وصول کردگار و دلربا یی است
ولایت ریشه و اصل و عمود است
نماز بی ولایت، لهو و بازی است




خطبه دوم : قسمت ۵
بخش سوم
ویژگی حاکمان
حضرت علی می فرمایند، کسی که بر مردم حکومت می کند و برآنها ولایت دارد، دارای شرایطی است که تنها در چهارده معصوم می توان پیدا نمود.این یک حق است و هر کسی این حق را شامل او نمی شود.اینان ستون های باور و اعتقادات مردم هستند.مردم به خاطر اعتماد به آنهاست که دارای ایمان های قوی می شوند.
یک حاکم باید حداقل دو خصلت داشته با شد.یکی دانش و دیگری قدرت روحی.قوم بنی اسرائیل نزد حضرت موسی آمدند و گفتند برای ما یک رهبر تعیین نمائید.حضرت موسی طالوت را بر گزیدند.آنان گفتند او چه امتیازی بر ما دارد.حضرت موسی گفتند که خداوند به او علم و قدرت روحی فراوان عطا نموده است.این دو صفت در چهارده معصوم به وفور وجود داشت.
پیمبر گرامی حضرت علی را برای جانشینی خود به مردم معرفی می کنند.سپس هر امام، جانشین خود را تعیین می کند.در زمان حال حضرت مهدی سکان دار حکومت بر جهان هستی را دارند.امید است که هر چه زودتر خدای متعال دستور برپایی حکومت ایشان را در روی زمین را صادر فرمایند.
حضرت می فرمایند، هم اکنون حق ولایت به صاحب حق رسیده است.ابن ابی الحدید ، که سنی مسلک بود، در کتاب نهج الباغه خود اقرار می کند که حکومت پس از رحلت رسول اکرم، حق علی ابن ابیطالب بود.زیرا او برترین و شایسته ترین فرد پس از فوت پیامبر گرامی بود.اما او بخاطر مصلحت هایی از حق خود گذشت تا اسلام بماند.اعراب نسبت به حضرت علی حسادت می ورزیدند و حضرت نمی خواستند که اسلام نو پا دچار تنش و اضطراب گردد.هنوز جمعی از سران شرک در اعراب بودند که با حضرت دشمنی می کردند.از جمله سران قریش و یهود و منافقین که با حضرت دشمنی بسیارمی کردند.اما توده های مردم به حضرت علی عشق می ورزیدند.
ملاک شناخت منافقین در آن زمان، داشتن بغض و کینه و حسد به حضرت علی بود.امروز نیز می بینیم که منافقین بیشترین دشمنی را با ولایت و شیعیان دارند.زمانی که حضرت علی زمامداری مسلمانان را بعهده گرفتند،چنان استقبالی از طرف مردم بعمل آمد که برای سایر خلفای پیشین نیامده بود.

عشق و صفا جمله عنایت شده
پر تو فشان نور ولایت شده
مهدی بیا که حق هویدا شده
آمدنت شرح و روایت شده



دکتر علی رجالی
@alirejali

  • ۹۷/۰۷/۲۹
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی