رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

شکایت

باسمه تعالی
برداشتهایی از اشعار مولانا
ابیات :۱۷۸۱ تا ۱۷۸۴
شکایت

من ز جان جان شکایت می‌کنم
من نیم شاکی روایت می‌کنم
دل همی‌گوید کزو رنجیده‌ام
وز نفاق سست می‌خندیده‌ام
راستی کن ای تو فخر راستان
ای تو صدر و من درت را آستان
آستانه و صدر در معنی کجاست
ما و من کو آن طرف کان یار ماست

مولانا می گوید،من مگر چه کسی هستم که از خدای بزرگ گله و شکایت کنم.آنچه من می گویم روایت داستان زندگی خود است.جان من در دست خدای متعال است که در بدن من محبوس شده است.من این مطالب را می گویم تا افراد با چشمی باز و دیدی روشن پا به عرصه زندگی بگذارند.
این دل مرتب گله از مصائب و مشکلات می کند.اما من می دانم که ظاهر و باطن این دل فرق می کند.در ظاهر ابراز ناراحتی می کند ولی در باطن از سختی ها و رنج هایی که از طرف خدای متعال برای او مقدور گشته و نهایتا موجبات رشد او را فراهم می کند، خوشحال است.لذا من به این دل می خندم و توجه ای به او نمی کنم.
مولانا می گوید، من از این نفاق سست دل که نفاقش زود معلوم و رو می شود خنده ام می گیرد.از طرفی ابراز ناراراحتی می کند ولی در واقع خوشحال است.مولانا می گوید، ای خدا هر کاری که تو انجام می دهی صحیح و درست می باشد.خدایا تو راه خود را ادامه بده و به گلایه های پر از نفاق من اعتنایی نکن.
خداوند آنچه انجام می دهد با حقیقت سازکار است.اگر رنجی به انسان وارد می شود برای اصلاح فرد لازم بوده تا او به انحراف خود پی ببرد و به راه مستقیم بیاید و ادامه مسیر دهد.همانطوریکه رنده باعث می شود که چوب صیقل پیدا کند و زیبا گردد.این رنج ها نیز دل انسان را صیقل می دهد تا نور الهی توسط آن انعکاس پیدا کند.
وقتی انسان با اعمال خود موجبات رنج دیگران یا خود را فراهم می کند، چنانچه خداوند به نحو مقتضی خطای او را یادآوری و یا در صدد اصلاح بر می آید.نباید ناراحت شد.بلکه بالعکس باید از خدای متعال به خاطر تذکر به خود از او تشکر نمود.
مولانا می گوید، ای خالقی که صاحبدلان و راست گویان به تو افتخار می کنند.به اصلاح امور هر طور که می دانید، اقدام نما.تو صدر نشین مجلس و من در آستانه و ورودی در جا دارم.تو راه خود را ادامه بده.در حقیقت مولانا می خواهد بگوید من در مقابل تو هیچم و تو فرمانده وسرآمد همه هستز می باشی.اگر جلال و جمالی هست، همگی از آن توست.
مولانا سپس در پایان می گوید که در عالم معنا، پائین و بالا معنی ندارد.هر آنچه هست بالاست.آنجایی که یار باشد، من و ما بی معنی است.هر آنچه هست، اوست.

مبدا هستی خدا و آخر هستی خداست
می توان گفتا که او از ابتدا تا انتهاست
خود نمایی می کند در عالم و قرآن وانس
ذکر  یزدان در بیان و در کلام انبیاست

دکتر علی رجالی
@alirejali

  • ۹۷/۰۷/۰۲
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی