رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

نقش قرآن

باسمه تعالی
برداشتهایی از آیات قرآن
سوره یوسف آیه ۱
نقش قرآن

زمانی انسان به خواب می رود که در تاریکی قرار می گیرد.متقابلا زمانی انسان بیدار می شود که در روشنایی و نور قرار گیرد.قرآن مجید همانند نور عمل می کند.زمانی که انسان به معارف الهی آگاه می شود. بیداری شروع می شود و سخنان بیهوده دیگران او را تحت تاثیر قرار نمی دهد.اگر انسان بخواهد در مسیر الهی حرکت کند ابتدا باید معایب خود را با آگاهی و تعالیم قرآن بشناسد.سپس در صدد بر طرف کردن آنها اقدام نماید.بعدا شروع به حرکت به سمت خدا کند.
کسانی که در سیر و سلوک حرکت می کنند،سعی می کنند استاد و عارفی پیدا کنند تا عیوب آنها را آشکار و اعلام نماید تا آنها را بر طرف کنند.همانند مسافری که می خواهد مسیر طولانی را با ماشین شخصی طی کند.قبل از حرکت ماشین را پیش مکانیک در تعمیر کار می برد تا عیب یابی و چک نهایی کند تا با اطمینان خاطر حرکت کند و در بین راه توقفی نداشته باشد.متقابلا افرادی که می خواهند نزد مردم دارای جایگاه و منزلتی باشند سعی می کنند عیوب خود را بپوشانند و اگر کسی به آنها تذکر داد ناراحت می شوند.همانند کسی که می خواهد ماشین خود را بفروشد سعی می کند عیوب آنرا بیان نکند تا ماشین را بهتر و با قیمت بالاتر بفروشد.
نور باعث می شود که حقیقتها روشن و دیده شود.همانند دستگاهی که اسکناس های تقلبی را با اشعه ماورای بنفش تشخیص و آشکار می سازد.اگر انسان ها بخواهند معارف الهی را کسب کنند.ابتدا باید خود را به قرآن عرضه کنند تا عیوب آنها با میزان الهی تمیز داده شود و سپس آنها را بر طرف کنند.زمانی که ظرف وجودی ما از آلودگی ها پاک شد ، آنگاه معارف الهی را می توان در آن ریخت.در ظرف آلوده هر قدر آب تمیز بریزید باز آلوده است.زمانی آب پاک قابل نوشیدن می شود که ظرف تمیز باشد.
یکی از سوره های قرآن سوره یوسف است.اگر با تامل و دقت و تدبر به آن نگاه شود سرشار از نورانیت است.در ابتدا با حروف مقطعه شروع می شود.حروف در زبانها اگر چه تعدادشان کم است.اما همین مقدار کم عاملی برای نقل و انتقال افکار و مطالب هستند.لذا میزان کم و زیاد نیست.میزان اثر بخشی هر چیز است.انسان ممکن است با یک محبت کوچک دلی را بدست آورد و متعاقب آن موجب تحول و بیداری فرد قرار گیرد.متقابلا با یک حرکت و سخن کوتاه دنیایی را به آتش بکشد.لذا کوچک ها را نباید کوچک شمرد.به نظر ما کوچک هستند.
قرآن یک پوسته دارد که همان الفاظ هستند که بعضا به اختصار آمده است.یک محتوا وچندین مغز دارد و آن معنای و مفاهیمی است که از این حروف برداشت می شود.شما وقتی به بادام نگاه می کنید.ابتدا یک پوسته سخت مغز با ارزش بادام را حفظ می کند.این مغز خود پوسته نازکی دارد که با کندن آن سفیدی مغز ظاهر می شود.اگر به دقت بنگری آن مغز سفید نیز دارای مغز است که شامل ویتامین هاست.آیات قرآن نیز دارای پوست و مغز های گوناگون می باشد.
سعدی آیات قرآن که می خواند توقف می کرد و دنبال منظور آیه می رفت.برای مثال وقتی خدا می گوید انسان از خاک آفریده شده است.می خواهد بگوید ای انسان تو هم خاکی باش.خاکی بودن و تواضع باعث رشد و تعالی انسان است.خاک صفاتی دارد سعی کن تو هم داشته باشی.آن حریص نیست.یک دانه که در دل خاک قرار گیرد کفایت می کند برای اینکه آن دانه را به درختی تنومند تبدیل سازد.صفات دیگر خاک خاموش کردن آتش است.ای انسان بیا و آتش هوا و هوس را در خود خاموش کن.خداوند انسان را از خاک و شیطان را از آتش آفرید.لذا بیا و شیطانی مشو.از چشم و هم چشمی ها حذر کن و قناعت را در زندگی پیشه کن.
همواره تاکید شده که در خصوص آیات قرآن تدبر کنید.یعنی به محتوا و مغز آیات نگاه کنید.تنها به پوسته برای مقاصد دنیوی ا کتفا نکنید.اگر این الفاظ قرآنی فهمیده شود معجزه می کند.قرآن از جایگاه والای خود نازل شده تا امکان فهم برای ما گردد.قرآن برای اهل فکر و اندیشه مایه امید و نور است.خدا می فرماید تو از راه خلاف برگرد و بیا به راه مستقیم،آنگاه من از خطاهای تو می گذرم و به حسنات تبدیل می کنم.وقتی آب آلوده را پای گل می ریزی خاک آنرا غربال و تبدیل به احسن می کند و به شما گلی خوشبو می دهد.وقتی یک گل می تواند بد را به خوب تبدیل کند.قطعا گل عالم که خالق گل خاکی است می تواند گناهان تو را ببخشد و بجایش حسنات قرار دهد.لذا بیاییم و توبه کنیم .
خداونددر این سوره اشاره دارد که ما زمین و آسمان را برای شما خلق کردیم و قطرات باران را بالای سر شما معلق قرار دادیم تا به فرمان ما بصورت تدریجی نازل گردد.سپس به زمین فرمان دادیم که آنرا جذب کنند تا استفاده مطلوب از آن گردد و مانع سیل شود.
انسان با ایراد سخنان خود موجب دل شکستگی دیگران می شود.لذا باید سخنان انسان غربال گری گردد و سخنان بیهوده را به زبان جاری نکرد.بسیاری از مشکلات خانواده ها را اگر ریشه یابی کنید شروعش با یک سخن غلط شروع می شود.در مقابل سخنان خدا را ببینید.سراسر پند و نصیحت و مفید هستند.لذا بیاییم و از قرآن بیاموزیم.اندک بگوییم ولی سنجیده سخن گوییم.
قرآن کتابی مبین و آشکار و نورانی برای اهل دل است.یک نابینا با لمس کردن نقاط خط بریل می تواند قرآن را بخواند.قرآن نیز با استفاده از الفاظ حقایقی را بیان می کند.اهل دل و چشم بینا و با معرفت می خواهد که بتواند این الفاظ را بفهمد و تفسیر کند.قرآن همانند نور می ماند که انسان در کنار آن از تاریکی و ظلمانی خارج می شود و لذا می تواند حقایق هستی را ببیند و لذا بطور طبیعی به گمراهی نمی رود.گناه برای اهل دل همچون نجاسات می ماند که انسان عاقل هر گز میل به خوردن آن ندارد و از آن فاصله می گیرد.
اگر انسان همنشین قرآن شود.بوی و رنگ قرآنی می گیرد.لذا افکار او تغییر می کند و حالت سردی در زندگی به حالت گرمایی تبدیل می شود.همانند آب سردی که وقتی کنار آتش مدتی قرار گرفت بجوش می آید و آن هم گرم می شود.متقابلا اگر همین آب در یخچال قرار گیرد پس از مدتی یخ می زند و حالت سرمایی به خود می گیرد.لذا بیایید و بهترین همنشین را در زندگی خود اختیار کنیم.
قرآن بهترین کتاب و همنشین هستی است .یکی از ناله های اهل جهنم همنشینی با افراد ناباب است.
خداوند می فرمایند ما قرآن را به زبان عربی نازل کردیم.یعنی به زبانی آشکار و روشن.عربی در مقابل عجمی است.یعنی گنگ و نا آشکار.اگر چه قران با رسم الخط عربی نوشته شده ولی منظور خداوند شفافیت در بیان حقایق است.برای فهمیدن آن کمی نور و روشنایی لازم است که آن هم در فطرت ما نهفته است.لذا باید در تک تک آیات قرآن تدبر کرد تا از این سرچشمه الهی آب حیات نوشید.طپس می فرمایند ما ساده و روشن بیان کردیم تا امکان تدبر و فکر کردن برای شما مقدور گردد.چگونه است انسان در رابطه با سخنان دیگران وقت می گدارد که منظور فرد را از سخنانش بفهمد.اما غافلیم از خدا که به سخنانش وقت نمیگذاریم که منطورش از این آیات چیست.
خداوند به انسان عقل داده تا در خصوص آیات قرآن تدبر و فکر کنیم و با فهمیدن و بکار بردن انها موجبات آرامش و آسودگی روح و روان را پیدا کنیم.گویند فردی یک چک را لای قرآن گذاشته بود که در وقت خود آنرا پاس کند.در زمان مقرر هر چه گشت آنرا پیدا نکرد.سپس دید بچه آنرا به موشک کاغذی تبدیل کرده و بازی می کند.متاسفانه ما از عقل خود بسیار کم استفاده می کنیم.ازجایگاه و نقش عقل غافل هستیم.قرآن اگر چه از چند برگ کاغد با الفاظی تدوین شده است.اگر بعنوان یک کتاب معمولی نگاه کنیم بهره چندانی نمی بریم.اما اگر از پوسته آن خارج و به مغزهای آنرا بشکافیم متوجه عظمت آن می شویم.
اگر انسان به این باور برسد و ایمان آورد که اگر خدا بخواهد درهای بسته را باز می کند،همانطوریکه برای یوسف باز کرد، آنگاه آرامش می گیرد.اگر همه عالم بخواهند کاری را انجام دهند ولی نظر خدا نباشد امکان تحقق آن وجود ندارد.همانند وقتی که موسی بدنیا آمد.او در جایی رشد و نمو کرد که فرمان از بین بردن پسر بچه ها صادر شده بود.یادی از مرحوم پدرم کنم.زیاد این شعر را می خواند
گر با همه ای چو بی منی بی همه ای
گر بی همه ای چو با منی با همه ای

دکتر علی رجالی
@sharhghoran

  • ۹۷/۰۳/۰۴
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی