رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

در این وبلاگ ،اشعار و مطالب علمی و فرهنگی اینجانب آمده است .

رسالت

به سایت شخصی اینجانب مراجعه شود
alirejali.ir

طبقه بندی موضوعی
  • ۰
  • ۰

خون به دلم ، ای مه تابان ، چرا

    رخ ز همه مخفی و پنهان ، چرا

دیده ای  ما منتظر روی تو ست

      رو ننمایی ، به  یتیمان  ، چرا

 

با آمدنت  دلم  صفا    می یابد         

     باران امید دم به دم می بار د  

عشق تو به جان ما ، زده آتش ها

خنده به لبان بینوا می آید    

 

با آمدنت جهان گلستان گردد  

 بیداری ما ز فهم قرآن گردد

یاد خوش تو ، به دل دهد آرامش

دوری بشر ز نفس و شیطان گرد د

 

ای کاش، که صاحب الزمان می آمد   

دستور قیام، بی امان می آمد

مهدی ز پس پرده، برون می گردید  

 صوت شه جان ز هر مکان می آمد

 

 

ای کاش، که ظلم و جور بر چیده شود            

   عدل و شفقت به هر مکان دیده شود

جز صاحب امر و صاحب کون و مکان              

   امکان حصول، بر زبان گفته شود

 

 

مهمان خدا ذلیل و در مانده شود                

  در مکه و در معبد حق کشته شود

حجاج ولی و مقتدا می خواهند                       

تا دین خدا زنده و پاینده شود

 

 

من که می دانم جهان  روزی گلستان می شود

شادی و خوشحالی مردم دو چندان می شود

پس  چرا  نومید  از آینده  و حال  خودم

مهدی موعود آید، همچو رضوان مى شود

 

 

 

 

 

نماز با ولایت، روشنایی است

وصول کردگار و دلربا یی است

ولایت ریشه و اصل و عمود است

نماز بی ولایت، لهو و بازی است

 

 

اگر خواهی جمال دلربا را

اطاعت کن ولی و مصطفی را

تفکر پیشه کن با زهد و تقوا

اگر عاشق شوی بینی خدا را

 

بار الها، تو کریمی و رحیمی و عظیم

ما فقیریم و گرفتار و اسیریم و ندیم

تا به کی  سرور ما غایب و ما در پرده 

بار الها، تو رئوفی و امیری و علیم

 

 

مهدی بیا که حق هویدا شده

زنده جهان از دم عیسی شده

منتظران عاشق و مجنون شدند

وای که پر مفسده دنیا شده

 

یوسف و مهدی، شبیه یک دگر

هر دو باشند، منجی خلق و بشر

آخرین نسل پیمبر، آخرین نسل امام

جملگی در انتظار مردم وسوز پدر

 

 

می رسد روزی که دنیا  غرق شادی و گلستان می شود 

می رسد روزی که تفسیر کلام وحی وقرآن می شود

دولت مهدی بپا و عدل جاری در حکومت می شود

عقل و ایمان بشر افزون و تکمیل و دو چندان می شود

 

منتظر یعنی امید ، یعنی عدالت در جهان

با قیامی تحت امر  مهدی صاحب زمان

منتظر یعنی نوا، یعنی رجا، یعنی دعا

منتظر یعنی دمادم نام او را بر زبان

 

روز و شب در انتظار مهدی صاحب زمان

مردمان دیده ام بنشسته بر در خون فشان

تا ندای حق رسد از آسمان در هر طرف

 با قیامی تحت امر  صاحب  روح و روان

 

منتظر یعنی امید ، یعنی عدالت در جهان

با قیامی تحت امر  مهدی صاحب زمان

منتظر یعنی نوا، یعنی رجا، یعنی دعا

منتظر یعنی دمادم نام او را بر زبان

 

 

گر حجت حق آید، پایان خصومت هاست

چون عشق حقیقی شد، آغاز  ولایت هاست

با آمدنت مهدی، از فیض ظهور تو

پاکیزه جهان گردد ، آزاد  ز نکبت هاست

 

آثار ظهور ، یک  به  یک  پیدا  شد

مکر و دغل فتنه گران افشا شد

مرگ ملک  و  شاه عرب  عبدالله

جنگ یمن و شام و حلب بر پا شد

 

 

گفتم که دشمن حق،گفتا که خصم حیدر

گفتم که لعنت حق ،بر آن عدوی بربر

    گفتا حمایت حق ،  باشد رضای جانان

گفتم نمای حق را،گفتا ولی و رهبر

 

 

گفنم نمای رویت،گفتا که آن عیان است

گفتم که سر این راز، گفتا که آن نهان است

گفتم ظهور محبوب، کی می شود میسر

گفتا اجازت آن، با خالق جهان است

 

 

 اربعین یعنی که بیعت باعلی و مصطفی

پیروی از اهل بیت  و نور چشم مرتضی

با لبان تشنه و پای پیاده تا حرم

عهد و پیمان مجدد  در زمین کربلا

 

 

مرغ دل پر می زند هر دم به سوی  کربلا

تا ببیند مرقد پاک شهید سرجدا

اربعین یعنی طواف عاشقان اهل بیت

در زمین نینوا بر گرد راس مقتدا

 

 

اربعین یعنی به وصل ایزدی محرم شدن

با انیس و  مونس و دلدار خود محرم شدن

با شهادت راه بردن سوی جنات النعیم

همره خیل عزیزا ن، سوی حق هر دم شدن

 

 

از آن روز، دشمن کند سیطره

ندارد ترحم به کس، یکسره

ببین کودک شیر خوار حسین

زند تیر خود بر گلو، حرمله

 

 

 

 

حسین در کربلا غوغا بپا کرد

عجب شوری به عالم نینوا کرد

حسین با خون خود پیروز گردید

محرم مکر دشمن بر ملا کرد

 

 

عباس غوغا می کند، بی دست ، امضا می کند

زینب افشا می کند، او خصم، رسوا می کند

اصغر نجوا می کند، با خون ، گلگون می کند

دین  خدا  را  جملگی، احیا  و  بر پا  می کند 

 

 

دانی که چرا حسین، از مکه برفت

در کرب و بلا ، به جنگ با فتنه برفت

تا دین خدا شود ، چو جدش احیا

سالار شهیدان به لب   تشنه برفت

 

 

هفتاد و سه حرف، اسم اعظم دارد

هفتاد و  دو  حرف، شخص خاتم دارد

هفتاد و دو مخلص و شهید و یاور

فررند  علی  و نور  عالم  دارد

 

 

 

 

حسین و کربلا و خون یاران

گلستانی بود در شوره زاران
ببستند آب را با فرط پستی
زدند آتش گلستان شهیدان

 

 

شیعه خطش، خط شاه کربلاست

جوهرش خون و قلم تیغ ولاست

مکتبش عشق و معلم بی سر است

سجده گاهش خاک پاک نینواست

 

 

کربلا،احیا گر  دین خدا در عالم است

هادی مردم به آیین رسول خاتم است

جنگ ما،جنگ قبایل یا فرق یا کیش نیست

جنگ ما ،جنگ جهانی با عدوی ظالم است

 

 

بار الها، سفر کرب  و بلا می خواهم

بار الها، دل پر نور و صفا می خواهم

بار الها ، تو مرا شیفته ی خود گردان

 بار الها، سفر عشق و ترا می خواهم

 

 

 

 

نیمی از یا ور و یاران حسین، از یمن اند

مالک و منتقم جان حسین، از  یمن ا ند

    هانی و حجر و سلیمان و اویس قرنی 

جملگی گوش به فرمان امام ، از یمن اند

 

هر که دارد ادب و شور و نوا بسم  الله

هر که بیند اثر  ذکر  و  دعا  بسم  الله

آنکه اندر دو جهان عشق حسینی دارد

نزد عباس و حسین و شهدا بسم الله

 

 

کربلا ،  احیا گر ، دین  خدا  در  عالم  است

ناجی مردم ز گمراهی رسول خاتم است

جنگ  ما، جنگ قبایل یا فرق یا کیش نیست

جنگ ما، جنگ جهانی با عدو ی  ظالم  است

 

 

الگوی عصر و زمان است، اباعبدالله

ناجی هردو جهان است، اباعبدالله

راه او، راه خدا در همه عالم  باشد 

شافع و نور  جنان است ، اباعبدالله

 


زینب ای افشاگر و یار ولی
دخت زهرا وپدر باشد علی
کربلا را زنده کردی تا ابد

مکر دشمن را نمودی منجلی

 

 

فاطمه دخت نبی، مرآت حق

فاطمه خود آیت، اثبات حق

فاطمه دردانه ای همرنگ نور

فاطمه خود مبدا میقات حق

 

 

السلام ای ساقی لب تشنگان

نام نیکت تا قیامت بر زبان

در شجاعت بهر تو همتا نبود

ای سپهسالار و ای شیر زمان

 

 

مرغ دل پر می زند هر دم به سوی کربلا

تا ببیند مرقد پاک شهید سر جدا

کربلا یعنی طواف اهل بیت مصطفی

در زمین نینوا،برگرد راس مقتدا

 

 

چو در خون غوطه ور گردید مولا

شهادت شد نصیب روح والا

ندای فزت رب الکعبه سر داد

بر آمد ناله اش تا عرش اعلا

 

چونکه زهرا گشت الگوی زنان

می توان گفتا که در گشته نهان

زن جلال و مرتبت یابد ز حجب

پوشش باشد چو یک گرز گران

 

شیعه عشقش بی حد و بی انتهاست

جان نثار خط سرخ مرتضاست

شیعه کارش پیروی از حیدر است

دل به مولا داشتن کاری رواست

 

  ای رضا،ای ای مظهر عدل و شرف

ای که قرآنت سخن بود و هدف

وادی طوس ازوجودت گلشن است

همچو در بودی درون  یک صدف

 

گر حجت حق آید،نهی است خصومت ها

چون در ره قرآنی،نفی است ملامت ها

مردم همه مشتاقند ،بینند رخ گلگونت

از بس که نفاق است واز بس که خیانت ها

 

 

منتظر یعنی مهیا گشتن و خود ساختن

در مصاف دشمنان ایمان و دل ناباختن

منتظر یعنی قیامی با دل و امیال خود

طالب محبوب بودن وز جهان رخ تافتن

 

 از برای عدل و ایمان و شرف

تیر باران شدحسین از هر طرف

او شعارش حفظ قرآن است و دین

تا که بنماید به عالم ان هدف

 

 

چون خداوعده نموده بر ظهور

مهدی می آید اگر باشد چه دور

تا کند دین خدا را او به پا

او گلستانی کند دنیا ز نور

 

ای که هستی در صدف در نهان

خود بر آور انتظار شیعیان

در فرج تعجیل کن ای نازنین

ای که هستی دیده را اشک روان

 

 

ای محمد نور چشم انبیا
مظهر احسان و ایمان و عطا
مشعل توحیدی و صاحب کمال
نام نیکت  در زمین و در سما

 

 

دین احمد ،بی ولایت ابتر است
بعد احمد،آیت حق حیدر است
حکم حق در حج آخر داده شد
نصب مولا ، از خدای اکبر است





السلام ای ضامن جان از گزند
حافظ آهو ز صیاد و کمند
ای که هستی منجی بیچارگان
شافع درماندگان در حصر و بند

 

حسین و حسن،حیدر و مصطفی

صدیقه زمان ،مادر اولیا

همه پنج تن،پیکری واحدند 

چو هستند ، اعضای آل عبا

 

 

  بهترین شور و شعور بی ریا

شد تجلی در زمین کربلا
بهترین مخلوق هستی شد شهید

شد مطهر خاک دشت نینوا

 

تا به کی بینی حقوق دیگران
می شود ضایع به دست خود سران
کاش می شد مهدی صاحب زمان
عدل خود جاری کند اندر جهان

   

 

علی در بهترین شب خورده ضربت
بدست جاهلی در بند شهوت
علی شد  غرق خون با ضرب شمشیر
عدو در سجده زد بر فرق حضرت

 


گل لاله شهید کربلا بود
سرش اندر تنور و نیزه ها بود
امام امت و نور جلی است
حسین ابن علی خون خدا بود

 

به شعبان المعظم شد شکفته
گلستانی ز انوار نهفته
سه نور عالم هستی بیامد
   
بود میلاد و ایام  خجسته

 


گل نرگس امام مسلمین است
ولی و مقتدای عالمین است
کند دنیا گلستانی ز انوار
امید شیعیان نور دو عین است

 

گل یاس است خوشبو و معطر
بود دخت نبی زهرای اطهر
چه زیبا گوهری آمد به دنیا
دو چشم مصطفی ویار   حیدر

 

 

گل میعاد فرزند حسین است
ولی و حافظ قرآن و دین است
 
امام مسلمین و عبد یزدان
 
دعا هایش صدای مومنین است

 

 

از وجود اقدس شمس الهدی
می شود عالم پر از نور و صفا
قدسیان بهر اطاعت در صفش
جان به قربانت،تویی نور خدا

 

 


ای ز رویت شمس رخشان منفعل
وز رخت شمع شبستان مشتعل
جان فدایت، ره گشای شیعیان
کی رسد موعود و کاری مفتعل



به دنیا آمد آن نور الهی
درون کعبه با اذن خدایی
دل هر شیعه را مسرور گرداند 
وجود پاک  و زیبای ولایی

 

 

علی شدغرق خون با ضرب شمشیر
بود آن هم زمان با شام تقدیر
علی در بهترین شب خورده ضربت
صدای رستگاری بر لب میر

 


حاکم آنست که از بهر خدا حکم کند
به یتیمان و فقیران نظر و رحم کند
در عدالت چو علی حکم کند بر همگان
در فزون خواهی و مازاد ز حق، خشم کند

 


درود و صد سلامم بر محمد
کند رزق مرا افزون و بی حد
به روز حشر یا در جنت حق
بگوید حضرتش بر او خوش آمد

 

 


از نبی تا حضرت صاحب زمان
جملگی باشند چون نور جنان 
شد تجلی نور یزدان در امام
نور قرآن و ولایت در جهان

 

 

روح و جانم می رود سوی بقیع و نینوا
بلکه ببیند مرقد پاک شهید سر جدا
بارگاه قبر اولاد علی مخروب گشت
قبر باقر،قبر صادق، در کنارمجتبی

 


عشق و صفا جمله عنایت شده
پر تو فشان نور ولایت شده
مهدی بیا که حق هویدا شده
آمدنت شرح و روایت شده

 

 

بستگی بر اهل بیت مصطفی
همچو قرآن هست مصباح الهدی 
می برد بالا ترا همچون دو بال
اهل بیت و نور قرآن، کی جدا
  

 

از نبی آموز آداب و سنن
پیروی کن در مرام و در سخن
چونکه او باشد نبی و مقتدا

معرفت جو از کلام ذوالمنن

 


دست حق دانی چه باشد ،در کجاست
در ید و بازوی مولامرتضی است
دست حق باشد ورای  دست ما
دست حق همراه مردان خداست

 

 

مجلس مدح و  عزای اهل بیت
زنده می سازد رثای اهل بیت
رونق دین است و افشای عدو
گر بگویی راه و جای  اهل بیت

 

 

ای رضا،ای مظهر عدل و شرف
ای که قرآنت سخن بود و هدف
وادی طوس از وجودت گلشن است
می درخشی همچو در اندر صدف

 

 

ای انیس دل  امام هشتمین
جان به قربان تو ای در ثمین
گو به مهدی ،ای امام شیعیان
در فرج تعجیل کن،ای نازنین


شهر علم با دست فرزند علی
بار دیگر همچو جدش منجلی
چند صد عالم ز علمش بهره ور
صادق و عابد بود نورجلی

 

السلام ای صاحب تفسیر دین
صاحب علم و کمال عالمین
مذهب شیعه به نامت مفتخر

رهنماو مقتدای مسلمین

 

بی ید و همتای جهان ،ابوالفضل
گوهر  شهوار زمان، ابوالفضل
مظهر ایمان و یقین،ابوالفضل
الگوی عشق  وجان فشان، ابوالفضل

 

السلام ای ساقی لب تشنگان

ای انیس و همدم درماندگان
لحظه ای از تو ولایت دور نیست
ای سپهسالار و ای شیر زمان

 

این زمان چیست که سرعت دارد
صاحبش کیست که غیبت دارد
گوهری هست که نایب دارد

کارها جاری وحکمت دارد

 

این زمان چیست که صاحب دارد
صاحبش کیست که طالب دارد

او بود غایب و حاضر همه جا
گوهری هست که نایب دارد

 

می رود از خانه سوی کربلا
تا دهد درسی به ما در نینوا
درس او آزادگی و عزت است
دین حق را بیمه سازد از خطا

 

شد مهیا بهر حج خون خدا
تا کند حکم خدا را او ادا
حج خود را وانهاد آن ماهرو
 
جان رها شد بهر دیدار و لقا

 

دین حق را زنده می سازد حسین
  
نور چشم مصطفی،   نور دو عین
می شود احیا مجدد،دین حق

بین به پا شد جنگ کفار و حنین

 

آورده به عالم گهری دخت پیمبر
هم پاره تن احمد و هم زاده ی حیدر
او صاحب کوثر بود و نور دو عام
پرورده ی زهراست حسن، شافع محشر

 

شد ماه مبارک ، به قدوم مه طاها
روشن به جهان، دیده ی آن رهبر والا
صورت چو علی، قد چو نبی، نور رسالت
گشته است حسن، نور خدا،مظهر تقوا

 

 

حسین و حسن همچو یک گو هرند
چو یک نور واحد ز یک مظهرند
هدف هر دو را قرب یزدان بود
  
دو چشمان زهرا و  پیغمبرند

 

چو آمد ز زهرا بدنیا حسن
جهان گشت یکباره پر یاسمن
نکو کودکی صورتش قرص ماه
هدایت گر خلق و هر انجمن

 

چو در خون غوطه ور گردید مولا

از این دنیا رها و گشت والا
ندای فزت رب الکعبه سر داد

برآمد ناله اش تا عرش بالا

 

عدو می گفت مولا بی نماز است
شهادت در حرم گویای راز است
حقیقت دیده شد در نزد افکار
   
لقای اهل دل راز و  نیاز است

 

نباشد توانا تر از لایزال
توکل بر او هست ما را کمال
توسل به آیین و ذکر رسول
رهایی دهد فرد را از زوال

 


گشاینده باب ایمان علی است
علی والی و مقتدا و ولی است
کند جان فدا، بهر دین مرتضی
سر افکنده ی جنگ خیبر شقی است

 

دین حق در روز خم تبیین شده
چون امیر المومنین تعیین شده
بعد احمد مرتضی باشد امیر
 
عید ما و جشن ما،  آیین شده

 

آخرین پیک نبوت مصطفی
اولین برج ولایت مرتضی
منجی عالم ،محمد رهبر است
آخرین دین رسالت شد عطا

 

شیعه یعنی راس خونین در حرم
عشق بازی با خدای ذوالکرم
شیعه یعنی صاحب عفو و گذشت
می دهد انگشتی را از کرم

 

 

شیعه خلقش چون امام مجتبی است
از خشونت های نفس دون رهاست
روز ها چون شیر و شبها عابد است
جان نثار خط سرخ مر تضی است

 

 

ای فاتح خیبر، ید تو دست خدا بود
با آن همه تجهیز،عدو رو به فنا بود
هارون زمان، بهر نبی شانه به شانه
  
دلبستگی و عشق تو  از مهر و وفا بود

 

السلام ای صاحب فضل و شعور
زینب ای اسطوره ی صبر و حضور
کاخ را با نطق خو د کردی خراب
گشت رسوا مظهر فسق و فجور

 

زهرا ست تو را نام و تو خود خیر نسایی
زینب بودت دختر و تو گنج سخایی
ای فاطمه ای گوهر  یکدانه ی مادر
 
با خصم علی دشمن و از کینه رهایی 

 

ای دخت نبی ،مخزن اسرار دو عالم 
ای کوثر دین، مظهر حق، بضعه خاتم 
وی بهر پدر مادر و ای نادره دختر
از بهر علی همسر فرزانه و همدم

 

 

شیعه خطش ،خط شاه کربلاست
جوهرش خون و قلم تیغ ولاست
شیعه راهش راه زهرا و علیست
جان نثار خط سرخ مرتضاست 

 

حسین و کربلا  و خون یاران
گلستانی بود در شوره زاران
عجب با غی بپا کرده است مولا
گل نشکفته دارد این گلستان


  

فاطمه خود برترین بین زنان

تهفه پروردگار است در جهان 

فاطمه دردانه ای همرنگ نور 

چلچراغ مجلس و نو ر جنان

 

 

السلام ای زینت جان بتول
زینب ای آلاله ی باغ رسول
حبذا ای مظهر صبر و یقین
جمله ی اعمالتان باشد قبول



ای محمد مظهر خلق کبیر
صاحب حمد و مقام بی نظیر
خلق را منجی ز گمراهی تویی
وصف تو باشد کثیر و دلپذیر

 

ای محمد نور چشم مسلمین
معدن جان را تویی دڙ ثمین
ای وجودت معدن اسرار حق
شد تجلی در ملاقاتی بهین

 

گفت پیغمبر که نور سرمد است
نام پاکش مصطفی و احمد است
در قیامت می کنند پرسش تو را

چونکه دنیا شاهد خوب از بد است

 

از وجود اقدس شمس الهدی
می شود عالم پر از نور و صفا
بیرق ختم رسولان در کفش
تا کند دین خدا را او به پا

 

 

    آخرین وارث امام غایب است

او که بر جمله حریفان غالب است
قدرت اعجاز دارد چون رسل 
صاحبان معرفت را نایب است

 


 
آخرین حجت ولی اعظم است
او که بر جمع ائمه خاتم است
در یم عشقش همه طاهر شوند
منجی و نور هدی در عالم است

 

مرهم دلهای محزون و پریش
در رحم گوید سخن با مام خویش
جملگی در انتظار روی او
هر گروه و مذهب و آیین و کیش

 

حبذا ای یوسف آل علی
مظهر پویای آمال علی
ای وجودت گنج لطف سرمدی
خود برآور راه و امیال علی

 

منتظر یعنی مهیا گشتن و خود ساختن
در مصاف دشمنان ایمان و دل  ناباختن
پا نهادن در طریق متقن اهل یقین
طالب محبوب بودن وز جهان رخ تافتن

 

 

کی شود یارب که ما را رحمت مطلق رسد
موقع اثبات صدق  ذکر جاء الحق رسد
گیتی اند ر نور گردد چونکه آن مصلح رسد

دولت مهدی به پا و صاحب و ذی حق رسد

 

دعا کن بر فرج بهر عدالت
که مهدی آید آن روح ولایت
خداوند احد وعده نموده است
حکومت بر جهان را تا قیامت

 

شب قدر است و ایام عبادت
نصیب نور حق گشته شهادت
شکستند حرمت محراب و مسجد
به خون آغشته شد دین و سیاست

 

چو نمودند خطا در هدف و راه نبی
شد عیان معرفت و همت والای ولی
مکر کین بهر خلافت چو موفق گردید
گشت خامش ز شکایت لب حق گوی علی

 

بینوایی که بیامد به حرم بهر نیاز
خاتمی داد علی از کرمش  حین نماز
به ولایت بنمودند ستم هر شب و روز 
مردم عهد شکن در حرم وشهرحجاز

 

من چو خارم به کنار گل خوشبوی علی
دست گل چین زمان چید گل روی علی
من ندارم هوسی جز نظری در بر دوست
تا که بینم گل و بوسم رخ و بازوی  علی

 

بهترین جا در مساجد در کجاست

هست در محراب و آن در ابتدا ست

شد علی غرق به خو ن در سجده گاه

بهترین  سالک میان اولیا ست

 

 

  ای اهل گناه و معصیت برگردید

ای اهل ثنا و معرفت در یابید
مردم همه مشتاق رخ محبوبند
ای اهل نیاز و مغفرت برتابید

 


 

بار الها، سفر کرب  و بلا می خواهم

بار الها، دل پر نور و صفا می خواهم

بار الها ، تو مرا شیفته ی خود کردی

 بار الها، سفر عشق و تو رامی خواهم

 

 

 

نمازی خوان چو مولا گر توانی

که تیر از پا کنند و خود ندانی

نمازی با حضور دل بپا دار

که دارد ارزشی والا چو دانی

 

الا  ای  ساکن  کوی ا لهی 

تویی آ یینه  زیبای  شاهی

اگر خواهان روی ذوالجلالی

تماشا  کن  رخ  ماه  ولایی

  

بار الها، تو کریمی و رحیمی و عظیم

ما فقیریم و گرفتار و اسیریم و ندیم

تا به کی  سرور ما حاضر و ما در غیبت

بار الها، تو رئوفی و امیری و علیم

 

 

هادی بشر  به عقل و دین است

پیغمبر و منجی امین است

پیغمبر  حق  ، رهبر عالم

ناجی و ولی مسلمین است

 

از دامن زن ،  مرد به معراج رود 

در دامن او ، نور خدا دیده شود

کعبه بشکافت، تا علی پا بنهاد

بر عالم هستی ، گهری را بدهد



 دنباله روی راه ولا می باشیم 

چون شیفته ی آل عبا می با شیم
خون شهدا ناجی ما در دو جهان
ما شیعه ی آل مرتضی می باشیم


سالکان ، حامی خط شهدا می باشند
عاشقان ، پیرو راه  کربلا می با شند
صاحبان معرفت، مشتاق منجی زمان
عارفان ، منتظر نور خدا می باشند


 خون به دلم ای مه تابان چرا 

رو ننمایی به رفیقان چرا
دیده ی ما منتظر روی توست
رخ ز همه کرده ای پنهان چرا

با آمدنت دلم صفا می یابد
باران امید خوشنوا می بارد
عشق تو زده به جان ما آتش ها
خنده به لبان بینوا می آید

ای کاش،که ظلم و جور برچیده شود
طومار ستم ز بیخ و بن  بسته شود
با صاحب امر و صاحب کون و مکان
عدل و شفقت جاری و آن دیده شود


ای کاش،که صاحب الزمان می آمد
دستور قیام ، توامان می آمد
مهدی ز پس پرده برون می گردید
آوای اناالحق ، ز جهان می آمد

با آمدنت ، جهان گلستان گردد
حاجات روا ، ز ختم قرآن گردد
یاد خوش تو، به دل دهد آرامش
آزاد بشر، ز شر شیطان گردد

دشمنان اهل بیت مصطفی
گاه در مکه گهی در نینوا
می کنند ظلم و جفا بر زائرین
می کشند اندر منا و کربلا


بی قرارم، سوگوارم ، تا ظهور
حاجیان را می کشند،اصحاب جور
غم گسارم ، مهدی صاحب زمان
ریشه ی ظالم بکن، آور سرور


شد تجلی در زمین نور خدا
در امام و در نبی و مقتدا
چهارده معصوم از انوار حق
هر یکی در آب و گل از هم جدا

چه خوش گفت مظلوم عالم حسین

خدایا نما خود به مردم چو عین

ببینند حق را به چشم یقین

نباشند درطاعت حق چنین


سراینده دکتر علی رجالی

 

  • ۹۶/۰۷/۲۹
  • علی رجالی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی